وضعیت نابسامان معادن کشور و احتمال بیکاری کارگران

وضعیت معادن کشور در سال ۱۴۰۰، با ورود بنگاه‌های خصولتی رو‌ به وخامت گذاشته و چشم انداز رکود و تعطیلی در بخش معدن را بیشتر کرده است. تعطیلی معادن به معنی افزایش تعداد بیکاران در بازار کار کشور است.

کارگری در معدن، در صدر کارهای سخت و زیان آور است. در قانون کار هم بعد از تعریف شغلهای سخت و زیان آور در صدر آنها از کار در معدن نام برده است.

برای کارگران معدن در علاوه بر شرایط سخت کاری باید، هراس از بیکاری و تعطیلی معادن را هم در نظر گرفت. یکی از عوامل تعطیلی معادن، خصولتی کردن آنها است.

رئیس کمیسیون معدن خانه اقتصاد ایران در گفت‌و‌گو با سایت اقتصاد ۲۴ که در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ منعکس شده به نقض مخرب خصولتی کردن معادن اشاره کرده ومی‌گوید: «بنگاه‌های خصولتی در بازار‌های هدف، دست به رقابت‌های غیر اصولی زده‌اند و همین موضوع وضعیت برند‌های متنوع ایرانی در بازار جهانی را به مخاطره انداخته و با ارزان فروشی محصولات، وضعیت بازار داخل و خارج را برهم زده است.»

تاثیر منفی ورود دولت در معادن

وضعیت نابسامان معادن کشور
وضعیت نابسامان معادن کشور

وی با اشاره به اینکه امسال اصلاح قانون معادن انجام خواهد شد تصریح می‌کند: « به نظر می‌رسد سال ۱۴۰۰ سالی پر فراز و فرودی پیش روی بخش معدن باشد چرا که احتمال اصلاح قانون معادن که در آن بدعت‌های خطرناکی ممکن است طرح شود پیش بینی می‌شود.»

یکی از تهدیدهای بخش معدن، بودجه دولت در سال ۱۴۰۰ است. تورم زایی این بودجه و تکیه بخشی از درآمدهای آن بر محصولات معدنی، به ضرر معادن خواهد بود. نمونه آن هم افزایش ۴۰۰ درصدی حقوق دولتی است که روی هزینه های استخراج تاثیر منفی خواهد گذاشت.

صمدی وضعیت معادن در سال ۱۴۰۰را اینگونه پیش بینی کرد: «:خیلی نمی‌توان به سال ۱۴۰۰ در بخش معدن و محصولات معدنی خوشبین بود وشرایط سختی در انتظار بخش تولید و صادرات محصولات معدنی می‌باشد.»

وضعیت نابسامان معادن کشور در سال ۱۴۰۰، بر نگرانی کارگران و هراس ‌آنها از بیکاری می‌افزاید. وضعیت نابسامان معیشتی درسال ۱۴۰۰، اصلی ترین مشکل همه اقشار مردم بخصوص کارگران  است که با تورم روز افزون، هر روز سفره شان کوچکتر شده است.

دولت در بازی افزایش دستمزد‌ کارگران پیشاپیش باخته است.

محمود جامساز(اقتصاددان)، در اظهاراتی صریح در بررسی و تحلیل شرایط اقتصادی کشور، به صراحت اعلام نمود که: دولت در بازی افزایش دستمزد‌ کارگران پیشاپیش باخته است.

وی در یک گفتگوی مطبوعاتی، براین موضوع تأکید نمود که بدلیل مدیریت غلط اقتصادی کشور، امروزه تا دهک هفتم درآمدی جامعه، به زیر خط فقر رفته‌اند. فساد در بوروکراسی کشور بیداد می‌کند. نقدینگی ۳۰۰۰ هزار میلیارد تومانی صرفا در اختیار عده محدودی قرار دارد که موجب نابودی اقتصاد کشور در همه زمینه‌ها شده است.

جامساز، سیاست دولت در زمینه افزایش دستمزدها را به‌شدت به زیر سوال برد و آنرا بازی با نرخ اسمی دستمزدها برشمرد. وی در این زمینه گفت: دولت‌ها با ایجاد و تقویت بنیان‌های تورم‌زا، چنان در ایجاد تورم‌های افسارگسیخه نقش داشته‌اند که افزایش دستمزدها به یک شوخی و مقوله‌ای خنثی تبدیل شده است. دولت در سال ۱۴۰۰ وعده داده است که به میزان یک میلیون تومان به حقوق کارگران بیفزاید. اما افزایش قیمت کالا‌ها و دیگر خدمات اجتماعی، خیلی سریع همه دستمزد‌های آنها را بلعیده و چیزی باقی نخواهد گذاشت.

بازی دولت در افزایش دستمزد‌ کارگران

محمود جامساز، در توضیح شیوه برخورد دولت با موضوع افزایش دستمزد‌ کارگران گفت: دولت سالی یک‌بار به افزایش دستمزدها تن می‌دهد. اما این یک بازی با افزایش دستمزدهاست. زیرا در طول سال، چنان سیاست‌گذاری می‌کند و متغیرهای کلان اقتصاد کشور را تغییر می‌دهد که افزایش قیمت‌ها‌‌‌، به‌طور مکرر و متوالی تکرار می‌گردد. با این افزایش قیمت‌ها در طول سال است که کاهش واقعی نرخ دستمزد‌ها مشهود می‌شود. شاید دولت، انتظار رضایت‌بخشی‌های زود هنگام  از این افزایش دستمزد‌ کارگران داشته باشد، اما چنین رضایتی تاکنون حاصل نشده و حاصل نیز نمی‌شود. سیاستگذاری‌ها باید بر مبنای اصول علمی و مبتنی بر عقلانیت باشد، در حالیکه در سیاست‌ اقتصادی کشور عقلانیتی وجود ندارد.

راه حل عاقلانه، حمایت از تولید است. اما در حال حاضر بسیاری از بنگاه‌های تولیدی لنگ تنخواه گردان هستند و هیچ حمایتی از آنان صورت نمی‌گیرد. بسیاری از بنگاه‌های کوچک و متوسط، دیگر توان اداره واحد تولیدی خود و حفظ نیروی کارشان را ندارند. اما فساد حاکم بر کشور، موجب شده است عمده نقدینگی کشور فقط در اختیار عده معدودی قرار بگیرد و بخش واقعی تولیدی کشور، در حال نابودی قرار گرفته است.

هیچ چشم‌اندازی برای اقتصاد کشور وجود ندارد

محمود جامساز، در بخش دیگری از گفتگوی خود در مورد وضعیت اقتصادی کشور، به موضوع تحریم‌ها و نقش ‌آن در وضعیت فعلی پرداخت. وی گفت اولا که برداشته شدن همه تحریم‌ها، امری خیال‌پردازانه و موهوم است. چنین اتفاقی نخواهد افتاد. زیرا این مذاکرات طولانی خواهد بود و تا زمانی که لوایح FATF در کشور تصویب نشوند، ما برای ورود ارز به کشور مشکل خواهیم داشت. بدلیل وجود تحریم‌ها و عدم تولید نفت، بسیاری از چاه‌های نفت ما فرسوده شده و توان تولید خود را از دست داده‌اند. حتی اگر تحریم‌ها هم برداشته شوند، در کوتاه مدت نمی‌توان میزان صادرات نفت خود را مانند گذشته احیا نمود.

بنا براین، دولت باید با سیاست‌ گام به‌گام، به گونه‌ای پیش برود که به موازات افزایش دستمزد‌ کارگران و کارمندان دولتی، امر تولید نیز در کشور شکل بگیرد. در غیر این‌صورت در دور باطلی حرکت خواهیم نمود که فشارهایش، تنها بر روی دوش مردم خواهد بود. حرکت در چنین روندی به نفع هیچ‌کس نخواهد بود و تبعات سنگینی برای کشور خواهد داشت.

ضروری است اشاره کنیم که این اقتصاددان به این موضوع ورود نکرد که تحریم‌ها خود، حاصل کلان سیاست‌های منطقه‌ای همین حاکمیت است. واقعیت این است که تحریم‌ها را کسی از بیرون به ما تحمیل نکرده‌است. تحریم‌ها ناشی از عملکرد حاکمیتی است که رفاه و آسایش مردم هیچگاه جزو اولویت‌هایش نبوده و نیست.

در سایه عدم نظارت بر ایمنی و بهداشت محیط کار؛ شرایط بغرنج کارگران آجرپزخانه های پیرانشهر

 شهرستان پیرانشهر یکی از محروم ترین مناطق استان آذربایجان غربی است که بعضا مردمانش در سایه فقر و تنگدستی از زن و مرد و کودک برای امرار معاش مجبور هستند بدون عقد قرارداد به مشاغل پر خطری همچون کار در کوره‌پزخانه‌ها روی بیاوردند. کوره‌پزخانه‌هایی که در سایه عدم نظارت بازرسان اداره کار به یکی از پرخطرترین محیط های کاری تبدیل شده و خطر حوادث ناشی از کار و شرایط نا مساعد بهداشتی، همواره سلامت و حتی جان آن‌ها را تهدید می‌کند. ایوب کارگری ۲۳ ساله بود که سال گذشته در اثر حادثه‌ای در یکی از کوره‌پزخانه‌های این شهرستان جان خود را از دست داد که به گفته همکارانش ناایمن بودن تجهیزات کارگاه عامل مرگ وی بودند. مطابق با قانون کار، وزارت کار و امور اجتماعی موظف به نظارت بر اجرای صحیح قوانین و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مربوط به حفاظت فنی است. مستند “رنج آجرپزان” ساخته مسعود قادری، روزگار سخت کارگران آجرپزخانه‌های شهر پیرانشهر را به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایلنا، شهرستان پیرانشهر یکی از محروم ترین مناطق استان آذربایجان غربی است که بعضا مردمانش در سایه فقر و تنگدستی از زن و مرد و کودک برای امرار معاش مجبور هستند بدون عقد قرار داد با کمترین دستمزدها به مشاغل پر خطری همچون کار در کوره‌پزخانه‌ها روی بیاوردند.

