وضعیت نامناسب کارگران فروشگاه‌های برند و لاکچری/ بدون بیمه و حقوق بیکار شده‌ایم!

کارگران فروشگاه‌های برند در استان‌های شمالی از بیکاری و عدم امنیت آینده انتقاد دارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کرونا بسیاری از مشاغل را تحت تاثیر قرار داده است. هرچه اشتغال غیررسمی‌تر و کوچک‌تر باشد، تاثیرات منفی کرونا حادتر است.

کارگران فروشگاه‌های لاکچری و برند که در شمال کشور قرار دارند در تماس با خبرنگار ایلنا، از نامناسب بودن وضعیت شغلی خود انتقاد کردند. این کارگران که در مواقع عادی نیز بسیاری از مزایای مزدی قانون کار را دریافت نمی‌کنند به دلیل بحران کرونا فعلاً بیکار شده‌اند و امیدی به آینده ندارند.

یکی از این کارگران می‌گوید: سال قبل حدود دو میلیون تومان حقوق می‌گرفتم اما امسال بعد از تعطیلات نوروز به ما گفتند در خانه بنشینید خبرتان می‌کنیم! این در حالیست که مشخص نیست چه زمانی قرار است به سر کار بازگردیم و آیا اساساً امیدی به بازگشت به کار وجود دارد یا نه!

این کارگر با بیان اینکه به دلیل فاصله‌های مکرر میان پرداخت حق بیمه نمی‌توانیم از بیمه بیکاری استفاده کنیم، می‌گوید: در زمان رونق به جز یک حقوق بسیار ناچیز سهمی از سود کلان کارفرماها نداشتیم اما حالا که بازار کساد شده و تعطیلی پیش آمده قبل از همه ما را قربانی کرده‌اند. ما اگر به ادارات کار نیز مراجعه کنیم هیچ چیز دست‌مان را نمی‌گیرد.

یک کارگر دیگر تاکید دارد: دولت باید در زمان تعطیلی‌های کرونا از کارگران اصناف و فروشگاه‌های کشور حمایت کند: «ما کارگران روشگاه‌ها جزو کم درآمدترین قشر هستیم و هیچ زمان مزایای مزدی و امید به آینده نداریم. گاهاً برای دوازده ساعت کار سخت و ایستاده، دو میلیون تومان هم نمی‌گیریم. حالا نیاز به حمایت دولت داریم.»

انتقاد کارگران فروشگاههای فروش لباس و لوازم لاچکری در حالی مطرح می‌شود که هیچ آمار دقیقی از بیکاری این کارگران در فروردین ماه در دست نداریم. بخش عمده‌ای از این کارگران به صورت روزمزدی و یا حتی «پورسانتی» کار می‌کنند و هنگامی که دوران فترت و بیکاری پیش می‌آید ریالی حقوق و مزایا ندارند.

یک کارگر فروشگاهی در مازندران می‌گوید: من سرپرست خانوار هستم و خرج مادر و خواهرانم را می‌دهم. با این بیکاری اخیر هزینه‌های کرایه خانه و آموزش خواهرانم روی زمین مانده است. کدام نهاد قرار است از ما حمایت کند؟ فقط دستور می‌دهند که باید فروشگاها تعطیل باشند اما فکری به حال این همه خانواده که از این طریق نان درمی‌آورند، نمی‌کنند.

بیمه بیکاری به ۲ میلیون و ۷۵۵هزار تومان افزایش یافت

مدیریت روابط کار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی فارس گفت: مقرری بیمه بیکاری با ۳۹ درصد افزایش ۲ میلیون و ۷۵۵ هزار تومان تعیین شده است.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان فارس، مصطفی هاشمی در این باره گفت: حداقل مقرری بیکار شده‌ها از یک میلیون و ۹۱۰ هزار و ۴۲۷ تومان در سال گذشته به ۲میلیون و ۷۵۵هزار و ۴۹۸ تومان در سال جاری افزایش پیدا کرده که مقایسه آن نشان از رشد ۳۹درصدی دارد.

وی با بیان این که افرادی که در سال جاری بیکار می‌شوند مقرری‌شان از مبلغ مذکور کمتر نخواهد بود، افزود: همچنین آن دسته از مقرری بگیران بیمه بیکاری که در سال‌های قبل از کار بیکار شده‌اند و همچنان در حال دریافت مقرری هستند و کمتر از این مبلغ مقرری دریافت کرده‌اند در فروردین ماه میزان مقرری آن‌ها ترمیم شده و با نرخ جدید به حسابشان واریز می‌شود.

هاشمی ادامه داد: تعدادی از افراد مقرری بیمه بیکاری فروردین خود را در دو مرحله دریافت کرده‌اند که در مرحله اول همان مبلغ سال قبل و در مرحله دوم مابه التفاوت سال جاری به حسابشان واریز شده است.

مدیر روابط کار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی فارس با بیان این که در استان فارس بالغ بر ۱۴ هزار نفر مقرری بیمه بیکاری می‌گیرند که این تعداد در سال گذشته ۱۳ هزار و ۴۰۰نفر بود بیان کرد: هرساله تعداد مقرری بگیران بیمه بیکاری در فروردین ماه افزایش یافته و در ماه‌های بعد این تعداد به تدریج رو به کاهش می‌رود.

وی اظهار داشت: با این حساب جمع مقرری ماهیانه واریز شده به حساب این افراد حدود ۴۰میلیارد تومان است که این رقم در سال گذشته ماهیانه ۲۶میلیارد تومان بود.

هاشمی گفت: سازمان تامین اجتماعی به دنبال ترمیم مقرری بیکار شدگان تامین اجتماعی با توجه به افزایش هزینه‌ها بوده و تلاش می‌کند با توجه به منابع مالی خود از این قشر حمایت کند.

معاون روابط کار اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی فارس، با اشاره به این که در سال گذشته تعداد مقرری بگیران استان فارس در فروردین ماه به دلیل شیوع کرونا بالغ بر ۷۰ هزار نفر بود گفت: با برگزاری کمیته‌های مختلف توسط استانداری و اداره کار، شاهد بازگشت بیکار شده‌ها به سر کارشان بودیم که به تبع آن از خیل عظیم بیکار شده‌ها به تدریج کاسته شد و درنهایت تعداد مقرری بگیران بیمه بیکاری به طور میانگین به ماهیانه ۱۳ هزار و ۴۰۰ نفر در سال گذشته رسید.

هاشمی خاطرنشان کرد: سال گذشته یک سال سخت برای همه از جمله سیاست گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران استان بود و خوشبختانه علی رغم همه مشقت‌ها در سال گذشته با اقدامات انجام شده و سیاست‌های اجرایی مختلف نه تنها تعداد بیمه شدگان اصلی تامین اجتماعی کاهش پیدا نکرد بلکه شاهد افزایش تعداد بیمه شده‌ها نیز بودیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص آن که بیکار شده‌های استان تا چه مدت مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری می‌شوند گفت: بیکار شدگان به دو دسته شامل بیمه‌شدگان مجرد و بیمه شدگان متاهل تقسیم می‌شوند که بر اساس آن کارگران مجرد دارای ۶ ماه تا ۲۴ ماه سابقه پرداخت بیمه به مدت ۶ ماه و متاهلین به مدت ۱۲ مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری می‌شوند.

هاشمی ادامه داد: همچنین افراد مجرد با سابقه پرداخت ۲۵ ماه تا ۱۲۰ ماه حق بیمه به مدت ۱۲ ماه و متاهلین به مدت ۱۸ ماه مشمول دریافت مقرری می‌شوند.

وی ادامه داد: مدت زمان پرداخت مقرری بیمه بیکاری به کارگران با سابقه ۱۲۱ ماه تا ۱۸۰ ماه حق بیمه، ۱۸ ماه و متاهلی ۲۶ ماه می‌باشد.

به گفته هاشمی، میزان برخورداری افراد مجرد از مقرری بیمه بیکاری با ۱۸۱ ماه تا ۲۴۰ ماه حق بیمه ۲۶ ماه و افراد متاهل ۳۶ ماه می‌باشد.

این مقام مسئول ادامه داد: افراد مجرد با پرداخت پرداخت حق‌بیمه ۲۴۱ ماه به بالا، ۳۶ ماه و متاهلین ۵۰ ماه از دریافت مقرری بیمه بیکاری برخوردار خواهند شد.

معاون روابط کار اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی فارس تاکید کرد: تمام تلاش ما نگه داشتن افراد در مشاغلشان است و چنانچه چاره‌ای در این خصوص نباشد و تلاش‌ها به جایی نرسد، حمایت لازم از افراد بیکار شده در مدت بیکاریشان و تا زمان پیدا کردن مجدد شغل در چارچوب ماده ۷ قانون صورت خواهد گرفت.

وی در خاتمه گفت: همچنین تلاش می‌شود در مدتی که افراد مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری هستند برای آن‌ها مشاغل جدید متناسب با مهارت‌شان با در نظر گرفتن مزایا برای کارفرمایان، مهیا شود تا بهترین بهره وری از نیروی کار با تجربه استان صورت گیرد.​

واگذاری هزاران میلیاردی شرکت‌ها برای مخارج کشور/ خصوصی‌سازی از کانال بازار سرمایه با کارگران چه می‌کند؟/ پیشخوری آینده از طریق فروش دارایی‌های بین نسلی

دولت از فرصت صعود تاریخی شاخص بورس، برای فروش دارایی‌های عمومی استفاده کرد و بدون تن دادن به حواشی قدیمی به مزایده گذاشتن شرکت‌ها، اداره‌ی آنها را در عوض دریافت پول از سهامداران جدید، واگذار کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «سال ۹۹ یکی از سال‌های متمایز در بحث واگذاری در تامین منابع بودجه دولت و نیز اجرای بند «و» تبصره ۵ قانون بودجه بود» همین جمله در شروع نطق روز ۳۱ فروردین وزیر امور اقتصاد و دارایی در صحن علنی مجلس، دفاع جانانه‌ی وی از واگذاری اموال و شرکت‌های عمومی در مجلس محسوب می‌شود؛ دفاعی که به زعم «فرهاد دژپسند» دو ضمانت حقوقی محکم هم دارد؛ قانون بودجه سنواتی و قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴. در یک کلام پرُ کردن خزانه از ناحیه عرضه‌ی سهام شرکت‌های عمومی در بورس، مهم‌ترین نقطه اتکای مدافعان فروش اموال ملت است؛ اموالی که اداره‌ی آنها در قالب یک قرارداد اجتماعی به دولت سپرده شده است.

زمانی هم که بورس به یکباره ته کشید و به قول بورس‌بازان، از گاو بازی به خواب خرسی فرورفت، از رسانه‌های مدافع جذب سرمایه‌های خُرد در روزهای سبز بازار، گزارش پشت گزارش در باب ماهیت قماربازانه‌ی بورس منتشر شد؛ درحالیکه همین‌ها دولت را پشتیبان بورس معرفی می‌کردند و در توجیه خوبی‌های بورس، به عرضه‌ی‌ سهام شرکت‌های دولتی در قالب «صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله» اشاره می‌کردند؛ اما واگذاری اموال و شرکت‌های دولتی از هر طریقی که صورت گرفته کسری بودجه عظیم ۹۹ و ۱۴۰۰ را تا حدی پنهان کرده و می‌کند.

میزان درآمدهای دولت از واگذاری در بورس

در واقع هرچند اقدام‌‌های اورژانسی و ناکافی برای احیای بورس در قالبETF یا همان صندوق‌های قابل معامله، برای مالبختگان بورس نان نداشته اما برای دولت خزانه پرکن بوده است؛ البته بر سر میزان پولی که از بابت عرضه دارایی‌های عمومی به اشکال مختلف به دست آمده، اختلاف نظر وجود دارد؛ خود دژپسند در نطق یاد شده، عنوان کرد: «در سال گذشته موفق شدیم تا ۳۵ هزار میلیارد تومان به صورت مستقیم از محل واگذاری‌ها به خزانه واریز کنیم، از این مبلغ ۳۲ هزار میلیارد تومان بودجه حاصل از واگذاری به صورت ETF و شناور بوده که تمامی این موارد به صورت شفاف در بازار سرمایه عرضه شده است.»

