گزارشی از تجمع سراسری بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی

گزارشی از تجمع سراسری بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در روز چهارشنبه ۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۰ از یک فعال بازنشسته منتشر شده است.

روز چهارشنبه در دست‌کم ۲۱ شهر از جمله تهران در برابر مجلس و دیگر شهرها در برابر سازمان تامین اجتماعی، تجمع سراسری بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی، در ادامه تجمع یکشنبه‌ها برگزار شد.

گزارش پیش رو از تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران از طرف یک فعال بازنشسته تحت عنوان «تداوم یکشنبه‌های عصیان» تهیه و منتشر شده است.

«امروز چهارشنبه ۲۵ فروردین، بازنشستگان تامین اجتماعی در تداوم اعتراضات سلسله‌ای یکشنبه‌ها، در میدان بهارستان مقابل مجلس گردهم جمع شدند تا به شرایط فلاکت‌باری که بخاطر بی‌تعهدی حکومت، وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی بر آنها وارد شده معترض شوند.

در تجمع امروز (چهارشنبه)، بازنشستگان تهران، از بازنشستگان تامین اجتماعی تبریز و رشت اعلام حمایت نمودند؛ در تهران بازنشستگان از حرکت اعتراضی بازنشستگان تبریز که اقدام به تحصن در محل سازمان تامین اجتماعی کرده بودند اعلام حمایت نمودند و به برخورد خشن پلیس در مواجهه با بازنشستگان رشت به شدت اعتراض کردند.

بازنشستگان تهران که با حضور چشمگیر بازنشسته‌های خانم برگزار شد ، بعد از نیم ساعت تجمع در مقابل مجلس و سر دادن شعارهایی از جمله:

«اسماعیل گرامی آزاد باید گردد»، «فقط کف خیابون بدست میاد حقمون» و «همسان‌سازی کجا بود، تزویر ریا دروغ بود» به سمت سازمان برنامه و بودجه حرکت نمودند.

در مسیر حرکت شعارهایی از جمله: «مردم حمایت کنید ، مردم حمایت کنید»، «تورم گرانی بلای جان مردم»، «کارگر زندانی آزاد باید گردد»، «حقوق ما ریالیه هزینه‌ها دلاریه» و «اسماعیل گرامی آزاد باید گردد» مرتب از سوی تجمع‌کنندگان سر داده می‌شد.

ضمن حرکت بازنشستگان در پیاده‌رو، بر تعداد نیروهای پلیس افزوده می‌شد و حضور نیروهای امنیتی با لباس شخصی کاملا محسوس بود .

با رسیدن بازنشستگان جلوی سازمان برنامه و بودجه شعارهای «نوبخت بیا پایین، بدبخت بیا پایین»، «سالاری حیا کن سازمان را رها کن»، «شریعتمداری حیا کن وزارت را رها کن» و «ما دیگه رای نمی‌دیم ، از بس دروغ شنیدیم» تجمع ادامه پیدا کرد.

تجمع سراسری بازنشستگان
تجمع سراسری بازنشستگان و مستمری بگیران
با مستقر شدن کامل تجمع‌کنندگان مقابل سازمان تامین اجتماعی، نیروهای پلیس اقدام به ایجاد دیواره‌ایی انسانی از نیروهای‌های پلیس مقابل سازمان برنامه و بودجه نمودند.

صدای شعارها همچنان طنین انداز بود:‌ «حقوق های نجومی، فلاکت عمومی»، «اسماعیل گرامی آزاد باید گردد»، «کارگر زندانی آزاد باید گردد»، «صدای بازنشسته حقوق طبق تورم» بطور مرتب از سوی تجمع‌کنندگان سر داده می‌شد.

بعد از گذشت نیم ساعت تجمع و سر دادن شعار، تجمع کنندگان به سمت مجلس حرکت کردند که نیروهای پلیس با مسدود کردن مسیرهای خروجی، تجمع کنندگان را با ایجاد دیواره‌هایی از پلیس به سمت مترو هدایت می کردند.

تجمع کنندگان با شعار «نیروی انتظامی حمایت حمایت» و پس از مباحثه چند تن از بازنشستگان با پلیس، آنها مسیر را برای عبور به سمت مجلس باز نموده و تجمع‌کنندگان با شعار دادن به سمت مجلس حرکت نمودند.

تجمع سراسری بازنشستگان
تجمع اعتراضی پزشکان جوان داروساز

داروسازان جوان هم امروز (چهارشنبه) در مقابل مجلس تجمع داشتند که با رسیدن بازنشستگان به آنها، تجمع‌کنندگان بازنشسته با شعار: «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» ، «داروسازان حمایت حمایت»، «داروسازان اتحاد اتحاد»، «این همه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی»، «حقوق ما ریالیه ،هزینه‌ها دلاریه»، «خط فقر ۱۰ میلیون، حقوق ما ۳ میلیون» و «رزمندگان دیروز، معترضان امروز» از تجمع اعتراضی پزشکان جوان داروساز اعلام حمایت نمودند.

در انتهای مراسم نیروهای امنیتی بشدت جمعیت را زیر نظر داشتند.

تجمع در پایان با اعلام تجمع بعدی روز یکشنبه ۲۹ فروردین ماه ۱۴۰۰ از سوی اکثریت بازنشستگان در ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه به پایان رسید.

مرگ و مصدومیت ۶ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

روز گذشته و امروز چهارشنبه ۲۵ فروردین ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۶ کارگر در شهرهای قزوین، ساوه و اصفهان دچار حادثه شدند. در این حوادث ۲ کارگر جانشان را از دست دادند و ۴ کارگر مصدوم شدند. همچنین مدیرکل پزشکی قانونی آذربایجان شرقی از مرگ و مصدومیت ۱۴۲۷ کارگر در این استان طی سال گذشته خبر داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خبرگزاری صدا و سیما، امروز چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰، چهار کارگر بر اثر انفجار کوره مواد مذاب در شهرک صنعتی حیدریه در قزوین دچار سوختگی شدند.

دکتر طارمی ها، رئیس بیمارستان شهید رجایی قزوین گفت: ۴ کارگر یک شرکت ذوب فلزات، بر اثر انفجار کوره مواد مذاب در شهرک صنعتی حیدریه، دچار سوختگی شده و با اقدام سریع نیرو‌های اورژانس به بیمارستان شهید رجایی قزوین منتقل شدند.

وی افزود: ۲ کارگر ۳۱ و ۳۸ ساله با ۹۰ درصد سوختگی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شده اند.

دکتر طارمی‌ها خاطرنشان کرد: ۲ کارگر ۲۸ و ۲۹ ساله نیز به ترتیب با ۱۵ و ۳۰ درصد از ناحیه سر، صورت، کتف، دست، پا و قفسه سینه دچار سوختگی شدند که برای مداوای بیشتر به اتاق عمل منتقل شده اند.

مرگ یک کارگر در ساوه

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، روز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، یک کارگر کارگاه تولیدی در جاده نورعلی بیگ ساوه در اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد.

سرپرست مرکز حوادث و فوریت‌های پزشکی ساوه گفت: ساعت ۱۵ و ۷ دقیقه دیروز، مرکز ارتباطات و هدایت عملیات اورژانس شهرستان ساوه گزارشی از یک مورد برق گرفتگی در یک کارگاه در جاده نورعلی بیگ ساوه دریافت کرد.

بهرام صیدی افزود: تیم عملیاتی اورژانس بعد از رسیدن به محل حادثه با ایست قلبی و تنفسی مصدوم مواجه شدند و عملیات احیای قلبی و ریوی مصدوم را شروع کردند.

او اضافه کرد: علیرغم تلاش تیم عملیاتی اورژانس پیش بیمارستانی و تیم درمان بیمارستانی شهید مدرس جهت احیای مصدوم متاسفانه فرد حادثه دیده به اقدامات درمانی جواب نداد و فوت شد.

مرگ یک کارگر در اصفهان

به گزارش فارس، یک کارگر در اصفهان در پی حادثه برق گرفتگی جان خود را از دست داد.

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان گفت: ساعت ۱۴ و ۲۶ دقیقه بعد از ظهر امروز یک مورد حادثه برق‌گرفتگی در آسانسور در خیابان بازارچه گزارش شد که در کوتاه‌ترین زمان عوامل آتش‌نشانی حضور پیدا کردند.

فرهاد کاوه آهنگران بیان کرد: در این حادثه یک جوان ۲۲ ساله از کارگران ساختمان دچار برق گرفتگی شده بود و با وجود تلاش‌های بسیار آ‌تش‌نشانی و اورژانس فرد حادثه دیده فوت کرد. سپس عملیات رهاسازی انجام و جسد تحویل عوامل انتظامی شد.

مرگ و مصدومیت ۱۴۲۷ کارگر در آذربایجان شرقی طی سال ۹۹

به گزارش ایسنا، مدیرکل پزشکی قانونی آذربایجان شرقی گفت: طی سال ۹۹، بالغ بر ۱۱۴ نفر در اثر حوادث ناشی از کار در استان جان خود را از دست دادند که همگی آن‌ها مرد بودند.

دکتر علی صفایی فرد با اعلام این خبر گفت: این آمار نسبت به مدت مشابه یعنی سال ۹۸ که ۹۶ نفر فوت کرده بود، ۱۹ درصد افزایش یافته است.

وی در خصوص علت فوت این افراد، اظهار کرد: ۵۶ نفر به علت سقوط از بلندی، ۲۸ نفر بر اثر اصابت جسم سخت، ۱۱ نفر بر اثر برق گرفتگی، ۱۱ مورد خفگی یا کمبود اکسیژن، پنج نفر غرق شدگی و سه نفر نیز بر اثر سوختگی جان خود را از دست داده‌اند.

