صدور حکم قطعی بازخرید و اخراج محمد حبیبی فعال صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا – هیات تجدید نظر بررسی تخلفات وزارت آموزش و پرورش طی نامه ای به اداره اموزش و پرورش شهریار، با اعلام حکم قطعی رای به بازخرید اجباری و اخراج محمد حبیبی فعال صنفی معلمان از آموزش و پرورش داد‌‌‌.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانال صنفی معلمان ایران، محمد حبیبی، معلم و فعال صنفی معلمان، از آموزش و پرورش اخراج شد.

بر اساس این گزارش، هیات تجدید نظر بررسی تخلفات وزارت آموزش و پرورش با ارسال نامه ای به اداره اموزش و پرورش شهریار، با اعلام حکم قطعی، رای به بازخرید اجباری و اخراج این معلم از اموزش و پرورش داد‌‌‌ه است.

لازم به ذکر است، وزارت آموزش و پرورش پس از گذشت قریب به دو سال از سپری شدن دوران محکومیت آقای حبیبی، رای به اخراج این فعال صنفی داده بود. نهایتا در تاریخ ۱ اردیبهشت‌ماه سال گذشته، حکم صادره علیه این معلم مبنی بر بازخرید خدمت وی، در مرحله تجدیدنظر تایید و به وکیل ایشان ابلاغ شد. حکم صادره در پی ثبت شکایت به دیوان عدالت اداری ارجاع داده شده و نهایتا بر اساس رای دیوان، اجرای این حکم به صورت موقت متوقف شده بود.

محمد حبیبی در تاریخ ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۹۷، به همراه تعدادی دیگر از فعالین صنفی و شرکت کنندگان در جریان تجمع اعتراضی معلمان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

وی مدتی بعد توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده از بابت اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی به ۷ سال و نیم حبس تعزیری، از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به ۱۸ ماه حبس و به اتهام اخلال در نظم عمومی به ۱۸ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شد. این حکم نهایتا در دیماه ۹۷ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر عینا تائید شد. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۷ سال و نیم زندان در خصوص او قابل اجرا بود.

آقای حبیبی پس از تحمل ۳۰ ماه حبس در زندان تهران بزرگ به صورت زودهنگام از زندان آزاد شد.

دو سوخت‌بر بلوچ بر اثر تصادف رانندگی در سراوان کشته شدند

محمود حسن زهی و محمد نایب زهی، دو سوخت‌بر بلوچ بر اثر رانندگی در سراوان جان خود را از دست دادند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ دو سوخت بر بلوچ محمود حسن زهی اهل منطقه جام جم زاهدان، و محمد نایب زهی اهل منطقه کشاورز زاهدان، روز پنج‌شنبه هشتم مهرماه ۱۴۰۰، بر اثر رانندگی جان خود را از دست دادند.

این افراد بر اثر تصادف رانندگی در محورسراوان به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند.

کمپین فعالین بلوچ در اینباره گفته است: « خودروی این دو سوخت بر پس از واژگونی آتش گرفته است.»

براساس این گزارش، محمود و محمد به علت شدت جراحات توان خارج شدن از خودرو را نداشته و در آتش جان خود را از دست داده اند.

بیانیه شورای بازنشستگان ایران؛ “بی توجهی حکومت به مطالبات معلمان، صدای متولیان خودی را هم بلند کرده است!”

خبرگزاری هرانا – شورای بازنشستگان ایران با انتشار بیانیه ای به مناسبت روز جهانی معلم، ضمن گرامیداشت این روز، نگاه کالایی به آموزش، ناتوانی و بی توجهی حکومت و دولت به نیازهای معلمان شاغل و بازنشسته و نهایتا مشقت‌های وارده بر زندگی آنها را محکوم کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: “واقعیات عینی زندگی معلمان چه شاغل و چه بازنشسته در ایران، بدور از القاب و تعارفات بی ثمر که بمنظور جداکردن جایگاه آنان از مطالبات معیشتی تبلیغ می‌شود، دستخوش شدیدترین تنگناهای اقتصادی در تامین نیازهای اولیه و در محرومیت از حداقل امکانات رفاهی، زندگی می‌کنند”. این شورا، جنبش معلمان را از “مهمترین و تاثیرگذارترین جنبش های مطالباتی در صحنه اجتماعی ایران” خواند و افزایش حقوق، اجر و قرب بخشی به فرآیند آموزش، تامین سلامت دانش آموزان و معلمان، امکان داشتن تشکلهای مستقل، آزادی معلمان و دانشجویان و همچنین توقف فشارهای امنیتی – قضائی بر روی آنها را از مطالبات مهم معلمان عنوان کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانال شورای بازنشستگان ایران، شورای بازنشستگان ایران با انتشار بیانیه ای در آستانه روز جهانی معلم، ضمن گرامیداشت این روز، نگاه کالایی به آموزش و سیاست های غلط حکومت در این خصوص و نهایتا مشقت‌های وارده بر زندگی معلمان شاغل و بازنشسته در ایران را محکوم کرد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: “امسال بزرگداشت این روز با فشارهای سنگین ناشی ازشرایط سخت ویروس کرونا ، وضعیت نامناسب و شکننده ای بر معلمان، دانش آموزان و دانشجویان تحمیل کرده است. وضعیتی که ناتوانی و بی توجهی حکومت و دولت در مدیریت و تامین نیازهای آن، صدای متولیان خودی را هم بلند کرده است!”

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

“بیانیه شورای بازنشستگان ایران بمناسبت روزجهانی معلم!

پنجم اکتبر (۱۳مهرماه) ، هرسال از سوی یونسکو «روز جهانی معلم» اعلام شده است.

حکومت ها همواره جایگاه معلمان را بگونه ای انتزاعی جدا از مناسبات و کارکرد و نیازهای سرمایه، صرفا بعنوان آموزگاران علم ومعرفت و رشد و شکوفائی استعدادهای نسل آینده و بعنوان کار فرهنگی تبلیغ کرده و این نظرات را بعنوان آراء حاکم نه تنها به جامعه بلکه به بخش بزرگی از خود معلمین نیز تسری داده و تثبیت کرده اند اما واقعیت امر چیز دیگریست.

آموزش علوم بشکل کلاسیک و مدرن آن با رشد و نیاز سرمایه داری درجهان به زندگی بشر راه یافت و بخشی از چرخه تولید و توسعه سرمایه داری ست.
“سواد” در این مناسبات یک کالاست که در کنار سایر ملزومات، بخشی از چرخه تولید ست و مانند هر پدیده ای از جهان کالایی شده در نهایت تبدیل به “کسب و کار” گردید.

بازتولید نیروی انسانی ماهر برای گردش سرمایه و تولید سود بیشتر، نیاز به صرف هزینه های آموزشی دارد. تامین این هزینه ها که از وظایف اولیه دولت و بودجه عمومی ست، با خصوصی کردن و برون سپاری در “بازارآزاد” به کسب و کاری پرسود از جیب مردم و با کمترین دستمزد به معلمان صورت میگیرد. این سیاست، شکاف بین فقیر و غنی را به شکلی بیسابقه گسترش داده است. در نتیجه تحصیل رایگان و مناسب برای همه، به خواست عمومی جامعه تبدیل شده است.

واقعیات عینی زندگی معلمان چه شاغل و چه بازنشسته در ایران، بدور از القاب و تعارفات بی ثمر که بمنظور جداکردن جایگاه آنان از مطالبات معیشتی تبلیغ میشود، دستخوش شدیدترین تنگناهای اقتصادی در تامین نیازهای اولیه و در محرومیت از حداقل امکانات رفاهی، زندگی میکنند.

جنبش معلمان از مهمترین و تاثیرگذارترین جنبش های مطالباتی در صحنه اجتماعی ایران، در منافع مشترک با سایر بخشهای مزدبگیران، خواسته های سراسری و مشترکی را به پیش میبرد.

امسال بزرگداشت این روز با فشارهای سنگین ناشی ازشرایط سخت ویروس کرونا ، وضعیت نامناسب و شکننده ای بر معلمان، دانش آموزان و دانشجویان تحمیل کرده است. وضعیتی که ناتوانی و بی توجهی حکومت و دولت در مدیریت و تامین نیازهای آن، صدای متولیان خودی را هم بلند کرده است!

بزرگداشت این روز برای معلمان، تاکید و پافشاری بر مطالبات و نیازهای حداقلی ست که زندگی بهتری را ایجاد کند .

از جمله مطالبات پایه ای و محوری معلمان ایران :

– افزایش مزد بر اساس هزینه های واقعی “سبد معیشت” .
– جدا کردن تمامی فرآیند آموزش و تحقیقات از چرخه سود و سیاست خصوصی سازی
– برخورداری کارکنان سیستم آموزشی از بهداشت و درمان کارآمد و رایگان .
– اولویت دادن سلامت دانش آموزان و معلمان در شرایط بحران کرونا و تخصیص بودجه حداکثری برای تهیه ملزومات این شرایط.
– تامین زیرساخت و نیازهای آموزشی مدرن و رایگان در تمام مقاطع تحصیلی مطابق با استاندارهای امروزی فارغ از تبعیضات جنسیتی، نژادی، قومیتی و…
– داشتن تشکل های مستقل بر مبنای اعمال اراده جمعی معلمان شاغل و بازنشسته.
– کنترل و نظارت نمایندگان واقعی بر اموالِ شاغل و بازنشسته از جمله صندوق ذخیره فرهنگیان و صندوق بازنشستگان،

در گرامیداشت روز جهانی معلم ضمن تاکید و پشتیبانی از این مطالبات حداقلی ، خواهان توقف فشارهای امنیتی –قضائی بر معلمان، دانش آموزان و دانشجویان و آزاد کردن فوری و بیقید و شرط آنان و جبران همه خسارات وارد شده به زندگی شان هستیم.

شورای بازنشستگان ایران
۱۳ مهر ۱۴۰۰″

فقدان ایمنی کار؛ مصدومیت یک کارگر در اصفهان

خبرگزاری هرانا – امروز سه شنبه ۱۳ مهرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر در اصفهان حین انجام کار دچار مصدومیت شد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، امروز سه شنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۰، یک کارگر در اصفهان بر اثر سقوط در چاهک آسانسور به شدت مصدوم شد.

