معوقات مزدی و بیمه ای ۷۰۰ کارگر شهرداری ایرانشهر

خبرگزاری هرانا – ۷۰۰ نفر از کارگران شهرداری ایرانشهر  ۵ ماه مطالبات مزدی و حق بیمه‌ پرداخت نشده دارند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، در حدود ۷۰۰ نفر از کارگران مجموعه شهرداری ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان از پرداخت نشدن پنج ماه حقوق و مطالبات خود گلایه دارند.

تعدادی از کارگران شهرداری ایرانشهر واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان، گفتند: عدم پرداخت منظم دستمزد در مجموعه شهرداری ایرانشهر مشکلات خانوادگی و معیشتی زیادی برای کارگران به وجود آورده است.

این کارگران می‌گویند: اغلب کارگران به علت‌ عدم پرداخت منظم دستمزدها با مشکل روبه‌رو هستند. طی این مدت از همه آشنایان قرض کرده‌ایم. به علت مشکلات مالی شهرداری و پرداخت نشدن پنج ماه از دستمزدهایمان نسبت به هزینه‌های واقعی زندگی، هر روز سفره‌هایمان به نسبت روز قبل کوچکتر می‌شود و در عین حال در خانواده ما تفریح به کلی فراموش شده است.

این کارگران که برای دریافت معوقات مزدی خود بارها به نهادهای مسئول مراجعه کرده‌اند، هنوز پاسخی دریافت نکرده‌اند.

به گفته این کارگران؛ برخی از همکاران آن‌ها در پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های روزمره زندگی مشکل دارند و برای گذران امور مجبور به قرض شده‌اند.

این کارگران همچنین نگران پرداخت حق بیمه‌های خود هستند و می‌گویند همسان با حقوق، حق بیمه‌های ما به حساب تامین اجتماعی واریز نشده است.

مجموعه شهرداری، کمبود نقدینگی و نداشتن اعتبار ریالی کافی را دلیل تاخیر در پرداخت حقوق کارگران می‌داند.

این کارگران که در حال حاضر ۵ ماه مزد معوقه طلبکارند، در ادامه می‌گویند: هر یک از کارگران از بدو استخدام عیدی و سنوات خود را دریافت نکرده‌اند. در عین حال شهرداری از پرداخت کامل حق اضافه‌کاری‌ها و تعطیل‌کاری‌ها خوداری می‌کند.

کارگران شهرداری ایرانشهر با اشاره به اینکه آن‌ها به دلیل ترس از اخراج توان اعتراض ندارند، گفتند: ما کارگران هیچ حامی نداریم و اعتراضات ما به جایی نمی‌رسد. آخرین باری که اعتراض کردیم هیج مسئولی به اعتراض ما اهمیت نداد. در عین حال از مسئولان در شهرستان گله‌مندیم که سکوت اختیار کرده و در پیگیری مطالباتمان هیچ واکنشی جدی از خود نشان نمی‌دهند.

عزیز قاسم زاده، فعال صنفی فرهنگیان گیلان بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه ۴ مهر، عزیز قاسم زاده فعال صنفی فرهنگیان گیلان، توسط نیروهای امنیتی در منزل پدری خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ماموران در حین بازداشت اقدام به بازرسی منزل کرده و شماری از لوازم شخصی وی را ضبط و با خود برده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، امروز یکشنبه ۴ مهرماه ۱۴۰۰، عزیز قاسم زاده سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان گیلان، در منزل پدری خود بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، بازداشت آقای قاسم زاده همراه با بازرسی منزل پدری وی صورت گرفته و ماموران شماری از وسایل شخصی او را ضبط کرده و با خود برده اند.

تا لحظه تنطیم این گزارش، از محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دست نیست.

گفتنی است روز شنبه ۳ مهرماه، به دنبال فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته دستکم در ۳۶ شهر، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

ایلام؛ اقدام به خودکشی دو کارگر در پی عدم دریافت مطالبات مزدی

خبرگزاری هرانا – دو کارگر ساختمانی در ایلام، در پی عدم دریافت مطالبات مزدی خود، قصد خودکشی و پریدن از بلندی ساختمان را داشتند که با وعده مساعدت در پرداخت حقوقشان، از اقدام خود صرف نظر کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، دو کارگر در ایلام، قصد داشتند که به زندگی خود پایان دهند.

 اقدام به خودکشی این دو کارگر، در پی عدم پرداخت حقوق و حق‌الزحمه آنها صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش، این کارگران که قصد داشتند با پریدن از بلندی ساختمانی که در آن مشغول بکار بودند دست به خودکشی بزنند، با دخالت معاون دادستان ایلام و روان‌شناس اورژانس اجتماعی و همچنین وعده مساعدت در پرداخت معوقات‌شان، از این اقدام صرف نظر کردند.

در این گزارش به هویت و وضعیت کنونی این کارگران اشاره‌ای نشده است.

دستکم ۳۷ تجمع اعتراضی برگزار شد/ اعتصاب کارگران شرکت IGC در عسلویه

خبرگزاری هرانا – امروز شنبه ۳ مهر، گروهی از کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما، در مقابل ساختمان وزارت راه و شهرسازی واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند. همچنین کارگران شرکت IGC در عسلویه، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب زدند. همزمان، در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، شماری از معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته، دستکم در ۳۶ شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، شماری از معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته دستکم در ۳۶ شهر از جمله سقز، اندیمشک، لامرد، شیراز، کرمانشاه، بجنورد، اصفهان، ساری، ایلام، آبادان، مریوان، اشکنان، ماهشهر، یاسوج، کوهدشت، یزد، کازرون، سنندج، بندرعباس، ایذه، بهبهان، اهواز، تربت حیدریه، نورآباد، دلفان، الیگودرز، مشهد، اردبیل، گچساران، شهربابک، خرم آباد، دورود، زنجان، رشت و قزوین، در مقابل ساختمان اداره آموزش و پرورش شهرهای خود و معلمان ساکن در استانهای تهران و البرز در مقابل ساختمان سازمان برنامه و بودجه واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

اجرای طرح رتبه‌بندی به میزان ۸۰ درصد هیأت علمی، یکی از مهمترین مطالبات معلمان معترض است.

بر اساس گزارش‌ها و ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی، تجمع معلمان در شهرهای مشهد و قزوین با حضور نیروهای انتظامی همراه بوده است.

هرانا همزمان در گزارشی مجزا، به شرح جزئیات و ارائه تصاویری از تجمعات سراسری معلمان و فرهنگیان طی روز جاری، پرداخته است.

کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما

به گزارش ایلنا، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، گروهی از کارکنان شاغل و بازنشسته شرکت هواپیمایی هما، در اعتراض به سطح دریافتی‌های خود، در مقابل ساختمان وزارت راه و شهرسازی واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

کارکنان و بازنشستگان هما، در ادامه گفتند: “ما خواهان دستمزد عادلانه هستیم. به گفته رئیس‌جمهور، نپرداختن حقوق مناسب به معنای تضییع حق‌الناس است. حقوق ما نه تنها ناچیز است بلکه با تاخیر هم پرداخت می‌شود”.

اعتصاب کارگران شرکت IGC عسلویه

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، کارگران شرکت IGC شاغل در پروژه‌های فاز ۱۴ عسلویه، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان، مجددا دست به اعتصاب زده و محل کار خود را ترک کردند.

عقد قراردادهای کاری جدید، افزایش دستمزد و امکان بهرمندی از ۱۰ روز مرخصی در ازای بیست روز کار و فعالیت، از جمله خواسته های این کارگران است.

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک کارگر در ساوه

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۱ مهرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر در شهرستان ساوه واقع در استان مرکزی حین انجام کار بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، روز پنجشنبه ۱ مهرماه ۱۴۰۰، یک کارگر در ساوه در حین کار جان باخت.

