مرگ کارگر کارخانه سیمان نائین بر اثر سقوط از ارتفاع

یک حادثه منجر به فوت برای یکی از کارگران شاغل در کارخانه سیمان نائین در استان اصفهان رخ داد.

به گزارش ایلنا، براساس اطلاعات فوریت‌های پزشکی استان اصفهان، یک حادثه منجر به فوت در روز پنجشنبه هفته گذشته برای یکی از کارگران شاغل در کارخانه تولیدکننده سیمان سفید نائین واقع در کیلومتر ۲۵ محور نایین به بنوید اتفاق افتاد.

کارگر متوفی ۲۹ سال سن داشت و علت مرگ وی هم بر اساس گفته‌های عباس عابدی (سخنگوی فوریتهای پزشکی استان اصفهان) سقوط از ارتفاع تاسیسات کارخانه بوده و بلافاصله جان خودرا از دست داده است.

دلیل و جزئیات حادثه هنوز مشخص نیست و مسئولان قضایی و بازرسی اداره کار پیگیر  جزئیات این حادثه و مقصر احتمالی مرگ این کارگر هستند.

این کارگر جوان که متاهل است، چندین سال در کارخانه سیمان سفید نائین سابقه کار دارد و به روال کار محیط کار خود آشنا بود.

ضعف‌های تشکل‌یابی در ایران/ قانون شوراها و آیین‌نامه انتخاباتیِ آن چگونه باید اصلاح شود؟/ نه به «نظارت استصوابی»

خواسته‌ها مشخص است، در سطح کلان، اصلاح ماده ۱۳۱ قانون کار و در سطح خُردتر، اصلاح قانون تشکیل شوراها و آیین‌نامه‌ی انتخاباتی آن و تا زمانی که این اصلاحات به سرانجام نرسیده، کارگران صاحب تشکل‌های قدرتمند و مستقل نخواهند شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «دستمزد شایسته»، «برخورداری از خدمات رفاهی و معیشتی» و «گسترش چتر تامین اجتماعی»، همگی معلول حق‌ِ تشکل‌یابی کارگران هستند؛ اساساً برآمدن دولت‌های رفاه و تمکین سیاستمداران در برخی جوامع مترقی به نظریات حمایتیِ «جان مینارد کینز» و همفکرانش را نمی‌توان خیلی ساده حاصل پیشرفت نظریات اقتصادی و ظهور اقتصاددانانی با رویکرد تعدیل سرمایه‌داری دانست، بلکه همه‌ی این دستاوردها قبل از هرچیز، نتیجه‌ی چانه‌زنی قدرتمند کارگران در قالب تشکل‌ها و اتحادیه‌های صنفی مستقل و قدرتمند هستند؛ تا جایی که اگر تشکل‌های کارگری نبودند شاید هنوز در جهان غرب، همان قانون هشت ساعت کار روزانه نیز به تثبیت نرسیده بود و کارگران مثل قرن هجدهم مجبور بودند روزی دوازده ساعت در کارخانه‌های غیربهداشتی و در فضاهای نمور و بی نور جان بکنند!

چرا تشکل‌های قدرتمند نداریم؟

علیرغم نقش برجسته‌ی تشکل‌های کارگری در چانه‌زنی درون کارگاه و همچنین چانه‌زنی جمعی در سطح اجتماع، ما در ایران سال به سال و دهه به دهه شاهد افول تدریجی تشکل‌یابی هستیم. تشکل‌های کارگری در ایران از همان ابتدای قرن چهاردهم میلادی از سال ۱۳۰۰ به بعد، پا به عرصه گذاشتند، اولین تجربه‌ها اتفاقاً قدرتمندترین تجربه‌های تاریخی بوده‌اند، از اجتماعِ کارگران کارخانه وطن در اصفهان و اتحادیه‌ی کارگران چاپخانه‌های تهران گرفته تا فدراسیون‌سازی در قالب شورای متحده در سال‌های بعد از ۱۳۲۰؛ اما متاسفانه این تشکل‌های صنفی، مسیر رشد طبیعی و تکاملی خود را طی نکردند و به دلایل مختلف دچار افول شدند به گونه‌ای که می‌توانیم بگوییم در دهه‌ی ۹۰ شمسی، تشکل‌های کارگری در وضعیت بدی به سر می‌برند. ضعف شدید تشکل‌های کارگری، هم دلایل قانونی و ماهوی دارد و هم دلایل محیطی و پیرامونی؛ به زبان ساده، هم فرصت‌های تشکل‌یابی در قانون کار محدود و تنگ است و بدون شک نیازمند اصلاح و هم شرایط پیرامونی و محیطی از جمله قراردادهای موقت و قراردادهای پیمانکاری، فرصت تشکل‌یابی را از کارگران سلب کرده است؛ در واقع، شرایط شغلیِ بی‌ثباتِ کارگران، مانع اصلی است که حتی اگر قانون نیز اصلاح شود، بازهم شاید بیش از ۵۰ درصد کارگران کشور که کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری هستند، از ترس بیکار شدن یا تعدیل به دلیل خشم کارفرما، اساساً «نتوانند» دست به ایجاد تشکل صنفی بزنند و همواره به این نتیجه‌ی معقول و منطقی می‌رسند که برای زنده ماندن و بسته نشدن راه امرار معاش، باید از حق قانونی خود بگذرند.

یک کارگر پیمانکاری چادرملو که عضو اولین انجمن‌های صنفی کارگران پیمانکاری در سراسر کشور است؛ در رابطه با مصائب تشکل‌یابی کارگران پیمانکاری یا ارکان ثالث به ایلنا می‌گوید: یک کارگر پیمانکاری باید ترس مدام بیکاری را به جان بخرد که دنبال تشکل حتی همان تشکل‌های رسمی و قانونی برود؛ کمااینکه همکاران ما که در سال‌های اخیر دست به ایجاد انجمن صنفی برای کارگران پیمانکاری چادرملو زدند، از همه طرف مورد فشار قرار گرفتند و بارها تلاش شد که از کار بیکار شوند. ذات قرارداد پیمانکاری، مخالف چانه زنی و عرض اندام کارگر است؛ باید فقط سرت را زیر بیندازی و بله چشم-گو باشی.

اصلاحات ضروری در قانون کار

گذشته از فضای معیوب روابط کار (بیش از ۹۵ درصد کارگران شاغل کشور، قرارداد موقتی هستند و حداقل ۵۰ درصد این تعداد را کارگران با قرارداد غیرمستقیم با کارفرما شامل کارگران پیمانکاری، ارکان ثالث و حجمی تشکیل می‌دهند) که اساساً فرصت تشکل‌یابی را از کارگران سلب می‌کند، متن قانون نیز دچار ایرادات و محدودیت‌هایی است؛ محدودیت‌هایی اساسی که  موجب شده تشکل‌های رسمی و قانونی، «استقلال» و «قدرت عمل» چندانی نداشته باشند. اولین ایراد اساسی به فصل ششم قانون کار و اجازه محدود برای ایجاد فقط سه تشکل کارگری برمی‌گردد. تبصره ۴ ماده ۱۳۱ قانون کار می‌گوید: « کارگران یک واحد، فقط می‌توانند یکی از سه مورد شورای اسلامی کار، انجمن صنفی یا نماینده کارگران را داشته باشند.» همین محدودیت ساختاری مورد انتقاد بسیاری از فعالان کارگری است؛ برهمین اساس، فعالان کارگری خواستار اصلاح این بخش از قانون کار براساس آزادی تشکل‌یابی مقاوله‌نامه‌های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین‌المللی کار هستند؛ کارگران باید آزادی داشته باشند اتحادیه‌ها و تشکل‌های مستقل در محل کارگاه داشته باشند و در ضمن باید بتوانند برای همگرایی عمودی تشکل‌ها، دست به ایجاد فدراسیون‌ها و کنفدراسیون‌های مستقل کارگری بزنند.

اصلاحات ضروری در قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار

با اینهمه، بخشی از انتقاد نیز به ماهیتِ قوانین ناظر بر ایجاد همین تشکل‌های رسمی و آیین‌نامه‌های مربوطه بازمی‌گردد؛ قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار کشور، یکی از قوانین مرجع است که ایرادات بسیار دارد؛ این قانون، یک نوع نظارت استصوابی را در امر تایید صلاحیت کاندیداها به رسمیت شناخته که مثل یک فیلتر عمل می‌کند و این امکان را به دولت و کارفرما می‌دهد که کارگران منتقد و کنش‌مند را از عضویت در هیات مدیره شوراها منع شوند؛ در عین حال هیچ مصونیتی برای اعضای شورا قائل نیست؛ مصونیت از بیکاری و عدم تمدید قرارداد، بندی است که به دلیل استیلای قراردادهای موقت، در امر تشکل‌یابی امروز کارگران ایران، یک پیش‌شرط اساسی است.

یکی از کارگران شرکت هپکو اراک که پیش از این عضو هیات مدیره شورای اسلامی کار این واحد بوده و در روند تایید صلاحیت برای انتخابات اخیر شوراها، مردود شناخته شده؛ در این رابطه به ایلنا می‌گوید: همین تایید صلاحیت ابزار بُرنده‌ای است در دست مقامات اداره کار تا کارگران فعال را از عضویت در تشکل‌ها مانع شوند و لیست کاندیداها را به دلخواه خود بچینند؛ اگر قانون شوراها اصلاح نشود، نمی‌توان به ایجاد تشکل‌های قدرتمند درون کارگاهی امید بست؛ این مشکلی است که امروز دو واحد قدرتمند استان مرکزی یعنی هپکو و آذرآب با آن درگیر هستند و راهش فقط اصلاح قانون شوراها و برداشتن حق نظارت استصوابی است.

حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شورهای اسلامی کار کشور) که مبدع و تدوینگر طرح اصلاح قانون شوراها بوده، طرحی که تا امروز سه بار به مجلس شورای اسلامی ارسال شده ولی هیچ زمان نمایندگان به اندازه کافی به آن رای نداده‌اند و بنابراین طرح اخیر نتوانسته به صحن علنی راه بیابد؛ در ارتباط با بندهایی که نیازمند اصلاح اساسی است، به ایلنا می‌گوید: قبل از هرچیز، تبصره ماده ۲ قانون تشکیل  شوراهای اسلامی کار نیازمند اصلاح است؛ این تبصره، ترکیب هیات سه نفره‌ی تایید صلاحیت کاندیداها را مشخص کرده است و در این ترکیب، کارفرمایان و دولت دست بالا را دارند، می‌توانند کارگران منتقد را به راحتی از لیست کاندیداتوری خط بزنند.

متن این تبصره از این قرار است: «تشخیص صلاحیت کاندیداهای عضویت در شوراهای اسلامی در چارچوب شرایط مذکور

در ماده فوق به عهده هیأتی مرکب از:

۱ – نماینده وزارت کار

۲ – نماینده وزارتخانه مربوطه.

۳ – نماینده منتخب مجمع کارکنان می‌باشد.»

حبیبی می‌گوید: در طرح اصلاحی ما، در این هیات فقط نمایندگان کارگران حضور دارند؛ به وزارت کار و کارفرما چه ربطی دارد که چه کسی قرار است نماینده کارگران باشد و از حق آن‌ها دفاع کند؛ فقط خود کارگران ذیحق هستند که نظر بدهند.

او به ماده ۳ این قانون نیز که نظارت بر امر انتخابات را برعهده وزارت کار گذاشته، انتقاد دارد:

 ماده ۳ – انتخابات شوراها زیر نظر وزارت کار برگزار می‌گردد و مدت اعتبار آن دو سال خواهد بود.

به گفته حبیبی، نظارت بر انتخابات باید برعهده‌ی کانون‌های استانی شوراها باشد، نهاد بالادستی شوراهای یک استان که حق نظارت و مدیریت بر انتخابات دارد؛ چرا باید اداره کار بر امر انتخابات شوراهای یک واحد کارگری نظارت کند؟!

این فعال کارگری ادامه می‌دهد: علاوه بر این ما در طرح پیشنهاد دادیم که مدت زمان اعتبار شورای کارگاه از دو سال به چهار سال افزایش یابد؛ دو سال خیلی کم است.

در طرح کانون عالی شورها برای اصلاح قانون شوراها، بند دیگری هم وجود دارد؛ بندی که باید به قانون فعلی شوراها افزوده و الحاق شود: کلیه کارگران دارای قرارداد موقت تا زمان داشتن اعتبارنامه شورایی، ادامه کار بدهند و کارفرما حق اخراج یا تعدیل آن‌ها را نداشته باشد؛ به اعتقاد حبیبی، افزودن این بند، به مقتضای زمان لازم است؛ در دهه‌های قبل، قراردادهای موقت تا این اندازه رواج نداشتند و لذا قانونگزار نیازی به گنجاندن این بند نمی‌دید اما امروز اگر این بندِ مصونیت‌زا افزوده شود، کارگران قرارداد موقت (تقریباً تمام کارگران شاغل در کشور) به عضویت در تشکل‌ها ترغیب می‌شوند و دیگر از اخراج و بیکاری نخواهند ترسید.