بر اساس این گزارش، برخی از کارگران با سابقه‌ای بیش از ۲۰ سال کار، همچنان از حق داشتن بیمه محروم هستند و در صورت پرداخت بیمه این کارگران از دستمزد آنان کسر می‌شود.

به گفته کارگران با سابقه: طی این سال ها از هیچ ارگانی برای نظارت به محیط کارگاه نیامده‌اند.

نشمیل، یکی از کارگران کارگاه های آجرپزی با اشاره به اینکه در سایه فقر و نبود کار مجبور به فعالیت در این کار شده است، افزود: ما ۶ ماه از سال را در خوابگاه‌های کارگاه اقامت داریم که از داشتن آب شرب سالم، حمام و سرویس بهداشتی تمیز محروم است و این امر باعث بیماری کودکان‌مان شده.

ایوب جوانی ۲۳ ساله بود که سال گذشته در اثر حادثه‌ای در یکی از کوره‌پزخانه‌های این شهرستان جان خود را از دست داد که به گفته همکارانش ناایمن بودن تجهیزات در سایه عدم نظارت بازرسان اداره کار بر این کارگاه‌ها، در مرگ وی نقش داشت.

مطابق با قانون کار، وزارت کار و امور اجتماعی موظف به نظارت بر اجرای صحیح قوانین و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مربوط به حفاظت فنی است و از محیط های کاری باید بازرسی مستمر همراه با تذکر اشکالات و معایب و نواقص صورت گیرد.

مستند “رنج آجرپزان” ساخته مسعود قادری است که روزگار سخت کارگران آجرپزخانه‌های شهر پیرانشهر را به تصویر کشیده است، در ادامه می‌آید.

نمایشگر ویدیو

00:00

تجمع معلمان تازه استخدام شده در اعتراض به سطح نازل حقوق

روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰، بار دیگر تجمع معلمان تازه استخدام شده کشور در برابر مجلس با به نمایش گذاشتن اعتراض خود نسبت به سطح نازل حقوق و تبعیض در پرداخت حقوق برگزار شد.

معلمان تازه استخدام شده با برافراشتن بنرها، سر دادن شعارها و ایراد قطعنامه، خواهان همسان‌سازی، رتبه‌بندی واقعی و حقوق برابر در مقابل کار یکسان شدند.

تهران ؛ تجمع معلمان جوان مقابل مجلس: شعار هر معلم مرگ بر استثمار

معلمان معترض شعار می‌دادند:

ـ ما نو معلمانیم خواهان حق مانیم.

ـ شعار هر معلم مرگ بر استثمار.

ـ همسانی حقوق‌ها حق ماست حق ماست.

ـ حقوق ما ۲ میلیون  خط فقر ۱۰ میلیون.

ـ حقوق‌ها همسان بشه تبعیض برداشته شه.

ـ زحمت چند برابر حقوق نابرابر.

ـ ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما.

ـ صدا وسیما کجاست حقوق ما رو هواست.

لازم به یادآوری است که روز یکشنبه ۱۲ بهمن ماه ۹۹، برای دومین بار طی دو هفته معلمان تازه استخدام شده کشور، برای به نمایش گذاشتن اعتراض خود نسبت به سطح پایین حقوق در برابر مجلس دست به تجمع اعتراضی زدند.

در این تجمع روی یکی از بنرهایی که معترضین در دست داشتند خطاب به بهارستان نشینان آمده بود:

«به استحضار می‌رساند با توجه به وضعیت نامساعد شرایط اقتصادی و عدم هماهنگی که میان حقوق دریافتی و هزینه‌های جاری زندگی برای ورودی‌های جدید ماده ۲۸ (با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری از دانشگاه‌های دولتی و وضعیت متأهل بودن با حقوق دریافتی ۲۸میلیون ریال) وجود دارد، تقاضا داریم:

ـ نسبت به افزایش پایه حقوق فرهنگیان در راستای همسان‌سازی با سایر نهادها اقدام نموده (پایه حقوق سایر نهادها ۷۰میلیون ریال است)

ـ قانون رتبه‌بندی (سابقه‌بندی) معلمان را که قانونی تبعیض‌آمیز است از دستور کار خارج نمایید.​

تجمع فرهنگیان تهران در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری + فیلم

روز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰ تجمع فرهنگیان تهران در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری در برابر این نهاد دولتی برگزار شد.

تجمع فرهنگیان تهران در برابر دیوان عدالت اداری در اعتراض به رای ۸۲۵ دیوان عدالت اداری
تجمع فرهنگیان تهران

فرهنگیان معترض در این تجمع اعتراضی پلاکاردهایی در دست داشتند که خواسته‌های خود را در آنها یادآور شده بودند.

از جمله خواسته این معترضین که در پلاکارد آنها نیز دیده می‌شد اجرای ماده ۹۱ قانون دیوان عدالت اداری بود؛ آنها همچنین در پلاکارد دیگری نوشته بودند: «ما فرهنگیان استان تهران نسبت به رای ۸۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱/۷/۹۹ اعتراض داریم.»

لازم به یادآوری است که در تاریخ ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۰ فرهنگیان و فارغ‌التحصیلان دانشسراهای تربیت معلم سراسر کشور طی نامه‌ای خواستار اجرای حکم اولیه دیوان عدالت درباره بازنشستگی فرهنگیان دانشسرایی شده بودند.

در بخشی از این نامه آمده بود: «ما جمع کثیری از فارغ‌التحصیلان دانشسراهای تربیت معلم سراسر کشور که حدود ۵۰ هزار نفر هستیم، به رای عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۸۲۵ تاریخ یکم مهر ماه ۹۹ که در آن عدم احتساب فاصله فراغت از تحصیل تا استخدام که باعث سوءاستفاده صندوق بازنشستگی کشوری و وزارت آموزش و پرورش شده است، اعتراض داریم.

این رای باعث تضییع علنی حقوق مکتسبه فرهنگیان عزیز در شرف بازنشستگی می‌شود و تقاضا داریم جهت حمایت همه جانبه در رفع این مشکل اقدام شود.»

در بخش دیگری از این نامه آمده بود: «بخش‌نامه‌های وزارت آموزش و پرورش نسبت به اجرا و اعمال احتساب ایام بلاتکلیفی فاصله فراغت از تحصیل تا استخدام، در احکام کارگزینی فرهنگیان دانشسرایی در بیش از یک دهه قبل، اصلاح و صادر گردیده است، ولی در حال حاضر صندوق بازنشستگی از اجرای نهایی این حکم سرباز می‌زند و مانع بازنشستگی همکاران می‌شود.

بهانه صندوق بازنشستگی این است که طرف شکایت فرهنگیان، وزارت آموزش و پرورش بوده است نه صندوق بازنشستگی کشوری و این امر موجب نارضایتی و سردرگمی فرهنگیان را فراهم آورده است.»

کندی واکسیناسیون؛ بیکاری روز افزون با فقر و فلاکت توده های کار و زحمت

فقر مالی، بهداشتی و فرهنگی، بیکاری، گرانی سرسام‌آور، تورم فزاینده و شدت یافتن معضل مسکن از چالش‌های بزرگی است که مردم ستمدیده و بلاکشیده میهن ما با آن دست به‌گریبانند و روزگاری پررنج و محرومیت را سپری می‌کنند. در چارچوب حکومت ولایی هیچ چشم‌انداز روشنی از گشایش مشکل‌های مردم دیده نمی‌شود. …..

براساس آماررسمی وزارت بهداشت رژیم تا کنون حدود۶٠٠هزارنفراز شهروندان  بە ویروس کرونا مبتلا شدە وحدود٣۴هزارنفر نیزجان خود را از دست دادند.

مرکزآمار رژیم جمهوری اسلامی اعلام کردە است، آماربیکاری درایران پیش‌ازشیوع ویروس کرونا از١٠درصد پایین‌ترنبودەاست اما با همەگیرشدن کرونا این آمارروبە افزایش یافتە و درکوردستان وایران بە بیش‌از۶میلیون نفررسیدە است.

مقامات رژیم «ولایی» با پنهان‌کاری، سوء مدیریت وخوداری ازتعطیلی مراکزعمومی، بە ویژە مراکزمذهبی قم ومشهد، بە شدت شیوع ویروس کرونا دامن زدە و در پی آن خسارات اقتصادی جبران ناپذیر بە مردم وارد و موجب تعطیلی بسیاری مشاغل شدە است.