وی اضافه کرد: در طی این مدت، تعداد ۱۳۱۳ نفر نیز بر اثر مصدومیت ناشی از حوادث کار به ادارات پزشکی قانونی استان مراجعه کردند که از این تعداد ۲۸ نفر زن و بقیه مرد بودند. این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن، یک درصد کاهش یافته است.

معوقات مزدی کارگران شهرداری شوشتر

 کارگران شهرداری شوشتر واقع در استان خوزستان، از عدم پرداخت مطالبات مزدی ۴ ماهه خود خبر دادند. این کارگران همچنین چندین ماه مطالبات بیمه‌ای طلب دارند که مربوط به سال های ۹۶ و ۹۷ است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، جمعی از کارگران شهرداری شوشتر، از چندین ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده خبر دادند.

یکی از کارگران گفت: حدود ۵۰۰ نفر در مجموعه شهرداری شوشتر، به صورت پیمانکاری، قراردادی و رسمی مشغول به کار هستیم که دست‌کم چهار ماه مطالبات مزدی‌مان به تاخیر افتاده است.

او با بیان اینکه چندین سال است با مشکل معوقات مزدی روبرو هستند، در ادامه گفت: آخرین حقوقی که دریافت کرده‌ایم مربوط به آبان ۹۹ بود که روز ۲۰ فروردین ماه سال جاری به حساب کارگران واریز شد.

به گفته وی؛ عدم پرداخت مطالبات مزدی و بیمه‌ای، مشکلات بسیاری برای خانواده‌های ما به وجود آورده است.

او در ادامه درباره معوقات بیمه‌ای خود و همکارانش گفت: چندین ماه مطالبات بیمه‌ای داریم که مربوط به سالهای ۹۶ و ۹۷ است.

بازنشستگان تأمین اجتماعی در دست‌کم ۱۸ شهر ایران تجمع کردند

بازنشستگان تأمین اجتماعی ایران روز چهارشنبه و در ادامه اعتراض‌های صنفی خود در دست‌کم ۱۸ شهر تجمع کردند.

از تجمعات اعتراضی قبلی بازنشستگان در مقابل مجلس در تهران
این تجمع‌ها از جمله در شهرهای بجنورد، اراک، مشهد، ایلام، تهران، کرج، شوش، هفت‌تپه و تبریز برگزار شد. بازنشستگان همچنین در کرمان، کرمانشاه، یزد، خرم‌آباد، اهواز، بهشهر، رشت، شوشتر، اصفهان و نیشابور تجمع کردند.

در تهران، بازنشستگان از مقابل مجلس به سمت سازمان برنامه ‌و بودجه راهپیمایی کردند و در سایر شهرها، تجمع‌ها در مقابل اداره‌های تأمین اجتماعی برگزار شد.

بر اساس فیلم‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، بازنشستگان در کرمان و شوش وارد ساختمان‌های تأمین اجتماعی شدند و شعار دادند.

بازنشستگان تأمین اجتماعی خواستار اجرای مرحله دوم متناسب‌سازی دستمزدها بر روی فیش حقوق فروردین، افزایش سالیانه مستمری‌ها از فروردین، پرداخت مزایای شغلی و برخورداری از درمان رایگان هستند.

بازداشت یک معلم به خاطر اعتراض به سند همکاری ایران و چین

«بتول امینی ده‌یادگاری»، آموزگار مقطع ابتدایی، در شهر مشهد صبح روز ۱۶فروردین۱۴۰۰ در منزلش بازداشت شده است. او تاکنون با خانواده‌اش تماس نگرفته و محل نگهداری او مشخص نشده است. درباره وضعیت این معلم زندانی با فرزندش «فوآد سجودی فریمانی» گفت‌وگو کرده‌ایم. او می‌گوید: «مادرم به دلیل اعتراض به توافق بیست‌وپنج ساله ایران و چین در فضای مجازی بازداشت شده است.»

***

«هشت روز است که مادرمان را در مشهد بازداشت کرده‌اند، هنوز نمی‌دانیم در کدام زندان یا بازداشتگاه است. هیچ تماسی هم نگرفته است.»

این بخشی از صحبت‌های «فوآد سجودی فریمانی» فرزند «بتول امینی ده‌یادگاری» آموزگار مقطع ابتدایی در دبستان‌های شهر مشهد در گفت‌وگو با ایران وایر است. معلمی که از صبح روز شانزده فروردین‌ماه ۱۴۰۰ با مراجعه ماموران امنیتی به منزل شخصی‌اش بازداشت شده است.

خانم امینی همسر شهید «غلامعلی سجودی فریمانی» و مادر «فواد سجودی فریمانی» زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر است. به گفته فوآد، مادرش به دلیل اعتراض به «سند همکاری ایران و چین» در فضای مجازی بازداشت شده است.

امضای توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در هفتم فروردین ۱۴۰۰ و تعهداتی که ایران در مقابل دولت چین داده با واکنش گسترده شهروندان در فضای مجازی روبه‌رو شد و در برخی شهرهای ایران نیز تجمعاتی شکل گرفت.

فوآد سجودی فریمانی به ایران وایر می‌گوید علاوه بر مادرش  تعداد دیگری از شرکت‌کنندگان در تجمع اعتراض به سند همکاری ایران و چین در مشهد هم بازداشت شده‌اند؛ اما خانواده‌های‌ آن‌ها در مورد این بازداشت‌‌ها تا این لحظه اطلاع‌رسانی نکرده‌اند. او که خود تجربه بازداشت چهارماهه و انفرادی در بند دو الف زندان اوین را دارد، در این مورد می‌گوید: «من حدود چهار ماه در دو الف سپاه بوده‌ام. نصف بیشتر این مدت را در انفرادی و انزوای مطلق بودم. در تمام این مدت، مادر من کوچکترین مصاحبه‌ای نکرد، به این امید که حکومت به من رحم کند. ولی در نهایت کیفرخواست اعدام برای من صادر کردند.» به باور فرزند خانم امینی «سکوت خانواده‌ها یعنی دادن چک سفید امضا به بازجو و شکنجه‌گر»

فوآد سجودی که تا پیش از بازداشت و در نهایت ترک ایران در آبان‌ماه ۱۳۹۰ دانشجوی دکترای مهندسی پزشکی در دانشگاه امیرکبیر بوده، سرانجام در ۱۴اردیبهشت۱۳۹۰ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «پیرعباسی» دادگاهی شده و حکم هشت سال زندان برای او صادر شده است.

پنج سال از این حکم به خاطر «توهین به مقدسات»، ۲ سال به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بود و یک سال آن به اتهام «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و رهبر فعلی» آن بوده است. علاوه بر آن ۱۰۰ ضربه شلاق به خاطر «توهین به احمدی‌نژاد» و ۱۰۰ هزار تومان هم به اتهام توهین به شورای نگهبان در حکم او آمده است. این در حالی است که بازجویان اطلاعات سپاه در متن کیفرخواست او که با سر برگ «یالثارات» بود، اتهام فوآد را «سبالنبی» اعلام کرده و درخواست اعدام داده بودند. اما قاضی پیرعباسی حکم هشت سال زندان را برای او صادر کرد. صدور این حکم باعث خروج او از ایران شد.

فواد سجودی فریمانی به محض اطلاع از بازداشت مادرش، اقدام به اطلاع‌رسانی در توئیتر و گفت‌وگو با رسانه‌ها کرده است؛ اما همین موضوع موجب شده که دیگر اعضای خانواده ارتباط خود را با او قطع کنند: «به‌خاطر مصاحبه‌هایی که انجام دادم، ارتباط من با افراد فامیل و خواهر و برادرم کلا قطع شده. من از روز اول گفتم که اجازه نمی‌دهم مادرم در سکوت خبری در بازداشت بماند و بابت افشای این ماجرا به‌هیچ عنوان پشیمان نیستم.»

به گفته او گروگان‌گیرها اولین جمله‌ای که به خانواده گروگان می‌گویند این هست که اگر به پلیس اطلاع بدهید، گروگان را می‌کشیم: «جمهوری اسلامی هم هر وقت کسی را به اسارت می‌گیرد، اولین جمله‌ای که به خانواده او می‌گویند این است که اگر رسانه‌ای کنید، برای زندانی بدتر خواهد شد. این شباهت تصادفی نیست.»

آقای فریمانی با اشاره به عدم تماس تلفنی مادرش از محل بازداشت و همچنین مراجعات بی‌نتیجه خانواده، تا پیش از قطع ارتباط با او، به مراجع قضایی برای تبدیل قرار بازداشت به وثیقه خبر داد و در ادامه گفت: «ماموران با تفتیش منزل و با ضبط وسایل الکترونیک شامل گوشی تلفن همراه و تبلت، ایشان را با دستبند به محلی نامعلوم منتقل کرده‌اند. در حالی که بازپرس پرونده درخواست فرزندان برای اطلاع از نحوه گذاشتن قرار وکالت برای این پرونده را با هتاکی و رفتار نامناسب و تهدید به قرار عدم دسترسی پاسخ داده است.»

به گفته فوآد سجودی، به احتمال زیاد حفاظت اطلاعات سپاه مشهد مسئول بازداشت مادرش بوده و ایشان همانند بسیاری از بازداشتی‌های دیگر در جمهوری اسلامی برای اعتراف به اتهامات واهی تحت فشارهای روانی قرار دارند.

فوآد سجودی فریمانی درباره مادر خود می‌گوید: «مادرم از معلمان شاغل در آموزش و پرورش است، اصالتا اهل روستای ده‌یادگاری از توابع سیرجان، ولی خانواده پدری او از فعالان سیاسی با سابقه در شهرستان تربت جام هستند. او به علت سختی فراوانی که قبل و بعد از انقلاب، در زمان جنگ ایران و عراق و پس از شهادت همسر خود، متحمل شده‌، از بیماری‌های مختلفی رنج می‌برد.»

