گرامیداشت روز جهانی کارگر در بانه

بنابه گزارش دریافتی روز شنبه 11 اردیبهشت ماه، برای دومین بار جمعی از زنان و مردان آزادیخواه شهرستان بانه به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی کارگر  در میدان کارگر این شهر تجمع کردند.

این گزارش می افزاید، شماری از زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب بانه همراه با شماری از فعالین کارگری با پخش شیرینی و  توزیع ماسک در میدان کارگر این شهر فرا رسیدن اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامیداشتند. همچنین یکی از حاضرین به همین مناسبت در میان کارگران حاضر درمیدان کارگر سخنانی ایراد نمود که با استقبال آنها روبرو شد.

استخدام ۲۵ هزار طلبه به عنوان معلم (بچه هایمان را نیز آخوند خواهند کرد)

وزارت آموزش‌ و‌ پرورش برنامه این وزارتخانه برای استخدام ۲۵ طلبه به عنوان معلم برای اسلامی کردن مدارس را اقدامی قانونی و براساس مصوبات مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی خواند.

استخدام طلاب در آموزش و پروز درحالی در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته است که در چند سال گذشته معلمان و فرهنگیان ایران چند اعتصاب سراسری در اعتراض به نقض حقوق صنفی خود، عدم تامین معیشت و جایگاه معلمان و پولی‌سازی آموزش و پرورش برگزار کردند.

وزارت آموزش و پرورش، روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه، در پاسخ به گزارش روزنامه شرق درباره برنامه «استخدام ۲۵ هزار طلبه مرد و زن به عنوان معلم در راستای اسلامی کردن مدارس»، افزود که این کار مطابق قانون مصوب سال۷۵ مجلس شورای اسلامی درباره استخدام روحانیون و طلاب در آموزش‌و‌پرورش و اساسنامه دانشگاه فرهنگیان مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می‌گیرد.

همزمان ستاد همكاری حوزه‌های علمیه و آموزش‌و‌پرورش نیز با دفاع از طرح استخدام ۲۵هزار طلبه در آموزش و پرورش، اعلام کرد طی یک سال گذشته ۴۴۰طلبه به عنوان معلم استخدام شده‌اند اما این تعداد را اندک توصیف کرد.

ستاد همكاری حوزه‌های علمیه و آموزش‌و‌پرورش همچنین تاکید کرد که استخدام طلاب مرد و زن به عنوان معلم را بخشی از «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» است.

این ستاد افزود که پیشینه تعلیم و تربیت در ایران قرن‌ها در اختیار حوزه‌های علمیه بوده و اکنون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش احیای ارزش‌های معرفتی و دینی است.

یک روز قبل کانون صنفی معلمان ایران در بیانیه‌ای به مناسبت روز معلم، دوازدهم اردیبهشت ماه، به پایین بودن حقوق معلمان، نبود حق بیمه و امنیت شغلی برای آنان، عدم اجرای کامل همسان‌سازی برای بازنشستگان و همچنین «جذب طلاب به‌ عنوان معلم در مدارس» اعتراض کرد.

کانون صنفی معلمان ایران همچنین خواستار آزادی معلمان زندانی از جمله اسماعیل عبدی، دبیرکل پیشین این کانون، شد که از چند سال قبل و پس از برگزاری اعتصاب سراسری معلمان بازداشت و زندانی شده است. این کانون همچنین خواهان پایان برخوردهای سرکوبگرانه با معلمان شد.

علی خامنه‌ای به طور مشخص در چند سال گذشته بر ضرورت اجرای « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» تاکید داشته است که ستاد همكاری حوزه‌های علمیه و آموزش‌و‌پرورش در جوابیه خود به روزنامه شرق اجرای آن را «احیای ارزش‌های معرفتی و دینی» توصیف کرده است.

ستاد همكاری حوزه‌های علمیه و آموزش‌و‌پرورش البته گفت که طلاب داوطلب در یك شرایط یكسان با سایر داوطلبان در آزمون ورودی آموزش‌و‌پرورش و «گزینش و مصاحبه‌های آن» شرکت می‌کنند اما همزمان تاکید کرد که «آموزش‌و‌پرورش كه نزدیك‌ترین عرصه برای فعالیت طلاب است».

تبدیل وضعیت، خواست ۲۱ هزار نیروی شرکتی و حجمی توزیع برق کشور

با وجود تصمیم قاطع رژیم ولایت فقیه به اجرای سیاست‌های نولیبرالیستی تعدیل ساختاری و خصوصی سازیِ ضد کارگریِ دیکته شدهٔ انحصارهای امپریالیستی، هر سه قوه مجلس، دولت و قوهٔ قضایی منتصب ولی فقیه در این جهت حرکت کرده و هماهنگ با هم در جهت فریب زحمتکشان تلاش می‌کنند، نظر این یا آن فرد در این روند ضد ملی و ضد کارگر تاثیر گذار نیست. یگانه راه، اتحاد گسترده زحمتکشان، ایجاد تشکل‌های مستقل سندیکایی و تشدید مبارزه است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، ساختار تعیین کننده‌ی نوع مالکیت باید واجد چند ویژگی کلیدی مانند مشخص بودن سهم هر یک از مالکان و مسئولیت‌های آنان باشد. زمانی هم که تغییری مانند واگذاری مالکیت رخ می‌هد، در درجه اول باید تکلیف انتقال مسئولیت‌های مالک جدید و آخرین تعهدات مالک قدیمی مشخص شود. زمانی هم که مالکیت به شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به صورت وکالتی واگذار می‌شود، مالک جدید قائم مقام تعهدات مالک اصلی است. اساسا نظام حقوقی یک کشور؛ حد و مرز مسئولیت‌های هر یک از اجزا را حین و پس واگذاری روشن می‌کند اما واگذاری مالکیت همیشه هم به شفافیت منتهی نمی‌شود.

در این زمینه می‌توان به اجرای خصوصی‌سازی در ایران اشاره کرد. با وجود اینکه سال‌ها از واگذاری درصدی یا کل سهام تعداد زیادی از شرکت‌های عمومی می‌گذرد اما همچنان شاهد پیچ و تاب‌های حقوقی در پذیرش وضعیت مالکیت آن‌ها هستیم؛ چنانکه دولت بسته به موقعیت و تعهداتی که در قبال ذی‌نفع شرکت ایجاد می‌شود، از میزان باقیمانده‌ی سهام خود برای تفسیر مالکیت به نفع خود استفاده می‌کند. برای نمونه سال‌هاست که بخش توزیع برق کشور چنین وضعیتی را دارد؛ یعنی با وجود اینکه ۴۰ درصد سهام مجموعه‌های توزیع برق از نوع ممتاز دولتی و ۶۰ درصد آن از نوع سهام عادی غیردولتی است که این دومی هم در اختیار بخش خصوصی قرار ندارد و به شرکت‌های شبه دولتی یا به قول رئیس جمهور خصولتی رسیده اما دولت آن را خصوصی و تعهدات آن را متوجه بخش خصوصی می‌داند؛ بویژه اینکه این تعهدات به حوزه‌ی منابع انسانی برمی‌گردد.

بلاتکلیفی نیروهای شرکتی و حجمی شرکت‌های توزیع برق

بر این اساس در صنعت توزیع برق، ۲۱ هزار نیرو وجود دارد که در قالب شرکتی و حجمی به استخدام درآمده‌اند. زمانی که بحث تبدیل وضعیت استخدامی آن‌ها پیش می‌آید، دولت مسئولیت آن را متوجه بخش خصوصی می‌داند. این در حالی است که بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده در مورد وضعیت مالکیت شرکت‌های توزیع برق، که در نامه‌ی اسلام بکتاش، از نمایندگان کارکنان شرکت‌های توزیع برق، به فریدون عباسی دوانی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس منعکس شده، در ترسیم هویت سهام عادی شرکت‌های توزیع نیروی برق باید به این نکته اشاره کرد که در سال ۱۳۸۲ «شرکت سرمایه‌گذاری صنعت برق و آب» (صبا) صاحب ۵۱ تا ۶۰ درصد سهام شرکت‌های توزیع شد اما ۴۹ درصد سهام شرکت صبا متعلق به شرکت دولتی ساتکاپ و کمی بیش از ۴۹ درصد آن متعلق به شرکت «مهاب قدس» است که البته درصد و نوع شراکت آن نیز محل نقد و بررسی است.

به همین دلیل نیروهای شاغل در شرکت‌های توزیع برق از وجود سیاست یک بام و دو هوا انتقاد می‌کنند و تاکید دارند که دولت آنجا که برای خود لازم می‌داند از خصوصی‌سازی توزیع برق سخن می‌گوید؛ در حالی که کمتر کسی مدعی است که توزیع برق ایران خصوصی شده است اما این وسط هر اتفاقی که برای تغییر ترکیب مالکیت در شرکت‌های توزیع رخ داده، زیر تابلوی خصوصی‌سازی توجیه شده است. جدا از این موضوع، تبدیل وضعیت کارکنان شرکت‌های توزیع به یک مطالبه‌ی جدی تبدیل شده است. به تازگی مجلس هم طرحی را برای ساماندهی استخدام کارکنان دولت ارائه داده است تا پس از سال‌ها، تبعیض، میان کارکنان شرکتی و قراردادمستقیم برداشته شود اما موضوع این است که برخی دستگاه‌های اجرایی مانند وزارت نیرو به بهانه‌هایی از همین جنس، از تعیین تکلیف وضعیت نیروهای خود سرباز می‌زنند؛ درحالیکه پذیرش خواستِ تبدیل وضعیت، می‌تواند زمینه‌ی آن را فراهم کند.

به گفته‌ی کارکنان شرکت‌های توزیع برق، از سال ۹۶ که «رضا اردکانیان» به عنوان وزیر نیرو وارد این وزارتخانه شد، برنامه‌ی تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی و حجمی متوقف شد؛ با این استدلال که شرکت‌های توزیع برق، سهامی عام محسوب می‌شوند و در ردیف مجموعه‌های متعلق به دستگاه‌های اجرایی قرار نمی‌گیرند. در نتیجه آیین‌نامه‌ها، قوانین و بخشنامه‌های مربوط به تبدیل وضعیت در این مورد صدق نمی‌کنند؛ البته نیروهای شرکتی و حجمی توزیع برق تاکید دارند که تا پیش از حضور آقای اردکانیان در وزارت نیرو، بر همین اساس تبدیل وضعیت انجام می‌گرفت؛ وانگهی همین حالا هم معاونت‌ها و مدیران شهرستانی شرکت‌های توزیع برق، توسط مجموعه‌ی وزارت نیرو منتصب می‌شوند.

