چگونه تورم را ۴۰ درصد اعلام می‌کنند؟ / در تعیین مستمری ۱۴۰۰ “سبد معیشت واقعی” مبنا قرار گیرد

یک بازنشسته کارگری می‌گوید: در تعیین مستمری‌ها باید تورم واقعی مدنظر قرار بگیرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، تکلیف مزد ۱۴۰۰ با افزایش ۳۹ درصدی پایه مزد مشخص شد و حالا نوبتِ تعیین تکلیفِ مستمری بازنشستگان کارگری است. در تعیین مزد ۱۴۰۰، دولتی‌ها و کارفرمایان بر تورم ۳۴.۲ درصدی اسفند تاکید داشتند و با استناد به همین نرخ تورم رسمی، افزایش ۳۹ درصدی پایه مزد را یک نوع کوتاه آمدن به نفع کارگران قلمداد کردند این در حالیست که محمدی (بازنشسته کارگری) بر غیرواقعی بودن این نرخ‌ها تاکید دارد و می‌گوید: وقتی قیمت مسکن ۵ برابر، پوشاک ۴ برابر، مواد غذایی ۳ برابر، دارو و وسایل بهداشتی ۳ برابر شده و قیمت باقی اقلام نیز به همین ترتیب رشد چند صد درصدی داشته‌اند، چگونه است که نهادهای رسمی نرخ تورم  را ۴۰ درصد عنوان‌ می‌کنند؟!

او ادامه می‌دهد: حتی اگر پایین‌ترین نرخ افزایش را بگیریم، از ابتدای ۹۷ تا پایان ۹۹ تورمِ حداقل ۳۰۰ درصدی را بر ما تحمیل کرده‌اند؛ هزینه‌های زندگی در طول کمتر از سه سال، حداقل سه برابر شده اما مزد و مستمری واقعاً چند درصد افزایش یافته؛ حتی به صد درصد هم نمی‌رسد!

به گفته این بازنشسته، تعیین مزد و مستمری با استناد به نرخ‌های تورم رسمی، کلاه گشادی‌ست که بر سر کارگران شاغل و بازنشسته می‌گذارند چراکه اگر قرار باشد افزایش حقوق‌ها «عادلانه» باشد، باید سبد معیشت مبنا قرار بگیرد آنهم سبد معیشت واقعی.

در مذاکرات مزدی ۱۴۰۰، سبد معیشت تقلیل‌یافته که به صورت سه‌جانبه در کمیته دستمزد شورایعالی کار محاسبه شد، ۶ میلیون و ۸۹۵ هزار تومان نرخگذاری شد؛ در همان زمان داده‌های کمیته دستمزد کانون عالی شوراها نشان می‌داد که نرخ سبد معیشت واقعی حداقل ۹ میلیون تومان است.

محمدی با استناد به این تفاوت آشکار می‌گوید: در تعیین مستمری ۱۴۰۰ باید سبد معیشت واقعی مبنا قرار بگیرد. با نرخ‌هایی واقعی که در بازار داریم، سبد معیشت واقعی بیشتر از نُه میلیون تومان است و شاید به دوازده میلیون تومان هم برسد؛ همین سبد باید در تعیین مستمری ۱۴۰۰ مبنا قرار بگیرد وگرنه بازهم شاهد افت معیشتی بازنشستگان خواهیم بود و سطح زندگی آنها در ۱۴۰۰ دچار افول بیشتر خواهد شد.

ضرب الاجل ۹ ماهه رئیس قوه قضاییه برای فعالسازی خط تولید کارخانه ماشین‌سازی لرستان

آیت الله سیدابراهیم رئیسی سه‌شنبه ۱۰ فروردین در بیست و پنجمین سفر استانی خود به لرستان سفر کرد.

به گزارش ایلنا، آیت الله سیدابراهیم رئیسی صبح امروز (سه‌شنبه ۱۰ فروردین) در بیست و پنجمین سفر استانی خود به لرستان سفر کرد و مورد استقبال رسمی نماینده ولی فقیه در استان، استاندار، رئیس کل دادگستری و مقامات استانی لرستان قرار گرفت.

آیت الله سید ابراهیم رئیسی در بدو ورود به استان لرستان از کارخانه ماشین‌سازی این استان بازدید کرد.

کارخانه ماشین‌سازی لرستان از جمله شرکت‌هایی است که در جریان خصوصی‌سازی به گروه امیرمنصور آریا واگذار شده بود.

ماشین‌سازی لرستان که با قدمتی بیش از ۴۰ سال، ساخت پل‌های شناور دوران دفاع مقدس را در کارنامه خود داشت بیش از ۴ سال است که تعطیل شده است.

آیت الله رئیسی در جریان این بازدید به سازمان بازرسی و دادستانی کل کشور دستور داد ضمن نظارت و پیگیری جهت تسریع در روند واگذاری کارخانه ماشین‌سازی لرستان به مالک جدید و رفع مانع از تصرف وی بر کارخانه، مالک جدید حداکثر ظرف ۹ ماه آینده کارخانه را به خط تولید برگرداند.

خانواده‌های کارگری در ۱۴۰۰ کدام یارانه‌ها را خواهند گرفت؟ / یارانه‌ای که کفافِ خرید نان خالی را نمی‌دهد!

به نظر می‌رسد در سال جدید یارانه ۱۰۰ هزار تومانی کرونا پرداخت نخواهد شد. اما تکلیف سایر یارانه‌ها چه می‌شود؟!

به گزارش خبرنگار ایلنا، پرداخت یارانه‌های نقدی از اواخر دهه ۸۰ شمسی و با اجرای قانون «هدفمندسازی یارانه ها» در دستور کار دولت‌ها قرار گرفت. ابتدا فقط یک یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی بود که تقریباً به همه شهروندان پرداخت می‌شد اما در سالهای بعدتر، از گستره شمول آن کاسته و چندین یارانه دیگر به آن اضافه شد.

در سال ۹۹، به دلیل بروز بحران کرونا، دولت یارانه ۱۰۰ هزارتومانی کرونا را به برخی گروه‌ها پرداخت کرد که به نظر می‌رسد پرونده پرداخت این یارانه بسته شده و دیگر قرار نیست در سال جدید، یارانه کرونا به حساب مشمولان واریز شود مگر اینکه ابلاغیه و دستور جدیدی صادر و شروع پرداخت این یارانه از سر گرفته شود.

کدام یارانه واریز می‌شود؟

اما سوال اینجاست که کارگران در سال ۱۴۰۰ کدام یارانه‌ها را خواهند گرفت؛ اولین یارانه، یارانه معیشتی است که از سال ۹۸، دهم هر ماه به حساب مشمولان واریز می‌شود. به نظر می‌رسد امسال دهم فروردین، این یارانه به حساب افراد واجد شرایط واریز خواهد شد.

مبلغ این یارانه برای خانوارهای یک نفره ۵۵ هزار تومان، دو نفره ۱۰۳ هزار تومان، سه نفره ۱۳۸ هزار تومان، چهار نفره ۱۷۲ هزار تومان و خانوارهای پنج نفره و بیشتر ۲۰۵ هزار تومان است.

دومین یارانه، یارانه نقدی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی است که از سال ۸۹ پرداخت آن شروع شده است. این یارانه معمولاً بیستم هر ماه به حساب خانواده‌های مشمول واریز می‌شود و به نظر می‌رسد در فروردین ۱۴۰۰ نیز در بیستمین روز، این واریزی صورت بگیرد. این یارانه به ازای هر فرد از خانوار به حساب سرپرست خانوار واریز می‌شود.

سرنوشت نامعلوم یارانه‌های دیگر

به نظر می‌رسد به جز یارانه کرونا، پرداخت یارانه نقدی و یارانه معیشتی در سال جدید ادامه داشته باشد. هرچند پیشتر نمایندگان مجلس و دولت، از یارانه‌های دیگری مانند یارانه تامین کالاهای اساسی یا همان کوپن الکترونیک برای خرید اقلام غذایی صحبت کرده بودند اما حالا با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی که قرار بود صرف تامین کالاهای اساسی خانوارها شود دیگر چشم اندازی برای پرداخت یارانه تامین کالاهای اساسی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این طرح قرار نیست در سال ۱۴۰۰ اجرایی شود.

البته همه چیز به نحوه هزینه کرد دولت از محل قانون بودجه بستگی دارد اما اگر ارز ارزان برای تامین کالاهای اساسی در کار نباشد، نمی‌توان کالاهای اساسی را در یک شبکه توزیع نظارت شده به قیمت ارزان و یارانه‌ای به دست مصرف کننده رساند و بنابراین کالابرگ الکترونیک دیگر نمی‌تواند کاربرد داشته باشد.

این در حالیست که به دلیل موج‌های تورمی و کاهش شدید ارزش پول ملی، قدرت خرید و ارزش یارانه‌های پرداختی به شدت تنزل یافته است. ۴۵ هزار تومان سال ۸۹ کجا، ۴۵ هزار تومان سال ۱۴۰۰ کجا؟! بسیاری از کارگران و فرودستان با انتقاد از تقلیل ارزش یارانه‌های پرداختی می‌گویند: طی سالها، سوبسید کالاهای اساسی برداشته شد و تورم، افسارگسیخته به پیش تاخت حالا همه کالاها و ضروریات زندگی به شدت گران شده‌اند اما یارانه پرداختی کفاف خرید نان خالی را نمی‌دهد!

بنابراین یا باید قدرت خرید دستمزد مزدبگیران و فرودستان افزایش یابد یا اینکه در مبلغ یارانه‌های واریزی به حساب مردم به خصوص دهک‌های فرودستِ یک تا چهار، تجدیدنظر شود. این یارانه‌ها طبق یک سنت عرفی چندساله پرداخت می‌شود اما ظاهراً دیگر هیچ تاثیری در زندگی و معیشت مردم ندارند.

یارانه کارایی ندارد!

یک کارگر خباز استان آذربایجان غربی در این رابطه می‌گوید: این مبالغ را به حساب مردم برای خالی نماندن عریضه واریز می‌کنند وگرنه با ۴۵ هزار تومان چکار می‌توان کرد؟ فرض کنید یارانه معیشتی هم به یک خانواده دو نفره تعلق بگیرد؛ بازهم مجموع یارانه‌های این خانواده کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است یعنی شاید بتوانند با آن یک کیلو گوشت و یک کیلو تخم مرغ بخرند، همین!