وزیر امور اقتصاد و دارایی همچنین گفت که حدود ۲ هزار میلیارد تومان از محل اقساط حاصل شده و ۱۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از محل سهام به دست آمده است؛ منظور وی واگذاری سهام از طریق روش‌هایی به غیر از صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله است؛  البته دژپسند اعلام کرد که منابعی که از این محل به دست آمده، به جای خزانه به سازمان هدفمندی واریز شده تا برای اجرای قانون معیشت مجلس و ستاد کرونا به مردم پرداخت شود. در مجموع دولت با تهاتر سهام برای رد دیون دولت به نهادهایی مانند سازمان تامین اجتماعی که سال گذشته معادل ۳۲ هزار میلیارد تومان سهام شرکت‌های عمومی را در قالب واگذاری‌های اصل ۴۴ صاحب شد، ۱۲۷ هزار میلیارد تومان سهام واگذار کرده است که سهم خزانه از آن حدود ۲۸ درصد و سهم سازمان هدفمندی یارانه‌ها، و حوزه معیشت حدود ۱۱ درصد است.

این در حالی است که محمدعلی دهقان دهنوی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در گفت‌وگویی با عنوان «توسعه بازار از طریق بازار» که در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس برگزار شد، ضمن طرح ادعای نجات کشور از «مصیبت تورم» به وسیله اقدام سازمان بورس، مدعی شد که این سازمان حدود ۶۸۰ هزار میلیارد تومان در تامین مالی کشور نقش داشته است. به گفته‌ی وی «بازار سرمایه به نقطه‌ای رسیده است که در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی کشور باید در نظر گرفته شود.»

در نتیجه ارقامی که وزیر اقتصاد از بابت استحصال از بازار سرمایه در مجلس عنوان کرده با ارقامی که توسط سازمان بورس اعلام شده در تناقض است. در قضیه آزادسازی نرخ بنزین هم شاهد اختلاف آمار درآمد دولت بودیم؛ در حالی که محمد باقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، میزان منابع آزاد شده از این محل را ۳۰ هزار میلیارد تومان عنوان کرده بود نمایندگان مجلس عنوان می‌کردند که دولت ۷۲ هزار میلیارد تومان را آزاد کرده اما یک ریال بر روی یارانه نقدی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان نگذاشته است.

جدا از تناقض‌هایی که در سطح آمار، زمین تا آسمان با همدیگر تفاوت دارند، دولت از فرصت صعود تاریخی شاخص بورس، برای فروش دارایی‌های عمومی استفاده کرد و بدون تن دادن به حواشی قدیمی به مزایده گذاشتن شرکت‌ها از طریق سازمان خصوصی‌سازی، که به برکناری و بازداشت یک رئیس و استعفای یک رئیس دیگر این سازمان با فشار وزیر امور اقتصاد و دارایی منتهی شد، اداره‌ی شرکت‌ها را در عوض دریافت پول از سهامداران جدید، واگذار کرد.

روش جدید برای اجرای خصوصی‌سازی

جدا از اتفاق‌های سال ۹۹، نمایندگان مجلس یازدهم در قانون بودجه‌ی سال ۱۴۰۰ دولت را به فروش ۳۹۵ هزار میلیارد تومان دارایی‌هایی سرمایه‌ای ملزم کرده‌اند؛ در حالی هدف‌گذاری دولت در لایحه‌ی اصلاحی مربوط به این قانون ۲۲۵ هزار میلیارد تومان بود. در واقع مجلس به جای اینکه دست دولت را برای فروش دارایی‌های سرمایه‌ای متعلق به ملت، ببندد، ۷۵.۷ درصد هم آن را افزایش داده تا به شکل صوری کسری بودجه‌ی حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان سال جاری را بپوشاند. بدین وسیله محمدباقر قالیباف یعنی رئیس نمایندگان، به کاهش کسری بودجه افتخار و آن را به عنوان کارنامه‌ی خود به رخ می‌کشد. 

آسیب بورس به کارگران شرکت‌های واگذار شده 

جدا از اینکه در سال ۱۴۰۰ بورس چه چشم‌اندازی دارد و دولت دوازدهم و در ادامه‌ی آن دولت سیزدهم می‌خواهند با چه روش‌های در آن فروش دارایی کنند، سرنوشت کارگرانی که سهام شرکت‌های آنها در سال ۹۹ واگذار شده یا در سال ۱۴۰۰ واگذار می‌شوند، روشن نیست. این نگرانی وجود دارد که مانند فروش شرکت‌ها از طریق مزایده که فساد عظیمی به جا گذاشت و در ضمن ده‌ها و صدها کارگر هر کدام از آنها بیکار شدند، در این شیوه هم کارگران از تصمیم‌های احتمالی سهامداران عمده آسیب ببینند؛ به ویژه اینکه دولت تا پیش از واگذاری، بیشتر کارگران این شرکت‌ها را به شکل قراردادی به استخدام درآورده بود.

به همین دلیل یکی از اولین نگرانی‌هایی که از ناحیه‌ی فروش شرکت‌های دارای نیروی کار پیش می‌آید، همین موضوع است؛ بویژه اینکه بازار بورس ایران به دلیل دامنه‌ی نوسان‌های اقتصادی، سیاست‌‌های مداخله‌ای دولت برای تنظیم رفتار سازمان بورس و اوراق بهادار و رفتارهای ضد رقابتِ بازیگران حقوقی بزرگ، مانند ضربان قلب یک بیمار بدحال در حال افت و خیز است. بر همین قاعده‌، سهامداران عمده‌ با در نظر گرفتن بیلان مالی انتهای سال و ارزیابی ریسک سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف که این نیز می‌تواند متاثر از وضعیت بورس باشد، در قبال ادامه‌ی کار با کارگران تصمیم می‌گیرند و هیچ ملاحظه‌ای به جزء ارزش سرمایه‌ای که خوابانده‌اند و از بابت آن سرمایه جذب می‌کنند، را ندارند.

به بیان دیگر شکل تحرکات بازار سرمایه ضامن بقای شغل کارگر یا پرداخت دستمزد او است. باید توجه داشت که در انتهای فرودین ۱۴۰۰ ارزش معاملات بازار بورس بدون در نظر گرفتن صندوق‌های سهامی ۸۵۰ میلیارد تومان و با در نظر گرفتن آن ۱۲۸۷ میلیارد تومان بود؛ در حالی که ۲۳ اردیبهشت سال گذشته ۲۰ هزار میلیارد تومان معامله انجام شد که حجم آن ۱.۸ برابر کل نقدینگی کشور بود که این نشانگر یک بیستم شدن ارزش معاملات است. به همین دلیل از یک بازار به شدت پرنوسان و پرریسک صحبت می‌کنیم که ریزش هر واحد آن بر سر یک کارگر آوار می‌شود.   

فروش دارایی‌های عمومی به جای کل مشکلات کلان

در این میان اقتصاددان به دولت توصیه می‌کنند که به دنبال محرک‌های قوی‌تر برای به حرکت درآوردن قطار اقتصاد باشد و سعی نکند با فروش دارایی‌ها در بورس یا هر بازار دیگری کسری بودجه را بپوشاند؛ چراکه این عمل مصداق آینده فروشی و پیشخوری است؛ بدون اینکه هیچ مزیتی برای اقتصاد ایجاد کند. مرتضی افقه (عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز) تاکید دارد که از دهه ۷۰ به بعد، تمام دولت‌ها رویه فروش اموال عمومی را باب کردند. وی در این مورد، گفت: «این سیاست‌ها بیشتر از دوران مرحوم هاشمی رفسنجانی باب شد و اقتصاددان حامی نظام بازار هم آن را تشویق کردند. در واقع آنها به دنبال خشک کردن ریشه‌های بحران اقتصادی نرفتند و مدام اصرار داشتند که باید با خصوصی‌سازی و کوچک‌سازی، اندازه‌ی دولت را کم کنیم تا هزینه‌های عمومی سرکوب و از حساب مصارف بودجه خارج شوند. به زعم خود اینگونه با فساد و «دولت بزرگ» مبارزه می‌کنند؛ در حالی که هیچگاه فکری به حال ناکارآمدی سیاست‌های کلان کشور نکردند. پیشنهادهای این گروه از اقتصاددان‌ها موجب شکل گرفتن یک بستر ضدتوسعه‌ای شد. بر همین اساس، فهم دولت‌ها از توسعه در حد ساختن سد، ایجاد منطقه آزاد، افتتاح کارخانه و پرداخت بی‌حساب و کتاب وام‌ است؛ در حالی که این کارخانه مشکل تامین مواد اولیه و هزار و یک مشکل اقتصادی دیگر دارد.»

وی افزود: «متولیان ایجاد این بستر ضد توسعه‌ای، امروز هم در همان مسیر پا گذاشته‌اند و از فروش دارایی‌های عمومی در قالب خصوصی‌سازی برای حل معضل‌های مالی دفاع می‌کنند اما ناکارآمدی و فساد پابرجاست؛ در حالی که به جای این کارها باید سیستم گزینشیِ مناسبی برای بکارگیری‌ نیروهای کارآمد در دولت به کار گیرند و راه را بر حضور مصلحان اقتصادی و اجتماعی در مجلس باز گذارند و مردم را به انتخاب یک عده محدود نکنند. در ایران نمی‌خواهند به علت‌ها دست بزنند و معلول‌ها را دستکاری و گزینشی می‌کنند؛ چراکه علت‌ها با منافع عده‌ای گره خورده است و قابل دخل و تصرف نیست. این سیاست‌ها هیچگاه جواب نمی‌دهند؛ انگار که می‌خواهند چرخ را از  اول اختراع کنند. نتیجه هم  اتلاف منابع و فرصت‌سوزی است. متاسفانه هر زمان که دولت‌ها با کم شدن درآمدهای نفتی مواجه می‌شوند، خصوصی‌سازی را تشدید می‌کنند اما چون بخش خصوصی غیررانتی به دلیل ناکارآمدی و انتخاب‌های گزینشی، توان پا گرفتن ندارد، بخش رانتی اقتصاد، شرکت‌‌های عمومی را از طریق بازار سرمایه یا شرکت در مزایده‌های صوری و فرمایشی تصاحب می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. این سیاست‌ها از اساس به شکست می‌انجامد و تبعات آن به کارگران و معیشت آنها لطمه می‌زند.»

وی افزود: «در سال‌های فوت شده تا می‌توانستند شرکت‌ها را فروختند و اوراق بدهی چاپ کردند و به دست طلبکاران دادند؛ نتیجه چه شد؟ دولت بدهی طلبکارانش را هم با واگذاری شرکت‌ها پرداخت می‌کند! اینگونه شرکت‌ها را چوب حراج می‌زنند، تولید را تعطیل و کارگران را بیکار می‌کنند؛ درحالیکه باید رانت بسیار بزرگ بودجه‌خواران را قطع می‌کردند؛ یعنی آنها که هیچ کمکی به اقتصاد نمی‌کنند. متاسفانه دولت هرآنچه در دیگش داشت، مصرف کرد و حالا تازه به فکر رفع مجدد تحریم‌ها افتاده است. پس از رفع احتمالی و تدریجی تحریم‌ها هم همچنان مشکلات کشور در ناکارآمدی نظام اقتصادی، سیاسی و اجرایی کشور پنهان خواهد ماند و سرباز خواهد کرد.» 

سخن آخر

«دولت‌هایی که در ایران بر سر کار آمده‌اند، از چارچوب‌‌های ترسیم شده برای جبران کسری منابع لازم برای اداره‌ی کشور بیرون نیامده‌اند. آنها کم و بیش دولت‌های فاقد عقلانیت لازم برای توسعه‌یافتگی محسوب می‌شدند. این دولت‌ها برای پوشش اهدف سیاسی، مخارج کشور را با فروش سرمایه‌های بین نسلی تامین می‌کردند.» آیندگان این‌ چند جمله را در کتاب‌های آموزشی عصر خود با خط درشت می‌نویسند؛ زمانی که کشور دیگر منابعی برای تجهیز و سرمایه‌گذاری ندارد و با یک دولت فقیر مقروض‌تر از هر مقروضی اداره می‌شود. این آینده به همین سادگی و صراحت قابل پیش‌بینی است. اگر امروز دولت‌ها با فروش همه‌چیز و بیکار کردن کارگران به دنبال پرداخت یارانه نقدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تامین مخارج وزارتخانه‌ها و کلید زدن طرح‌های اقتصادی غیرمقرون به صرفه هستند، باید انتظار همین آینده را هم داشته باشند.