بحران اقتصادی و بیکاری ناشی ازکرونا نارضایتی کارگران وکارکنان واحدهای تولیدی را درپی داشت کە بە اعتصابات وتجمعات اعتراضی  انجامیده است .پ رجمعیت‌ترین بخش‌های جامعه امروز از خرید مایحتاج روزانه‌شان ناتوانند. این درحالی است که اعضای طبقه حاکم و خانواده‌های‌شان در اشرافیت غوطه می‌خورند و به‌برکت غارت ثروت همین مردم کرامت‌باخته از زندگی “لاکچری”شان لذت می‌برند.

با وجود این معضلات، مسئولان رژیم همچنان بخشی ازدرآمد ایران را صرف سوریه، یمن حزب‌الله لبنان  می‌کند.

دولت هند طی٨۵ روزتوانستە است١٠٠میلیون نفر از شهروندان خود را واکسینە کند.

بە گفتە سخنگوی سازمان غذاوداروی رژیم ، تاکنون۵٧٠هزار دوز واکسن وارد ایران شدە کە این ‌مقدار پاسخگوی واکسیناسیون تنها٢٨۵ هزارنفرازجمعیت کشور است.

پیشترهم مقامات رژیم ایران گفتە بودند تا پایان سال٩٩،سەمیلیون دوزواکسن بە شهروندان تزریق خواهد شد کە تاکنون این رقم حدودا بە ١٢۵هزاردوزرسیدە است.

خبرگزاری “بلومبرگ” کە سرعت واکسیناسیون درجهان را تعقیب می‌کند گفتە است: رژیم حاکم بر ایران با سرعت کنونی تزریق، با حدود۴ هزاردوزواکسن درروز١٠سال طول می‌کشد تا ٧۵درصد جمعیت خودرا واکسینه کند.
رژیم جمهوری اسلامی، نه کفایت از بین بردن فقر و فلاکت را دارد، نه توان تأمین رونق اقتصادی، نه قدرت پایان دادن به عقب ماندگی کشور، نه برنامه‌ای برای تأمین کار و مسکن برای میلیون‌ها ایرانی بیکار و بی‌سرپناه، و در فکر سلامتی مردم ستمدیده، بلکه خواهان ادامۀ همین سیاست نابخردانه با ماهیتی عمیقاً ضد انسانی و ظالمانه است که حال و آیندۀ میهن و زندگی مردم ما را به‌خطر انداخته است.
ریشه‌های اصلی همه این نابسامانی‌ها و ماهیت‌شان را در فهرستی کوتاه می‌توان چنین بیان کرد: نظام اقتصادی نولیبرالی رانتی، نداشتن توانایی تدارک برنامه‌ای دانش بنیاد، محروم کردن کشور از کادرهای برجسته در زمینه‌های علمی،بهداشتی، درمانی،اقتصادی، فنی، و زمینه‌های دیگر. سرنوشت مبارزه با فلاکت، ظلم و فساد گسترده بیش از هرزمانی با سرنوشت تلاش در راه تغییر نظام سیاسی حاکم بر میهن ما و گشودن راه به سمت تغییرات بنیادین گره خورده است.

حاکمیت ولایت فقیه و خانواده‌های کم درآمدی که از سر ناچاری «پوست مرغ» می‌خورند!

در حاکمیت ولایت فقیه، نماینده خدا بر روی زمین، باید انتظار بدتر از این را داشت. ولی این سئوال مطرح است که سندیکاهای زرد حکومتی چه حرکت عملی و در خور برای حل این معضل انجام داده‌اند؟ آیا تنها اشاره به قانون ونصیحت جنایتکاران درنده‌خو، آن‌ها را از جنایت بازمی‌دارد؟! یگانه راه زحمتکشان برای کسب مزدی عادلانه و تامین معاش خانواده، اتحاد، تشکل مستقل سندیکایی و تشدید مبارزه است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «پای مرغ دارید؟» این جمله‌ی سوالی را با خجلت بسیار سالهاست که از زبان مادران و سرپرستان خانوار می‌شنویم که در نهایت استیصال برای تامین حداقل‌های پروتئینی سفره‌های فرزندانشان به مغازه‌های فروش مرغ و گوشت مراجعه می‌کنند. این جمله شاید امروز دیگر خیلی تعجب‌انگیز نباشد چراکه کوچک‌تر شدن هرچه بیشتر سفره‌های مردم، پدیده‌های ناراحت کننده‌تری را در سبد خانوار‌های کم درآمد و حاشیه‌نشین قرار داده است: خرید پوست مرغ به قیمت چندین هزار تومان!

پوست مرغ کیلویی هشت تا نُه هزار تومان!

در اسفندماه تصویری در رسانه‌ها منتشر شد که پروتئین فروشی‌های پایین شهر، پوست مرغ را کیلویی ۶ هزار تومان به مردم می‌فروشند؛ این قیمت البته مربوط به اسفندماه سال قبل است و اخبار نشان می‌دهد که در فروردین ماه پوست مرغ در حاشیه‌های شهر تهران ازجمله شهریار و اسلامشهر کیلویی هشت یا حتی ۹ هزار تومان به فروش می‌رسد.

در شرایطی که گروه‌های کم درآمد و کارگران و بازنشستگان حداقل‌بگیر بیش از دو سال است که تقریباً گوشت قرمز را کامل از سفره‌های خود حذف کرده‌اند تنها گزینه روی میز برای تامین نیازهای پروتئینی خانوارها، گوشت مرغ بود که آنهم به مددِ افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و ناتوانی روزافزون کم درآمدها به نظر می‌رسد به طور کامل از سبد خرید دهک‌های فرودست حذف شده است.

مسئولان ناتوان از کنترل قیمت مرغ هستند و صف‌های دریافت مرغ دولتی هر روز طولانی‌تر می‌شود. قرارگاه ساماندهی بازار مرغ اخیراً در فرودین ماه قیمت مصوب مرغ را از ۲۰ هزار و ۴۰۰ تومان به ۲۴ هزار و ۹۰۰ تومان افزایش داد یعنی حدود ۲۵ درصد گرانی بیشتر تا تولیدکنندگان انگیزه بیشتری برای تولید و عرضه مرغ به بازار داشته باشند؛ مسئولان وعده دادند با افزایش قیمت مرغ مصوب، قیمت مرغ غیردولتی که بالای ۳۰ هزار تومان بود نیز با افزایش تولید و عرضه، کاهش پیدا کند و به قیمت مصوب نزدیک شود اما بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد همچنان در عمده مرغ فروشی‌های سطح شهر تهران و بسیاری دیگر از شهرها قیمت مرغ بالاتر از ۳۰ هزار تومان است و برای دریافت مرغ با نرخ مصوب مردم باید ساعت‌ها در میادین میوه و تره‌بار در صف بایستند.

اگر قیمت در دسترس مردم را همان ۳۰ هزار تومان در نظر بگیریم خیلی دور از انتظار نیست که دهک‌های کم درآمد به ناچار خرید مرغ را کنار بگذارند. مسیر افول سطح تغذیه نگران کننده است. در حاشیه تهران و کلانشهرها که معمولاً محل سکنای کارگران غیررسمی و زنان سرپرست خانوار است دیگر تقاضا از پای مرغ به پوست مرغ رسیده است و در همین روزهایی که در آن به سر می‌بریم در شهریار مردم برای پوست مرغ کیلویی ۸ تا ۹ هزار تومان می‌پردازند تا بتوانند با این پوست پر از هورمون که بدون تردید منشا بیماری‌های گوارشی و عروقی بسیار است برای فرزندان خود سوپ درست کنند و کمی پروتئین چاشنی نان خالی سفره‌ها نمایند.

باید یادمان باشد که در مسیر اوج و شتاب موج چهارم کرونا هستیم و بیش از هر زمان دیگر مردم نیاز به تغذیه سالم دارند تا بتوانند خود را از احتمال ابتلا به این ویروس مرگبار نجات دهند اما آیا تغذیه با پوست مرغ می‌تواند ایمنی و سلامت بدن را تامین کند؟!

متقاضیان چه کسانی هستند؟

بدون تردید متقاضیان خرید پوست مرغ فقط محدود به خانواده‌های بیکار یا شاغل در بخش غیررسمی اقتصاد نیست و کارگران و بازنشستگان کم درآمد و حداقل بگیر یا زیر حداقل بگیر نیز بخشی از مشتریان این پدیده ناگوار تغذیه‌ای را تشکیل می‌دهند؛ وقتی مزد و مستمری نصف خط فقر هم نباشد، چنین پدیده‌هایی هرگز دور از انتظار نیست!

یک مستمری بگیرِ کارافتاده کارگری در استان البرز که ماهی دو میلیون تومان دستمزد دارد؛ ضمن اینکه نمی‌خواهد نامش در این گزارش فاش شود، از خرید پای مرغ و چربی مرغ برای تامین نیازهای پروتئینی فرزندانش خبر می‌دهد و می‌گوید: منِ پدر که از کار افتاده هستم و خرج دوا و درمان هم دارم، چاره دیگری ندارم. چطور با این دستمزد ناچیز گوشت قرمز یا مرغ بخرم و به فرزندانم بدهم!

فرامرز توفیقی … در این رابطه به ایلنا می‌گوید: سالهاست که نمایندگان کارگری بعد از تعیین دستمزد هشدار می‌دهند که اگر دولت به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند و تورم را کنترل ننماید، افزایش‌های مزدی راه به جایی نمی‌برد! الان در شیب وحشتناک کرونا، فشارهای ناشی از فقر و کمبود مواد غذایی، خانواده‌های سنتی دستمزدبگیر را به صف‌های معاش حداقلی سوق داده که در نهایت نیز نمی‌توانند مواد غذایی باکیفیت و مکفی تهیه کنند! … باید بگوییم کرونا بیماری فقرا است و به اغنیا چندان کاری ندارد.