این کارگر با بیان اینکه در سالهای ابتدای واریز یارانه نقدی، کارگران بیکارشده‌ای بودند که با همین یارانه دریافتی کرایه خانه می‌پرداختند؛ می‌گوید: حالا در دورافتاده‌ترین شهرستانها، کرایه خانه بیش از یک میلیون تومان است؛ مردم با ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار تومان یارانه نقدی، یک دهم کرایه خانه را نمی‌توانند بپردازند. پس بهتر است به جای پرداخت یارانه، قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را کنترل کنند و این کالاها را با قیمت ارزان به دست مصرف کنندگان کم درآمد از جمله کارگران و بازنشستگان برسانند.

پرداخت یارانه، باری از دوش مردم برنمی دارد اما دولت در ارتباط با آن تبلیغات بسیار می‌کند این در حالیست که ریشه حل مشکلات معیشتی مردم در جای دیگر است، در کنترل تورم و افزایش عادلانه دستمزد، در کنار ایجاد فرصت‌های شغلی شایسته برای همه جوانان جویای کار. هیچ کس با یارانه نمی‌تواند زندگی کند که هیچ، هیچ کس با یارانه نمی‌تواند حتی یک دهم هزینه‌های زندگی را تامین کند!

امنیت و سلامت شغلی خواسته جهانی فعالان کارگری/ ایمنی کارگاه یک حق اساسی است

ایمنی کار از حقوق بنیادی کارگران محسوب می‌شود ولی در سال‌های اخیر بسیاری از کارگران به دلیل ایمن نبودن کارگاه‌ها جان خود را از دست داده یا دچار نفص عضو شده‌اند.

به گزارش ایلنا به نقل از کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری، ایمنی کار و کارگاه یکی از مولفه‌های اساسی روابط کار و حقوق مسلم کارگران محسوب می‌شود. متخصصان پیشرو جهان در عرصه ایمنی و بهداشت کار از سازمان بین‌المللی کار می‌خواهند تا ایمنی کارگاه و بهداشت کار را یک حق اساسی برای کارگران بداند؛ آنها از این نهاد جهانی خواسته‌اند تا به این مهم در روز ۲۳ مارس یعنی روز جهانی کارگر، توجه کند.

اتحادیه‌های کارگری سراسر جهان به دنبال ارتقاء سلامت و امنیت جانی نیروی انسانی در سال ۲۰۲۱ هستند تا امنیت و سلامت را به بالاترین سطح خود در عرصه بین‌المللی برسانند. آنها همچنین می‌خواهند تا میزان پاسخگویی کارفرمایان و دولت‌ها را در قبال حفظ جان کارگران در کارگاه‌ها افزایش دهند و کشورهای بیشتری را مجاب کنند تا مقاوله‌نامه سلامت و ایمنی را به تصویب برسانند. این مقاوله‌نامه که در سال ۲۰۱۹ به تصویب رسید، تعهدی برای دولت‌های جهان بود تا امنیت جانی، سلامت و امنیت شغلی تمامی کارگران را تضمین کند.

«کمیته بین‌المللی کار»، دبیر متخصصان پزشکی شغلی و حرفه‌ای در کمیته بین‌المللی کار از سازمان بین‌المللی کار دعوت کرده است تا آن‌ها را در اجرای مفاد کنوانسیون یاری کند.

صدها میلیون نفر بر اثر حوادث ناشی از کار آسیب می‌بینند یا جان خود را از دست می‌دهند. کارفرمایان می‌توانند از آسیب و مرگ کارگران جلوگیری کنند در صورتی که حفاظت از کارگران، دارای اولولیت باشد و سلامت آنها به عنوان یک حق اساسی انسانی شناخته شود. سازمان بین‌المللی کار باید برای ایجاد امنیت شغلی به صورت بنیادین عمل کند.

«نیک پال» مدیرعامل انجمن طب حرفه‌ای انگلستان، توضیح داد: انجمن پزشکی حرفه‌ای باید از نقش سلامت و ایمنی شغلی به عنوان یک اصل بنیادین در بازار کار حمایت کند. ما اعضای انجمن از هیات حاکمه سازمان بین‌المللی کار می‌خواهیم تا دولت‌ها را در اجرای مصوبه‌های کنفرانس (جلسه ۱۰۸) ترغیب کند. این نهاد بین‌المللی باید نقش سلامت و امنیت شغلی را به عنوان یک بنیان اساسی در دستور کار خود قرار دهد.

«شارون بارو» دبیرکل کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری در ارتباط با بهداشت و ایمنی کار معتقد است: دولت‌ها و کارفرمایان باید پیرو متخصصان پیشرو عرصه بهداشت کار باشند. برای مدت بسیار طولانی، محافظت از کارگران در برابر آسیب‌های شغلی و بیماری نسبت به دیگر حقوق اساسی آن‌ها، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. برخی از کارفرمایان و دولت‌ها تصور می‌کنند که هزینه‌های تجارت را می‌توان با جان کارگران معاوضه کرد.

اجحاف در حقِ نیروی کارِ بومی/ چرا بومی‌ها سهم ناچیزی از نفت و گاز دارند؟

وقتی قرار است مردم منطقه‌ای بیشترین آسیب‌ها را از وجودِ صنعتی در منطقه‌ی پیرامونی خود ببینند، چرا از مزیت‌های وجودِ آن صنعت در منطقه‌ی خود منتفع نشوند؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، لزوم به کارگیریِ نیروهای بومی را هم «مسئولیتِ اجتماعیِ صنایع» در قبال مردم پیرامون و هم قوانین و آیین‌نامه‌ها گوشزد می‌کند. جذب نیروی کارِ بومی در شرکت‌های حوزه‌ی نفت و گاز و پتروشیمی در استانهایی چون بوشهر، خوزستان و ایلام، طبق مفهومی موسوم به مسئولیتِ اجتماعیِ صنایع که در همه جای دنیا مرسوم است، امری ضروری است. وقتی قرار است مردم منطقه‌ای بیشترین آسیب‌ها را از وجودِ صنعتی در منطقه‌ی پیرامونی خود ببینند، چرا از مزیت‌های وجودِ آن صنعت در منطقه‌ی خود منتفع نشوند؟ به همین دلیل شاید به کارگیریِ نیرویِ کار بومی کمترین حق مردمِ یک منطقه باشد. مردمی که در جوارِ صنایع زندگی می‌کنند و به دلیلِ آلاینده‌های صنعتی بیشترین آسیب را می‌بینند، نباید حقشان ضایع شود.

در کنار این مسئله، قانون نیز اولویتِ حقِ کار را به مردم بومی می‌دهد. براساس ماده ۴۷ قانون برنامه‌ی ششم «کلیه دستگاه‌های اجرایی از جمله وزارتخانه‌های نفت و نیرو و سازمان انرژی اتمی و بنگاه‌های اقتصادی نهادهای عمومی غیردولتی مکلفند در طول اجرای قانون برنامه، در طرح‌های (پروژه‌های) خود و در شرایط برابر به پیمانکاران بومی واجد شرایط استانی اولویت دهند و در قرارداد با کلیه شرکت‌ها و پیمانکاران، اولویت با به‌کارگیری نیروهای بومی استانی (در شرایط برابر از نظر علمی و تجربی و با اولویت محل سکونت نزدیک‌تر) را درج و بر حسن اجرای آن نظارت کنند.»

طبق این قانون و آیین‌نامه‌ی اجراییِ آن که توسط وزارت نفت ابلاغ شد، همه‌ی پیمانکارانِ، از جمله پیمانکارانِ دست اول و دستِ دوم نیز باید از قانونِ جذبِ نیروی بومی تبعیت کنند.

آیین نامه‌ی اجرایی وزارت نفت می‌گوید: «به هنگام نیاز پیمانکار به نیروی انسانی، پیمانکار مکلف است همزمان از اداره کار شهرستان و اداره کل کار استان محل اجرای طرح، با ارسال مشخصات نیروهای مورد نیاز خود، درخواست معرفی نیروهای واجد شرایط بومی را بنماید و تنها در صورتی که پیمانکار نتواند افراد مورد نیاز خود را از بین نیروهای معرفی شده ادارات کار انتخاب کند، مجاز به بکارگیری نیروهای واجد شرایط از دیگر مناطق می‌باشد.»

بالای هفتاد درصد از کارگرانِ بندر ماهشهر، نیروهای غیربومی هستند

اما آیا در عمل نیروهای بومی در اولویتِ جذبِ شرکت‌های حوزه‌ی نفت و گاز و پتروشیمی قرار می‌گیرند؟ عبدالله ایزدپناه (نمانیده‌ی مردم ایزده و باغملک در مجلس یازدهم) در خصوص جذب نیروی بومی در صنایعی چون پتروشیمی به ایلنا گفت: وضعیت اشتغال در استان خوزستان بحرانی و نگران‌کننده است و نرخ بیکاری در این استان از میانگین کشوری به شدت بالاتر است. در بندر ماهشهر که صنعت پتروشیمی در آن فعال است، بالای هفتاد درصد از کارگران، نیروهای غیربومی هستند.

وی افزود: با این وضعیت، طبیعی است که مردم این استان بیکار باشند! ما در مجلس یازدهم به این مسئله می‌پردازیم و برای جذب نیروهای بومی تلاش می‌کنیم.

 مدیران غیربومی مهمترین دلیلِ جذب نیروهای غیر بومی هستند

در همین رابطه نیز یک فعال کارگری منطقه‌ی ویژه اقتصادی ماهشهر به ایلنا گفت: کمتر از یک سال است که مسئولین منطقه به خصوص فرماندار، رویِ مسئله‌ی جذب نیروهای بومی تأکید دارند. باتوجه به مسائل مردم بومی منطقه و اعتراضات صورت گرفته، توجه‌ها به این مسئله بیشتر شده و تاحدودی نیروهای بومی استخدام می‌شوند، اما قبل از این اصلا اینگونه نبود و مسئولین هیچ تأکیدی بر جذبِ نیروهای بومی نداشتند.

وی با تأکید بر اینکه وضعیت طی یک سال گذشته بهتر شده است، افزود: البته همچنان این قضیه وجود دارد، به طور مثال در ماه گذشته و حتی در روز سال تحویل، حدود ۳۵ نیروی غیربومی در منطقه‌ی ویژه استخدام شدند. در کل برخی از مدیریت‌ها به این مسئله توجه می‌کنند و در جذب، نیروی بومی را در اولویت قرار می‌دهند و برخی هم اصلا رعایت نمی‌کنند.