او که در توئیتر خود هم به اطلاع‌رسانی درباره مادرش پرداخته، با اشاره به سابقه زندگی این معلم بازداشتی می‌نویسد: «مادر من انقلاب را دیده، شکنجه‌های پدرش را دیده، جنگ و گلوله و خمپاره را دیده، شهادت شوهرش را دیده، زندان و شکنجه پسرش را دیده، این زن را از چه چیزی می‌خواهید بترسانید؟»

او در گفت‌وگوی خود با ایران وایر خبر از بازداشت تعدادی از اعضای خانواده شهدا را  داد که به سند همکاری ایران و چین معترض بودند، ضمن درخواست شکستن سکوت توسط خانواده‌ها درباره سوءاستفاده جمهوری اسلامی از این خانواده‌ها گفت: «متاسفانه بخش بزرگی از جامعه ایران، تنفری را که از جمهوری اسلامی و دارودسته خامنه‌ای دارند، به خانواده‌های شهدا تعمیم می‌دهند. در حالی که بخش بزرگی از خانواده‌های شهدا هم مثل بقیه مردم از این حکومت متنفرند. مثل خانم فاطمه سپهری در میان خانواده شهدا کم نیست، اما همه توان و شجاعت مبارزه در این حد را ندارند.»

وضعیت نابسامان معادن کشور و احتمال بیکاری کارگران

وضعیت معادن کشور در سال ۱۴۰۰، با ورود بنگاه‌های خصولتی رو‌ به وخامت گذاشته و چشم انداز رکود و تعطیلی در بخش معدن را بیشتر کرده است. تعطیلی معادن به معنی افزایش تعداد بیکاران در بازار کار کشور است.

کارگری در معدن، در صدر کارهای سخت و زیان آور است. در قانون کار هم بعد از تعریف شغلهای سخت و زیان آور در صدر آنها از کار در معدن نام برده است.

برای کارگران معدن در علاوه بر شرایط سخت کاری باید، هراس از بیکاری و تعطیلی معادن را هم در نظر گرفت. یکی از عوامل تعطیلی معادن، خصولتی کردن آنها است.

رئیس کمیسیون معدن خانه اقتصاد ایران در گفت‌و‌گو با سایت اقتصاد ۲۴ که در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ منعکس شده به نقض مخرب خصولتی کردن معادن اشاره کرده ومی‌گوید: «بنگاه‌های خصولتی در بازار‌های هدف، دست به رقابت‌های غیر اصولی زده‌اند و همین موضوع وضعیت برند‌های متنوع ایرانی در بازار جهانی را به مخاطره انداخته و با ارزان فروشی محصولات، وضعیت بازار داخل و خارج را برهم زده است.»

تاثیر منفی ورود دولت در معادن

وضعیت نابسامان معادن کشور
وضعیت نابسامان معادن کشور

وی با اشاره به اینکه امسال اصلاح قانون معادن انجام خواهد شد تصریح می‌کند: « به نظر می‌رسد سال ۱۴۰۰ سالی پر فراز و فرودی پیش روی بخش معدن باشد چرا که احتمال اصلاح قانون معادن که در آن بدعت‌های خطرناکی ممکن است طرح شود پیش بینی می‌شود.»

یکی از تهدیدهای بخش معدن، بودجه دولت در سال ۱۴۰۰ است. تورم زایی این بودجه و تکیه بخشی از درآمدهای آن بر محصولات معدنی، به ضرر معادن خواهد بود. نمونه آن هم افزایش ۴۰۰ درصدی حقوق دولتی است که روی هزینه های استخراج تاثیر منفی خواهد گذاشت.

صمدی وضعیت معادن در سال ۱۴۰۰را اینگونه پیش بینی کرد: «:خیلی نمی‌توان به سال ۱۴۰۰ در بخش معدن و محصولات معدنی خوشبین بود وشرایط سختی در انتظار بخش تولید و صادرات محصولات معدنی می‌باشد.»

وضعیت نابسامان معادن کشور در سال ۱۴۰۰، بر نگرانی کارگران و هراس ‌آنها از بیکاری می‌افزاید. وضعیت نابسامان معیشتی درسال ۱۴۰۰، اصلی ترین مشکل همه اقشار مردم بخصوص کارگران  است که با تورم روز افزون، هر روز سفره شان کوچکتر شده است.

دولت در بازی افزایش دستمزد‌ کارگران پیشاپیش باخته است.

محمود جامساز(اقتصاددان)، در اظهاراتی صریح در بررسی و تحلیل شرایط اقتصادی کشور، به صراحت اعلام نمود که: دولت در بازی افزایش دستمزد‌ کارگران پیشاپیش باخته است.

وی در یک گفتگوی مطبوعاتی، براین موضوع تأکید نمود که بدلیل مدیریت غلط اقتصادی کشور، امروزه تا دهک هفتم درآمدی جامعه، به زیر خط فقر رفته‌اند. فساد در بوروکراسی کشور بیداد می‌کند. نقدینگی ۳۰۰۰ هزار میلیارد تومانی صرفا در اختیار عده محدودی قرار دارد که موجب نابودی اقتصاد کشور در همه زمینه‌ها شده است.

جامساز، سیاست دولت در زمینه افزایش دستمزدها را به‌شدت به زیر سوال برد و آنرا بازی با نرخ اسمی دستمزدها برشمرد. وی در این زمینه گفت: دولت‌ها با ایجاد و تقویت بنیان‌های تورم‌زا، چنان در ایجاد تورم‌های افسارگسیخه نقش داشته‌اند که افزایش دستمزدها به یک شوخی و مقوله‌ای خنثی تبدیل شده است. دولت در سال ۱۴۰۰ وعده داده است که به میزان یک میلیون تومان به حقوق کارگران بیفزاید. اما افزایش قیمت کالا‌ها و دیگر خدمات اجتماعی، خیلی سریع همه دستمزد‌های آنها را بلعیده و چیزی باقی نخواهد گذاشت.

بازی دولت در افزایش دستمزد‌ کارگران

محمود جامساز، در توضیح شیوه برخورد دولت با موضوع افزایش دستمزد‌ کارگران گفت: دولت سالی یک‌بار به افزایش دستمزدها تن می‌دهد. اما این یک بازی با افزایش دستمزدهاست. زیرا در طول سال، چنان سیاست‌گذاری می‌کند و متغیرهای کلان اقتصاد کشور را تغییر می‌دهد که افزایش قیمت‌ها‌‌‌، به‌طور مکرر و متوالی تکرار می‌گردد. با این افزایش قیمت‌ها در طول سال است که کاهش واقعی نرخ دستمزد‌ها مشهود می‌شود. شاید دولت، انتظار رضایت‌بخشی‌های زود هنگام  از این افزایش دستمزد‌ کارگران داشته باشد، اما چنین رضایتی تاکنون حاصل نشده و حاصل نیز نمی‌شود. سیاستگذاری‌ها باید بر مبنای اصول علمی و مبتنی بر عقلانیت باشد، در حالیکه در سیاست‌ اقتصادی کشور عقلانیتی وجود ندارد.

راه حل عاقلانه، حمایت از تولید است. اما در حال حاضر بسیاری از بنگاه‌های تولیدی لنگ تنخواه گردان هستند و هیچ حمایتی از آنان صورت نمی‌گیرد. بسیاری از بنگاه‌های کوچک و متوسط، دیگر توان اداره واحد تولیدی خود و حفظ نیروی کارشان را ندارند. اما فساد حاکم بر کشور، موجب شده است عمده نقدینگی کشور فقط در اختیار عده معدودی قرار بگیرد و بخش واقعی تولیدی کشور، در حال نابودی قرار گرفته است.

هیچ چشم‌اندازی برای اقتصاد کشور وجود ندارد

محمود جامساز، در بخش دیگری از گفتگوی خود در مورد وضعیت اقتصادی کشور، به موضوع تحریم‌ها و نقش ‌آن در وضعیت فعلی پرداخت. وی گفت اولا که برداشته شدن همه تحریم‌ها، امری خیال‌پردازانه و موهوم است. چنین اتفاقی نخواهد افتاد. زیرا این مذاکرات طولانی خواهد بود و تا زمانی که لوایح FATF در کشور تصویب نشوند، ما برای ورود ارز به کشور مشکل خواهیم داشت. بدلیل وجود تحریم‌ها و عدم تولید نفت، بسیاری از چاه‌های نفت ما فرسوده شده و توان تولید خود را از دست داده‌اند. حتی اگر تحریم‌ها هم برداشته شوند، در کوتاه مدت نمی‌توان میزان صادرات نفت خود را مانند گذشته احیا نمود.

بنا براین، دولت باید با سیاست‌ گام به‌گام، به گونه‌ای پیش برود که به موازات افزایش دستمزد‌ کارگران و کارمندان دولتی، امر تولید نیز در کشور شکل بگیرد. در غیر این‌صورت در دور باطلی حرکت خواهیم نمود که فشارهایش، تنها بر روی دوش مردم خواهد بود. حرکت در چنین روندی به نفع هیچ‌کس نخواهد بود و تبعات سنگینی برای کشور خواهد داشت.

ضروری است اشاره کنیم که این اقتصاددان به این موضوع ورود نکرد که تحریم‌ها خود، حاصل کلان سیاست‌های منطقه‌ای همین حاکمیت است. واقعیت این است که تحریم‌ها را کسی از بیرون به ما تحمیل نکرده‌است. تحریم‌ها ناشی از عملکرد حاکمیتی است که رفاه و آسایش مردم هیچگاه جزو اولویت‌هایش نبوده و نیست.