آیا “سبد معاش” استانی تعیین می‌شود؟! / دورخیز کارفرمایان برای کاستن از حقوق مزدی کارگران در ۱۴۰۱

توفیقی می‌گوید «در کم هزینه‌ترین استان‌های کشور دستمزد فعلی در بهترین حالت با تمام مزایا فقط ۶۵ درصد هزینه‌های بسیار حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد» حالا یک سوال: کجا دستمزد خیلی زیاد است که سرمایه گذار ملی را فراری دهد؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، از دید کارفرمایان، کارگران در سال ۱۴۰۰ بازهم قسر در رفتند و نشد که پارادایمِ «مزد منطقه‌ای» علیرغم اصرار و ابرام بسیار گروه کارفرمایی عملی شود و به کرسی بنشیند.

کارفرمایان در سالهای اخیر با استناد به یک عبارت کوتاه در پیش‌درآمدِ ماده ۴۱ قانون کار (شورای عالی کار همه‌ساله موظف است میزان حداقل مزد کارگران را برای نقاط مختلف کشور و یا صنایع مختلف با توجه به معیارهای ذیل تعیین نماید) از لزوم استقرار مزد منطقه‌ای و مزد صنفی دفاع می‌کنند یعنی مزد در نقاط مختلف کشور و برای صنایع مختلف، متفاوت تعیین شود.

این پافشاری فقط یک هدف دارد؛ کاستن از هزینه‌های کارفرمایان در بسیاری از مناطق کشور و در حوزه‌های گوناگون به خصوص در نقاط محروم و در کارگاه‌های کوچک. آن‌ها همیشه یک استدلال را به عنوانه پشتوانه اساسی دفاع از مزد منطقه‌ای طرح می‌کنند: می‌خواهیم اشتغال رونق بگیرد و کارآفرینان از کارآفرینی و ایجاد فرصت‌های شغلی فراری نشوند!

این در حالیست که اولین معضل، فقدان توان چانه زنی کارگران است. امروز کارگران قراراد موقت و فاقد تشکل‌های سراسری، نه در درون کارگاه‌ها به عنوان نیروی کار شاغل و نه در سطح اجتماع به عنوان نیروی جویای کار، قدرت چانه‌زنی ندارند و مجبورند هرچه کارفرما به عنوان مزد پیشنهاد می‌کند بدون چون و چرا دربست بپذیرند. اگر قرار باشد اتحادیه‌ها و سندیکاها در اصناف مختلف کشور به صورت سلسله مراتبی و در استانها به صورت همگرا و منطقه‌ای وجود نداشته باشند، چطور می‌توان در مقابل کارفرمایان اصناف یا کارفرمایان استان‌های متفاوت از حقوق مزدی کارگران دفاع کرد؟ همین امروز که فقط یک مرجع رسمی برای تعیین دستمزد به صورت سراسری به نام «شورایعالی کار» داریم، قدرت دولتی‌ها و کارفرمایان به کارگران می‌چربد و کارگران نمی‌توانند دستمزد را به هزینه‌های واقعی زندگی نزدیک کنند.

با اینهمه دفاع کارفرمایان از مزد منطقه‌ای تمامی ندارد و به نظر می‌رسد آن‌ها برای سال ۱۴۰۰ و مذاکرات مزدی آن از همین ابتدای سال برنامه دارند!

دفاع کارفرمایان از مزد منطقه‌ای

حمیدرضا سیفی (عضو کارفرمایی شورایعالی کار) در دفاع از مزد منطقه‌ای و صنفی گفته است: مزد ۱۴۰۰ به صورت ملی تعیین شد؛ هرچند ما اعتقاد داریم که این شیوه‌ی تعیین مزد به کارگران آسیب می‌زند. در قانون کار مقوله‌ای به نام مزد ملی وجود ندارد و صرفا تعیین حداقل مزد مورد تاکید قرار گرفته است. در قانون کار بر تعیین مزد بر اساس مناطق و رشته‌های مختلف تاکید شده است. گروه کارفرمایی دلایل منطقی برای مخالفت با حداقل مزد ملی دارد؛ از آنجا که ۹۲ درصد کارگاه‌های کشور را کوچک و متوسط‌ها تشکیل می‌دهند، با افزایش مزد به صورت ملی و بدون توجه به مناطق و رشته‌ها، بسیاری از آن‌ها ورشکسته می‌شوند و دست به تعدیل کارگران خود می‌زنند. از زمان تصویب قانون کار در سال ۶۹، به واسطه اجرای سیاست مزد ملی و افزایش یکسان آن برای تمام کارگاه‌ها، کارگاه‌های مشکل‌دار زیر فشار قرار گرفتند.

او کارگران را از تعدیل شدن، بیکاری و سوق یافتن به سمت اقتصادِ غیررسمیِ ترسانده است: «آن دسته از کارفرمایان که توان پرداخت حداقل مزد ملی را ندارند، بخش زیادی از کارگران خود را به سمت اقتصاد غیررسمی سوق می‌دهند. به همین دلیل ۷.۵ میلیون شاغل غیررسمی در کشور وجود دارند که از بیمه محروم هستند. در این شرایط، باید به اجرای دقیق قانون کار بازگردیم و مزد را منطقه‌ای و رشته‌ای تعریف کنیم.»

چقدر این استدلالات درست است؟

چقدر این استدلالات می‌تواند مبنایی عاقلانه برای گذشتن کارگران از حقوق اولیه خود باشد؟ آیا کارگران باید از ترس بیکار شدن و اقتصاد غیررسمی، به مزدهای بسیار ناچیز و کمتر از یک سوم هزینه‌های حداقلی تن بدهند؟ مزدهایی ناچیز و غیرقانونی که همین امروز هم در کارگاه‌های کوچک و اصناف سراسر کشور به کارگران پرداخت می‌شود؛ آیا قانونی شدن و البته سراسری شدن این اجحاف می‌تواند به تولید و اقتصاد کمک کند؟ وقتی کارگری یک ماه تمام کار کند و دستمزدش پایان ماه به اندازه اجاره خانه‌اش نباشد، چطور می‌تواند انگیزه و توان برای تولید و تداوم فعالیت داشته باشد؟

به گفته علی اصلانی (عضو کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) همین امروز هستند کارگران غیررسمی که زیر دو میلیون تومان حقوق می‌گیرند یا شاهد هستیم در فروشگا‌های برند سراسر کشور دانش آموزان یا نیروی جویای کار را با حقوق ۸۰۰ هزار تومان به کار گمارده‌اند! اینها همه ظلمی است که قبل از قانونی شدنِ مزد توافقی به کارگران کشور روا می‌شود و کسی هم جلودارش نیست! وای به حال روزی که مزد توافقی دیگر کاملاً قانونی شود!

وقتی کارگران تشکل و اتحادیه و سندیکا در سطح اصناف به صورت سراسری و در سطح استان‌ها به صورت منطقه‌ای نداشته باشند، نتیجه‌ی عملی شدن مزد منطقه‌ای و مزد صنفی همان «مزد توافقی» می‌شود؛ در این هیچ تردیدی نیست.

اما فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در پاسخ به اظهارات سیفی و دفاعی که از غیرسراسری شدن مزد صورت داده، به ایلنا می‌گوید: گویا تبلیغات گروه‌های به ظاهر خیریه که سالهاست به دنبال عملی شدن مزد توافقی هستند و می‌خواهند کارگران را به صورت قانونی و رسمی استثمار کنند، روی نمایندگان کارفرمایان تاثیر بسیار گذاشته!

او اضافه می‌کند: اگر حرف ایشان را بپذیریم که ۹۲ درصد کارگاه‌های کشور، کارگاه‌های کوچک و متوسط هستند و مزد به صورت ملی اینها را ورشکسته می‌کند؛ اولین سوال این است که آیا کارفرمایان روی ترکیب این کارگاه‌های کوچک و متوسط کار کرده‌اند که در کدام شهرها و استان‌ها قرار دارند و جزو کدام مشاغل هستند؟! اگر فرض کنیم یک کارگاه کوچک قطعه‌سازی در یک شهر دورافتاده کشور قرار دارد، آیا هزینه‌های زنجیره تامین کالاهای ساخت این کارگاه و هزینه‌های سربار برای رساندن تولید به شهرهای اصلی را محاسبه کرده‌اند؟ اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم همین کارگاه‌های کوچک و متوسط بیشتر در شهرهای بزرگ و کلانشهرها در کنار کارگاه‌های بزرگ شکل گرفته‌اند تا بتوانند از امکانات موجود بهره بگیرند و سهمی در تولید و اشتغال ملی داشته باشند. پس وقتی بیشتر کارگاه‌های تولیدی – چه بزرگ و چه کوچک و متوسط- در کلانشهرها قرار دارند و مزد در همه این کارگاه‌ها مشمول سبد معیشت کلانشهرها می‌شود، دیگر چگونه از لزوم پرداخت مزد منطقه‌ای در کارگاه‌های کوچک دفاع می‌کنند؛ مگر چند درصد کارگاه‌های واقعاً تولیدی در شهرهای دورافتاده هستند؟

او برای چندمین بار تاکید می‌کند که هنوز زیرساخت‌ها برای اجرایی شدن مزد منطقه‌ای و صنفی فراهم نیست: «ضمن استقبال از کارهای پژوهشی در این زمینه، باید بدانیم که هر قدم اشتباهی در این زمینه می‌تواند بحران‌های بسیار شدید در عرصه روابط کار و اشتغال به وجود آورد؛ بحران‌هایی که می‌توانند برگشت ناپذیر و غیرقابل جبران باشند. اینکه امروز کارگران بسیاری غیررسمی و زیرپله‌ای کار می‌کنند به دلیل بالا بودن دستمزد و هزینه‌های کارگر نیست بلکه به دلیل‌عدم نظارت قوی و عدم اجرای قانون است. قوه مقننه و قوه قضاییه باید به میدان بیایند و از وزارت کار سوال بپرسند که چرا چند میلیون کارگر غیررسمی در کشور وجود دارد.»

نگرانی سرمایه گذاران «دستمزد کارگر» نیست

نگرانی سرمایه گذاران در شهرهای کوچک بابت بالا بودن دستمزد نیست. دستمزد مانع اشتغال‌زایی نیست آنچه سرمایه‌گذاری را دشوار می‌کند همان فراهم نبودن زیرساخت‌ها و موانع بیشماری است که دست و پای تولید را می‌بندد. نمی‌توانیم از دستمزد کارگر که در حد خط گرسنگی است بکاهیم تا سرمایه‌دار نفسی از سر آسودگی بکشد و به سرمایه‌گذاری ترغیب شود!

به گفته توفیقی آنچه در مناطق محروم و دورافتاده کشور مانع اصلی است، فراهم نبودن شبکه ریلی و مویرگی انتقال کالاست؛ فقدان شناسایی دقیق استعدادهای محلی و بومی است؛ نبودن تسهیلگری واقعی برای تولید است و هزاران مانع دیگر از این قبیل! نمایندگان کارفرمایان چرا به این مشکلات نمی‌پردازند؟!

او تاکید می‌کند: با این نوع تبلیغات، مسیر را برای سودجویی گروه‌های خاص که به دنبال کارگر ارزان هستند تا بیشترین نصیب را از این آشفته بازار ببرند هموار نکنیم! ما حتی سهم دستمزد در قیمت تمام شده کالا را نمی‌دانیم؛ آیا باقی مولفه‌های تولید در اقتصاد ایران ثابت است که فقط نگران چند درصد افزایش دستمزد هستند؟ قیمت دستگاه‌های مستهلک و فرسوده تولید روز به روز افزایش می‌یابد؛ تکنولوژی‌ها زیان ده و قدیمی هستند چرا اینها را مدیریت نمی‌کنند. چرا به فکر تامین مواد اولیه با قیمت مناسب، به فکر دوری از فشارهای متعدد بانکی و به فکر تسهیلگری واقعی در ۱۴۰۰ نیستند. فقط در فکر این هستند که سبد معیشت را استانی محاسبه کنند؛ آیا اصولاً چنین امکانی وجود دارد؟! باید بپذیریم بحث دستمزد در میان نگرانی‌های امروز کارفرمایان، یک نگرانی بسیار فرعی است و محلی از اعراب ندارد!