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این باره بیان داشت: در حدود ساعت ۱۴:۲۴ یک مهر ماه سال جاری گزارشی به مرکز فوریت های پلیس ۱۱۰ مبنی بر برق گرفتگی کارگر یکی از شرکتهای صنعتی شهرستان ساوه اعلام شد.

وی خاطر نشان کرد:‌ با اعلام این خبر بلافاصله مأموران انتظامی پاسگاه طراز ناهید شهرستان ساوه در محل حادثه حاضر شده و در تحقیقات اولیه انجام شده دریافتند که مردی ۳۴ ساله در حال نظافت در شرکت، دچار برق گرفتگی و پس از انتقال به مرکز درمانی بر اثر شدت جراحات وارده فوت شده است.

این مقام انتظامی در پایان با تأکید بر تلاش کارشناسان برای یافتن علت اصلی این حادثه دلخراش افزود: پس از هماهنگی با دستگاه قضایی، جسد متوفی برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.

گزارشی از اعتراض و تجمع سراسری معلمان شاغل و بازنشسته/ تصاویر

خبرگزاری هرانا – امروز شنبه ۳ مهرماه، به دنبال فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته در شهرهای مختلف کشور از جمله سقز، اندیمشک، لامرد، شیراز، کرمانشاه، بجنورد، اصفهان، ساری، ایلام، آبادان، مریوان، اشکنان، ماهشهر، یاسوج، کوهدشت، یزد، کازرون، سنندج، بندرعباس، ایذه، بهبهان، اهواز، تربت حیدریه، نورآباد، دلفان، الیگودرز، مشهد، اردبیل، گچساران، شهربابک، خرم‌آباد، دورود، زنجان، رشت و قزوین، در مقابل ساختمان اداره آموزش و پرورش شهرهای خود و معلمان ساکن در استانهای تهران و البرز در مقابل ساختمان سازمان برنامه و بودجه واقع در تهران، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان دست به تجمعات اعتراضی زدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۳ مهرماه ۱۴۰۰، اعتراض سراسری معلمان شاغل و بازنشسته سراسر کشور در بسیاری از شهرهای ایران شکل گرفت.

این معلمان در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرهای مختلف کشور از جمله سقز، اندیمشک، لامرد، شیراز، کرمانشاه، بجنورد، اصفهان، ساری، ایلام، آبادان، مریوان، اشکنان، ماهشهر، یاسوج، کوهدشت، یزد، کازرون، سنندج، بندرعباس، ایذه، بهبهان، اهواز، تربت حیدریه، نورآباد، دلفان، الیگودرز، مشهد، اردبیل، گچساران، شهربابک، خرم‌آباد، دورود، زنجان، رشت و قزوین، در مقابل ساختمان اداره آموزش و پرورش شهرهای خود و معلمان ساکن در استانهای تهران و البرز در مقابل ساختمان سازمان برنامه و بودجه واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

معلمان و فرهنگیان معترض در این تجمعات شعارهایی از قبیل “رتبه بندی اجرا نشه، کلاس‌ها تعطیل میشه”، “گوشی و تبلت ما حریم شخصی ماست”، “تا حق خود نگیریم از پا نمینشینیم”، “معلم زندانی آزاد باید گردد”، “نه تدریس، نه خواهش، رتبه بدون کاهش”، “معلم داد بزن حقتو فریاد بزن”، “صداوسیما کجاست صدای ما بی صداست” را سر دادند.

بر اساس گزارش ها و ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی، تجمع معلمان در شهرهای مشهد و قزوین با حضور نیروهای انتظامی همراه بوده است.

یکی از معلمان حاضر در تجمع قزوین در اعتراض به حضور گسترده نیروهای انتظامی گفت: امروز نیروی انتظامی قبل از حضور معلمان در محل تجمع حضور داشتند. مگر ما آشوبگر هستیم که دو ماشین با ۲۰ مامور وظیفه را به محل تجمع اعزام می‌کنند!؟ در روز اول مهر نیروهای انتظامی با باتوم به استقبال ما آمدند و این بزرگترین توهین به شان و مقام معلم است”.

در روزهای اخیر شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیه ای از معلمان سراسر کشور خواست که امروز شنبه ۳ مهرماه، برای دادخواهی حقوق از دست رفته‌ خود دست به تجمع بزنند.

این شورا مهمترین مطالبات فرهنگیان را اجرای نظام رتبه بندی بر اساس ۸۰ درصد حقوق هیئت علمی دانشگاه‌ها، همسان‌سازی حقوق بازنشستگان، اجرای کامل و بدون تبعیض فوق‌العاده ‌ویژه برای تمام فرهنگیان، پرداخت حقوق بازنشستگی، توجه ویژه به درخواست‌های کارنامه سبز ها و ایجاد امنیت شغلی نیروهای خرید خدماتی، ایجاد بستری امن برای بازگشایی مدارس در این اوضاع کرونا، توقف پولی و خصوصی‌سازی آموزش، توقف پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی، آزادی معلمان زندانی و بازگشت به کار معلمان اخراجی، توجه ویژه و ایجاد بستر های لازم برای اجرای اصول ۲۷،۲۶،۱۵ و ۳۰ قانون اساسی، پرهیز از سیاست زدگی در آموزش و پرورش و امنیتی کردن آن، عنوان کرده است.

نمایشگر ویدیو

00:00
04:38

رتبه‌بندی معلمان در گروگان سیاست/ عزیز قاسم‌زاده

ماهنامه خط صلح – داستان حکایت رتبه‌بندی معلمان را وقتی به جد و دقیق  مرور می‌کنیم، نمونه‌ی مناسبی است از نوع و تلقی حکمرانی در ایران و میزان احترامی که تصمیم سازان نه فقط برای مخاطب وعده‌های خود که برای خود، قائل می‌شوند. کسانی که در جلوی دوربین‌ها می‌آیند و از مصوبات مختلف و وعدهای رنگین و شیرین می‌گویند و از پشت دوربین‌ها، در اندیشه‌ی آب در شیر کردن همه‌ی آن مصوبات هستند که یا به هر نحو ممکن اجرا نشود و یا به بدترین شکل ممکن که منافع معلمان را محدود نماید، اجرایی شود.

داستان رتبه‌بندی نخست در دهه‌ی هفتاد و در دوره‌ی اصلاحات خاتمی، از طریق مدرسه محوری و مدیر محوری مطرح گشت که خیلی زود منتفی شد. اما علت اصلی طرح رتبه‌بندی ثانوی را باید به «قانون مدیریت خدمات کشوری» یا تغییر نظام پرداخت حقوق کارمندان مربوط دانست که پس از تصویب در سال ۸۶ در مجلس شورای اسلامی هرگز در مورد معلمان تاکنون به اجرا در نیامده و اعتراضات پی در پی معلمان را در بر داشته است. به دنبال این اعتراضات هیات دولت در تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۹۲ مصوبه‌ای را مبنی بر افزایش فوق‌العاده‌ی شغل‌ها ارائه داد که به موجب آن امتیاز کاردانی ۷۰۰، کارشناسی ۱۵۰۰ و بالاتر از آن ۲۰۰۰ بود. مصوبه‌ای که تا نزدیک به دو سال پس از تصویب هرگز اجرا نشد و احکامی که صادر می‌شد با عددهای دیگری بود. مثلاً برای کارشناسی ۸۰۰ منظور می‌شد که اصلاً طبق این مصوبه وجود نداشت. به دنبال اعتراضات پی در پی معلمان و اعتراض به اجحاف و تبعیض در احکام معلمان، دولت حسن روحانی در تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۹۴ مصوبه‌ای را درباره‌ی رتبه‌بندی ارائه کرد که در آن معلمان را به ارشد و خبره و عالی تقسیم کرد و بر همین اساس ۱۵ درصد افزایش  فوق‌العاده‌ی شغل را به ارشد، ۳۵ درصد افزایش را به خبره و ۵۰ درصد را هم به عالی اختصاص داد. اما نکته‌ی قابل تامل در این‌جا این است که هیچ معیار و ارزیابی علمی و منطقی برای این تقسیم بندی وجود نداشت و این تقسیم بندی اساساً بر پایه‌ی آیتم‌هایی چون برگزاری کلاس‌های ضمن خدمت و حضور معلمان در آن تعریف می‌شد که خروجی این کلاس‌ها کم‌ترین تاثیری در افزایش دانش و کارآمدی معلم نداشته و ای بسا با زد و بندهایی، بسیاری بدون حضور در کلاس‌ها و یا استفاده‌ی بیش‌تر از ظرفیت‌های تعیین شده، خود را تا مرز عالی ارتقا داده‌اند. البته این آیتم‌ها تنها کلاس‌های ضمن خدمت نیست. تشویق و تقدیر هم یکی از معیارهای تعیین کننده در این تقسیم‌بندی سه گانه هست که اساساً برخی از تشویقی‌ها کاملاً به افراد خاص و اساساً از ساز و کار خاص معین می شود.