با این حال در ۴ سال اخیر سیاست وزارت نیرو این بوده که تبدیل وضعیت استخدامی را به شرکت در آزمون تعیین صلاحیت علمی منوط کند. در همین حال، حتی اگر شرکت‌های توزیع برق را خصوصی فرض کنیم، وزارتخانه در حال تصمیم‌گیری برای آن‌هاست؛ حال نیروهای منتظر تبدیل وضعیت، می‌پرسند: «اگر شرکت‌های توزیع برق خصوصی هستند چرا برای تبدیل وضعیت، باید در آزمون استخدامی دستگاه‌های اجرایی شرکت کنیم؟»

آزمون؛ شرط استخدام نیروهای پیمانکاری توزیع برق

از طرفی این نگرانی برای نیروهای خواهان تبدیل وضعیت وجود دارد که پس از سال‌ها کار نتوانند در قالب پرسش‌های ۴ گزینه‌ای، تجربه‌ها و صلاحیت خود را برای تبدیل وضعیت ثابت کنند؛ ضمن اینکه اردیبهشت سال ۹۹ وزارت نیرو در نامه‌ای اعلام کرد که ظرف ۳ سال باید کلیه نیروهای شرکتی تعیین وضعیت و تعیین تکلیف شوند. به گفته‌ی نیروهای شرکتی و حجمی با توجه به اینکه ۱ سال از ابلاغ این نامه می‌گذرد، قاعدتا باید یک سوم نیروها تعیین تکلیف می‌شدند. در همین حال شروطی برای شرکت در آزمون استخدامی در نظر گرفته شده است که چندان در قبال نیروی حجمی صدق نمی‌کنند و بیشتر شامل نیروهای شرکتی (دارای چارت سازمانی) می‌شوند.

بر این اساس تنها آن گروه از نیروها برای تبدیل وضعیت شانس دارند که در درجه‌ی اول نوع شغل آن‌ها دارای چارت سازمانی باشد و در درجه‌ی دوم و سوم دارای بیشتر از ۵ سال سابقه بیمه مستمر زیر نظر وزارت نیرو و رضایت‌مندی بیشتر از ۸۰ درصد باشند؛ یعنی کارایی و اثربخشی آن‌ها ثابت شده باشد؛ البته به گفته‌ی کارکنان پیمانکاری (شرکتی، حجمی و…) در گذشته هر ۳ سال یک بار تبدیل وضعیت انجام می‌شد اما در ۴ سال اخیر کمرنگ شده است؛ هرچند ضرورت شرکت در آزمون همچنان داغ است و ضوابط شرکت در آن هم بارها تغییر کرده است.

به نظر می‌رسد که بار مالی تبدیل وضعیت، به بهانه‌ای برای پیش کشیدن شرطی به نام شرکت در آزمون تبدیل شده است؛ هرچند شرکت‌هایی که به عنوان پیمانکار واسطه‌ی جذب نیرو می‌شوند، خود درصدی از حقوق و مزایای در نظر گرفته شده توسط کارفرما را به کارکنان پرداخت نمی‌کنند و آن را نزد خود نگه می‌دارند؛ به هر شکل، بار مالی، با تبدیل وضعیت یا بدون انجام آن پابرجاست. در همین حال گروهی از این ۲۱ هزار نفر بیش از ۱۰ سال سابقه‌ی کار دارند، و توانمندی آن‌ها ثابت شده است اما چون رسمی نیستند از نیروهای رسمی که سابقه‌ی کار و مسئولیت‌های کمتری دارند، بسیار کمتر حقوق دریافت می‌کند و حتی به نصف یک نیروی رسمی می‌رسد.

تفاوت حقوق پیمانکاری‌ها با نیروهای رسمی

برای نمونه در حالی که یک نیروی رسمی بیشتر از ۱ میلیون تومان رفاهیات دریافت می‌کند، یک نیروی شرکتی یاحجمی نصف یا کمتر از این میزان را دریافت می‌کند؛ البته باید در نظر داشت که تعریف نیروی شرکتی و حجمی در شرکت‌ها توزیع متفاوت است و ممکن است که یک نفر در شرکت توزیع استان سمنان شرکتی باشد اما نفری با همان عنوان شغلی در شرکت توزیع تهران حجمی محسوب شود. در نتیجه تناقض‌های بسیاری وجود دارد؛ در حالی که استخدام نیروی حجمی از سال ۹۶ توسط سازمان اداری و استخدامی ممنوع اعلام شده است اما تعداد زیادی نیروی حجمی با سابقه کار ۴ تا ۵ سال در شرکت‌های توزیع وجود دارند؛ البته گروهی از نیروهای شرکتی و حجمی به جای پیمانکار با شرکت تعاونی‌ها قرارداد دارند که تعداد آن‌ها خیلی زیاد نیست اما مزیت تعاونی نسبت به پیمانکار این است که سهم بسیار کمتری را از حقوق پرسنل کسر می‌کند؛ در حالی که پیمانکار چنین ملاحظه‌ای را ندارد.

در کل نیروهایی که آخرین مدرک تحصیلی‌شان پایین‌تر از لیسانس است و کار اجرایی انجام نمی‌دهند، مانند سیمبان‌ها، نیروهای تعمیر و نگهداری، ماموران قرائت کنتر حجمی محسوب می‌شوند. اینها دارای چارت سازمانی نیستند؛ البته در مواردی مسئولان دفترها قرارداد حجمی دارند. در همین نیروهایی که از لحاظ سازمان ارشد محسوب می‌شوند هم به صورت شرکتی استخدام می‌شوند. برای نمونه دیده شده که رئیس ناحیه شهرستان‌های کوچک هم شرکتی باشند. در نتیجه از لحاظ میزان حقوق‌ها تفاوت‌های زیادی میان شرکت‌های مختلف وجود دارد اما به طور مثال اگر حقوق یک نیروی رسمی ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است، حقوق نیروی شرکتی هم رده‌ی وی که ناچارا مسئولیت‌های بیشتری را هم برعهده دارد، حدود ۴ میلیون تومان است.

ورود مجلس به معضل نیروهای پیمانکاری

وجود تفاوت‌هایی از این دست، کمیسیون اجتماعی مجلس را وادشته که با تهیه طرحی به آن واکنش نشان دهد. عباس گودروزی (نائب رئیس کمیسیون اجتماعی) در این مورد، گفت: «مشکلی که در نظام اداری و استخدامی ما وجود دارد، بحث تعدد قراردادها و ولنگاری در قراردادهای دستگاه‌های اجرایی با کارکنانشان است. وضعیت‌های استخدامی مانند رسمی، پیمانی، قراردادی، حجمی و شرکتی باعث می‌شود امنیت شغلی نیرو از بین برود. می‌بینیم که در یک دستگاه ۲ نفر یک ماموریت سازمانی مشابه دارند و از لحاظ رتبه‌بندی هم در یک سطح قرار دارند اما حقوق آن‌ها کاملا متفاوت پرداخت می‌شود. تبعیض و بی‌عدالتی هم انگیزه‌ی کار کردن را می‌گیرد و هم در مغایرت با یک روند عادلانه است. شان دستگاه اجرای این نیست. در این میان پولی که به واسطه (پیمانکار) پرداخت می‌شود به درستی به دست کارکنان نمی‌رسد. دستگاه‌ها اجرایی یک نفر را به عنوان نیروی شرکتی اسخدام می‌کنند و ۳۰ سال به عنوان نیروی شرکتی از او کار می‌خواهند. این در حالی است که به کار وی نیاز دارند و منطقی نیست که ۳۰ سال با چنین وضعیتی او را نگه دارند. نیرویی که ماهیت کارش دائم است، حتما باید قرارداد پایدار داشته باشد.»

وی افزود: «به همین دلیل کمیسیون اجتماعی مجلس «طرح ساماندهی استخدام کارکنان دولت» را کلید زد. این طرح اعلام وصول شده و برای ما الصاق شده است. در این طرح نیروها را به حاکمیتی رسمی و غیرحاکمتی پیمانی تقسیم می‌کنیم؛ حتی اگر کسی بتواند خدمتی به دستگاه اجرایی ارائه دهد، نوع کارش را دسته‌بندی می‌کنیم. برای نمونه فردی می‌خواهد یک ساختمان را رنگ‌آمیزی کند اما نیرویی که به خدماتش به صورت دائم نیاز است، باید تعیین تکلیف شود. این طرح یک طرح کامل و جامع در تمام ابعاد مسئله است. ما انتظار داریم که دولت هم در کنار مجلس کمک کند و ساماندهی اتفاق بیفتد؛ البته این طرح تنها مربوط به تبدیل وضعیت نیست و جذب نیروی انسانی را هم مورد توجه قرار داده است؛ چرا که ما می‌بینیم افرادی شرایط و تحصیلات لازم را برای استخدام در دستگاه‌ها دارند اما بسترآن به دلیل وجود «پارتی‌بازی» فراهم نیست. امیدوارم عدالت هم در توزیع فرصت‌های شغلی و هم در ارتباط مدیران با کارکنان شکل بگیرد. وجود عدالت به افزایش کیفیت در دستگاه اجرایی ختم می‌شود. »

سخن آخر

به نظر می‌رسد که دستگاه‌هایی مانند وزارت نیرو باید هرچه سریعتر تکلیف تعهدات استخدامی خود را روشن کنند؛ چراکه تا پایان فعالیت‌های دولت دوازدهم مدتی زیادی باقی نمانده است؛ البته شیوه تعامل دولت سیزدهم در ادامه سال ۱۴۰۰ هم مهم است اما کارکنان پیمانکاری دستگاه‌های اجرایی چشم انتظار تعیین تکلیف وضعیت خود در دولت دوازدهم هستند.​

«مردم درگیر فقرند، اینها تو فکر رای‌اند»

سیزدهمین دورهٔ انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ خرداد سال ۱۴۰۰ همانند انتخابات گذشته زیر نظارت استصوابی انحصارطلبانه رژیم برگزار خواهد شد. ارگان سپاه پاسداران، در این ارتباط می نویسد:« پایین ترین میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری رخ خواهد داد.»سران رژیم همان‌طور که خود اعتراف کرده‌اند خوب می‌دانند که اگر شرایط دشوار همه‌گیری کرونا در ایران نبود “ارتش گرسنگان” و مردم از ظلم جان‌به‌لب رسیده در خیابان‌ها به حرکت درمی‌آمدند و خواستار پایان حکومت استبدادی کنونی می‌شدند…..

تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرصت چندانی باقی نمانده است. طبق تقویم رسمی قرار است انتخابات روز ۲۸ خرداد برگزار شود. دغدغه ی بزرگ حکومت رویگردانی بی سابقه ی مردم از صندوق های رای است. از رهبر تا یک به یک کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، احزاب مجاز و نیروهای حاشیه آنها در میان اپوزیسیون و نهادهای حکومتی همه بسیج شده اند تا فضای سرد انتخاباتی را تغییر دهند. اصلاح طلبان و اصولگرایان با این که می دانند دوگانه سازی و نمایش رقابت دوره های پیشین دیگر خریداری ندارد ولی همچنان سرگرم اجرای نقش سنتی شناخته شده خود هستند. به جمع بازیگران دو سه نظامی و دیپلمات هم افزوده شده تا پیشخوان انتخابات ریاست جمهوری رنگ و رونق تازه ای بگیرد.