نماینده کارفرمایان ادعا کرده در سال ۱۴۰۰ باید سبد معیشت استانی محاسبه شود. آیا در این زمینه هیچ کار تحقیقی صورت گرفته؛ آیا وقتی مبنای سبد معیشت سبد خوراکی است ابزاری برای محاسبه هزینه خوراکی‌ها در استان‌های مختلف داریم؟ کاش موسساتی بیطرف وجود داشتند تا سبد معاش واقعی استان‌های مختلف را محاسبه کنند تا مشخص شود در همین استان‌های مورد ادعای کارفرمایان، سبد معاش (حتی در حداقلی‌ترین محاسبات ممکن) چقدر از دستمزد حداقلی فعلی بیشتر است. توفیقی می‌گوید «در کم هزینه‌ترین استان‌های کشور دستمزد فعلی در بهترین حالت با تمام مزایا فقط ۶۵ درصد هزینه‌های بسیار حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد» حالا یک سوال: کجا دستمزد خیلی زیاد است که سرمایه گذار ملی را فراری دهد؟

هیچ تضمینی برای دریافت نکردن هزینه‌ی واکسن کرونا از کارگران وجود ندارد/ نگرانی از توزیع نشدن واکسن در واحدهای کوچک/ دولت سهم خود را بپردازد

عضو هیات مدیره مجمع عالی نمایندگان کارگری، گفت: «هیچ تضمینی وجود ندارد که کارفرمایان پس از خرید واکسن کرونا، هزینه‌ی آن را از دستمزد کارگران کسر نکنند. روی همین حساب از کارفرمایانی که به واکسن دسترسی پیدا می‌کنند می‌خواهیم که هزینه‌های را متوجه کارگران نکنند.»

محمد رضا تاجیک (عضو هیات مدیره مجمع عالی نمایندگان کارگری) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با بیان اینکه اعلام واردات تدریجی ۶ میلیون دوز واکسن به معنای آن است که احتمالا در طول سال ۱۴۰۰، ۳ میلیون کارگر به واکسن دسترسی پیدا می‌کنند، گفت: «از قرار معلوم و اینگونه که اعلام شده قیمت هر دوز حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان است.»

وی افزود: «در نتیجه اگر قرار باشد یک کارگر ۲ دوز واکسن دریافت کند، باید ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان از این بابت هزینه شود؛ البته اتاق بازرگانی توزیع واکسن میان واحدهای تولیدی را به تامین هزینه‌ی آن توسط کارفرمایان منوط کرده اما هیچ تضمینی وجود ندارد که کارفرمایان پس از خرید واکسن کرونا، هزینه‌ی آن را از دستمزد کارگران کسر نکنند. روی همین حساب از کارفرمایانی که به واکسن دسترسی پیدا می‌کنند می‌خواهیم که هزینه‌های را متوجه کارگران نکنند.»

رئیس مجمع نمایندگان کارگری استان تهران با بیان اینکه کارگران از زمان ورود کرونا، هزینه‌های ماسک، الکل، دستکش و دیگر ملزوم‌های بهداشتی را پرداخت کرده‌اند، گفت: «همین موارد هزینه‌های زندگی آنان را به صورت بی‌سابقه بالا برده است. در نتیجه دیگر نباید هزینه‌های واکسن کرونا را پرداخت کنند؛ ضمن اینکه این به نفع خود کارفرمایان است که کارگرانشان سلامت باشند.»

تاجیک با بیان اینکه کارفرمایان نباید به واکسن کرونا نگاه هزینه‌ای داشته باشند، افزود: «انتظار داریم که کارفرمایان سهم خودشان را بپردازند و حتی هزینه یک دوز را هم به کارگران تحمیل نکنند. این عدد برای کارفرمایان حداقلی است اما برای یک کارگر معنادار است.»

عضو هیات مدیره مجمع عالی نمایندگان کارگری با بیان اینکه در همین حال واکسن باید به دست کارگاه‌های کوچک برسد، گفت: «به هر حال باید قبول کنیم که گروهی از کارفرمایان قادر به پرداخت هزینه‌های واکسن نیستند. این امر موجب می‌شود که توزیع واکسن ناعادلانه صورت گیرد؛ لذا دولت باید سهم خودش را پرداخت کند و به کمک کارفرمایان کارگاه‌های کوچک برود؛ ضمن اینکه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید بر این موضوع نظارت کند.»

تاجیک افزود: «البته ما بیشتر از بخش خصوصی از دولت انتظار داریم. دولت باید واکسن مورد نیاز کارگران و تمامی اقشار را وارد و به رایگان میان آن‌ها توزیع کند؛ چراکه توان بخش خصوصی در واردات بسیار محدود است و به هر صورت هزینه‌ی آن را آن دریافت می‌کند.»

مهندسی مبلغ متناسب‌سازی به نفع کاهش منابع مستمری/ اجرای واقعی همسان‌سازی در صندوق بازنشستگی کشوری/ چرا دست بازنشستگان تامین اجتماعی بازهم خالی ماند؟

این روزها حداقل‌‌بگیران، میانه‌بگیران و حتی حداکثر‌بگیران در انتظار اصلاح مستمری فروردین ماه خود بر اساس مواد ۹۶ و ۱۱۱ و مبلغ متناسب‌سازی هستند؛ در حالی که سازمان تامین اجتماعی مدعی است: تکلیف حداقل‌بگیران مشخص شده و مستمری جدید سایر سطوح هم بر مبنای اصلاح احکام آنها از اردیبهشت ماه پرداخت می‌شود.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «اجرای مرحله دوم متناسب سازی چه فایده‌ای داشت؟» «چرا احکام نهایی متناسب‌سازی و افزایش مستمری مشمولان ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی صادر نمی‌شوند؟» «چرا مبلغ متناسب‌سازی تماما بر روی پایه مستمری قرار نگرفته تا مشمول افزایش سالیانه شود؟» پرسش‌هایی از این دست فضای مجازی را درنوردیده‌اند؛ اما پاسخی برای آنها وجود ندارد. اگر بخواهیم پاسخی برای این پرسش‌ها پیدا کنیم، باید به روزهایی برگردیم که بازنشستگان حداقلی‌بگیر و سایر سطوح در انتظار تصویب افزایش مستمری در هیات وزیران بودند. روز ۱۸ فروردین افزایش مستمری‌ها (۳۹ درصد برای حداقل‌بگیران و ۲۶ درصد به اضافه ۲۴۸ هزار تومان) که پیشتر مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی بر سر تایید آن با دولت وارد مذاکره شده بود، در پاستور تایید شد اما هنوز تکلیف مهم‌ترین جزو آن یعنی متناسب‌سازی روشن نشده بود.

در احکام و فیش مستمری فرودین ماه هم میزان مبلغ متناسب‌‌‌سازی روشن نشد؛ همین مورد، ابهام افزایش مستمری را مبهم‌تر کرد؛ حالا گروهی از بازنشستگان کل افزایش مستمری را مورد تردید قرار می‌دهند؛ در حالی که بر روی کاغذ تکلیف منابع افزایش مستمری (اعمال افزایش ناشی از مواد ۹۶ و ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی به اضافه‌ی مبلغ متناسب‌سازی) روشن است و به گفته مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی چیزی در حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان در فروردین ماه به این منظور اختصاص می‌یاید. حجم کل منابع ۱۳۳ درصد بیشتر از فروردین ماه سال ۹۸ است. حالا اعلام میزان افزایش مستمری از سوی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و همچنین ایجاد تکلیف ۸۹ هزار میلیارد تومانی برای پرداخت بدهی تامین اجتماعی از سوی دولت، توقع بازنشستگان را از متناسب‌سازی بالا برده است.

این روزها حداقل‌‌بگیران، میانه‌بگیران و حتی حداکثر‌بگیران در انتظار اصلاح مستمری فروردین ماه خود بر اساس مواد ۹۶ و ۱۱۱ و  مبلغ متناسب‌سازی هستند؛ در حالی که سازمان تامین اجتماعی مدعی است تکلیف حداقل‌بگیران مشخص شده و مستمری جدید سایر سطوح هم بر مبنای اصلاح احکام آنها از اردیبهشت ماه پرداخت می‌شود. 

رویکرد جدید سازمان تامین اجتماعی

در حال حاضر مستمری‌ حداقل‌بگیران بدون مشخص شدن مبلغ متناسب‌سازی، گِرد شده است. ظاهرا سازمان تامین اجتماعی به اعتبار متناسب سازی، مبلغی جزئی را روی حداقل مستمری قرار داده و مبلغی را هم بر روی مزایای جانبی، مانند حق همسر و اولاد. برخی بازنشستگان حداقلی‌بگیر می‌گویند تفاوت مبلغ متناسب‌سازی آنها نسبت به سال گذشته تنها چیزی در حدود ۳۰۰ هزار تومان است اما بسیاری هنوز نمی‌دانند که چه میزان افزایش ناشی از متناسب‌سازی را در مستمری خود داشته‌اند. اینکه بازنشستگان حداقلی‌بگیر ندانند چه میزان افزایشی برای آنها اعمال شده، رویکرد جدید سازمان تامین اجتماعی به اجرای متناسب‌‌سازی است؛ با این استدلال که برای سال ۱۴۰۰ صحبت از یکسان‌سازی حقوق بازنشستگان کشوری و تامین اجتماعی است و نه خود مبلغ متناسب‌سازی.

این در حالی است که در سال ۹۹ به سبب تفکیک نشدن مستمری از متناسب‌سازی که البته این مورد هم یک تخلف بود و سازمان بعدا پذیرفت که متناسب‌سازی جزئی از مستمری است، بازنشستگان می‌دانستند که از چه میزان افزایش ناشی از متناسب‌سازی بهره‌مند شده‌اند و چه میزان از آن مربوط به اجرای مواد ۹۶ و ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی است. جدا از این مورد، قرار نگرفتن کل مبلغ متناسب‌سازی در پایه‌ مستمری و لحاظ شدن آن در یکسری از مزایای جانبی مانند حق همسر و اولاد، بازنشستگانی را که از داشتن همسر و فرزند محروم هستند، ناراضی ساخته است.

شاید در نگاه اول این اقدام سازمان تامین اجتماعی نوعی حق بیشتر قائل شدن برای بازنشستگانی است که مسئولیت همسر یا فرزندان «اوناث و ذکور» را دارا هستند اما در پس این تصمیم، مبلغ متناسب‌سازی عده زیادی از حساب و کتاب حذف شده است. در ضمن مزایای جانبی شامل افزایش ضریب سالیانه نمی‌شود. به همین دلیل صندوق بازنشستگی کشوری مبلغ همسان‌سازی را در پایه حقوق قرار داده و آن را به مزایای جانبی تسری نداده است. 

بر سر مستمری مشمولان ماده ۹۶ چه آمد؟

در مورد بازنشستگان سایر سطوح هم اختلاف زیادی میان آنها به چشم می‌‌خورد. بازنشستگان دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به مراتب افزایش بیشتری نسبت به بازنشستگان جدید داشته‌اند. این اختلاف مربوط به فرمولی است که از قبل میان سازمان تامین اجتماعی و کانون عالی بازنشستگان و مستمری‌بگیران تامین اجتماعی برسر آن توافق شده بود؛ فرمولی که مبنای آن اعمال یک ضریب ۷۵ درصدی بر روی نسبت مستمری بازنشسته در زمان برقراری مستمری با زمان اجرای متناسب‌سازی است که برای سال ۱۴۰۰ به پیش از مرحله اول متناسب‌سازی ارجاع داده شده است؛ در حالی که خرداد ماه سال گذشته سازمان تامین اجتماعی متعهد شده بود که مبلغ متناسب‌سازی را در اجرای ماده ۹۶ لحاظ کند تا به لحاظ افزایش ناشی از ماده ۹۶ و دو مرحله متناسب‌سازی، افزایش عادلانه‌ای اتفاق بیفتد.

با این حال نحوه اجرای متناسب‌‌سازی در هر دو گروه بازنشستگان برای آنها مایه‌ی نگرانی است اما سازمان تامین اجتماعی به پاسخ کلیِ «احکام را اصلاح و تفاوت اردیبهشت با فرودین را هم پرداخت می‌کنیم» اکتفا کرده و جنبه‌های مختلف آن را روشن نکرده است. 