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان در خصوص این خبر، گفت: با اعلام این حادثه در ساعت ۱۱ و ۵ دقیقه امروز به سامانه ۱۲۵، ماموران ایستگاه شماره ۵ (میدان بزرگمهر) در محل حادثه حاضر شدند.

واژگونی مینی‌بوس حامل کارگران نیروگاه شهید رجایی قزوین ۱۲ مصدوم بر جای گذاشت

مینی‌بوس حامل کارگران نیروگاه شهید رجایی استان قزوین در لاین شمالی محورآزادراه کرج به قزوین دچار سانحه شد و ۱۲ نفر از سرنشینان آن مصدوم شدند.

به گزارش ایلنا، روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان قزوین اعلام کرد؛ واژگونی مینی‌بوس حامل کارگران نیروگاه برق شهید رجایی ۱۲ مصدوم بر جای گذاشت که خوشبختانه هیچیک از مصدومین بدحال نبوده و همگی جهت بررسی‌های بیشتر به بیمارستان شهید رجایی منتقل شدند.

مصدومین این حادثه که در لاین شمالی آزادراه کرج_قزوین محدوده‌ی کوندج رخ داده، توسط دو آمبولانس مرکز فوریت‌های پزشکی استان قزوین، یک آمبولانس هلال‌احمر و آمبولانس نیروگاه شهید رجایی به بیمارستان منتقل شدند.

روز جهانی معلم و بیانیه ای به مناسبت آزادی معلمان زندانی و در بند کردستان

انجمن صنفی معلمان کردستان طی بیانیه ای به مناسب روز جهانی معلم خواستار آزادی بی قید وشرط معلمان زندانی در بند شد. در بخشی از این بیانیه  به نادیده گرفتن مواردی مانند تخصیص بودجه کافی، مدارس تخریبی، آموزش رایگان، استخدام نیروهای کارآمد، شنیدن صدای فعالین صنفی جزو سیاست‌های ناکارآمدی است که هر روز بر مشکلات آموزش و پرورش می‌افزاید.اشاره شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه) با انتشار بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی معلم خواهان آزادی بی‌قید و شرط معلمان زندانی و برداشتن فشار بر فعالین صنفی شد.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

به نام خداوند جان و خرد

بیانیه انجمن صنفی معلمین کردستان (سقز و زیویه) به مناسبت ۵ اکتبر روز جهانی معلم

همه‌گیری کووید ۱۹ که منجر به تعطیلی مدارس در بیشتر کشورهای جهان از جمله کشورمان شد، دست‌اندرکاران امر آموزش و خانواده‌های آنان را با چالشی جدی روبه‌رو ساخت، چالشی که نقش و جایگاه عمده‌ی معلمان در امر آموزش را، بیش از پیش، نمایان ساخت.

در جریان این همه‌گیری در کشورمان، جامعه‌ی معلمین، علی‌رغم عدم وجود زیرساخت‌ها و امکانات لازم جهت آموزش مجازی، تمام امکانات شخصی خود را به کارگرفته و با هزینه و ابتکارات فردی خود، اقدام به برگزاری کلاس‌های مجازی و تهیه‌ی فایل‌های صوتی و تصویری نموده و بسیار فراتر از موظفی خود، درگیر ارتباط دوسویه آموزشی با دانش آموزان خود بوده‌اند.

تلاش پیگیرانه‌ی جامعه‌ی معلمین در بحران کرونا، در حالی صورت گرفت که کم توجهی به وضعیت معیشتی معلمین، بی‌توجهی به اجرای اصول ۱۵ و۳۰ قانون اساسی و برخورد امنیتی با فعالین صنفی معلمین، موجب تداوم پیگیری مطالبات برحق آنان از طریق نامه نگاری، گفتگو با مسئولین ذیربط و در نهایت از طریق تحصن و تجمع‌های قانونی گردید.

متاسفانه همچون سال‌های پیش، به جای توجه به خواست‌های معلمین و انجام اقدامات عملی در این خصوص، تداوم برخورد امنیتی با فعالین صنفی و بی‌توجهی به مطالبات برحق و قانونی آنان، در دستور کار نهادهای امنیتی قرار گرفت که نمونه‌ی بارز آن، بازداشت آقای عزیز قاسم‌زاده، معلم دلسوز، هنرمند متعهد و  سخنگوی کانون صنفی معلمان گیلان است. همچنین شاهد افزایش فشارهای امنیتی از سوی واحدهای حراست ادارات آموزش وپرورش، بر فعالین صنفی می‌باشیم.

اکنون و در شرایط فعلی گذر از بحران کرونا، روز جهانی معلم با شعار “معلم محور  (قلب تپنده) بازسازی آموزشی”، حاوی این پیام عمده به جامعه‌ی جهانی است، که عبور از این شرایط بحرانی و بازسازی روند آموزش، نیازمند حضور پویای جامعه معلمین در این فرایند است، روندی که نیازمند توجه و نگاه ویژه‌ی سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران آموزشی، برای تقویت همه جانبه‌ی جامعه‌ی معلمین می‌باشد.

از این منظر و در شرایط فعلی کشور، عدم تخصیص بودجه‌ی لازم برای اجرای لایحه‌ی رتبه‌بندی، علی‌رغم اختصاص بودجه‌های کلان برای برخی دستگاه‌ها ونهادها، که کارایی و نحوه‌ی هزینه‌کرد آن در هاله‌ای از ابهام است، اجرای ناقص فوق‌العاده ویژه و بی‌اثر نمودن لایحه‌ی رتبه‌بندی با تغییرات اعمال شده در لایحه‌ی بارگذاری شده در مجلس، نیل به شعار فوق در کشورمان، دور از ذهن به نظر می‌رسد.

آغاز سال تحصیلی جدید بدون وزیر شایسته و دلسوز و آشفتگی در برنامه‌های آموزش و پرورش نشان از عدم توجه مسئولین به بخش آموزش است.  انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه) ضمن تبریک روز جهانی معلم به همه‌ی تلاشگران عرصه‌ی تعلیم و تربیت، اعلام می‌نماید که، آموزش و پرورش باید در اولویت سیاست گذاری‌های حکومت قرار گیرد. سال‌های زیادی را هدر دادیم و چند برابر آن زمان و هزینه لازم است تا خسارت‌هایی که مسئولین با بی‌تدبیریهای خود به بخش آموزش وارد کرده‌اند را جبران کرد.

نادیده گرفتن مواردی مانند تخصیص بودجه کافی، مدارس تخریبی، آموزش رایگان، استخدام نیروهای کارآمد، شنیدن صدای فعالین صنفی جزو سیاست‌های ناکارآمدی است که هر روز بر مشکلات آموزش و پرورش می‌افزاید. حتی سانسور روز جهانی معلم و عدم بازتاب آن در داخل کشور شامل لجبازی‌های کودکانه مسئولین با واقعیت‌های دنیای امروز است.

انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه ) در راستای نیل به هدف شعار امسال روز جهانی معلم؛
توجه جدی به معیشت معلمان
آزادی بی‌قید و شرط معلمان زندانی و برداشتن فشار بر فعالین صنفی
توجه بیش از پیش به آموزش با کیفیت
که جزو مطالبات برحق معلمین است، را سرلوحه‌ی فعالیت‌های خود قرار داده و در این راستا دست یاری همه‌ی معلمین آزاداندیش و مطالبه‌گر را می‌فشارد.

                                                     انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه)

                                                           سیزدهم مهرماه یک‌هزار و چهارصد

شرکت‌های تامین نیروی انسانی پیمانکارند یا مشغولِ فروش آدم‌ها؟!

بازرس تامین اجتماعی، به منظور توجیه عمل بازرسی،  نامش را به مقاطعه دهنده اعلام کرد؛ همین امر موجب شد که پیمانکار برای پس گرفتن شکایت او، اعمال فشار کند. به گفته‌ی جاودانی، پیمانکار به او اعلام کرد که اگر شکایتش را پس نگیرد، نمی‌تواند به حق و حقوقش دست یابد. این کارگر می‌گوید که مدیرعاملِ شرکت پیمانکاری تهدید کرده که در صورت پس نگرفتن شکایت، از نفوذش برای جلوگیری از یافتن هرکاری توسط او، استفاده کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها پیمانکاران پشت سرهم صف می‌کشند؛ گویی که انبوه خودروها در صف بنزین سهمیه‌ای ایستاده‌اند و می‌خواهند و هرچه زودتر خود را به جلوی صف برسانند. پیمانکاران اما با سرعت، قدرت و نفوذ بیشتری خود را به جلو می‌اندازند و در این راه از فرصت‌های موجود برای بهبود ترکیب قرارداد خود استفاده می‌کنند. در این میان، شرکت‌های «تامین نیروی انسانی» جایگاه ویژه‌ای دارند و بیش از همه شرکت‌ها به دستگاه‌های دولتی و نهادهای عمومی غیردولتی و شرکت‌های خوش‌نام بخش خصوصی نزدیک هستند. شرکت‌ها و موسسات هر تعداد نیرو که بخواهند به واسطه‌ی آنها جذب می‌کنند.

این شرکت‌ها برای جذب نیرو در حوزه‌‌های مراقبت‌ انبار، امور نگهداری، نظافت و تعمیرات جذاب هستند و شرکت‌های بزرگ در تعداد بالا از آنها نیرو قرض می‌گیرند؛ البته شرکت‌های تامین نیرو به طرق مختلف از جمله برگزاری آزمون نیرو جذب می‌کنند. برای نمونه یکی از بزرگترین‌ها این شرکت‌ها در «سازمان تامین اجتماعی» مستقر است که به گستردگی در مجموعه‌های اقتصادی و خدماتی این سازمان از طریق برگزاری آزمون نیرو جذب می‌کند.

مفاد قرارداد تامین نیرو

در این میان، موردی که قراردادهای پیمانکاری تامین نیرو را جذاب می‌کند، نحوه‌ی تنظیم آنهاست. در یک قرارداد تامین نیرو، مبلغی که باید به عنوان مزد روی قرارداد کارگر قرار گیرد، تمام و کمال نیست؛ مثلا اگر  قرار باشد که به ازای استخدام یک کارگر در سال ۱۴۰۰، ۱۰ میلیون تومان از سوی مقاطعه‌دهنده اختصاص یابد، ۴۰ درصد آن برای لوازم و ابزار کار  و ۶۰ درصد آن صرف دستمزد می‌شود. این قرارداد بنابر توافق کارفرما با پیمانکار می‌تواند به ترکیب‌های مختلفی از تعهدات دو جانبه تبدیل شود اما در کل دو طرف باید، اصول مندرج در ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی برای صدور مفاصاحساب را رعایت کنند.