این فعال کارگری منطقه‌ی ویژه اقتصادی ماهشهر در خصوص دلیلِ استفاده از نیروهای غیربومی در صنایع پتروشیمی گفت: دلیل عمده‌ی این مسئله، غیربومی بودنِ مدیران صنایع پتروشیمی است؛ به عنوان مثال طرف از شهری دیگر، به عنوان مدیرعامل یا رئیس هیأت مدیره می‌آید و رئیس منابع انسانی را از شهر خود انتخاب می‌کند، رئیس منابع انسانی هم نیروهای خود را می‌آورد و به همین دلیل بیشتر نیروها گزینش شده و غیربومی هستند. ببینید مثلا ما در شرکت کار می‌کنیم و اطلاعی از استخدامی نداریم اما ناگهان می‌بینیم چهار- پنج نیرو استخدام شدند، در صورتی که اصلا هیچکس در جریان نبوده است!

وی در ادامه گفت: ما به تازگی در منطقه‌ی ویژه ماهشهر، حتی از تربت‌حیدریه هم نیرو داشتیم و اتفاقا در جایگاهی قرار گرفته که اصلا سنخیتی با مدرکش هم ندارد! این مسائل هنوز هم اتفاق می‌افتد اما خب نسبت به قبل خیلی کمتر شده است. قبلا بسیاری از نیروها از شهرهای دیگر و بدون آزمون و گزینش و مصاحبه می‌آمدند و استخدام می‌شدند و در حال حاضر هم هستند و کار می‌کنند، اما الآن با توجه به تأکید رئیس اداره کار منطقه ویژه، جلوی این اتفاقات تا حدودی گرفته شده است.

اعتراضِ کارگرانِ بومیِ ایلام و آبادان

خبرهای مربوط به اخراج کارگران بومی و جایگزین شدنِ کارگران غیر بومی البته کم نیست. چندی پیش خبر اخراجِ ده‌ها نیروی بومیِ میدانِ نفتی آذرِشهرستان مهران و جایگزین شدن نیروهای غیربومی سروصدای زیادی به پا کرد. ظاهرا استخدام نیروهای بومی در این میدانِ نفتی حتی در پایین‌ترین سطوح نیز به‌سختی انجام می‌شود و این موضوع سبب اعتراض بسیاری از مردم و فعالان کارگریِ این منطقه شده است.

همچنین خبر اخراج ۱۵۰ نفر از کارگران فاز ۲ پالایشگاه آبادان از سوی پیمانکار نیز در همین راستا قابل بررسی است. طبق گفته‌ی این کارگران «مدیران فاز ۲ پالایشگاه آبادان باید استخدام نیروهای بومی را در اولویت قرار دهند و از جذب نیروهای غیربومی خودداری کنند درحالیکه در چند وقت گذشته نیروهای بومی اخراج و نیروی غیربومی جایگزین شده‌اند.»

آن‌ها می‌گویند: «برخلاف قانون برای جذب نیروهای حراستی فاز ۲ پالایشگاه از پرسنل بازنشسته و آن هم غیربومی استفاده می‌شود که این یک تخلف آشکار است.»

به نظر می‌رسد مسئله‌ی اولویت در جذب نیروهای بومی، دچار خلاء قانونی چندانی نیست؛ طبق آنچه در ماده ۴۷ قانون برنامه‌ی ششم آمده است نه تنها اولویت جذب با پیمانکارانِ بومی و در رده‌ی بعدی با کارگرانِ بومی است، بلکه نظارت بر حسن اجرای این قوانین نیز به صراحت ذکر شده است. اگرچه پایِ منافع و باندبازی که به میان باشد خیلی‌ها برای قوانین ذره‌ای هم ارزش قائل نمی‌شوند اما به نظر می‌رسد نهادهای نظارتی، البته به شرط آنکه خود از اجرای ناقصِ قوانین منتفع نشوند، بتوانند تاحدودی مشکل را حل کنند.

تجمع کارگران شهرداری امیدیه

جمعی از کارگران شهرداری امیدیه روز یکشنبه ۸ فروردین ماه با خواست بازگشت به کار همکاران اخراجی خود اقدام به برگزاری تجمع کردند.

به گفته تجمع کنندگان، علیرغم صدور رای بازگشت به کار برای ۲ نفر از کارگران اخراج شده‌ی شهرداری امیدیه، کارفرمای این واحد خدماتی از اجرای احکام صادر شده خودداری می‌کند. آنها همچنین افزودند: علاوه بر آن طبق احکام صادره شهرداری مکلف است همه معوقات حقوقی و بیمه‌ای کارگران را به همراه مزد ایام بیکاری و بلاتکلیفی پرداخت کند اما اعتنایی به این موضوع ندارد.

جان باختن ۲ کارگر در خرمشهر

روز یکشنبه ۸ فروردین‌ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، در پی حادثه آتش سوزی در یک لنج صیادی در خرمشهر، ۲ کارگر جانشان را از دست دادند.

به گزارش منتشره، یک فروند لنج صیادی شنبه شب در منطقه دریایی بوسیف خوزستان در حال صیادی بود که دچار آتش سوزی شد. بر اثر شدت آتش سوزی این لنج صیادی غرق شده و از مجموع ۶ کارگری که در محل حادثه حضور داشتند، ۴ تن نجات یافته و ۲ کارگر به نامهای مصطفی عباسی و محمد عباسی، جان باختند.​

یارانه‌ای که کفافِ خرید نان خالی را هم نمی‌دهد!

پرداخت یارانه‌های نقدی از اواخر دهه ۸۰ شمسی و با اجرای قانون «هدفمندسازی یارانه ها» در دستور کار دولت‌ها قرار گرفت. ابتدا فقط یک یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی بود که تقریباً به همه شهروندان پرداخت می‌شد اما در سالهای بعدی، از گستره شمول آن کاسته و چندین یارانه دیگر به آن اضافه شد.در سال ۹۹، به دلیل بروز بحران کرونا، دولت یارانه ۱۰۰ هزارتومانی کرونا را به برخی گروه‌ها پرداخت کرد که به نظر می‌رسد پرونده پرداخت این یارانه بسته شده و دیگر قرار نیست در سال جدید، یارانه کرونا به حساب مشمولان واریز شود مگر اینکه ابلاغیه و دستور جدیدی صادر و شروع پرداخت این یارانه از سر گرفته شود…..

کدام یارانه واریز می‌شود؟

به گزارش ایلنا، اما سوال اینجاست که کارگران در سال ۱۴۰۰ کدام یارانه‌ها را خواهند گرفت؛ اولین یارانه، یارانه معیشتی است که از سال ۹۸، دهم هر ماه به حساب مشمولان واریز می‌شود. به نظر می‌رسد امسال دهم فروردین، این یارانه به حساب افراد واجد شرایط واریز خواهد شد.مبلغ این یارانه برای خانوارهای یک نفره ۵۵ هزار تومان، دو نفره ۱۰۳ هزار تومان، سه نفره ۱۳۸ هزار تومان، چهار نفره ۱۷۲ هزار تومان و خانوارهای پنج نفره و بیشتر ۲۰۵ هزار تومان است.دومین یارانه، یارانه نقدی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی است که از سال ۸۹ پرداخت آن شروع شده است. این یارانه معمولاً بیستم هر ماه به حساب خانواده‌های مشمول واریز می‌شود و به نظر می‌رسد در فروردین ۱۴۰۰ نیز در بیستمین روز، این واریزی صورت بگیرد. این یارانه به ازای هر فرد از خانوار به حساب سرپرست خانوار واریز می‌شود.

سرنوشت نامعلوم یارانه‌های دیگر

به نظر می‌رسد به جز یارانه کرونا، پرداخت یارانه نقدی و یارانه معیشتی در سال جدید ادامه داشته باشد. هرچند پیشتر نمایندگان مجلس و دولت، از یارانه‌های دیگری مانند یارانه تامین کالاهای اساسی یا همان کوپن الکترونیک برای خرید اقلام غذایی صحبت کرده بودند اما حالا با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی که قرار بود صرف تامین کالاهای اساسی خانوارها شود دیگر چشم اندازی برای پرداخت یارانه تامین کالاهای اساسی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این طرح قرار نیست در سال ۱۴۰۰ اجرایی شود.البته همه چیز به نحوه هزینه کرد دولت از محل قانون بودجه بستگی دارد اما اگر ارز ارزان برای تامین کالاهای اساسی در کار نباشد، نمی‌توان کالاهای اساسی را در یک شبکه توزیع نظارت شده به قیمت ارزان و یارانه‌ای به دست مصرف کننده رساند و بنابراین کالابرگ الکترونیک دیگر نمی‌تواند کاربرد داشته باشد.

این در حالی است که به دلیل موج‌های تورمی و کاهش شدید ارزش پول ملی، قدرت خرید و ارزش یارانه‌های پرداختی به شدت تنزل یافته است. ۴۵ هزار تومان سال ۸۹ کجا، ۴۵ هزار تومان سال ۱۴۰۰ کجا؟! بسیاری از کارگران و فرودستان با انتقاد از تقلیل ارزش یارانه‌های پرداختی می‌گویند: طی سالها، سوبسید کالاهای اساسی برداشته شد و تورم، افسارگسیخته به پیش تاخت حالا همه کالاها و ضروریات زندگی به شدت گران شده‌اند اما یارانه پرداختی کفاف خرید نان خالی را نمی‌دهد!بنابراین یا باید قدرت خرید دستمزد مزدبگیران و فرودستان افزایش یابد یا اینکه در مبلغ یارانه‌های واریزی به حساب مردم به خصوص دهک‌های فرودستِ یک تا چهار، تجدیدنظر شود. این یارانه‌ها طبق یک سنت عرفی چندساله پرداخت می‌شود اما ظاهراً دیگر هیچ تاثیری در زندگی و معیشت مردم ندارند.

یارانه کارایی ندارد!