به گفته وی؛ مشکل فقط مرغ نیست بلکه هیچ یک از اقلام سبد غذایی خانوار با قیمت مناسب برای گروه‌های کم‌درآمد فراهم نیست.

تکالیف فراموش شده‌ی قانون اساسی

توفیقی ادامه می‌دهد: امروز در حاشیه شهرها صف برای خرید پوست مرغ وجود دارد و این بسیار ناراحت‌کننده است؛ جماعت دستمزدبگیرِ زیر خط فقر ناچار از خرید اینگونه محصولات غیرسالم برای گذران زندگی هستند و معلوم نیست چه زمانی قرار است این افول سطح سفره‌های مردم به پایان برسد. جامعه دستمزدبگیر کشور شرایط خوبی ندارد و روی آوردن به مواد غذایی بی‌کیفیت، اثرات نامطلوبی در سلامت خانواده‌های کارگری خواهد داشت؛ اثراتی که در میان مدت و بلندمدت خود را نمایان خواهد کرد. این در حالیست که مطابق قانون اساسی سه قوه در ارتباط با تامین معیشت مردم مسئولیت دارند و باید به میدان بیایند. قانون اساسی می‌گوید همه مردم باید مسکن متناسب داشته باشند؛ همه باید درمان و آموزش رایگان داشته باشد؛ اینها که فراهم نشده هیچ، سفره‌های مردم هم روز به روز بیشتر قیچی می‌شود تا جایی‌که کم درآمدها امروز پای مرغ می‌خورند!

نگرانی بابت آینده زندگی مزدبگیران کشور جدی است؛ مزدبگیرانی که به گفته همان کارگر ازکارافتاده‌ی البرزی روز به روز بیشتر به سمت بحران پیش می‌روند و اگر همه دستمزدشان را کامل کنار بگذارند نمی‌توانند یک سفره باکیفیت برای خانواده خود فراهم کنند.

آیت نیافر (فعال صنفی بازنشستگان و مستمری بگیران کارگری) نیز در ارتباط با اخبار نگران‌کننده در مورد خرید پوست مرغ به ایلنا می‌گوید: وقتی حداقل دستمزد‌ها سه یا چهار برابر زیر خط فقر است بدیهی است که فقر گسترده می‌شود به خصوص در مناطق حاشیه‌نشین که خدمات و نظارت کمتر است و نیروی کار گاهاً مجبورند با دستمزدهای پایین‌تر از حداقل دستمزد (حتی نصف حداقل دستمزد مصوب) کار کنند به همین علت است که در اخبار می‌بینیم در شهریار و اسلامشهر مغازه‌ها پوست مرغ می‌فروشند.

به گفته وی، دولت در سالهای اخیر که شوک‌های متعددی بر اقتصاد وارد شده، هرگز قادر به کنترل قیمت‌ها نبوده و حتی سوبسید مناسب برای تامین ارزاق عمومی به فرودستان نداده است. یارانه ۴۵ هزار تومانی امروز پول یک عدد مرغ هم نیست!

همه اقلام خوب کنار گذاشته شده!

نیافر اضافه می‌کند: سال‌ها بود که مرغ تنها ماده پروتئینی سفره‌های فرودستان و کارگران بود. گوشت قرمز بیش از دو سال است که حذف شده؛ حالا با افزایش ۲۵ درصدی قیمت مرغ، این کالا هم از سفره‌های مردم پر کشیده است! وقتی یک مرغ کوچک لااقل ۵۰ هزار تومان است، یک خانواده با چند فرزند چطور هفته‌ای یکبار مرغ بخورد؟! همه به عینه شاهد بوده‌ایم که مدتهاست میوه باکیفیت از سبد خرید کم درآمدها حذف شده و گروههایی از مردم به خرید ضایعات میوه و سبزیجات که گاهی گندیدگی هم دارند، روی آورده‌اند؛ عصر‌ها در میوه‌فروشی‌ها ضایعات را ارزان‌تر عرضه می‌کنند و کلی خریدار دارد. بازهم در حاشیه‌های شهر این نوع خرید بیشتر است. گوشت منجمد بهار سال قبل ۵۲ هزار تومان بود الان ۱۱۰ هزار تومان است و گوشت گرم ۱۱۷۰ هزار تومان. پس گوشت خیلی وقت است که دیگر در سبد خانوار نیست و حالا مرغ هم با این افزایش قیمت کنار رفته و از پای مرغ به پوست مرغ رسیده‌ایم!

نیافر معتقد است؛ در قانون اساسی بارها تاکید شده که همه شهروندان باید زندگی شایسته وتوام با منزلت انسانی داشته باشند اما وقتی به قانون عمل نمی‌شود هر روز و هر سال شاهد کاسته شدن از سطح کیفی زندگی مردم هستیم؛ از سطح منزلت دهک‌های کم درآمد تا جایی کاسته شده که مجبورند خلاءهای سفره را با پوست مرغ، ماده‌ای پر از هورمون و بی‌کیفیت، پر کنند!

آنچه اتفاق افتاده و عکس‌هایی که منتشر می‌شود به غایت ناراحت‌کننده است؛ … در اوج بحران کرونا، آیا دولت هیچ راهکار عملی برای تامین حداقل‌های سفره‌های مردم دارد؟ خانواده‌ای که در بهترین حالت سه یا چهار میلیون تومان درآمد دارد و دو میلیون تومان را پای اجاره خانه می‌پردازد، چطور باید هزینه‌های خوراک را تامین کند. اگر بخواهند هر روز نان و تخم مرغ مصرف کنند بازهم این درآمد ناچیز کفاف نمی‌دهد!​

اعتراض کارکنان دانشگاه علوم پزشکی گلستان نسبت به محرومیت از «حق سختی کار» دوران کرونا

بنا به گزارش رسیده از گلستان، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان می‌گویندکه به رغم تخصیص بودجه از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بابت حق سختی کار در دوران کرونا،‌ اما تاکنون پولی میان کادر بهداشت و درمانی که با کرونا درگیر هستند، توزیع نشده است.

کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان، گزارش می‌کنند که وزارت بهداشت، این بودجه را از سال گذشته برای همین منظور تصویب کرده بود. به گفته این کارکنان، تا امروز، اغلب مراکز علوم پزشکی کشور این بودجه را به کادرهای خود پرداخت نموده‌اند، اما دانشگاه علوم پزشکی گلستان، تا کنون اقدام به توزیع این بودجه بین کادر درمانی نکرده است.

کارکنان، با یادآوری تورم موجود در اقتصاد و کاهش ارزش پول ملی گفتند: «مبالغ جزئی که قرار بود روزی میان کادر بهداشت و درمان توزیع شود، در گذر زمان آنچنان دچار افت شدید ارزش شده‌است که دیگر حتی قدرت خرید سال گذشته را هم ندارد. از همین رو پرداخت سریع‌تر آن باید در دستور کار قرار گیرد.»

کارکنان دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان، به فعالیت خود در ارتباط با مسائل بهداشتی و درمانی بیمارانی که از فاز خیزشی چهارم کرونا آسیب دیده‌اند، اشاره کرده و می‌افزایند: «انتظار داریم که اگر تعهدی برای دانشگاه‌های علوم پزشکی تعریف می‌شود، آن را اجرا کنند. امروز ما با تحمل بی‌خوابی، کار سنگین و جانفرسا، از خانواده‌های خود دور مانده‌ایم و حداقل انتظارمان این است که حق سختی کار خود را دریافت کنیم.»

کارکنان، در توضیح علت عدم پرداخت حق سختی کار به آنها، می‌گویند: «رئیس علوم پزشکی گلستان اعلام کرده که مشخص نیست بودجه‌ای که به دستشان رسیده باید به چه شکل هزینه شود؛ یعنی اینکه باید صرف پرداخت سختی کار دوران کرونا شود یا در محل دیگری هزینه شود.» کارکنان اضافه می‌کنند: «البته دانشگاه‌های دیگر این بودجه را بدون مشکل برای کادر بهداشت و درمان خود هزینه کرده‌اند و قاعدتا دانشگاه گلستان هم باید همین کار را انجام دهد.»

تجمع کارگران ترابری پارسیان در اعتراض به حذف آنها از سامانه ساپنا

خبرهای رسیده حاکی از تجمع کارگران ترابری پارسیان، آغار و دالان در اعتراض به حذف‌شان از سامانه  ساپنا می‌باشد.

صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰ کارگران پیمانی واحد ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی که در مناطق عملیاتی پارسیان، آغر و دالان مشغول بکار می‌باشند، در اعتراض به حذف خود از سامانه ساپنا دست به تجمع اعتراضی زدند.

به گزارش منابع کارگری در بخش نفت و گاز زاگرس جنوبی، جمعی از رانندگان ماشین‌های سبک بخش ترابری شرکت بهره‌برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی، واقع در مناطق عملیاتی پارسیان، آغر و دالان که مسئولیت جابجایی رانندگان و برخی مدیران این شرکت را در بین چاه‌های نفت و گاز به عهده دارند، یک تجمع اعتراضی برگزار نمودند.