با این همه، کارگرانی که در قالب این قراردادها کار پیدا می‌کنند، از رفتار شرکت‌های تامین نیرو، در زمینه پرداخت اضافه‌کاری، شب‌کاری، شیف‌کاری، پرداخت حق بیمه سهم کارفرما، فقدان قراردادهای کار و تعویق در پرداخت دستمزدها گلایه دارند. بسته به اینکه شرکت‌های تامین نیرو چه فعالیت یا فعالیت‌های را انجام می‌دهند، نیروی کار  طیفی از رضایت‌ها را از خود بروز می‌دهند؛ رضایت نسبی، نارضایتی نسبی و ناراضایتی کامل. برای مثال شرکتی که جذب نیرو را در حوزه منابع انسانی وزارت بهداشت انجام می‌دهد، می‌تواند رضایتِ نسبی را برای کارکنان درمان ایجاد کند؛ البته این کاملا به قرارداد مجموعه‌ی وزارت بهداشت با این شرکت‌ها بستگی دارد.

دردسرهای شرکت‌های مراقبت و حفاظت

در نمونه‌ای دیگر، شرکت‌هایی که در حوزه آموزش و پرورش فعالیت می‌کنند، بخش اعظم نارضایتی‌ها را برای «معلمان خرید خدماتی» بجا گذاشته‌‌‌اند. آنها بخش اعظم دستمزد معلمان را برای خود برمی‌دارند و بخش جزئی از آن را در فیش حقوق آنها لحاظ می‌کنند. در نتیجه نوع قرارداد و عادات شرکت‌ها بسیار تعیین کننده است. از باب مثال، در شرکت‌های دولتی بخش انرژی؛ کارگرانی به واسطه‌ی این شرکت‌ها جذب شده‌اند که هیچ چشم‌اندازی برای استخدام مستقیم خود متصور نیستند. یکی از این گروه شرکت‌های تامین نیرو که وضعیت آنها به سبب تشدید مشکلات کارگری، برجسته شده، شرکت‌های مراقبت و حفاظت هستند.

بسیاری از کارفرمایان مراقبت از اماکن و تاسیسات «فاقد رده بندی حفاظتی» را به آنها می‌‌سپارند؛ حالا این مکان‌ها می‌تواند یک انبار یا یک سیلویِ غله، بیمارستان، پتروشیمی، مجتمع مسکونی و توریستی باشد. همچنین این شرکت‌ها در اموری مانند تأمین امنیت جابجایی اموال و اسناد بهادار، طرف قرارداد با کارفرمایان دولتی قرار می‌گیرند. سال ۹۹ که «عمران روشنی مقدم» کارگر شرکت‌ «نظم آفرینان ایمان» که در پروژه‌های نفتی جنوب به عنوان نیروی حراست کار می‌کرد، اقدام به حلق‌آویز کردن خود کرد، مخالفت‌ها با شرکت‌های تامین نیرو، بیشتر از گذشته علنی شدند.

تهدید کارگر پاکدشتی

خودکشیِ عمران روشنی مقدم با عذرخواهی «بیژن نامدار زنگنه» وزیر وقت نفت و قول پیگیری وی همراه شد اما هیچگاه پای شرکت‌های تامین نیرو بویژه در حوزه مراقبت و حفاظت، بریده نشد. همین امروز هم که بیش از یک سال از آن واقعه می‌گذرد، کارگران زیادی از عملکرد این نوع شرکت‌ها گلایه دارند و می‌گویند که حقوقشان تضییع شده است. برای نمونه «مصطفی جاودانی» که در شهرستان پاکدشتِ استان تهران، مشغول به کار است، می‌گوید که شرکت حفاظتی که نگهبان‌های یکی از پست‌های برق «شهرستان پاکدشت» را تامین می‌کند، پس از شکایت او در مورد واریز نشدنِ بخشی از دستمزد و ۴ ماه حق بیمه‌اش، و به دنبال مراجعه بازرس تامین اجتماعی، تهدید به اخراجش کرد.

به گفته‌ او، بازرس تامین اجتماعی، به منظور توجیه عمل بازرسی،  نامش را به مقاطعه دهنده اعلام کرد؛ همین امر موجب شد که پیمانکار برای پس گرفتن شکایت او، اعمال فشار کند. به گفته‌ی جاودانی، پیمانکار به او اعلام کرد که اگر شکایتش را پس نگیرد، نمی‌تواند به حق و حقوقش دست یابد. این کارگر می‌گوید که مدیرعاملِ شرکت پیمانکاری تهدید کرده که در صورت پس نگرفتن شکایت، از نفوذش برای جلوگیری از یافتن هرکاری توسط او، استفاده کند.

مقابله پیمانکاران با اجرای قوانین

در این میان عدم ورود به موقع سازمان تامین اجتماعی به حواشی و تخلفات پیمانکاری‌ها، زمینه‌ی ایجاد تضییع حقوق کارگران شرکت‌های تامین نیرو را فراهم ساخته است؛ تا جایی که تنها پس از شکایت، تامین اجتماعی به صورت موردی به موضوع ورود می‌کند. بخشنامه‌های سازمان تامین اجتماعی کارگاه‌های پیمانکاری را از شمول بازرسی‌های مستقیم و سرزده خارج می‌کند؛ هرچند تامین اجتماعی در صدور مفاصاحساب برای پیمانکار، ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی را اعمال می‌کند تا در پایان کار دیون پیمانکار، ثبت و ضبط شود اما موضوع اینجاست که عدم نظارت بر شرکت‌های پیمانکاری و گل سرسبد آنها یعنی تامین نیروهایی‌ها، به تخلف‌های بیمه‌ای حجم می‌دهد؛ تا جایی که امروز این شرکت‌ها از بازنشستگان هم به عنوان کارگرِ نگهبان استفاده می‌کنند؛ حتی پای مقرری‌بگیران بیمه بیکاری هم به شرکت‌ها باز شده است؛ چراکه پیمانکار نمی‌تواند هیچ تعهد بیمه‌ای را به آنها داشته باشد.

حاکمیت بخشنامه‌ها بر حقوق کار

در این شرایط کارگرانی مانند جاودانی که علاوه بر بیمه، دیگر آیتم‌های مزدی خود مانند شب‌کاری، تعطیل‌کاری و حق‌مرخصی‌های استفاده نشده را طلبکارند، باید «از طریق شکایت» حقوق خود را پیگیری کنند؛ در حالی که قانونگذار باید ظرفیت جلوگیری از تضییع حقوق آنها را در قانون، پیش‌بینی کند اما به واسطه‌ی بخشنامه‌های متعدد و حاکمیت بخشنامه‌ها بر حقوق کار، چنین ظرفیت‌هایی حتی اگر وجود داشته باشند، کور می‌شوند.

این کارگر نگهبان یکی از پست‌های برق شهرستان پاکدشت می‌گوید که اداره کار و اداره کل شهرستان‌های استان تهران سازمان تامین اجتماعی نظارتی بر پیمانکاران ندارند؛ در نتیجه آنها بر اساس منطق خود، رفتار می‌کنند و حتی کاری با مواردی چون تامین ابزار کار هم ندارند. این کارگر نگهبان در این مورد می‌گوید که شرکت پیمانکار، ابزارهای اولیه حفاظت شخصی نگهبانان مانند باتوم، شوکر و… را در اختیار کارگرانش نگذاشته در حالی که نگهبان برای دفاع از جان خودش هم که شده به این موارد نیاز دارد.

مجموعه‌ی تخلف‌های شرکت‌های پیمانکاری و بویژه نوع تامین نیروی آنها، تشکل‌های کارگری را واداشته تا خواهان حذف کلی این شرکت‌ها از مناسبات سه سویه روابط کار (کارفرما-پیمانکار-کارگر) و دو سویه شدن آن (کارفرما-کارگر) شوند. حسین حبیبی، عضو هیات مدیره کانون تشکل شوراهای اسلامی کار، معتقد است که شرکت‌های تامین نیرو به سبب قیمت‌گذاری که بر ارزش کار کارگر انجام می‌دهند و به عنوان واسطه‌ی ارزان‌فروشی کارِ کارگر فعالیت می‌کنند، «آدم فروش» محسوب می‌شوند.

شرکت‌های تامین نیرو، محل قانونی ندارند

وی پا را فراتر می‌گذارد و به گفته‌ی خود می‌افزاید: «شرکت‌های تامین نیرو، محلِ قانونی ندارند. در ماده ۱۳ قانون کار؛ قانونگذار تنها شرکت‌های پیمانکاری را پیش‌بینی کرده است. بر این اساس قرارداد کارفرما با پیمانکار باید به گونه‌ای تنظیم شود که مقررات قانون کار در قبال کارگران رعایت شوند. این در حالی است که شرکت‌های تامین نیرو،توسط دولت و کارفرمایان بزرگ برای «فرار از تعهدات قانونی» ایجاد شده‌اند.»

وی با بیان اینکه وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی موظف هستند بر اعمال مقررات قانون کار در قرارداد بین کارفرما و پیمانکار و اجرای قرارداد بین پیمانکار و کارگر نظارت کنند و این قرارداد را با قوانین کار و تامین اجتماعی تطبیق دهند، گفت: «خارج از شمول بازرسی شدن کارگاه‌ها، حالا هر کارگاهی که باشد، به هیچ وجه مد نظر قانونگذار نیست؛ حتی کارگاه‌هایی خانوادگی و کارگاه‌های کمتر از ۵ نفر کارگر هم مشمول بازرسی‌های ایمنی و حفاظتی می‌شوند و وزارت کار نمی‌تواند، سرخود از آنها بازرسی نکند. به یاد بیاوریم که پس از آتش‌سوزی «ساختمان پلاسکو» آقای هفده تن معاون وقت روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اعلام کرد که یکی از دلایل عدم بازرسی وزارت کار از وضعیت کارگاه‌های دایر در این ساختمان، خارج از شمول قانون بودن آنها بود. من همان موقع به گفته‌ی ایشان اعتراض کردم و یادآور شدم که توقف بازرسی به هیچ وجه مدنظر قانونگذار نیست.»