یک کارگر خباز استان آذربایجان غربی در این رابطه می‌گوید: این مبالغ را به حساب مردم برای خالی نماندن عریضه واریز می‌کنند وگرنه با ۴۵ هزار تومان چکار می‌توان کرد؟ فرض کنید یارانه معیشتی هم به یک خانواده دو نفره تعلق بگیرد؛ بازهم مجموع یارانه‌های این خانواده کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است یعنی شاید بتوانند با آن یک کیلو گوشت و یک کیلو تخم مرغ بخرند، همین!این کارگر با بیان اینکه در سالهای ابتدای واریز یارانه نقدی، کارگران بیکارشده‌ای بودند که با همین یارانه دریافتی کرایه خانه می‌پرداختند؛ می‌گوید: حالا در دورافتاده‌ترین شهرستانها، کرایه خانه بیش از یک میلیون تومان است؛ مردم با ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار تومان یارانه نقدی، یک دهم کرایه خانه را نمی‌توانند بپردازند. پس بهتر است به جای پرداخت یارانه، قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را کنترل کنند و این کالاها را با قیمت ارزان به دست مصرف کنندگان کم درآمد از جمله کارگران و بازنشستگان برسانند.پرداخت یارانه، باری از دوش مردم برنمی دارد اما دولت در ارتباط با آن تبلیغات بسیار می‌کند این در حالیست که ریشه حل مشکلات معیشتی مردم در جای دیگر است، در کنترل تورم و افزایش عادلانه دستمزد، در کنار ایجاد فرصت‌های شغلی شایسته برای همه جوانان جویای کار. هیچ کس با یارانه نمی‌تواند زندگی کند که هیچ، هیچ کس با یارانه نمی‌تواند حتی یک دهم هزینه‌های زندگی را تامین کند!

عدم امنیت شغلی، تشدید شدت کار، استثمار مضاعفِ کارگران پروژه‌ای، برای کسب سود حداکثری

ادعای نمایندگان مجلس در ادوار مختلف، درخصوص تلاش برای حذف پیمانکارها جز وعده‌های فریبکارانه و تبلیغاتی رژیم ولایی برای ایجاد شک و تردید در دل کارگران نیست. زحمتکشان تنها با اتکا به نیروی اتحاد خود می‌توانند به حقوق خویش دست یابند.

به گزارش خبرنگار ایلنا،‌ وضعیت کارگران در ایران خوب نیست؛ در این بین وضعیتِ کارگران پیمانکاری تقریبا فاجعه است. در حق بسیاری از آنها اجحاف می‌شود و از آنجایی ‌که امنیت و ثبات شغلی بسیار پایینی دارند، صدایشان یا در‌نمی‌آید و یا اگر هم دربیاید، معمولا شنیده نمی‌شود.

سپاه  انبوه بیکاران، ترسِ کارگران و قدرتِ کارفرما را افزایش داده است. از شرکتهای پیمانکار کوچک گرفته تا پیمانکاری‌های بزرگ، تقریبا تضمینی برای برقراری روابطی مبتنی بر قانون بین کارگر و کارفرما وجود ندارد. ظاهرا ماهیتِ وجود این شرکت‌هایِ پیمانکارِ واسط در ایران، همین سود بیشتر از طریق استثمار کارگران است.

کارگری که به جای بستنِ قرارداد با کارفرمای اصلی مجبور است با شرکت‌های واسطِ پیمانکار قرارداد ببندد، ضعیف‌تر از دیگر کارگران است. آنها نه تنها به ارتقای شغلی نمی‌توانند بیندیشند بلکه امنیت شغلی هم برای آنها امری دست‌نیافتنی است.

کارفرمای پیمانکار آنطور که دوست دارد و به سودش است با کارگران خود برخورد می‌کند؛ از پرداخت نکردنِ دستمزد و حق بیمه گرفته تا ساعت‌هایِ کارِ طولانی و اخراج‌های دسته‌جمعی، جابه‌جایی‌ها میان شرکت‌های پیمانکاری و بالا و پایین شدن دستمزدها، همه زندگی یک کارگرِ پیمانکار را بیش از دیگران ناامن و دلهره‌آور کرده است. آنها به معنای واقعی کلمه از یک ساعت دیگرشان هم خبر ندارند! از همه بدتر اینکه شرکت مادر و کارفرمای اصلی، برخلاف آنچه در ماده ۱۳ قانون کار آمده است، معمولا مسئولیتی در قبال کارگران پیمانکاری قبول نمی‌کند.

مشکلات کارگران پیمانکاری

ناصر آقاجری (فعال کارگری پروژه‌ای) در خصوص وضعیت کارگران پیمانکاری گفت: ببینید به طور کلی این کارگران و مشخصا کارگرانِ مناطق آزاد تجاری-صنعتی قرارداد موقت هستند؛ حتی آنهایی که در بخش‌های وابسته به شرکت نفت و پتروشیمی کار می‌کنند و کارشان تعمیر و نگهداری است و به نسبتِ دیگر کارگران، تداوم بیشتری دارد، حالت نیمه قراردادی هستند و مشمول قانون کار نمی‌شوند، بنابراین پیمانکاران خیلی راحت می‌توانند آنها را حذف کنند.

او در خصوص پیمانکاران دست دوم و سوم اظهار داشت: پیمانکاران دست اول، کار اجرایی  انجام نمی‌دهند و کار را به  پیمانکاران دست دوم و سوم می‌سپارند. این پیمانکاران می‌خواهند در مناقصه‌ها  با حداقل درآمد، کار تولیدی انجام دهند به همین دلیل برای اینکه ورشکست نشوند، سخت‌ترین فشارها را بر کارگر وارد می‌کنند. از طرفی پیمانکاران از وضعیت بد امکاناتی که در مناطق آزاد صنعتی وجود دارد، سوءاستفاده می کنند. آنها کارگران را  بیمه نمی‌کنند و معمولا اگر خود کارگر پیگیر نباشد و اعتراضی نداشته باشد، بیمه او رد نمی‌شود.

آقاجری ادامه داد: حقوق‌ها هم که وضع مناسبی ندارد؛ پنج شش ماه یکبار حقوق می‌دهند و دائم اعلام می‌کنند که باید صورت وضعیت رد شود! از طرفی دیگر خوابگاه‌ها و کیفیت غذاها اصلا مناسب نیست. کارگران درواقع با جان خود بازی می‌کنند و آلودگی و گرمای هوا، مشکلات بسیاری برایشان ایجاد کرده است.

او در خصوص شدتِ کارِ این کارگران پیمانکاری گفت: ببینید اینها باید کار را تا زمان مشخصی به کارفرما برسانند و برای اینکه بتوانند به موقع این کار را انجام دهند، از تمام توان کارگر استفاده می‌کنند. بنابراین شدت کار، تغذیه نامناسب، بهداشت بد همراه با محیط کارِ بسیار آلوده،‌ کارگر را بیمار می‌کند. این صدماتی که به کارگر وارد می‌شود، جدی است. کارگری که ۲۵ روز کار می‌کند و ۵ روز استراحت، عملا نمی‌تواند به زندگی خود برسد. این ۵ روز هم یا در راه رسیدن به خانه صرف می‌شود و یا در استراحت، پس عملا نمی‌تواند در کنار خانواده خود باشد.

تمام این مشکلات باعث شده است هرچند وقت یک بار مسئولین از حذف شرکت‌های پیمانکاری و واسط سخن بگویند. آقاجری در خصوص حذف شرکت‌های پیمانکاری می‌گوید: اگر به قانون اساسی عمل کنند و قانون کار را کامل اجرایی کنند، مشکل خود به خود حل می‌شود.

آقاجری البته نسبت به پیمانکاران دستِ اول، نگاه خوش‌بینانه‌تری دارد و می‌گوید: پیمانکاران باید باشند ولی نه پیمانکار دستِ دوم و سوم و یا پیمانکاران خُرد، که اینها همه چیز را نابود می‌کنند. ببینید این پیمانکاران دست دوم و سوم بعد از تعدیل ساختاری رشد کردند. بعد از رواج سیاست‌های تعدیلی، به گونه‌ای شد که هر کس مبلغ کمتری می‌گفت می‌توانست کار را بگیرد و این باعث می‌شد که فشار کار بر گرده‌های کارگران بیفتد.

این فعال کارگری با تأکید براینکه این پیمانکاران دست چندم را می‌شود حذف کرد، اظهار داشت: اگر نمایندگان مجلس قصد دارند کاری انجام دهند باید این مناسبات را کنار بگذارند؛ یعنی تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی را کنار بگذارند و برگردند به اصل ۴۳ قانون اساسی که از روز اول ۹۰درصدِ مردم به آن رای دادند. طبق این ماده  کارخانه‌های بزرگ و منابع ملی برای همه مردم است و دولتی که واقعا منتخب مردم است  باید همه چیز را به دست بگیرد و طبق قانون عمل کند.

حذف پیمانکاران در دستور کار نیست!

در حالیکه برخی از نمایندگان مجلس یازدهم  مدعیِ بررسی طرح حذف شرکتهای پیمانکاری در مجلس بودند، علی بابایی کارنامی (رئیس فراکسیون کارگری مجلس یازدهم) به ایلنا گفت: اصلا چنین طرحی را در مجلس نداشتیم. ابتدا نمایندگان باید این طرح را بدهند تا در مرحله بعد، مجلس آن را پیگیری کند.

به گفته وی، در مجلس یازدهم چنین طرحی اصلاً به میدان نیامده و توسط نمایندگان  پیشنهاد نشده است و لاجرم موضوع حذف پیمانکاران در دستور کار مجلس نیست.

در اینکه شرکت‌های پیمانکاری سود بسیاری به دست می‌آورند، شکی نیست و از طرفی تقریبا می‌توان مطمئن بود که در اقتصاد بیمار ایران، رانت و پارتی بازی نقش اصلی را در واگذاری‌ها بازی می‌کند. حال سوال این است که وقتی پای سود و قدرت در میان باشد، آیا می‌توان امیدی به حذف شرکت‌های پیمانکاری داشت؟!

هدف از تصویب “قانون هدفمندی یارانه‌ها” حذف یارانه‌ها بوده است

بار بی لیاقتی و ساختار فاسد اقتصادی و اجتماعی رژیم ولایت فقیه را با انواع ترفندها بر دوش زحمتکشان قرار داده‌اند. “قانون هدفمندی یارانه‌ها” بخوان تلاش برای حذف یارانه‌ها در حالی که کنترل تورم از وظایف دولت است تعرض به حقوق کارگران است. مبلغ یارانه‌های نقدی طی ۸ سال گذشته به‌رغم افزایش عنان‌گسیختهٔ بهای کالاهای ضرور، تورم و کاهش ارزش پول ملی ثابت مانده است و اکنون درحکم هیچ است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، پرداخت یارانه‌های نقدی از اواخر دهه ۸۰ شمسی و با اجرای قانون «هدفمندسازی یارانه ها» در دستور کار دولت‌ها قرار گرفت. ابتدا فقط یک یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی بود که تقریباً به همه شهروندان پرداخت می‌شد اما در سالهای بعدتر، از گستره شمول آن کاسته و چندین یارانه دیگر به آن اضافه شد.