اصلاحات ضروری در آیین‌نامه انتخابات شوراهای اسلامی کار

علاوه بر این قانون، آیین‌نامه انتخابات شوراهای اسلامی کار نیز، ایراداتی دارد؛ ایراداتی که متن قانون را زیر سوال برده است؛ حبیبی در این رابطه می‌گوید:

«ماده ۱۷ قانون تشکیل شوراها برای کارگاه‌های ۳۵ نفره تا ۱۵۰ نفر سه نماینده شورا در نظر گرفته منتها ماده ۱۴ آیین‌نامه، ماده ۱۷ را بی خاصیت کرده؛ به این صورت که گفته تعداد نماینده شورا در این کارگاه‌ها باید دو نفر باشد، یعنی یک نفر از نماینده کارگران کم کرده به جایش یک نماینده کارفرما آورده  است؛ در ماده ۱۵ آیین‌نامه نیز نماینده کارفرما را عضو اصلی شورا در نظر گرفته که کاملاً غیرقانونی است؛ بنابراین در اصلاحات مورد نظر ما، ماده ۱۴ آیین‌نامه انتخابات شوراها، باید ابطال شود؛ حالا یا وزارت کار باید این کار را  انجام دهد یا به دیوان عدالت شکایت می‌بریم؛ ماده ۱۵ هم باید کامل حذف شود چون با اصلاح ماده ۱۴ ماده ۱۵ دیگر بدون کاربرد شده و دیگر جایی در قانون ندارد. باید اضافه کنم، ما معتقد به امر «مذاکره دسته‌جمعی» هستیم؛ بر این اساس می‌گوییم مذاکره با کارفرما لازم است اما قرار گرفتن کارفرما در تشکل و عضویت نماینده‌ی او، نه. مقاوله نامه ۹۸ سازمان بین‌المللی کار نیز می‌گوید تشکل‌های کارگری باید مستقل از کارفرما باشند و بنابراین نماینده کارفرما نباید و نمی‌تواند عضو شورای کارگری کارخانه باشد.»

متن اصلاحی کانون عالی شوراها در قالب یک طرح، بارها به مجلس شورای اسلامی رفته اما هیچ زمان نمایندگان همراهی نکرده‌اند تا این اصلاحات به تصویبِ نهایی برسد؛ حبیبی که خودش بانی این کار بوده؛ در ارتباط با ناکامی در تصویب طرح می‌گوید:

«طرح مذکور را یکبار سال ۱۳۸۰ به مجلس ارائه دادیم که قبول نکردند؛ بعد از آن، سال  ۹۷ یکبار و سال ۹۸ بار دیگر ارائه دادیم. آخرین بار همه مراحل را طی کرد، در مرکز پژوهش‌های مجلس به بحث گذاشته شد و به کمیسیون‌های مربوطه (کمیسیون اجتماعی و کمیسیون حقوقی مجلس) رفت؛ اما در نهایت، یکسری ایرادهای غیروارد یا به قولی ایرادهای بنی اسرائیلی و نامربوط گرفتند که منجر شد برخی نمایندگان مجلس امضایی را که پای طرح گذاشته بودند، پس بگیرند و متاسفانه امضاها به ۱۳ عدد کاهش یافت که باعث شد طرح از حد نصاب بیفتد و به صحن مجلس نرود؛ درواقع کمیسیون‌ها با ایرادگیری نگذاشتند این طرح کارگری به صحن مجلس برود و تصویب شود.»

حرف آخر از زبان یک کارگر مستاصل:

مگر از جانمان سیر شده‌ایم که سراغ تشکل و تشکل‌یابی برویم؟!

بدون تردید، آنچه کارگران می‌خواهند اصلاح قانون براساس مقاوله‌نامه‌های بنیادین سازمان بین‌المللی کار است، همان سازمانی که از قضا ایران نیز جزو کشورهای هیات مدیره آن است و باید به بایدها و الزاماتش تمکین کند؛ خواسته‌ها مشخص است، در سطح کلان، اصلاح ماده ۱۳۱ قانون کار و در سطح خُردتر، اصلاح قانون تشکیل شوراها و آیین‌نامه‌ی انتخاباتی آن و تا زمانی که این اصلاحات به سرانجام نرسیده، کارگران صاحب تشکل‌های قدرتمند و مستقل نخواهند شد؛ به موازات ضرورت چنین اصلاحاتی باید تفوق آهنین قراردهای موقت و پیمانکاری را نیز در نظر داشته باشیم که نمی‌گذارد امر تشکل‌یابی کارگران به نتیجه برسد و قدرت چانه‌زنی افزایش یابد؛ یک کارگر پیمانکاری شهرداری کوت عبدالله که چند ماه است حقوق نگرفته و به راستی مستاصل شده، می‌گوید: «مگر از جانمان سیر شده‌ایم که سراغ تشکل و تشکل‌یابی برویم؟!»

معوقات مزدی و بیمه ای ۷۰۰ کارگر شهرداری ایرانشهر

خبرگزاری هرانا – ۷۰۰ نفر از کارگران شهرداری ایرانشهر  ۵ ماه مطالبات مزدی و حق بیمه‌ پرداخت نشده دارند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، در حدود ۷۰۰ نفر از کارگران مجموعه شهرداری ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان از پرداخت نشدن پنج ماه حقوق و مطالبات خود گلایه دارند.

تعدادی از کارگران شهرداری ایرانشهر واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان، گفتند: عدم پرداخت منظم دستمزد در مجموعه شهرداری ایرانشهر مشکلات خانوادگی و معیشتی زیادی برای کارگران به وجود آورده است.

این کارگران می‌گویند: اغلب کارگران به علت‌ عدم پرداخت منظم دستمزدها با مشکل روبه‌رو هستند. طی این مدت از همه آشنایان قرض کرده‌ایم. به علت مشکلات مالی شهرداری و پرداخت نشدن پنج ماه از دستمزدهایمان نسبت به هزینه‌های واقعی زندگی، هر روز سفره‌هایمان به نسبت روز قبل کوچکتر می‌شود و در عین حال در خانواده ما تفریح به کلی فراموش شده است.

این کارگران که برای دریافت معوقات مزدی خود بارها به نهادهای مسئول مراجعه کرده‌اند، هنوز پاسخی دریافت نکرده‌اند.

به گفته این کارگران؛ برخی از همکاران آن‌ها در پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های روزمره زندگی مشکل دارند و برای گذران امور مجبور به قرض شده‌اند.

این کارگران همچنین نگران پرداخت حق بیمه‌های خود هستند و می‌گویند همسان با حقوق، حق بیمه‌های ما به حساب تامین اجتماعی واریز نشده است.

مجموعه شهرداری، کمبود نقدینگی و نداشتن اعتبار ریالی کافی را دلیل تاخیر در پرداخت حقوق کارگران می‌داند.

این کارگران که در حال حاضر ۵ ماه مزد معوقه طلبکارند، در ادامه می‌گویند: هر یک از کارگران از بدو استخدام عیدی و سنوات خود را دریافت نکرده‌اند. در عین حال شهرداری از پرداخت کامل حق اضافه‌کاری‌ها و تعطیل‌کاری‌ها خوداری می‌کند.

کارگران شهرداری ایرانشهر با اشاره به اینکه آن‌ها به دلیل ترس از اخراج توان اعتراض ندارند، گفتند: ما کارگران هیچ حامی نداریم و اعتراضات ما به جایی نمی‌رسد. آخرین باری که اعتراض کردیم هیج مسئولی به اعتراض ما اهمیت نداد. در عین حال از مسئولان در شهرستان گله‌مندیم که سکوت اختیار کرده و در پیگیری مطالباتمان هیچ واکنشی جدی از خود نشان نمی‌دهند.

قتل چوپان ایرانی در ترکیه با شلیک گلوله

پسر جوان که برای چوپانی راهی کشور ترکیه شده‌بود در یکی از دامداری‌ها با شلیک گلوله به قتل رسید.

به گزارش مشرق، چند روز قبل مردی به دادسرای امور جنایی تهران آمد و از مردی اهل کشور ترکیه به اتهام قتل پسر جوانش شکایت کرد. شاکی گفت: پسرم در یکی از روستاهای شهر اردهان کشور ترکیه چوپان بود که اوایل پاییز امسال به دست مردی اهل کشور ترکیه با شلیک گلوله به قتل رسید. وی در توضیح ماجرا گفت: ما ساکن شهرستان ماکو در استان آذربایجان شرقی هستیم. شغل من و پسرم چوپانی بود و به همین خاطر برای کار و چوپانی همیشه به کشور ترکیه می‌رفتیم و در روستاهای شهر اردهان چوپانی می‌کردیم. پسرم چندین بار قبل از حادثه به کشور ترکیه رفته‌بود و در آن منطقه برای اهالی آن روستاها چوپانی کرده‌بود. او آخرین بار هشت‌ماه قبل از حادثه برای چوپانی به کشور ترکیه رفت که تلفنی به ما گفت در یکی از روستاهای شهر اردهان برای یک مرد ترکیه که دامداری بزرگی دارد چوپانی می‌کند. پسرم گفت که همراه او تعدادی از شهروندان افغانی و شهروندان ترکیه نیز در آن دامداری مشغول به کار هستند. او با ما تلفنی در ارتباط بود و ما هم از احوال او باخبر بودیم تا اینکه اوایل پاییز سال گذشته مرد افغانی با تلفن من تماس گرفت و خودش را از همکاران پسرم معرفی کرد و گفت در آن دامداری مشغول به کار است و گفت: پسرم به دست یکی از کارگران ترکیه‌ای آن دامداری به قتل رسیده است. مرد افغان گفت که قاتل ترکیه‌ای با پسرم درگیر شده است، اما علت درگیری را نمی‌دانست که قاتل با اسلحه کلت کمری به سر پسرم شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند.

پس از این حادثه قاتل قصد فرار دارد، اما اهالی آنجا او را دستگیر می‌کنند و تحویل اداره پلیس می‌دهند که به زندان می‌افتد. وقتی خبر قتل پسرمان به ما رسید از طریق یکی از بستگانم که در شهر ازمیر ترکیه زندگی می‌کند موضوع را پیگیری کردم که او پس از چند روز به ما خبر داد خبر قتل پسرمان درست است و قاتل در زندان ترکیه به سر می‌برد. پس از این از طریق همان فامیلمان در شهر ازمیر جسد پسرم را از مقامات ترکیه تحویل گرفتیم و در شهرمان ماکو دفن کردیم. ما قصد داشتیم که به کشور ترکیه برویم و شکایت‌مان را پیگیری کنیم، اما مشکلات خانوادگی و بیماری کرونا باعث شد که نتوانیم به کشور ترکیه مسافرت کنیم تا اینکه پس از گذشت حدود یک‌سال تصمیم گرفتیم شکایت‌مان را از طریق مقامات قضایی کشور خودمان پیگیری کنیم.

وقتی به دادسرای شهرمان رفتیم متوجه شدیم، چون پسرمان در خارج از کشور به قتل رسیده‌است، رسیدگی آن در صلاحیت دادسرای امور جنایی تهران است و به همین خاطر به دادسرای امور جنایی تهران آمدیم تا از قاتل ترکیه شکایت کنیم و از مقامات عالی رتبه قضایی کشور درخواست کنیم قاتل را برای محاکمه به ایران منتقل کنند.

با شکایت مرد ایرانی از قاتل ترکیه‌ای که فرزندش را به قتل رسانده بود قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران دستور داد از طریق اداره کل حقوقی امور بین المللی دادگستری با مقامات قضایی و پلیس کشور ترکیه درباره علت حادثه مکاتبه شود. همچنین بازپرس جنایی دستور داد فیلم باسازی صحنه قتل، اعترافات متهم و نتیجه پزشکی قانونی و مدارک موجود در پرونده برای بررسی به دادسرای امور جنایی تهران ارسال شود.

تحقیقات درباره این حادثه از طریق پلیس اینترپل ادامه دارد.

منبع:روزنامه جوان

مرگ هولناک جوان خرم‌آبادی به علت سقوط آسانسور

حوادث کارگر آنلاین | رئیس سازمان آتش نشانی خرم‌آباد از فوت یک جوان ۲۷ ساله به علت سقوط آسانسور در این شهر خبر داد.

مهرداد فلاح در سخنانی گفت: ساعت ۹:۲۵ صبح امروز دوشنبه حادثه سقوط کابین آسانسور واقع در محله خیر آباد به سامانه ۱۲۵ آتش نشانی اعلام و نیروهای ایستگاه شماره ۲ و ۵ به همراه رادمرد معاون عملیات سازمان به محل اعزام شدند.

  • وی افزود: در یک ساختمان ۵ طبقه یک نفر نصاب آسانسور در چاهک مشغول به کار بود که متأسفانه کابین آسانسور بر روی وی سقوط می‌کند.
  • رئیس سازمان آتش نشانی خرم‌آباد تصریح کرد: آتش نشانان به سرعت جوان ۲۷ ساله را از چاهک خارج و تحویل عوامل اورژانس می‌دهند که متأسفانه با بررسی‌های انجام شده، فوت وی از سوی تکنسین‌های اورژانس حاضر در محل حادثه تأیید و جسد وی به پزشکی قانونی منتقل شد.

فلاح تاکید کرد: توصیه می‌شود که افرادی که در شغل نصب آسانسور کار می‌کنند، تمامی جوانب ایمنی را در نظر بگیرند تا در صورت اتفاق این چنینی، امنیت جانشان حفظ شود.

منبع: hadese24

عکس جنازه خشک شده مرد ساوجی + علت خطرناک مرگ

 سرهنگ “محمود خلجی” معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این باره بیان داشت: در حدود ساعت 14:24 یک مهر ماه سال جاری گزارشی به مرکز فوریت های پلیس 110 مبنی بر برق گرفتگی کارگر یکی از شرکتهای صنعتی شهرستان ساوه اعلام شد.