گلایه سازمان تامین اجتماعی از دولت 

در ماه‌های گذشته، در چندین نوبت بازنشستگان معترض تجمع صنفی برگزار کردند و خواستار روشن شدن تکلیف متناسب‌‌سازی متناسب با میزان پیش‌بینی شده در بودجه برای پرداخت بدهی دولت به تامین اجتماعی شدند اما مدتی است که سایت سازمان تامین اجتماعی با انتشار یک سلسله گفتگو با مدیران تامین اجتماعی، شماری از نمایندگان مجلس و دبیرکانون عالی بازنشستگان، در پی اثبات پرداخته نشدن هیچ پولی به سازمان تامین اجتماعی از بابت مرحله دوم متناسب سازی است؛ منظور سازمان تامین اجتماعی همین ۸۹ هزار میلیارد تومانی است که اگر به دستش برسد، بخشی از بدهی‌اش را دریافت کرده است.

در نتیجه الزما ارتباط مستقیمی میان متناسب‌سازی و رد بدهی دولت وجود ندارد. سازمان طبق قانون برنامه ششم توسعه ملزم به اجرای همسان‌سازی شده و فروکاستن آن به متناسب‌سازی در گام اول و تعریف فرمول آن به گونه‌‌ای که مبلغ متناسب‌سازی جدا از مبلغ پایه مستمری تعریف شود، در گام دوم، خلاف تعهد سازمان تامین اجتماعی است و باید در متناسب سازی اصلاح و مورد بازنگری قرار گیرد.

کسری در منابع متناسب‌سازی و مسئولیت سازمان 

چنین سیاست‌هایی نمی‌تواند اهداف همسان‌سازی را در سازمان تامین اجتماعی محقق کند؛ البته سازمان در تامین منابع افزایش مستمری چه از ناحیه‌ی اعمال سالیانه مواد ۹۶ و ۱۱۱ و چه از ناحیه متناسب‌سازی با مشکل مواجه است؛ شاهد مثالش کسریِ بی‌سابقه‌ای است که در منابع افزایش مستمری به وجود آمده است. بر این اساس اگر قرار باشد سازمان تامین اجتماعی ماهیانه ۱۵ هزار میلیارد تومان تنها در بخش مستمری به مصرف برساند، در سال ۱۴۰۰ مجموعا باید ۱۸۰ هزار میلیارد تومان بودجه اختصاص دهد؛ درحالیکه شنیده‌ها حاکی از این است که کل بودجه‌ی سازمان تامین اجتماعی در سال جاری حدود ۱۹۰ هزار میلیارد تومان است.

در نتیجه یا افزایش منابع حوزه مستمری به ۱۵ هزار میلیارد تومان صحت ندارد؛ یا اینکه سازمان می‌خواهد از طریق فروش اموال، استقراض بانکی، فروش شرکت‌های واگذار شده توسط دولت منابع لازم را تامین کند؛ البته روش سوم دور از دسترس سازمان است؛ چراکه انتقال ۸۹ هزار میلیارد تومان سهام از ابتدای سال ممکن نمی‌شود و هرچه از ناحیه دولت به دست سازمان تامین اجتماعی برسد تدریجی است. در مورد ۳۲ هزار میلیارد تومان سهامی که پارسال برای واگذاری به تامین اجتماعی در تعهد دولت بود هم همین اتفاق رخ داد. دولت تنها در انتهای سال گذشته به پای تنظیم قرارداد انتقال سهام شرکت‌ها نشست؛ پیش از آنهم تنها سهام شرکت هپکو را به سازمان منتقل کرد.

توزیع مبلغ متناسب‌سازی در کل مستمری

محمدحسن موسیوند (دبیر کانون بازنشستگان تامین اجتماعی استان لرستان) معتقد است که سازمان تامین اجتماعی هرآنچه مدنظر دارد را بر اساس منابعی که دارد و دریافت می‌کند، به بازنشستگان پرداخت می‌کند. وی در این مورد، گفت: «سازمان برای خود محاسباتی دارد که این محاسبات مربوط به انتهای سال گذشته است که افزایش حدود ۳۹ درصدی مزد و حداقل مستمری هدف‌گذاری شده بود. سازمان بر همین مبنا منابع مستمری را پیش‌بینی کرده است اما در اجرا، بسیار بدسلیقگی به خرج داده شده است؛ یعنی به جای اینکه مانند صندوق بازنشستگی کشوری متناسب سازی را در امتدادِ افزایش سالیانه حقوق به اجرا درآورد، به شیوه‌های مختلف ریزه‌کاری‌ها را تغییر داده که اینگونه مبلغ کلانی از سرجمع منابع کاسته می‌شود. برای نمونه می‌توان به نحوه‌ی توزیع مبلغ متناسب‌سازی در کل مستمری اشاره کرد که به شکل عالمانه، افزایش مستمری را برای گروهی از بازنشستگان محدود به اجرای ماده ۱۱۱ و افزایش جزئی مبلغ متتناسب‌سازی کرده است.»

وی افزود: «از طرفی در مورد سایر سطوح یا همان مشمولان ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، به گونه‌ای عمل شده، که افزایش ناشی از متناسب‌سازی در مرحله‌ی اول بر روی ماده ۹۶ قرار نگیرد و از آن منفک شود؛ در حالی که متناسب‌سازی از روی مستمری قابل تفکیک کردن و خالص‌سازی نیست و باید مانند صندوق بازنشستگی کشوری، در دل همسان‌‌سازی قرار گیرد. به همین دلیل با اعمال افزایش ۲۶ درصد به اضافه ۲۴۸ هزار تومان و اعمال مبلغ متناسب‌سازی، مبلغی از روی مستمری بازنشستگان برداشت شد! در نتیجه ترمیمی را از ناحیه متناسب‌سازی شاهد نیستیم.» 

وی تصریح کرد: «به همین دلیل به سازمان تامین اجتماعی توصیه می‌کنیم که مبلغ مستمری را به متناسب‌سازی تسری دهد و از اعمال آن بر روی اجزای مستمری که برای بازنشستگان مختلف منفک شده‌اند، خودداری کند. در ضمن سازمان باید ماده ۹۶ را بر مبنای مستمری پس از افزایش متناسب‌سازی در سال ۹۹، به متناسب‌سازی دوم تسری دهد، تا بازنشسته‌ی میانه‌بگیر احساس نکند، متناسب‌سازی بهانه‌ی خُرد کردن مستمری‌اش شده است. بازنشستگان تامین اجتماعی به واقع پی برده‌اند که افزایش مستمری سال ۱۴۰۰ جزیره‌ای و به مجمع الجزایر متناسب‌سازی تبدیل شده است؛ در حالی که در متناسب‌سازی اصل، یکپارچه‌‌سازی مستمری است. متاسفانه میوه‌ی متناسب‌سازی به شکل نارس به دست بازنشستگان رسیده که این به معنای شکل نگرفتن اجزای داخلی آن است.»

سخن آخر 

اینکه سازمان تامین اجتماعی در حدود یک ماه گذشته از فرصتی که برای اصلاح احکام مستمری‌بگیران غیرحداقلی‌بگیر داشت، به شکل بهینه استفاده کرده یا نه، در زمان صدور احکام در اردیبهشت ماه مشخص می‌شود؛ اما عملکرد سازمان در قبال حداقلی‌گیران یا همان مشمولان ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی که بیش از ۶۰ درصد بازنشستگان را تشکیل می‌دهند، هیچ ابهامی ندارد؛ ضمن اینکه بازنشستگانی که مستمری‌شان پایین‌تر از حداقل است هم از نحوه‌ی اعمال متناسب‌سازی بر ماده ۱۱۱ آسیب خورده‌اند. از ظاهر امر برمی‌آید که مهندسی مبلغ متناسب‌سازی با ساز و کارهای «اقتصاد مستمری» جور درنمی‌آید و باید برای جلب رضایت بازنشستگان بازتعریف و از غالب مهندسی خارج شود. ​

مزایده کارخانه زمرد آسیا لغو شد

منابع کارگری در همدان از لغو مزایده شرکت «زمرد آسیا» با دستور دادستان همدان تا مشخص شدن وضعیت آن خبر دادند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع کارگری در همدان گفتند: طبق دستور دادستان همدان مزایده شرکت زمرد آسیا که به دلیل مشکلات مالی از سوی یکی از بانکهای دولتی در حال انجام بود، لغو شد.

کارگران این واحد با بیان اینکه این واحد تولیدی از سال ۶۰ فعالیت خود را در زمینه تولید یخ آغاز کرده و در ادامه با اضافه کردن واحدهای تولید کشمش، انواع آبمیوه و ماالشعیر به کار خود تا سال ۸۸ ادامه داده است، گفتند: به صورت مشخص با شروع تحریم‌های ناجوانمردانه کشورهای غربی به مرور فعالیت کارخانه با رکود مواجه شد که در نهایت سال ۹۴ با اختلاف شرکا و تقسیم کارخانه، اقساط بانکی کارفرما به یکی از بانکهای دولتی به تعویق افتاد تا جایی که امکان ادامه فعالیت وجود نداشت.

به گفته این منبع کارگری، در حال حاضر بانک مدعی است با احتساب جرایم از این کارخانه بابت طلب دو تا سه میلیاردی حدود هفت میلیارد تومان طلب دارد و برای وصول طلب خود اقدام به مزایده کارخانه کرده بود.

وی در ادامه تصریح کرد: باحمایت مسئولان به ویژه نهاد قضایی استان مزایده به دلیل بدهی شرکت زمرد آسیا به یکی از بانک‌ها که قرار بود انجام شود با ورود دادستان عمومی و انقلاب همدان وارد مرحله تازه‌ای شده و دستور لغو مزایده صادر شد.

احتمال بازنگری در احکام مستمری غیرحداقلی‌بگیران تا ۱۰ اردیبهشت/ فرمول نهایی به صورت سراسری اعمال می‌شود

سازمان تامین اجتماعی در حال بررسی فرمول‌های نهایی افزایش مستمری غیرحداقلی‌بگیران بر اساس مبلغ متناسب‌سازی است و احتمالا تا ۱۰ اردیبهشت ماه افزایش نهایی را ابلاغ می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، هر فرمولی که مبنای صدور احکام سال جدید شود، بر اساس توافق میان نمایندگان بازنشستگان در کانون عالی با سازمان تامین اجتماعی به دست می‌آید. این فرمول به صورت سراسری در احکام مستمری‌بگیران غیرحداقلی‌بگیر اعمال می‌شود و ارتباطی با یک استان خاص ندارد. روز گذشته و امروز جلساتی با حضور نمایندگان بازنشستگان برگزار شد و می‌شود. به نظر می‌رسد سازمان در حالی کسب آمادگی لازم برای جلب نظر این گروه از بازنشستگان است اما هنوز نمی‌توان با قطعیت از صدور احکام در ۱۰ اردیبهشت سخن گفت؛ چراکه بازنشستگان همچنان در حال رفت و آمد به سازمان و مذاکره با مدیران آن هستند.

مشکلاتِ جامعه‌ی کارگری زیاد است، رئیس‌جمهور آینده شعار ندهد/ برای همسان‌سازیِ حقوقِ بازنشستگان باید ردیف بودجه‌ی مجزایی تعیین کرد

ناصر چمنی گفت: مهمترین انتظار جامعه، نه فقط جامعه‌ی کارگری، از دولت آینده این است که شعاری ندهند که توان انجام آن را نداشته باشند. شعارهایی که تا به حال روسای جمهور داده‌اند، هیچ کدامشان انجام نشده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «مهمترین انتظار جامعه‌ی کارگری از دولت آینده این است که شعار ندهند» این اولین و شاید مهم‌ترین جمله‌ی ناصر چمنی(رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران) در مصاحبه‌ی پیش روست. با او در خصوص مشکلاتِ کارگران و انتظاراتِ جامعه‌ی کارگری از دولتِ آینده گفتگو کردیم که در ادامه می‌آید.

به طور کلی مهم‌ترین خواسته‌ی جامعه‌ی کارگری از دولتِ آینده چیست؟

مشکلاتِ جامعه‌ی کارگری زیاد است/ رئیس‌جمهور آینده شعار ندهد

مهمترین انتظار جامعه، نه فقط جامعه‌ی کارگری، از دولت آینده این است که شعاری ندهند، که توان انجام آن را نداشته باشند. شعارهایی که تا به حال روسای جمهور داده‌اند،هیچ کدامشان انجام نشده است.