در سال ۹۹، به دلیل بروز بحران کرونا، دولت یارانه ۱۰۰ هزارتومانی کرونا را به برخی گروه‌ها پرداخت کرد که به نظر می‌رسد پرونده پرداخت این یارانه بسته شده و دیگر قرار نیست در سال جدید، یارانه کرونا به حساب مشمولان واریز شود مگر اینکه ابلاغیه و دستور جدیدی صادر و شروع پرداخت این یارانه از سر گرفته شود.

کدام یارانه واریز می‌شود؟

اما سوال اینجاست که کارگران در سال ۱۴۰۰ کدام یارانه‌ها را خواهند گرفت؛ اولین یارانه، یارانه معیشتی است که از سال ۹۸، دهم هر ماه به حساب مشمولان واریز می‌شود. به نظر می‌رسد امسال دهم فروردین، این یارانه به حساب افراد واجد شرایط واریز خواهد شد.

مبلغ این یارانه برای خانوارهای یک نفره ۵۵ هزار تومان، دو نفره ۱۰۳ هزار تومان، سه نفره ۱۳۸ هزار تومان، چهار نفره ۱۷۲ هزار تومان و خانوارهای پنج نفره و بیشتر ۲۰۵ هزار تومان است.

دومین یارانه، یارانه نقدی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی است که از سال ۸۹ پرداخت آن شروع شده است. این یارانه معمولاً بیستم هر ماه به حساب خانواده‌های مشمول واریز می‌شود و به نظر می‌رسد در فروردین ۱۴۰۰ نیز در بیستمین روز، این واریزی صورت بگیرد. این یارانه به ازای هر فرد از خانوار به حساب سرپرست خانوار واریز می‌شود.

سرنوشت نامعلوم یارانه‌های دیگر

به نظر می‌رسد به جز یارانه کرونا، پرداخت یارانه نقدی و یارانه معیشتی در سال جدید ادامه داشته باشد. هرچند پیشتر نمایندگان مجلس و دولت، از یارانه‌های دیگری مانند یارانه تامین کالاهای اساسی یا همان کوپن الکترونیک برای خرید اقلام غذایی صحبت کرده بودند اما حالا با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی که قرار بود صرف تامین کالاهای اساسی خانوارها شود دیگر چشم اندازی برای پرداخت یارانه تامین کالاهای اساسی وجود ندارد و به نظر می‌رسد این طرح قرار نیست در سال ۱۴۰۰ اجرایی شود.

البته همه چیز به نحوه هزینه کرد دولت از محل قانون بودجه بستگی دارد اما اگر ارز ارزان برای تامین کالاهای اساسی در کار نباشد، نمی‌توان کالاهای اساسی را در یک شبکه توزیع نظارت شده به قیمت ارزان و یارانه‌ای به دست مصرف کننده رساند و بنابراین کالابرگ الکترونیک دیگر نمی‌تواند کاربرد داشته باشد.

این در حالیست که به دلیل موج‌های تورمی و کاهش شدید ارزش پول ملی، قدرت خرید و ارزش یارانه‌های پرداختی به شدت تنزل یافته است. ۴۵ هزار تومان سال ۸۹ کجا، ۴۵ هزار تومان سال ۱۴۰۰ کجا؟! بسیاری از کارگران و فرودستان با انتقاد از تقلیل ارزش یارانه‌های پرداختی می‌گویند: طی سالها، سوبسید کالاهای اساسی برداشته شد و تورم، افسارگسیخته به پیش تاخت حالا همه کالاها و ضروریات زندگی به شدت گران شده‌اند اما یارانه پرداختی کفاف خرید نان خالی را نمی‌دهد!

بنابراین یا باید قدرت خرید دستمزد مزدبگیران و فرودستان افزایش یابد یا اینکه در مبلغ یارانه‌های واریزی به حساب مردم به خصوص دهک‌های فرودستِ یک تا چهار، تجدیدنظر شود. این یارانه‌ها طبق یک سنت عرفی چندساله پرداخت می‌شود اما ظاهراً دیگر هیچ تاثیری در زندگی و معیشت مردم ندارند.

یارانه کارایی ندارد!

یک کارگر خباز استان آذربایجان غربی در این رابطه می‌گوید: این مبالغ را به حساب مردم برای خالی نماندن عریضه واریز می‌کنند وگرنه با ۴۵ هزار تومان چکار می‌توان کرد؟ فرض کنید یارانه معیشتی هم به یک خانواده دو نفره تعلق بگیرد؛ بازهم مجموع یارانه‌های این خانواده کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است یعنی شاید بتوانند با آن یک کیلو گوشت و یک کیلو تخم مرغ بخرند، همین!

این کارگر با بیان اینکه در سالهای ابتدای واریز یارانه نقدی، کارگران بیکارشده‌ای بودند که با همین یارانه دریافتی کرایه خانه می‌پرداختند؛ می‌گوید: حالا در دورافتاده‌ترین شهرستانها، کرایه خانه بیش از یک میلیون تومان است؛ مردم با ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار تومان یارانه نقدی، یک دهم کرایه خانه را نمی‌توانند بپردازند. پس بهتر است به جای پرداخت یارانه، قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را کنترل کنند و این کالاها را با قیمت ارزان به دست مصرف کنندگان کم درآمد از جمله کارگران و بازنشستگان برسانند.

پرداخت یارانه، باری از دوش مردم برنمی دارد اما دولت در ارتباط با آن تبلیغات بسیار می‌کند این در حالیست که ریشه حل مشکلات معیشتی مردم در جای دیگر است، در کنترل تورم و افزایش عادلانه دستمزد، در کنار ایجاد فرصت‌های شغلی شایسته برای همه جوانان جویای کار. هیچ کس با یارانه نمی‌تواند زندگی کند که هیچ، هیچ کس با یارانه نمی‌تواند حتی یک دهم هزینه‌های زندگی را تامین کند!

اعتراض کارگران ابنیه فنی راه آهن جنوب شرق زاهدان نسبت به عدم دریافت عیدی و حقوق آخر سال

اعتراض کارگران ابنیه فنی راه آهن جنوب شرق زاهدان در حالی رسانه‌ای می‌شود که عیدی و حقوق آخر سال خود را دریافت نکرده‌اند.

بنا به گفته منابع کارگران در راه‌آهن زاهدان، کارگران ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان که بیش از ۲۵۰ نفر می‌باشند، بخشی از مطالبات مزدی و عیدی خود را تاکنون دریافت نکرده‌اند.

کارگران ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان می‌گویند:‌ «متاسفانه‌ نبود مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح در شرکت‌های ریلی و نبود نظارت کافی از طرف شرکت راه‌آهن بر عملکرد پیمانکاران، مشکلاتی را برای ما به وجود آورده است.»

بنا به گفته کارگران ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان، در حالی حقوق ۲ ماه و عیدی را از کارفرما طلبکار هستند که کارفرمای یکی از شرکت‌های ریلی پیش از آغاز سال جدید ۲ میلیون تومان و در ۵ فروردین ماه ۱۴۰۰ نیز یک و نیم میلیون تومان به حساب کارگران به صورت علی‌الحساب واریز نموده است.

کارگران در این باره عنوان کردند: «کارفرما مشخص نکرده پولی که به حساب کارگران واریز شده بابت کدام مطالبات آنها می‌باشد؛ ضمن این که شنیده‌ایم پیمانکار همه منابع مالی پرداخت حقوق و عیدی کارگران ابنیه فنی جنوب شرق زاهدان را از شرکت راه‌آهن دریافت کرده است، اما چرا به حساب کارگران واریز نمی‌کند، اطلاعی نداریم.»

آنها همچنین افزودند: «عدم پرداخت حقوق و عیدی به موقع کارگران، آرامش را از آنها سلب نموده و شرمنده خانواده‌هایشان می‌باشند.»

کارگران تصریح نمودند: «خواسته اصلی کارگران ابنیه فنی جنوب شرق زاهدان از پیمانکار این است که هر چه سریع‌تر نسبت به پرداخت کامل حقوق و عید‌ی کارگران اقدام نماید و به فکر این قشر مظلوم و زحمت‌کش باشد؛ هر چند دریافت حقوق و عیدی در زمان مناسب و به موقع، حق طبیعی کارگران است که متاسفانه از آنها دریغ شده است.»

کارگران در خاتمه به دیگر مطالبات خود اشاره کرده و گفتند: «جدای از عقب افتادن ۲ ماه حقوق و عیدی، سنوات اسفند ماه ۹۹ به همراه بن ماه رمضان سال‌های ۹۸ و ۹۹ و حق لباس کار نیز به ما پرداخت نشده است و در زمینه بیمه تامین اجتماعی نیز با مشکلات جدی روبرو هستیم.»

شعبده مرکز آمار: نرخ بیکاری در ایران ۹ درصد است یا ۶۰ درصد؟

آمارها قرار است تصویری نزدیک به واقعیت را نشان دهند. در حالت ایده‌آل و با روش آمارگیری بهینه‌شده باز هم یک اختلاف معنادار با واقعیت وجود دارد. اگر در معیارهای آمارگیری به صورت تعمدی دستکاری صورت بگیرد، نتیجه می‌تواند نقطه مقابل واقعیت باشد…..

مرکز آمار ایران در آخرین گزارش فصلی خود از بازار کار، نرخ بیکاری در فصل پاییز را ۹,۴ اعلام کرده است. همچنین اعلام شده که نرخ بیکاری در میان جوانان ۱۶,۵ درصد است.

با مشاهده این آمار ممکن است به این نتیجه برسید که تنها حدود ۱۰ درصد از جمعیت در سن کار در ایران بیکار هستند یا از میان جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله که حدود ۲۶ میلیون نفر هستند تنها ۱۶ درصد یعنی ۴ میلیون نفر بیکارند و ۲۲ میلیون نفر دیگر شاغلند.

اگر بخواهیم کوتاه و مختصر در مورد تصور عمومی از مشاهده نتایج نرخ بیکاری صحبت کنیم باید بگوییم که آنچه ارقام و آمار مرکز آمار اعلام می‌کند با واقعیت بازار کار ایران هیچ همخوانی معناداری ندارد.