 وی خاطر نشان کرد:‌ با اعلام این خبر بلافاصله مأموران انتظامی پاسگاه طراز ناهید شهرستان ساوه در محل حادثه حاضر شده و در تحقیقات اولیه انجام شده دریافتند که مردی34 ساله در حال نظافت در شرکت، دچار برق گرفتگی وپس از انتقال به مرکز درمانی بر اثر شدت جراحات وارده فوت شده است.

 این مقام انتظامی در پایان با تأکید بر تلاش کارشناسان برای یافتن علت اصلی این حادثه دلخراش افزود: پس از هماهنگی با دستگاه قضایی، جسد متوفی برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد./رکنا

آسیبِ حوادث به ۱۵۳ هزار کارگر در ۶ سال رسید/ از دست رفتن حساسیت دستگاه‌های مسئول/ نظارت و بازرسی از طریق انجمن‌ها شدنی است؟

جا اُفتادن حوادث کار و عادی شدن آن؛ موضوعی است که کنشگران اجتماعی و فعالان صنفی بارها به آن واکنش نشان داده‌اند. آنها بارها از دستگاه‌های دولتی خواسته‌اند که امنیت جانی نیروی کار را رها نکنند و با استقرارِ موشکافانه‌ و وسیع نظام بازرسی‌ و ارجاع تخلفات به مراجع رسیدگی، به موقع از به خطر افتادن جان آنها جلوگیری کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «افزایش حوادث کار یا کاهش آنها؟» سال ۹۹ با کاهش تعداد این نوع از حوادث، نسبت به سال پیش از آن، دستگاه‌ متولی نظارت بر ایمنی کارگاه‌های مشمول «قانون کار» یعنی «وزارت تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی» از کاهشی شدن روندِ حوادث، خبر داد اما زمانی که به «روند طی شده» نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که این بر شیب صعودی اُفتاده است و تعداد کارگرانی که برای آنها حادثه پیش آمده با سرعت در حال افزایش است. از باب نمونه با اینکه برابر سالنامه آماری «سازمان تامین اجتماعی» تعداد حوادث منجر به غیرفوت از ۹۰۲۵ مورد در سال ۹۸ به  ۸۵۴۴ مورد در سال ۹۹ کاهش یافته است اما در همین بازه‌ی زمانی تعداد حادثه دیدگان از ۲۱۵۶۲ مورد در سال ۹۸ بیش از ۲ برابر شده و به ۴۴۴۹۱ مورد رسیده است؛ به بیان دیگر با وجود اینکه رقم کلی حوادث کار کاهش یافته اما تعداد حادثه دیدگان بیش از ۱۰۰ درصد، تنها در عرض یک سال، افزایش یافته است. نکته اینجاست که تا سال ۹۴ تنها ۱۸۷۸۶ حادثه در کارگاه‌های مشمول بازرسی کار گزارش شده که در نتیجه این رقم، در مدت ۵ سال، ۲.۳ برابر شده است.

در همین حال، تعداد بیمه‌شدگان مشمول حوادث کار هم به تفکیک تعداد بیمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شدگان در هر سال افزایش یافته و از ۱۸۷۸۶ حادثه دیده به ازای ۱۲ میلیون و ۷۶۴ هزار بیمه شده در سال ۹۴ به ۲۱۵۶۲ حادثه دیده به ازای ۱۳ میلیون و ۲۷۷ هزار و ۲۶۱ بیمه شده در سال ۹۹ رسیده است. در نتیجه «ضریب شیوع» حوادث رخ داده برای بیمه‌شدگان از ۱.۴۷ در سال ۹۴ به ۱.۶۵ در سال گذشته رسیده است که نوعی رکورد، در این مسیر، محسوب می‌شود. در زمینه کارگاه‌های خارج از شمول قانون تامین اجتماعی آماری در دست نیست و سازمان تامین اجتماعی هم به سبب نداشتن مسئولیت بازرسی در آنها، آماری را منتشر نمی‌کند اما این سیر افزایشی می‌تواند در کارگاه‌های کوچکِ خارج از شمول قوانین کار و تامین اجتماعی بیشتر هم باشد.

ترکیب جنسی حادثه‌‌دیدگان

آمار حوادث رخ داده در کارگاه‌های مشمول قوانین بازرسی دولت، نشان می‌دهد که مردان بیشتر از زنان دچار حادثه شده‌اند. این امر قاعدتا به نبود توزان جنسیتی در بازار کار بخش صنعت در کارگاه‌‌های کوچک، متوسط و بزرگ مقیاس مربوط می‌شود اما در کل نه تنها در میان مردان که در میان زنان هم حوادث کار شیب افزایشی داشته است. بر این اساس، تعداد کارگران حادثه دیده مرد از ۱۸۲۴۹ مورد در سال ۹۴ به ۴۲۸۹۸ مورد در سال ۹۹ رسیده است. در نتیجه ۹۶ درصد حوادث کار در سال گذشته مربوط به مردان است. سهم زنان از حوادث کار از ۵۳۷ نفر در سال ۹۴ به ۱۵۹۳ در سال ۹۹ رسیده است؛ در نتیجه حوادث در میان زنان، در همین مدت ۲.۹ برابر شده؛ در حالی که مردان افزایش ۲.۳ برابری را تجربه کرده‌‌اند.

تقسیم حوادث کار در میان متاهل‌ها و مجردها

در میان مجردها، در سال ۹۴، ۳۸۷۰ کارگر، سال ۹۵، ۳۶۴۹ کارگر، سال ۹۶، ۴۰۱۰ کارگر، سال ۹۷، ۵۴۸۸ کارگر ، سال ۹۸، ۱۱۱۵۳ و سال ۹۹، ۲۲۵۸۷ کارگر دچار حادثه شده‌اند که حاکی از رشد ۲.۱ برابری در سال ۹۸ نسبت به سال پیش از آن و رشد بیش از ۲ برابری در سال ۹۹ نسبت به سال پیش از آن است. در مجموع حوادث کار در میان مجردها از سال ۹۷ تا ۹۹ بیش از ۴ برابر شده است. در همین حال، از سال ۹۴ تا سال ۹۹، ۵۰۷۵۷ کارگر مجرد دچار حادثه شده‌اند. در میان متاهل‌ها، در سال ۹۴، ۱۴۹۱۶ کارگر، در سال ۹۵، ۱۴۸۷۳ کارگر، در سال ۹۶، ۱۴۸۶۶ کارگر، در سال ۹۷، ۱۲۱۳۱ کارگر و در سال ۹۸، ۱۰۴۰۹ دچار حادثه شده‌اند که از کاهش حکایت دارد اما این روند به یکباره به طرز بی‌سابقه‌ای در سال ۹۹ افزایشی می‌شود و از ۱۰۴۰۹ مورد در سال ۹۸ به ۲۱۹۰۴ مورد می‌رسد که حاکی از رشد بیش از ۱۰۰ درصدی است. در مجموع ۸۹۰۹۹ کارگر متاهل دچار حادثه شده‌اند که تعداد آنها بیش از ۱.۷ برابر مجردهاست.

مجموع تعداد حادثه‌دیدگان از سال ۹۴ تا ۹۹

در مجموع از سال ۹۴ تا ۹۹، ۱۳۹ هزار و ۸۶۶ کارگر دچار حادثه شده‌‌اند که بیشتر آنها منجر به غیرفوت شده است. در سال ۹۳ هم ۱۰۸۰ حادثه منجر به فوت و ۱۲۶۲۱ حادثه منجر به غیر فوت گزارش شده است. در مجموع تعداد حوادث از ۹۳ تا ۹۹ به ۱۵۳ هزار و ۵۶۷ مورد می‌رسد اما در بیان جزییات؛ از سال‌ ۹۶ تا ۹۹ شاهد کاهش تعداد حوادث منجر به فوت بوده‌ایم. بر این اساس، در سال ۹۶، ۸۴۳ نفر حادثه، ۹۷، ۶۷۸ نفر حادثه، در سال ۹۸، ۷۲۶ نفر حادثه، سال ۹۹، ۷۵۱ نفر حادثه به وقوع پیوسته‌اند. در مقابل در سال ۹۶، ۹۸۵۴ نفرحادثه، سال ۹۷، ۹۳۱۸ نفرحادثه، سال ۹۸، ۹۰۲۵ نفرحادثه و سال ۹۹، ۸۵۴۴ نفرحادثه را شاهد بودیم.

از دست رفتن حساسیت دستگاه حاکمیتی 

جا اُفتادن حوادث کار و عادی شدن آن؛ موضوعی است که کنشگران اجتماعی و فعالان صنفی بارها به آن واکنش نشان داده‌اند. آنها بارها از دستگاه‌های حاکمیتی مانند وزارتخانه‌های تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نفت، راه و شهرسازی، صمت، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دادگستری خواسته‌اند که امنیت جانی نیروی کار را رها نکنند و با استقرارِ موشکافانه‌ و وسیع نظام بازرسی‌ و ارجاع تخلفات به مراجع رسیدگی، به موقع از به خطر افتادن جان آنها جلوگیری کنند اما نبود بازرس به تعداد کافی، در کنار کم توجهی و حتی بی‌توجهی به موارد متضمن حفظ جان انسان‌ها در محیط‌های صنعتی، «عادی شدن حوادث کارگاهی» را تثبیت کرده است؛ بطوری که حساسیت چندانی پس از شنیدن اخبار حوادث، بروز نمی‌یابد و دستگاه‌های حاکمیتی مگر در مواردی ویژه که ابعاد حادثه گسترده باشد، از خود واکنش نشان می‌دهند. در میان تمام این دستگاه‌ها نقش وزارت کار برجسته است؛ چرا که عمده مسئولیت بازرسی شغلی بر عهده‌ی آن است اما نکافی بودن تعداد بازرس‌ها مانع از تکمیل کار شده است.

ناکافی بودن تعداد بازرسی و بازرسان

به گفته‌ی «حاتم شاکرمی» معاون روابط کار و جبران خدمت این وزاتخانه، به طور استاندارد، باید به ازای هر ۱۰ هزار نفر یک بازرس کار وجود داشته باشد اما در ایران به ازای هر ۱۵ هزار نفر یک بازرس وجود دارد. وی خرداد ماه امسال اعلام کرد که ۳۰۰ بازرس دیگر جذب می‌شوند تا این نقصان جبران شود. با این حساب، این ۳۰۰ بازرس باید مسئولیت نظارت بر محیط کار ۳ میلیون کارگر را برعهده بگیرند اما با توجه به اینکه ایران در نقطه‌ی ثقل حوادث کار قرار دارد، به نظر نمی‌رسد که با این تعداد بازرس هم بتوانند ۳ میلیون کارگر را پوشش دهند. در همین حال، آمارها حاکی از ناترازی سطح بازرسی با تعداد کارگاه هاست. از باب نمونه، در حالی که در سال ۹۶، ۱ میلیون و ۲۱۲ هزار و ۹۰۳ کارگاه تحت پوشش تامین اجتماعی وجود داشت، تنها ۴۳۵ هزار و ۲۰۱ کارگاه بازرسی شدند.

در سال‌های ۹۷، ۹۸ و ۹۹ هم به ترتیب به ازای وجود ۱ میلیون و ۲۹۹ و ۹۸۱ کارگاه، ۱ میلیون و ۳۱۷ هزار ۵۴۰ کارگاه و ۱ میلیون و ۳۰۴ هزار ۹۳۵ کارگاه، ۴۵۳ هزار و ۳۸۹، ۴۵۰ هزار و ۷۲۴ و ۴۱۹ هزار و ۹۶ بازرسی صورت گرفته است؛ البته سطح بازرسی‌ها در سال ۱۴۰۰ کمی بهبود یافته و  در اردیبهشت ۱۴۰۰ به ازای وجود ۱ میلیون و ۳۰۱ هزار و ۲۱۰ کارگاه، ۵۴۰ هزار و ۴۱۳ مورد بازرسی صورت گرفته که حاکی از رشد بیش از ۲.۴۰ برابری نسبت به سال ۹۹ است اما همچنان بیش از ۷۶۰ هزار کارگاه مشمول قانون کار در اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ مورد بازرسی قرار نگرفته‌اند. در این میان وزارت کار  برای جبران کمبود بازرس، به گفته معاون روابط کار از ظرفیت ۲۰ هزار «کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار» هم استفاده می‌کند اما از سویی نهادهای صنفی مرتبط با این کمیته‌ها، از این همکاری رضایت ندارد و نقش خود را کمرنگ می‌خوانند. 

افزایش تعداد بازرس پیشگیرانه نیست

رئیس کانون سراسری انجمن‌های صنفی مسئولین حفاظت فنی، ایمنی و بهداشت کار کشور، در این مورد به ایلنا،  گفت:«حاکمیتِ نظارت بر مباحث ایمنی، به طور صد درصدی در اختیار دولت است و هیچکدام از انجمن‌های صنفی، موسسات خصوصی و حتی شرکت‌های خصولتی، فرصت ورود به این حوزه را ندارند و زیرساخت‌های مربوط به مسائل ایمنی در ایران ضعیف است.  اگر تعداد بازرسان کار افزایش یابد، بازهم تاثیری در ایمنی کارگاه‌ها نخواهد داشت. تا ابتدای سال جاری، حدود ۱۲۰۰ بازرس کار مسئولیت نظارت بر کارگاه‌ها را برعهده داشتند اما من معتقدم اگر تعداد آنها به ۱۰ هزار نفر هم برسد، بازهم هیچ تغییر خاصی ایجاد نمی‌شود. تازه باید در نظر داشت که افزایش تعداد بازرسان کار برخلاف ابلاغیه‌ی «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» است که بر موضوع «کاهش تصدی‌گری» دولت در امور حاکمیتی قابل واگذاری به سازمان‌های مردم نهاد (بخش خصوصی) تاکید دارد. با این اوصاف، نه تنها پیکیره‌ی دولت کوچک نمی‌شود؛ بلکه بازرسانی که باید به جهت انجام‌های نقش نظارتی و البته ستادی، در لایه‌ی دوم قرار داشته باشند، خود به عنوان بازوی دولت، نقش اصلی را بازی می‌کنند؛ در حالی که تجار گذشته نشان می‌‌داد که افزایش بازرس به معنای ایجاد سد در برابر جریان سیال و پیش‌رونده‌ی حوادث نیست و تاثیر چندانی در پیشگیری ندارد.»