بنا بر گزارش رسمی اصلاح طلبان کاندید و یا فهرست کاندیداها ی خود را بیستم اردیبهشت اعلام می کنند. در باره روند تعیین کاندیدای ریاست جمهوری از طرف اصلاح طلبان، زهرا شجاعی عضو نهاد اجماع‌ساز و  دبیرکل مجمع زنان اصلاح‌طلب می گوید: ما برای تعیین کاندیداهای اصلاح‌طلب یک فرآیند تعریف کردیم؛ ابتدا ۱۰ عضو جبهه اصلاحات اگر کاندیدایی را پیشنهاد کردند، این در فرآیند بررسی قرار می‌گیرد و تا شنبه این کار آغاز می‌شود، سپس چنانچه فردی یک‌سوم رای مجموعه جبهه اصلاحات را داشته باشد از او دعوت به‌عمل می‌آید که به جلسات جبهه بیاید و برنامه‌های خود را اعلام کند، سپس در جلسه بعدی جبهه مجددا درباره آن فرد رای‌گیری خواهد شد و شخص یا اشخاصی که دوسوم رای جبهه را داشته باشند، به‌عنوان کاندیدای اصلاح‌طلبان اعلام می‌شوند.

حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، معرفی پنج داوطلب و حزب اعتماد ملی عدم معرفی گزینه

حزب اتحاد ملت ایران اسلامی از معرفی پنج داوطلب و حزب اعتماد ملی از عدم معرفی گزینه به جبهه اصلاحات ایران خبر دادند

حسین نورانی‌نژاد سخنگوی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی روز شنبه در این باره به خبرنگار سیاسی ایرنا گفت: حزب اتحاد ملت برای انتخاب داوطلب واحد اصلاح‌طلب، اسحاق جهانگیری، سید مصطفی تاج‌زاده، سید محمد صدر، شهیندخت مولاوردی و محمد جواد ظریف را به جبهه اصلاحات ایران‌ معرفی کرده است.

اما اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی خاطرنشان کرد: به دلیل مخالفت با سازوکار رای دوسوم اعضای جبهه اصلاحات، حزب اعتماد گزینه‌ای را به این سازوکار معرفی نمی‌کند.

“جبهه اصلاحات ایران” ساعاتی پیش از سخنرانی خامنه‌ای در روز یکشنبه که آشکارا به تقبیح گفته های ظریف در فایل صوتی پرداخت ، اسامی ۱۴ داوطلب انتخابات ریاست جمهوری را که به این ائتلاف معرفی شده اعلام کرد و گفت که نام محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در صدر اسامی پیشنهادی و بالاتر از اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، قرار دارد.

جهانگیری، محمد جواد ظریف و محسن هاشمی گزینه های حزب کارگزاران

به گزارش ایرنا، نماینده حزب کارگزاران سازندگی ایران در جبهه اصلاحات ایران، گفت: اسحاق جهانگیری، محمد جواد ظریف و محسن هاشمی را به عنوان گزینه‌های حزب برای انتخابات ریاست جمهوری به مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران معرفی شده‌اند.

یدالله طاهرنژاد روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره گزینه‌های حزب کارگزاران سازندگی برای معرفی به جبهه اصلاحات ایران برای گزینش داوطلب واحد اصلاح‌طلبی در انتخابات ۲۸ خرداد ریاست جمهوری، گفت: حزب کارگزاران اسحاق جهانگیری، محمد جواد ظریف و محسن هاشمی را به مجمع عمومی جبهه اصلاح طلبان معرفی کرده است.  در آنجا کار ارزیابی انجام می‌شود، منتها گزینه‌ها باید رای بیاورند.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران درباره اطمینان از اعلام داوطلبی محمد جواد ظریف، خاطرنشان کرد: ما در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری ظرفیت‌های بالقوه را شناسایی کردیم تا مقدمات کارشان انجام شود. صحبت‌هایی با ظریف شده است و او به شکل قاطع این موضوع را رد نکرده است. امیدواریم او را متقاعد کنیم که داوطلب انتخابات ریاست‌جمهوری شود.

طاهرنژاد، درباره اسحاق جهانگیری هم افزود: با او هم صحبت کرده‌ایم و تاکنون نگفته است که تمایلی به نامزدی دارد یا ندارد.

وی یادآور شد: تا فرایند کار انجام شود زمان می‌برد ما فرصت کافی برای اینکه مذاکرات را نهایی کنیم در اختیار داریم

غلامعلی رجایی» مشاور هاشمی رفسنجانی ضمن رد دیگر گزینه‌های احتمالی تصریح کرده است: برنامه ای که در اردوگاه  اصولگرایان در حال شکل‌گیری است، اگر به سمت چهره‌های جوان برود، عارف قدرت و رقابت با آنها را ندارد. محسن هاشمی هم می‌توانست گزینه بهتری باشد ولی با وضعیتی که در  شورا است و مسائلی که حول خاندان هاشمی وجود دارد شانسی برای او باقی نمی‌ماند بنابراین فقط اسحاق جهانگیری می‌ماند؛ پس مهره اصلی و مهم شطرنج اصلاح‌طلبان در ۱۴۰۰ جهانگیری است.

اصولگرایان با وسوسه ی قدرت و دغدغه ی انزوای بیشتر

چهره‌های شاخص‌تر اصولگرایان که قبلا هم سابقه حضور در انتخابات را داشته‌اند تلویحا یا صراحتا گفته‌اند که در صورت آمدن ابراهیم رئیسی کنار خواهند کشید. احتمالا می‌دانند که در صورت کاندیداتوری اولویت اول و سوگلی خامنه ای شانسی نخواهند داشت و نمی‌خواهند دوباره مهر شکست‌خورده برای چندمین بار بر پیشانی‌شان بنشیند. این چهره‌ها شامل سعید جلیلی، محسن رضایی و باقر قالیباف‌اند

سخنگوی شورای وحدت اصولگرایان با اشاره به نامه  موحدی‌کرمانی به ابراهیم رئیسی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری، گفته است مدل انتخابات سال ۹۲ مدل بازنده است؛ مقصود او حضور بیش از یک نامزد از جریان اصولگرایی در عرصه انتخابات است

تا به حال برخی چهره‌های اصولگرایان گفته‌اند که در هیچ صورت کنار نمی‌کشند و حتی در صورت نامزدشدن رئیسی هم کنار نخواهند رفت. منوچهر متکی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد و ضرغامی رئیس سابق صدا و سیما از جمله ی آنها هستند. وقتی حسن خمینی چهره ی مطلوب اصلاح طلبان بعد از دیدار با خامنه ای عبا و قبای خود را جمع کرد و از صحنه کنار رفت، تکلیف متکی، ضرغامی و سایرین را حسین شریعتمداری به هنگام اعلام می کند.

۲۹ کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

صداوسیما در یک بخش خبری به بررسی نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۴۰۰ پرداخت و این افراد را خواهان حضور در این دوره از انتخابات معرفی کرد که اسامی آن‌ها به شرح زیر است:

علی لاریجانی، سید عباس نبوی، رامین مهمان پرست، رستم قاسمی، محمد غرضی، محمد عباسی، محمد ناظمی اردکانی، صادق خرازی، احمد امیرآبادی فراهانی، محمدباقر قالیباف، محسن هاشمی رفسنجانی، محمد جواد آذری جهرمی، علی مطهری، محمدجواد ظریف، اسحاق جهانگیری، حسین دهقان، سید ابراهیم رئیسی، عزت الله ضرغامی، سعید محمد، محسن رضایی، محمود احمدی نژاد، سعید جلیلی، مطصفی کواکبیان، امیرحسین قاضی زاده هاشمی، علی نیکزاد، سورنا ستاری، محمدرضا عارف، حسن سبحانی، مسعود پزشکیان.

با نزدیکتر شدن موعد انتخابات، از این فهرست آنهایی که تاثیر کمتری در جلب توجه مردم به تبلیغات انتخاباتی دارند کنار گذاشته می شوند.

روزنامه جوان: پایین ترین میزان مشارکت

به گزارش روزنامه جوان رسانه ی نزدیک به سپاه پاسداران، «طبق نظرسنجی های صورت گرفته میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ در حدود میزان مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۹۸ خواهد بود. در این صورت پایین ترین میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری رخ خواهد داد.»

حسین دهقان» داوطلب نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری، روز جمعه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا هم همین را گفت و تاکید کرد:

«فعلا شور، نشاط و هیجان انتخاباتی را شاهد نیستیم که دلایل زیادی دارد. البته یک نکته را می‌توان گفت و آن اینکه مردم انتخابات گذشته را موفق نمی‌دانند یا احساس می‌کنند رای‌شان موثر نیست.»

وی درباره مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری ۲۸ خرداد، گفت: نظرسنجی‌ها شرایط را قابل قبول نشان نمی‌دهد، اما معتقدم شرایط در روزهای آینده تغییر خواهد کرد.

چشم انداز کاندیداتوری تاجزاده از نگاه حجاریان

زهرا شجاعی، عضو نهاد اجماع‌ساز و  دبیرکل مجمع زنان اصلاح‌طلب در باره نقش تاجزاده در انتخابات و تشویق مردم به مشارکت گفته است: «تاجزاده خط خود را از تحریمی‌ها جدا کرده و صرف‌نظر از اینکه تایید شود یا خیر، که البته اگر تایید شود حتما رای می‌آورد، ولی فضای گفتمانی که ایشان برای اصلاح ساختار مطرح کرده، به افزایش مشارکت مردم کمک می‌کند و باید این پدیده را قدر دانست.»

حجاریان در گفتگو با دیدارنیوز در باره آینده ی کاندیداتوری تاجزاده برای ریاست جمهوری گفته است: «تاج‌زاده اکنون مانیفستی منتشر کرده و در توییتر نوشته است بنا دارد برنامه خود را هم ارائه کند. او بعد از رد صلاحیت می‌تواند افرادی را در تراز برنامه‌اش ذیل یک حزب سیاسی جدید سامان دهد. در آینده، ممکن است این حزب در جذب نیرو و اثرگذاری بر فضای سیاسی اثرگذار باشد یا نباشد. والله اعلم.»​

بازداشت دستکم ۳۰ نفر در تجمعات روز جهانی کارگر در تهران

بازداشت دستکم ۳۰ نفر در تجمعات روز جهانی کارگر در تهران، همزمان با تجمع روز جهانی کارگر در چندین شهر ایران دست کم 30 نفر در تهران بازداشت شدند.

بازداشت دستکم ۳۰ نفر در تجمعات روز جهانی کارگر در تهران


همزمان با تجمع روز جهانی کارگر در چندین شهر ایران دست کم 30 نفر در تهران بازداشت شدند.