در سایه عدم نظارت بر ایمنی و بهداشت محیط کار؛ شرایط بغرنج کارگران آجرپزخانه های پیرانشهر

 شهرستان پیرانشهر یکی از محروم ترین مناطق استان آذربایجان غربی است که بعضا مردمانش در سایه فقر و تنگدستی از زن و مرد و کودک برای امرار معاش مجبور هستند بدون عقد قرارداد به مشاغل پر خطری همچون کار در کوره‌پزخانه‌ها روی بیاوردند. کوره‌پزخانه‌هایی که در سایه عدم نظارت بازرسان اداره کار به یکی از پرخطرترین محیط های کاری تبدیل شده و خطر حوادث ناشی از کار و شرایط نا مساعد بهداشتی، همواره سلامت و حتی جان آن‌ها را تهدید می‌کند. ایوب کارگری ۲۳ ساله بود که سال گذشته در اثر حادثه‌ای در یکی از کوره‌پزخانه‌های این شهرستان جان خود را از دست داد که به گفته همکارانش ناایمن بودن تجهیزات کارگاه عامل مرگ وی بودند. مطابق با قانون کار، وزارت کار و امور اجتماعی موظف به نظارت بر اجرای صحیح قوانین و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مربوط به حفاظت فنی است. مستند “رنج آجرپزان” ساخته مسعود قادری، روزگار سخت کارگران آجرپزخانه‌های شهر پیرانشهر را به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایلنا، شهرستان پیرانشهر یکی از محروم ترین مناطق استان آذربایجان غربی است که بعضا مردمانش در سایه فقر و تنگدستی از زن و مرد و کودک برای امرار معاش مجبور هستند بدون عقد قرار داد با کمترین دستمزدها به مشاغل پر خطری همچون کار در کوره‌پزخانه‌ها روی بیاوردند.

بر اساس این گزارش، برخی از کارگران با سابقه‌ای بیش از ۲۰ سال کار، همچنان از حق داشتن بیمه محروم هستند و در صورت پرداخت بیمه این کارگران از دستمزد آنان کسر می‌شود.

به گفته کارگران با سابقه: طی این سال ها از هیچ ارگانی برای نظارت به محیط کارگاه نیامده‌اند.

نشمیل، یکی از کارگران کارگاه های آجرپزی با اشاره به اینکه در سایه فقر و نبود کار مجبور به فعالیت در این کار شده است، افزود: ما ۶ ماه از سال را در خوابگاه‌های کارگاه اقامت داریم که از داشتن آب شرب سالم، حمام و سرویس بهداشتی تمیز محروم است و این امر باعث بیماری کودکان‌مان شده.

ایوب جوانی ۲۳ ساله بود که سال گذشته در اثر حادثه‌ای در یکی از کوره‌پزخانه‌های این شهرستان جان خود را از دست داد که به گفته همکارانش ناایمن بودن تجهیزات در سایه عدم نظارت بازرسان اداره کار بر این کارگاه‌ها، در مرگ وی نقش داشت.

مطابق با قانون کار، وزارت کار و امور اجتماعی موظف به نظارت بر اجرای صحیح قوانین و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مربوط به حفاظت فنی است و از محیط های کاری باید بازرسی مستمر همراه با تذکر اشکالات و معایب و نواقص صورت گیرد.

مستند “رنج آجرپزان” ساخته مسعود قادری است که روزگار سخت کارگران آجرپزخانه‌های شهر پیرانشهر را به تصویر کشیده است، در ادامه می‌آید.

نمایشگر ویدیو

00:00

تجمع معلمان تازه استخدام شده در اعتراض به سطح نازل حقوق

روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰، بار دیگر تجمع معلمان تازه استخدام شده کشور در برابر مجلس با به نمایش گذاشتن اعتراض خود نسبت به سطح نازل حقوق و تبعیض در پرداخت حقوق برگزار شد.

معلمان تازه استخدام شده با برافراشتن بنرها، سر دادن شعارها و ایراد قطعنامه، خواهان همسان‌سازی، رتبه‌بندی واقعی و حقوق برابر در مقابل کار یکسان شدند.

تهران ؛ تجمع معلمان جوان مقابل مجلس: شعار هر معلم مرگ بر استثمار

معلمان معترض شعار می‌دادند:

ـ ما نو معلمانیم خواهان حق مانیم.

ـ شعار هر معلم مرگ بر استثمار.

ـ همسانی حقوق‌ها حق ماست حق ماست.

ـ حقوق ما ۲ میلیون  خط فقر ۱۰ میلیون.

ـ حقوق‌ها همسان بشه تبعیض برداشته شه.

ـ زحمت چند برابر حقوق نابرابر.

ـ ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما.

ـ صدا وسیما کجاست حقوق ما رو هواست.

لازم به یادآوری است که روز یکشنبه ۱۲ بهمن ماه ۹۹، برای دومین بار طی دو هفته معلمان تازه استخدام شده کشور، برای به نمایش گذاشتن اعتراض خود نسبت به سطح پایین حقوق در برابر مجلس دست به تجمع اعتراضی زدند.

در این تجمع روی یکی از بنرهایی که معترضین در دست داشتند خطاب به بهارستان نشینان آمده بود:

«به استحضار می‌رساند با توجه به وضعیت نامساعد شرایط اقتصادی و عدم هماهنگی که میان حقوق دریافتی و هزینه‌های جاری زندگی برای ورودی‌های جدید ماده ۲۸ (با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری از دانشگاه‌های دولتی و وضعیت متأهل بودن با حقوق دریافتی ۲۸میلیون ریال) وجود دارد، تقاضا داریم:

ـ نسبت به افزایش پایه حقوق فرهنگیان در راستای همسان‌سازی با سایر نهادها اقدام نموده (پایه حقوق سایر نهادها ۷۰میلیون ریال است)

ـ قانون رتبه‌بندی (سابقه‌بندی) معلمان را که قانونی تبعیض‌آمیز است از دستور کار خارج نمایید.​

تجمع فرهنگیان تهران در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری + فیلم

روز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰ تجمع فرهنگیان تهران در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری در برابر این نهاد دولتی برگزار شد.

تجمع فرهنگیان تهران در برابر دیوان عدالت اداری در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری
تجمع فرهنگیان تهران

فرهنگیان معترض در این تجمع اعتراضی پلاکاردهایی در دست داشتند که خواسته‌های خود را در آنها یادآور شده بودند.

از جمله خواسته این معترضین که در پلاکارد آنها نیز دیده می‌شد اجرای ماده ۹۱ قانون دیوان عدالت اداری بود؛ آنها همچنین در پلاکارد دیگری نوشته بودند: «ما فرهنگیان استان تهران نسبت به رای ۸۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱/۷/۹۹ اعتراض داریم.»

لازم به یادآوری است که در تاریخ ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۰ فرهنگیان و فارغ‌التحصیلان دانشسراهای تربیت معلم سراسر کشور طی نامه‌ای خواستار اجرای حکم اولیه دیوان عدالت درباره بازنشستگی فرهنگیان دانشسرایی شده بودند.

در بخشی از این نامه آمده بود: «ما جمع کثیری از فارغ‌التحصیلان دانشسراهای تربیت معلم سراسر کشور که حدود ۵۰ هزار نفر هستیم، به رای عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۸۲۵ تاریخ یکم مهر ماه ۹۹ که در آن عدم احتساب فاصله فراغت از تحصیل تا استخدام که باعث سوءاستفاده صندوق بازنشستگی کشوری و وزارت آموزش و پرورش شده است، اعتراض داریم.

این رای باعث تضییع علنی حقوق مکتسبه فرهنگیان عزیز در شرف بازنشستگی می‌شود و تقاضا داریم جهت حمایت همه جانبه در رفع این مشکل اقدام شود.»

در بخش دیگری از این نامه آمده بود: «بخش‌نامه‌های وزارت آموزش و پرورش نسبت به اجرا و اعمال احتساب ایام بلاتکلیفی فاصله فراغت از تحصیل تا استخدام، در احکام کارگزینی فرهنگیان دانشسرایی در بیش از یک دهه قبل، اصلاح و صادر گردیده است، ولی در حال حاضر صندوق بازنشستگی از اجرای نهایی این حکم سرباز می‌زند و مانع بازنشستگی همکاران می‌شود.

بهانه صندوق بازنشستگی این است که طرف شکایت فرهنگیان، وزارت آموزش و پرورش بوده است نه صندوق بازنشستگی کشوری و این امر موجب نارضایتی و سردرگمی فرهنگیان را فراهم آورده است.»

کندی واکسیناسیون؛ بیکاری روز افزون با فقر و فلاکت توده های کار و زحمت

فقر مالی، بهداشتی و فرهنگی، بیکاری، گرانی سرسام‌آور، تورم فزاینده و شدت یافتن معضل مسکن از چالش‌های بزرگی است که مردم ستمدیده و بلاکشیده میهن ما با آن دست به‌گریبانند و روزگاری پررنج و محرومیت را سپری می‌کنند. در چارچوب حکومت ولایی هیچ چشم‌انداز روشنی از گشایش مشکل‌های مردم دیده نمی‌شود. …..

براساس آماررسمی وزارت بهداشت رژیم تا کنون حدود۶٠٠هزارنفراز شهروندان  بە ویروس کرونا مبتلا شدە وحدود٣۴هزارنفر نیزجان خود را از دست دادند.

مرکزآمار رژیم جمهوری اسلامی اعلام کردە است، آماربیکاری درایران پیش‌ازشیوع ویروس کرونا از١٠درصد پایین‌ترنبودەاست اما با همەگیرشدن کرونا این آمارروبە افزایش یافتە و درکوردستان وایران بە بیش‌از۶میلیون نفررسیدە است.