وظیفه بازرس چیست؟

حبیبی افزود: «در مورد کارگاه‌هایی که مشمول ماده ۱۳ قانون کار شناخته می‌شوند هم وزارت کار و تامین اجتماعی نمی‌توانند که بازرسی‌های خود را مشروط به ثبت شکایت کنند و بعد هم بازرس در روز حضور در محل کارگاه، اعلام کند که به طرفیت از شاکی به نام “الف” حاضر شده است. چنین رفتاری کارگر را در موقعیت ضعف و اخراج قرار می‌‌‌دهد؛ ضمن اینکه بازرس وظایفی دارد که باید آنها را بشناسد و به اجرا بگذارد؛ از جمله اینکه بداند چگونه «دفاتر قانونی» و «دفاتر اداری» کارفرما را بررسی و اطلاعات لازم را برای تطبیق شرایط کارگاه با مفاد قوانین کار و تامین اجتماعی، تطبیق دهد. بازرس برای صرف چای، گفتگو با کارفرما و اعلام اینکه به طرفیت از چه کسی برای بازرسی  اعزام شده، ماموریت ندارد. ماموریت او شناسایی دقیق تخلف‌ها و مصاحبه با کارفرما و کارگر برای استخراج اطلاعات صحیح است؛ تا بر مبنای آن حقوق کارگران جاری شود. در این شرایط  اگر اطلاعات از دل شواهد و مدارک، صحت‌سنجی نشوند، زیان‌هایی چون حادثه کار، پرداخت نشدن آتیم‌های مزدی متناسب با مصوبه‌ی «شورای عالی کار»، واریز نشدن حق بیمه متناسب با مزد به وقوع می‌پیوندند؛ بویژه در شرایط کنونی بازار کار، به راحتی حقوق قانونی کارگر را برش می‌زنند؛ برای مثال کارگر ۱۲ ساعت کار می‌کند اما دستمزدِ معادلِ ۸ ساعت را دریافت می‌کند و مزد شب کاری هم به صورت عادی برایش محاسبه می‌کنند.»

با شرایطی که این عضو تشکل کانون عالی شوراها، شرح داد، نباید احتمال آشفتگی هرچه بیشترِ روابط کارگران با پیمانکاران را از نظر دور داشت؛ بویژه اینکه حذف شرکت‌های پیمانکاری و بازسازی روابط کار دو سویه، در عمل چندان مورد استقبالِ  دولت و مجلس قرار نگرفته است؛ حتی طرح ساماندهی استخدام کارکنان دولت هم مسکوت باقی مانده است. به نظر نمی‌رسد که بدون پشتوانه‌های قانونی، بتوان اندازه نیروهای پیمانکاری را کوچک و تدریجا حذف کرد. در این شرایط، قانونی باید وضع شود که در درجه‌ی اول دولت را نسبت به زدودن روابط کار از پیمانکار، تحت فشار بگذارد. متعاقب اصلاح رفتار دولت و انحلال پیمانکاران تامین نیرو، می‌توان بخش خصوصی  را هم در مدار قانون، به نظم درآورد.

مترجمان ناشنوایان بی‌بهره از حقوق و حمایت

گزارشی از مشکلات و تنگناهای مترجمان زبان اشاره و دشواری‌های زندگی ناشنوایان در حاکمیت رژیم ولایت فقیه.

«شرق» سمیه جاهدعطائیان: همه ما بعد از وقوع هر سرقت به اداره آگاهی مراجعه می‌کنیم، اما وقتی مال‌باخته یک ناشنوا باشد، جریان فرق دارد. «حمیده‌. ف» برای شکایت و پیگیری کیف به‌‌سرقت‌رفته‌اش به کلانتری آمده تا گزارش کیف‌قاپی را بدهد. او ناشنواست. ناخودآگاه ماسکش را از صورت پایین کشیده تا به هر راهی شده منظورش را برساند. تلفن همراهش را هم قبل‌تر تحویل داده و به مترجم آنلاین و مجازی هم دسترسی ندارد. درخواست شکایتش را روی برگه می‌نویسد، نگران و کند پیش می‌رود و هنوز نتوانسته به جزئیات نحوه سرقت اشاره کند. کلانتری شلوغ شده و آنها که در انتظار بودند جلوتر رفتند و با وجود سردرگمی که دارد، دیگر شانسی برای طرح مسئله ندارد. قبل از خروج، تلفن همراهش را تحویل می‌گیرد. به خاطر مدارک داخل کیف، کارت‌های شناسایی خودش و خانواده باید کارهای اداری و تنظیم شکایت‌نامه را به کمک یک مترجم آشنا به زبان اشاره دنبال کند. او از تجربه‌های مشابه خود و دوستانش صحبت می‌کند؛ از سرگردانی‌اش برای انجام یک کار ساده اداری تا رفتن به مطب پزشک که بدون همراهی یک مترجم برایشان امکان ندارد. او می‌گوید: «وقتی پزشک درباره سابقه بیماری، داروهای مصرف‌شده، عوارض داروها و‌… صحبت می‌کند، به شکل کامل متوجه نمی‌شویم. گاهی پزشک صحبت‌هایش را روی برگه برایمان می‌نویسد، اما درک بسیاری از کلمات و اصطلاحات سخت است. از زمان شیوع بیماری کرونا، مطب‌ها فقط بیمار را پذیرش می‌کنند و کمتر جایی است که در صورت درک ناشنوایی بیمار، حضور همراه را بپذیرد. ماسک‌زدن برای ناشنوا و کم‌شنوایان به یک معضل جدی تبدیل شده است؛ چون برای درک صحبت دیگران، ما نیاز به لب‌خوانی داریم. دردسرهای حضور ناشنوایان در مطب، مغازه، کلانتری، دادگاه، بیمارستان، اتوبوس، مکان‌های خصوصی یا عمومی و… هم همیشگی هستند».

مترجمان تنها افرادی هستند که می‌توانند کمک‌حال و همراه ناشنوایان باشند. اگر فرد ناشنوا در محیط خانواده، فردی آشنا به زبان اشاره داشته باشد، ناشنوا را همراهی می‌کند؛ در غیر این صورت مترجمان زیادی هستند که کار انتقال مفاهیم مد‌نظر ناشنوایان را عهده‌دار می‌شوند. به بهانه آغاز هفته جهانی ناشنوایان، پای صحبت‌های مترجمانی نشسته‌ایم که در این راه سختی‌های زیادی را تجربه کرده‌اند و با علم به دشواری‌های روزافزون، در این راه ثابت‌قدم مانده‌اند.

کافی است یک ناشنوا همراه با مترجمش وارد ارگانی شود یا کار اداری داشته باشد، هویت این مترجمان با وجود رسالت مهمشان شناخته‌شده نیست و تا به امروز فرهنگ‌سازی خاصی هم در این حوزه صورت نگرفته است.

درخواست حمایت از مترجمان ناشنوا  بی‌نتیجه ماند

«مونا کریمی»، روزنامه‌نگار و مترجم ناشنوایان، از به رسمیت شناخته‌نشدن کار ترجمه برای جامعه ناشنوایان انتقاد می‌کند؛ «اهمیت کار مترجمان فقط برای انجمن ناشنوایان ایران، کانون و انجمن زبان اشاره به رسمیت شناخته شده است؛ اما نهاد و سازمان‌های دولتی توجهی به این شغل مهم ندارند و ما را به رسمیت نمی‌شناسند، در‌حالی‌که در صورت به‌رسمیت‌شناختن زبان اشاره، شغل مترجمی ناشنوایان هم به رسمیت شناخته می‌شود».

پیگیری‌های زیادی در‌این‌باره صورت گرفته که بی‌فایده بوده است؛ «چند سال پیش نامه‌ای به وزیر کار زده شد و در آن نسبت به ضرورت اهمیت و ارزش‌گذاشتن به شغل مترجمان ویژه ناشنوایان تأکید شد. در نظر گرفتن حق بیمه، دستمزد و سایر حقوق کمترین خواسته امضاکنندگان این نامه بود؛ اما این درخواست و نامه مثل سایر نامه‌ها بدون نتیجه ماند و فراموش شد. حتی سازمان بهزیستی نیز برای شناساندن و به‌رسمیت‌شناختن جایگاه مترجمان ناشنوا همتی نداشته و ندارد. به تصور بهزیستی، یک فرد حتما باید معلولیت آشکار داشته باشد تا به رسمیت شناخته شود. ناشنوایان به مترجم نیاز دارند و برقراری ارتباط بدون مترجم برای آنها کار ساده‌ای نیست و به‌خصوص در انجام کارهای درمانی و اداری نگرانی‌های زیادی برایشان به همراه دارد. در واقع مترجم همراه همیشگی یک ناشنواست».

خطر  ابتلا به آرتروز  و  مشکلات مفصلی در کمین مترجمان ناشنوا

مترجمان و رابطان ناشنوا از روی علاقه، عشق و احساس مسئولیت در این زمینه فعالیت دارند؛ « ما بیمه و حقوق مشخصی نداریم، حتی مترجمان صداوسیما هم با حداقل دستمزد و به صورت پروژه‌ای کار می‌کنند و به اندازه وقت و انرژی صرف‌شده دریافتی ندارند. این در حالی است که شغل مترجمی ناشنوایان در کشورهای بسیاری شناخته‌شده است و از مزایا و حقوق متفاوت و مناسبی برخوردار هستند».

او به سختی‌های این شغل اشاره می‌کند؛ «یک مترجم، پیام را از طریق ادراکات مغزی دریافت و تحلیل کرده و آن‌ را هم‌زمان به زبان اشاره تبدیل می‌کند. بدن به مرور زمان دچار فرسایش می‌شود. چشم‌ها به دلیل تمرکز طولانی‌مدت در نگاه‌کردن به نقطه مشخص ضعیف می‌شود. دست‌درد شدید، آرتروز و مشکلات مفصلی در کمین مترجمان است. مترجمانی که در این کار مهارت کافی دارند، متوجه گذشت زمان نشده و ممکن است ساعت‌های طولانی نشسته یا ایستاده به کار اشاره مشغول شوند؛ به همین دلیل به مرور زمان فشار زیادی به دست‌ها وارد می‌شود».