به گفته اتحادیه آزاد کارگران ایران ، نیروهای امنیتی و انتظامی كه روز شنبه، ۱۱ اردیبهشت در مقابل ساختمان وزارت کار و خیابانهای اطراف آن حضور دارند، علاوه بر بازداشت این افراد،‌ در تلاش هستند که از برگزاری هر نوع تجمعی جلوگیری کنند.

در همین حال ، تصاویر و فیلم‌های منتشر شده در شبکه های اجتماعی به تجمعات بزرگداشت روز جهانی کارگر در رشت ، اصفهان ، تبریز ، مشهد ، کرمانشاه ، سنندج ، کرج ، شوش ، هفت‌تپه ، خرم آباد ، مریوان و اراک اشاره دارد.

عدادی از شرکت کنندگان در تجمعات سنندج دستگیر شده اند

گزارش ها حاکی است که تعدادی از شرکت کنندگان در تجمعات سنندج دستگیر شده اند.

شیث امانی ، عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگری ایران و نماینده سابق کارگران کارخانه نساجی کردستان ، از جمله بازداشت شدگان در سنندج است.

تجمعات روز جهانی کارگر در حالی برگزار می شود که نیروهای امنیتی به ویژه وزارت اطلاعات از مشارکت فعالان کارگری و صنفی را از شرکت در آنها جلوگیری کرده اند.

دو روز پیش ، مقامات وزارت اطلاعات با اعضای اتحادیه آزاد کارگری ایران ، از جمله جعفر عظیم زاده و پروین محمدی تلفنی تماس گرفتند و به آنها گفتند که حق برگزاری یا شرکت در تجمع مربوط به این روز را ندارند.

کشتە و زخمی شدن ١٨ کولبر و کاسبکار کُرد در ماه آوریل ٢٠٢١

طی ماه آوریل دست‌کم ١٨ کولبر و کاسبکار کُرد در مرزهای کُردستان کشتە و زخمی شدەاند.

با استناد بە آمار بە ثبت رسیدە در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هەنگاو، طی ماه آوریل ۲۰۲۱، دست‌کم ١٨ کولبر و کاسبکار در مرزهای کُردستان کشتە و زخمی شدەاند کە ٧٨٪ این موارد با شلیک مستقیم نیروهای مسلح ایران قربانی شدەاند.

بر طبق این گزارش، ٢ کولبر جانشان را از دست دادە و ١٦ کولبر و کاسبکار نیز زخمی شدەاند. گفتنیست که یکی از کولبرانی که جانش را از دست داده با ضرب و شتم و زیر شکنجه نیروهای مسلح ترکیه جانباخته است.

بیشترین قربانیان در استان‌های‌ کُردستان با ۶ مورد ثبت شده و تمامی جانباختگان اهل استان آذربایجان‌غربی (ارومیه) بوده‌اند.

علت مرگ یا مجروحیت

شلیک مستقیم : ١٤ مورد (١٤ زخمی) معادل ٧٨٪ کل موارد.

حوادث طبیعی: ١ مورد (١ کشته) معادل ٥.٥٪ کل موارد.

ضرب و شتم توسط نیروهای مسلح: ٣ مورد (۱ کشته و ٢ زخمی) معادل ١٦.٥٪ کل موارد.

تفکیک قربانیان بر حسب استان

استان آذربایجان‌غربی (ارومیە): ٧ مورد شامل ( ١ کشتە و ٥ زخمی).

استان کُردستان (سنندج): ٩ مورد شامل (٩ زخمی ).

استان کرمانشاه : ٢ مورد شامل ( ٢ زخمی ).

زخمی شدن دو کولبر در ارتفاعات مرزی سروآباد

 طی روزهای گذشته دست‌کم دو کولبر اهل مریوان در حین کولبری در ارتفاعات مرزی کوهستان ته‌ته واقع در سروآباد مجروح شده‌اند.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ (۲۸ آوریل ۲۰۲۱)، نیروهای هنگ مرزی در ارتفاعات مرزی کوهستان ته‌ته به سوی دسته‌ای از کولبران تیراندازی کرده و یک کولبر را مجروح کرده‌اند.

خبرنگار هه‌نگاو در مریوان هویت این کولبر جوان را “رحمت‌الله قادرنژاد” اهل مریوان عنوان کرده است که به دلیل شدت جراحات برای مداوا به مراکز درمانی شهر سنندج (سنه) منتقل شده است.

از سوی دیگر، روز پنج‌شنبه ۲ اردیبهشت (۲۲ آوریل)، نیروهای هنگ مرزی در ارتفاعات کوهستان ته‌ته یک کولبر را با هویت “ فواد راهپیکار” اهل روستای “بردرش” مریوان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند که دچار کبودی زیر چشم و شکستگی از ناحیه سر شده است.

همزمان با روز معلم، اعتراض شماری از معلمان اهوازی

همزمان با روز معلم، اعتراض شماری از معلمان اهوازی، همزمان با روز معلم ، جمعی از مربیان پیش دبستانی و نهضت سواد آموزی خوزستان در مقابل اداره کل آموزش و پرورش اهواز تجمع کردند.

همزمان با روز معلم، اعتراض شماری از معلمان اهوازی

اعتراض شماری از معلمان اهوازی، همزمان با روز معلم ، جمعی از مربیان پیش دبستانی و نهضت سواد آموزی خوزستان در مقابل اداره کل آموزش و پرورش اهواز تجمع کردند.

گردهمایی مربیان پیش دبستانی و آموزگاران «نهضت سوادآموزی» در اداره ی کل آموزش و پرورش خوزستان، در اعتراض به دریافتی اندک، بی بهره بودن از بیمه ی دولتی و وضعیت ناپایدار شغلی

معلمان ایرانی بارها در اعتراض به وضعیت نامناسب زندگی و تبعیض در ساختار اداری کشور در شهرهای مختلف کشور دست به تجمع زده اند.

۲ هزار و ۲۵۰ دلار درآمد معلمان در یک سال، مشکلات معلمان در ایران چیست؟

بهبود شرایط زندگی ، بالا بردن کیفیت و شرایط آموزش مجازی و تشکیل سازمانی برای معلمان از اصلی ترین خواسته های معلمان است.

معلمی با 20 سال سابقه حدود 4 میلیون و 500 هزار تومان حقوق معادل 187 دلار حقوق می گیرد و اگر این عدد را در 12 ماه در سال ضرب كنیم 2250 دلار می گیریم.

به عبارت دیگر ، یک معلم سالانه فقط 2250 دلار درآمد کسب می کند ، که کمتر از متوسط ​​دستمزد ماهانه در یک کشور توسعه یافته است.
مقدار کل معادل 30 کیلوگرم گوشت قرمز است و اگر هزینه های غذا ، لباس ، مسکن ، هزینه های کودکان و همچنین خدمات عمومی را در نظر بگیریم ، شرایط سخت مالی و معیشتی معلمان را احساس خواهیم کرد.​

روایت‌هایی تلخ از روزگار چند زن کارگر

داستانش شبیه فیلم‌های فارسی است. با سیلی صورتش را سرخ نگه داشته و با کارگری در خانه‌های مردم کمک‌خرج زندگی بوده. قسم و آیه می‌آورد که اسمش را نیاورم. مراقب است تا حرف اضافه‌ای در دهانش سُر نخورد تا بعد از گفتنش پشیمان شود. از جزئیات اتفاق چیزی به زبان نمی‌آورد و سربسته می‌گوید که در یکی از خانه‌هایی که برای کار رفته به او تجاوز شده.

ایسنا در ادامه نوشت: «اگه شوهرم بفهمه منو می‌کشه». هر بار که این جمله را به زبان می‌آورد مردمک چشم‌هایش تا انتها باز می‌شوند. هر شب کابوس می‌بیند و آن روز شوم در خواب هم رهایش نمی‌کند. بعد از آن روز زندگی‌اش به هم ریخته و آرام و قرار ندارد. هر بار که می‌خواهد دنبالِ ظلمی را که در حقش شده، بگیرد «آبرو» مثل یک سد بزرگ جلویش دهان باز می‌کند تا مانعش شود.

سنی ندارد. جوان است، اما بالا و پایین زندگی روی صورتش خط و نشان‌های زیادی کشیده. زود ازدواج کرده، خیلی زود. نه آنکه خودش بخواهد، به زور شوهرش داده‌اند و حالا دو بچه دارد. شوهرش بیکار است و کاری که زنش انجام می‌دهد را برای خودش کسر شأن می‌داند، اما برای زنش نه! کرونا اوضاع و احوال کاری‌اش را بهم ریخته با این حال با کار در خانه‌های مردم خرجی و کرایه‌خانه را می‌دهد: «چی بگم خانوم؟ دردای من حال کیو خوب می‌کنه که بشینم سفره دلمو برات باز کنم؟ درد، درده …»

ثریا، مهاجری از افغانستان

داستان ثریا، روایت مهاجرت است. او اهل افغانستان است و سال‌ها پیش همراه مادر، ناپدری، خواهرها، برادر‌های ناتنی و شوهرش به ایران مهاجرت کرده‌اند. چهار ساله بوده که پدرش برای کار به آلمان مهاجرت می‌کند و از آن زمان تا حالا هیچ خبری از او ندارند. ثریا در افغانستان معلم بوده و الفبای آگاهی را به بچه‌ها یاد می‌داده که با تهدید طالبان بیکار می‌شود. طالبان، مادر شوهرش را که پرستار بوده، می‌کشند. برای آنان هم چاره‌ای جز ترک دیار نمی‌ماند. حالا ثریا صاحب هفت بچه قد و نیم‌قد است. شوهرش سر ساختمان‌ها کارگری و باغبانی می‌کند. خودِ ثریا هم هر صبح بچه‌های کوچک‌ترش را به بچه‌های بزرگ‌تر می‌سپارد و راهی خانه‌های مردم می‌شود تا کارهایشان را انجام دهد؛ از تمیزکاری گرفته تا آب‌دادن گل و گیاه.

کارش آنقدر سنگین است که کمرش دیگر توان ندارد و دیسکش آسیب دیده. شکمش هم یک غده بزرگ دارد که باید عمل شود، اما هر بار که تصمیم می‌گیرد این کار را انجام دهد متوجه می‌شود تو راهی دارد.

وقتی پای ثریا و خانواده‌اش به ایران می‌رسند، اطراف تهران ساکن می‌شوند. خودش و شوهرش سرایدار یک باغ می‌شوند و مادرش و بچه‌هایش هم سرایدار یک باغ دیگر. اسباب و وسایل زندگی را هم از اضافه صاحب باغ به عاریت گرفتند. حالا تعداد خانواده ثریا آنقدر زیاد شده که باید دنبال خانه بگردند.