فارغ از این نقدی که در تعیین این سه گانه وجود دارد، در اجرای این طرح هم به گونه‌ای عمل شد که میان معلمان اختلاف ایجاد شود تا ذهن‌ها به سمت تصمیم سازان نرود؛ یعنی به جای علت‌یابی تبعیض و تفاوت‌های حاکم، معلول‌ها به نزاع با هم مشغول باشند. فی‌المثل اگر شرایط امتیازی یک معلم خبره در دبیرستان و ابتدایی طبق شرایط اعلام شده، یکی می‌بود، اما عملاً در اجرای آن تفاوت وجود داشت که معلمان مقاطع همدیگر را به چالش می‌گرفتند، به جای این‌که هر دو  منشاء چالش را نشانه روند. ضمن این‌که در تاریخ اول مهر ماه ۹۴، آیتمی به نام «حق شغل حرفه‌ای» بدون این‌که در مصوبات باشد در فیش‌ها آمد که هدفش محدود کردن بیش‌تر طرح اجرای رتبه‌بندی ناقص بود. در تاریخ ۳۰ بهمن ماه ۹۸، نوبخت رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، به تمام ادارات بخش نامه زد که تا ۵۰ درصد افزایش حقوق داشته باشند اما آموزش و پرورش آن را به اجرای دوباره‌ی رتبه‌بندی و در مرحله‌ی بعدی ترمیم رتبه‌بندی تغییر داد. در سال ۹۵ هم نوبخت نامه‌ای زده بود که برقراری فوق‌العاده شغل ویژه‌ی معلمان باید طبق مصوبه‌ها اجرا شود. مسئله‌ی مهم این است که افزایش فوق‌العاده ویژه‌ها مختص معلمان نیست و مصوبه‌ای است شامل همه‌ی کارمندان اما برای معلمان یک بار بر آن نام رتبه‌بندی نهاده شد و یک بار ترمیم رتبه‌بندی و یک بار معلم تمام وقت و همه‌ی این رفتارها یعنی بازی با معلم و شعور معلم و پیش بردن خط سیاست در نظام آموزش ایران و نوعی دغلکاری و فریبکاری مدام دولتمردان ایران علیه معلمان جامعه بدون رعایت کردن حداقل پرنسیب‌های اخلاقی.

شگفت‌تر این‌که در ۲۵ اسفند ماه ۹۹ با همه‌ی کش و قوس‌های عجیب و غریب رتبه‌بندی، این موضوع به مجلس کشیده شد و پس از تصویب کلیات آن کمیته آموزش مجلس تغییرات زیادی در آن داد که به شکل بسیار حداقلی اجرا شود. از جمله این‌که در ماده‌ی ۷ -که اعمال ۸۰ درصد هم‌ترازی معلمان و اعضای هیات علمی است-، با اقدام هیات رئیسه مجلس و با این استدلال که قادر به تامین بودجه‌ی ماده‌ی ۷ نیست، مانع از بارگذاری در کارتابل نمایندگان شد. در گفتگویی که رئیس کمسیون آموزش و تحقیقات مجلس با شبکه‌ی خبر صدا و سیما داشت او میزان اجرایی شدن طرح رتبه بندی را ۱۶۰ هزار میلیارد برآورد کرد و این حالی است که در بودجه ۱۴۰۰، جمعاً ۲۰ هزار میلیارد برای رتبه‌بندی در نظر گرفته شده است.

داستان رتبه‌بندی داستان بروکراسی پیچیده و پر از حیل ارگان‌های تصمیم سازی است که نه بر اساس پاسخگو بودن و در نظر گرفتن دردمندی جامعه‌ی معلمان و تورم افسار گسیخته، به قصد حمایت از آن‌ها انجام شود بلکه رتبه‌بندی روندی است که متناسب با شدت گرفتن اعتراضات معلمان و به قصد مهار یا مدیریت آن‌ها انجام می‌شود. مسئله این است که از نظر تصمیم سازان آموزش و پرورش یک نهاد مولد نیست بلکه مصرف کننده است و به همین دلیل نباید بودجه‌خوار باشد. تا این نگاه حاکم است، انتظار این‌که در آموزش و پرورش تحول و سوگیری به سود معلمان باشد، امیدی کاذب است؛ گرچه اعتراضات هرگاه به شکل گسترده‌تر انجام شود، توازن قوا می‌تواند در نهایت بر هم زننده‌ی همه‌ی حیل‌ها علیه منافع معلمان باشد.

مرگ دلخراش کارگر جوان در جاجرم

 سرهنگ رضا قندی فرمانده انتظامی شهرستان جاجرم گفت: در پی اعلام مرکز فوریتی پلیس ۱۱۰ مبنی بر وقوع حادثه در یکی از معادن بوکسیت کارخانه آلومینا عوامل انتظامی در محل حاضر شدند.

به گزارش رکنا، او افزود: با حضور ماموران در محل مشخص شد فردی ۲۴ ساله حین انجام کار و سرویس وسایل نقلیه در معدن بوکسیت دچار حادثه شده و بین بیل میکانیکی وکامیون گیرکرده که بلافاصله توسط عوامل امدادی به بیمارستان منتقل شده است.

سرهنگ قندی با اشاره به رعایت نکات ایمنی در سرویس کار وسائط نقله به خصوص در کارگا‌ها گفت : جوان ناکام به دلیل شدت جراحات وارده در بیمارستان جان خود را از دست داد که علت وقوع حادثه در حال بررسی می‌باشد.

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک کارگر در نایین

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۱ مهرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر در شهرستان نایین واقع در استان اصفهان حین انجام کار بر اثر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۴۰۰، یک کارگر در شهرستان نایین واقع در استان اصفهان، بر اثر سقوط از ارتفاع جان باخت.

فرمانده انتظامی شهرستان نایین در این‌ خصوص گفت: به دنبال تماس کارکنان کارخانه سیمان مبنی بر سقوط یکی از کارگران در هنگام کار، عوامل نیروی انتظامی برای بررسی موضوع راهی محل کارخانه شدند.

هادی کیان‌مهر افزود: با حضور در محل مشخص شد که این کارگر ۲۹ ساله از ارتفاع تأسیسات کارخانه به پایین سقوط کرده و جان باخته است.

فرمانده انتظامی شهرستان نایین تصریح کرد: جسد کارگر مذکور توسط آمبولانس کارخانه و پس از بررسی و تائید فوت برای بررسی‌های بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد و علت حادثه در دست بررسی است.