نقش انجمن‌ها و راهکار آن‌ها

«ابوالفضل اشرف منصوری» افزود:«زمانی که انجمن‌های صنفی و سمن‌های مستقل از حاکمیت، وارد لایه‌ی اول نظارت‌ها شوند، دیگر، دولت نیاز به استخدام بازرس ندارد. وزارت کار هر تعداد بازرس که استخدام کند، نمی‌تواند تمام کارگاه‌ها را پوشش دهد؛ تازه ده‌ها هزار کارگاه غیررسمی چه می‌شوند؟ مگر در آنها کم حادثه داریم؟ اما نه نظام جامعی نظارتی و خود مراقبتی موثری از درون کارگاه‌‌ها شکل گرفته و نه اینکه  بازرسان می‌توانند در بیش از ۱ میلیون کارگاه‌ رسمی کشور حاضر شوند و با صدها هزار پیمانکار و کارفرما صحبت کنند و ریز به ریز نقاط حادثه خیز و تجهیزات کارگاهی را رصد کنند؛  اصلا چنین امکانی در ایران وجود ندارد و نباید با پررنگ کردن نقش استخدام بازرس‌، ایمنی را به حاشیه ببریم. ایمنی به استقرار یک نظامِ هوشمند و الکترونیک در درون کارگاه و اتصال مسئولین ایمنی به این نظام الکترونیک برای گزارش‌دهی و  گزارش‌گیری نیاز دارد؛ در حالی که دولت می‌خواهد به شیوه سنتی بازرسان را اعزام کند. همین حالا هم کارگاه‌ها هر چند سال یکباره امکان بازرسی و نظارت حضوری را پیدا می‌کنند. شاید تا موعد بازرسی، کارگران آنها به دلیل مخاطراتی که انتظارشان را می‌کشند، خانه‌نشین و معلول شده باشند. این در حالی است که انجمن‌ها با بهره‌گیری از توان بازرسی و اتصال به مسئولین ایمنی و یا نفر ایمنی که بازوی نظارتی آن در سطح کارگاه‌ها محسوب می‌شوند، هم می‌توانند حوادث را رصد کنند و هم اینکه وقوع آنها را به موقع پیش‌‌بینی کنند.» 

لزوم تفکیک قائل شدن میان نظارت و بازرسی

با توجه به اینکه نظارت و بازرسی دو جزء منفک اما مرتبط با یکدیگر هستند، برای یافتن کورسوی اُمید، ناچار به تفکیک قائل شدن میان این دو مقوله هستیم؛ اینکه بازرسی هر چند سال یکبار صورت گیرد یا اینکه مسئول ایمنی با دست خالی و قدرت چانه‌زنی ضعیف با کارفرمایش وارد گود شود، به معنای برقراری نظارت نیست. نظارت مقوله‌‌‌ای چند بعدی و مستمر است که الزما در بازرسی حضوری خلاصه نمی‌شود اما در ایران دولت‌ها بازرسی و نظارت را یکسان تصور و معرفی می‌کنند؛ که این خود یکی از عوامل منتهی به عادی شدن حوادث کار است. این روزها حتی کودکان هم از حوادث کارگاهی دور نیستند وهر سال ده‌ها کودک به همین دلیل، جان می‌دهند یا دچار معلولیت و بیماری‌های جسم و روان می‌شوند اما دستگاه‌های حاکمیتی هنوز موفق به حل معضلات کارگاه‌های رسمی هم نشده‌‌اند.

جانباختن یک کارگر در مهاباد

هه‌نگاو: یک جوان اهل مهاباد در حین کار و در اثر سوانح کاری جانش را از دست داد.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، عصر روز یک‌شنبه ۴ مهر ۱۴۰۰ (۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱)، یک شهروند اهل مهاباد با هویت یعقوب پاتینی ۲۱ ساله در حین کار و به دلیل حوادث ناشی از کار جانش را از دست داد.

به گفته یک منبع مطلع، یعقوب پاتینی استاد کار آرماتوربند بوده و به دلیل سقوط از داربست در حین کار از طبقه هشتم یک ساختمان در دم جانش را از دست داده است.

کولبرکشی تا کی؟

کولبرکشی روایت جدیدی نیست، قصه مکرر سالیان تلخ است. داستان نبود کار و شغل و درآمد در مناطق غربی کشور. کولبران یا توسط نیرو‌های آن سوی مرز یا توسط نیرو‌های هنگ مرزی کشته می‌شوند……

درحالی‌که مسئولین کشور بار‌ها اعلام کرده‌اند که کولبری، قاچاق و کولبران، قاچاقچی نیستند، اما در عمل داستان به‌گونه‌ای دیگر رخ می‌دهد و نیرو‌های مرزی با مشاهده کولبران اقدام به شلیک گلوله می‌کنند، در موارد بسیاری که پیشتر توسط رسانه‌ها نیز منتشر شده این شلیک داخل مرز‌های کشور و درحالی صورت می‌گیرد که فرد هنوز از خاک کشور هم خارج نشده است.

نکته آنکه در این مناطق بازارچه‌های مرزی بسته شده یا به صورت نیمه تعطیل هستند و به این ترتیب راه بر اشتغال مردم این ناحیه بسته شده است. نماینده‌های این مناطق در مجلس نیز هر بار با نطقی یا پیامی از کشتار کولبران گلایه می‌کنند، اما باز هم این کولبرکشی پایان نیافته است. حتی توزیع کارت موسوم به کارت کولبری از سوی مسئولان مربوطه (که به جای ایجاد اشتغال در منطقه متاسفانه به تداوم این شغل نافی کرامت انسانی کمک می‌کند) هم نتوانسته جلوی کشتار کولبران را بگیرد.

شهریور ماه سال گذشته و در ماجرای کشته شدن سه جوان کولبر به نام‌های زانست حسن‌زاده، زانکو احمدی و سروش ملکاری توسط نیرو‌های هنگ مرزبانی در شهرستان سردشت بود که کمال حسین‌پور نماینده سردشت و پیرانشهر نسبت به ماجرا واکنش نشان داد و در تذکری کتبی خطاب به رئیس‌جمهور وقت عنوان کرد: «چرا علی رغم هشدار‌های متعدد، نیرو‌های مرزبانی کولبران مناطق مرزی را به رگبار می‌بندند؟ اصل ۲۸ قانون اساسی دولت را موظف کرده برای همه افراد امکان اشتغال به کار در شرایط مساوی را فراهم آورد و بند ۹ اصل سوم قانون اساسی نیز بر رفع تبعیض‌های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی تاکید کرده است.»

او همچنین  گفته بود: «براساس آمار رسمی که فرمانداری سردشت و سایر ارگان‌ها ارائه داده‌اند بیش از هزار نفر از جوانان سردشتی طی ماه‌های اخیر از کشور مهاجرت کرده‌اند. دیگر جوانی در سردشت باقی نمانده است. مگر این افراد راهی به جز کولبری هم دارند؟ کولبر‌ها برای مبالغی بسیار اندک این کار را انجام می‌دهد. روی سخن من به رئیس جمهور و هنگ مرزی و استاندار آن است که اگر فردی مرتکب خلاف شده یا اگر قاچاق هم کرده، باید با او برخورد قانونی شود چنین فردی را باید دستگیر و محاکمه کنند. چرا می‌کشند؟ خانواده‌ای که منتظر است که پدر با لقمه‌ای نان به خانه بازگردد با جنازه او مواجه می‌شود. این درحالی است که هیچ شغلی برای این مردم ایجاد نشده است.»

با وجود همه این شکایات و اعتراضات و انتقادات، اما کشتار کولبران همچنان ادامه دارد، به نحوی که تنها طی یک ماهه اخیر و تنها در شهرستان سردشت سه تا پنج کولبر به جرم تلاش برای کسب نان و روزی کشته شده‌اند. تیراندازی‌هایی که البته در سایر استان‌های غربی کشور هم رخ داده و کولبران را به کام مرگ می‌کشاند.
چند روز پیش هم قرعه مرگ به نام امید محمدزاده اهل شهر ربط از توابع شهرستان سردشت افتاد که توسط نیرو‌های مرزبانی هدف گلوله قرار گرفته و در سن ۴۰ سالگی به پایان برسد درحالی‌که همسر و سه فرزند کوچکش در اوج محرومیت بی‌پناه بمانند.

شکایتمان را بر مبنای قتل عمد امید پیگیری می‌کنیم
هیوا محمدزاده برادر امید ماجرا را  اینگونه شرح می‌دهد: «ساعت ۱:۴۵ دقیقه بامداد روز یکشنبه در ارتفاعات روستای دولبی از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت و در داخل خاک ایران مورد اصابت گلوله نیرو‌های مرزبانی قرار گرفت و به گفته شاهدان و همراهان او، برادرم حدودا از فاصله ۱۰ متری مورد اصابت گلوله قرار گرفته است و پیش از اینکه به او تیراندازی شود التماس کرده است که نزنید! برادر من کاملا در نقطه دید نیرو‌ها بوده است نه اینکه به دلیل تاریکی شب و عدم دید نیرو‌ها مورد اصابت قرار گرفته باشد. حتی شنیده‌اند که یکی از نیرو‌ها فریاد زده که زدمش!»«گلوله به زانو برخورد کرده و سپس از مسیر ران به داخل لگن رفته است که این مساله باعث قطع شریان اصلی و خونریزی شدید شده است.»

بعد از تیراندازی همراهان سعی می‌کنند به او کمک کنند و او را به جایی امن برسانند، امید بلافاصله با دوستان و خانواده تماس می‌گیرد در حالیکه از درد می‌نالد و به خود می‌پیچد. یک ساعت و ۴۰ دقیقه طول می‌کشد تا خانواده، امید را در ارتفاعات روستای دولبی و در داخل خاک ایران پیدا می‌کنند.

«وقتی بالای سرش رسیدم هنوز به هوش بود و ناله می‌کرد. بعد از حدود ۲۰ دقیقه ناله‌هایش قطع شد، اما هرازگاهی تکان‌هایی به دست و پایش می‌داد که مشخص می‌کرد در حال جان دادن است. با اورژانس تماس گرفتیم و در نزدیک‌ترین روستا که مسیر خاکی داشت منتظرمان بودند. متاسفانه تکنسین‌های اورژانس با وجود تلاش بسیار نتوانستند برادرم را احیا کنند و او را از دست دادیم. ما ماجرا را به آگاهی شهرستان سردشت و سایر مراجع قضایی و قانونی مربوطه گزارش داده و شکایت خود را مبنی بر قتل عمد برادرم اعلام کردیم. این مراجع اعلام کردند اگر شکایتی دارید با توجه به اینکه گلوله داخل لگن جا مانده است به این موضوع توجه کنید که گلوله را حتما باید درآورده تا ضمیمه پرونده شود.»

«پیکر برادرم را ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه صبح با اجازه پزشکی قانونی شهرستان سردشت و دستور ویژه بازپرس به شهرستان میاندوآب منتقل کردیم و بعدازظهر همان روز گلوله را از بدن او خارج کردند و به همراه مامور آگاهی او را به سردشت بازگرداندیم و در شهر ربط به خاک سپردیم. با توجه به اینکه ما این روز‌ها و در مراسم سوگواری برادرم قرار داشتیم، سرمان به شدت شلوغ بود. با وجود اینکه اعلام کردیم که به دلیل شرایط کرونایی مراسم حضوری نداریم، اما بسیاری از مردم در مراسم برادرم شرکت کردند. در این شرایط طبیعی است که تاکنون نتوانستیم پیگیری‌های قانونی خود را آغاز کنیم.»

«در شکایت بدوی این موضوع را مطرح کردم که وقتی برادرم زخمی می‌شود نیرو‌های مرزبانی هیچ کمکی برای اینکه اورژانس را مطلع کرده یا جلوی خونریزی او را بگیرند انجام ندادند و شواهد در این زمینه مشخص است. به همین دلیل هم ما شکایتمان مبنی بر قتل عمد بوده و به هیچ عنوان هم اینکه کشته شدن او در اثر اشتباه بوده است را نمی‌پذیریم. برادرم در لحظه تیراندازی باری نداشته و قصد رفتن به آن طرف مرز برای آوردن بار را داشته است. متاسفانه ما در سال‌های گذشته بار‌ها شاهد آن بوده‌ایم که بعد از هر حادثه‌ای از این دست مرزبانی اعلام کرده که مثلا بار کولبر مشروبات الکلی بوده یا اینکه تروریست بوده و … در حالیکه هیچکدام از این موارد تاکنون اثبات نشده است.»