داستان زندگی او هم پر از فراز و نشیب است و چند سال پیش و بعد از مختصر پس‌اندازی شوهرش را راضی می‌کند که به ترکیه مهاجرت کنند. هر چه جمع کرده بودند به قاچاقبر می‌دهند و راهی می‌شوند. از پیاده‌روی شبانه و یواشکی در آب‌های سرد گرفته تا زندگی سخت در کمپ مهاجران، همه را پشت سر می‌گذارند و در نهایت هم مجبور به برگشت می‌شوند. ثریا، حالا متوجه شده بیقراری و گریه‌های دختر ۶ ماهه‌شان برای شکستن دنده‌اش بوده است. بین راه، زمانی که مجبور بودند از ترس ماموران مرزی یک نفس بدوند با دخترش زمین می‌خورند و دنده بچه می‌شکند. وقتی پایشان به ایران می‌رسد همه چیز از اول شروع می‌شود. باز هم سراغ صاحبکاران قدیمی، اسباب‌های عاریتی و کار در باغ‌ها و خانه‌های مردم می‌روند.

کبری، هم مادر و هم پدر چهار دختر

۱۸ سال پیش زمانی که شوهرش به سرطان مبتلا می‌شود و از دنیا می‌رود از شهرستان به تهران می‌آید. از همان روز تا حالا صبح‌ها از خانه بیرون می‌زند و شب‌ها، زمانی که صفر تا صد کار‌های خانه‌های مردم را انجام داده به خانه خودش برمی‌گردد. از وقتی شوهرش از دنیا رفته هم پدر بچه‌هایش شده و هم مادر. کرایه و خرج خانه را می‌دهد و برای سه دخترش جهیزه خریده. ماهی یک میلیون و هفتصد هزار تومان اجاره می‌دهد: «ماه دیگه قراردادم تموم میشه. اگه صابخونه بذاره می‌شینم وگرنه که باید برم دنبال خونه.» حالا خودش مانده و یکی از دختر‌های مجردش. دختر دیگرش هم با دو بچه طلاق گرفته است.

کبری خانم ۵۸ سال دارد: «خونه این و اون کار کردم. خیلی بدبختی و بیچارگی کشیدم. اگه بخوام زندگیمو واست تعریف کنم یه شاهنامه باید بنویسی. از ۱۳ سالگی همش سختی کشیدم. هرشب که از سر کار میام با کمردرد و پادرد میرم تو رختخواب، اما خدا رو شکر تنم سالمه. هر روز سر کارم. اما خب خاطرم جمعه که مشتریام قدیمی و مطمئنن و همه این سالا منو می‌شناسن و آدمای خوب و سالمی هستن. مریضی ندارن و برای من و دخترام تو این کرونایی مشکلی پیش نیومده. وقتی هم کار می‌کنم نمیگم چقدر بدن، خودشون هر چی کرمشون برسه میدن.

مثلا دیروز از هشت صبح رفتم تا شش عصر از پنجره گرفته تا دیوارو شستم و جارو کشیدم و کلی کار دیگه ۶۰۰ هزار تومن گرفتم. خداییش کارش خیلی زیاد بود، اما خدا رو شکر از مشتریام خیلی راضی‌ام و تا حالا هیشکدومشون حق منو نخوردن و خودشونم منو به همدیگه معرفی می‌کنن. حتی یه وقتایی هم کمکم می‌کنن و خواربار و چیزای دیگه بهم میدن. خدا رو شکر درآمدم خوبه و خرج زندگیو می‌رسونم. یه وقتایی هم می‌بینی تو سه روز یه میلیون و ۲۰۰ هزار تومن کار می‌کنم. یه وقتایی هم مشتریا سبزی، باقالا و بادمجون سفارش میدن و منم براشون دُرُس می‌کنم.»

در همه سال‌هایی که کار کرده کسی به او تهمتی نزده جز یکی از نزدیک‌ترین اقوامش: «یه روز رفتم خونه یکی از فامیلا کار کردم، انگشتر طلاش گم شد و انداخت گردن من. خیلی دلم شکست، خیلی. دخترام هم خیلی ناراحت شدن و گفتن چرا یکی از مشتریای مامان ما که همه زندگیشون، حتی کلید خونشونو می‌سپارن بهش و میرن تا حالا بهش تهمت نزدن؟ خداییش هر جایی رفتم عین مادرشون باهام برخورد کردن و تا حالا کسی به چشم بد بهم نگاه نکرده. تا حالا تو هیچ خونه‌ای برای من مشکلی پیش نیومده. حتی وقتی سفره پهن می‌کنن، میگن تا شما نشینین ما هم نمی‌شینیم.»

کبری خانم ۱۳ سال بیشتر نداشته که شوهرش داده‌اند و از همان موقع با خانواده شوهر زندگی می‌کرده است: «همه کارای خانواده شوهر روی دوش من و خدا بیامرز جاریم بود. خب منم جوری تربیت شده بودم که باید هرجور سختیو تحمل می‌کردم. خیلی بدبختی کشیدم تا دخترامو بزرگ کنم. تا وقتی شوهرم زنده بود، معتاد بود و بیکار. یه سال تو زندون بود و یه سال بیرون. یه بیمه‌ای هم نداشت که برام بذاره و بره تا حداقل کمک‌خرج بشه. بعدشم که سرطان گرفت و مُرد، من با چهارتا دختر از کهگیلویه و بویراحمد اومدم تهران. حالا هم بیمه کجا بوده؟ از سرنوشتم چی برات بگم؟ هیشکدوم از دخترام حتی دیپلم هم ندارن. مشکل مالی نذاشت درس بخونن و یه دوره‌ای هر کدومشون مجبور شدن برن سرکار و کمک‌خرجم باشن تا شوهر کردن.

گفتم شوهر کنن بلکه خوشبخت بشن که اونام حالا واسه خودشون مشکل دارن. از کرایه‌خونه گرفته تا خرجای سنگین این روزا واسه زندگی. خانوم، الان همه انقدر مشکل دارن که فقط می‌تونن از پس زندگی خودشون بربیان. من انتظاری از دخترام و دامادام ندارم و نمی‌خوام سربار کسی باشم. همیشه هم به بچه‌هام گفتم حتی اگه یه چوب کبریت برام خریدن حساب کنن. میدونین این روزا هیشکی به هیشکی نیس.»

با همه این فراز و فرودها، کبری خانم از زندگی‌اش راضی است: «چرا راضی نباشم؟ اگه ناراضی باشم چیکار می‌تونم بکنم؟ خدا تن سالم بده، محتاج کسی نشیم. بچه‌هامم راضی‌ان و از کار من خجالت نمی‌کشن. میگن فقط محتاج کسی نباشیم. بعضی موقعا که مشتریا میگن دونفره برم، یکی از دخترامو با خودم می‌برم که به همه کارا برسیم. یه مدتی هم تو یه آشپزخونه آشپزی می‌کردم، اما صابکارم بیمه‌م نکرد و گفت سِنت زیاده. کارمم خوب بود. حقوقش هم خوب بود و برای بچه‌هامم غذا می‌آوردم. اما بعد از کرونا دیگه آشپزخونه هم تعطیل شد.»

ضرورت توجه به آسیب‌های اجتماعی در محیط کار

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، گفت: یکی از عمده‌ترین مسائلی که در رابطه با نیروی انسانی و محیط کار مطرح است، مفهوم آسیب‌‌های اجتماعی در محیط کار است.

اعتمادآنلاین| سید حسن موسوی چلک، ضمن تبریک روز جهانی کارگر به کارگران و دست اندرکاران جامعه کار و تولید کشور، افزود: امروزه یکی از نگرانی‌های جدی در کشور گسترش و تنوع مسائل و آسیب‌های اجتماعی است که هیچ محیطی در این زمینه مستثنی نیست. گرچه ممکن است از نظر نوع و فراوانی تفاوت‌هایی در محیط‌های مختلف باشد.

به گزارش مهر، وی ادامه داد: جامعه کار و تولید یکی از این محیط‌ها است که با احتساب اعضای خانواده‌های آنها تقریباً نیمی از جمعیت کشور را شامل می‌شوند که این عدد نشان می‌دهد چرا توجه به این محیط برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقا سلامت اجتماعی مهم است.

موسوی چلک گفت: سلامت اجتماعی در محیط کار سالم ایجاد می‌شود و در حقیقت ابعاد مختلف سلامت از جمله فردی و سلامت اجتماعی به هم مرتبط هستند و تغییر نسبتاً پایدار در یک بعد می‌تواند تغییر همسو را در سایر ابعاد به بار بیاورد.

بنابراین برای بالاتر بردن سطح سلامت اجتماعی باید سلامت جسمانی، روانی، عاطفی، اخلاقی و معنوی را گسترش داد که توسعه خدمات حمایتی مانند ایجاد واحد مددکاری اجتماعی و تقویت پرسنل تخصصی مرتبط با آسیب‌های اجتماعی در در محیط‌های کاری می‌تواند در این راستا باشد.

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی در ادامه به برخی از مسائل و آسیب‌های اجتماعی مرتبط با جامعه کار و تولید اشاره کرد و افزود: اعتیاد، خشونت، آسیب‌های فضای مجازی، طلاق، کودکان کار، اختلالات سلامت روان، اقدام به خودکشی و…، از جمله آنها هستند.

این بدان معنا نیست که آسیب‌های اجتماعی دیگری در محیط‌های کاری وجود ندارد بلکه اینها برخی از مواردی هستند که در برخی مطالعات انجام شده به آنها اشاره شده است. البته شدت و ضعف آنها در محیط‌های کاری مختلف می‌تواند متفاوت باشد. ولی باید بپذیریم که انسان موجودی با نیروهای متنوع زیستی، روانی و اجتماعی با سطوح و درجات مختلف نیاز است.

ارضاء و تأمین این نیازها تنها با کار و کوشش میسر است. تأمین و کشف نیازها و خواسته‌های زندگی عامل مهمی در رضایت شغلی، انگیزه و وجدان کار، احساس امنیت، آرامش، وفاق و هم‌نوائی با محیط کار است.

وی تاکید کرد: از طرف دیگر، یکی از عمده‌ترین مسائلی که در رابطه با نیروی انسانی و محیط کار مطرح است، مفهوم آسیب‌های اجتماعی در محیط کار است.

با توجه به اینکه نیروی انسانی گران بهاترین منبع محیط کار برای شکوفاسازی استعدادها و دستیابی مستمر به عملکرد عالی محسوب می‌شود، کارفرمایان پیشرو در مواجهه با فشارهای محیط رقابتی جدید می‌کوشند تا حتی‌المقدور استعداد نیروهای انسانی خود را به طور کامل شکوفا سازند.

بازتاب این تلاش گسترده در شعارهایی نظیر «نیروی انسانی مهم‌ترین سرمایه محیط کار است» و «کارکنان ما، مهم‌ترین وجه تمایز این محیط کار از سایر محیط کارها به شمار می‌آیند» در روزنامه‌ها، تبلیغات تصویری، گزارش‌های سالانه، ملاحظه می‌شود.

