به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته، چهارشنبه ۹ اردیبهشت ماه، حوالی ساعت ۶ صبح در زون ۷ شرکت زغالسنگ پروده طبس، که شرکت پیمانکار الماس مته شمال در آن فعالیت میکرده، معدن ریزش کرد؛ در این حادثه، یک کارگر مصدوم و کارگری دیگر جان باخت.
ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، همان روز در مصاحبه با ” ایلنا” اشاره کرد که پیشتر در رابطه با زون ۷ معدن ذغال سنگ پرونده هشدارهایی در رابطه با ایمنی داده شده بود.
حالا دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، از درخواست کارگران معادن برای ایمنسازیِ هر چه بیشتر معادن و به خصوص معادن زغالسنگ میگوید.
او تاکید میکند که معادن باید به طور کامل مکانیزه اداره شوند و مجهز به مانیتورینگ باشند و باید هر چه زودتر به سمت خروج از معدنکاریِ سنتی و نیمه سنتی برویم. چند کارگر باید بمیرد تا به سمت معدنکاریِ مکانیزه برویم؟
رحیمیان همچنین به لزوم حضور همیشگی مسئول ایمنی در محیط کار اشاره میکند و میگوید: حضور دائم در محیط و جدی گرفتنِ هشدارهای مسئول ایمنی میتواند بخشی از این حوادث دردناک را کنترل کند.
رحیمیان میگوید: عدم رعایت ایمنی و بیتوجهی به هشدارها، یعنی بازی با جان کارگران. بعد از حادثهی بزرگ معدن طبس و مرگ بیش از ۵۰ کارگر، ما بارها تاکید کردهایم که باید به سمت مکانیزه کردن و مانتیتورینگ معادن برویم اما گوش شنوایی نبود!
این فعال کارگری میگوید: هر حادثهای که در معادن اتفاق میافتد، به خصوص اگر منجر به مرگ کارگران شود، تاثیر به شدت بدی روی روح و روان کارگران باقیمانده میگذارد.
وی در بخش دیگری از صحبتهایش به تلاشهای صورتگرفته برای تغییر آییننامه مشاغل سخت و زیانآور اشاره میکند و میگوید: بارها مطرح شده که این آییننامه باید تغییر کند و خیلی از مشاغل از شمولیت قانون مشاغل سخت و زیانآور خارج شوند. باید به مسئولان هشدار داد که خروج برخی از کارگران به خصوص کارگران معدن از شمولیت این قانون، غیر منطقی و ظالمانه است. این مشاغل آنقدر سخت و به معنای واقعی زیانآور و خطرناک است که اصلا نباید این اتفاق بیفتد.
این فعال کارگری تاکید کرد: همه معدنکاران باید مشمول قانون مشاغل سخت و زیانآور باشند، حتی آنکه مسئول انتظامات معدن است باید مشمول این قانون باشد. ببینید همین امروز وقتی قرار است پیکر بیجان کارگر معدن از روبهروی مسئول انتظامی معدن بگذرد، چه بر سر روح و روان او میآید؟ متاسفانه تعدد این اتفاقات در معادن بسیار است.
رحیمیان گفت: تعدد این حوادث، فرهنگ معدنکاری و تمایل به کار در معادن را از بین میبرد. بعد از حادثه معدن طبس بسیاری از خانوادهها دیگر اجازه نمیدهند فرزندانشان وارو معادن شوند. آنها میگویند با همین وضعیت بخور و نمیر کنار میآییم اما در عوض فرزندمان در سن جوانی جان خود را از دست نمیدهد!
وی گفت: در واقع میخواهم بگویم بعد از هر حادثه، علاوه بر عواقب جانی که به شدت دردناک است، باید عواقب روانی و اجتناعی حادثه را نیز درنظر گرفت. باید پیش از وقوع حادثه، به فکر علاج بود.
ایلنا – ۱۰ / ۰۲ / ۱۴۰۵