این رانندگان صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه، در محوطه ساختمان اداری منطقه آزاد تجاری پارسیان، آغار و دالان، نسبت به حذف خود از سامانه ساپنا اعتراض دارند و خواستار حل مشکل خود شدند.

کارگران بخش حمل و نقل این مناطق عملیاتی معتقد هستند که مدیران شرکت نفت و گاز زاگرس جنوبی در روز ۲۹ اسفند ماه ۹۹ که مطابق با سالروز صنعت ملی نفت بوده است، همه رانندگان واحد ترابری را که هر یک بین ۱۰ تا ۲۵ سال سابقه مستمر کار در این واحد را دارند، از سامانه ساپنا حذف کرده‌اند.

سامانه ساپنا، سامانه اطلاعات پیمانکاران نیروی انسانی در کل صنعت نفت می‌باشد که حذف کارگران راننده از این سامانه، آنها را از مطالباتی همچون طرح طبقه‌بندی مشاغل و سایر مزایای قانونی و عرفی که بقیه پرسنل رسمی، قراردادی و سایر نیروهای پیمانکاری بهره می‌برند، محروم خواهد کرد.

تجمع کارگران ترابری پارسیان
یکی از کارگران راننده معترض در این باره می‌گوید:

«هم اکنون حدود ۱۴۵ نفر در منطقه عملیات پارسیان و حدود ۱۳۱ نفر نیز در دیگر مناطق عملیات آغار و دالان با سوابق کاری بین ۱۰ تا ۲۵ سال مشغول جابجایی نیروهای کار بین حدود ۲۵۰ حلقه چاه هستند.

حذف این تعداد کارگر از سامانه ساپنا، ظلمی است که مدیران شرکت نفت و گاز زاگرس جنوبی در این شرایط وخیم اقتصادی نسبت به این تعداد کارگر روا داشته است؛ در نتیجه، تجمع کارگران ترابری پارسیان و دیگر مناطق عملیاتی، تنها راه برای رساندن صدای اعتراض آنها است که بتوانند از حقوق خود دفاع نمایند.​

ورشکستگی کشاورزان کرمانی با افت قیمت گوجه فرنگی

کشاورزان کرمانی تجربه تلخی از افت قیمتها، بخصوص پیاز و گوجه فرنگی دارند .سال گذشته افت قیمت پیاز، بسیاری از کشاورزان را ورشکست کرد. بسیاری از آنها بدلیل عدم صرفه اقتصادی، از برداشت محصول هم صرفنظر کردند. اما زمانیکه قیمتها به حد ناچیزی رسید دلالان وابسته به دولت وارد شده و سردخانه‌ها را پر از پیاز کرده تا درفصل‌های بعد به چندین برابر قیمت بفروشند.

امسال هم گوجه کاران جنوب کرمان، بدلیل افزایش عوارض صادرات و پایین آمدن قیمت، بایستی محصولات خود را نزدیک به مجانی به دلالان بفروشند و یا خوراک دام کنند.

برای بسیاری از کشاورزان، با توجه به وضعیت بد اقتصادی و خالی بودن سفره‌‌هایشان، راهی بجز سوختبری نخواهد ماند. یک کشاورز کرمانی، درمصاحبه با خبرگزاری مهر در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۴۰۰، گفت: «ما کشاورزان هیچ  ممر درآمدی جز کشاورزی نداریم و اگر از این کار هم درآمد نداشته باشیم به جز قاچاق کالا و سوخت نمی‌توانیم کار دیگری انجام دهیم چون در جنوب کرمان هیچ کارخانه و صنعت و معدن گسترده‌ای وجود ندارد»

بالا رفتن هزینه و پایین آمدن قیمتها

کشاورزان کرمانی

یک کشاورز دیگر به گران شدن هزینه ها اشاره کرده و می‌گوید: «قیمت حمل‌ونقل سه برابر شده و دستمزد کارگر هم به روزی ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. با کیلویی ۱۵۰۰ تومان برداشت محصول چه توجیهی دارد؟»

تمامی بار تولید بر دوش کشاورزان کرمانی است و افزایش هزینه ها باعث شده که برداشت گوجه فرنگی با نرخ ۱۵۰۰ تومان به صرفه نباشد.

این کشاورز در ادامه از همدستی دولت با دلال‌ها شکایت کرد و گفت: « متاسفانه دولت هم، راه دلال‌ها را انتخاب کرد…کشاورزان به گونه‌ای با کمبود نقدینگی روبه‌رو هستند که برای کشت سال آینده زراعی دستشان خالی است.»

به این صورت، دولت در همراهی و هماهنگی با واسطه‌ها، دسترنج یک ساله کشاورزان را به قیمت ناچیزی می‌خرد و با انتقال آنها به شهرهای بزرگ، سودهای کلان می‌برد. در این میان کشاورز و خانواده‌اش می‌مانند که  باید یک سال را با گرسنگی و فقر سر کنند .

مرگ ۲ کارگر بر اثر برق‌گرفتگی در بوکان و یک کارگر در اثر ریزش زمین در سنندج

صبح روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰، برق گرفتگی موجب مرگ دو کارگر در شهرک صنعتی بوکان گردید. حسن رشیدبیگی مدیر عامل شهرک صنعتی بوکان در مورد علل پیش آمدن این حادثه گفت: «۲ تن از کارگران این شهرک مشغول جمع‌آوری دستگا‌ه‌های خط‌تولید بودند که دچار برق‌گرفتگی شده و جان باختند».

 رشید بیگی، در شرح علت مرگ این دو کارگر در بوکان، توضیح داد که کارگاه مزبور تعطیل شده و مالک آن برای جمع‌آوری دستگاه‌های آن اقدام نموده بود. این‌کار به دو کارگر فنی سپرده شده بود و آنها درحال جمع‌آوری دستگاه‌ها بودند. یکی از این‌ کارگران در حوضی می‌افتد که به بدنه آن برق وصل بوده و او دچار برق‌گرفتگی می‌شود و در دم جان می‌بازد. کارگر دوم برای نجات جان او وارد حوض می‌شود که او نیز دچار برق‌گرفتگی می‌شود. کارگر دوم، به مرکز درمانی منتقل می‌شود، اما بعد از چند ساعت به علت صدمات وارده، در بیمارستان فوت می‌کند.

رشیدبیگی همچنین اظهار داشت که یکی از مشکلات شهرک صنعتی بوکان، عدم وجود امکانات ایمنی و امداد رسانی است. وی ادامه داد که در این شهرک، هفت سال است که ساختمان آتش‌نشانی ساخته شده است، اما تاکنون برای تجهیز آن اقدامی صورت نگرفته است. این حادثه نشان داد که تجهیز آتش‌نشانی شهرک صنعتی بوکان یک نیاز ضروری است و باید مسئولین مربوطه به آن رسیدگی کنند.

بوکان یکی از شهرهای صنعتی آذربایجان غربی می‌باشد که در جنوب دریاچه ارومیه واقع است.

شهرک صنعتی بوکان نیز در کیلومتر ۶ جاده بوکان- میاندوآب واقع شده است که کارخانه‌ها و شرکت‌های صنعتی مهمی را درخود جای داده است. اما متأسفانه کارگرانی که در این شهرک مشغول بکار هستند، از کمترین امکانات ایمنی و بهداشت کار بهره‌مند نمی‌باشند. حادثه جان باختن این دو کارگر بر اثر برق‌گرفتگی ، از جمله حوادثی است که به طور مرتب در شهرک صنعتی بوکان اتفاق می‌افتد.

مرگ یک کـارگر در اثر ریزش زمین در سنندج

روز دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰، در هنگام حفاری چاه فاضلاب در شهرک ارشاد سنندج، زمین ریزش کرد و سه نفر کارگر که مشغول کندن چاه فاضلاب بودند زیر خاک گرفتار شدند. دو ‌نفر از کارگران توسط اهالی نجات یافتند اما یکی از کارگران که به عمق ۵ متری چاه سقوط کرده بود جانش را از دست داد. مأموران آتش نشانی، پس از یکساعت توانستند خاک ها را کنار زده و جسدش را بیرون آوردند

تجمع کارگران پسماند شهرداری بجنورد در اعتراض به تبدیل نشدن وضعیت شغلی

تجمع اعتراضی کارگران پسماند شهرداری بجنورد نسبت به عدم تبدیل وضعیت شغلی و بلاتکلیفی استخدامی

برای دومین بار در سال ۱۴۰۰، روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه، تجمع کارگران پسماند شهرداری بجنورد نسبت به تبدیل نشدن وضعیت شغلی و بلاتکلیفی استخدامی، در برابر ساختمان فرمانداری این شهرستان در استان خراسان شمالی برگزار شد.

کارگران پسماند شهرداری بجنورد هفته گذشته نیز اولین تجمع اعتراضی خود را در برابر استانداری خراسان شمالی برگزار کرده بودند.

سرپرست دفتر امور شهری و شوراهای استانداری خراسان شمالی، درباره تجمع روز دوشنبه کـارگران سازمان پـسماند شـهرداری خراسان شمالی و هفته گذشته در برابر استانداری استان خراسان شمالی گفت: «خواسته این کارگران جذب و استخدام آنها از سوی شهرداری بجنورد است.»