مقامات رژیم «ولایی» با پنهان‌کاری، سوء مدیریت وخوداری ازتعطیلی مراکزعمومی، بە ویژە مراکزمذهبی قم ومشهد، بە شدت شیوع ویروس کرونا دامن زدە و در پی آن خسارات اقتصادی جبران ناپذیر بە مردم وارد و موجب تعطیلی بسیاری مشاغل شدە است.

بحران اقتصادی و بیکاری ناشی ازکرونا نارضایتی کارگران وکارکنان واحدهای تولیدی را درپی داشت کە بە اعتصابات وتجمعات اعتراضی  انجامیده است .پ رجمعیت‌ترین بخش‌های جامعه امروز از خرید مایحتاج روزانه‌شان ناتوانند. این درحالی است که اعضای طبقه حاکم و خانواده‌های‌شان در اشرافیت غوطه می‌خورند و به‌برکت غارت ثروت همین مردم کرامت‌باخته از زندگی “لاکچری”شان لذت می‌برند.

با وجود این معضلات، مسئولان رژیم همچنان بخشی ازدرآمد ایران را صرف سوریه، یمن حزب‌الله لبنان  می‌کند.

دولت هند طی٨۵ روزتوانستە است١٠٠میلیون نفر از شهروندان خود را واکسینە کند.

بە گفتە سخنگوی سازمان غذاوداروی رژیم ، تاکنون۵٧٠هزار دوز واکسن وارد ایران شدە کە این ‌مقدار پاسخگوی واکسیناسیون تنها٢٨۵ هزارنفرازجمعیت کشور است.

پیشترهم مقامات رژیم ایران گفتە بودند تا پایان سال٩٩،سەمیلیون دوزواکسن بە شهروندان تزریق خواهد شد کە تاکنون این رقم حدودا بە ١٢۵هزاردوزرسیدە است.

خبرگزاری “بلومبرگ” کە سرعت واکسیناسیون درجهان را تعقیب می‌کند گفتە است: رژیم حاکم بر ایران با سرعت کنونی تزریق، با حدود۴ هزاردوزواکسن درروز١٠سال طول می‌کشد تا ٧۵درصد جمعیت خودرا واکسینه کند.
رژیم جمهوری اسلامی، نه کفایت از بین بردن فقر و فلاکت را دارد، نه توان تأمین رونق اقتصادی، نه قدرت پایان دادن به عقب ماندگی کشور، نه برنامه‌ای برای تأمین کار و مسکن برای میلیون‌ها ایرانی بیکار و بی‌سرپناه، و در فکر سلامتی مردم ستمدیده، بلکه خواهان ادامۀ همین سیاست نابخردانه با ماهیتی عمیقاً ضد انسانی و ظالمانه است که حال و آیندۀ میهن و زندگی مردم ما را به‌خطر انداخته است.
ریشه‌های اصلی همه این نابسامانی‌ها و ماهیت‌شان را در فهرستی کوتاه می‌توان چنین بیان کرد: نظام اقتصادی نولیبرالی رانتی، نداشتن توانایی تدارک برنامه‌ای دانش بنیاد، محروم کردن کشور از کادرهای برجسته در زمینه‌های علمی،بهداشتی، درمانی،اقتصادی، فنی، و زمینه‌های دیگر. سرنوشت مبارزه با فلاکت، ظلم و فساد گسترده بیش از هرزمانی با سرنوشت تلاش در راه تغییر نظام سیاسی حاکم بر میهن ما و گشودن راه به سمت تغییرات بنیادین گره خورده است.

حاکمیت ولایت فقیه و خانواده‌های کم درآمدی که از سر ناچاری «پوست مرغ» می‌خورند!

در حاکمیت ولایت فقیه، نماینده خدا بر روی زمین، باید انتظار بدتر از این را داشت. ولی این سئوال مطرح است که سندیکاهای زرد حکومتی چه حرکت عملی و در خور برای حل این معضل انجام داده‌اند؟ آیا تنها اشاره به قانون ونصیحت جنایتکاران درنده‌خو، آن‌ها را از جنایت بازمی‌دارد؟! یگانه راه زحمتکشان برای کسب مزدی عادلانه و تامین معاش خانواده، اتحاد، تشکل مستقل سندیکایی و تشدید مبارزه است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «پای مرغ دارید؟» این جمله‌ی سوالی را با خجلت بسیار سالهاست که از زبان مادران و سرپرستان خانوار می‌شنویم که در نهایت استیصال برای تامین حداقل‌های پروتئینی سفره‌های فرزندانشان به مغازه‌های فروش مرغ و گوشت مراجعه می‌کنند. این جمله شاید امروز دیگر خیلی تعجب‌انگیز نباشد چراکه کوچک‌تر شدن هرچه بیشتر سفره‌های مردم، پدیده‌های ناراحت کننده‌تری را در سبد خانوار‌های کم درآمد و حاشیه‌نشین قرار داده است: خرید پوست مرغ به قیمت چندین هزار تومان!

پوست مرغ کیلویی هشت تا نُه هزار تومان!

در اسفندماه تصویری در رسانه‌ها منتشر شد که پروتئین فروشی‌های پایین شهر، پوست مرغ را کیلویی ۶ هزار تومان به مردم می‌فروشند؛ این قیمت البته مربوط به اسفندماه سال قبل است و اخبار نشان می‌دهد که در فروردین ماه پوست مرغ در حاشیه‌های شهر تهران ازجمله شهریار و اسلامشهر کیلویی هشت یا حتی ۹ هزار تومان به فروش می‌رسد.

در شرایطی که گروه‌های کم درآمد و کارگران و بازنشستگان حداقل‌بگیر بیش از دو سال است که تقریباً گوشت قرمز را کامل از سفره‌های خود حذف کرده‌اند تنها گزینه روی میز برای تامین نیازهای پروتئینی خانوارها، گوشت مرغ بود که آنهم به مددِ افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و ناتوانی روزافزون کم درآمدها به نظر می‌رسد به طور کامل از سبد خرید دهک‌های فرودست حذف شده است.

مسئولان ناتوان از کنترل قیمت مرغ هستند و صف‌های دریافت مرغ دولتی هر روز طولانی‌تر می‌شود. قرارگاه ساماندهی بازار مرغ اخیراً در فرودین ماه قیمت مصوب مرغ را از ۲۰ هزار و ۴۰۰ تومان به ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان افزایش داد یعنی حدود ۲۵ درصد گرانی بیشتر تا تولیدکنندگان انگیزه بیشتری برای تولید و عرضه مرغ به بازار داشته باشند؛ مسئولان وعده دادند با افزایش قیمت مرغ مصوب، قیمت مرغ غیردولتی که بالای ۳۰ هزار تومان بود نیز با افزایش تولید و عرضه، کاهش پیدا کند و به قیمت مصوب نزدیک شود اما بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد همچنان در عمده مرغ فروشی‌های سطح شهر تهران و بسیاری دیگر از شهرها قیمت مرغ بالاتر از ۳۰ هزار تومان است و برای دریافت مرغ با نرخ مصوب مردم باید ساعت‌ها در میادین میوه و تره‌بار در صف بایستند.

اگر قیمت در دسترس مردم را همان ۳۰ هزار تومان در نظر بگیریم خیلی دور از انتظار نیست که دهک‌های کم درآمد به ناچار خرید مرغ را کنار بگذارند. مسیر افول سطح تغذیه نگران کننده است. در حاشیه تهران و کلانشهرها که معمولاً محل سکنای کارگران غیررسمی و زنان سرپرست خانوار است دیگر تقاضا از پای مرغ به پوست مرغ رسیده است و در همین روزهایی که در آن به سر می‌بریم در شهریار مردم برای پوست مرغ کیلویی ۸ تا ۹ هزار تومان می‌پردازند تا بتوانند با این پوست پر از هورمون که بدون تردید منشا بیماری‌های گوارشی و عروقی بسیار است برای فرزندان خود سوپ درست کنند و کمی پروتئین چاشنی نان خالی سفره‌ها نمایند.

باید یادمان باشد که در مسیر اوج و شتاب موج چهارم کرونا هستیم و بیش از هر زمان دیگر مردم نیاز به تغذیه سالم دارند تا بتوانند خود را از احتمال ابتلا به این ویروس مرگبار نجات دهند اما آیا تغذیه با پوست مرغ می‌تواند ایمنی و سلامت بدن را تامین کند؟!

متقاضیان چه کسانی هستند؟

بدون تردید متقاضیان خرید پوست مرغ فقط محدود به خانواده‌های بیکار یا شاغل در بخش غیررسمی اقتصاد نیست و کارگران و بازنشستگان کم درآمد و حداقل بگیر یا زیر حداقل بگیر نیز بخشی از مشتریان این پدیده ناگوار تغذیه‌ای را تشکیل می‌دهند؛ وقتی مزد و مستمری نصف خط فقر هم نباشد، چنین پدیده‌هایی هرگز دور از انتظار نیست!

یک مستمری بگیرِ کارافتاده کارگری در استان البرز که ماهی دو میلیون تومان دستمزد دارد؛ ضمن اینکه نمی‌خواهد نامش در این گزارش فاش شود، از خرید پای مرغ و چربی مرغ برای تامین نیازهای پروتئینی فرزندانش خبر می‌دهد و می‌گوید: منِ پدر که از کار افتاده هستم و خرج دوا و درمان هم دارم، چاره دیگری ندارم. چطور با این دستمزد ناچیز گوشت قرمز یا مرغ بخرم و به فرزندانم بدهم!