عضو هیأت رئیسه منطقه آسیا و اقیانوسیه فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی افزود: نیروی انسانی به عنوان یکی از عوامل تولید، با اهمیت ترین و با ارزش‌ترین عنصر یک جامعه و یک محیط کار به شمار می‌آید.

نقش اساسی در فرایند انجام دادن عملیات محیط کارها بسیار کلیدی و مهم است. به همین دلیل، در شکل‌گیری تغییرات مختلف محیط کاری، نیروی انسانی به شکل فزاینده‌ای ایفای نقش می‌کند.

لذا کارکنان شرکت‌ها و محیط کارها در دهه‌های اخیر از یک عامل تولید صرف مانند سایر عوامل تولید پا را فراتر گذاشته و نقش محوری مهمی به خود گرفته‌اند و توجه به آسیب‌های اجتماعی در محیط کار نیز برای محیط کار اهمیت بیشتر یافته است.

وی ادامه داد: تجربه ثابت کرده یکی از دلایل عدم موفقیت بسیاری از محیط‌های کار، نهادها و دستگاه‌های تولیدی، اداری یا اجرایی در جلوگیری از وقوع جرایم، آسیب‌ها و تهدیدات فرهنگی عدم ریشه یابی و شناسایی علل و آسیب شناسی این آسیب‌ها در محیط کار و میان کارکنان محیط کار و ارائه راهکارها و عوامل وقوع آنها است.

در بسیاری از موارد مسئولین امور توجه خود را بیشتر به درمان موقت و راهکار غلطی به نام مجازات معطوف کرده‌اند و این در حالی است که تحقیقات و مطالعات مختلف به عواقب و پیامدهای منفی این نوع درمان پرداخته و ناکارا بودن آن را گوشزد کرده‌اند.

اصولاً پیشگیری باید با دانش و اطلاعات کافی نسبت به علل ایجاد کننده هر دردی باشد و سپس مداوا در پی تشخیص درد صورت پذیرد. چراکه اگر تشخیص درست باشد، درمان نیز آسان و سریع خواهد بود.

موسوی چلک افزود: با توجه به در دسترس بودن جامعه کار و تولید و خانواده‌های آنان که بیش از نیمی از جمعیت کشور را شامل می‌شوند یکی از بهترین بسترها برای افزایش دانش و مهارت کارگران و کارکنان (جامعه کار و تولید) با محوریت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی است.

ارتقا سلامت اجتماعی در جامعه کار و تولید با اهداف کلی شناسایی به موقع افراد در معرض آسیب‌های اجتماعی و ارائه خدمات تخصصی به آنها، بهبود کیفیت زندگی کارگران و خانواده‌های آنها، اتخاذ تدابیر لازم برای حمایت‌های اجتماعی در زمینه توانمندسازی روانی و اجتماعی برای افراد نیازمند به بازتوانی و خانواده‌های آنان، فراهم کردن هماهنگی لازم بین سازمان‌های ارائه کننده خدمات در سطوح مختلف پیشگیری در زمینه آسیب‌های اجتماعی، شناسایی عوامل خطر و محافظ و انجام مداخلات مناسب با رویکرد علمی، افزایش مهارت تاب آوری اجتماعی، افزایش مهارت خودمراقبتی، افزایش مهارت گفتگو و حل تعارض، شناخت و بهره گیری از منابع اجتماعی، افزایش احساس تعلق سازمانی، افزایش بهره وری، افزایش نشاط اجتماعی و…، می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد که امیدوارم کارفرمایان اهتمام بیشتری داشته باشد.​

مرگ یک کارگر آرماتور بند در ایلام بر اثرسقوط و برخورد با کابل فشار قوی

منابع کارگری در ایلام از مرگ یک کارگر آرماتور بند بر اثر سقوط از ارتفاع شش متری ساختمانی و با برخورد با کابل برق خبر دادند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، برخی منابع کارگری از مرگ یک کارگر کارگر آرماتور بند حین کار در یک پروژه ساختمانی بر اثر سقوط از ارتفاع وبرق گرفتگی خبر دادند.

به گفته این منبع خبری؛ بررسی‌های اولیه حاکی از آن بود که این کارگر هنگام کار به دلایل نامعلومی از ارتفاع شش متری ساختمانی در حال ساخت سقوط می‌کند و حین سقوط بر اثر برخورد با سیم‌های برق فشار قوی دچار برق گرفتگی شده و به همین دلیل امکان امدادرسانی به وی نبوده است. این کارگر بلافاصله در محل جان خود را از دست داده است.​

بیانیه کانون صنفی معلمان به مناسبت روز معلم/ معلمان غیررسمی در وضعیت بسیار نامناسبی به سر می‌برند

کانون صنفی معلمان به مناسبت دوازدهم اردیبهشت بیانیه‌ای صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در این بیانیه می‌خوانیم: اگرچه معلمان رسمی کشور همواره از پایین بودن حقوق خود و نامتناسب بود دریافتی خود با هزینه‌های زندگی در شرایط مزمن تورمی، ناراضی و معترض بوده‌اند، اما در سال‌های اخیر معلمان غیررسمی و قراردادی که در مدارس غیردولتی تدریس می‌کنند، عموما، با وضعیت بسیار بدتری دست به گریبانند. این معلمان نه‌تنها حقوق ناچیزی دریافت می‌کنند که از حداقل‌های رسمی نیز اغلب پایین‌تر است، بلکه به دلیل بیکاری گسترده در سطح کشور به خصوص در میان جوانان تحصیلکرده، از امنیت شغلی لازم نیز برخوردار نیستند و همواره باید پاسخگوی  انتظارات بسیار بیشتری از جانب مدیران مدرسه و حتی والدین دانش‌آموزان باشند. علاوه براین اغلب بیمه نمی‌شوند و ناچار هستند که در قراردادهای واقعی و نه صوری که بناچار با موسسین این مدارس می‌بندند به همین حداقل‌ها رضایت دهند و اعتراضی هم نکنند.

در این بیانیه به مشکلات معلمان به دلیل بروز بحران کرونا، تمرکزگرایی آموزشی، ناتوانی بخش عظیمی از دانش‌اموزان در تامین نیازهای آموزش مجازی و توجه به آموزش کیفی اشاره شده است.

درس دادن برای ماهی یک میلیون تومان/ نه رتبه‌بندی نصیب ما می‌شود نه مزایای مزدی/ از یاد رفتگانیم!

معلمان غیررسمی از شرایط کاری خود انتقاد بسیار دارند؛ به طور مشخص معلمان آزاد که در بخش خصوصی آموزش کار می‌کنند و ساعتی حقوق می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «بیمه نداریم؛ حقوق‌مان ساعتی است و حدود یک میلیون تومان است و در دوران کرونا در بسیاری از مدارس، عدم نیازِ ما را اعلام کرده‌اند». اینها را معلمان آزاد شاغل در بخش خصوصی می‌گویند؛ کسانی که به نوعی اولین قربانیان خصوصی‌سازی آموزش هستند.

این معلمان حقوق ساعتی وزارت کار را در پایان هر ماه به ازای ساعات تدریس می‌گیرند و بیمه ساعتی آن‌ها نیز به همین منوال به حساب تامین اجتماعی واریز می‌شود؛ با این حساب، این معلمان از منظر روابط کار و موقعیت شغلی، کارگرانِ زیرِ حداقل‌بگیر محسوب می‌شوند؛ چراکه در زمانه‌ای که حداقل دستمزد و مزایای کارگری حدود چهار میلیون تومان است، این کارگران در بسیاری از مدارس کشور، یک میلیون تومان یا حتی کمتر حقوق می‌گیرند!

مساله بعدی، فقدان امنیت شغلی و بی‌ثبات‌کاری گسترده‌ی معلمان غیررسمی است؛ در دوران کرونا، مدارس غیرانتفاعی کشور، معلم ورزش نمی‌خواهند؛ همچنین به بسیاری از کادر آموزشی در شاخه‌های دیگر، اعلام کرده‌اند فعلاً به شما نیازی نیست، بعداً کاری بود، خبرتان می‌کنیم.

بی‌ثبات‌کاری، این معلمان را از ابتدایی‌ترین حقوق و کمترین سطح از امنیت شغلی محروم کرده است؛ یکی از این معلمان می‌گوید: میزان امنیت شغلی ما از یک کارگر ساده شهرداری کمتر است؛ هر سال باید دنبال مدرسه‌ای بدویم که ما را بخواهد و با هزار منت، برای ما کلاس درس بگذارد!

معلمان غیررسمی، چه معلم آزاد باشند و شاغل در بخش خصوصی و چه معلم حق‌التدریس شاغل در بخش دولتی و چه معلم خرید خدمت یا همان به اصطلاح پیمانکاری، دستمزدشان از نصف حقوق معلمان رسمی نیز کمتر است؛ بیمه ثابتی ندارند و در نتیجه، امیدی به بازنشستگی در کار نیست؛ با کوچک‌ترین بحران و تزلزل نیز شغل خود را از دست می‌دهند؛ یک معلم خرید خدمتی که در استان یزد زندگی می‌کند؛ در این رابطه می‌گوید: روز معلم، روز ماست؛ ما که از حقوق اولیه خود محرومیم و هیچ کس صدای ما را نمی‌شنود؛ نه رتبه بندی نصیب ما می‌شود، نه افزایش حقوق و مزایا! ما معلمان غیررسمی، شهروند درجه دوم و سومِ نظام آموزشی کشور هستیم و این نظام کاست‌بندی‌شده، با عدالت هیچ همخوانی ندارد.

عامل اصلی روی آوردن مردم به سوختبری

سوختبری در استان سیستان و بلوچستان اصلی ترین منبع درآمد مردم محروم است. سوخت‌ ‌بری در سیستان و بلوچستان مانند کولبری در کردستان زاییده فقر و تنها راه معیشت مردم می‌باشد. مردمی که با وجود ثروت‌های فراوان کشوری همچون ایران در زیر سخت‌ترین فشارهای فقر و بیکاری قرار دارند. خشکسالی و بیکاری  امان از مردم  بلوچ بریده و ناگزیرند برای تهیه لقمه نانی به تجارت مرگ روی آورند

 پیش از این دولت با صدور کارت سوخت به مرزنشینان گفته بود که قصد قانونی کردن سوخت ‌بری را دارد. اما از پیش مشخص بودکه سپاه به اسم مرزنشینان درصدد قاچاق سوخت برای دور زدن تحریم‌ها است.

روزنامه شرق در گزارشی ناچار به عمق فاجعه در این منطقه از کشور اشاره دارد. در این گزارش چنین وانمود شده که سوخت ‌بری درآمد  بالایی دارد. دروغی که حاکمیت برای پوشاندن جنایتهایش از آن استفاده می‌کند. ۲۰ سال است که سیستان  و بلوچستان گرفتار خشکسالی است. مردم و جوانان این استان که هیچ منبع درآمدی ندارند مجبور به سوخت ‌بری هستند، تا بتوانند لقمه نانی بر سفره خود و خانواده‌شان ببرند. بیشترین سود متعلق به قاچاقچیان اصلی است که اکثر آنها ایادی و مزدوران سپاه پاسداران می‌باشند.