معوقات مزدی کارگران شهرداری نیکشهر

خبرگزاری هرانا – کارگران شهرداری نیکشهر از عدم پرداخت ۶ ماه مطالبات مزدی خود خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، کارگران شهرداری نیکشهر ۶ ماه حقوق معوقه دارند.

بر اساس این گزارش، این کارگران ۶ ماه است که هیچ حقوقی دریافت نکردند و مسئولان شهرداری نسبت به پرداخت مطالبات آنها بی تفاوت هستند.

یکی از کارگران شهرداری نیکشهر گفت: با وجود اینکه ما کارگران شهرداری در شرایط حاد کرونایی با به خطر انداختن جان خود در محل کار حاضر شدیم، اما مسئولین این نهاد از دادن حق و حقوق و مزایای ما خودداری می کنند.

کارگران شهرداری نیکشهر در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالبات خود، دیروز پنجشنبه ۱ مهرماه ۱۴۰۰، دست به اعتصاب زده و در محوطه شهرداری تجمع کرده بودند.

اسکندر لطفی سخنگوی شورای هماهنگی در گفتگو با علی کلائی: راهی جز کنش میدانی برای معلمان باقی نمانده

ماهنامه خط صلح – معلمان ایران سال‌هاست برای ستاندن حقوقشان در حال فعالیت صنفی‌اند و هزینه داده‌اند؛ از حبس‌ها گرفته تا محرومیت از کار و هزینه‌های دیگری که این فعالان صنفی را هدف گرفته؛ جامعه‌ای که انسان‌پروری می‌کنند؛ اما سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در گفت‌وگو با «خط صلح» می‌گوید دید مصرفی نسبت به معلمان وجود دارد.

به نظر این فعال صنفی دریافتی یک کارمند مهم‌ترین مسئله‌ای است که زندگی او به آن بستگی دارد، اما نوبت که به معلمان می‌رسد، تبعیض آشکار اتفاق می‌افتد. اسکندر لطفی، فعال صنفی معلمان و سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در گفت‌وگو با «خط صلح» با ذکر مثالی این تبعیض را شرح می‌دهد: «فرض کنید معلمی هزاروپانصد امتیاز داشته باشد که باید در ۳۰۴۰ ضرب شود. عدد به‌دست‌‌آمده پایه­ی حقوقی آن معلم خواهد بود، اما به ‌عنوان ‌مثال اگر دستگاه قضایی را خارج از این قاعده در نظر بگیریم، در صورتی که امتیاز یک کارمند دستگاه قضایی هزاروپانصد باشد، ضریب او چهارده برابر بیش از کارمند قبلی می‌شود که ضریبش ۳۰۴۰ است؛ یعنی ارزش هر امتیاز یک کارمند دستگاه قضایی، چهارده برابر بیش از آن کارمند دیگر [در این‌جا یک معلم] است».

بحث در خصوص رتبه‌بندی، وضعیت معیشتی و حقوق جامعه‌ی فرهنگیان ایران بحث درازدامنی است. ماهنامه‌ی «خط صلح» در این شماره تلاش کرده تا در گفت‌وگو با سخنگوی شورای هماهنگی، از زوایای مختلف به این حوزه بپردازد و پای سخن این انسان‌سازان جامعه‌ی ایران بنشیند؛ جامعه‌ای که پس از سال‌ها کنش مدنی در حال رسیدن به این نتیجه است که راهی جز کنش‌های میدانی برایش باقی نمانده.

مشروح گفت‌وگوی ماهنامه‌ی «خط صلح» با اسکندر لطفی، فعال صنفی معلمان و سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان را در زیر می‌خوانید:

از مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه‌ و بودجه نقل شده که «می‌توان از کارمندان نیز انتظار تحمل کاهش حقوقشان را داشت». به نظر شما به ‌واقع شرایط معیشتی معلمان در حال حاضر به نحوی‌ست که تحمل کاهش حقوقشان را داشته باشند؟

کشور ما در طول چهل سال اخیر، به جز سال ۱۳۷۴ که تورم چهل‌ونه‌درصدی را تجربه کرد، شاهد تورم‌های چهل، چهل‌ودو و چهل‌وسه‌درصدی بوده. این حجم تورم طی پنجاه سال گذشته برای ایران بی‌سابقه بوده. در این شرایط گفته‌اند منابع مالی‌ای که برای افزایش حقوق کارمندان اختصاص داده شده، از فروش اموال بوده، ولی بنا بر گفته‌ی همتی، رئیس پیشین بانک مرکزی، برای تامین حقوق کارمندان از تن‌خواه بانک مرکزی استفاده شده. به عبارتی منظورشان این بوده که اسکناس چاپ کرده‌اند. همین چاپ اسکناس نقدینگی کشور را در دو دوره‌­ی دولت تدبیر و امید، هشت برابر افزایش داد. قدرت خرید کل کارمندان به ‌صورت عام کاهش پیدا کرده و به فکر تامین نیازهای روزمره‌‌‌شانند. مسئله‌ی خرید مسکن و خرید خودرو اولویت کارمندان جوان نیست. آن‌ها نیازهای اولیه‌ی زندگی را هم به ‌سختی تامین می‌کنند. با این شرایط آقای میرکاظمی بر چه اساسی چنین تفکری دارد و انتظار دارد کارمندان و به‌ خصوص معلمان بتوانند کاهش حقوق را تحمل کنند؟ جامعه­‌ی معلمان در حال حاضر به ‌صورت یک­پارچه اعتراضات صنفی‌ را در کل کشور، در شیراز، اصفهان، تهران و قزوین شروع کرده­ و به وضعیت معیشتی‌شان اعتراض می‌کنند. آیا با این شرایط کارمند می‌تواند کاهش حقوق را تحمل کند؟ قطعاً نه! نه‌تنها این کاهش حقوق را تحمل نمی‌کنند، بلکه من فکر می‌کنم دامنه­‌ی اعتراضات بعد از این خیلی گسترده‌تر نیز خواهد شد.

مسعود میرکاظمی علاوه بر این‌که از کارمندان انتظار تحمل کاهش حقوق را دارد، از معلمان نیز که بخشی از کارمندانند، چنین انتظاری دارد. نظر شما چیست؟