در مورد بحث مشکلات جامعه‌ی کارگری باید بگویم که درخواست ما در ابتدا این است که به جامعه‌ی کارگری اهمیت دهند. وقتی ما به چیزی اهمیت می‌دهیم در قبالِ آن مسئولیت  می پذیریم و در راستای آن عمل می‌کنیم. تاکنون هیچ کدام از روسای جمهور به مشکلات جامعه‌ی کارگری اهمیت نداده‌اند به همین خاطر نه تنها مشکلات کارگران دردوره‌های مختلف حل نشده بلکه مشکلاتِ جدیدی نیز اضافه شده است.

جامعه‌ی کارگریِ‌ ما با احتساب بازنشستگان الان چیزی حدود ۴۸میلیون نفر هستند پس ما در مورد مشکل بیش از نیمی از جامعه صحبت می‌کنیم. بنابراین دولت آینده باید با نمایندگان کارگران مشکلات جامعه کارگری را دسته‌بندی کند و برای حل آن اقدام نماید. بزرگترین خواسته‌ی ما این است که آقای رئیس‌جمهور کارگروهی تشکیل دهند که بتوانند مشکلات کارگران را با تشکلات و نمایندگان کارگری تا جایی که می‌توانند حل کنند.

نمایندگان کارگری معتقدند معیارِ سنجشِ عملکرد یک رئیس جمهور، میزان پایبندی او به قوانین و خاصه قانون کار است. به طور مثال عدم اجرایِ ماده‌ی ۴۱ قانون کار و عدم تعیین دستمزد براساس سبد معیشت و تورم مشکلاتی را برای کارگران به وجود آورده است. در این خصوص نظر خود را بفرمایید!

عمل به قانون، درخواست جامعه‌ی کارگری از رئیس‌جمهور آینده است 

البته؛ نکته حائز اهمیت در مورد رئیس‌جمهور آینده این است که خود را ملزم به اجرای قانون کند. ببینید هیچ کدام از روسای جمهور تا به امروز ماده ۴۱ قانون کار را به طور کامل پیاده نکرده‌اند. در واقع در هیچ دور‌ای به تعیین دستمزد براساس سبد معیشت و تورم توجه نشده است. برخی از سالها از جمله امسال به یکی از مولفه‌ها، یعنی تعیین دستمزد براساس تورمِ اعلام شده توسط بانک مرکزی توجه شد که البته ما این تورم اعلام‌شده را قبول نداریم. وقتی قیمت برخی اجناس بیش از ۱۲۰درصد افزایش پیدا کرده است چطور نرخ تورم را ۳۶درصد اعلام می‌کنند؟!

دولت به عنوان یکی از طرفهای تعیین‌کننده در شورایعالی کار می‌تواند در این زمینه اقداماتی انجام دهد و براساس قانون کار دستمزد را تعیین کند.

یکی از بزرگترین اقداماتی که رئیس‌جمهورِ آینده می‌تواند انجام دهد، کنترل تورم است. متاسفانه در هر دوره با افزایش تورم مواجه می‌شویم و جامعه‌ی کارگری دیگر توان ایستادن مقابل این همه مشکلات با این حقوق‌های ناچیز را ندارد.

یکی دیگر از مشکلاتِ جامعه‌ی کارگری عدم امنیت شغلی و افزایش قراردادهای موقت است. دولتِ آینده در این خصوص چه برنامه‌ای باید داشته باشد؟ 

یکی از بزرگترین مسائل جامعه‌ی کارگری، قراردادهای موقت است. طبق گفته‌ی معاون وزیر کار، ۹۸درصد از جامعه‌ی کارگری ما قراردادی هستند و این یعنی فاجعه!

وقتی رشد اقتصادی نداریم و دولت‌ها توانِ ایجادِ اشتغال را ندارند، عرضه و تقاضا در بازارکار نیز با هم همخوانی پیدا نمی‌کند و در این شرایط چنانچه امنیتِ شغلی وجود نداشته باشد، بهره‌کشی از کارگران نیز افزایش پیدا می‌کند. در حال حاضر شاهدِ اخراجِ کارگران ۲۵ ساله هستیم و قانون هم نمی‌تواند مقابل کارفرما بایستد چراکه تبصره ۲ ماده ۷ قانون کار معلق مانده و این موضوع دست کارفرما را برای اخراج باز گذاشت است.

بحث قرارداهای موقت امنیت روانی جامعه کارگری را مورد هدف قرار داده است. وقتی یک کارگر ۲۵ ساله اخراج می‌شود، کارگران دیگر هم احساس ناامنی می‌کنند و این موضوع بار روانیِ کارگران را افزایش می‌دهد. در حال حاضر از همه طرف به کارگران فشار وارد می شود؛ از یک طرف مشکلاتِ مالی و کفاف ندادنِ دستمزد و از طرفی دیگر بارِ روانیِ ناشی از عدم وجود امنیتِ شغلی.

این مشکلات بر روی جامعه هم تاثیر می‌گذارد، این کارگر به هر حال مشکلاتِ ناشی از کار را به درون خانواده می‌برد، فرزند آن خانواده وارد جامعه می‌شود و این چرخه‌ی استرس و عدم آرامش دائم ادامه پیدا می‌کند. تا جایی که ما با جامعه‌ای مواجه می‌شویم که به لحاظ روانیِ در وضعیت خوبی قرار نگرفته است. در این صورت هزینه‌های درمان هم افزایش پیدا می‌کند.

در کل دولت با برو‌ سپاری و گرفتنِ امنیتِ شغلی از کارگران، به تعداد اندکی سود می‌رساند و بار روانی جامعه را افزایش می‌دهد. دولت آینده اگر می‌خواهد کمکی  کند، باید به تبصره دو ماده ۷ بپردازد.

قانون این اجازه را به وزیر کار داده است که در آیین نامه‌ای مصداق کارهای موقت و مستمر را تعیین کند. اما متاسفانه در هیچ کدام از دولتها این اتفاق نیفتاد. البته آقای ربیعی در زمان وزارت خود به این موضوع ورود کردند اما آن هم به نتیجه نرسید.

بحث پرداختِ بدهیِ دولت به تامین اجتماعی تا چه میزان برای جامعه‌ی کارگری حائز اهمیت است و درخواست آنها از رئیس جمهور آینده در این خصوص چیست؟ 

برای همسان‌سازیِ حقوقِ بازنشستگان باید ردیف بودجه‌ی مجزایی تعیین کرد

برای پاسخ به این سوال در ابتدا باید به موضوع همسان‌سازیِ حقوق بازنشستگان اشاره کنم. ببینید همسان‌سازی به این نحوی که اجرا شد، مورد قبول نیست. در مورد همسان‌سازیِ بازنشستگان کشوری و لشگری، دولت ردیف مجزایی در بودجه گذاشته است اما این اتفاق برای همسان‌سازیِ بازنشستگان تامین اجتماعی نیفتاد. صرفا چند میلیارد از بدهی‌های سازمان را تهاتر کردند. در جریانِ همسان‌سازی هم با مشکلات بسیاری مواجه شدند که حتی نتوانستند رضایتِ نسبیِ کارگران را نیز جلب نمایند. به نظر من دولت آینده و تشکل‌های کارگری  به خصوص تشکل‌های بازنشستگی، باید در این زمینه اقداماتِ مناسبی را انجام دهند.

در همه جای دنیا به کسانی که در اقتصاد کشور نقش دارند و نیروی مولد هستند، احترام خاصی قائلند اما در ایران اینگونه نیست. دولت به کارگران که می‌رسد می‌گوید از جیب خودتان هزینه کنید! اینکه دولت هنوز نرخ جدیدِ حق مسکن را تصویب نکرده است، نشان از ارزشی دارد  که دولت برای طبقه‌ی کارگر قائل است!

در بحث بدهی‌ِ دولت به تامین اجتماعی، دولتِ جدید باید جورِ دولت‌های گذشته را هم بکشد. در کارگروهی که به آن اشاره کردم، باید به این مسئله هم پرداخت. رئیس جمهور جدید باید در ابتدا برای ۴ سالِ ریاست جمهوریِ خود برنامه‌ ارائه دهد و مثلا بگوید توانِ پرداختِ بیست درصد از بدهی دولت به تامین اجتماعی را دارم.

اگر می‌خواهیم جامعه کارگری و بازنشستگی بیش از این متضرر نشود و سازمان تامین اجتماعی  بتواند روی پای خود بایستد، باید دولت بدهی‌های خود را به سازمان بدهد و همانطور که گفتم هزینه همسان‌سازی در ردیف بودجه دولتی قرار گیرد.اگر واقعا دولت برای سازمان تامین اجتماعی و کشور می‌خواهد کاری انجام دهد، باید شورای عالی تامین اجتماعی را احیا کند.

تامین اجتماعیِ فراگیر چگونه باید اجرایی شود و وظیفه‌ی دولت در فراهم آوردنِ بستر حمایت‌های اجتماعی ر زمینه‌های آموزش، درمان و مسکن چیست؟ 

در قانون اساسی ما وظایفی  بردوش دولت در خصوص مسکن و درمان و آموزش گذاشته است اما تا به امروز دولت از زیر بارِ این وظایف شانه خالی کرده است. دولت باید پای کار بیاید و کار را به دستِ دیگران نسپارد چراکه در آن صورت کار به درستی انجام نمی‌شود. به طور مثال در بحث تامین مسکن، دولت می‌تواند با استفاده از امکاناتِ بی‌شماری که در دست دارد و همچنین بسیج کارگران، برای آنها مسکن تامین نماید. همچنین دولت می‌تواند با دلارهایِ یارانه‌ای و کمک به تامین اجتماعی برای ساختِ بیمارستان‌ها، هزینه‌ی درمان را کاهش دهد. ما همه چیز داریم جز مدیریتِ درست!

توضیح نماینده مبارکه درخصوص نامه نمایندگان به وزیر صمت/ مجموعه‌های دی‌ام تی و پلی اکریل برای اشتغال پایدار تحت پوشش هیأت حمایت از صنایع باقی بمانند

نماینده مردم مبارکه در مجلس شورای اسلامی درخصوص نامه اخیر نمایندگان مجلس به وزیر صمت پیرامون واگذاری شرکت پلی اکریل بیانیه‌ای صادر کرد.

به گزارش ایلنا، بدنبال نامه اخیر تعدادی از نمایندگان استان اصفهان  خطاب به رزم‌حسینی وزیر صمت برای عدم‌تغییر مدیریت دی ام تی و پلی اکریل و تحت پوشش باقی ماندن این شرکت تحت نظر هیأت حمایت از صنایع استان تا اواسط سال جاری، پروین صالحی (نماینده مردم مبارکه)در این خصوص برای ارائه توضیحات  به وزیر صمت بیانیه‌ای صادر کرد.

متن بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه اخیر اینجانب به همراه تعدادی دیگر از نمایندگان استان اصفهان به وزیر صمت درخصوص عدم‌تغییر مدیریت و باقی ماندن مجموعه‌های دی‌ام تی و پلی اکریل تحت پوشش هیأت حمایت از صنایع استان، در راستای ثبات تولید در این شرکت‌ها و حمایت از اشتغال پایدار است.

با توجه به اینکه این دو شرکت در حال حاضر با پشت سر گذاشتن شرایط سخت قبلی به ثبات نسبی رسیده‌اند و از سوی دیگر پرونده آن‌ها جهت تعیین سهامداران و مالکین در قوه قضائیه در حال پیگیری است و مراحل نهایی را طی می‌کند؛ لزوم پایداری شرایط فعلی کاملا ضروری است.

لازم به ذکر است نامه مذکور در حمایت از هیئت اجرایی یا بر علیه هیئت مدیره نیست و صرفاً در راستای حفظ مصالح عمومی کارگران و سهامداران این شرکت است تا با به ثمر رسیدن برنامه جامع تولید مستمر و اشتغال پایدار در این مجموعه، کارگران و سهامداران به منافع به حق خویش دست پیدا کنند.