فرامرز توفیقی … در این رابطه به ایلنا می‌گوید: سالهاست که نمایندگان کارگری بعد از تعیین دستمزد هشدار می‌دهند که اگر دولت به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند و تورم را کنترل ننماید، افزایش‌های مزدی راه به جایی نمی‌برد! الان در شیب وحشتناک کرونا، فشارهای ناشی از فقر و کمبود مواد غذایی، خانواده‌های سنتی دستمزدبگیر را به صف‌های معاش حداقلی سوق داده که در نهایت نیز نمی‌توانند مواد غذایی باکیفیت و مکفی تهیه کنند! … باید بگوییم کرونا بیماری فقرا است و به اغنیا چندان کاری ندارد.

به گفته وی؛ مشکل فقط مرغ نیست بلکه هیچ یک از اقلام سبد غذایی خانوار با قیمت مناسب برای گروه‌های کم‌درآمد فراهم نیست.

تکالیف فراموش شده‌ی قانون اساسی

توفیقی ادامه می‌دهد: امروز در حاشیه شهرها صف برای خرید پوست مرغ وجود دارد و این بسیار ناراحت‌کننده است؛ جماعت دستمزدبگیرِ زیر خط فقر ناچار از خرید اینگونه محصولات غیرسالم برای گذران زندگی هستند و معلوم نیست چه زمانی قرار است این افول سطح سفره‌های مردم به پایان برسد. جامعه دستمزدبگیر کشور شرایط خوبی ندارد و روی آوردن به مواد غذایی بی‌کیفیت، اثرات نامطلوبی در سلامت خانواده‌های کارگری خواهد داشت؛ اثراتی که در میان مدت و بلندمدت خود را نمایان خواهد کرد. این در حالیست که مطابق قانون اساسی سه قوه در ارتباط با تامین معیشت مردم مسئولیت دارند و باید به میدان بیایند. قانون اساسی می‌گوید همه مردم باید مسکن متناسب داشته باشند؛ همه باید درمان و آموزش رایگان داشته باشد؛ اینها که فراهم نشده هیچ، سفره‌های مردم هم روز به روز بیشتر قیچی می‌شود تا جایی‌که کم درآمدها امروز پای مرغ می‌خورند!

نگرانی بابت آینده زندگی مزدبگیران کشور جدی است؛ مزدبگیرانی که به گفته همان کارگر ازکارافتاده‌ی البرزی روز به روز بیشتر به سمت بحران پیش می‌روند و اگر همه دستمزدشان را کامل کنار بگذارند نمی‌توانند یک سفره باکیفیت برای خانواده خود فراهم کنند.

آیت نیافر (فعال صنفی بازنشستگان و مستمری بگیران کارگری) نیز در ارتباط با اخبار نگران‌کننده در مورد خرید پوست مرغ به ایلنا می‌گوید: وقتی حداقل دستمزد‌ها سه یا چهار برابر زیر خط فقر است بدیهی است که فقر گسترده می‌شود به خصوص در مناطق حاشیه‌نشین که خدمات و نظارت کمتر است و نیروی کار گاهاً مجبورند با دستمزدهای پایین‌تر از حداقل دستمزد (حتی نصف حداقل دستمزد مصوب) کار کنند به همین علت است که در اخبار می‌بینیم در شهریار و اسلامشهر مغازه‌ها پوست مرغ می‌فروشند.

به گفته وی، دولت در سالهای اخیر که شوک‌های متعددی بر اقتصاد وارد شده، هرگز قادر به کنترل قیمت‌ها نبوده و حتی سوبسید مناسب برای تامین ارزاق عمومی به فرودستان نداده است. یارانه ۴۵ هزار تومانی امروز پول یک عدد مرغ هم نیست!

همه اقلام خوب کنار گذاشته شده!

نیافر اضافه می‌کند: سال‌ها بود که مرغ تنها ماده پروتئینی سفره‌های فرودستان و کارگران بود. گوشت قرمز بیش از دو سال است که حذف شده؛ حالا با افزایش ۲۵ درصدی قیمت مرغ، این کالا هم از سفره‌های مردم پر کشیده است! وقتی یک مرغ کوچک لااقل ۵۰ هزار تومان است، یک خانواده با چند فرزند چطور هفته‌ای یکبار مرغ بخورد؟! همه به عینه شاهد بوده‌ایم که مدتهاست میوه باکیفیت از سبد خرید کم درآمدها حذف شده و گروههایی از مردم به خرید ضایعات میوه و سبزیجات که گاهی گندیدگی هم دارند، روی آورده‌اند؛ عصر‌ها در میوه‌فروشی‌ها ضایعات را ارزان‌تر عرضه می‌کنند و کلی خریدار دارد. بازهم در حاشیه‌های شهر این نوع خرید بیشتر است. گوشت منجمد بهار سال قبل ۵۲ هزار تومان بود الان ۱۱۰ هزار تومان است و گوشت گرم ۱۱۷۰ هزار تومان. پس گوشت خیلی وقت است که دیگر در سبد خانوار نیست و حالا مرغ هم با این افزایش قیمت کنار رفته و از پای مرغ به پوست مرغ رسیده‌ایم!

نیافر معتقد است؛ در قانون اساسی بارها تاکید شده که همه شهروندان باید زندگی شایسته وتوام با منزلت انسانی داشته باشند اما وقتی به قانون عمل نمی‌شود هر روز و هر سال شاهد کاسته شدن از سطح کیفی زندگی مردم هستیم؛ از سطح منزلت دهک‌های کم درآمد تا جایی کاسته شده که مجبورند خلاءهای سفره را با پوست مرغ، ماده‌ای پر از هورمون و بی‌کیفیت، پر کنند!

آنچه اتفاق افتاده و عکس‌هایی که منتشر می‌شود به غایت ناراحت‌کننده است؛ … در اوج بحران کرونا، آیا دولت هیچ راهکار عملی برای تامین حداقل‌های سفره‌های مردم دارد؟ خانواده‌ای که در بهترین حالت سه یا چهار میلیون تومان درآمد دارد و دو میلیون تومان را پای اجاره خانه می‌پردازد، چطور باید هزینه‌های خوراک را تامین کند. اگر بخواهند هر روز نان و تخم مرغ مصرف کنند بازهم این درآمد ناچیز کفاف نمی‌دهد!​

اعتراض کارکنان دانشگاه علوم پزشکی گلستان نسبت به محرومیت از «حق سختی کار» دوران کرونا

بنا به گزارش رسیده از گلستان، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان می‌گویندکه به رغم تخصیص بودجه از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بابت حق سختی کار در دوران کرونا،‌ اما تاکنون پولی میان کادر بهداشت و درمانی که با کرونا درگیر هستند، توزیع نشده است.

کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان، گزارش می‌کنند که وزارت بهداشت، این بودجه را از سال گذشته برای همین منظور تصویب کرده بود. به گفته این کارکنان، تا امروز، اغلب مراکز علوم پزشکی کشور این بودجه را به کادرهای خود پرداخت نموده‌اند، اما دانشگاه علوم پزشکی گلستان، تا کنون اقدام به توزیع این بودجه بین کادر درمانی نکرده است.

کارکنان، با یادآوری تورم موجود در اقتصاد و کاهش ارزش پول ملی گفتند: «مبالغ جزئی که قرار بود روزی میان کادر بهداشت و درمان توزیع شود، در گذر زمان آنچنان دچار افت شدید ارزش شده‌است که دیگر حتی قدرت خرید سال گذشته را هم ندارد. از همین رو پرداخت سریع‌تر آن باید در دستور کار قرار گیرد.»

کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان، به فعالیت خود در ارتباط با مسائل بهداشتی و درمانی بیمارانی که از فاز خیزشی چهارم کرونا آسیب دیده‌اند، اشاره کرده و می‌افزایند: «انتظار داریم که اگر تعهدی برای دانشگاه‌های علوم پزشکی تعریف می‌شود، آن را اجرا کنند. امروز ما با تحمل بی‌خوابی، کار سنگین و جانفرسا، از خانواده‌های خود دور مانده‌ایم و حداقل انتظارمان این است که حق سختی کار خود را دریافت کنیم.»

کارکنان، در توضیح علت عدم پرداخت حق سختی کار به آنها، می‌گویند: «رئیس علوم پزشکی گلستان اعلام کرده که مشخص نیست بودجه‌ای که به دستشان رسیده باید به چه شکل هزینه شود؛ یعنی اینکه باید صرف پرداخت سختی کار دوران کرونا شود یا در محل دیگری هزینه شود.» کارکنان اضافه می‌کنند: «البته دانشگاه‌های دیگر این بودجه را بدون مشکل برای کادر بهداشت و درمان خود هزینه کرده‌اند و قاعدتا دانشگاه گلستان هم باید همین کار را انجام دهد.»

تجمع کارگران ترابری پارسیان در اعتراض به حذف آنها از سامانه ساپنا

خبرهای رسیده حاکی از تجمع کارگران ترابری پارسیان، آغار و دالان در اعتراض به حذف‌شان از سامانه  ساپنا می‌باشد.

صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰ کارگران پیمانی واحد ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی که در مناطق عملیاتی پارسیان، آغر و دالان مشغول بکار می‌باشند، در اعتراض به حذف خود از سامانه ساپنا دست به تجمع اعتراضی زدند.

به گزارش منابع کارگری در بخش نفت و گاز زاگرس جنوبی، جمعی از رانندگان ماشین‌های سبک بخش ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی، واقع در مناطق عملیاتی پارسیان، آغر و دالان که مسئولیت جابجایی رانندگان و برخی مدیران این شرکت را در بین چاه‌های نفت و گاز به عهده دارند، یک تجمع اعتراضی برگزار نمودند.