مونا کریمی آشنابودن به زبان اشاره را برای کار مترجمی در حوزه ناشنوایان کافی نمی‌داند؛ «یک مترجم باید علاوه بر آشنایی با زبان اشاره، درک درست و کاملی از اخلاق، روحیات و فرهنگ ناشنوایان داشته باشد. یک مترجم باید به اندازه کافی صبور و همدل شود تا فرد ناشنوا بتواند با مترجم ارتباط برقرار کند و حتی مترجم را بپذیرد. مترجمانی که مثل من از خانواده شنوا بوده‌اند و قدم در این راه گذاشته‌اند، باید بدانند که برقراری ارتباط با عزیزان ناشنوا نیازمند توجه و دقت است. این‌طور نیست که فقط به شکل اشاره و مکانیکی کار ترجمه انجام شود، باید توانست حرف دلشان را درک کرد و رعایت هم‌زمان تمام این الزامات بسیار سخت است». گاهی برخی حواشی پیش‌آمده، انرژی زیادی از ما مترجمان می‌گیرد؛ «متأسفانه گاهی اختلاف‌نظر میان مدیران حوزه ناشنوایان در عملی‌کردن اهداف مشترک یا مافیایی که گاهی در انتخاب مترجم برای بعضی از برنامه‌ها دیده می‌شود و حرف و حدیث‌های پیش‌آمده، باعث به‌حاشیه‌رفتن مسائل مهم ناشنوایان شده و آسیب بیشتری برای نیل به اهداف وارد می‌کند؛ در‌حالی‌که مترجمان و مدیران ناشنوایان و ما که مترجمانی از خانواده‌های شنوا هستیم و با علاقه و داوطلبانه وارد این عرصه شده‌ایم، همه یک هدف مشترک داریم و آن هم ناشنوایان و حمایت از آنهاست. وجود اعتماد و همدلی میان ما، حس حمایتگری‌مان را نسبت به یکدیگر تقویت کرده و ما را به اهدافمان که احقاق حقوق ناشنوایان است، نزدیک‌تر می‌کند».

توجه به ناشنوایان در صداوسیما  تنها  برای یک هفته!

«ثمین سالاریه»، مترجم و مدرس زبان اشاره، به عملکرد صداوسیما در حوزه تولیدات برای جمعیت ناشنوایان انتقاد دارد؛ «هر سال به مناسبت هفته جهانی ناشنوایان جشن‌هایی در سطح کشور برگزار می‌شود که دو سال است به خاطر شیوع کرونا امکان برگزاری جشن و مراسم فراهم نبود. صدا‌وسیما هم در هر شبکه‌ای از یک ناشنوا دعوت می‌کند و مترجم‌ها هم در رسانه ملی و شبکه‌های مجازی به کار ترجمه برای ناشنوایان مشغول می‌شوند و تمام این تدابیر تنها برای یک هفته است و بعد از آن تمام این برنامه‌ها تا سال بعد کنار گذاشته می‌شوند. ما مترجمان به صداوسیما پیشنهاد می‌دهیم که این یک هفته را جابه‌جا کنند؛ برنامه‌ها و تولیدات تنها برای یک هفته به افراد شنوا و مابقی برای افراد ناشنوا اختصاص یابد تا افراد شنوا، به‌ویژه مسئولان، متوجه شوند که این شیوه معمول تا چه اندازه سخت است و افراد ناشنوا چه سختی‌هایی را تحمل می‌کنند».

مترجمان   کار ترجمه برای ناشنوایان را رها می‌کنند!

کار ترجمه برای ناشنوایان، حرفه‌ای سخت و بسیار کم‌درآمد است؛ «عموم علاقه‌مندان، این حرفه و مهارت را کنار می‌گذارند و شغل دیگری را انتخاب می‌کنند. بسیاری از ادارات به مترجمان ناشنوایان که شغل مترجمی را به‌عنوان شغل دوم انتخاب کرده‌اند، مرخصی نمی‌دهند و آنها نمی‌توانند از مهارتشان به نفع جامعه ناشنوایان استفاده کنند؛ در‌حالی‌که در کشورهای دیگر به مترجمان مرخصی با حقوق می‌دهند تا بتوانند بدون نگرانی، به جامعه ناشنوا خدمت‌‌رسانی کنند و جزء وظیفه محسوب می‌شود. ناشنوایان در کشور آمریکا مترجم ۲۴‌ساعته به صورت شیفتی و آنلاین در اختیار دارند، کشور ژاپن برای هر منطقه یک مترجم در نظر گرفته است و شغل مترجمی برای ناشنوایان از‌ جمله مشاغل پر‌طرفدار و پر‌درآمد با مزایای خوب است که اگر مترجمی کارش را به درستی انجام ندهد، مؤاخذه و اخراج می‌شود. اما متأسفانه مترجمان ویژه ناشنوایان در کشور ما شناخته‌‌شده نیستند و حق و حقوق ندارند».

سالاریه، مربی زبان اشاره، از مشکلات مترجمان ناشنوایان صحبت و مشکلات موجود را معضلی برای جامعه ناشنوایان ارزیابی می‌کند؛ «صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی وقتی به مترجمان بها ندهد، در واقع به ناشنوایان بها نداده است. ناشنوا عضوی از جامعه است که باید تولیدات و برنامه‌ها برایشان مناسب‌سازی شود. این در حالی است که صداوسیما به بهانه کم‌کردن هزینه‌ها، مترجمی برای تولیدات خود در نظر نمی‌گیرد».

کرونا  و  خطر  انزوای  ناشنوایان

این مدرس زبان اشاره از مشکلات جامعه ناشنوایان در سال‌های اخیر و حضور مؤثر مترجمان می‌گوید: «‌ناشنوایان در دوران کرونا بیشتر از هر زمان دیگر آزار دیدند. به خاطر زدن ماسک، امکان برقراری ارتباط برایشان نبوده؛ به همین دلیل یا باید در منزل می‌ماندند یا در مکان‌های عمومی ماسک‌هایشان را در‌می‌آوردند تا بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. بچه‌های ناشنوا قبل از شیوع کرونا یک یا دو بار در ماه در مؤسسات و انجمن‌های مختص ناشنوایان دور هم جمع می‌شدند یا به اردو و سفر می‌رفتند که تمام این امکانات از بین رفت و کمبود‌های ناشنوایان بیش از پیش احساس شد. صداوسیما هم عملا کاری برای پرکردن سکوت و تنهایی بچه‌ها انجام نداد و نامه‌های زیادی را بدون پاسخ گذاشت. ناشنوایان اوقات تنهایی‌شان را با افرادی که دغدغه‌های مشترک داشتند، پر کردند. مترجمان زیادی در زمان شیوع کرونا محتوا‌سازی کردند، با کمک ناشنوایان مطالب آموزشی و سرگرمی آنلاین تولید کردند تا ناشنوایان کمتر آسیب ببینند».

مترجمان  زبان  اشاره  به  رسمیت  شناخته  نمی‌شوند

بهزیستی به‌عنوان متولی امور ناشنوایان هنوز جامعه ناشنوایان را به رسمیت نشناخته چه برسد به مترجمان؛ «‌سازمان بهزیستی برای حمایت از ناشنوایان در زمان شیوع کرونا هیچ اقدام مفیدی انجام نداد. این سازمان نه‌تنها زبان اشاره، بلکه مربیان و مترجمان این زبان را به رسمیت نمی‌شناسد و در برابر خواسته‌ها و مطالباتمان برای دریافت یک حقوق ساده و بیمه مقاومت و مخالفت می‌کند. ناشنوایان هم برای کاهش نگرانی و برقرار‌کردن ارتباط با اطرافیان به مترجم آشنا به زبان اشاره نیاز دارند که وقتی با اعتراض روبه‌رو می‌شوند، اعلام می‌کند امکان پرداخت هزینه مترجم را ندارد؛ در‌حالی‌که مترجم هم عضوی از عوامل گروه محسوب شده و جدا‌‌نشدنی نیست».

این روزها فضای مجازی به شناخته‌شدن هرچه بیشتر فعالیت مترجمان کمک زیادی کرده است. انتشار فعالیت‌های خود‌جوش مترجمان در فضای مجازی و انعکاس فیلم‌های تولیدی آنها، فضا را بهتر از سال‌های ابتدایی کرده و باعث شناخته‌شدن فعالیت مترجمان شده است. اگر چنین فضایی هم وجود نداشت، هیچ‌گونه امکانی برای دسترسی به اندکی از حقوق برابر برای ناشنوایان و کم‌شنوایان وجود نداشت. ناشنوایان به‌عنوان شهروند، باید از حق و حقوق یکسانی برخوردار باشند، اما همچنان نسبت به نیازها، مشکلات و حقوق ضروری‌شان بی‌اعتنایی می‌شود.

افزایش نرخ بیکاری در کشور

یکی از بارزترین نمود‌های عجز سران رژیم ولایی در حل بحران‌های اجتماعی- اقتصادی کشور، بیکاری گسترده بین جوانان است. نتیجهٔ سرشماری و آمارها نشان می‌دهند که میانگین سنی ۸۵ میلیون شهروندان کشورمان ۳۲ سال است. این نشانگر آن است که جوانان نه‌فقط بخش عمدهٔ جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، بلکه در مقام فعال‌ترین نیروی اجتماعی کشور می‌توانند نقشی مؤثر در پیشرفت و توسعه‌ کشور داشته باشند. نه‌فقط در کشور ما، بلکه در تمام جامعه‌های بشری، تاریخ نشان داده است که بدون درنظر گرفتن این نقش و خواست‌های جوانان، پیشرفت و امیدواری به آینده نه‌فقط در بین جوانان بلکه در تمامی جامعه مختل می‌گردد….

نرخ بیکاری جوانان در برخی استان‌های کشور به‌رغم وجود شماری زیاد از جوانان تحصیل‌کرده که از مهارت‌هایی مختلف برخوردارند، حتی در سطحی بالاتر از سطح میانگین بیکاری جوانان در سراسر کشور است.
گزارش فصلی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نرخ بیکاری در تابستان سال ۱۴۰۰ با هشت دهم درصد افزایش نسبت به بهار به ۹.۶ درصد رسیده است. در کنار این، میزان اشتغال در ایران، مخصوصاً در بین زنان، همچنان بسیار کمتر از دوران پیش از همه‌گیری کرونا است.