وقتی کولبری آخرین راه معاش است!
«برادر من شغلی نداشت و برای کسب درآمد چاره‌ای به جز کولبری هم نداشت. اصولا فردی که شغل مناسب داشته باشد به هیچ وجه حاضر نیست جان خود را اینگونه به خطر بیندازد. برادر من اگر در هر جای دیگری جراحتی شدیدتر هم بر می‌داشت می‌توانست زنده بماند، اما امید در چنان مسیر بدی قرار گرفته بود که امکان
امدادرسانی هم نبود. سوال این است که چه کسی جان و عزیزانش را نادیده گرفته و خودش را برای کسب درآمد به خطر می‌اندازد مگر کسی که بیکاری و فقر راه حل دیگری برایش نگذاشته است. امید در هر بار کولبری ممکن بود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشد، اما به دلیل سخت بودن مسیر این امکان را نداشت که هر شب راهی کولبری شود و در هفته یک یا دو شب راهی می‌شد. در بسیاری مواقع کولبر‌ها دست خالی باز می‌گردند به این دلیل که شرایط خروج از مرز را ندارند مثلا راه مسدود شده یا نیرو‌های مرزبانی بیرون هستند و … بنابراین درآمد زیادی از همین راه کولبری هم ندارند. گاهی بیست روز یا یک ماه امکان کولبری ندارند.»

«اینکه گفته می‌شود کولبران به دنبال سودجویی هستند درست نیست فردی که دارایی و ثروت داشته باشد وارد این مسیر نمی‌شود. کدام کولبر صاحب خانه و ماشین و زندگی آنچنانی است. آنچنان که در سایر شهر‌ها در هر خانواده دو، سه کارمند یا بازاری وجود دارد در این مناطق در هر خانواده چندین کولبر وجود دارد، در بسیاری موارد خانواده‌ها بیش از یک عزیز خود را در راه کولبری از دست می‌دهد. مثلا گاهی دو برادر یا دو پسرعمو و… از یک خانواده کشته شده‌اند، همان شبی که امید کشته شد برادر دیگرمان هم با او بود که خوشبختانه آسیبی ندید.»

«معمولا خانواده کولبران کشته شده یا تحت پوشش بهزیستی قرار می‌گیرند یا کمیته امداد یا اینکه توسط خیرین و خانواده‌ها حداقلی از معیشت خواهند داشت و آینده فرزندانشان مبهم است فرزندان برادر من بسیار خردسالند و ما نگران آینده آن‌ها هستیم. وضعیت شهرستان ما آنقدر بد است که سرانه افراد تحت پوشش شهرستان سردشت بیشتر از میانگین کل استان است. این مساله نشان‌دهنده محرومیت انباشته در این شهرستان است.»
به گزارش جامعه ۲۴ در واقع کل داستان ساده است. شرایط کار نیست، مردم نان و درآمد می‌خواهند. تنها راه درآمدزایی فعلا کولبری است. اما با زبان گلوله به آن‌ها گفته می‌شود بین مرگ در اثر گرسنگی و مرگ با شلیک گلوله یکی را انتخاب کنید. کولبران ترجیح می‌دهند که در حین تلاش و کسب درآمد جانشان را از دست بدهند. نه اینکه نمی‌ترسند، نه اینکه پاهایشان نمی‌لرزد، نه اینکه دوست دارند کولبری کنند بلکه تنها راه امرار معاش و کسب درآمدی است که برایش وجود دارد.

آیا ماموران مرزی حق شلیک به کولبران را دارند؟
عثمان مزین، وکیل دادگستری اهل سردشت  می‌گوید: «طبق قانون گذرنامه هرگونه تردد غیرمجاز از مرز جرم بوده و برای آن مجازات مشخص شده است. اما بسیاری از افرادی که در نواحی مرزی زندگی می‌کنند برای کسب و کار و انجام معاملات یا ملاقات بستگانشان به آن طرف مرز رفت و آمد دارند که در برخی موارد از مسئولان ذیربط مجوز می‌گیرند، اما در صورت عدم اخذ مجوز به ندرت تحت تعقیب قرار می‌گیرند، زیرا مقامات برای ساکنان مرز تسهیلاتی قائل هستند که بتوانند برای این امور که از دیرباز هم مرسوم بوده اقدام کنند. به عنوان مثال وجود مرز میان دو کشور ایران و عراق باعث نشده که روابط خانوادگی میان مردم و خانواده‌هایی که بخشی در داخل مرز‌های ایران و برخی دیگر در داخل مرز‌های عراق زندگی می‌کنند قطع شود. مرز‌ها طی سال‌های اخیر در توافق میان دو کشور تعیین شده و برخی خانواده‌ها در این شرایط در دو طرف مرز پراکنده شده‌اند.»

«درحال حاضر هم برخی مقامات شهر‌های مرزی برای مذاکره، ملاقات یا توافقاتی به این سمت مرز مراجعه می‌کنند و حتی یکی از اهداف تاسیس بازارچه‌های مرزی هم انجام همین مراودات، معاملات و تردد مردم در مرز دو کشور بوده است. در واقع این حق ذاتی مردم است که از جایی به جای دیگر حرکت کنند و مرز نمی‌تواند مانع تردد مردم به آن سمت شود. قانون‌گذار هم برای این عمل مجازات بسیار کمی در نظر گرفته است. براساس ماده ۳۷ قانون گذرنامه هر کس بصورت غیرمجاز از مرز کند تحت تعقیب قرار می‌گیرد، اما وقتی مساله در دادگاه‌ها رسیدگی می‌شود برای سکنه مناطق مرزی سختگیری‌های زیادی اعمال نمی‌کنند.»

(این نوع برخورد‌ها با کولبر‌ها که باعث مرگ یا مصدومیت آن‌ها می‌شود در شرایطی که شغل و درآمدی هم برایشان وجود ندارد چه نتایجی به دنبال دارد؟): «اگر مرزنشینان مبادرت به ورود کالایی از آن سوی مرز به داخل کشور می‌کنند باید مواردی را مدنظر قرار داد؛ اولا سکنه مناطق مرزی چاره‌ای به جز معاملات مرزی ندارند. وقتی به عده‌ای می‌گوییم مرزنشین باید بدانیم که خصیصه ذاتی و نتیجه بدیهی مرزنشینی انجام معاملات مرزی توسط این افراد است. ثانیا برای افراد مرزنشین قاچاق معنایی ندارد بلکه آنچه آنان انجام می‌دهند تهیه مایحتاج و امرار معاش و معامله مرزی است. نکته سوم آنکه ما باید وضعیت فرد را هم در نظر بگیریم. آیا کولبر واقعا قصد اخلال در نظام اقتصادی کشور را دارد؟ پاسخ به این سوال منفی است. این افراد کالایی ناچیز را که در آن مناطق مرزی مصرف می‌شود جا به جا می‌کنند.»

«باید اضطرار و شرایط ناگوار این افراد را که دولت متبوع هم باعث و بانی آن است در نظر گرفت به این معنا که دولت باید در حوزه تولید اشتغال و تامین معاش مرزنشینان پاسخگو باشد. اگر این شغل و درآمد فراهم بود این افراد به کولبری روی نمی‌آوردند. معمولا نیرو‌های نظامی اعلام می‌کنند که کولبر کشته شده قاچاقچی بوده است. این درحالی است که در هیچ محکمه‌ای تاکنون حکم قطعی مبنی بر احراز بزه قاچاق یا قاچاقچی بودن‌شان صادر نشده است. مادامی که حکمی بر اثبات جرمی صادر نشده است ما نمی‌توانیم عملی مجرمانه را به فردی که دستش از دنیا کوتاه بوده و قدرت دفاع از خودش را ندارد نسبت دهیم. مقامات نظامی مرزی هم صلاحیت و جایگاه آن را ندارند که مردم را قاچاقچی تلقی کنند. قاچاقچی دانستن افراد باید به موجب حکم قطعی محکمه باشد.»

«حتی اگر در فرض محال بپذیریم که کولبر‌ها قاچاقچی هم هستند، مجازات قاچاق در قانون توقیف کالا و جزای نقدی است و قانونگذار به هیچ یک از دستگاه‌های قضایی و انتظامی این حق را نداده است که فرد را به صرف اتهام قاچاق بکشند و ماموری که در هنگ مرزی یا داخل روستا و کنار جاده است در آن واحد هم شاکی باشد، هم تحقیق کند و هم قاضی باشد و حکم صادر کند و هم در جایگاه دادگاه تجدیدنظر حکم را تایید کند و هم اینکه قاضی اجرای حکم بوده و حکم اعدام فرد را اجرا کند. یعنی در کسری از ثانیه احراز کند که فرد قاچاقچی بوده و مستحق اعدام است و همان جا جان فرد را بگیرد. مامور نیروی انتظامی صلاحیت اظهارنظر در مورد مقوله بسیار مهم که حیات و جان انسان است را ندارد. در موارد کشتن کولبر‌ها مامور یک فرد بی‌گناه را پیش از اثبات جرم با علم به اینکه مرتکب عملی نشده که مستحق گرفتن جانش باشد می‌کشد. اگر عمل این مامور را با تعریف قانونی بررسی کنیم این عمل می‌تواند قتل عمد باشد.»

«معتقدم مقامات قضایی باید مامورانی را که کولبران، چوپانان و … را در نقاط مرزی و حتی در مناطق عمقی بدون اثبات جرم می‌کشند، با عنوان قتل عمد تفهیم اتهام کنند، چرا که عمل آن‌ها ستاندن جان بوده است. نباید از یاد ببریم که وظیفه ذاتی ماموران نیروی انتظامی حفاظت از جان، مال و ناموس مردم است، اما وقتی بار کولبر را از بین برده و جان او را می‌گیرند قطعا برخلاف وظیفه ذاتی دستگاه متبوع عمل کرده است. در قانون به‌کارگیری سلاح مصوب ۱۳۷۳ مقرر شده است که این قانون در موارد ضروری کاربرد دارد، یعنی ماموری که سلاح دارد نمی‌تواند هر طوری که دلش خواست از آن استفاده کند. این اسلحه باید در موارد ضروری و در چهارچوب قانون مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ جای قانون هم این حق به مامور داده نشده است که با توجه به تصور و خیال خودش مبنی بر اینکه فردی قاچاقچی است او را بکشد. حتی اگر فردی مرتکب جرم مشهود شود مامور تنها وظیفه دارد او را دستگیر کرده و تحویل مقام قضایی بدهد. مقامات قضایی صلاحیت تعیین نوع جرم و مجازات فرد را دارند نه مقامات انتظامی و مرزبانی.»

«حالا که ادعا می‌شود مقابله با کولبران مبارزه با قاچاق است و این تعداد کولبر هم کشته شده‌اند، بیایند پرونده تمام کولبر‌ها را صادقانه بررسی کرده و ببیند از این افراد چه کالایی کشف شده و میزان آن چقدر بوده است. سوال من این است که آیا درباره کشتار کولبر‌ها هدف مبارزه با قاچاق است؟ چرا که همچنان قاچاق وجود داشته و رو به ازدیاد است و اتفاقا از مبادی دیگری هم انجام می‌شود. در واقع ۹۹ درصد از قاچاق کشور از راه‌هایی غیر از کولبری انجام می‌شود. یعنی اگر کولبری را آزاد بگذارند حتی یک درصد از قاچاق در کشور را هم تشکیل نمی‌دهد. آیا ورود مثلا ۴۰ کیلو بادام زمینی، لوازم آرایشی، لاستیک ماشین و کالا‌هایی از این دست که بار معمول کولبران است عملی چنان خطرناک است که بر اساس آن جان شهروندان کولبرمان گرفته شود؟ از طرف دیگر اگر این عمل قاچاق هم باشد قاچاقچی صاحب کالاست و مجازات او هم صرفا جزای نقدی است نه گرفتن جان.»

«چرا در نواحی غربی کشور شرایط به گونه‌ای است که مردم چاره‌ای جز کولبری ندارند آیا این تبعیض درست است؟ در سایر مناطق کشور بستر‌هایی برای ایجاد اشتغال وجود دارد. در واقع دولت با تبعیض و عدم تخصیص امکانات به مردم این مناطق مشوق مردم و حتی تحصیل‌کردگان این مناطق است که با مراجعه به فرمانداری کارت کولبری بگیرند یعنی تنها شغلی که برای این مردم حتی از سوی مقامات رسمی هم پیشنهاد می‌شود کولبری است. به مردم کدام یک از مناطق کشور ولو مناطق مرزی چنین شغلی پیشنهاد می‌شود؟ آیا مردم سایر نقاط کشور هم حاضر به کولبری هستند؟ ظاهرا برای کرد‌ها تنها شغل مطلوب و تنها گزینه همین کولبری است، حتی اگر منجر به از دست دادن جان هم بشود.»

جامعه ۲۴

خودسوزی منجر به فوت مادر دو دانش آموز به دلیل عدم توانایی در تامین لوازم التحریر

خبرگزاری هرانا – شامگاه چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه، همسر یکی از کارگران شهرداری دهدشت در منزل شخصی خود، اقدام به خودسوزی کرد و پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. به گفته همسر وی که خود نیز ۵ ماه است حقوقی دریافت نکرده، دلیل این اقدام همسرش، مشکلات معیشتی و عدم توانایی در تامین مخارج تحصیل فرزندان بوده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، شامگاه چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۴۰۰، همسر یکی از کارگران شهرداری دهدشت به دلیل مشکلات معیشتی اقدام به خودسوزی کرد.

بر اساس این گزارش، محمدجواد عرفانی، کارگر شهرداری دهدشت با بیان این خبر توضیح داد که قادر به فراهم کردن هزینه خرید لوازم تحریر مدرسه فرزند خود نشده و این موضوع باعث بالا گرفتن درگیری لفظی وی با همسرش شده است. در ادامه این مشاجره، همسر این کارگر دست به خودسوزی زده و وی نیز با مشاهده این صحنه، تلاش می‌کند که  همسرش را خاموش کند که خودش نیز به ۳۰ درصد سوختگی دچار می شود و در نهایت هر دو راهی بیمارستان می‌شوند.