این رانندگان صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه، در محوطه ساختمان اداری منطقه آزاد تجاری پارسیان، آغار و دالان، نسبت به حذف خود از سامانه ساپنا اعتراض دارند و خواستار حل مشکل خود شدند.

کارگران بخش حمل و نقل این مناطق عملیاتی معتقد هستند که مدیران شرکت نفت و گاز زاگرس جنوبی در روز ۲۹ اسفند ماه ۹۹ که مطابق با سالروز صنعت ملی نفت بوده است، همه رانندگان واحد ترابری را که هر یک بین ۱۰ تا ۲۵ سال سابقه مستمر کار در این واحد را دارند، از سامانه ساپنا حذف کرده‌اند.

سامانه ساپنا، سامانه اطلاعات پیمانکاران نیروی انسانی در کل صنعت نفت می‌باشد که حذف کارگران راننده از این سامانه، آنها را از مطالباتی همچون طرح طبقه‌بندی مشاغل و سایر مزایای قانونی و عرفی که بقیه پرسنل رسمی، قراردادی و سایر نیروهای پیمانکاری بهره می‌برند، محروم خواهد کرد.

تجمع کارگران ترابری پارسیان
یکی از کارگران راننده معترض در این باره می‌گوید:

«هم اکنون حدود ۱۴۵ نفر در منطقه عملیات پارسیان و حدود ۱۳۱ نفر نیز در دیگر مناطق عملیات آغار و دالان با سوابق کاری بین ۱۰ تا ۲۵ سال مشغول جابجایی نیروهای کار بین حدود ۲۵۰ حلقه چاه هستند.

حذف این تعداد کارگر از سامانه ساپنا، ظلمی است که مدیران شرکت نفت و گاز زاگرس جنوبی در این شرایط وخیم اقتصادی نسبت به این تعداد کارگر روا داشته است؛ در نتیجه، تجمع کارگران ترابری پارسیان و دیگر مناطق عملیاتی، تنها راه برای رساندن صدای اعتراض آنها است که بتوانند از حقوق خود دفاع نمایند.​

ورشکستگی کشاورزان کرمانی با افت قیمت گوجه فرنگی

کشاورزان کرمانی تجربه تلخی از افت قیمتها، بخصوص پیاز و گوجه فرنگی دارند .سال گذشته افت قیمت پیاز، بسیاری از کشاورزان را ورشکست کرد. بسیاری از آنها بدلیل عدم صرفه اقتصادی، از برداشت محصول هم صرفنظر کردند. اما زمانیکه قیمتها به حد ناچیزی رسید دلالان وابسته به دولت وارد شده و سردخانه‌ها را پر از پیاز کرده تا درفصل‌های بعد به چندین برابر قیمت بفروشند.

امسال هم گوجه کاران جنوب کرمان، بدلیل افزایش عوارض صادرات و پایین آمدن قیمت، بایستی محصولات خود را نزدیک به مجانی به دلالان بفروشند و یا خوراک دام کنند.

برای بسیاری از کشاورزان، با توجه به وضعیت بد اقتصادی و خالی بودن سفره‌‌هایشان، راهی بجز سوختبری نخواهد ماند. یک کشاورز کرمانی، درمصاحبه با خبرگزاری مهر در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، گفت: «ما کشاورزان هیچ  ممر درآمدی جز کشاورزی نداریم و اگر از این کار هم درآمد نداشته باشیم به جز قاچاق کالا و سوخت نمی‌توانیم کار دیگری انجام دهیم چون در جنوب کرمان هیچ کارخانه و صنعت و معدن گسترده‌ای وجود ندارد»

بالا رفتن هزینه و پایین آمدن قیمتها

کشاورزان کرمانی

یک کشاورز دیگر به گران شدن هزینه ها اشاره کرده و می‌گوید: «قیمت حمل‌ونقل سه برابر شده و دستمزد کارگر هم به روزی ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. با کیلویی ۱۵۰۰ تومان برداشت محصول چه توجیهی دارد؟»

تمامی بار تولید بر دوش کشاورزان کرمانی است و افزایش هزینه ها باعث شده که برداشت گوجه فرنگی با نرخ ۱۵۰۰ تومان به صرفه نباشد.

این کشاورز در ادامه از همدستی دولت با دلال‌ها شکایت کرد و گفت: « متاسفانه دولت هم، راه دلال‌ها را انتخاب کرد…کشاورزان به گونه‌ای با کمبود نقدینگی روبه‌رو هستند که برای کشت سال آینده زراعی دستشان خالی است.»

به این صورت، دولت در همراهی و هماهنگی با واسطه‌ها، دسترنج یک ساله کشاورزان را به قیمت ناچیزی می‌خرد و با انتقال آنها به شهرهای بزرگ، سودهای کلان می‌برد. در این میان کشاورز و خانواده‌اش می‌مانند که  باید یک سال را با گرسنگی و فقر سر کنند .

مرگ ۲ کارگر بر اثر برق‌گرفتگی در بوکان و یک کارگر در اثر ریزش زمین در سنندج

صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰، برق گرفتگی موجب مرگ دو کارگر در شهرک صنعتی بوکان گردید. حسن رشیدبیگی مدیر عامل شهرک صنعتی بوکان در مورد علل پیش آمدن این حادثه گفت: «۲ تن از کارگران این شهرک مشغول جمع‌آوری دستگا‌ه‌های خط‌تولید بودند که دچار برق‌گرفتگی شده و جان باختند».

 رشید بیگی، در شرح علت مرگ این دو کارگر در بوکان، توضیح داد که کارگاه مزبور تعطیل شده و مالک آن برای جمع‌آوری دستگاه‌های آن اقدام نموده بود. این‌کار به دو کارگر فنی سپرده شده بود و آنها درحال جمع‌آوری دستگاه‌ها بودند. یکی از این‌ کارگران در حوضی می‌افتد که به بدنه آن برق وصل بوده و او دچار برق‌گرفتگی می‌شود و در دم جان می‌بازد. کارگر دوم برای نجات جان او وارد حوض می‌شود که او نیز دچار برق‌گرفتگی می‌شود. کارگر دوم، به مرکز درمانی منتقل می‌شود، اما بعد از چند ساعت به علت صدمات وارده، در بیمارستان فوت می‌کند.

رشیدبیگی همچنین اظهار داشت که یکی از مشکلات شهرک صنعتی بوکان، عدم وجود امکانات ایمنی و امداد رسانی است. وی ادامه داد که در این شهرک، هفت سال است که ساختمان آتش‌نشانی ساخته شده است، اما تاکنون برای تجهیز آن اقدامی صورت نگرفته است. این حادثه نشان داد که تجهیز آتش‌نشانی شهرک صنعتی بوکان یک نیاز ضروری است و باید مسئولین مربوطه به آن رسیدگی کنند.

بوکان یکی از شهرهای صنعتی آذربایجان غربی می‌باشد که در جنوب دریاچه ارومیه واقع است.

شهرک صنعتی بوکان نیز در کیلومتر ۶ جاده بوکان- میاندوآب واقع شده است که کارخانه‌ها و شرکت‌های صنعتی مهمی را درخود جای داده است. اما متأسفانه کارگرانی که در این شهرک مشغول بکار هستند، از کمترین امکانات ایمنی و بهداشت کار بهره‌مند نمی‌باشند. حادثه جان باختن این دو کارگر بر اثر برق‌گرفتگی ، از جمله حوادثی است که به طور مرتب در شهرک صنعتی بوکان اتفاق می‌افتد.

مرگ یک کـارگر در اثر ریزش زمین در سنندج

روز دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰، در هنگام حفاری چاه فاضلاب در شهرک ارشاد سنندج، زمین ریزش کرد و سه نفر کارگر که مشغول کندن چاه فاضلاب بودند زیر خاک گرفتار شدند. دو ‌نفر از کارگران توسط اهالی نجات یافتند اما یکی از کارگران که به عمق ۵ متری چاه سقوط کرده بود جانش را از دست داد. مأموران آتش نشانی، پس از یکساعت توانستند خاک ها را کنار زده و جسدش را بیرون آوردند

تجمع کارگران پسماند شهرداری بجنورد در اعتراض به تبدیل نشدن وضعیت شغلی

تجمع اعتراضی کارگران پسماند شهرداری بجنورد نسبت به عدم تبدیل وضعیت شغلی و بلاتکلیفی استخدامی

برای دومین بار در سال ۱۴۰۰، روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه، تجمع کارگران پسماند شهرداری بجنورد نسبت به تبدیل نشدن وضعیت شغلی و بلاتکلیفی استخدامی، در برابر ساختمان فرمانداری این شهرستان در استان خراسان شمالی برگزار شد.

کارگران پسماند شهرداری بجنورد هفته گذشته نیز اولین تجمع اعتراضی خود را در برابر استانداری خراسان شمالی برگزار کرده بودند.

سرپرست دفتر امور شهری و شوراهای استانداری خراسان شمالی، درباره تجمع روز دوشنبه کـارگران سازمان پـسماند شـهرداری خراسان شمالی و هفته گذشته در برابر استانداری استان خراسان شمالی گفت: «خواسته این کارگران جذب و استخدام آنها از سوی شهرداری بجنورد است.»

وی در ادامه افزود: «با توجه به این که شهرداری بجنورد توان مالی جذب این کـارگران را ندارد، به این کـارگران توصیه کرده‌ایم که به فعالیت خود در سازمان پـسماند استان خراسان شمالی برای حفظ شغل خود ادامه دهند.»

وی در خاتمه عنوان کرد: «با این وجود، مطالبه آنان را به وزارت کشور و سازمان استخدامی‌های کشور به منظور صدور مجوز استخدامی در شهرداری بجنورد انتقال داده ایم که در حال حاضر منتظر پاسخ و اجازه این دو نهاد هستیم.»