وی در ادامه افزود: «با توجه به این که شهرداری بجنورد توان مالی جذب این کـارگران را ندارد، به این کـارگران توصیه کرده‌ایم که به فعالیت خود در سازمان پـسماند استان خراسان شمالی برای حفظ شغل خود ادامه دهند.»

وی در خاتمه عنوان کرد: «با این وجود، مطالبه آنان را به وزارت کشور و سازمان استخدامی‌های کشور به منظور صدور مجوز استخدامی در شهرداری بجنورد انتقال داده ایم که در حال حاضر منتظر پاسخ و اجازه این دو نهاد هستیم.»

کارگران پسماند شهرداری بجنورد که هم اکنون در سازمان پسماند استان خراسان شمالی مشغول بکار می‌باشند، از محل سکونت خود دور بوده و با وجود این که امکان کار در شهر خودشان وجود دارد، اما مجبور به کار در سازمان پسماند استان می‌باشند.

این کـارگران که خواسته اصلی‌شان انتقال به شـهرداری بـجنورد و کار در قسمت پـسماند شهرداری این شهرستان می‌باشد در سال جاری دو بار به تجمع اعتراضی دست زده‌اند، اما تاکنون اقدامی جهت انتقال آنها به شهرستان محل سکونت‌شان صورت نگرفته است.​

دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد

 امروز سه شنبه ۲۴ فروردین‌ماه، شماری از معلمان تازه استخدام برای دومین روز متوالی در مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران، جمعی از کارگران پیمانی اپراتورآب و فاضلاب اهواز در مقابل ساختمان استانداری خوزستان و گروهی از کارگران نی بر شرکت هفت تپه در محل کار خود، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فرارو، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰، شماری از معلمان تازه استخدام، برای دومین روز متوالی مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران تجمع کردند.

بر اساس این گزارش، تجمع این معلمان در اعتراض به حقوق پایین ۳ میلیون تومان و عدم برخورداری از قانون رتبه‌بندی معلمان صورت گرفته است.

در تجمع روز گذشته این معلمان ضمن رونمایی از بنرهای اعتراضی، شعارهایی از قبیل “حقوق ما دو میلیون، خط فقر ده میلیون” ، شعار هر معلم مرگ بر استثمار” و “زحمت چند برابر، حقوق نابرابر” سر دادند.

به گفته این معلمان دولت با استخدام حدود ۴۰۰ هزار معلم جوان طی ۳ سال اخیر برای کاهش بار مالی به جای افزایش متناسب حقوق آن‌ها به جیره‌بندی آن روی آورده است.

آن‌ها می‌گویند سند تحول بنیادین بر رتبه بندی معلمان بر مبنای شایسته سالاری تاکید دارد اما لایحه دولت فقط جیره‎‌بندی حقوق بر مبنای سابقه بندی است.

تجمع کارگران آب و فاضلاب اهواز

به گزارش ایلنا، امروز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، جمعی از کارگران پیمانی اپراتورآب و فاضلاب اهواز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی و عیدی کامل خود، مقابل ساختمان استانداری خوزستان تجمع کردند.

این کارگران گفتند: مطالبات حدود هزار نفر از کارگران اپراتور شبکه آب و فاضلاب اهواز سه ماه به تاخیر افتاده و به دلیل پرداخت نشدن کامل عیدی ما بارها از مسئولان استانی درخواست پیگیری مطالباتمان را کرده‌ایم.

آن‌ها افزودند: تاکنون به مشکل ما رسیدگی نشده و در سال‌های اخیر دریافت منظم حقوق و عیدی کامل به دل‌مان مانده است.

یکی از کارگران معترض گفت: جدا از معوقات مزدی در زمینه پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی نیز اداره آبفا در حق ما کوتاهی کرده است. سوابق بیمه‌ای ما به دلیل پرداخت نشدن به موقع حق بیمه به تامین اجتماعی دچار مشکل شده است. در عین حال سالهاست که پوشش بیمه تکمیلی نداریم و برای تامین نیازهای درمانی خود و خانواده هایمان با مراجعه به مراکز آزاد متحمل هزینه‌های هنگفتی بایت ویزیت و هزینه دارو و سایر خدمات می‌شویم.

طبق اظهارت وی، از دیگر مشکلات کارگران پیمانکاری آبفای اهواز با ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه کار، ادغام با کارگران آب و فاضلاب روستایی است که وضعیت کارگران هر دو طرف را نامشخص کرده است.

این کارگر به نمایندگی از همکاران خود گفت: بدون شک قبول چنین شرایطی از روی ناچاری است و کماکان شرمنده زن و فرزندان خود هستیم.

تجمع کارگران هفت تپه

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز سه‌شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، کارگران نی بر شرکت هفت تپه ضمن اعتصاب، در محل کار خود تجمع کردند.

بر اساس این گزارش، کارگران نسبت به خرابی و توقف فعالیت بخشی از کارخانه و عدم حمل نیشکر به آن مکان، معترض هستند.

نمایشگر ویدیو

مرگ و مصدومیت ۵ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۵ کارگر در شهرهای سنندج، بوکان و فاریاب دچار حادثه شدند. در این حوادث ۴ کارگر جانشان را از دست دادند و یک کارگر مصدوم شد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، یک کارگر در سنندج، بر اثر حادثه ریزش دیواره خاکی، در عمق ۴ متری زیر خاک گرفتار و جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، عده‌ای از کارگران مشغول حفر کانال برای سیستم فاضلاب شهری در سنندج بودند که به یکباره بخشی از دیواره خاکی آن ریزش کرد و سه نفر  در عمق ۴ متری زیر خاک گرفتار شدند.

آتش نشانان با برداشتن خاک به سرعت هر سه کارگر را از زیر آوار خارج کردند که متاسفانه یکی از کارگران جان خود را از دست داد.

مرگ دو کارگر در بوکان

به گزارش خبرگزاری ایلنا، دو کارگر در بوکان، بر اثر حادثه برق گرفتگی جان خود را از دست دادند.

بر اساس این گزارش، دو کارگر تبریزی که مشغول جمع‌آوری تجهیزات و دستگاه های کارخانه بازیافت کارتن در شهرک صنعتی بوکان در استان آذربایجان غربی بودند که ناگهان یکی از کارگران بر اثر برق گرفتگی دچار حادثه می‌شود و کارگر بعدی که برای نجات وی اقدام می‌کند نیز بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست می‌دهد.

مدیرعامل شهرک صنعتی بوکان با بیان اینکه این ۲ نفر حدود پنج ساعت به برق متصل بودند، گفت: بعد از این مدت، صاحب کارگاه از موضوع آگاه می‌شود که با وجود رساندن این افراد به بیمارستان، امکان احیای آن‌ها وجود نداشت.

مرگ و مصدومیت دو کارگر در فاریاب

به گزارش ایرنا، امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۴۰۰، ۲ کارگر معدن بر اثر حادثه ریزش معدن کرومیت دره شور فاریاب، کشته و مصدوم شدند.

فرماندار فاریاب با بیان اینکه معدن کرومیت دره‌شور در بخش مرکزی شهرستان فاریاب قرار دارد، گفت: بلافاصله پس از اطلاع از این حادثه یک تیم به منظور بررسی به معدن اعزام شد.

وی با بیان اینکه کارگر مصدوم از ناحیه کمر دچار آسیب شدید شده است، از اعزام مصدوم حادثه به مرکز استان کرمان برای مداوا خبر داد.

علی نیک‌نفس گفت: این معدن فاقد هرگونه امکانات امنیتی بوده و بدون مجوز قانونی و غیراستاندارد برداشت می‌شود.

معوقات مزدی کارگران راه ‌آهن سیاه بیشه لوشان

 کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان در استان گیلان از عدم پرداخت دستمزد و حق بیمه خود خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان از بابت عدم پرداخت معوقات مزدی و بیمه ای خود گلایه‌مند هستند.

به گفته کارگران شاغل در خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان که به‌صورت قراردادی تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری در خطوط ریلی مشغول کارند، با بیان اینکه مهم‌ترین عامل پرداخت نشدن مزد آن‌ها کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است، گفتند: با توجه به اینکه کارگران این ناحیه حداقل‌های مزدی را دریافت می‌کنند، پرداخت نشدن حدود دو ماه مزد، مشکلات معیشتی آن‌ها را دو چندان می‌کند.

این کارگران نیمی از حقوق بهمن و حقوق کامل اسفند ۹۹ خود را به همراه نیمه نخست فروردین ۱۴۰۰ را از کارفرما طلبکارند.

کارگران با بیان اینکه در حال حاضر شش سال است ما کارگران سیاه بیشه لوشان از خدمات بیمه تکمیلی و امکانات درمانی آن محروم هستیم، افزودند: چرا باید پیمانکار طبق قراردادی منعقد شده ماهیانه مبلغ ۱۷۴ هزارتومان از حقوق حداقلی کارگران بابت بیمه تکمیلی کسر کند اما به حساب شرکت‌های بیمه گذار واریز نکند. این اقدام شرکت پیمانکار ظلم در حق کارگران و خانوادهایشان است.