طبق این گزارش تابستان امسال ۲۳ میلیون و ۴۰۴ هزار ایرانی شاغل بوده‌اند که این رقم ۱۳۶ هزار نفر کمتر از تابستان پارسال، و یک میلیون و ۳۴۶ هزار نفر کمتر از تابستان ۱۳۹۸ است.

با وجود کاهش شاغلان، شمار بیکاران (افراد جویای کار) هم نسبت به دو سال پیش کاهش یافته و از ۲.۹ میلیون نفر به کمتر از ۲.۵ میلیون نفر رسیده است.

داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که ضربه اصلی کاهش فرصت‌های شغلی را زنان متحمل شده‌اند.

با آغاز همه‌گیری کرونا در زمستان ۱۳۹۸ میزان اشتغال هم در بین زنان و هم در بین مردان افت کرد.

ولی اگرچه شمار مردان شاغل به سطح ۲۰ میلیون نفری پیش از همه‌گیری بازگشته، شمار زنان شاغل همچنان حدود یک میلیون نفر (بیش از ۲۰ درصد) کمتر از اواسط سال ۱۳۹۸ است.

محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری کرونا به اشتغال زنان در بسیاری از کشورهای جهان ضربه زد؛ چرا که با بسته شدن مدارس و مهدکودک‌ها، زنان مجبور شدند برای نگهداری از فرزندانشان در خانه بمانند.

گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که میزان مشارکت اقتصادی زنان همچنان بسیار پایین‌تر از دو سال پیش است و شمار زنان شاغل و جویای کار از پنج میلیون و چهارصد هزار نفر در تابستان ۱۳۹۸ به چهار میلیون و دویست هزار نفر در تابستان امسال رسیده است. به عبارت دیگر، حدود یک میلیون و دویست هزار زن بازار کار ایران را ظرف دو سال گذشته ترک کرده‌اند.

نگرانی از این است که این کاهش اشتغال زنان، حداقل در بخش‌هایی از اقتصاد ایران، موقتی نباشد.

آمارها نشان می‌دهد که در حالی که شمار زنان شاغل در بخش صنعت ایران ظرف دو سال گذشته حدود سیصد هزار نفر کاهش یافته، شمار مردان شاغل در این بخش در همین مدت سیصد هزار نفر بیشتر شده است.

شمار زنان شاغل در بخش کشاورزی هم ظرف دو سال گذشته افت شدیدی داشته و از نزدیک به یک میلیون نفر به ۶۶۵ هزار نفر رسیده است.‌ به عبارت دیگر، از هر سه زن شاغل در این بخش، یک نفر در دو سال گذشته شغلش را از دست داده است.

چهار دهه خیانت رژیم ولایت فقیه به آرمان‌های انقلاب بهمن ۵۷ باعث شده است که معضل بیکاری همراه با بسیاری دیگر از کمبودها و رنج‌ها به مردم کشور ما و به‌خصوص به‌جوانان تحمیل شود.

عجز رژیم ولایی در حل معضل بیکاری

شمار افراد شاغل در ایران همچنان رو به کاهش دارد. گزارش جدید مرکز آمار ایران نشان می‌دهد کاهش شمار افراد شاغل در ایران طی تابستان سال جاری ادامه یافته است…..

آمارهای این گزارش که روز جمعه ۹ مهر ماه منتشر شد، نشان می‌دهد شمار شاغلان ۱۵ سال به بالای کشور در تابستان امسال کمتر از ۲۳ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر بوده که نسبت به تابستان پارسال ۱۳۶ هزار و ۵۸۴ نفر کاهش داشته است.

آرشیو آمارهای این نهاد رسمی نشان می‌دهد که شمار شاغلان کشور در تابستان سال ۹۸ بیش از ۲۴ میلیون و ۷۵۰ هزار نفر بود.

بدین ترتیب طی دو سال گذشته شمار شاغلان کشور در مجموع ۵.۲ درصد کاهش یافته است؛ یا به عبارتی دیگر ۱.۳ میلیون شغل در کشور از بین رفته است.

این میان حوزه خدمات بیشترین آسیب را در میان دیگر حوزه‌ها به خاطر کاهش شمار اشتغال داشته است.

پیش از همه‌گیری کرونا، ۱۲ میلیون و ۱۴۳ هزار نفر در حوزه خدمات مشغول کار بودند، اما تابستان امسال این رقم به ۱۱ میلیون و ۴۲۹ هزار نفر رسیده است.

دیگر بخش‌های اقتصادی کشور شامل بخش صنعت و کشاورزی نیز با معضل مشابه مواجه بوده است.

صرف نظر از همه‌گیری کرونا، بدتر شدن وضعیت اقتصاد کشور تحت تاثیر تحریم‌ها نیز می‌تواند عامل از بین رفتن شغل‌ها در کشور باشد؛ اگرچه هنوز مقامات ایران نسبت به سهم هر کدام از این موارد آمارهای مشخصی ارائه نداده‌اند.

اما از سویی در گزارش مرکز آمار نرخ بیکاری در تابستان امسال ۹.۶ درصد ارزیابی شده است که کمتر از دو سال پیش است.

کارشناسان معتقدند علت امر این است که بخشی از افرادی جویای کار، از جستجوی شغل دست کشیده و به قشر غیرفعال جامعه تبدیل شده‌اند.

آذرماه پارسال مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرد نرخ بیکاری نرخ واقعی بیکاری ۲۴ درصد بوده است که ۲.۵ برابر آمار اعلام شده توسط دولت است.

این مرکز در عین حال تایید کرده بود که خیل عظیمی از کسانی که دنبال شغل بودند، به خاطر عدم موفقیت در یافتن شغل، جستجوی کار را رها کرده‌اند.

در معادلات محاسبه نرخ بیکاری، افراد بیکارِ «در حال جستجوی کار» نیز لحاظ می‌شود و افرادی که در جستجوی کار نیستند در این آمار نمی‌آیند.

گزارش مرکز آمار نیز نشان می‌دهد نرخ مشارکت اقتصادی از حدود ۴۵ درصد در تابستان ۹۸ به ۴۱.۱ درصد سقوط کرده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید اگر آمار این افراد را به آمار افراد بیکار اضافه کنیم، نرخ واقعی بیکاری در ایران به ۲۴ درصد می‌رسد.

مرگ کارگر شرکت پارس خودرو در اثر سقوط از ارتفاع/ توضیحات شرکت: نماینده وزارت کار در حال بررسی علت حادثه است

مرگ کارگر شرکت پارس خودرو در اثر سقوط از ارتفاع/ توضیحات شرکت: نماینده وزارت کار در حال بررسی علت حادثه استمرگ کارگر شرکت پارس خودرو در اثر سقوط از ارتفاع/ توضیحات شرکت: نماینده وزارت کار در حال بررسی علت حادثه است

یک کارگر شرکت پارس خودرو در بیمارستان ابن سینای تهران جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع کارگری از مرگ یک کارگر شرکت پارس خودرو در اثر سقوط از ارتفاع خبر دادند؛ ظاهراً این کارگر سه روز پیش با مصدومیت بالا به بیمارستان منتقل شد و صبح امروز (دوازدهم مهر) در بیمارستان ابن سینای تهران جان خود را از دست داد.

شرکت پارس خودرو ضمن تایید این حادثه در این رابطه گفت: این کارگر، پرسنل یکی از بخش‌های تولیدی بوده و مرگ ایشان باعث تاثر بسیار شرکت و مدیران آن شده است؛ ما روزهای بدون حادثه در شرکت بسیار داریم و در این مورد نیز نماینده وزارت کار هم اکنون در شرکت حضور دارد و در حال بررسی علت بروز حادثه است.

به گفته شرکت، به محض روشن شدن دلایل، گزارش تکمیلی ارائه خواهد شد.

جزئیات بیشتر از خودسوزی منجر به فوت همسر کارگر شهرداری دهدشت

خبرگزاری هرانا – شامگاه چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه، همسر یکی از کارگران شهرداری دهدشت به دلیل عدم توانایی در تامین لوازم التحریر برای فرزندانش اقدام به خودسوزی کرد و جان خود را از دست داد. سرپرست شهرداری دهدشت با تایید چندین ماه مطالبات مزدی کارگران این مجموعه می‌گوید “واقعیت این است که به تنهایی نمی‌توانم پاسخگوی مسائل و مشکلات شهروندان دهدشتی باشم”.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آفتاب نیوز، شامگاه چهارشنبه ۳۱ شهریور ماه، همسر یکی از کارگران شهرداری دهدشت در منزل شخصی خود، اقدام به خودسوزی کرد و پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، کهگیلویه و بویر احمد یکی از محرومترین استان‌های کشور است که مردم برخی از مناطق این استان در فقر و تنگدستی روزگار می‌گذرانند و از حداقل امکانات زندگی محرومند. برخی از مناطق این استان از جمله دیشموک رتبه بالایی به لحاظ خودسوزی و خودکشی در کشور دارند.

محمدعلی برادر محمد جواد، کارگر شهرداری دهدشت درباره خودسوزی همسر برادرش، گفت: “برادرم کارگر شهرداری دهدشت است که ۱۵ سال سابقه کار دارد و حدودا ۵ ماهی می‌شود حقوق دریافت نکرده‌است. چند روز قبل از حادثه نیز با تعدادی از کارگران جلوی فرمانداری این شهرستان برای مطالبات حقوقی‌اش تجمع کرده بود. روز حادثه بین برادرم و خاتون همسرش برای خرید لوازم التحریر پسرانشان که یکی از آن‌ها امسال به کلاس اول رفته است درگیری لفظی پیش می‌آید. برادرم می‌گوید پول ندارم و حقوقش را چند روز دیگر پرداخت می‌کنند. اما همسر برادرم که دیگر تحمل فقر و بدبختی را نداشت خودش را به آتش می‌کشد و ۸۰ درصد دچار سوختگی می‌شود. تلاش برادرم برای خاموش کردن آتشی که به جان همسرش افتاده بود به جایی نرسید و خاتون را از ما گرفت”.

او ادامه داد: “در این حادثه برادرم دچار ۳۰ درصد سوختگی شد و اکنون تحت درمان است. محمد جواد شرایط مالی خوبی ندارد و در انبار شهرداری که دو اتاق خرابه دارد زندگی می‌کند و ما خیلی نگران زندگی او و ۳ فرزندش هستیم”.