کارگران پسماند شهرداری بجنورد که هم اکنون در سازمان پسماند استان خراسان شمالی مشغول بکار می‌باشند، از محل سکونت خود دور بوده و با وجود این که امکان کار در شهر خودشان وجود دارد، اما مجبور به کار در سازمان پسماند استان می‌باشند.

این کـارگران که خواسته اصلی‌شان انتقال به شـهرداری بـجنورد و کار در قسمت پـسماند شهرداری این شهرستان می‌باشد در سال جاری دو بار به تجمع اعتراضی دست زده‌اند، اما تاکنون اقدامی جهت انتقال آنها به شهرستان محل سکونت‌شان صورت نگرفته است.​

دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد

 امروز سه شنبه ۲۴ فروردین‌ماه، شماری از معلمان تازه استخدام برای دومین روز متوالی در مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران، جمعی از کارگران پیمانی اپراتورآب و فاضلاب اهواز در مقابل ساختمان استانداری خوزستان و گروهی از کارگران نی بر شرکت هفت تپه در محل کار خود، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فرارو، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰، شماری از معلمان تازه استخدام، برای دومین روز متوالی مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران تجمع کردند.

بر اساس این گزارش، تجمع این معلمان در اعتراض به حقوق پایین ۳ میلیون تومان و عدم برخورداری از قانون رتبه‌بندی معلمان صورت گرفته است.

در تجمع روز گذشته این معلمان ضمن رونمایی از بنرهای اعتراضی، شعارهایی از قبیل “حقوق ما دو میلیون، خط فقر ده میلیون” ، شعار هر معلم مرگ بر استثمار” و “زحمت چند برابر، حقوق نابرابر” سر دادند.

به گفته این معلمان دولت با استخدام حدود ۴۰۰ هزار معلم جوان طی ۳ سال اخیر برای کاهش بار مالی به جای افزایش متناسب حقوق آن‌ها به جیره‌بندی آن روی آورده است.

آن‌ها می‌گویند سند تحول بنیادین بر رتبه بندی معلمان بر مبنای شایسته سالاری تاکید دارد اما لایحه دولت فقط جیره‎‌بندی حقوق بر مبنای سابقه بندی است.

تجمع کارگران آب و فاضلاب اهواز

به گزارش ایلنا، امروز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، جمعی از کارگران پیمانی اپراتورآب و فاضلاب اهواز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی و عیدی کامل خود، مقابل ساختمان استانداری خوزستان تجمع کردند.

این کارگران گفتند: مطالبات حدود هزار نفر از کارگران اپراتور شبکه آب و فاضلاب اهواز سه ماه به تاخیر افتاده و به دلیل پرداخت نشدن کامل عیدی ما بارها از مسئولان استانی درخواست پیگیری مطالباتمان را کرده‌ایم.

آن‌ها افزودند: تاکنون به مشکل ما رسیدگی نشده و در سال‌های اخیر دریافت منظم حقوق و عیدی کامل به دل‌مان مانده است.

یکی از کارگران معترض گفت: جدا از معوقات مزدی در زمینه پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی نیز اداره آبفا در حق ما کوتاهی کرده است. سوابق بیمه‌ای ما به دلیل پرداخت نشدن به موقع حق بیمه به تامین اجتماعی دچار مشکل شده است. در عین حال سالهاست که پوشش بیمه تکمیلی نداریم و برای تامین نیازهای درمانی خود و خانواده هایمان با مراجعه به مراکز آزاد متحمل هزینه‌های هنگفتی بایت ویزیت و هزینه دارو و سایر خدمات می‌شویم.

طبق اظهارت وی، از دیگر مشکلات کارگران پیمانکاری آبفای اهواز با ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه کار، ادغام با کارگران آب و فاضلاب روستایی است که وضعیت کارگران هر دو طرف را نامشخص کرده است.

این کارگر به نمایندگی از همکاران خود گفت: بدون شک قبول چنین شرایطی از روی ناچاری است و کماکان شرمنده زن و فرزندان خود هستیم.

تجمع کارگران هفت تپه

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، کارگران نی بر شرکت هفت تپه ضمن اعتصاب، در محل کار خود تجمع کردند.

بر اساس این گزارش، کارگران نسبت به خرابی و توقف فعالیت بخشی از کارخانه و عدم حمل نیشکر به آن مکان، معترض هستند.

نمایشگر ویدیو

مرگ و مصدومیت ۵ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۵ کارگر در شهرهای سنندج، بوکان و فاریاب دچار حادثه شدند. در این حوادث ۴ کارگر جانشان را از دست دادند و یک کارگر مصدوم شد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، یک کارگر در سنندج، بر اثر حادثه ریزش دیواره خاکی، در عمق ۴ متری زیر خاک گرفتار و جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، عده‌ای از کارگران مشغول حفر کانال برای سیستم فاضلاب شهری در سنندج بودند که به یکباره بخشی از دیواره خاکی آن ریزش کرد و سه نفر  در عمق ۴ متری زیر خاک گرفتار شدند.

آتش نشانان با برداشتن خاک به سرعت هر سه کارگر را از زیر آوار خارج کردند که متاسفانه یکی از کارگران جان خود را از دست داد.

مرگ دو کارگر در بوکان

به گزارش خبرگزاری ایلنا، دو کارگر در بوکان، بر اثر حادثه برق گرفتگی جان خود را از دست دادند.

بر اساس این گزارش، دو کارگر تبریزی که مشغول جمع‌آوری تجهیزات و دستگاه های کارخانه بازیافت کارتن در شهرک صنعتی بوکان در استان آذربایجان غربی بودند که ناگهان یکی از کارگران بر اثر برق گرفتگی دچار حادثه می‌شود و کارگر بعدی که برای نجات وی اقدام می‌کند نیز بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست می‌دهد.

مدیرعامل شهرک صنعتی بوکان با بیان اینکه این ۲ نفر حدود پنج ساعت به برق متصل بودند، گفت: بعد از این مدت، صاحب کارگاه از موضوع آگاه می‌شود که با وجود رساندن این افراد به بیمارستان، امکان احیای آن‌ها وجود نداشت.

مرگ و مصدومیت دو کارگر در فاریاب

به گزارش ایرنا، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، ۲ کارگر معدن بر اثر حادثه ریزش معدن کرومیت دره شور فاریاب، کشته و مصدوم شدند.

فرماندار فاریاب با بیان اینکه معدن کرومیت دره‌شور در بخش مرکزی شهرستان فاریاب قرار دارد، گفت: بلافاصله پس از اطلاع از این حادثه یک تیم به منظور بررسی به معدن اعزام شد.

وی با بیان اینکه کارگر مصدوم از ناحیه کمر دچار آسیب شدید شده است، از اعزام مصدوم حادثه به مرکز استان کرمان برای مداوا خبر داد.

علی نیک‌نفس گفت: این معدن فاقد هرگونه امکانات امنیتی بوده و بدون مجوز قانونی و غیراستاندارد برداشت می‌شود.

معوقات مزدی کارگران راه ‌آهن سیاه بیشه لوشان

 کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان در استان گیلان از عدم پرداخت دستمزد و حق بیمه خود خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان از بابت عدم پرداخت معوقات مزدی و بیمه ای خود گلایه‌مند هستند.

به گفته کارگران شاغل در خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان که به‌صورت قراردادی تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری در خطوط ریلی مشغول کارند، با بیان اینکه مهم‌ترین عامل پرداخت نشدن مزد آن‌ها کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است، گفتند: با توجه به اینکه کارگران این ناحیه حداقل‌های مزدی را دریافت می‌کنند، پرداخت نشدن حدود دو ماه مزد، مشکلات معیشتی آن‌ها را دو چندان می‌کند.

این کارگران نیمی از حقوق بهمن و حقوق کامل اسفند ۹۹ خود را به همراه نیمه نخست فروردین ۱۴۰۰ را از کارفرما طلبکارند.

کارگران با بیان اینکه در حال حاضر شش سال است ما کارگران سیاه بیشه لوشان از خدمات بیمه تکمیلی و امکانات درمانی آن محروم هستیم، افزودند: چرا باید پیمانکار طبق قراردادی منعقد شده ماهیانه مبلغ ۱۷۴ هزارتومان از حقوق حداقلی کارگران بابت بیمه تکمیلی کسر کند اما به حساب شرکت‌های بیمه گذار واریز نکند. این اقدام شرکت پیمانکار ظلم در حق کارگران و خانوادهایشان است.

به گفته آن‌ها، امروز بیمه تکمیلی سوهان روح کارگران ابنیه فنی شده است. شرکت‌های بیمه‌گر نباید قرارداد بیمه تکمیلی را به گونه‌ای منعقد کنند که کارگران دست‌شان به جایی بند نباشد و برای پوشش بیمه تکمیلی متکی به کارفرمایان باشند. در حال حاضر چندین سال است علارغم اعتراضات مکرر کارگران ابنیه فنی، کارفرما هیچ عکس‌العملی به مطالبات کارگران ندارد و هر روز مشکلات بیشتر می‌شود.

این کارگران با بیان اینکه ما با بیمه‌های درمان تکمیلی و رویه‌ای که پیمانکاران در پیش گرفته‌اند به شدت مخالفیم در ادامه افزودند: ما کارگران قانون الزام درمان تامین اجتماعی را داریم که از سال ۱۳۶۸ در مجلس تصویب شده است. بر اساس این قانون بیمارستان‌های ملکی سازمان تامین اجتماعی مکلف به ارایه خدمات به کارگران و بازنشستگان هستند و دیگر نیازی به بیمه تکمیلی و تحمل مشکلات آن نیست.