کارگر شهرداری دهدشت که ۳۹ سال سن دارد و به گفته خودش ۱۵ سال سابقه کار قراردادی در حوزه نقلیه شهرداری دهدشت را دارد و حقوق ماهیانه‌اش ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است، گفت: در ۵ ماه گذشته حقوقی دریافت نکردم و اگر یک روز هم دیرتر بر سر کار حاضر می‌شدم برایم غیبت رد می‌شد.

وی با یادآوری این مطلب که چند روز قبل از حادثه خودسوزی همسرم، در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مطالباتمان جلوی شهرداری تجمع کردیم اما کسی به دادمان نرسید، ادامه داد: دو پسر و یک دختر دارم که پسر بزرگم کلاس اول راهنمایی و دیگری کلاس اول ابتدایی است و دخترم نیز سه ساله است. در این شرایط چه کسی پاسخگوی دل سوخته فرزندانم است.

این کارگر شهرداری دهدشت خاطرنشان کرد: فاقد منزل مسکونی هستم و به تنهایی در سالن اداره که دو اتاق با وضعیت نامناسب بوده زندگی می کردم و تابستان مار و عقرب و زمستان سرما زندگی را بر ما تلخ کرده بود.

عرفانی با بیان حادثه شب خودسوزی همسرش تصریح کرد: با توجه به اینکه در آستانه ماه مهر و بازگشایی مدارس بودیم پول نداشتم که برای فرزندانم لوازم التحریر و وسایل مورد نیاز مدرسه را تهیه کنم، و همسرم از ناراحتی این مساله ، اقدام به خودسوزی کرد و زندگی و خانه ام ویران شد و هم اکنون مشکلات و نداری از یک طرف خراب شدن زندگی و از دست دادن مادر فرزندانم از طرف دیگر زندگی ام را روی سرم آوار کرد.

وی ادامه داد: همسرم گفت؛ کجا دیده ایم کسی در اداره ای کار کند اما حقوق به او ندهند و حتی نتواند برای فرزندان خود وسایل مدرسه و قلم و دفتر بخرد؛ که به حیاط رفت و از نفتی که آنجا بود روی خود ریخت و خود را آتش زد. با یکی از فرزندانم تلاش کردیم که خاموشش کنیم اما از ناحیه دو دست، شکم، گردن و صورت دچار سوختگی شدم، و همسرم نیز ۸۰ درصد سوختگی داشت که همسرم را به بیمارستان اهواز و خودم را به بیمارستان یاسوج اعزام کردند که البته خانمم بعلت شدت سوختگی از دنیا رفت.

این کارگری شهرداری دهدشت عنوان کرد: این مشکلات و خودسوزی همسرم بعلت فقر، نداری و بی پولی رخ داد، اول مهر هر کس دست فرزندش را می گیرد و با خوشحالی به مدرسه می رود، اما ما در تهیه قلم و دفتر فرزندانم مانده بودیم که بعلت فشار این مساله همسرم اقدام به خودسوزی کرد.

عرفانی تاکید کرد: برخی از همکارانم بعلت پرداخت نشدن حقوق و نداری، کارت یارانه خود را پیش نانوایی گرو می گذارند تا بتوانند نان قرضی بگیرند و به خانه ببرند.

وی بیان کرد: در شهرداری دهدشت افراد دیگری هم هستند که چنین وضعیتی دارند؛ مسئولان تا حادثه دیگری رخ نداده با پرداخت حقوق و رسیدگی به مشکلات کارمندان و کارگران شهرداری جلوی چنین حوادث تلخی را بگیرند و نیروهای شهرداری را درک کنند.

شهردار دهدشت، مرکز شهرستان کهگیلویه در خصوص حقوق کارگران و کارمندان شهرداری مدعی شد: کارگران و کارمندان شهرداری دهدشت حدود ۴ ماه است که حقوق نگرفته اند و یک ماه حقوق آنها سه شنبه یا چهارشنبه هفته جاری پرداخت می شود.

وی در خصوص علت این مشکل افزود: بلاتکلیفی شورای شهر دهدشت و برگزار نشدن کمیسیون ها و … از مهمترین دلایل این مساله بوده و مشکلات شورای شهر همچنان ادامه دارد.

تابش نژاد اظهارکرد: حدود ۲۰۰ کارگر و کارمند مجموعه شهرداری دهدشت با همین مشکل و وضعیت مواجهند.

معوقات مزدی و بیمه ای ۷۰۰ کارگر شهرداری ایرانشهر

خبرگزاری هرانا – ۷۰۰ نفر از کارگران شهرداری ایرانشهر  ۵ ماه مطالبات مزدی و حق بیمه‌ پرداخت نشده دارند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، در حدود ۷۰۰ نفر از کارگران مجموعه شهرداری ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان از پرداخت نشدن پنج ماه حقوق و مطالبات خود گلایه دارند.

تعدادی از کارگران شهرداری ایرانشهر واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان، گفتند: عدم پرداخت منظم دستمزد در مجموعه شهرداری ایرانشهر مشکلات خانوادگی و معیشتی زیادی برای کارگران به وجود آورده است.

این کارگران می‌گویند: اغلب کارگران به علت‌ عدم پرداخت منظم دستمزدها با مشکل روبه‌رو هستند. طی این مدت از همه آشنایان قرض کرده‌ایم. به علت مشکلات مالی شهرداری و پرداخت نشدن پنج ماه از دستمزدهایمان نسبت به هزینه‌های واقعی زندگی، هر روز سفره‌هایمان به نسبت روز قبل کوچکتر می‌شود و در عین حال در خانواده ما تفریح به کلی فراموش شده است.

این کارگران که برای دریافت معوقات مزدی خود بارها به نهادهای مسئول مراجعه کرده‌اند، هنوز پاسخی دریافت نکرده‌اند.

به گفته این کارگران؛ برخی از همکاران آن‌ها در پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های روزمره زندگی مشکل دارند و برای گذران امور مجبور به قرض شده‌اند.

این کارگران همچنین نگران پرداخت حق بیمه‌های خود هستند و می‌گویند همسان با حقوق، حق بیمه‌های ما به حساب تامین اجتماعی واریز نشده است.

مجموعه شهرداری، کمبود نقدینگی و نداشتن اعتبار ریالی کافی را دلیل تاخیر در پرداخت حقوق کارگران می‌داند.

این کارگران که در حال حاضر ۵ ماه مزد معوقه طلبکارند، در ادامه می‌گویند: هر یک از کارگران از بدو استخدام عیدی و سنوات خود را دریافت نکرده‌اند. در عین حال شهرداری از پرداخت کامل حق اضافه‌کاری‌ها و تعطیل‌کاری‌ها خوداری می‌کند.

کارگران شهرداری ایرانشهر با اشاره به اینکه آن‌ها به دلیل ترس از اخراج توان اعتراض ندارند، گفتند: ما کارگران هیچ حامی نداریم و اعتراضات ما به جایی نمی‌رسد. آخرین باری که اعتراض کردیم هیج مسئولی به اعتراض ما اهمیت نداد. در عین حال از مسئولان در شهرستان گله‌مندیم که سکوت اختیار کرده و در پیگیری مطالباتمان هیچ واکنشی جدی از خود نشان نمی‌دهند.

دستکم ۳۷ تجمع اعتراضی برگزار شد/ اعتصاب کارگران شرکت IGC در عسلویه

خبرگزاری هرانا – امروز شنبه ۳ مهر، گروهی از کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما، در مقابل ساختمان وزارت راه و شهرسازی واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند. همچنین کارگران شرکت IGC در عسلویه، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب زدند. همزمان، در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، شماری از معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته، دستکم در ۳۶ شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، شماری از معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته دستکم در ۳۶ شهر از جمله سقز، اندیمشک، لامرد، شیراز، کرمانشاه، بجنورد، اصفهان، ساری، ایلام، آبادان، مریوان، اشکنان، ماهشهر، یاسوج، کوهدشت، یزد، کازرون، سنندج، بندرعباس، ایذه، بهبهان، اهواز، تربت حیدریه، نورآباد، دلفان، الیگودرز، مشهد، اردبیل، گچساران، شهربابک، خرم آباد، دورود، زنجان، رشت و قزوین، در مقابل ساختمان اداره آموزش و پرورش شهرهای خود و معلمان ساکن در استانهای تهران و البرز در مقابل ساختمان سازمان برنامه و بودجه واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

اجرای طرح رتبه‌بندی به میزان ۸۰ درصد هیأت علمی، یکی از مهمترین مطالبات معلمان معترض است.

بر اساس گزارش‌ها و ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی، تجمع معلمان در شهرهای مشهد و قزوین با حضور نیروهای انتظامی همراه بوده است.

هرانا همزمان در گزارشی مجزا، به شرح جزئیات و ارائه تصاویری از تجمعات سراسری معلمان و فرهنگیان طی روز جاری، پرداخته است.

کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما

به گزارش ایلنا، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، گروهی از کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما، در اعتراض به سطح دریافتی‌های خود، در مقابل ساختمان وزارت راه و شهرسازی واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

کارکنان و بازنشستگان هما، در ادامه گفتند: “ما خواهان دستمزد عادلانه هستیم. به گفته رئیس‌جمهور، نپرداختن حقوق مناسب به معنای تضییع حق‌الناس است. حقوق ما نه تنها ناچیز است بلکه با تاخیر هم پرداخت می‌شود”.

اعتصاب کارگران شرکت IGC عسلویه

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، کارگران شرکت IGC شاغل در پروژه‌های فاز ۱۴ عسلویه، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان، مجددا دست به اعتصاب زده و محل کار خود را ترک کردند.

عقد قراردادهای کاری جدید، افزایش دستمزد و امکان بهرمندی از ۱۰ روز مرخصی در ازای بیست روز کار و فعالیت، از جمله خواسته های این کارگران است.

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک کارگر در قنوات

خبرگزاری هرانا – روز شنبه ۳ مهرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر در شهر قنوات واقع در استان قم حین انجام کار جان خود را از دست داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، روز شنبه ۳ مهر ۱۴۰۰، یک کارگر در شهر قنوات واقع در استان قم، حین انجام کار دچار حادثه شد.

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری قم در این خصوص گفت: به دنبال این رویداد تیم امداد و نجات سازمان آتشنشانی شهر قم به محل حادثه که در یک استخر پرورش ماهی بود اعزام گردید.

حمید کریمی افزود: این حادثه منجر به فوت یک کارگر ۳۵ ساله تبعه کشور افغانستان شد.

طرح خواسته‌های کارگران پروژه‌ای در دیدار با مسئولان وزارت کار

مازیار گیلانی‌نژاد به تشریح دیدار با مسئولان وزارت کار پرداخت؛ دیداری که در آن وعده دادند به مشکلات رسیدگی کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نمایندگان دو هزار کارگر پروژه‌ای نفت و گاز، در دیدار با معاون اداره کل روابط کار تهران، به تشریح خواسته‌ها و مطالبات کارگران پرداختند.

مازیار گیلانی نژاد که به نمایندگی از جانب کارگران در این نشست شرکت داشته، در ارتباط با جزئیات آن به ایلنا گفت: ابتدا یکی از مسئولان عنوان نمود «حرف‌های نمایندگان بایستی بر طبق قانون باشد تا بتوان رسیدگی نمود» در پاسخ اعلام داشتیم که ما حرف شما را قبول داریم و به مصاحبه وزیرکار استناد کردیم که گفته بود کارگران مشکلات را بگویند و خود را جای ما گذاشته راه حل ارائه بدهند. اعلام کردیم ابتدا نامه به تاریخ  ۱۵/۱۰/۹۹ به شماره ۱۴۲۸۹۵/۸ که در اداره کار بوشهر و زیر دست آقای شهریور، مسئول روابط کار بوشهر است را بررسی و ببینید چه کسانی بازرسین شما را که ضابط قضایی هستند برای نظارت بر عملکرد شرکت‌ها به پتروشیمی ها راه نمی‌دهند.

لیستی از مطالبات:

از ده روز مرخصی تا اصلاح لیست‌های بیمه

او ادامه داد: اولین خواسته کارگران پروژه‌ای ۲۰ روز کار و ۱۰ روز مرخصی است؛ بر طبق بند۳ اصل ۴۳ قانون اساسی و همچنین رعایت ساعت کار بر طبق قانون کار که ۱۷۶ ساعت در ماه است. پیمانکاران کارگر را مجبور می‌کنند در دمای ۵۵ درجه با ۷۵ درصد رطوبت روزانه ۱۰ الی ۱۲ ساعت کار کرده و روز تعطیلی هم نداشته باشند و بعد از ۲۴ روز کار فقط ۶ روز مرخصی برود. که دو روز آن در راه تلف شده و ۴ روز را باید در کنار خانواده باشد. در حالی که وزارت کار و وزارت صنعت به دنبال بهره‌وری در کار هستند آیا می‌توان با این شرایط و خستگی مفرط، بهره‌وری و دقت لازم در کار را داشت؟!