معلمان در این چند سال گذشته در مبحث مدیریت خدمات کشوری مورد ظلم مضاعف واقع ‌شده‌اند. این لایحه‌ی قانون مدیریت خدمات کشوری ابتدا روزنه‌های امیدی برای معلمان باز کرد که می‌توانند مثل سایر کارمندان از حقوق و مزایای مناسبی برخوردار شوند، اما متاسفانه این لایحه خیلی زودتر از آن‌چه انتظار داشتیم، دچار انحرافاتی شد؛ به ‌عنوان‌ مثال اصل دهم ماده‌ی شصت‌وچهار قانون مدیریت خدمات کشوری ضریبی برای کل کارکنان در کل ادارات مشخص کرده‌. عوامل شغلی و سایر موارد مربوط به آن را در ضریبی مشخص می‌کنند که این همان ضریب ریالی‌ای می شود که حقوق کارمندان بر اساس آن افزایش پیدا می‌کند. برای مستمری‌بگیران و بازنشستگان نیز به همین شیوه برقرار است. اصل بر این بود که حقوق به ‌صورت همسان‌سازی باشد؛ یعنی حقوق کارمندان بر اساس فاکتورهایی مانند سنوات، مدرک تحصیلی و دوره‌هایی که طی کرده‌اند، ارزش‌یابی می‌شود و در ادامه نتیجه‌­ی ارزش‌یابی در یک ضریب ریالی ضرب می‌شود؛ برای نمونه فرض کنید معلمی هزاروپانصد امتیاز داشته باشد که باید در ۳۰۴۰ ضرب شود. عدد به‌‌دست‌‌آمده پایه‌ی حقوقی آن معلم است؛ اما به ‌عنوان ‌مثال اگر دستگاه قضایی را خارج از این قاعده در نظر بگیریم، اگر امتیاز یک کارمند دستگاه قضایی هزاروپانصد باشد، ضریب او چهارده برابر بیش از کارمند قبلی می‌شود که ضریبش ۳۰۴۰ است؛ یعنی ارزش هر امتیاز یک کارمند دستگاه قضایی چهارده برابر بیش از آن کارمند دیگر (در اینجا یک معلم) است. این تفاوت آشکاری را بین حقوق معلمان و کارمندان سایر نهادها ایجاد کرده. جدا از این، دستگاه‌هایی که تمکن مالی دارند، یعنی به دلیل ارائه‌ی خدماتشان به مردم مستقیماً از آن‌ها پول می‌گیرند، (مانند وزارت نیرو، وزارت نفت یا دستگاه قضایی) خدماتی مانند زمین و امتیازات دیگری را جدا از حقوق به کارمندانشان ارائه می‌دهند؛ امتیازاتی که معلمان از آن‌ها برخوردار نیستند. متاسفانه دید مصرفی نسبت معلمان وجود دارد و نگاه اشتباهی وجود دارد که معلمان را تولیدکننده نمی‌داند؛ در حالی ‌که اصلی‌ترین تولیدکننده‌ی کشور آموزش ‌و پرورش است که در حال تولید نیروی انسانی است و سایر دستگاه‌ها از آن استفاده می‌کنند. این نگاه مصرفی باعث شده تمام کسورات در آموزش ‌و پرورش جلوه کنند. حدود یک‌میلیون نفر شاغل در آموزش ‌و پرورشند. هفتصد‌وپنجاه‌هزار نفر از آن‌ها کادر آموزشی‌اند. بودجه‌ای که برای آموزش ‌و پرورش تخصیص داده ‌شده، بیش‌تر شامل حقوق معلمان می‌شود و یک‌درصد آن برای سایر موارد مانند مدرسه‌سازی و توسعه‌ی آموزش باقی می­ماند. این بخش حداقل تخصیص بودجه را دارد؛ در حالی ‌که نهادهای دیگر این مشکل را ندارند. نکته‌ی دیگر این‌که دریافتی و حقوق یک کارمند مهم‌ترین مسئله‌ای است که زندگی کارمند به آن بستگی دارد. جامعه­ی معلمان کمترین دریافتی را نسبت به سایر کارمندان خدمات کشوری دارند.

به نظر می‌رسد با توجه به اظهارات اخیر مسئولان، اساساً امکان اجرای طرح رتبه‌بندی در دولت جدید فراهم نیست. نظر شما در این خصوص چیست؟

رئیس برنامه و بودجه و کمیسیون آموزش مجلس در جایی اعلام کرده رقمی حدود دویست‌هزارمیلیارد تومان بودجه برای رتبه‌بندی در نظر گرفته شده. واقعیت چیزی نیست که آن‌ها بیان می‌­کنند. هفتصد‌وپنجاه‌هزار معلم مشمول رتبه‌بندی می‌شوند. اگر دقیق‌تر ذکر کنم، مبلغ حکم کارگزینی معلمان کم‌سابقه تا معلمان سی‌سال‌خدمت با مدرک دکتری، بین چهار تا یازده‌میلیون تومان است که میانگین آن حدود هفت‌و‌نیم‌میلیون تومان می‌شود. هم‌زمان اگر هیات ‌علمی دانشگاه‌ها را در نظر بگیریم، به ‌عنوان ‌مثال مربی -‌که پایین‌ترین درجه­ی هیات ‌علمی در دانشگاه است- حداقل ده‌میلیون تومان دریافتی دارد. استادیار حدود سی‌میلیون تومان حقوق می‌گیرد که میانگین آن‌ها حدود بیست‌میلیون تومان می­شود. اگر میانگین هشتاد‌درصدی را که در لایحه­‌ی رتبه‌بندی برای معلمان پیش‌بینی‌شده، در نظر بگیریم، میانگین حقوق معلمان حدود شانزده‌میلیون تومان خواهد بود.

در حال حاضر میانگین حقوق معلمان هفت‌ونیم‌میلیون تومان است؛ یعنی در هم‌ترازی هشتاددرصدی، افزایش هشت‌ونیم‌میلیونی برای همه‌­ی معلمان قابل‌تصور است. با این محاسبات حدود هفتادوهفت‌هزارمیلیارد تومان برای بودجه­ی رتبه‌بندی در نظر گرفته ‌شده. در مقایسه با دویست‌هزار میلیارد تومانی که آن‌ها در نظر گرفته‌اند، می‌شود حدود یک‌سوم. با توجه به این‌که این لایحه به‌ جای اول فروردین از اول مهر اجرایی می‌شود، این مبلغ به نصف نیز می‌رسد، اما مشکل این است که منابع پایداری را برای تامین بودجه‌ی رتبه‌بندی در نظر نگرفته‌اند و می‌خواهند منابع را از طریق فروش اموال، اوراق مناقصه و سهام تامین کنند. با توجه به اتفاقی که در دولت قبل در بورس افتاد، این احتمال کم است که بتوانند چنین اعتباری را از این موارد تامین کنند. اصلی‌ترین خواسته­‌ی معلمان این است که منابع پایداری را برای رتبه‌بندی معلمان در نظر بگیرند.

لایحه‌ی رتبه‌بندی در صحن علنی مجلس مطرح و بحث‌های مختلفی در خصوص بودجه‌بندی آن عنوان شده. نظر شما چیست؟ در این‌ باره اطلاعاتی دارید؟

ما در خصوص رتبه‌بندی با دو رویکرد مواجهیم. هنوز معلوم نیست که این طرح رتبه‌بندی به ‌صورت هشتاد‌درصدی اجرا می‌شود یا فقط ضریب حقوقی معلمان را افزایش بدهند. زیرساخت مشکلات اصلی فرهنگیان از نظر حقوق و مزایا عدم پایبندی دولت به قوانین موجود برای تامین حقوق معلمان است. این قوانین وجود دارد و نیاز به تصویب قانون جدید نیست و می‌توانند بر اساس آن‌ها حقوقشان را تامین کنند. اگر همین قوانینی که قبلاً تصویب‌شده ‌-‌مثلاً قانون مدیریت خدمات کشوری- از ابتدا اجرا می‌شد، خیلی از مشکلات معیشتی فرهنگیان حل می‌شد. نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دستگاه‌های اجرایی مبتنی بر ارزش‌یابی عوامل شغلی‌ آن‌­هاست. اگر این قانون اجرایی می‌شد، همه‌­ی مستمری‌بگیران و بازنشستگان و شاغلان شامل این مزایا می‌شدند و این باعث می­شد پایه­ی حقوق معلمان ساختار اصلی خود را پیدا کند. این ضعفی است که معلمان نسبت به سایر نهادها دارند که در ابتدای گفت‌وگو اشاره کردم. اگر این قوانین را قاعده‌مند اجرایی می‌کردند و تفاوت‌ها را ایجاد نمی‌کردند، نیازی به طرح رتبه‌بندی نبود. یکی از طرح‌هایی که می‌تواند اجرا ‌شود، این است که بیست‌درصد به حقوق معلمان نسبت به سایر کارکنان اضافه کنند؛ یعنی معادل‌سازی رتبه‌بندی. در چند سال گذشته هر بار که رتبه‌بندی اجرا شده، به صورت ظاهری به اجرا در آمده؛ یعنی ضریب‌هایی را به حقوق معلمان اضافه کرده و بعد به نوعی اسم آن ­را «بخشی از اجرای رتبه‌بندی» گذاشته­اند.