برادر خاتون نیز درباره مرگ خواهرش گفت: “فقر در منطقه ما حاکم است و مردم نان خالی‌شان را هم با زحمت تهیه می‌کنند”.

علی صالح با بیان اینکه مشکل خواهرم و شوهرش صرفا به روزی که خودسوزی کرد باز نمی‌گردد بلکه به دلیل شرایط سخت زندگی و مشکلاتی بود که سال‌ها بر روی هم تلمبار شده بود، گفت: “تمامی این گرفتاری‌ها باعث شد تا آن روز آتش مشکلات زن و شوهر شعله‌ور شود و دامن او و فرزندانش را بگیرد. ناگفته نماند که عدم پرداخت معوقات حقوقی دامادمان نیز مربوط به امروز و دیروز نیست و به دوره‌های قبل از مسئولیت سرپرست شهرداری فعلی باز می‌گردد”.

وی افزود: “خواهرم حتی سرپناهی از خودشان نداشتند و با این وضعیت اقتصادی و تورم حتی کارمندی با حقوق بالای ۱۰ میلیون تومان هم دیگر نمی‌تواند خانه بسازد یا بخرد چه برسد به کارگری که چند ماه حقوق معوقه دارد. علاوه بر فرزندان این خواهرم که بی‌مادر شدند، خواهر دیگرم هم چند سال پیش فوت کرد که ۶ فرزند دارد و ما آنقدر توان مالی نداریم که به همه خواهر‌زاده‌های یتیم‌مان رسیدگی کنیم. مادرمان هم آنقدر پیر و ناتوان است که نمی‌تواند از نوه‌هایش حمایت کند”.

سرپرست شهرداری دهدشت با اشاره به اینکه شهرداری‌هایی با جمعیت زیر ۱۰۰ هزار نفر در کشور وضعیت نابهنجاری دارند، عنوان کرد: “از اینکه بسیاری از کارکنان شهرداری در شهر‌های مختلف معوقات حقوقی دارند شکی نیست و شهرستان ۵۰ الی ۶۰ هزار نفری دهدشت نیز از این موضوع مستثنی نیست. در یک سالی که مسئول شهرداری دهدشتم، معوقات به همین اندازه بود و چندین سال است این شهرداری به کارکنان اضافه کاری هم نپرداخته است”.

تابش نژاد ادامه داد: “مشکلات معوقات حقوقی تنها برای شهردای دهدشت نیست و کارکنان شهرداری شهرستان‌های گچساران، یاسوج و امیدیه نیز قبل از دهدشت اعتصاب کرده بودند. این مسئله باید به صورت ریشه‌ای حل شود. بحث تنها خودسوزی همسر یکی از کارگران شهرداری دهدشت نیست و این اتفاق ممکن است هر کجایی دیگر رخ دهد. شاید درون این خانواده‌ها مشکلاتی بوده، ولی باز هم می‌گویم ما نمی‌توانیم خودمان را گول بزنیم، واقعیت این است که اگر مسائل اقتصادی دهدشت درست نشود تبعات بدتر از این هم خواهیم داشت. واقعیت این است که به تنهایی نمی‌توانم پاسخگوی مسائل و مشکلات شهروندان دهدشتی باشم”.

وی افزود: “با آغاز سال تحصیلی دانش آموزان، به بسیاری از خانواده‌ها فشار زیادی وارد شد. به همین دلیل برخی از کارکنان شهرداری‌ها و جا‌های دیگر دست به اعتراض زدند. امیدوارم حادثه تلخ این خودسوزی باعث شود تا در سطح کلان تصمیمی اساسی برای رفع مشکلات شهرداری‌ها، بخصوص مجموعه کارگری گرفته شود.”

معوقات مزدی و بیمه‌ای کارگران شهرداری لالی/تعدیل ۶ کارگر شرکت آب معدنی داماش

خبرگزاری هرانا – جمعی از کارگران شهرداری لالی واقع در استان خوزستان، از عدم پرداخت ۱۰ ماه معوقات مزدی و ۷ ماه حق بیمه خود خبر دادند. در خبری دیگر، ۶ کارگر شرکت آب معدنی داماش تعدیل شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران شهرداری لالی خواستار روشن شدن وضعیت معوقات خود هستند.

بر اساس این گزارش، تعدادی از کارگران شهرداری لالی از عدم پرداخت ۱۰ ماه معوقات مزدی خود خبر دادند و گفتند: علاوه بر حقوق حدود ۷ ماه حق بیمه‌‌ ما به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.

به گفته کارگران؛ علیرغم پیگیری‌های مکرر کارگران برای دریافت حقوق، مسئولان شهری پاسخ قانع‌کننده‌ای به درخواست‌های کارگران نمی‌دهند.

این کارگران که در بخش‌های خدمات و فضای سبز کار می‌کنند، در ادامه گفتند: در شرایط سخت کار می‌کنیم اما از دستمزد خبری نیست. بیشتر همکاران، مدت‌هاست که نمی‌توانند نیازهای ضروری خانواده‌هایشان را تامین کنند و ما انتظار داریم شهرداری هر ماه حداقل بخشی از مطالباتمان را بپردازد.

طبق اظهارات این کارگران؛ از حدود ده روز پیش کارگران واحد تنظیف و حمل زباله از جمع‌آوری زباله‌های برخی مناطق شهر خودداری کردند.

به گفته این کارگران؛ بخش دیگری از نگرانی آن‌ها نداشتن امنیت شغلی به سبب قراردادهای کوتاه مدت و موقت است که کارفرماها به هر بهانه‌ای اقدام به اخراج یا تعدیل نیروی کار خود می‌کنند.

آن‌ها در این‌باره گفتند: علیرغم پیگیری‌های مکرر کارگران بخش خدمات و تنظیم زباله هنوز هیچ یک از مدیران شهری چاره‌ای برای حل مشکل کارکران پیدا نکرده‌اند و با بی‌تفاوتی آن‌ها مشکلات جاری همچنان ادامه دارد.

به گفته آنها؛ در هر دوره اعضای شورای شهر، فردی را به عنوان شهردار به مردم معرفی می‌کنند که هیچ برنامه جدیدی برای مدیریت شهر ندارد. در واقع همان راهی را می‌رود که شهرداران قبلی انجام می‌دادند.

تعدیل ۶ کارگر شرکت آب معدنی داماش

به گزارش ایلنا، کارگان آب معدنی داماش واقع در شهرستان رودبار از تعدیل ۶ نفر از همکاران خود از ابتدای مهرماه جاری خبر داد.

بر اساس این گزارش، در کارخانه آب معدنی داماش که در شهرستان رودبار در استان گیلان واقع شده است، حدود ۴۶ کارگر مشغول به کارند که از ابتدای مهرماه جاری، شش نفر از آن‌ها پس از اتمام قرارداد کار بیکار شده‌اند.

از قرار معلوم؛ تعدیلی‌ها از کارگران قرارداد موقت کارخانه بوده‌اند که بعد از یک دوره فعالیت شغلی شش تا یکساله بیکار شده‌اند.

کارگران این واحد تولیدی می‌گویند: شرکت آب معدنی داماش که پیش از این متعلق به هلدینگ بانک ملی بود، از ماه‌های پایانی سال ۹۹ به یک کارفرمای جدید واگذار شده است.

بنابر گفته کارگران؛ هر ساله با آغاز فصل سرما که تقاضا برای خرید آب معدنی کم می‌شود کارفرما اقدام به تعدیل تعدادی از نیروی کار می‌کند که آخرین آن آبان ماه سال گذشته بود که ۱۲ نفر از کارگران قراردادی کارخانه آب معدنی داماش به دلیل‌ عدم نیاز از سوی کارفرمای سابق بیکار شدند.

این کارگران با یادآوری اینکه هنوز نزدیک به ۴۰ کارگر با احتساب کارکنان دفتر مرکزی در این واحد مشغول کارند، افزودند: این تعدیل‌ها در راستای کاهش هزینه‌ها صورت گرفته و این نگرانی را به وجود آورده که همکاران باقیمانده نیز به سرنوشت مشابه مبتلا شوند.

به گفته آن‌ها؛ هنوز هیچ یک از کارگران بیکار شده تسویه حساب نشده و مطالبات مزدی و سنواتی خود را دریافت نکرده‌اند.

مدیر داخلی آب معدنی داماش با تایید خبر تعدیل تعدادی از کارگران این واحد گفت: حدود ۴۶ نفر در این واحد مشغول کارند که شش نفر با اتمام قرارداد کار تعدیل شدند.

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک کارگر در نیشابور

خبرگزاری هرانا – روز شنبه ۱۰ مهرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر در نیشابور حین انجام کار بر اثر سقوط از دیوار یک ساختمان در حال تخریب جان خود را ازدست داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، روز شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، یک کارگر در نیشابور حین انجام کار دچار حادثه شد.

بر اساس این گزارش، طی این رویداد که در خیابان ولیعصر نیشابور رخ داد، یک کارگر که با پیکور برقی در حال تخریب بخشی از دیوار ساختمان مسکونی قدیمی چند طبقه بود، در اثر سقوط از ارتفاع جان باخت.

عوامل امداد و نجات بعد از عملیات نجات و بررسی علائم حیاتی، مرگ این کارگر را تایید کردند.

اعتصاب کارگران معادن خصوصی زغال سنگ شمال کرمان

کارگران معادن خصوصی شمال کرمان روز سه‌شنبه ۶ مهر دور دیگری از اعتصاب را با مسدود کردن مسیر حمل زغال از معادن به سمت کارخانه زغالشویی آغاز کردند. یکی از خواست‌های کارگران بازگرداندن مالکیت معدن به دولت است. آن‌ها در پایان روز اول اعتصاب، تاکید کردند اعتصاب در روزهای بعد ادامه خواهد یافت.

سه شنبه ۶ مهر – کارگران معادن زغال سنگ شمال کرمان دور دیگری از اعتصاب را با مسدود کردن مسیر حمل زغال از معادن به سمت کارخانه اغاز کردند.زغالشویی

کارگران معادن خصوصی شمال کرمان روز سه‌شنبه ۶ مهر دور دیگری از اعتصاب را با مسدود کردن مسیر حمل زغال از معادن به سمت کارخانه زغال‌شویی آغاز کردند. کارگران به فشار کار بالا، کمی دستمزد و قراردادهای موقت اعتراض کردند. یکی از خواست‌های کارگران بازگرداندن مالکیت معدن به دولت است.