فقر عامل اصلی سـوختبری

سوختبری

 نماینده مردم سراوان در مجلس به وضعیت بد مردم این منطقه که ناچار به سوخت ‌بری هستند اشاره‌ای می‌کند. وی در این رابطه می‌گوید: «متأسفانه باید بگویم شاید تنها ۱۰ درصد از کسانی که در حوزه قاچاق سوخت کار می‌کنند زندگی مطلوبی داشته باشند. چون یک روستایی قدرت تحلیل اقتصادی ندارد که بتواند برای یک کسب‌وکار پیچیده برنامه‌ریزی کند. خیلی از آن‌هایی که وارد این چرخه شدند ضرر کردند. خیلی از خانواده‌هایی که به قاچاق روی آوردند؛ نان‌آور خود را از دست دادند.»

بعد از کشتار سوخت بران توسط سپاه پاسداران، درگیری‌ و اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای استان سیستان و بلوچستان بوقوع پیوست. این اعتراضات، موجی از حمایت هموطنان در سراسر کشور را بدنبال داشت.

درحال حاضر صدها سوخت‌بر محروم بلوچ در منطقه صفر مرزی گرفتار شده‌اند. این سوختبران مدت‌ها است که بدون آب و غذا دراین منطقه بسر می‌برند. چندی پیش یکی از سوخت‌بران گرفتار به نام فضل سبزل در اثر گرمازدگی و گرسنگی جان خودرا از دست داد. پیش از آن حداقل چهار شهروند بلوچ بدلیل نبود آب و غذا جان خودرا از دست داده بودند.

سوخت ‌بری و بازی با آتش توسط جوانان این سرزمین، نشان از وضعیت وخیم اقتصادی این میهن دارد. مردم بدلیل سیاستهای ضد مردمی و غارتگرانه این حکومت در فقر مطلق ناگزیر به انجام هر کاری هستند. جوانان بلوچ بدلیل بیکاری و نداشتن آینده روشن در مسیری می‌گذارند که پایان تلخ آن مشخص است.​

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال در شهرهای مختلف – فیلم‌ها

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری در شرایط شیوع موج چهارم کرونا

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری، از روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در اصفهان و سپس در شهرهای دیگر همچنان ادامه دارد.

تجمع دانش آموزان در یزد و شهر کرد

تجمع دانش آموزان در قزوین

تجمع دانش آموزان در اصفهان

در سال گذشته دانش آموزان سال تحصلی ۹۹ ـ ۱۴۰۰ را به دلیل شیوع ویروس کرونا اغلب به شکل آنلاین شروع کردند. اکنون با نزدیک شدن به امتحانات پایان سال، وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده است که بایستی امتحانات پایه نهم و دوازدهم به شکل حضوری انجام گیرد.

این موضوع باعث اعتراض دانش آموزان شده و ابتدا روز شنبه ۱۱ اردیبهشت در اصفهان و امروز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه، در شهرهای مختلف از جمله اصفهان، یزد، قزوین، شهرکرد و لنجان اصفهان ادامه پیدا کرد.

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال
تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال در لنجان اصفهان

با وجود تجمع دانش آموزان و اعتراض آنها به برگزاری امتحانات حضوری که همچنان ادامه دارد، وزیر آموزش و پرورش در برنامه «تیتر امشب» شبکه خبر اعلام کرد: «برای جلوگیری از ضایع نشدن حقوق دانش آموزان امتحانات نهایی حضوری برگزار می‌شود.»

محسن حاجی‌میرزایی، مدعی است که بایستی ارزیابی صحیح از تدریس دانش آموزان در ایام کرونا صورت گیرد و در این باره گفت: «ارزیابی در این شرایط بسیار پیچیده‌تر از گذشته است. در گذشته آموزش معلمان محدود به فضای کلاس و دانش آموزانشان بود، اما اکنون باید در فضای گسترده‌تری با جامعه‌ای نامحدود از دانش آموزان کار کنند.»

وی افزود: «بنابر این ارتباط با دانش آموزان و ارزیابی یادگیری آنها، در این شرایط سخت‌تر از قبل شده و زمان بیشتری از معلمان می‌گیرد.»

وی در ادامه گفت: «معلم و مدرسه جایگزین ندارد و تلاش خواهیم کرد با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در صورت امکان و در صورت صدور مجوزهای لازم از ستاد ملی کرونا، مدارس را در سال تحصیلی آینده نیز به صورت حضوری برگزار خواهیم کرد.»

بنا به ادعای حاجی‌میرزایی آزمون دانش آموزان در دو پایه نهم و دوازدهم به دلیل اهمیت و نقش آن در آینده دانش آموزان و جلوگیری از ضایع شدن حقوق آنها به صورت حضوری خواهد بود که از عید فطر تا ۲۴ خرداد ماه انجام خواهیم داد.

اما آنچه از نظر وزیر آموزش و پرورش چندان حائز اهمیت نیست شرایط کنونی جامعه و شیوع گسترده ویروس کرونا است. این موضوع در خصوص مدارس که جمعیت زیادی از دانش آموزان از نقاط مختلف در آن جمع خواهند شد، ضریب خواهد خورد.​

ماجرای نامیده شدن ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در ایران

۱۲ اردیبهشت روز معلم و سالروز جان باختن دکتر خانعلی گرامی باد

دکتر ابوالحسن خانعلی متولد ۱۳۱۱ از تهران بود. وی دارای دکترای معقول و منقول (فلسفه) از دانشگاه تهران و دبیر دبیرستانهای این شهر بود. دکتر خانعلی  هنگام هنگام سخنرانی در تجمع اعتراضی معلمان در میدان بهارستان در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ با گلوله اسلحه رئیس کلانتری بهارستان که شخصی به نام سرگرد ناصر شهرستانی بود به قتل رسید.

وی به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط داشت و چند کتاب نیز در رابطه با ناهنجاری‌های جامعه آن زمان تالیف نمود.

 ظلم وبیدادی که رژیم شاه برمردم وکشور تحمیل کرده بود دکتر را رنج می‌داد. او در تلاش برای ارتقاء سیستم تعلیم و تربیت و ایجاد مراکز علمی قابل استفاده در همه نقاط ایران، بدون تبعیض و برای همه اقشار بود. تلاشهای دکتر خانعلی برای سامان‌دهی وضعیت آموزشی کشور در سالهای ۳۹ و ۴۰ چشمگیربود.

وی زندگی خود را در جهت اعتلای فرهنگ و فرهنگیان گذاشته و از هیچ کوششی در این مسیر کوتاهی نکرد. دکتر طبعی بلند داشت و بیشتر حقوق خود را برای فقرا و مستمندان خرج می‌کرد.

تجمع اعتراضی معلمان و ماجرای قتل دکـتر خـانعلی

در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان بهمراه دانش‌آموزان‌شان یک تجمع اعتراضی در مقابل مجلس شورای ملی برگزار کردند. در این تجمع ابوالحسن خانعلی در حین یک سخنرانی عمیق و گیرا هدف گلوله رئیس کلانتری میدان بهارستان قرار گرفت و به قتل رسید و میدان بهارستان را با خون پاکش رنگین ساخت، در این ماجرا عده‌ای از دانش آموزان و معلمین شرکت کننده نیز مجروح شدند.

مراسم تشییع جنازه خانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸تبدیل شد. در پایان این تشیع جنازه باشکوه، قطعنامه‌ای قرائت شد که مهمترین بندهای آن، درخواست استعفای دولت شریف امامی، اجرای قطعنامه باشگاه مهرگان در مورد افزایش حقوق معلمان و مجازات قاتل خانعلی بود.

جعفر شریف‌امامی در خاطرات خود نوشت: «وقتی خانعلی تیر خورد ساعت ۱۱/۳۰ شب به کاخ شاه احضار شدم. شاه گفت قرار است فردا شیطنت کنند و جنازه را راه بیندازند و شلوغ کنند». امامی به شاه وعده می‌دهد که جلوی اخلالگری را بگیرد. با وجود قول نخست‌وزیر به شاه، تشییع جنازه خانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبدیل شد. نه تنها معلمان که گروه‌های مختلف در تشیع جنازه او حضور یافتند و او را در ابن‌بابویه دفن کردند.

دکتر خانعلی
عکس تزئینی

در پایان این تشیع جنازه باشکوه، قطعنامه‌ای قرائت شد که مهمترین بندهای آن، درخواست استعفای دولت شریف امامی، اجرای قطعنامه باشگاه مهرگان در مورد افزایش حقوق معلمان و مجازات قاتل خانعلی بود.

واقعیت این بود که   علی‌رغم ممانعت رژیم شاه تشییع جنازه بی سابقه‌ای از سرچشمه تهران تا چهار راه سیروس صورت گرفت و تعداد انبوهی در آن شرکت کردند.

پیکر پاک ابوالحسن خانعلی در ابن بابویه در جوار مرقد شیخ صدوق در نزدیک حرم حضرت عبد العظیم حسنی  آرام گرفت، و تصویر برداران و خبرنگاران این حماسه معلمین را به ثبت رساندند.

کشه شدن معلم آزاده دکتر خانعلی دولت وقت را سرنگون کرده و مملکت را تکان داد و معلمین مدارس اروپایی در کلاس‌های درس خود دانش آموزان را به احترام شهادت دکتر خانعلی امر به دقایقی سکوت کردند.

با جان باختن ابوالحسن خانعلی رژیم شاه به ناچار اقداماتی به عمل آورد و تغییر وتحولاتی در آموزش و پرورش کشور صورت گرفت وبا ایجاد سپاه دانش سواد آموزی ، علم به جای جای کشور راه پیدا کرده و از خون پاک وتاثیرگذار او ، ایران افراد با سواد و فرهیخته‌ای را به جامعه و جهان تقدیم داشت.​

کارگران غیر رسمی قربانی سیاستهای ضد کارگری حکومت

کارگران غیر رسمی رها شده در ورطه وخیم اقتصادی و بدون پشتیبانی قانونی

آمار کارگران غیر رسمی در کشور نشان دهنده وضعیت ناگوار طبقه کارگر در ایران است. تعداد کارگران غیر رسمی در کشور بیش از ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر می‌باشد. آنها ۵۰ درصد کارگران کشور و ۸۸ درصد کارگران روستایی را شامل میشوند و به کارگران زیرپله‌ای هم شناخته می‌شوند. این کارگران از کلیه مزایای کارگری شامل بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی محرومند. دولت همواره این کارگران و مشکلاتشان را نادیده گرفته و حتی آمار رسمی درستی از آنها در دسترس نیست. برآورد‌های غیر رسمی آمار این کارگران را تا ۷ میلیون نفر هم تخمین می‌زند.