از سال ۱۳۹۲ مسئله‌ی رتبه‌بندی مطرح است، اما دولت گذشته در انجام آن حتی در زمانی که مجلس را با خود همراه داشت، ناموفق بود. چرا؟

دولت احمدی‌نژاد در روزهای آخر لایحه‌ی رتبه‌بندی را به ‌نوعی در کاسه‌ی دولت جدید گذاشت، بدون این‌که اعتباراتی برای آن در نظر بگیرد. دولت روحانی نیز طی هشت سالی که روی کار بود، این لایحه را به ‌روزهای آخر کشاند؛ اگرچه برخی همکاران نظرات متفاوتی دارند و بیان می­کنند که آقای نوبخت اعتبارات لازم و محل اعتبارات را در نظر گرفته و تعیین کرده بود، اما در واقع ایشان هم آن را به ‌روزهای آخر موکول کرد و این روند آن‌قدر ادامه پیدا کرد که کار به دولت جدید رسید. دولت جدید هم علناً اعلام می‌کند بودجه‌ای در اختیار ندارد که این طرح را اجرایی کند که این مهم‌ترین بخش آن است. اگر هنوز به‌ صورت رسمی‌تر در برابر این بودجه نایستاده‌اند و از دستور کار خارجش نکرده­اند، به دلیل این است که لایحه‌ی رتبه‌بندی در مجلس به ‌صورت دو شوری بوده و امکان استرداد آن به دولت نیست؛ یعنی دولت نمی‌تواند این لایحه را پس بگیرد.

با این تفاصیل، بحث رتبه‌بندی و فوق‌العاده به درگیری سیاسی میان دولت‌ها بدل شده و قربانی این درگیری معلمان و اقشار ضعیف مالی‌اند. هر دولتی که دوره‌اش تمام می‌شود، آن را به دولت بعدی پاس می‌دهد که به لحاظ سیاسی با آن هماهنگ نیست. به نظر شما این فهم درست است؟

بله؛ کاملاً درست است. بعضی از اتفاقاتی که در دولت قبل رخ داد، ممکن است خیلی اخلاق­مدارانه نباشد و دولت جدید را در تنگنا قرار دهد، اما مشکل، پاس‌دادن دولت‌ها به همدیگر است. بالاخره باید این مسئله حل شود و بودجه‌ای که برای رتبه‌بندی در نظر می‌گیرند، از محل تامین اعتباری با منبع ثابتی باشد؛ یعنی هرساله بتوان از آن منبع این رقم بودجه‌­ی رتبه‌بندی را تامین کرد. یک بودجه­ی شناور و ماده‌ای که منابع تامین آن هنوز مشخص نیست، این ابهام را به وجود می‌آورد که هر لحظه ممکن است این را کامل اجرا نکنند؛ یعنی امسال بخشی را اجرا کنند و سال دیگر بخشی دیگر را یا از آن کسر کنند. این مشکلی است که دولت­‌ها مرتب با پاس‌دادن به سال‌های بعد و دولت‌های بعد به ‌نوعی مانع اجرای آن می‌شوند.

لایحه‌ تغییرات زیادی داشته. درصد‌های مختلفی هم برای آن مطرح شده و خروجی هم نداشته. آیا در واقع دلیل آن همین شناوربودن و مشخص‌نبودن منابع پایدار آن است؟

واقعیت این است که ماده‌ی شصت‌وهشت بند ده قانون خدمات کشوری کمی غیرواقعی منتشر شده. فوق‌العاده‌ی شغل در اختیار دولت است که تا ضریب پنجاه‌درصد به فوق‌العاده‌ی بیست‌وپنج‌درصد از نیروهای خدماتی خود اضافه کند. سال ۹۵ دولت با توجه به میزان اعتباری که داشت،  سقف آن را سی‌وپنج‌درصد قرار داد؛ یعنی حداقل در پنج سال گذشته پنجاه‌درصد نبوده، چون در اختیار دولت بوده­ و برای بیست‌وپنج‌درصد نهادها در نظر گرفته­ شده. این ماده ‌این اختیار را به دولت می‌دهد که این را به سی‌وپنج‌درصد از نیروهای خدماتی بدهد. دولت این سی‌وپنج‌درصد را به بعضی از نهادها تخصیص داد و برای آموزش ‌و پرورش بیست‌ویک تا بیست‌وپنج‌درصد در نظر گرفت؛ اگرچه برای بالابردن آن از دوازده تا سی‌درصد قول مساعد داده بودند. بعد این را برای نومعلمان تعدیل کردند، چون نومعلمان (معلمان جدید) مورد ظلم مضاعف واقع می‌شدند. این ضریب بیست‌وپنج‌درصد برای کسی که سی سال سابقه‌­ی کار دارد، حدود سه‌میلیون تومان می‌شود، اما این رقم برای یک نومعلم حدود سیصد الی چهارصد‌هزار تومان است، چون برای نومعلمان از ضریب‌های پایین‌تری استفاده و آن را تعدیل کردند؛ در واقع ضریب پنجاه‌درصد وجود ندارد. این قانون برای بیست‌وپنج‌درصد از معلمان و تا سقف پنجاه‌درصد تعیین ‌شده و به هیچ نهادی پنجاه‌درصد اضافه نشده. مطلبی در بعضی رسانه‌ها منتشر شد که برای بعضی نهادها پنجاه‌درصد پرداخت‌ شده و برای بعضی نهادها مانند آموزش‌ و پرورش سقف بیست‌وپنج‌درصد در نظر گرفته‌­اند. واقعیت این است که برای همه‌­ی نهادها سی‌وپنج‌درصد است. اعتراض معلمان این است که بر چه اساسی برای فرهنگیان این سی‌وپنج‌درصد در نظر گرفته نشده.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی عنوان کرده یکی از موضوعاتی که امروز در سطح جامعه برای بهانه‌گیری به دولت در جهت ناکارآمدی مطرح می‌شود، همین اجرای طرح لایحه‌ی رتبه‌بندی معلمان است که اگر بخواهد دقیق اجرا شود، صدوچهل‌وپنج‌هزارمیلیارد تومان اعتبار نیاز دارد که دولت قبل برای اجرای آن پنج‌هزار میلیارد تومان در نظر گرفته بود. شما به رقم هفتادوهفت‌هزارمیلیارد تومان اشاره کرید. چرا دولت قبل فقط پنج‌هزارمیلیارد تومان برای این امر در نظر گرفت؟

دولت قبل برای تامین بودجه‌ی رتبه‌بندی، یک بودجه‌ی شناور را به ‌جای بودجه‌ی مشخص در نظر گرفت که قرار بود از محل فروش اموال تأمین شود و نشد. بر اساس آمار سیصدوهشتاد‌هزار معلم رتبه­‌ی عالی دارند، صدوچهل‌هزار نفر رتبه­‌ی خبره دارند، نودودو‌هزار نفر رتبه‌­ی ارشد دارند، شصت‌هزار نفر رتبه­‌ی پایه دارند و هفتادهزار نفر هم رتبه‌ی مقدماتی دارند. مجموع این‌ها تعداد نیروی انسانی‌ای است که در آموزش ‌و پرورش رتبه‌­ی شغلی خدمات کشوری دارند و این تعداد مشمول طرح رتبه‌بندی می‌شوند. بودجه‌ای که برای رتبه‌بندی این تعداد نیروی انسانی در یک سال نیاز است، همان رقم هفتادوهفت‌هزارمیلیارد تومان است. رقم‌هایی که کمیسیون آموزش یا رئیس سازمان برنامه‌ و بودجه بیان کرده‌اند، برای نشان‌دادن بزرگی کار است نه واقعیت موجود.