سه شنبه ۶ مهر – کارگران معادن زغال سنگ شمال کرمان مسیر حمل زغال را مسدود کردند

آن‌ها در پایان روز اول اعتصاب، تأکید کردند اعتصاب در روزهای بعد ادامه خواهد یافت.

اعتصاب کنندگان کارگران معادن خصوصی پابدانای جنوبی، چشمه پونه، سراپرده، باب شکون، گله توت و ۱۲-۱۴ بودند. آن‌ها با تجمع در محل دو راهی مسجد ابوالفضل دشتخاک زرند، مسیر حمل زغال به کارخانه زغال‌شویی را سد کردند.

اعتصاب در حالی انجام شد که سیمای جمهوری اسلامی به تازگی از «دستور ویژه رییس جمهوری برای حل مشکلات کارگران معادن زغال سنگ» خبر داده بود.

افزایش فشار کار، با دستمزدهای کمتر از حداقل دستمزد

کارگران ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه کار دارند، اما قراردادشان موقت است و دستمزدشان ۴ تا ۵ میلیون تومان در ماه است. شمار کارگران شاغل مدام کاهش می‌یابد اما حجم کار و فشار بر کارگران نیز بیشتر شده است. افزایش فشار کار و استرس ناشی از آن خطر افزایش حوادث کار را در پی دارد، آن هم در وضعیتی که معادن به ویژه معادن زغال سنگ ایران فاقد حداقل استانداردهای ایمنی و بهداشت محیط کارند و به لحاظ حوادث کار منجر به مرگ کارگران پس از ساخت و ساز در رده دوم قرار دارند.

فیش حقوقی یکی از کارگران معدن زغال سنگ که در چنین شرایطی کار می‌کند، نشان می‌دهد دریافتی ماهانه او با سال‌ها سابقه کار، چهار میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است.

واریز نشدن کامل حق بیمه نیز یکی دیگر از مشکلات کارگران است. کارگران معدن گله توت از سوء استفاده دیگری پرده برداشتند. کارفرمای این معدن در چند سال اخیر، درصدی از مزد کارگران را که بابت مالیات از حقوق کارگران کسر می‌کرده، به حساب اداره مالیات واریز نکرده است.

کارگران معادن زغال سنگ کرمان بارها در اعتراض به شرایط کار اسارت بار خود اعتصاب، تجمع و راهپیمایی کرده‌اند. مسئولان با دادن وعده و تهدید و تعقیب قضایی تلاش کرده‌اند کارگران را به سر کار بازگردانند. اما اعتراضات پس از چندی از سرگرفته شده است.

بی جهت نیست که ابراهیم رئیسی در آغاز کار خود به عنوان رئیس جمهوری حکومت اسلامی، به معادن زغال سنگ کرمان رفت و وزیر صمت (صنعت، معدن و تجارت) دولت کابینه او وعده داد در اجرای «دستور ویژه رئیس جمهوری» مشکلات معیشتی کارگران شاغل حل شود و ظرفیت‌های اشتغال‌زایی معادن افزایش یابد.

در حین تجمع کارگران اعتصابی در مسیر حمل و نقل زغال، مسئولان شهرستان زرند تلاش کردند با دادن وعده و وعید آن‌ها را به سر کار بازگردانند اما کارگران در پایان روز اعلام کردند تا برآورده شدن مطالباتشان به اعتصاب ادامه می‌دهند.

اعتصاب کارگران معادن زغال سنگ با بایکوت خبری رسانه‌های حکومت اسلامی روبه‌رو شد.

خبر آغاز اعتصاب با بستن جاده توسط کارگران، شکست مذاکرات مسئولان با کارگران و تأکید کارگران بر ادامه اعتصاب سه‌شنبه تنها در رسانه‌های محلی کرمان انعکاس یافت. چهارشنبه ۷ تیر این رسانه‌ها نیز در باره اعتصاب سکوت کردند.

کارگران پیمانکاری «کاریز» در پروژه آزاد راه منجیل به رشت دست از کار کشیدند

کارگران شرکت پیمانکاری «کاریز» در پروژه آزاد راه منجیل به رشت در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه حقوق امسال خود، از صبح امروز ۱۰ مهر ماه اقدام به اعتصاب کردند.

منابع کارگری در پروژه آزاد راه منجیل به رشت در تماس با خبرنگار ایلنا، از توقف فعالیت شغلی خود خبر دادند. آن‌ها اظهار داشتند: امروز در اعتراض به‌عدم پرداخت چهار ماه حقوق،  دست از کار کشید‌ه‌اند.

کارگران با اشاره به بی‌توجهی کارفرما در پرداخت مطالبات خود گفتند: بعد از گذشت شش ماه از آغاز سال جدید کارگران شرکت پیمانکاری «کاریز» فقط حقوق فروردین و اردیبهشت ماه خود را دریافت کرده‌اند که در واکنش به این موضوع، آن‌ها که در محور جاده‌ای منجیل به رودبار مشغول کارند از صبح امروز به نشانه اعتراض کار در اجرای تونل شماره سه و چهار م را متوقف کردند.

کارگران شرکت پیمانکاری «کاریز» اظهار داشتند: درحالی چهار ماه حقوق طلبکاریم که وزارت راه اجرای ساخت این پروژه عمرانی را به یک شرکت پیمانکاری بزرگ بنام «عطاردیان» واگذار کرده است. در واقع شرکت «کاریز» پیمانکار دسته دو محسوب می‌شود که اجرای ساخت تونل شماره سه و چهار محور منجیل به رشت در محدوده رودبار را برعهده دارد.

به گفته آن‌ها، طی این مدت به ما گفته می شد دلیل به تاخیر افتادن حقوق کارگران، پرداخت نشدن صورت وضعیت‌های مالی از صوی شرکت عطاردیان به عنوان کارفرمای اصلی است اما امروز کارگران پی برده‌اند ، شرکت عطاردیان همه صورت وضعیت‌های مالی شرکت کاریز را پرداخت کرده و هیچ مطالبه‌ای ندارد.

کارگران همچنین گفتند: در حال حاضر شمار زیادی از کارگران به دلیل دریافت نکردن به موقع حقوق در وضعیت معیشتی خوبی به سر نمی‌برند.

کارگران معترض اظهار داشتند: در حال حاضر کسی در شهرستان رودبار پاسخگو نیست تا به مشکلاتمان رسیدگی کند.

به گفته کارگران شرکت پیمانکاری کاریز درکنارعدم تحقق برخی مطالبات کارگران در این پروژه عمرانی، کارگران با قراردادهای موقت کار، امنیت شغلی خود را در خطر می‌بینند.

یک کارگر حین تخریب ساختمان جان باخت

یک کارگر بر اثر سقوط از دیوار یک ساختمانی که با دستگاه پیکور مشغول تخریب آن بود، در خیابان ولیعصر نیشابور جان خود را از دست داد.

به گزارش ایلنا، یک کارگر ساختمانی در خیابان ولیعصر نیشابور، بعداز ظهر روز گذشته به دلیل سقوط از ارتفاع جان باخت.

این کارگر که با پیکور برقی در حال تخریب بخشی از دیوار ساختمان مسکونی قدیمی چند طبقه در خیابان ولیعصر نیشابور بود، در اثر سقوط از ارتفاع جان باخت.

عوامل امداد و نجات بعد از عملیات نجات و بررسی علائم حیاتی، مرگ این کارگر را تایید کردند.

واژگونی مینی‌بوس سرویس کارکنان نیروگاه شهید رجایی

به گزارش مشرق، سلطانی، رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان قزوین گفت: واژگونی مینی‌بوس سرویس کارکنان نیروگاه شهید رجاییواژگونی مینی‌بوس سرویس کارکنان نیروگاه برق شهید رجایی ۱۲ مصدوم بر جای گذاشت که خوشبختانه هیچ یک از مصدومین بد حال نیستند و همگی جهت بررسی‌های بیشتر به بیمارستان شهید رجایی منتقل شدند.

سلطانی افزود: مصدومین این حادثه با دو آمبولانس مرکز فوریت‌های پزشکی استان قزوین، یک آمبولانس هلال احمر و آمبولانس نیروگاه شهید رجایی به بیمارستان منتقل شدند.

بازداشت هشت دستفروش کتاب توسط پلیس امنیت در تهران

خبرگزاری هرانا – هشت دستفروش کتاب در میدان انقلاب تهران، به دلیل آنچه “فروش کتاب‌های غیر قانونی” عنوان شده، توسط پلیس امنیت بازداشت شدند. نیروهای پلیس برخی از کتب دستفروشان را ضبط و با خود برده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به ننقل از ایبنا، روز شنبه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۰، هشت دستفروش کتاب در راسته کتابفروشی میدان انقلاب تهران، توسط پلیس امنیت بازداشت شدند.

یکی از اعضای کارگروه صیانت از حقوق نشر اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران گفت: ساعتی پیش پلیس امنیت با حضور در میدان انقلاب و راسته کتابفروشان، هشت دستفروش کتاب را بازداشت کرد.

وی ضمن اینکه شهروندان بازداشت شده را “بساط‌گستران کتاب‌های غیرقانونی و قاچاق” عنوان کرد، مدعی شد: شماری از کتب این افراد نیز شامل آثاری درباره سلطنت‌طلب‌‌ها، آثار بدون مجوز و همچنین کتاب‌های پرفروش ناشران که به‌صورت قاچاق منتشر شده بودند، توسط نیروهای پلیس ضبط شد.

جانباختن دو کارگر در اثر سوانح کاری

هه‌نگاو: دو کارگر اهل شهرهای جوانرود و پیرانشهر در حین کار و در اثر سوانح کاری جانشان را از دست دادند.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰ (۱ اکتبر ۲۰۲۱)، یک شهروند روستای “کچل آباد” جوانرود با هویت رسول هوشنگی در حین کار و به دلیل سوانح کاری جانش را از دست داد.

از سوی دیگر، روز سه‌شنبه ۶ مهر (۲۸ سپتامبر)، یک شهروند اهل روستای “قبر حسین” پیرانشهر با هویت محمد رزگی در حین کار جانش را از دست داده است.

به گفته یک منبع مطلع، این دو شهروند در حین جمع‌آوری گردو و به دلیل سقوط از درخت جانشان را از دست داده‌اند.