اما این ارقام چگونه به دست می‌آیند. قاعدتاً مرکز آمار و هر نهاد دیگری که در کار تهیه داده و اطلاعات است نمی‌تواند بدون حساب و کتاب عددی را اعلام کند. پس چگونه مرکز آمار به نرخ بیکاری ۹ درصدی در کل کشور و ۱۶ درصدی در میان جوانان رسیده است؟ پاسخ در دستکاری مفاهیم آماری یا بهتر بگوییم انتخاب شیوه سنجشی است که می‌تواند آمار و وضعیت کشور را غیربحرانی و عادی نشان دهد.

به صورت خلاصه مرکز آمار ایران با یک تاکتیک دو مرحله‌ای به آمار پایین بیکاری می‌رسد: در محاسبه افراد شاغل دست‌و دلباز است و در محاسبه افراد بیکار به‌شدت تنگ‌نظر و محدود. یعنی هرکه را دوست دارد شاغل به حساب می‌آورد و در مقابل برای اینکه کسی را بیکار بداند تا دلتان بخواهد اما و اگر می‌گذارد و جمعیت را هرچه می‌تواند محدودتر می‌کند.

فرض کنید در یک خانواده ۵ نفره، پدر خانواده به رغم مهارت فنی و یا تحصیلات دانشگاهی، کارگر ساده روزمزد باشد ولی به دنبال شغل بهتری هم بگردد. مادر خانواده با اینکه تحصیلات دارد ولی امیدی به یافتن کار نداشته باشد. سه فرزند خانواده هم دانشجو، سرباز و یا فارغ‌التحصیل از دانشگاه باشد که روزها بدون دستمزد درب مغازه یکی از اقوام وقت می‌گذراند. براساس تعریف مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در این خانواده صفر است. این نرخ صفر بیکاری به معنای اشتغال ۱۰۰ درصدی همه اعضای خانواده نیست بلکه شعبده و بازی با روش‌های آمارگیری است تا بیکاری ۸۰ درصدی در این خانواده، صفر اعلام شود.

برای درک شعبده‌ای که در نتیجه آن این آمارها به دست می‌آیند باید مفاهیم پایه‌ای را دانست.

مرکز آمار چه کسی را شاغل می‌داند؟

براساس روش آمارگیری مرکز آمار ایران، تمام افرادی که در طول هفتهٔ مرجع (یک هفته قبل از نمونه‌گیری آماری)، حداقل یک ساعت کار کرده و یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند، شاغل محسوب می‌شوند.

به بیان دیگر اگر شما در هفته گذاشته به مدت یک ساعت به جای برادرتان درب مغازه‌اش ایستاده باشید و برای این یک ساعت ۱۰ هزار تومان از او پول گرفته باشید، به جمعیت شاغلان کشور اضافه شده‌اید. حتی اگر این اتفاق تا یک سال دیگر هم تکرار نشود مهم نیست شما تا سال آینده در خیل شاغلان کشور طبقه‌بندی شده‌اید.

اما نکته مهم‌تر اینکه حتی اگر شما بدون مزد هم برای برادرتان کار کرده باشید، در مزرعه اقوامتان به آن‌ها در برداشت یا کاشت محصول یاری رسانده باشید، در کارگاه دوستتان به او برای سفت و شل کرد پیچ و مهره‌ای کمک کرده باشید و پولی هم نگرفته باشید باز هم جزو جمعیت شاغلان محسوب می‌شوید. یعنی صرف انجام کار بدون وجود مناسبات مزدی هم اشتغال محسوب می‌شود.

سومین مسئله این است که اگر در جایی کارآموز باشید و هیچ الزام برای به‌کارگیری هم وجود نداشته باشد، مزدی هم در کار نباشد باز هم شاغل هستید.

چهارمین نکته اینکه اگر برای فرار از سربازی یا به امید یافتن شغل بهتر یا آموختن مهارت در مراکز فنی و حرفه‌ای مشغول آموزشید یا در دانشگاه‌ها به تحصیل مشغولید باز هم شاغل به حساب می‌آیید.

پنجم اینکه اگر گذرتان به سربازی هم افتاده باشد باز هم شما شاغلید.

ششم اینکه اگر شما کار موقت با ساعت محدود و مزد اندک دارید ولی به شدت به دنبال یافتن کار بهتری هستید باز هم شاغلید. به این گروه افراد با اشتغال ناقص می‌گویند. پس حتی اگر خودتان کاری که به آن مشغولید را شغل درنظر نگیرید باز هم شاغلید.

به این ترتیب معیارها برای اینکه چه کسی شاغل است آن‌قدر دست‌ودلبازانه است که بخش زیادی از جمعیت در هر گروه سنی به‌ویژه جوانان می‌توانند در آن قرار بگیرند در حالی که در واقعیت این جمعیت بزرگ بیکارند.

برای نمونه به گفته معاون وزارت ورزش و جوانان، ۴۲ درصد افراد در سن ۱۸ تا ۳۵ سالگی در ایران به تحصیل در دانشگاه و یا دیگر مراکز حرفه‌آموزی مشغولند. این ۴۲ درصد هم‌اکنون به عنوان شاغل محاسبه می‌شوند درحالی که نه مشغول به کارند و نه درآمدی دارند.

چه کسی بیکار است؟

در روش آمارگیری مرکز آمار ایران کسی بیکار است که اولاً در هیچ کدام از گروه‌های بالا نباشد (یعنی دانشجو، سرباز، کارآموز، محصل و کمک‌کننده به خانواده و دوستان بدون مزد و کسانی که اشتغال ناقص دارند) و دوم اینکه مشغول به کار تمام‌وقت و پاره‌وقت نباشد و سومین و مهم‌ترین مسئله اینکه «به صورت فعال» به دنبال پیدا کردن شغل باشد.

این به چه معنا است؟ یعنی از جمعیت باقیمانده پس از کسر گروه‌های بالا، اگر شما ناامید از یافتن شغل باشید یا راه یافتن شغل را بلد نباشید یا درخواست شغل به کسی نداده باشید به رغم اینکه بیکارید و مایل به کار کردن هم هستید باز هم بیکار محسوب نمی‌شوید. در این صورت شما را «جمعیت غیرفعال» در نظر می‌گیرند.

پس برخلاف گروهی که مرکز آمار آن‌ها را شاغل درنظر می‌گیرد، وقتی می‌خواهد کسی را بیکار بداند آن‌قدر شرط و شروط محدودکننده وضع کرده که تنها درصد اندکی از جمعیت بیکار را دربر می‌گیرد.

وضعیت بیکاری در ایران به چه شکل است؟

داده دیگری در جداول آماری وجود دارد که به آن «نرخ مشارکت» می‌گویند. نرخ مشارکت از تقسیم جمعیت فعال (کسانی که با تعریف مرکز آمار شاغلند به علاوه کسانی که با همین تعریف در جستجوی کارند) بر جمعیت در سن کار (۱۵ سال و بیشتر). حاصل این کسر در ۱۰۰ ضرب می‌شود و نرخ مشارکت به دست می‌آید.

با همین آمار دستکاری شده و مجعول مرکز آمار ایران نرخ مشارکت در ایران این‌چنین است: در مجموع حدود ۴۲ درصد.

معنای این عدد آن است که تنها ۴۲ درصد از جمعیت کشور که در سن کار کردن هستند در جمعیت شاغلان و بیکاران با همان تعاریف مرکز آمار ایران قرار می‌گیرند و ۵۸ درصد جمعیت یا تمایلی به کار ندارند، در جستجوی کار نیستند، ناامید از یافتن شغلند یا وضعشان به شکلی است که در دو گروه شاغل و بیکار قرار نمی‌گیرند.

آمار رسمی بازار کار در دو دهه گذشته نشان می‌دهد جمعیت فعال کشور تقریباً ثابت مانده و به جمعیت غیرفعال افزوده شده است. به بیان دیگر نرخ مشارکت در روندی نزولی قرار گرفته است. این نشانه بیماری در اقتصاد ایران است چرا که به صورت طبیعی و با توجه به هرم جمعیتی ایران در این دوره زمانی که بیشتر جمعیت جوان داشته است می‌بایست نرخ مشارکت متناسب با ورودی‌های جدید به سن کار صعودی می‌شد. معنای این کاهش نرخ مشارکت آن است که در دهه گذشته به خیل جمعیتی که امیدی به یافتن کار در بازار بی‌قاعده مشاغل در ایران دارند افزوده شده است.

برای درک این مطلب نمودار زیر کمک‌کننده خواهد بود:

برای نمونه در سال مرجع ۱۳۹۵، از کل جمعیت در سن کار ایران، مرکز آمار تنها همان بخش کوچک ۵ درصدی در این چارت را بیکار درنظر گرفته. در حالی که در واقع بخش گسترده‌ای از برش جمعیت غیرفعال و کسانی که شاغل در نظر گرفته شده‌اند هم در حقیقت بیکارند و آمار خالص بیکاری قطعاً در حدود ۷۰ درصد است.

زنان در نوک پیکان بیکاری

این آمار وقتی بر اساس جنسیت درنظر گرفته شود گویای واقعیتی تلخ در بازار کار ایران است. نرخ مشارکت مردان حدود ۶۹ درصد و نرخ مشارکت زنان در سن کار حدود ۱۴ درصد است. به بیان دیگر ۸۶ درصد زنان ایرانی براساس تفسیر مرکز آمار ایران به دنبال کار نبوده‌اند و تنها ۱۴ درصد آن‌ها یا شاغلند و یا بیکار و به صورت فعال در جستجوی کار.

براساس نتیجه تحقیقی که مرکز  پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی انجام داده است، نرخ مشارکت زنان در ایران یکی از پایین‌ترین نرخ‌های مشارکت در مقایسه با سایر کشورهاست و تنها در شش کشور فلسطین (نوار غزه و کرانه باختری)، اردن، عراق، سوریه، الجزایر و افغانستان نرخ مشارکت زنان کمتر از ایران بوده است. این موضوع باعث شده است که نرخ مشارکت کل در بازار کار ایران یکی از پایین‌ترین نرخ‌های مشارکت در جهان باشد.