به گفته آن‌ها، امروز بیمه تکمیلی سوهان روح کارگران ابنیه فنی شده است. شرکت‌های بیمه‌گر نباید قرارداد بیمه تکمیلی را به گونه‌ای منعقد کنند که کارگران دست‌شان به جایی بند نباشد و برای پوشش بیمه تکمیلی متکی به کارفرمایان باشند. در حال حاضر چندین سال است علارغم اعتراضات مکرر کارگران ابنیه فنی، کارفرما هیچ عکس‌العملی به مطالبات کارگران ندارد و هر روز مشکلات بیشتر می‌شود.

این کارگران با بیان اینکه ما با بیمه‌های درمان تکمیلی و رویه‌ای که پیمانکاران در پیش گرفته‌اند به شدت مخالفیم در ادامه افزودند: ما کارگران قانون الزام درمان تامین اجتماعی را داریم که از سال ۱۳۶۸ در مجلس تصویب شده است. بر اساس این قانون بیمارستان‌های ملکی سازمان تامین اجتماعی مکلف به ارایه خدمات به کارگران و بازنشستگان هستند و دیگر نیازی به بیمه تکمیلی و تحمل مشکلات آن نیست.

کولبری و سوختبری نتیجه نبود عدالت اجتماعی در ایران/بهار عباسی

روز پنجم اسفند ماه نیروهای نظامی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مناطق مرزی شهرستان «سراوان» به تعدادی از سوختبران بلوچ تیراندازی کردند. در پی این اتفاق شماری از سوختبران کشته و زخمی شدند. کشته شدگان سوختبرانی بودند که برای گذران زندگی سوخت را از ایران به پاکستان انتقال داده و آنجا می‌فروختند. «محمد بلوچی» یکی از کسانی بود که همان روز قصد داشت به پاکستان برود. بسیاری از دوستانش کشته و زخمی یا در اعتراضات بازداشت شدند. او هم به مرز پاکستان پناهنده شده است و به دلیل نبود امنیت جانی نمی‌تواند به ایران برگردد. او می‌گوید: «من یک گازوئیل‌کش هستم. سوختبر لقبی‌ست که در ایران به ما داده‌اند. ما گازوئیل را خودمان می‌خریم و خودمان هم می‌فروشیم. نه دزدی کردیم و نه از کسی گرفتیم.»

او در ادامه می‌افزاید: «ما سوخت را از فروشگاه‌ها می‌خریم و آن را می‌فروشیم. در جایی که سوخت می‌خرم دوازده کارگر کار می‌کنند. آنها هم روزمزد کار می‌کنند و برای هر ماشین ده هزار تومان یا پانزده هزار تومان می‌گیرند. من به ازای هر بار پنجاه هزار تومان به کارگران می‌دهم، بعد بار را می‌زنم و به طرف مرز می‌آیم. در راه هیچ امنیت جانی‌ای ندارم. الان می‌گویند گازوئیل قاچاق است و در ایست‌های بازرسی برای ما مشکل درست می‌کنند. در مرز پاکستان هم مجبوریم به ارتش پاکستان پول حمل بار بدهیم تا اجازه دهند سوخت را به پاکستان برسانیم و در آنجا بفروشیم. بعد از سه روز به مرز پاکستان می‌رسیم و در مرز «پنجور» بار را خالی می‌کنیم. بعد پول بار را جدا می‌کنیم و پول فروشنده‌ی اولیه را از آن پراخت می‌کنیم. مبلغ ناچیزی برای خودم و خانواده‌ام می‌ماند. سه خانواده باهم زندگی می‌کنیم. حتی نمی‌توانیم مستقل زندگی کنیم. زندگی همه‌ی ما به این سوختبری وابسته است. سیستان و بلوچستان از لحاظ رفاهی زیر خط فقر است.»

محمد در ادامه می‌افزاید: «جدا از مشکلات جانی و مالی در راه پاکستان هم امنیت نداریم. مسیر پر از دزد است. دزدهای پاکستان هر شب از ما دزدی می‌کنند. در مرز ایران هم معمولا ما را می‌گیرند بازخواست‌ می‌کنند که چرا به مرز پاکستان رفته‌اید. اگر پول داشته باشیم پول و ماشین را می‌گیرند و بیست روزی نگه‌مان می‌دارند.»

«رحمت محمودپور» در یک خانواده‌ی تحصیل‌کرده به دنیا آمده است ولی به دلیل مشکلات معیشتی در مرز «هرزنی» سردشت کولبری می‌کند. او سی و شش ساله و فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی برق است. رحمت می‌گوید: «به صورت قراردادی معلم بودم ولی استخدام رسمی نشدم. در نتیجه من و کل خانواده‌ام کولبر شدیم. با پدر هفتاد ساله‌ام برای یک مزد ناچیز به کولبری می‌رفتیم در این مسیر امنیت جانی و مالی نداشتیم به‌سختی زندگی می‌گذراندیم.» او در ادامه می‌افزاید: «ما بارها را از مرز سردشت به اقلیم کردستان می‌بردیم. بارمان معمولا گازوئیل، پوشاک، نقت یا سیگار بود. یکی از دلایلی که به کولبری روی آوردیم فقر و بیکاری بود. ساکن روستای مرزی هرزنی سردشت بودیم. در این روستا نه‌تنها هیچ کاری به جز کولبری وجود نداشت، بلکه هیچ گونه امکانات اولیه زندگی مانند آب، برق، بهداشت، مدرسه و جاده هم نبود. در آنجا کودکان، زنان و جوانان در وضعیت بدی قرار داشتند. ما هم با کار کولبری هیچ آینده‌ای برای خود متصور نبودیم، به همین دلیل ایران را ترک کردیم.»

«عبدالله عارف» از کمپین فعالان بلوچ به ماهنامه خط صلح می‌گوید: «سوختبری مرگ بارترین شغلی است که شهروندان بلوچ به اجبار به آن تن می‌دهند. بر اساس رسمی، استان سیستان و بلوچستان بالاترین میزان فقر و بیکاری را در کشور دارد. همچنین سالانه بیش از ۴۰ سوختبر کشته می‌شوند و یا در جریان تعقیب و گریز توسط نیروهای دچار در پی سوانح رانندگی یا تیراندازی نیروهای انتظامی به بار آنها، در آتش می‌سوزند. همچنین در تعقیب و گریز مامورانی که وضعیت جاده و تردد ماشین‌های معمولی را رعایت نمی‌کنند، گاهی تصادف‌هایی رخ می‌دهد که منجر به مرگ یا زخمی شدن سرنشینان دیگر اتومبیل‌ها می‌شود. سالانه ده‌ها مورد کشته و زخمی‌شدن شهروندان بر اثر تصادف با ماشین سوختبران گزارش می‌شود.»

او در ادامه می‌افزاید: «شهروندان بلوچ از طریق مرزهای دریای یا زمینی مشغول به کار سوختبری هستند. در مرزهای زمینی با ماشین، موتور، الاغ یا قاطر چند گالن سوخت را جابجا می‌کنند. از طرفی بعضی از مرزهای استان مین‌گذاری شده‌اند. همچنین بعضی از سوختبران به علت نبود علایم دقیق و واضح بر اثر عبور از میدان مین جان خود را از دست داده‌اند. نیروهای انتظامی در مناطق مرزی حتی به الاغ‌هایی که در جابجایی سوخت مورد استفاده قرار گرفته‌اند، تیراندازی می‌کنند. با تمامی این خطرات باز هم شاهد آن هستیم که شهروندان به کار سوختبری روی می‌آورند. در بین سوختبران، کودکانی هستند که بعد از کشته شدن پدرش به این کار روی آورده‌اند.»

به گفته او «آمار دقیقی از تعداد سوختبران در دسترس نیست، گفته می‌شود حدود ۵۰۰ هزار ماشین مشغول به کار سوختبری هستند و هر ماشین ۳ الی ۴ خانوار را پوشش می‌دهد. در نهایت درآمد ماهانه برای هر خانواده کمتر از ۷۰۰ هزار تومان خواهد بود. هر خانواده حداقل ۴ الی ۵ عضو دارد. طرح جدید دولت بنام رزاق در واقع جهت قطع روزی بیشتر از شهروندان بلوچ طراحی شده است. آنها با این طرح می‌خواهند این کار را انحصارا در دست خود بگیرند.»

تبعیض ساختاری
توسعه‌نیافتگی استان‌های مرزی در ایران باعث شده است که شهروندان در سیستان و بلوچستان و کردستان به کارهای با مزد ناچیز روی بیاورند. کولبری و سوختبری در سیستان و بلوچستان و کردستان حاصل سیاست انکار و طرد است. در این مناطق مردم از کوچکترین امکانات اولیه‌ی زندگی محروم هستند. معمولا لوله‌کشی آب و جاده و دراکثر مواقع مدرسه وجود ندارد و کودکان از ادامه تحصیل باز می‌مانند. گاهی بعضی از جوانان بدون هیچ امکاناتی به درجات بالای دانشگاهی می‌رسند ولی دوباره با تبعیض و طرد روبرو می‌شوند. چون مرز نشینی در ایران با سیاست انکار و طرد روبه‌روست. اقلیت‌نبودن در ایران یک مزیت حساب می‌شود. کسانی که ناخواسته در مرزها به دنیا آمده‌اند شانس این را ندارند که یک شغل دولتی کسب کنند. پس مجبورند به کولبری و سوختبری روی بیاورند. هویت کردها و بلوچها سوختبری و کولبری نیست ولی به دلیل فقر اقتصادی این شغل‌ها درست شده‌اند. این کسب و کار به یک فرصت شغلی تبدیل شده و آنها که از کار محرومند هم به خاطر آن جان خود را از دست می‌دهند. کولبری و سوختبری نتیجه‌ی سیاست‌های تک‌اتنیکی و تک‌مذهبی مربوط به توسعه است. کولبری و سوختبری بیشتر یک پدیده سیاسی هستند. کولبری به عنوان یک پدیده، نشانگر توسعه‌زدایی استقراریافته در کردستان و نشانه وضعیت استثنایی سیاسی_اقتصادی است آنچه که مودیمبه آن را در مفهوم عمومی‌تر، «ساختار استعمارگرانه» می‌نامد. این ساختار باعث دوگانگی‌های پارادایمی مانند «اقتصادهای معیشتی در مقابل اقتصادهای مولد» می‌شود. پارادایم‌های اقتصادی دوگانه مشابه در ایران کولبری را به وجود آورده که بیانگر نوعی آپارتاید اقتصادی در کردستان و سیستان و بلوچستان است.