بسیاری از معلمان معتقدند که فوق‌العاده‌ی ویژه اساساً برای همه‌ی کارکنان ویژه اجرا شده، اما با این ‌حال منتش را به ‌عنوان رتبه‌بندی سر معلمان گذاشتند و تازه همین هم ناقص اجرا شده. نظر شما در این خصوص چیست؟

عرض کردم که فوق‌العاده‌ی ویژه را تا سی‌وپنج‌درصد به خیلی از ادارات تخصیص دادند و خیلی از ادارات از این مزایا برخوردار شده‌اند. مجموعه‌ای که کم‌ترین سهم را در فوق‌العاده‌ی ویژه داشته، جامعه‌­ی معلمان است، اما متاسفانه هر نوع افزایشی در آموزش‌ و پرورش بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای دارد. در نهادهای دیگر افزایش حقوق چندمیلیونی را بدون هیچ بازتاب رسانه‌ای شاهدیم، اما کوچک‌ترین تغییر حقوقی -‌برای مثال اگر پنجاه‌هزار تومان عیدی به معلمان داده­اند‌- بارها در رسانه‌ها به آن اشاره ‌شده. به ‌نوعی خواسته یا ناخواسته عامدانه جامعه را در برابر معلمان قرار می‌دهند که به نظر بنده خواسته و آگاهانه است، چون هر نوع افزایش حقوق را بزرگ می‌کنند. رقم در ذهن کسی نمی‌ماند که چه مقدار افزایش داشته، اما همین ‌که افزایش پیدا کرد، این در فضای رسانه بازتولید می‌شود. به ‌نوعی تقابلی بین جامعه و معلمان به وجود آورده‌­اند که خوشبختانه در سال‌های اخیر با دسترسی معلمان به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تعدیل‌ شده، اما هم‌چنان وجود دارد و مردم به ‌صورت عامه در برابر معلمان قرار می‌گیرند.

وضعیت معیشتی معلمان بسیار بغرنج است؛ به ‌گونه‌ای که دست‌مزد یک معلم آزاد یا خریدخدمتی، طبق برآوردها از یک­چهارم خط فقر هم پایین‌تر است. با این وضعیت آیا واقعاً می‌شود توقع داشت که چنین معلمی بتواند باانگیزه کار کند؟

معلمانی که مشمول قانون کارند (مانند معلمان آزاد و معلمان مدارس غیرانتفاعی)، مورد ظلم مضاعفی واقع می‌شوند. این معلمان کارفرمای خصوصی دارند، اما طبق قانون کار از حقوق و مزایای کمتری برخوردارند. آن‌ها مورد ظلم مضاعف کارفرمایان هم واقع می­‌شوند، چون قراردادهای ساعتی دارند، نه تمام‌وقت. در قراردادهای ساعتی اگر بیمه شوند، بخش زیادی از پولشان از حقوقشان کسر می‌شود و به بیمه برمی‌گردد؛ به ‌جای این‌که کارفرما آن را پرداخت کند. این واقعیت برای بخش زیادی از معلمان آزاد وجود دارد. معلمان آزاد معلمان شریفی‌اند و صادقانه تلاش می‌کنند، اما وقتی وضعیت معیشتی روزبه‌روز آن‌ها را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد، این امر بی‌شک تاثیر مستقیمی در روند آموزش خواهد داشت؛ اگرچه اساس خصوصی‌سازی و کالایی‌کردن آموزش آن را به قهقرا می‌برد و طبقاتی می‌کند. از طرف دیگر نیروهای غیرمتخصصی را به خاطر نیاز به کار در مدارس خصوصی و حتی دولتی به‌ عنوان نیروهای آزاد به خدمت می‌گیرند که طبیعی است به آموزش لطمه بزند.

آقای لطفی، شما سخنگوی شورای هماهنگی تشکل­‌های صنفی فرهنگیانید. نظر شورای هماهنگی در این خصوص چیست؟

شورا اخیراً در بیانیه‌ای که منتشر شده، تاکید کرده اگر تا مهرماه بخشی از مطالبات معلمان برطرف نشود، وارد کنش­های میدانی می­‌شود؛ یعنی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در سراسر کشور فراخوان خواهد داد و احتمالاً درخواست اعتصاب معلمان و شرکت‌نکردن در کلاس‌های مجازی را خواهد کرد. شورا بارها طی نامه‌نگاری‌ها و طومارها و رایزنی‌ها مطالبات مشخص جامعه­ی معلمان را به مسئولان ذی‌ربط (هم کمیسیون آموزش و هم رئیس سازمان برنامه ‌و بودجه و هم به دستگاه قضایی) فرستاده؛ نتیجتاً راهی جز کنش‌های میدانی برای تشکل‌های صنفی باقی نمی‌ماند و شاهد اعتراضات میدانی با فراخوان شورای هماهنگی خواهیم بود.

به اعتراضات میدانی اشاره کردید. در حال حاضر معلمانی را داریم که تجمع کردند. آیا اساساً این‌ها با رتبه‌بندی مخالفند؟ دلیل چیست؟

نه؛ مخالف نیستند. خوشبختانه برای اولین بار در کشور نومعلمان جوان وارد کنش‌های میدانی شده‌اند و عملاً اعتراضات را هدایت و به ‌نوعی رهبری می‌کنند. این معلمان کم‌ترین میزان حقوق و بیش‌ترین نیاز مالی را دارند. مسکن و نیازهای عادی زندگی‌شان تامین نشده و از حقوق و مزایای خیلی کمی هم برخوردارند. افزایش حقوق برای نومعلمان نسبت به معلمانی که سابقه‌­ی خدمت بیشتری دارند، کمتر است. این معلمان موافق رتبه‌بندی‌اند، اما در عین حال با اصلاح پایه‌­ی حقوقشان نیز موافقند؛ یعنی طبق قانون خدمات کشوری ابتدا پایه­ی حقوقی آن‌ها به حد مطلوبی برسد تا بر اساس طرح رتبه‌بندی نیز بتوانند از حقوق و مزایای بیشتری برخوردار شوند. خوشبختانه دامنه­‌ی اعتراضات آن‌ها به ‌صورت کشوری و گسترده است؛ یعنی از شهرهای کوچک تا بزرگ‌ترین شهرها به این اعتراضات پیوسته‌اند. اعتراضات آن‌ها خودجوش است و خودشان آن را کنترل و رهبری می‌کنند، اما تشکل‌های صنفی و شورای هماهنگی در هر حال از تمام مطالبات آن‌ها حمایت کرده‌اند.

با سپاس از وقتی که در اختیار «خط صلح» قرار دادید.

اعتراض کارگران شرکت سیمان خوزستان

کارگران شرکت سیمان خوزستان روز سه شنبه30 شهریور ماه در اعتراض به عدم پرداخت چندین ماه دستمزد معوقه خود در مقابل این شرکت تجمع کردند.

کارگران کارخانه سیمان خوزستان از ماه‌ها پیش به دلیل مشکلاتی نظیر اخراج کارگران، عدم پرداخت به‌موقع و سطح نازل دستمزدهایشان در محیط کار بارها تجمع اعتراضی برگزار کرده بودند. این کارگران علاوه بر خواست پرداخت دستمزدها خواستار تامین امنیت شغلی خود نیز می باشند به گفته آنها،  قطع برق کارخانه‌های سیمان تولید را در این کارخانه‌ها تا ۵۰ درصد کاهش داد بطوریکه برخی کارخانه‌های سیمان تولید خود را متوقف کرده اند.

تجمع کارگران پیمانی متروی تهران

جمعی از کارگران پیمانی پله برقی‌های ۴ خط متروی تهران  روز سه شنبه 30 شهریور ماه  در اعتراض به تعویق سه ماهه دستمزدهای خود، در مقابل ساختمان شورای شهر تجمع کردند.