این فعال کارگری افزود: لذا اولین خواسته ما در پروژه‌های عسلویه و سراسر کشور رعایت حداقل ۱۰ روز مرخصی در ازای ۲۰ روز کار است؛ دومین موضوع رعایت نشدن ماده ۱۳ قانون کار و ماده ۸۵ تامین اجتماعی در مورد نظارت بر عملکرد پیمانکاران است. متاسفانه یکی از تخلف‌ها ارایه لیست بیمه غیر واقعی است که در آن حقوق کارگر فنی و متخصص به صورت کارگر ساده دیده می‌شود؛ این دور زدن قانون به دلیل بازرسی نشدن از سوی بازرسین وزارت کار و تامین اجتماعی رخ می‌دهد. سودجویی کارفرما منجر به این می‌شود که مابه تفاوت حق بیمه کارگر ساده با کارگر متخصص را به جیب زده، هم سر بیمه کلاه می‌گذارد و هم کارگر بعد از ۳۰ سال کار باید با حداقل حقوق بازنشسته شود. در حالی که پیمانکار حق بیمه کارگر متخصص را از شرکت مادر دریافت کرده است.

به گفته وی، در این رابطه  سند بیمه‌ای ارائه شد که حق بیمه نه تنها به صورت کارگر ساده پرداخت شده است بلکه حق بیمه اسفند ماه کارگر اصلاً پرداخت نشده در حالی که این کارگر از آبان ۹۹ تا آخر خرداد ۱۴۰۰ سرکار بوده است و یک ماه حق بیمه کارگر به جیب کارفرما رفته است.

این فعال کارگری معتقد است؛ اگر بازرسین وزارت کار و تامین اجتماعی قانون و نظارت قانونی را اجرا می‌کردند چنین تخلفی هرگز صورت نمی‌گرفت.

حقوق‌ها مکرر عقب می‌افتد

گیلانی‌نژاد با بیان اینکه موضوع بعدی عقب افتادن مکرر حقوق کارگران بود؛ ادامه داد: در هیچ جای قانون این موضوع عینیت نداشته و کارفرما بایستی  بر طبق قانون روزانه و یا هفته‌ای و یا نهایتاً سرماه با کارگر تسویه کند. در حال حاضر شرکت‌هایی هستند که  حقوق کارگران را به مدت ۴ ماه به گروگان گرفته‌اند و یا در قراردادهایی که ما در دست داریم و به تازگی بسته شده است، بصورت غیرقانونی کارگر را ملزم کرده‌اند که پرداخت دستمزدش «منوط به دریافت پول صورت وضعیت از کارفرماست» که صد درصد خلاف قانون است. پیمانکاری که نمی‌تواند ۳ ماه حقوق کارگرش را در جیب داشته باشد به چه دلیل باید وارد این عرصه شود؟ ما اسنادی از پیمانکاران متخلف را به مسئولان وزارت کار ارائه دادیم.

او اضافه کرد: در ادامه به عدم رعایت ماده ۱۰ قانون کار و ندادن یک نسخه از قرارداد به کارگر که در موقع لزوم بتواند از این سند برای شکایت خود استفاده کند، انتقاد کردیم. همچنین به رعایت نشدن ماده ۹۱ قانون کار در مورد رعایت مقررات حفاظت و بهداشت آنهم در شرایط کرونایی که ۹ کارگر را در یک خوابگاه ۱۲ متری اسکان داده‌اند، اشاره شد. از دیگر موارد باید به اجرا نشدن ماده ۱۵۱ در مورد غذا و خوابگاه گفت که ما متاسفانه شاهد غذاهای بی‌کیفیت مانند تخم مرغ و سیب زمینی و خوابگاههای پر از حشرات و آلودگی هستیم. کارگران پروژه‌ای در شرکت‌های دست چندم غذایشان را باید یا روی زمین و یا روی پارچه برزنتی جوشکاری بخورند. همچنین ماده ۱۵۲ قانون کار که موضوع سرویس را مطرح می کند، سرویس‌هایی که باید مجهز به کولر باشند، رعایت نمی‌شود؛ کارگران با سرویس‌های اقساط و مشکل‌دار جابجا می‌شوند، برخی از کارگران به این سرویس‌های بی‌کیفیت به طعنه می‌گویند «ماشین‌های بازمانده از جنگ جهانی»!

به گفته این فعال کارگری، در نهایت مقرر شد از سوی این مسئولان نامه‌ای به ادارات کار بوشهر و خوزستان نوشته شده و موارد قانونی را که نمایندگان کارگران پروژه‌ای مطرح کرده‌اند را پیگیری و گزارش کنند. همچنین قرار شد با یکی از مسئولان عالی رتبه وزارت کار نشستی برای چاره یابی این مشکلات گذاشته شود. همچنین موضوع نظارت بازرسان کار مورد توجه قرار گیرد.

او ابراز امیدواری کرد: به این وعده‌ها عمل شود و مشکلات کارگران پروژه‌ای با دقت و پیگیری بسیار حل شده و در کوتاه‌ترین زمان ممکن به نتیجه برسد.

رضا گلپور آزاد شد نویسنده کتاب شنود اشباح پس از چند سال از زندان آزاد شد.

اولین اقدامی که باید انجام شود این است که قیمت دلار را واقعی کنیم. طبق فرمول‌هایی که مسئولان می‌گویند، قیمت دلار باید حدود ۱۰ تا ۱۱ تومان باشد. قیمت تمام شده‌ی تولیدات به این دلیل بالا رفته است که قیمت مواد اولیه بالا رفته، قیمت مواد اولیه هم به خاطر افزایش قیمت ارز بالا رفته است، پس برای اینکه قدرت خرید مردم برگردد باید نرخ ارز را کاهش دهیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، گرانی کالاهای اساسی بیداد می‌کند؛ مردم بسیاری از کالاهای اساسی را از سفره‌های خود حذف کرده‌اند. بخش اعظم شاغلان از جمله کارگران، بازنشستگان، استادکاران و صاحبان مشاغل خویش فرما، امروز نمی‌توانند کالاهای اساسی و بسیار ضروری مانند برنج، گوشت قرمز، گوشت سفید و لبنیات را به طور مرتب خریداری کنند و در چنین شرایطی است که به نظر می‌رسد، بحران معیشت به مرحله‌ای بسیار جدی وارد شده؛ در این بحران بسیار جدی، برخی به جای کنترل و مهار تورم یا افزایش قدرت خرید مردم (وعده‌هایی که هر دو گروه پیشتر به کرات داده بودند)، فقط یک راهکار تورم‌زا و مشکل آفرین در چنته دارند: حذفِ کاملِ ارز دولتی ۴۲۰۰ تومانی!

همدستی برای حذف ارز دولتی

آنطور که از خبرها برمی‌آید ارز ۴۲۰۰تومانی که به اعتقاد برخی نمایندگان مجلس، فعالان دست راستی اقتصاد و تولیدکنندگان و واسطه‌ها، منجر به تشدید تورم و همینطور توزیع رانت شده است! تا پایان سال حذف می‌شود. رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس می‌گوید: دولت با مجلس برای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی هم‌نظر است.

پیش از این اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی، وقتی که مجلس در جریان بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۰قصد حذف ارز ۴۲۰۰تومانی را داشت به رهبری نامه نوشت و مانع از تصویب این طرح در مجلس شد اما حالا گویا قرار است با نظر مساعد دولت، طرح حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی به اجرا در بیاید.

مهدی طغیانی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خبر داده است: براساس قانون بودجه، ارز ۴۲۰۰ تومانی تا آخر سال باید به شکل تدریجی حذف شود به‌طوری که در سال ۱۴۰۱ چیزی تحت عنوان ارز ۴۲۰۰ تومانی نداشته باشیم.

بر همین اساس، هفته گذشته یک کمیته سه‌جانبه از سوی دولت، مجلس و بانک مرکزی برای بررسی حذف ۴۲۰۰ تومانی و بازنگری در نظام توزیع یارانه‌ها تشکیل شد و قرار است هرچه سریع‌تر نظام توزیع یارانه و تخصیص ارز ترجیحی در این کمیته تعیین تکلیف شود.

حذف سریع ارز ۴۲۰۰ تومانی، سیاستی که از ابتدای سال ۹۷ و بعد از شوک درمانی‌های ارزی با هدف در دسترس قرار گرفتن کالاهای اساسی و ضروری مانند خوراکی ها، دارو و مواد اولیه تولید در دستور کار قرار گرفت، چه بسا تورم چند ده درصدی مجدد را به اقتصاد تحمیل کند؛ هم کالاهای اساسی و خوراکی‌ها مجدداً چند ده درصد گران می‌شوند، هم دارو افزایش قیمت خواهد داشت و هم هزینه‌های تولید (تولید واقعی نه واسطه‌ای و رانتی) افزایش می‌یابد و نکته عجیب این است که آن‌هایی که خود را تولیدکننده واقعی می‌دانند، برای حذف ارز دولتی سر و دست می‌شکنند و علاقمندند که دولت زودتر ارز ۴۲۰۰ تومانی را کلاً از میان بردارد!

نتیجه حذف ارز دولتی: گرانی بیشترِ «همه چیز»

اما نتیجه حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی از همین امروز مشخص است؛ کافیست به سرنوشت مغموم و پرچالشِ «کره» به عنوان یک ماده خوراکی اصلی نگاه کنیم؛ البته «برنج» نیز به همین سرنوشت دچار شده است: گرانی بسیار بعد از حذف ارز دولتی، لاکچری‌سازی یک کالای ساده و بعد هم حذف کامل از سبد خرید خانوارها!

براساس گزارش‌های سال ۱۳۹۹، قیمت هر قالب کره ۱۰۰ گرمی قبل از حذف ارز ترجیحی حدود ۴۰۰۰تومان بود که در شهریور ماه سال گذشته به ۸۰۰۰ تومان رسید. البته این ۸۰۰۰ تومان هم ثابت نماند و در پایان سال ۱۳۹۹ و ابتدای سال ۱۴۰۰ قیمت این محصول لبنی به کیلویی حدود ۱۰۰ هزارتومان هم رسید؛ به طوری که قیمت هرقالب کره ۵۰ گرمی ۵۰۰۰ تومان و هر قالب ۱۰۰ گرمی برای مصرف کننده حدود ۱۰ هزارتومان شد که این رقم تا ۱۲ هزارتومان هم در برخی برندها پیشروی کرد.

در حال حاضر نیز براساس مشاهدات میدانی قیمت هرقالب کره ۱۰۰ گرمی در خرده فروشی‌های سطح شهر تهران به حدود ۱۴ هزارتومان و هرقالب کره ۵۰ گرمی نیز به ۷۰۰۰ تومان هم رسیده است. یعنی هرکیلو کره تولید داخل حدود۱۴۰ هزارتومان! اما دلیل: از سال ۹۹ به بعد، ارز ترجیحی به واردات کره اختصاص نیافته است.

مشاهدات میدانی نشان می‌دهد، کیسه ده کیلویی برنج خارجی نیز به ۳۰۰ هزارتومان رسیده است، یعنی هر کیلو ۳۰ هزار تومان؛ این در حالیست که قیمت هر کیلو برنج داخلی در حدود ۵۰ هزار تومان است و در روز بیست و هشتم شهریور ماه همزمان با صعود عجیب قیمت برنج، شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران در اطلاعیه‌ای از توزیع ۱۰۰ هزار تن برنج وارداتی از انواع هندی، پاکستانی و تایلندی برای تنظیم بازار برنج خبر داد.

در چنین شرایطی، حذف کامل ارز دولتی به جای بازتخصیص عادلانه و صحیح به گونه‌ای که با رانت و فساد مقابله شود، به مصداقِ پاک کردن کامل صورت مساله است: چون «نتوانستیم» ارز دولتی را به خوبی توزیع کنیم پس آن را کامل از میان برداریم! اما آیا فکری برای گرانی دارو و مایحتاج اساسیِ زندگیِ مردم کرده‌اند؛ مردمی که بیش از ۵۰ درصد آن‌ها با حداقل دستمزد ۴ میلیون تومانی و درآمدی کمتر از نصف خط فقر زندگی می‌کنند؟!

نظر مخالفان: صورت مساله را پاک نکنید/ ارز دولتی را به جامعه‌ی هدف واقعی بدهید

بسیاری از اقتصاددانانِ حامی طبقه کارگر با حذف ارز دولتی مخالفند؛ برای نمونه احسان سلطانی در این رابطه می‌گوید: حذف ارز دولتی به بهانه اینکه رانت و مفسده ایجاد کرده، یک اشتباه بزرگ است چراکه موجب تورم بیشتر می‌شود؛ چرا تاوان ‌عدم کفایت در اداره کشور را بر دوش طبقات مزدبگیر و کم درآمد می‌اندازند؛ نه تنها نباید ارز دولتی حذف شود که باید قیمت ارز «واقعی سازی» شود؛ این تنها راه بهبود بحران معیشت مردم است.

او توضیح می‌دهد: اولین اقدامی که باید انجام شود این است که قیمت دلار را واقعی کنیم. طبق فرمول‌هایی که مسئولان می‌گویند، قیمت دلار باید حدود ۱۰ تا ۱۱ تومان باشد. قیمت تمام شده‌ی تولیدات به این دلیل بالا رفته است که قیمت مواد اولیه بالا رفته، قیمت مواد اولیه هم به خاطر افزایش قیمت ارز بالا رفته است، پس برای اینکه قدرت خرید مردم برگردد باید نرخ ارز را کاهش دهیم.

این در حالیست که هیچ تلاشی برای کاهش نرخ ارز در دستور کار نیست؛ و تصمیم بر حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی است و فقط گاهی برای خالی نبودن عریضه از دادنِ بُن یا یارانه کالا به کارگران و کم درآمدها سخن می‌گویند؛ سیاستی که بیش از ارز دولتی فساد و رانت به بار می‌آورد.