نرخ بیکاری در ایران تخیلی است

نرخ بیکاری مرکز آمار ایران حتی تصویری نزدیک به تحولات بازار کار را هم نشان نمی‌دهد ولی با این وجود همین نرخ مبنای سیاست‌گذاری در ایران است. نرخ بیکاری در حالتی که با معیارهای سازمان جهانی کار هم تهیه شود تنها تحولات جمعیت فعال را نشان می‌دهد و وضعیت جمعیت غیرفعال را بازتاب نمی‌دهد.

یافته‌های تحقیق رسمی مجلس ایران نشان می‌دهد که نسبت جمعیت غیرفعال به کل جمعیت، نسبت بزرگ‌تری در مقایسه با میانگین جهان و بسیاری از کشورهاست، به همین دلیل اراده، امید یا تصمیم جمعیت غیرفعال برای ورود به بازار کار یا خارج ماندن از آن اثر غالب بر تحولات بازار کار و نرخ‌های آن دارد.

از این‌رو حتی با معیار قرار دادن آمار شعبده‌گونه مرکز آمار ایران، ممکن است در یک فصل نرخ بیکاری کاهش یابد، اما نمی‌توان این کاهش را به‌عنوان یک سیگنال از بهبود شرایط بازار کار در نظر گرفت زیرا ممکن است بخشی از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) در اثر عوامل مختلف (ازجمله اثر مأیوس‌کنندگی) تصمیم به خروج از بازار کار گرفته باشند. بدین معنا که کیفیت پایین شغل یا نیافتن شغل سبب شده باشد بخشی از جمعیت فعال موقتاً غیرفعال شود و مجدداً در فصول آتی به بازار کار برگردند.

سایت زمانه – علی رسولی

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران خواستار آزادی اسماعیل عبدی شد

 شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران طی بیانیه ای ضمن محکوم کردن هرگونه برخورد امنیتی و قضایی با فعالان صنفی و مدنی، نسبت به وضعیت اخیر اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان اعتراض کرد و خواهان آزادی او شد. در بخشی از این بیانیه آمده است؛ “این بار نیز تیغ تیز نا عدالتی و بی تدبیری بخشی از دستگاه قضایی متوجه معلم خوشنام و با انگیزه در عرصه ی تعلیم و تربیت، جناب آقای عبدی شده است و بر خلاف پایان محکومیت ۵ ساله، هنوز بستر رهایی ایشان از بند و زندان فراهم نشده و همچنان در حبس به سر می برند. شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به مقامات قضایی و حکومتی هشدار می دهد، چنانچه ایشان تا ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۰ بدون قید و شرط آزاد نشوند؛ شورای هماهنگی و تشکل های صنفی از هر نوع تلاش و اقدام عملی و تجمع حمایتی فروگذار نخواهد کرد و مسئولیت هر گونه پیش آمدی را پیشاپیش متوجه کل حاکمیت و در راس آن دستگاه قضایی می داند.”

به گزارش خبرگزاری هرانا، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیه ای، خواستار آزادی اسماعیل عبدی شد.

متن کامل این بیانیه در پی می‌آید:

“به نام خداوند جان و خرد

معلمی آمیزه ای از زوایای گره خورده در تار و پود هنر، تخصص و تعهد است. تخصصی نضج یافته از تلاش بزرگ مردانی همچون: اسماعیل عبدی که تعالی جایگاه معلمی مشحون از خدمات، مطالبه گری ها و عدالت خواهی های آنهاست. بزرگانی که نگاه نافذ و اندیشه ی والایشان سرو اعتماد و اطمینان را در بطن بلند آوازه ی تلاش برای عدالت خواهی در پهنه ی ایران زمین افراشته است. بی گمان هیچ شخصیتی به اندازه ی معلم، نقش موثری در سازندگی فردای روشن آینده سازان میهن عزیزمان ندارد، زیرا معلمان معماران اندیشه، منش و شخصیت نسل آینده ی هر کشور هستند.

 تنها همت بلند و کریمانه و مجاهدت های عاشقانه و انسان ساز معلمان شریف و بزرگوار است که جام شیفتگان ادب را لبریز از مهر و ایمان می سازد. فرهنگیان ایران بخاطر دلسوزی، تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به آینده ی فرزندان این آب و خاک و همچنین با اتکا به اصول ۲۶، ۲۷، ۳۰ و سایر مواد قانون اساسی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش کشور، و رفع تبعیض ها با اقداماتی کاملا صنفی به نقد عملکرد مسئولان می پردازند.

 علی رغم تلاش برای توسعه آموزش و پرورش توسط معلمینی دلسوز و فرهیخته همچون آقای اسماعیل عبدی؛ بخش هایی از حاکمیت همچنان با اعمال سلایق غیر قانونی و گاه فراقانونی، همواره با پیش کشیدن مسائلی همچون امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، تبانی و…نسبت دادن این پیامدهای ناروا به اقدامات حق طلبانه و مسالمت جویانه ی فعالان مدنی، صنفی، روزنامه نگاران، جامعه ی کارگری، فعالان زنان ، دانشجویی وسایر اقشار مردمی در صدد خفه کردن این صداها برآمده اند و با دادن احکام سنگین، تمامی راه های مصلحانه و مسالمت آمیز را مسدود و یا نابارور کرده اند.

این بار نیز تیغ تیز نا عدالتی و بی تدبیری بخشی از دستگاه قضایی متوجه معلم خوشنام و با انگیزه در عرصه ی تعلیم و تربیت، جناب آقای عبدی شده است و بر خلاف پایان محکومیت ۵ ساله، هنوز بستر رهایی ایشان از بند و زندان فراهم نشده و همچنان در حبس به سر می برند.

حاکمان ایران و مسئولان قضایی ایران در شرایط تنگدستی افزون و فقر دامن گستر مردم از یکسو و اختلاس ها و غارتگری های بی حد و حصر دست اندرکاران حکومتی به جای پیدا کردن راه حلی برای این همه شکاف طبقاتی و تبعیض و بی عدالتی در حق مردم رنجور ایران، تیغ قضا را به سمت عدالت طلبانی گرفته اند که جز به نیک خواهی ایرانیان و اقبال بلند آنها، به چیز دیگری اندیشه نمی کنند.

این حجم از عداوت با کنشگران صنفی که همه آمالشان آموزش بهتر و رایگان و ساختن آموزش و پرورشی مترقی و توسعه یافته برای ایرانی زیبا و آباد و آزاد است، آیا با حداقلی ترین، معیار حقوقی، عرفی، اخلاقی و حتی ارتدوکس ترین قرائت فقهی سازگاری دارد؟

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم کردن هرگونه برخورد امنیتی و قضایی با فعالان صنفی/مدنی؛ خواهان آزادی همه ی زندانیان اعم از روزنامه نگاران، نویسندگان، کارگران، فعالین زنان و سایر اقشار جامعه به ویژه آقای اسماعیل عبدی که دچار فشار حداکثری “زندان در زندان” شده است. انتظار می رود وزیر آموزش و پرورش و مقامات قضایی هم خود را به کار بندند تا هرچه زودتر ظلم مضاعف رفته بر اسماعیل عبدی پایان پذیرد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به مقامات قضایی و حکومتی هشدار می دهد، چنانچه ایشان تا ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۰ بدون قید و شرط آزاد نشوند؛ شورای هماهنگی و تشکل های صنفی از هر نوع تلاش و اقدام عملی و تجمع حمایتی فروگذار نخواهد کرد و مسئولیت هر گونه پیش آمدی را پیشاپیش متوجه کل حاکمیت و در راس آن دستگاه قضایی می داند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، ۸ فروردین ۱۴۰۰″

اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان در تاریخ ششم تیرماه ۱۳۹۴ زمانی که برای پیگیری علت ممنوع الخروج بودن خود به دادسرای اوین مراجعه کرده بود پس از ساعت ها بازجویی، بازداشت شد. وی پس از گذشت ۶ ماه از بازداشت در اسفندماه همان سال توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به شش سال حبس که ۵ سال از آن قابل اجرا بود، محکوم شد.

آقای عبدی، در تاریخ ۲۷ اسفندماه ۹۸، در پی شیوع ویروس کرونا در کشور از زندان اوین به مرخصی اعزام شده و روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، در حالیکه به دنبال صدور بخشنامه مرخصی از سوی قوه قضاییه، برای تمدید مرخصی خود به دادیاری زندان اوین مراجعه کرده بود، بازداشت به زندان فرستاده شد.

این معلم زندانی در تیر ماه سال ۱۳۹۰ با استناد به ماده ۵۰۰ (تبلیغ علیه نظام) و ۵۰۵ (ارتباط با دول متخاصم)، به ده سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم شده بود. اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹، حسین تاج وکیل مدافع آقای عبدی، از ابلاغ مجدد حکم ۱۰ سال حبس تعلیقی برای موکلش خبر داد. مهرماه ۱۳۹۹ درخواست این شهروند برای اعاده دادرسی توسط شعبه ۱۴ دیوان عالی کشور رد شد.​

دستکم ۲ تجمع اعتراضی برگزار شد

 امروز شنبه ۷ فروردین ماه، شماری از کارگران اداره آب و فاضلاب اهواز، در مقابل ساختمان استانداری خوزستان و همچنین جمعی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، در مقابل درب اصلی این شرکت، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، امروز شنبه ۷ فروردین ماه ۱۴۰۰، شماری از کارگران اداره آب و فاضلاب اهواز، در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدیشان، در مقابل ساختمان استانداری خوزستان، دست به تجمع اعتراضی زدند.

این کارگران گفتند: مطالبات حدود ۷۰۰ نفر از کارگران شبکه آب و فاضلاب اهواز که به عنوان کارگران بهره‌بردار تصفیه‌خانه‌ها، اپراتور و همچنین در بخش انشعابات مشغول فعالیت هستند، دو ماه است که پرداخت نشده و ما در این شرایط سخت کرونایی بارها خواستار پرداخت این مطالبات شده‌ایم.

آن‌ها با بیان اینکه جدا از دو ماه معوقات مزدی، مطالباتی از ماه‌های فروردین تا تیرماه نیز طلبکارند و در عین حال بیمه اجتماعی‌شان چندین ماه پرداخت نشده، در ادامه افزودند: هر ماه به مطالباتمان افزوده می‌شود و با وجود پیگیری‌های مکرر، تاکنون مسئولان استانی به وضعیت ما رسیدگی نکرده اند و در سال‌های اخیر حسرت دریافت منظم حقوق به دل‌مان مانده است.