برهمین اساس از وزیر صمت خواسته شد شرایط فعلی این شرکت‌ها تا اواسط سال ۱۴۰۰ بر روند فعلی باقی بماند تا شرایط اشتغال و وضعیت کارگران این شرکت‌ها دچار مشکل نشود.

کارگر شهرداری موسیان کیف حاوی طلا وجواهرات ۵۰۰ میلیونی را به صاحبش برگرداند

پاکدستی کارگر خدماتی شهرداری موسیان در استان ایلام، کیف حاوی چک‌های سفید امضا، جواهرات به ارزش ۵۰۰ میلیون تومان را به صاحبش بازگرداند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای گذشته یکی از کارگران خدماتی شهرداری موسیان به نام «سلیمان رحمتی» ۵۸ ساله در حالی که مشغول جمع‌آوری زباله بود که با یک کیف دستی مواجه شد.

بنا بر این گزارش، این کارگر بلافاصله کیف را از کنار خیابان برداشته و محتویات داخلش را برای پیدا کردن صاحب اصلی‌اش کنترل کرد.

محتویات کیف دو عدد کارت بانکی به همراه رمزنوشته شده، طلا وجواهرات، چک‌های بانکی و پول و مقداری پول نقد بوده است.

بر اساس این گزارش، کارگر مذکور بعد از تماس با صاحب کیف گمشده که یکی از اهالی شهر شادگان استان خوزستان بود کیف و محتویات آن را به صاحبش باز گرداند.

گفته شده آقای رحمتی از پذیرفتن هرگونه وجهی بابت این کار متعهدانه امتناع کرده است.

نسخه‌ی الکترونیک ابزاری در خدمت استراتژی پزشک خانواده است/ تکمیل اقدامات لازم برای رفع مشکلات ِحذف دفترچه‌های بیمه

وبینار «اجرای نسخه الکترونیک سلامت در سازمان تأمین اجتماعی» ازسوی خبرگزاری کار ایران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، وبینار «اجرای نسخه الکترونیک سلامت در سازمان تأمین اجتماعی» از سوی خبرگزاری ایلنا، روز چهارشنبه (یک اردیبهشت)، با حضور  امیرعباس منوچهری (معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی)، حمیدرضا صفی خانی (مشاور مدیرعامل و مدیر پروژه نسخه الکترونیک سازمان تأمین اجتماعی) عبدالکریم چوبساز (مدیرعامل و نایب‌رئیس هیئت مدیره مؤسسه خدمات درمانی میلاد سلامت البرز) عبدالواحد خدامرادی (دبیر گروه سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی) و مهدی اسفندیار (کارشناس حوزه سلامت) برگزار شد.

به دنبال تکمیل اقدامات لازم در جهت رفع مشکلات مربوط به نسخ الکترونیک هستیم

امیرعباس منوچهری (معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی) در ابتدای این وبینار در خصوص اقدامات سخت افزاری و نرم افزاریِ انجام شده در زمینه اجرای نسخه الکترونیک سلامت گفت: موضوع نسخه الکترونیک بعد از شیوع کرونا به اولویت اصلی نظام سلامت تبدیل شد. قانون برنامه ششم و پنجم توسعه و همچنین قانون  بودجه، تکالیف روشنی برای متولیان امر سلامت تعیین کرده است که بخش مهمی از آن به ایجاد سامانه‌ی پرونده الکترونیک سلامت مربوط است. نسخه الکترونیک هم به عنوان جزء مهمی از این برنامه از سالها پیش از سوی نهادهای مرتبط  در حال پیگیری است.

وی با بیان اینکه سازمان تامین اجتماعی در این خصوص پیشتاز بوده، گفت: ازجمله اقداماتی که سازمان تامین اجتماعی در این زمینه انجام داده، می‌توان به تولید سامانه‌ی نسخه الکترونیک سازمان، تقویت زیرساخت‌های لازم، اطلاع رسانی در ابعاد گسترده، دادنِ آموزش‌های لازم در این زمینه، برقراری امکان استحقاق‌سنجی‌ درمان از پنج روش مختلفِ غیرحضوری و همچنین برگزاری جلسات با سازمان نظام پزشکی و سایر بیمه گرها، اشاره کرد.

معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی افزود: علاوه براین موارد، در جهت تکمیل این منظومه ایجاد و توسعه سیستم‌های پشتیبان و به خصوص سامانه‌ی صدایِ مشتریِ CRM و سامانه‌ی ۱۴۲۰ ایجاد شده است تا به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای مدیریتی به نیازها و مشکلات مردم شناخت دقیق پیدا کنیم.

منوچهری اظهار کرد: حاصل این اقدامات به تفاهم جامعی بین تمامیِ نهادهای مرتبط منجر شد. وزارت بهداشت، سازمان‌های بیمه گر، نظام پزشکی، شورای عالی بیمه  با حضور نمایندگان شورای اجرایی فناوری اطلاعات و توسعه دولت الکترونیک به تفاهم جامعی رسیدند که به تمامی دانشگاه‌های علوم پزشکی صورتجلسه و تفاهم نامه ابلاغ شد و براین مبنا توافق شد از پایان اردیبهشتِ سال جاری کلیه‌ی تبادلات پرونده‌ای و اسنادی ما و دانشگاه‌ها در بستر الکترونیک صورت پذیرد.

وی ادامه داد: همچنین تصمیماتی در راستای تسهیل امور برای ارائه‌کنندکان خدمات اخذ شده است؛ ازجمله پرداخت مبلغ ۲۷۰ میلیارد تومان ازسوی سازمان تامین اجتماعی به عنوان پیش‌خرید خدمت از مراکز دانشگاهی به منظور توسعه‌ی سیستم‌های سخت افزاری و نرم افزاری خود و امکان اخذ تسهیلات از بانک رفاه برای مراکز طرف قرارداد به منظور تهیه‌ی تجهیزات سخت افزاری مطب‌ها و داروخانه‌ها فراهم شده است.

معاون درمان سازمان تأمین اجتماعی گفت: برای اصلاح فرایندها هر هفته جلساتی با حضور مدیرعامل و تمام مدیران استانی و ستادی سازمان تشکیل می شود.

او تصریح کرد: همچنین ما به دنبال تکمیل برخی از اقدامات هستیم. به طور مثال برقراری ارتباط بین سامانه ما و بیمه سلامت، تکمیل فرآیند حذف کاغذ از تبادلات اطلاعات با بیمه‌های تکمیلی، تکمیل نسخه آفلاین و راه‌حل پیشنهادی برای مواردی که اینترنت و یا سامانه‌ها قطع می‌شود، تکمیل بانک اطلاعاتی بیمه‌شدگان به خصوص از طریق شماره تلفن همراه برای صحت‌سنجی دریافت خدمات توسط افراد بیمه شده، در واقع ما به دنبال تکمیل فرایندهای نظارتی هستیم. نتایج اقداماتِ انجام شده این بود که تا الان پیشرفت قابل توجهی در تولید نسخه الکترونیک داشته‌ایم. به نظر می‌رسد آخرین گام که پیوستن سیستم دانشگاهی به این پروژه است نیز در طول ماه آینده به وقوع بپیوندد.

منوچهری در خصوص رفع مشکلِ بیمه‌شوندگان با بیمه‌های تکمیلی گفت: تاکنون با بیمه مرکزی و بیست‌و‌نه بیمه‌ی تکمیلی مکاتباتی داشته‌ایم و جلساتی با حوزه‌های کارشناسی آنها برقرار کرده‌ایم. برخی از آنها در حال حاضر به طور کامل با ما هماهنگ هستند. البته در بخی از استانها مشکلات کماکان وجود دارد.

وی گفت: به نظر می‌رسد که بخشی از مسائل، برقراری ارتباط بین سامانه‌های ما و بیمه‌های تکمیلی است که آن بخش الآن حل شده است اما  اینکه  چه مقدار در عمل اجرایی می‌شود، مستلزم تغییراتی ازسمت بیمه‌های تکمیلی است. یعنی آنها بسته به نوع پوشش‌هایی که دارند باید تغییراتی در سامانه‌ها ایجاد نمایند. به محض آنکه این تغیرات اعمال شود ما می‌توانیم به طور کامل کاغذ را از این فرآیند حذف کنیم.

نسخه الکترونیک به عنوان ابزاری در خدمت استراتژی پزشک خانواده

در ادامه‌ی این وبینار حمیدرضا صفی‌خانی (مشاور مدیرعامل و مدیر پروژه نسخه الکترونیک سازمان تأمین اجتماعی) گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای الکترونیکی کردن، روان‌سازی خدمات است، بنابراین هر چه سیستم را یکپارچه ببینیم در این امر موفق تر خواهیم شد. مدلی که پیش‌بینی شده این است که ما بتوانیم این تعامل‌پذیری را ایجاد کنیم.

وی ادامه داد: به مرور زمان با توسعه‌ی الکترونیک کردنِ ارتباط بین سازمان‌های بیمه‌گر و وزارت بهداشت، بسیاری از کاربردهایی که دفترچه‌های بیمه داشتند به حداقل رسیده است.

صفی‌خانی بیان کرد: یکی از موارد مهم این است که مردم از این اقدامات آگاه شوند  و در صورتی که در فرآیند دریافت خدمت با مشکل روبه‌رو شدند راه‌هایی برای بیان مشکلات داشته باشند. به همین دلیل سامانه ۱۴۲۰ برای ارتباط با مردم پیش‌بینی شده است که هر کدام از طرفین در صورتی که با مشکل مواجه شدند با این شماره تلفن تماس بگیرند تا در جهت رفع مشکلات اقداماتی انجام دهیم.

مدیر پروژه نسخه الکترونیک سازمان تأمین اجتماعی اظهار کرد: در حقیقت ما نسخه الکترونیک را به عنوان یک ابزار در خدمت استراتژی پزشک خانواده قرار دادیم و با این اوصاف به استقرار کامل پزشک خانواده و نظام ارجاع خیلی نزدیک هستیم. ابزار آن هم این است که ما بتوانیم ارتباط الکترونیکی بین سطوحِ مختلف ارائه‌ی خدمات برقرارکنیم. در حال حاظر با همت وزارت بهداشت و سازمان بیمه‌گر این امکان فنی برقرار شده است.

وی همچنین گفت: در حال حاضر میزان نسخه‌پیچی الکترونیک در کشور افزایش پیدا کرده است و بیش از ۴۰۰درصد نسخه پیچی الکترونیکی داریم، یعنی اکثر داروخانه‌ها در این زمینه فعال هستند.

فواید نسخ الکترونیک

در ادامه: عبدالکریم چوبساز (مدیرعامل و نایب‌رئیس هیئت مدیره مؤسسه خدمات درمانی میلاد سلامت البرز) در خصوص فواید نسخه الکترونیکی گفت: عواملی نظیر خوانا بودن نسخه، خوانا بودن دستور مصرف دارو،  کاهش خطا در نسخه نویسی، کاهش ثبت داروها با تداخل دارویی و دریافت مناسبتر داروها از فواید نسخ الکترونیکی هستند.

وی گفت: یکی از معضلات نسخ دستی، داروهایی است که برای بیماران مزمن نوشته می‌شود. این بیماران به مراکز متعددی مراجعه می‌کنند و چون اطلاعی از داروها ندارند بعضا با مشکلاتی چون تداخل دارویی و یا دریافت و استفاده از داروهایی مشابه مواجه می‌شوند که با سیستم الکترونیک هوشمند می‌توان از بروز این مشکلات جلوگیری کرد.

حدود ۲۱درصد از نسخه‌های دستی حداقل یک خطای پزشکی داشتند

عبدالواحد خدامرادی (دبیر گروه سیاست‌گذاری و اقتصاد سلامت مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی) نیز در ادامه‌ی این وبینار گفت: مهمترین مزایای این نسخ، کاهش خطاهای پزشکی است. طبق مطالعات به طور متوسط تخمین زده شده که حدود ۲۱درصد از نسخه‌های دستی حداقل یک خطای پزشکی داشتند که یک و نیم درصد از آنها منجر به آسیب جدی به بیماران شده است.

وی گفت: از جمله مزیت‌های دیگر این نسخ می‌توان به  بهبود دسترسی بیمارانِ مناطق دورافتاده به مراکز درمانی اشاره کرد. در حال حاضر روستاییان می‌توانند با پزشک خود از راه دور ارتباط بگیرند و از راه دور برای آنها نسخه الکترونیک نوشته شود.