فرامرز توفیقی … در این رابطه می‌گوید: بن و یارانه بیشتر از ارز دولتی فسادزا است؛ یادمان نرفته بازارهای سیاه کوپن را در دهه‌های قبلی؛ حال که کوس رسوائی تزریق ارز دولتی در محلی غیر از جامعه هدف و سود بردن مافیای قدرت در هر محفلی همچون دارو، پروتئینی، طیور، دامداری، کشاورزی و… آن چنان نواخته شده که هر گوش کم شنوائی نیز آن را شنیده، می‌خواهند صورت مساله را کامل پاک کنند؛ در حالیکه پاک کردن مسئله بجای حل مسئله، یقینا فقط مطلوب عافیت‌نشینان است. دوباره عده‌ای سود کلان می‌برند و تورم و گرانی بیشتر سهم مردم خواهد شد!

به گفته وی، راهکار موثر، حذف ارز دولتی نیست بلکه تزریق ارز دولتی در محل مصرف، همگام با حمایت از تولید داخل است و عدم تعریف، تدوین و استقرار فرآیندهای قابل رصد و کنترل در جهت شفافیت حداکثری و به عبارت دیگر، تعریف غیر دقیق مساله، تدوین غیرکارآمد و استقرار غیراثربخش فرآیندهای منجر به ابهام حداکثری، در نهایت نتیجه‌ای غیر از اینها نخواهد داشت.

توفیقی ادامه می‌دهد: نظارت دقیق نکردند؛ خیلی‌ها ارز دولتی برای دارو گرفتند و سشوار و لوازم آرایش وارد کردند؛ حالا چون نظارت نکرده‌اند و به خواص و نزدیکان به بلوک‌های قدرت اجازه رانتجویی و سهم خواهی داده‌اند، می‌گویند این کار از اساس اشتباه بوده و باید از میان برداشته شود؛ ولی یکبار از خودشان نمی‌پرسند که تکلیف گرانی غذا و دارو چه می‌شود؛ چطور کارگران باید سبد غذایی خود را با ارز آزاد تهیه کنند یا چطور در این جریانِ مدامِ کالایی‌سازی درمان، پول دارو و درمان بدهند؟!

 نگرانی بیشترِ مزدبگیران

هجمه علیه ارز دولتی، در تمام سطوح فرادستان با شدت بسیار برقرار است؛ یک نمونه دیگر؛ بیست و چهارم شهریورماه، وزیر بهداشت گفت: اختصاص ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی به دارو زمینه فساد و رانت را ایجاد می‌کند. بهرام عین اللهی افزود: اختصاص ارز ترجیحی برای دارو فعلاً تا آخر امسال ادامه دارد، اما برنامه این است که ارز ۴۲۰۰ تومانی برای دارو حذف و مابه‌التفاوت آن به بیمه‌ها پرداخت شود.

این هجمه‌های مکرر، مزدبگیر را نگران می‌کند؛ کسانی که روزهای هدفمندسازی یارانه‌ها در دهه هشتاد و اظهارت احمدی نژاد برای آوردن پول نفت سر سفره‌ها یا دادن منابع حاصل از هدفمندسازی در قالب یارانه به مردم را به یاد دارند؛ آن روزها نیز همه چیز گران شد اما «مابه التفاوت این گرانی ها» به جامعه هدف تعلق نگرفت؛ امروز هم قرار است ارز ۴۲۰۰ تومانی حذف شود و گفته می‌شود که نگران نباشید، ما یارانه می‌دهیم! از فسادِ «ارز دولتی» می‌گویند اما نمی‌گویند رنج گرانی دارو را مردم چطور باید تحمل کنند؛ چگونه گرانیِ بیشترِ درمان قرار است بر شانه‌های نحیف مردم مزدبگیر و کم درآمد تحمیل شود؟!

حادثه وحشتناک برای 6 خبرنگار گلستانی / آنها سوختند

6 خبرنگار گلستانی در آتش سوزی درازنو دچار آسیب‌ شدند.

از نخستین روز وقوع آتش سوزی در منطقه درازنو شهرستان کردکوی که از یکم مهرماه آغاز شد، خبرنگاران نقش مهمی در انعکاس فوری اخبار داشتند.

به گزارش رکنا، خبرنگارانی که پا به پای نیروی‌های عملیاتی اطفای حریق در دل آتش سوزی وقایع این حادثه را ثبت کرده و در هماهنگی تامین امکانات هم موثر بودند و از هیچ کوششی دریغ نکردند.

خبرنگاران صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها حین تهیه گزارش دچار درگیری تنفسی شدند و توسط امدادگران هلال احمر نجات پیدا کردند.

این خبرنگاران شامل محمد قوانلو، اسماعیل البرزی، محمدعلی زاهد، محمد بنی عقیل، سید فرشاد حسینی و علی لیاقتی بودند که در دل آتش زدند تا اوج فاجعه را به گوش مسئولان برسانند.

همچنین در این عملیات، شمار زیادی از نیروهای حفاظتی منابع طبیعی، محیط زیست و غیره در این سه روز دچار مشکلات تنفسی شدند که امدادگران هلال احمر به آنها کمک کردند.

گفتنی است از روز پنج شنبه (اول مهر) ارتفاعات درازنو دچار حریق شده بود که شامگاه شنبه این آتش اطفا شد.

حمل کارگران در پشت وانت بار/پلیس وارد عمل شد

کارگرآنلاین|علی همه خانی از توقف یک دستگاه وانت به علت حمل ۷ کارگر در قسمت بار و در بزرگراه آزادگان خبر داد.

علی همه خانی معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور فاتب اظهار داشت: ظهر دیروز یک دستگاه وانت که در حال تردد با ۷ کارگر در قسمت بار در بزرگراه آزادگان بود متوقف و توسط عوامل منطقه ۲۶ پلیس راهور تهران بزرگ راهی پارکینگ شد.

همه خانی افزود: این کارگران بی توجه به خطراتی که ممکن است برای ایشان روی دهد به خیال خود بار‌ها را نیز نگه داشته بودند تا از افتادن آن‌ها جلوگیری نمایند غافل از اینکه تمامی آن‌ها در معرض خطر بوده و می‌بایست در قسمت جلویی خودرو نشسته و یا به دلیل کثرت نفرات با خودرویی دیگر و وسایل نقلیه عمومی به محل کار مراجعه نمایند.

  • وی گفت: قبل از توقف، راننده این وانت برای شوخی و خنداندن این کارگران گاهی اوقات اقدام به حرکات نمایشی و مخاطره آمیز در بزرگراه می‌نمود، غافل از اینکه تیم گشتی منطقه ۲۶ پلیس راهور پشت سر آنهاست و حرکات آن‌ها را کنترل می‌نماید.

وی افزود: راننده این وانت که نمی‌دانست تخلفات وی نیز از طریق دوربین‌های مرکز فرماندهی و کنترل هوشمند پلیس راهور تهران بزرگ کنترل می‌شود توسط تیم گشتی متوقف و از ادامه حرکت این وسیله نقلیه جلوگیری شد.

  • وی گفت: برخی رانندگان به منظور حمل بار اقدام به جابجایی افراد و کارگران نیز در قسمت حمل بار می‌نمایند که این اقدام خطرات بسیار زیادی در پی دارد و باعث بروز حوادث جبران ناپذیری می‌گردد که پلیس راهور فاتب براساس همین موضوع اقدام به برخورد با اینگونه رانندگان می‌نماید.
  • وی از رانندگان وسایل نقلیه باری خواست هیچ گاه از قسمت بار به عنوان حمل مسافر و کارگران استفاده ننمایند، زیرا خطرات بسیاری را در پی دارد و اگر این وانت با حرکات مخاطره آمیز به راه خود ادامه می‌داد معلوم نبود چه حادثه تلخی روی می‌داد که این وسیله متوقف و از ادامه حرکت آن جلوگیری شد. رانندگان به این نکته توجه داشته باشند اگر خدای ناکرده برای هر یک از این کارگران حادثه به وجود آید راننده می‌بایست پاسخگو باشد.

دعوای مرگبار نگهبان با سارق در ورامین

حدود یک سال قبل صدای شلیک شبانه در یک زمین کشاورزی حوالی ورامین ساکنان منطقه را به محل حادثه کشاند و آنها با جسد مرد جوانی روبه‌رو شدند. در ادامه موضوع به پلیس اعلام شد و نگهبان 60 ساله‌ای که به شلیک گلوله اعتراف کرده بود گفت: من سال‌هاست در زمین کشاورزی بزرگی که در آن یک دامداری و یک کارگاه بزرگ قرار دارد مشغول به کار هستم. نیمه شب دو مرد ناشناس که صورت‌هایشان را پوشانده بودند وارد زمین کشاورزی شدند و قصد سرقت از دامداری را داشتند که من سر و صدا کردم و به آنها ایست دادم اما به سمت من حمله‌ور شدند و من برای دفاع از خودم ناچار به شلیک شدم ولی قصد کشتن هیچ یک از آنها را نداشتم. صاحب این محل برای من یک اسلحه تهیه کرده و مجوز هم گرفته بود و من از سالی که در این محوطه مشغول نگهبانی شدم با خودم اسلحه حمل می‌کردم. در این منطقه به‌دلیل صنعتی بودن منطقه سارق زیاد است و امنیت کافی نیست، به همین دلیل هم با حمل سلاح من موافقت شد.

در بررسی‌های پلیسی مشخص شد مقتول 30 ساله چند سابقه سرقت در پرونده‌اش دارد.

با افشای این ماجرا و در حالی که اولیای دم درخواست قصاص داشتند متهم قبل از جلسه دادگاه توانست با کمک صاحب دامداری و پرداخت دیه مقتول رضایت اولیای دم را جلب کند و فقط از جنبه عمومی جرم در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کرد.

  • در ابتدای جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و گفت: با توجه به رضایت اولیای دم از جنبه عمومی جرم و طبق ماده ۶۱۲ برای داوود تقاضای مجازات دارم.
  • در ادامه متهم گفت: من سه فرزند دارم و در مدتی که زندان بودم همسر و فرزندانم سختی زیادی کشیدند. حالا هم که بعد از حادثه با وثیقه از زندان آزاد شده‌ام بیکار هستم و زندگی‌ام به هم ریخته است.  من دو سال خیلی سخت را گذراندم، در این سن و سال از دادگاه درخواست دارم با توجه به اینکه دو سال است نتوانستم کار کنم و هرچه پس‌انداز داشتیم هم تمام شده است دیگر مجازات حبس به من ندهند و آزادم کنند تا بتوانم دوباره به زندگی برگردم.

 قضات بعد از پایان دفاعیات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.

منبع: hadese24

خبرخوش برای فرهنگیان/ حقوق ۱۲ میلیونی معلمان بعد از رتبه بند

ذر لایحه رتبه بندی بارگذاری شده در سامانه مجلس همه معلمان با هر مدرکی، رتبه بندی می‌شوند.

رتبه بندی معلمان

رویداد۲۴ بررسی لایحه رتبه‌بندی معلمان نشان می‌دهد، حقوق هیچ معلمی با مدرک لیسانس و پایینتر نباید از ۸۰ درصد هیات علمی مربی آموزشیار وزارت علوم کمتر باشد.

حقوق هیچ معلم فوق لیسانس به بالا نباید از ۸۰ درصد هیات علمی مربی کمتر باشد.

    افزایش ناشی از ارتقا از معلم پایه به معلم ارشد ۲۵ درصد خواهد بود، بنابراین اگر کسی در رتبه‌بندی معلم پایه شد فقط همان ۸۰ درصد نصیب او می‌شود و هر زمان به ارشد ارتقا یافت ۲۵ درصد به حقوقش افزوده می‌شود.

    درصدهای افزایش ناشی از ارتقا از رتبه ۱ تا ۵ به ترتیب ۲۵ درصد، ۲۰ درصد، ۱۵ درصد و ۱۰ درصد خواهد بود، به عبارتی کسی که رتبه ۵ باشد مجموع این درصد‌ها یعنی ۷۰ درصد به حقوق پایه او افزوده می‌شود.

    درصد‌های افزایش ناشی از ارتقا رتبه

    معلم پایه به ارشد = ۲۵ درصد

    معلم ارشد به خبره= ۲۰ درصد

    معلم خبره به سرآمد=۱۵درصد

    معلم سرآمدبه استادمعلم=۱۰درصد سنوات لازم برای ارتقا به رتبه بالاتر مثل سابق است. بند معلم تمام وقت و ۶ ساعت تدریس اضافی راحذف کرده‌اند.

    مرد ساوه ای ناگهان خشک شد / ظهر امروز رخ داد

    به گزارش رکنا، مرد۳۴ ساله ساوه ای درهنگام نظافت در محل کار در یک شرکت صنعتی در ساوه، دچار برق گرفتگی شد و به کام مرگ فرو رفت.

    سرهنگ “محمود خلجی” معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این باره بیان داشت: در حدود ساعت ۱۴:۲۴ یک مهر ماه سال جاری گزارشی به مرکز فوریت های پلیس ۱۱۰ مبنی بر ب رق گرفتگی کارگر یکی از شرکتهای صنعتی شهرستان ساوه اعلام شد.

    وی خاطر نشان کرد:‌ با اعلام این خبر بلافاصله مأموران انتظامی پاسگاه طراز ناهید شهرستان ساوه در محل حادثه حاضر شده و در تحقیقات اولیه انجام شده دریافتند که مردی۳۴ ساله در حال نظافت در شرکت، دچار برق گرفتگی وپس از انتقال به مرکز درمانی بر اثر شدت جراحات وارده فوت شده است.

    این مقام انتظامی در پایان با تأکید بر تلاش کارشناسان برای یافتن علت اصلی این حادثه دلخراش افزود: پس از هماهنگی با دستگاه قضایی، جسد متوفی برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.