طرح رزاق
این طرح که به گفته مسئولان برای کمک به درآمد خانواده‌های فقیر منطقه و جلوگیری از قاچاق سازمان‌یافته سوخت ایجاد شده، از شهر سراوان در استان سیستان و بلوچستان آغاز شد. بر اساس این طرح آزمایشی، به هر خانوار مرزنشین در هفته ۲۰۰ لیتر گازوئیل با نرخ دولتی عرضه می‌شود. آنها می‌توانند سهمیه خود را در جایگاه‌های تعبیه‌شده که ۵ کیلومتر با مرز فاصله دارد تحویل گرفته و از طریق معابر تعیین‌شده به پاکستان برده و در آنجا بفروشند. اما این طرح در اجرا با مشکلاتی مواجه شد، تا جایی که شش روز پس از کشته شدن چند تن از سوخت‌بران بلوچ بر اثر تیراندازی ماموران در مرز ایران و پاکستان در نزدیکی سراوان، یک مسئول ستاد مبارزه با قاچاق کالا از دولت به دلیل کارشکنی در توزیع سوخت در چهارچوب طرح «رزاق» انتقاد کرد و گفت: «این طرح به وضعیت سوختبران در سیستان و بلوچستان بیشتر آسیب زده است.»

کولبری و سوختبری
کولبر به کسانی گفته می‌شود که برای کسب درآمد به حمل اجناسی بین دو طرف خط مرزی اقدام می‌کنند. کولبران بیشتر در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام مشغول به کار هستند. کولبران اجناس را بر روی پشت خود و یا به کمک حیوانات بارکش از مناطق مرزی عبور می‌دهند و پس از گذر از مرز در بازارچه‌های اقلیم کردستان به فروش می‌رسانند. بیشتر این اجناس کولر، بخاری، سیگار، تلویزیون، پوشاک و منسوجات هستند. مردم در مرزهای شرقی و غربی ایران با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند، چنین وضعیتی کولبری و سوختبری را به‌وجود می‌آورد. ریشه این وضعیت از تبعیض شروع می‌شود. مردم این مناطق از امتیازاتی که در سایر نقاط ایران به آن دسترسی دارند، محروم هستند. هیچ وقت شرایط زندگی مردم تهران با شرایط زندگی مردم در نقاط مرزی سیستان و بلوچستان و کردستان قابل مقایسه نیست. مردم در این مناطق از کوچکترین امکانات تفریحی و رفاهی محروم هستند.

افکار عمومی
در پی کشته و زخمی شدن شماری از سوختبران در مناطق مرزی سراوان و اعتراضات و اعتصابات شهروندان در استان سیستان و بلوچستان، هزاران کاربر در شبکه‌های اجتماعی کارزار مجازی در حمایت از سوختبران راه انداختند و با هشتگ‌های «سراوان تنها نیست» و «سوختبر نکشید» به شرایط معیشتی سوختبران اعتراض کردند. این کارزار به ترند اول در ایران تبدیل شد. پیشتر نیز بارها هشتگ‌های مجازی در حمایت از کولبران ترند شد، اما متاسفانه تاثیری در رویکرد نیروهای مرزبانی نسبت به این شهروندان نداشته و روز کولبران و سوختبران بیشتری قربانی می‌شوند. درک متفاوت شهروندان از پدیده کولبری و سوختبری با حاکمیت و شیوه‌ی برخورد با ابن قشر از جامعه از تبعات عدم وجود نهادهای دموکراتیک و تسلط تمامیت خواهی در کشور است که به افکار عمومی اهمیتی نمی‌دهد.

مرگ و مصدومیت ۳ کارگر در شهرهای مختلف

روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۳ کارگر در شهرهای آشتیان، اصفهان و کاشان دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱ کارگر جانش را از دست داد و ۲ کارگر دچار مصدومیت شدند.

به گزارش منتشر شده، یک کارگر ۴۲ ساله هنگام کار در کارخانه ای واقع در شهرک صنعتی “مزرعه نو” شهرستان آشتیان بر اثر سقوط در مخزن آب و آهک جان خود را از دست داده است.  در حادثه ایی دیگر، یک کارگر ساختمانی ۳۷ ساله بر اثر سقوط در یک چاه ۷ متری در خیابان علامه امینی شرقی اصفهان، دچار آسیب دیدگی شد. همچنین یک کارگر ۳۲ ساله در حین اسکلت‌بندی ساختمانی در خیابان آیت‌الله سعیدی شهرستان کاشان از طبقه دوم ساختمان سقوط کرد و دچار مصدومیت شد.​

تجمع کارگران راه ‌آهن سیاه بیشه لوشان

کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان در استان گیلان روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد و حق بیمه خود اقدام به برگزاری تجمع کردند.

کارگران شاغل در خطوط ابنیه فنی راه‌آهن سیاه بیشه لوشان که به‌صورت قراردادی تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری در خطوط ریلی مشغول کارند، می گویند پیمانکار به بهانه کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است، از پرداخت دستمزدهای کارگران سرباز می زند. گفتند: معترضان افزودند با توجه به اینکه کارگران این ناحیه حداقل‌های مزدی را دریافت می‌کنند، پرداخت نشدن حدود دو ماه مزد، مشکلات معیشتی آن‌ها را دو چندان کرده است. آنها همچنین  اعلام کردند در حال حاضر شش سال است از خدمات بیمه تکمیلی و امکانات درمانی آن محروم می باشند.

معوقات مزدی کارگران شهرداری سی سخت

 کارگران شهرداری سی‌سخت از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند. این کارگران ۹ ماه حقوق، عیدی و پاداش خود را دریافت نکرده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران شهرداری سی‌سخت از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند.

کارگران مجموعه شهرداری سی‌سخت که تعداد آن‌ها حدود ۸۰ نفر است، درباره طلب وصول نشده خود گفتند: مطالبات مزدی ما مربوط به ۹ ماه طلب مزدی و همچنین کارفرما به دلیل کمبود نقدینگی، عیدی و پاداش پایان سال ۹۹ را پرداخت نکرده است.

این کارگران از وضعیت معیشتی خود ابراز نارضایتی کردند و گفتند: متاسفانه بعد از سال‌ها خدمت در شهرداری سی‌سخت علارغم خسارت‌هایی که زلزله اخیر سی سخت به زندگی ما کارگران وارد کرده، از پرداخت به موقع حقوق و عیدی و سنوات محروم هستیم.

یکی از کارگران شاغل بخش خدمات شهرداری سی‌سخت با یادآوری اینکه بعداز وقوع زلزله تقریبا کار روزانه‌مان دو تا سه برابر شده است، افزود: حدودا ۸۰ کارگر خدماتی علارغم انجام کار روزانه و انجام کار بازسازی و جمع آوری آوار و خسارت‌های ناشی از زلزله که به واحد‌های مسکونی و زیر ساخت‌های شهر وارد شده، کمک می‌کنند.

وی با بیان اینکه هرکدام از ما به‌ صورت میانگین از صبح زود تا ساعت ۱۱ شب در شهر مشغول خدمت ‌رسانی به مردم و شهروندان هستیم، افزود: به نسبت قبل از زلزله هم اکنون کارمان دو تا سه برابر شده و شهرداری به دلیل مشکلات مالی امکان افزایش نیروی کار را ندارد.

این کارگر با بیان اینکه مسئولان باید به شهرداری و شهر زلزله‌ زده سی‌سخت کمک مالی کنند، در خاتمه گفت: شهردار و اعضای شورای شهر چندین مرتبه وعده پرداخت بخشی از مطالباتمان را با دریافت وام از بانک تا پایان سال ۹۹ داده بودند که متاسفانه تاکنون عملی نشده است.

کارگر مصدوم حادثه شرکت توزیع برق اهواز جان باخت

کارگر مصدوم حادثه شرکت توزیع برق اهواز جان باخت

کارگر شرکت توزیع برق اهواز که بر اثر سقوط از تیر چراغ برق به شدت زخمی شده بود، صبح امروز یکشنبه در بیمارستان جان باخت.

به گزارش ایلنا، یکی از کارگران قراردادی شرکت توزیع برق اهواز به نام «حسین نژاد ساری» که در روزهای گذشته بر اثر یک حادثه شغلی حین تعویض لامپ تیرچراغ برق سقوط کرد و به شدت زخمی شد، صبح امروز (۲۲ فروردین) در بیمارستان جان باخت.