یکی از کارگران حاضر در تجمع در این خصوص می گوید، سه ماه است که هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند و علاوه بر آن سنوات و عیدی سال ۹۹ آنها نیز تاکنون واریز نشده است. وی همچنین می افزاید، حق بیمه خرداد ماه سال ۹۹ کارگران مترو نیز تاکنون به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده و این موضوع در تمدید دفترچه های درمانیشان مشکلاتی به وجود آورده است.

نارضایتی کارگران قطار شهری اهواز

کارگران قطار شهری اهواز  روز سه شنبه 30 شهریور ماه در اعتراض به تاخیر در پرداخت دستمزدهای معوقه خود اقدام به برگزاری تجمع کردند.

نماینده معترضان در اینباره می گوید، پیمانکار سابق هنوز بابت مطالبات مربوط به دست‌کم ۱۱ ماه دستمزد پرداخت نشده با آن‌ها تسویه حساب نکرده است. به گفته این کارگر، از سال ۹۱ تا شهریور ماه سال ۹۹ تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری «کیسون» در پروژه ساخت قطار شهری اهواز مشغول به کار بوده‌اند اما از زمان خاتمه قرارداد تاکنون نتوانسته‌اند مطالبات معوقه خود را از پیمانکار دریافت کنند. گفتنی است علاوه بر 11 ماه حقوق معوقه، حق بیمه این کارگران از آذر ماه سال ۹۹ تاکنون به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.

استمرار اعتراض کارگران شهرداری دهدشت

کارگران شهرداری دهدشت در استان کهکیلویه و بویراحمد  روز سه شنبه 30 شهریور ماه در اعتراض به تداوم بی توجهی مقامات به خواسته هایشان برای چندمین بار دست به تجمع زدند.

این کارگران که در حال حاضر با احتساب شهریور ماه دارای ۶ ماه مزد معوقه می باشند، می گویند: لازم است شورای شهر به معوقات کارگران توجه کرده و با توجه به شرایط نامساعد اقتصادی و آسیب‌پذیری این قشر، پرداخت مطالبات آنان را به عنوان یکی از اولویت‌های اصلی مورد پیگیری قرار دهد. به گفته این کارگران علاوه بر ۶ ماه حقوق معوقه هفت تا هشت ماه اضافه‌کاری نیز به ـنها پرداخت نشده است.

تجمع کارگران شهرداری فاروج

جمعی از کارگر شرکتی شهرداری فاروج در استان خراسان شمالی روز سه شنبه 30 شهریور ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود دست به تجمع زدند.

کارگران شرکتی شهرداری فاروج که تعداد آنها شصت نفر می باشد از مرداد ماه  سالجاری تاکنون مطالباتشان به تاخیر افتاده است. مقامات استانی، به تاخیر افتادن انتصاب شهردار و وضعیت بحرانی کرونا را از جمله بهانه های تاخیر در پرداخت دستمزد کارگران عنوان کرده اند.

تداوم اعتراض کارگران شهرداری کوت عبدالله

بار دیگر روز سه شنبه ۳۰ شهریور ماه،  کارگران شهرداری کوت عبدالله در اعتراض به‌ عدم پرداخت معوقات مزدی خود، در مقابل ساختمان شورای شهر  اقدام به برگزار تجمع کردند.

یکی از این کارگران می‌گوید: در روزهای گذشته هرچه از فرمانداری کارون پیگیری کرده اند، نتیجه‌ای نگرفته اند به همین دلیل، مقابل شورای شهر آمده و خواستار پرداخت چهار ماه دستمزد و چندین ماه حق بیمه های خود می باشند.

دستکم ۱۷ تجمع اعتراضی برگزار شد

خبرگزاری هرانا – امروز پنجشنبه ۱ مهرماه، جمعی معلمان و فرهنگیان در شهرهای همدان، ساری، آبادان، زنجان، شاهرود، ممسنی، دیواندره، اردبیل، یزد، قزوین، کوهدشت، کرمانشاه، مشهد، تبریز، کرج و اراک در مقابل ساختمان آموزش و پرورش و در شهر قم مقابل دفتر نماینده استان و جمعی از کارنامه سبزها برای بیستمین روز متوالی در مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش واقع در تهران، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنجشنبه ۱ مهرماه ۱۴۰۰، جمعی از معلمان و فرهنگیان در شهرهای همدان، ساری، آبادان، زنجان، شاهرود، ممسنی، دیواندره، اردبیل، یزد، قزوین، کوهدشت، کرمانشاه، مشهد، تبریز، کرج و اراک در مقابل ساختمان آموزش و پرورش و در شهر قم مقابل دفتر نماینده استان، دست به تجمع اعتراضی زدند.

این معلمان ضمن رونمایی از بنرهای اعتراضی با سر دادن شعارهایی از قبیل “معلم بیدار است، از تبعیض بیزار است” ، “منزلت، معیشت حق مسلم ماست” و “یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه” خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

معلمان شاغل و بازنشسته خواهان اجرای طرح رتبه‌بندی به میزان ۸۰ درصد هیأت علمی برای معلمان شاغل، اجرای همسان‌سازی حقوق برای معلمان بازنشسته و تحقق دیگر خواسته‌های خود هستند.

نمایشگر ویدیو

00:00
02:39

تجمع کارنامه سبزها در تهران

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز پنجشنبه ۱ مهرماه ۱۴۰۰، جمعی از کارنامه سبزها برای بیستمین روز متوالی در مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش واقع در تهران، دست به تجمع اعتراضی زدند.

شماری از این تجمع‌کنندگان از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده‌اند و طول شب را نیز در مقابل وزارتخانه سپری می‌کنند.

این تجمع کنندگان خواستار استخدام در آموزش و پرورش و رسیدگی به مطالبات دیگرشان هستند.

کارنامه سبزها نفرات اول تا سوم پذیرفته شده آزمون استخدامی ماده ۲۸ هستند که به گفته این شهروندان آموزش و پرورش علیرغم کمبود نیروی شدید، از جذب آن‌ها سرباز زده و همچنان از نیروهای بازنشسته استفاده می کند.

اعتراض کارگران منطقه بهرگان

کارگران رسمی، قراردادی و پیمانکاری منطقه بهرگان روز چهارشنبه 31 شهریور ماه در اعتراض به تصمیم‌های غیرکارشناسانه و تبعیض‌آمیز مدیران این شرکت تجمع کردند.

این کارگران از جمله خواستار اجرای همسان‌سازی حقوق، بازنگری در نظام حقوق و دستمزد و اعمال فوق‌العاده شغلی و تبدیل وضعیت کارکنان مدت موقت شدند. یکی از معترضان می گوید  بر اساس تصویب نامه هیئت دولت در اول اسفند ۹۰، ۳۴ هزار کارمند مدت موقت وزارت نفت باید به «مدت معین» تبدیل وضعیت می‌شدند. اما تاکنون این امر صورت نگرفته است.

تجمع کارگران شهرداری رودبار زیتون

کارگران شهرداری رودبار زیتون  روز پنجشنبه 1 مهر ماه در اعتراض به  تبعیض و پرداخت قطره چکانی دستمزدهایشان اقدام به برگزاری تجمع کردند.

به گفته نماینده کارگران معترض صبح روز چهارشنبه، 31 شهریور مبلغ سه میلیون تومان به حساب کارگران پیمانکاری واریز شده است و این در حالی است که شهرداری برای نیروی کار رسمی شش میلیون تومان واریز کرده است. به گفته این کارگر حدود ۷۰ کارگر در شهرداری شاغل هستند که از این تعداد ۴۰ تا ۵۰ نفر تحت مسئولیت یک شرکت پیمانکار در بخش خدمات و فضای سبز کار می‌کنند.  وی همچنین می افزاید، این کارگران علارغم نارضایتی از پرداخت قطره چکانی حقوق، نسبت به تبعیضی که شهرداری در پرداخت حقوق بین کارگران رسمی و پیمانکاری قائل می‌شود نیز معترض هستند.