یکی از کارگران معترض گفت: “همه کارگران معترض آبفای این شهر و سایر شهرهای استان که تحت مسئولیت یک تا چند شرکت پیمانکاری مشغول کارند، معوقات مزدی طلبکارند و درخواست اصلی همه این کارگران حذف پیمانکاران و عقد قرارداد مستقیم با شرکت آب و فاضلاب است”.

او افزود: “شرکت‌های پیمانکاری اهمیتی برای کارگران قائل نیستند و مسئولان اداره آبفای شهرستان و استان نیز برای وصول مطالبات کارگران کاری انجام نمی‌دهند”.

تجمع کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه ۷ فروردین ماه ۱۴۰۰، شماری از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، در مقابل درب اصلی این شرکت، تجمع اعتراضی برپا کردند.

گفته می شود که تجمع این کارگران در خصوص اعتراض به اخراج ۸ تن از همکارانشان و همچنین کاهش مدت قرارداد بخشی دیگر از کارگران صورت گرفته است.

این کارگران اقدامات کارفرما را “غیر قانونی و مغایر با توافقات قبلی با کارگران” خواندند.​

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک پاکبان در تبریز

روز سه شنبه ۳ فروردین‌ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک پاکبان در شهرستان تبریز دچار حادثه شد و امروز در اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، امروز جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، یک پاکبان در شهرستان تبریز که پیشتر دچار حادثه شده بود، جان باخت.

بر اساس این گزارش، این کارگر صبح روز سه‌شنبه ۳ فروردین‌ماه در میدان آذربایجان بر اثر تصادف شدید دچار خونریزی مغزی شده بود.

کارگر مذکور پس از سه روز ماندن در کما در بیمارستان عالی نسب تبریز، جانش را از دست داد.

این پاکبان دارای ۲ فرزند و جزو نیروهای خدماتی شهرداری منطقه ۴ تبریز بود.

کتاب حقوق بین‌الملل و تطبیقی کار منتشر شد/ دانلود کنید

 کتاب «حقوق بین‌الملل و تطبیقی کار» توسط انتشارات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شد. این کتاب به بررسی تطبیقی تلاش‌های بین المللی در رابطه با حقوق کار و قوانین داخلی شماری از کشورها همچون آرژانتین، آفریقای جنوبی، ایتالیا، ترکیه، عراق و مصر می‌پردازد. در این کتاب تلاش شده است تا با مطالعه‌ی قوانین کشورهای مختلف در رابطه با حقوق کارگر افق دید پژوهشگران و قانونگذاران را افزایش داده و در تعیین قواعد جدید به آنها کمک کند.

کتاب «حقوق بین‌الملل و تطبیقی کار» توسط موسی برزین، وکیل پایه یک دادگستری تالیف شده است. برزین در این تالیف، ابتدا به بررسی اسناد بین‌المللی در خصوص حقوق کارگران و تنظیم مقررات کارگر و کارفرما که از سوی سازمان بین المللی کار تصویب شده‌اند، همچون “کنوانسیون آزادی تشکل و محافظت از حق سازمان دهی، کنوانسیون لغو کار اجباری، کنوانسیون بدترین اشکال کار کودکان و کنوانسیون اجر برابر” می‌پردازد.

در ادامه این کتاب نیز، نویسنده به بررسی اسناد عام حقوق بشری قابل تسری به کارگران و حقوق بنیادینی همچون حق تشکل، تجمع و اشتغال و سایر حقوق صنفی مانند حق اعتصاب و حق ایجاد سندیکا پرداخته است.

دانلود کنید

سرانجام در فصل پایانی کتاب قوانین داخلی شماری از کشورها همچون آرژانتین، آفریقای جنوبی، ایتالیا، ترکیه، عراق و مصر توسط این حقوقدان مورد بررسی قرار گرفته‌اند. به این طریق تلاش شده است تا با مطالعه‌ی قوانین کشورهای مختلف در رابطه با حقوق کارگر افق دید پژوهشگران و قانونگذاران را افزایش داده و در تعیین قواعد جدید به آنها کمک شود. بنا به هدف نگارنده، از بررسی کشورهای پیشرفته مانند کشورهای اسکاندیناوی یا کانادا و استرالیا به این دلیل که سطح دموکراسی و توجه به حقوق بشر در این کشورها از استاندارد بالاتری برخوردار است و معیار خوبی برای مقایسه با ایران نیست پرهیز شده است.

علاقمندان میتوانند با کلیک بر تصویر مقابل یا اینجا نسخه پی دی اف کتاب «حقوق بین‌الملل و تطبیقی کار» را به صورت رایگان دانلود و مطالعه کنند.

اعتراض کارگران آبفای اهواز

شماری از کارگران اداره آب و فاضلاب اهواز روز شنبه 7 فروردین ماه، در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدیشان، در مقابل ساختمان استانداری خوزستان، دست به تجمع زدند.

این کارگران می گویند: مطالبات حدود ۷۰۰ نفر از کارگران شبکه آب و فاضلاب اهواز که به عنوان کارگران بهره‌بردار تصفیه‌خانه‌ها، اپراتور و همچنین در بخش انشعابات مشغول فعالیت هستند، دو ماه است که پرداخت نشده و آنها در این شرایط سخت کرونایی بارها خواستار پرداخت این مطالبات شده‌اند. آن‌ها با بیان اینکه جدا از دو ماه معوقات مزدی، دارای مطالباتی از ماه‌های فروردین تا تیرماه نیز می باشند اعلام کردند در عین حال بیمه اجتماعی‌شان چندین ماه پرداخت نشده است.

تجمع کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

روز یکشنبه 8 فروردین ماه ۱۴۰۰، شماری از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه برای دومین روز متوالی، در اعتراض به اخراج شماری از همکاران خود در مقابل درب اصلی این شرکت، اقدام به برگزاری تجمع کردند.

به گزارش منتشره، کارگران از بخش‌های مختلف از جمله، کارگران دفع آفات کشاورزی،  دراعتراض به کاهش مدت زمان قراردادهایشان ابتدا در برابر دری اصلی شرکت تحصن کرده و سپس در داخل شرکت و در کنار سنگر به تجمع اعتراضی خود ادامه دادند. علاوه بر این تعدادی از کارگران نیز در اعتراض به اخراج ۸ نفراز همکارانشان به این تجمع پیوستند.  گفته می شود در تجمع اعتراضی و اعتصاب روز شنبه کارگران هفت تپه، ابراهیم عباسی منجزی و یوسف بهمنی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه به در محل تجمع حضور داشته و بر اتحاد و حق اعتراض تاکید نمودند. کارگران شرکت کننده در تجمع امروز تصریح نمودند که چنانچه وضع قراردادها درست نشود به تجمع اعتراضی و اعتصاب خود ادامه خواهند داد.

تجمع کارگران کارخانه پارس پامچال

جمعی از کارگران کارخانه پارس پامچال روز شنبه 7 فروردین ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود اقدام به برگزاری تجمع کردند.

این کارگران ابتدا با برپایی تجمعی در مقابل درب کارخانه خواستار پاسخگویی کارفرما در خصوص عدم پرداخت 5 ماه مطالبات مزدی خود شدند. معترضان در ادامه و در پی بی توجهی کارفرما به خواسته هایشان اقدام به فروش بیش از ۱۵ تن رنگ این کارخانه، برای دریافت بخشی از مطالبات ۵ ماهه و عیدی خود کردند. یکی از کارگران به نمایندگی از سایر همکاران خودمی گوید بعد از بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌های کارگران برای وصول مطالبات معوقه در روز‌های پایانی سال ۹۹، درنهایت کارگران تصمیم گرفتند برای جبران بخشی از مطالبات معوقه ۵ماه گذشته‌شان، مقدار ی از رنگ‌های دپوشده کارخانه که به حدود ۱۵ تن می‌رسید را به فروش برسانند.

مجبورم کلفتی هم بکنم! گفتگو با یک خانم سرپرست خانوار که ضایعات جمع‌آوری می‌کند – فیلم

مجبورم کلفتی هم بکنم! گفتگو با یک خانم سرپرست خانوار که ضایعات جمع‌آوری می‌کند – فیلم

روز جمعه ۶ فروردین ماه ۱۴۰۰ فیلمی از گفتگو با با یک خانم سرپرست خانوار که در اراک ضایعات جمع‌آوری می‌کند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

خانم سرپرست خانوار که ضایعات جمع می‌کند در اراک
یک خانم سرپرست خانوار که ضایعات جمع می‌کند

این خانم در حالی که همسرش نیز فوت کرده است و سه کودک خردسال دارد، کسی را برای یاری و حمایت ندارد و به تنهایی بایستی هزینه زندگی خود و کودکانش را با کلفتی و جمع‌آوری ضایعات تامین کند.

این در حالی است که وی اجاره‌نشین بوده و پولی که از بابت جمع‌آوری ضایعات تامین می‌کند کفاف اجاره خانه و آب و برق را هم نمی‌دهد.

این خانم سرپرست خانوار در مصاحبه با این هموطن می‌گوید:

چی بگویم؟ سه تا بچه دارم، خودم فقط حفظ‌شون می‌کنم.

می‌روم کلفتی می‌کنم، با کلفتی چی میشه این پول؟ اجاره خونه بدهم، پول آب بدهم، برق بدهم چکار کنم؟

دارم ضایعات جمع می‌کنم مسخره‌ام می‌کنند؛ هر کسی یک چیزی بهم می‌گه؛ خواهش می کنم فقط اگه می‌تونند یک کمکی بکنند.

بچه‌هات چی چند سالشونه؟

بچه‌هام کوچک هستند، دو تا پسر دارم یک دختر، یکی کلاس سوم ابتدایی، یکی کلاس اول ابتدایی، یکی هم مدرسه نمی‌ره.

همسرت هم فوت کرده؟

شوهرم هم فوت کرده هیچ کس هم نداریم.

توی این باران قلب خودم هم درد می‌کند، به قرآن نمی‌توانم یک قدم راه بروم، نفسم در نمی‌آید قلبم درد می کند، می‌گویند معتاد هستی!  به قرآن معتاد نیستم من خانم! مجبورم کار کنم.

در سراسر کشور این یک نمونه از هزاران نمونه مادران سرپرست خانوار هستند که تنها منبع درآمد آنها از منابع زباله‌ها تامین می‌شود، در حالی که نه تنها از طرف حکومت هیچ حمایتی از آنها صورت نمی‌گیرد، بلکه در همین کار نیز با انواع آزار و اذیت مواجه می‌شوند.