آنها در شورای عالی کار نماینده‌ای ندارند و به همین دلیل در طراحی قوانین دستمزد بیشترین اجحاف در حق آنها صورت می‌گیرد.

این کارگران شامل: زندانیان آزاد شده، روستاییان مهاجر به شهرها که حرفه خاصی ندارند، دانشجویان، زنان سرپرست خانوار، کارگران اصناف، و… می‌باشند.

شیوع کرونا و بیکاری ناشی از آن باعث بالارفتن آمار کارگران غیر رسمی شده است. به گفته معاون اشتغال وزیر تعاون  در سال ۹۷ سهم اشتغال غیر رسمی از بازار کار نزدیک به ۵۰ درصد بود. با توجه به شرایط وخیم اقتصادی و تعطیلی اکثر مشاغل بدلیل کرونا افزایش سهم آنها در بازار کار حتمی است.

کرونا عامل افزایش کـارگران غـیر رسمی در بازار کار

کارگران غیر رسمی

وضعیت وخیم اقتصادی، تورم و بیکاری گسترده باعث افزایش کارگران غیر رسمی شده است. این کارگران با دستمزدهای بسیار پایین هم حاضر بکار هستند تا بتوانند حداقل معیشت خود و خانواده‌شان را تامین کنند.

عضو کانون عالی شوراهای کار به دستمزد ناچیز این کارگران اشاره‌ای دارد. وی در این رابطه گفت: « در حال حاضر کارگرانی داریم که در فروشگاه‌ها، تراشکاری‌ها، نانوایی‌ها و مطب‌های پزشکان کار می‌کنند و ماهی یک و دویست و حتی ۸۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرند و کسی از آنها حمایت نمی‌کند.»

تاوان سیاستهای مخرب و ضد کارگری حکومت را کارگران بخصوص کارگران غیر رسمی می‌دهند.

افزایش ۴۰ درصدی حقوق، حتی کارگران رسمی را از زیر خط فقر نجات نمی‌دهد، چه رسد به گارگران غیر رسمی. آنها مجبورند به تمام شرایط کارفرما تن دهند وگرنه از کار اخراج شده و بایستی به ارتش بیکاران بپوندند.

تا زمانی که قوانین ضد کارگری بر این جامعه تحمیل می‌شود، نبایستی انتظار بهبود وضعیت کارگران را داشت. کارگران ارکان اصلی ارتش گرسنگان و بیکاران هستند که حکومت  و سیاستهای ضد کارگری‌اش را مقصر وضعیت خود می‌دانند. این خشم فروخورده تا نهایت ادامه ندارد و بزودی به فریاد در خیابان تبدیل می‌شود.​

آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم و مصدومیت ۶ نفر تاکنون + فیلم

آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم و امکان سمی بودن دود + فیلم

صبح امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم در شهرک صنعتی شکوهیه بوقوع پیوست.

با توجه به اینکه تمام منطقه شهرک صنعتی و اطراف آن در حصار دود این آتش سوزی قرار گرفته است، احتمالا شهرک صنعتی شکوهیه بطور کامل تعطیل و تخلیه شده است.

علاوه بر این با توجه به اینکه زمینه فعالیت شرکت، تولید محصولات شیمیایی می‌باشد، دود برخاسته از این آتش سوزی ممکن است سمی باشد.

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی قم با اشاره به اینکه آتش سوزی از ساعت ۶ صبح شروع شده است، گفت: «با توجه به حجم و شدت این آتش سوزی و وجود مواد قابل اشتعال بالا، امکان سریع مهار آتش پایین است و به دلیل مواد اولیه فتالیک کار به سختی پیش می‌رود.

وی با اشاره به شدت آتش سوزی و انفجارهای رخ داده گفت: «یکی از خودروهای آتش نشانی در این عملیات به کلی دچار حریق شد و دو تن از همکاران آتش نشان نیز به شدت دچار مصدومیت شده‌اند که جهت درمان به بیمارستان منتقل شده‌اند.

گزارش‌های اولیه حاکی از این است که چندین کارخانه هم زمان در شهرک صنعتی شکوهیه در آتش سوختند و چند تن نیز کشته و مجروح شده‌اند، اما در خبرهایی که تاکنون گزارش شده است، ۶ نفر مصدوم شده‌اند که ۲ نفر آتش نشان می‌باشند.

منابع محلی گزارش کرده‌اند که آتش تا کنار جاده پیش‌روی کرده و تعداد زیادی از خودروها که در محل یا کنار جاده بوده‌اند، بطور کامل سوخته و از بین رفته‌اند.

سخنگوی اورژانس قم نیز درباره این حادثه گفت: «در مجموع ۶ نفر در این حادثه دچار سوختگی شدند که ۴ نفر کارگر و ۲ نفر نیز از نیروهای آتش نشانی بودند که ۴ نفر بصورت سرپایی درمان و ۲ نفر که یکی کارگر و یک آتش نشان می‌باشد، به بیمارستان منتقل شده‌اند.»​

۳۰ درصد کاهش قدرت خرید مردم فقط در فروردین ماه

تورم افسار گسیخته عامل اصلی کاهش قدرت خرید مردم

افزایش نرخ تورم و گرانی افسار گسیخته، قدرت خرید مردم را کم و انتخاب را برایشان بسیار مشکل کرده است. اجناس در بازار فراوان است اما با قیمت گران. اقشار کم درآمد پول کافی برای خرید‌های ضروری خود را ندارند. آنها بدلیل فقر مجبور شده‌اند که الگوی مصرف خود را تغییر دهند. سیاستهای دولت در راستای حل این مشکل بی‌نتیجه بوده و فقط عامل گران شدن دوباره اجناس می‌شود. مردم ساعتها و حتی روزها در این شرایط کرونایی بایستی بدنبال روغن و شکر در خیابان‌ها سرگردان باشند.

دبیر اتحادیه بنکداران مواد غذایی در گفتگو با اقتصاد ۲۴ به تاریخ۱۲ فروردین۱۴۰۰  سیاستهای غارتگرانه دولت را علت نابسامانی‌ بازار مواد غذایی  دانست. وی دراین رابطه گفت: « تا زمانی که ارز‌های دولتی از گردونه مواد غذایی حذف نشود ما چالش کمبود و نبود کالای تنظیم بازاری را شاهدیم. بزرگترین عامل و مزاحمت برای عرضه و تقاضا، ارز‌های دولتی است که گریبان چای، برنج، روغن، شکر و حبوبات را گرفته است.»

حسنی به رشد قیمت مواد غذایی در۳ سال گذشته اشاره کرد و آنرا در یک قرن گذشته بی‌سابقه دانست.

کاهش ۳۰ درصدی قدرت خریـد مصرف کنندگان

قدرت خرید مردم

وی در ادامه گفت: « قدرت خرید مصرف کنندگان در سه سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

افزایش قیمت‌ها از ابتدای سال ۱۴۰۰ همچنان ادامه دارد. در این مدت برنج بیش از ۳ هزار تومان در هر کیلو افزایش قیمت داشته است. حبوبات بیش از ۱۰ درصد گران شده و چای هم تا هر کیلو ۱۶۰ هزار تومان بفروش می‌رسد.

بالا رفتن قیمت‌ها باعث کم شدن قدرت خرید خانواده‌ها می‌شود. حسنی دراین رابطه می‌گوید:« در یک ماهه ابتدای سال ۱۴۰۰ نسبت به مدت مشابه سال گذشته، فروش مواد غذایی به دلیل گرانی و افزایش قیمت‌ها ۳۵ درصد کاهش داشته است.»

حسنی در پایان بر ضرورت جبران قدرت خرید مردم تاکید کرد و آنرا وظیفه حاکمیت دانست. وی دراین رابطه گفت: «برای حل این مشکل باید درآمد اقشار آسیب پذیر اصلاح و برخی از یارانه‌ها همانند یارانه روغن، مستقیم به خود خانوار‌ها پرداخت شود.»

کم شدن روزانه قدرت خرید مردم بدلیل تورم و گرانی باعث بروز نارضایتی در اقشار متوسط و ضعیف کشور شده است. این اقشار کلیه هزینه های جانبی را حذف کرده تا بتوانند حداقل معیشت خود و خانواده‌شان را تامین کنند. اما با این وضعیت در حل وفصل حداقل معیشت هم درمانده‌اند. این روزها شاهد پیوستن هر چه بیشتر مردم به لشگر گرسنگان هستیم، لشگری که سنگ بنای اعتراضات گسترده می‌باشد.​

ریزش معدن زغال سنگ طرزه و محبوس ماندن دو کارگر معدن

نجات برای جان دو کارگر محبوس در معدن زغال سنگ طرزه ادامه دارد

ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، حدود ساعت ۱۲ ظهر معدن زغال سنگ طرزه، از معادن چهارگانه شرکت زغال سنگ البرز شرقی ریزش کرد و دو کارگر معدن در آن محبوس شدند.

تلاش برای نجات این دو کارگر پیمانکاری شرکت بنام‌های میلاد روشنائی و سیداصغر افضلی همچنان ادامه دارد.

ریزش در تونل ۴۲ معدن زغال سنگ طرزه در عمق ۳۵ متری زمین بوقوع پیوست که این دو کارگر در محل محبوس و عملیات نجات و آواربرداری از روز شنبه ادامه دارد.

بنابه گفته منابع کارگری در معـدن زغـال سنگ طرزه، هنگام استخراج و به دلیل ریزش ناگهانی سقف کارگاه، راه خروج بر روی این دو کارگر پیمانکاری شرکت بسته شده است و در محل محبوس شده‌اند.

بنا به اطلاع کارگران این واحد معدنی، کارگاه استخراج این تونل ۷۰ متر طول دارد که این دو کارگر در عمق ۳۵ متری زیر آوار مانده‌اند.

معدن زغال سنگ طرزه
ریزش معدن زغال سنگ طرزه دامغان

بنا به آخرین اطلاعات، یگانگاهی ویژه امداد و نجات در محل حادثه حضور داشته و برای نجات این افراد، از ۳ مکان تونل فرعی حفر کرده‌اند و تاکنون ۳۰ متر پیشروی داشته‌اند. علاوه بر این گروه‌های تخصصی نیز اقدام به حفر تونل‌های فرعی برای دسترسی و یافتن کارگران محبوس نموده‌اند.

تاکنون اطلاعاتی از وضعیت جسمی کارگران محبوس در معدن زغـال سنگ طـرزه در دست نیست، اما بنابه گفته کارگران این واحد، اکسیژن‌رسانی به حادثه دیدگان از طریق شلنگ‌های مخصوص در داخل معدن ریزش کرده در حال انجام است و نگرانی از بابت کمبود اکسیژن وجود ندارد.

کارگران معدن از محیط و شرایط ایمنی مناسبی برخوردار نیستند و همواره با حوادث ریزش معدن در مناطق مختلف روبرو بوده‌اند که حتی به جان باختن تعدادی از کارگران معدن منجر شده است.​