یک ماه از مطالبات کارگران ابنیه فنی «تراورس» پرداخت شد

شرکت «تراورس» یک ماه از مطالبات معوقه کارگران واحد نگهداری را پرداخت کرد اما کارگران هنوز یک و نیم ماه دستمزد و چندین ماه حق بیمه تامین اجتماعی سال جاری را طلبکارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران ابنیه فنی تراورس می‌گویند: صبح روز گدشته (پنج شنبه ۲فروردین ماه) آن‌ها معادل یک ماه از دو نیم ماه معوقات مزدی خود را دریافت کردند.

این کارگران که شمار آن‌ها به حدود ۵ تا ۷هزار نفر می‌رسد، درباره سرنوشت دیگر مطالبات خود گفتند: در حال حاضر غیر از یک ماه معوقات مزدی پرداخت شده که مربوط به نیمی از دستمزد بهمن و نیمی از دستمزد اسفند ماه سال گذشته (۹۹) است، هنوز ۵۰ درصد از حقوق اسفند ماه ۹۹ و حقوق فروردین ۱۴۰۰ و چندین ماه حق بیمه تامین اجتماعی پرداخت نشده است.

آن‌ها گفتند: علاوه بر معوقات یاد شده، هنوز از پرداخت برخی از کمک‌های نقدی و غیرنقدی کارفرما همانند حق بن ماه رمضان به کارگران خبری نیست.

کارگران ابنیه فنی تراورس با بیان اینکه هر ماه از معوقات مزدی خود را با تاخیر یک الی دو ماهه دریافت می‌کنیم، افزودند: مهمترین مشکل حال حاضرکارگران تمدید نشدن دفترچه‌ی بیمه تامین اجتماعی است.

کارگران در ادامه تصریح کردند: مهمترین موضوع مورد اعتراض این کارگران، پرداخت نشدن همزمان حقوق در همه مناطق ریلی است. برخی از کارگران این نواحی هنوز حقوق یک ماه کاملی که سایر واحدها امروز دریافت کرده‌اند را نگرفته و مدعی‌اند ۵۰ درصد حقوق امروز برایشان واریز نشده است.

آن‌ها با بیان اینکه این حقوق صرفا برای کارگران نگهداری واریز شده و کارگران کارخانجات تراورس و کارکنان اداری هنوز دریافتی نداشته‌اند، در ادامه درباره وضعیت پرداخت عیدی خود افزودند: کارگران همه مناطق عیدی شش ماهه نخست سال جاری خود را گرفته‌اند و فقط عیدی نیمه دوم سال آن‌ها باقی مانده است.

این کارگران همچنین از اجرا نشدن طرح تجمیع و طبقه‌بندی مشاغل برای کارگران ابنیه فنی انتقاد کرده و در ادامه گفتند: سالهاست که کارگران پیمانکاری ابنیه فنی پیگیر اجرای طرح تجمیع و طبقه‌بندی مشاغل خود هستند اما به دلیل نبود نماینده صنفی در برخی مناطق؛ اجرای این طرح‌ها عملیاتی نشده است

تکذیب یک خبر پیرامون بیکاری نماینده کارگران

روابط عمومی شرکت کشت و صنعت میرزا کوچک خان پیرو انتشار مطلب «نماینده کارگران کشت و صنعت میرزا کوچک خان بیکار شد» توضیحاتی را به خبرگزاری ایلنا ارسال کرد.

به گزارش ایلنا، متن توضیحات روابط عمومی شرکت کشت و صنعت میرزا کوچک خان به این شرح است:

1- طرح طبقه بندی مشاغل بر اساس دستور العمل وزارت کار در این شرکت اجراء شده و مصوبات آن در سال ۱۳۹۶ به تأئید نماینده کارگری (سید سلمان آلبوشوکه) رسیده است و تمامی مطالبات پرسنل شرکت میرزا کوچک خان حسب طرح مذکور پرداخت گردیده است.

 ‌۲- در تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲۲ اعتبار نامه آقای سید سلمان آلبوشو که بعنوان نماینده کارگری به اتمام رسیده و از تاریخ مذکور به بعد هیچگونه سمتی به عنوان نماینده کارگری در شرکت میرزا کوچک خان ندارد. ضمنا با هماهنگی با اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی تمهیدات لازم در خصوص انتخاب نمایندگان کارگری در حال انجام بوده و مقرر است در تاریخ ۱۴۰۰/۰۲/۱۳ انتخابات نماینده کارگری در این شرکت برگزار گردد.

 ‌۳- حسب درخواست نامبرده (سید سلمان آلبوشوکه) از مزایای قانون مشاغل سخت و زیان آور استفاده نموده و این کشت صنعت با رأی کمیته استانی بررسی مشاغل سخت و زیان آور و همچنین پرداخت ۴ ٪ حق بیمه دوره مربوطه موافقت و مراتب به سازمان تأمین اجتماعی شهرستان خرمشهر اعلام گردیده است.

 ۴- شایان ذکر است شرکت کشت و صنعت میرزا کوچک خان دارای رستورانی مجهز و بهداشتی برای سرو غذا به صورت گرم بوده و روزانه پرسنل از این امکانات بهره‌مند می‌گردند. همچنین کلیه کارکنان شرکت از سرویس ایاب و ذهاب مجهز به سیستم سرمایشی و گرمایشی استفاده می‌کنند.

 ‌با توجه به شعار سال “تولید، پشتیبانی‌ها و مانع زدایی‌ها” و تاکید مقام معظم رهبری بر امر تولید از خبرگزاری محترم ایلنا انتظار می‌رود در انتشار مطالب اقتصادی و حوزه تولید دقت بیشتری را به عمل آورند تا مورد بهره‌برداری رسانه‌های معاند نظام قرار نگیرد.

 لازم به توضیح است تمامی گفته‌های فوق بر اساس مدارک و مستندات موجود است و در صورت لزوم در اختیار رسانه‌های رسمی کشور قرار خواهد گرفت؛ لذا تمام موارد ذکر شده در گزارش آن خبرگزاری محترم فاقد وجاهت بوده و انتظار دارد قبل از انتشار چنین مطالب غیرواقعی با روابط عمومی این کشت و صنعت در خصوص صحت و سقم مطالب مذکور هماهنگی لازم بعمل می‌آمد تا باعث تشویش اذهان عمومی و ایجاد اخلال در تولید شرکت و روند فعالیتهای جاری شرکت نگردد. بدیهی است حق پیگیری حقوقی و قضایی برای این شرکت محفوظ می‌باشد.

پرونده سازی علیه فعال کارگری کیوان صمیمی

“کیوان صمیمی” از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر محبوس در زندان اوین روز یکشنبه ۲۹ فروردین‌ ماه از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه وی گشوده شده به دادسرای اوین احضار شد.

کیوان صمیمی که از تاریخ ۱۷ آذرماه ۹۹ دوران محکومیت ۳ ساله خود را در زندان اوین سپری می کند، به دلیل اجبار به پوشیدن لباس زندان در زمان انتقال از رفتن به دادسرا امتناع کرده است. گفتنی است روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر، ده‌ها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس در پی ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شدند.  کیوان صمیمی به صورت غیابی توسط شعبه ۲۶ دادگاه رژیم در تهران بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی” به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

تداوم تجمع کارگران شهرداری سوسنگرد

صبح روز سه شنبه 31 فروردین ماه برای دومین روز متوالی جمعی از کارگران شهرداری سوسنگرد در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود  اقدام به برگزاری تجمع کردند.

علاوه بر ۸ ماه حقوق معوقه، چندین ماه است مطالبات بیمه‌ای این کارگران به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده و آنها به همراه خانواده‌هایشان در زمینه دریافت خدمات درمانی از بیمارستان‌های ملکی تامین اجتماعی دچار مشکل شده‌اند. علیرغم پیگیری‌های مکرر کارگران برای دریافت حقوق، مسئولان شهری پاسخ قانع‌کننده‌ای به درخواست‌های کارگران نمی‌دهند. به گفته این کارگران؛ بخش دیگری از نگرانی آنها گسترده شدن شیوع ویروس کرونا در شهر سوسنگرد است. آن‌ها در اینباره می گویند، در این روزهای پرخطر، مسئولان شهری نسبت به رعایت اصول محافظتی کارگران شهرداری در برابر کرونا کم‌توجه هستند.​

اعتراض کارگران کارخانه قند یاسوج

کارگران کارخانه قند یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد روز دوشنبه 30 فروردین ماه نسبت به واگذاری کارخانه به بخش خصوصی دست به اعتراض زدند.

از قرار معلوم،  پس از باطل شدن پرونده واگذاری غیرقانونی این کارخانه به بخش خصوصی، قرار است این واحد تولیدی به یکی از بانک‌های سهامدار واگذار شده و پس از آن به بخش خصوصی دیگری داده شود. به گفته کارگران معترض، مشکلات کارخانه قند یاسوج زمانی شروع شد که این واحد صنعتی از دی ماه سال ۹۵ بدون کارشناسی به بخش خصوصی واگذار شد و از آن زمان تاکنون با مشکلات فراوانی مواجه هستند. گفتنی است هم اکنون حدود ۳۰۰ کارگر قراردادی شاغل در این کارخانه بیکار هستند و در ۵ سال گذشته منتظر از سرگیری مجدد فعالیت کارخانه می‌باشند.

تجمع و اعتصاب کارگران کارخانه سیمان سپاهان

شماری از کارگران کارخانه سیمان سپاهان دیزیچه اصفهان، روز دوشنبه 30 فروردین ماه در اعتراض به سطح نازل دستمزدهای خود دست از کار کشیده و در محوطه این شرکت تجمع کردند.

برپایه گزارش منتشر شده، تجمع و اعتصاب این کارگران در اعتراض به قطع کارانه بهره‌وری و عدم افزایش حقوق سالیانه خود صورت گرفته است. علاوه بر این  دو ماه است که کارفرمای این کارخانه از پرداخت دستمزد آنها سرباز می زند و دستمزد ماه های گذشته نیز همیشه با تاخیر پرداخت شده است. گفتنی است چندین ماه است که تکلیف سختی کار مشاغل این کارگران معلوم نشده و بعضی از آنها را در یک یا دو سال اخیر به بهانه های مختلفی اخراج کرده‌اند.

اعتراض کارگران شرکتی تعمیرات جاری راه آهن تهران

کارگران شرکتی شاغل در واحد تعمیرات جاری راه آهن تهران روز یکشنبه ۲۹ فروردین ماه با برپایی تجمعی خواستار حل مشکلات صنفی خود شدند.

این کارگران نسبت به شیوه اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل خود و عدم اجرای طرح تجمیع در این واحد ریلی اعتراض دارند. به گفته کارگران، از سال ۸۷ طرح طبقه‌بندی مشاغل برای کارگران واحد تعمیرات جاری راه آهن تهران قابل اجرا بود که با دوسال تاخیر انجام شد. در حال حاضر  هم مابه‌التفاوت طرح طبقه‌بندی مشاغل کارگران تعمیرات جاری تهران از دی ماه ۹۶ تا دی ماه ۹۸ پرداخت نشده است. همچنین کارگران تعمیرات جاری راه آهن تهران اعلام کرده اند که که شرکت طرف قرارداد هنوز تمهیدات قابل قبولی برای پیشگیری از ابتلا به کرونا انجام نداده است. از طرفی کارگران توانایی مالی خرید برخی لوازم بهداشتی را ندارند.

تجمع اعتراضی کارگران اخراج شده پالایشگاه گاز ایلام

روز یکشنبه ۲۹ فروردین، کارگران اخراج شده واحد شیرین‌سازی میعانات پالایشگاه‌ گاز ایلام واقع در شهرستان چوار در ادامه اعتراضات خود مقابل استانداری ایلام تجمع کردند.

این کارگران که حدود ۳۰ نفر می باشند با   شروع بهره‌برداری سایت الفین، به بهانه عدم نیاز از کار اخراج شده اند. گفتنی است از چند ماه پیش، کارگران پیمانکاری پتروشیمی ایلام که به صورت ۱۵ روز کار و ۱۵ روز استراحت، کار ساخت و آماده‌سازی سایت الفین را انجام می‌دادند، بعد از خاتمه کار ساخت و آماده‌سازی سایت، از کار اخراج شده اند.