دوشنبه ۵ مردادماه، جمعی از بازنشستگان مخابرات در شهرهای تهران، کرمانشاه، اصفهان، تبریز، سنندج، همدان و بیجار و شماری از پرستاران بیمارستان امام خمینی تهران دست به تجمع زدند. همچنین روز جاری، گروهی از متقاضیان …
«هادی احمدی» سخنگوی انجمن داروسازان ایران، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره تأثیر آسیب به زیرساختهای صنعتی کشور بر بازار دارو گفت: از زمانی که دشمن صهیونیستی-آمریکایی زیرساختهای کشور را هدف قرار داد، یکی از …
دادگاه انقلاب کرمانشاه در حکمی علی حسین شمایلی و کیومرث واعظی، دو تن از معلمان شهر سنقر، را به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری در مجموع به ۱۱ سال و ده ماه حبس تعزیری محکوم کرد و همزمان دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی کاشان نیز در احکامی حمید جعفری نصرآبادی از معلمان این شهر را به ۵ سال زندان محکوم کردند.
طبق گزارش سایت حقوق بشری ههنگاو، حکم زندان این دو معلم سنقری از سوی مسعود نوری، رئیس شعبه دوم دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شده است.
در حکم دادگاه انقلاب کرمانشاه، کیومرث واعظی بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوای مردم» به ۶ سال حبس تعزیری و علی حسن شمایلی نیز به همین اتهام به ۵ سال و ١٠ ماه حبس تعزیری محکوم شدهاند.
این دو معلم در پی کشته شدن مهسا امینی و آغاز اعتراضات سراسری در ایران روز ۱۷ مهر ماه پس از یورش نیروهای امنیتی به منازلشان و بدون ارائه هرگونه حکم یا برگه قضایی بازداشت شدند.
حسین شمایلی و کیومرث واعظی پس از نزدیک به یک ماه در ۱۴ آبان ماه با تودیع قرار وثیقه از زندان دیزلآباد کرمانشاه آزاد شدند اما با صدور حکم دادگاه انقلاب باید برای تحمل مدت حبس تعیین شده در حکم دادگاه انقلاب کرمانشاه به زندان بازگردند.
سایت حقوق بشری ههنگاو تاکید کرده است که این دو معلم در طول دوره بازداشت در زندان دیزلآباد کرمانشاه، از حق دسترسی به وکیل محروم بودهاند.
همزمان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز گزارش داد که حمید جعفری نصرآبادی، معلم، نویسنده و مربی فوتبال در کاشان که ۲۷ مهر ماه در مدرسه محل کارش بازداشت شده بود از سوی دادگاه عمومی این شهر به ۳ سال حبس، علاوه بر محکومیت قبلی در دادگاه انقلاب، محکوم شده است.
دادگاه انقلاب کاشان نیز حمید جعفری نصرآبادی را به ۱۵ ماه و یک روز حبس به اتهام «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، ۷ ماه و یک روز حبس به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، و دو سال ممنوع الخروجی، انفصال از خدمت و محرومیت از خدمات عمومی محکوم کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان افزود که این معلم در حالی در مجموع به نزدیک به ۵ سال حبس محکوم شده که مصادیق اتهامات او «صرفا دست نوشتەها و شعرهایش در فیسبوک، واتس اپ و تلگرام بوده و اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی نیز مربوط به چتهای او در گروەهای کوچک دوستان و خانوادگی» است.
این شورا همچنین گزارش داد که سمیه معصومی ۳۸ ساله، یکی از ۱۵ زنی که در زندان کچویی اعتصاب غذا کردهاند «دبیر زبان انگلیسی» اهل کرج است که ۱۲ آبان طبق معمول هر هفته به سر خاک برادر، پدر و مادرش در بهشت سکینه رفته بود «فقط به خاطر حضور در محل چهلم حدیث نجفی» بازداشت و بدون حق داشتن وکیل همچنان تحت بازداشت است.
طبق گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان تعداد دیگری از معلمان از جمله اسماعیل عبدی، محمد حبیبی، رسول بداقی، جعفر ابراهیمی، جواد لعل محمدی، محمدحسین سپهری، مسعود فرهیخته، ژیلا خیر، مهدی فتحی، و محمود ملاکی نیز همچنان زندانی یا تحت بازداشت هستند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حوادث و سوانح در محیط کار همواره یکی از موارد تهدیدکننده نیروی کار محسوب میشود. در این میان طی دو ماه اخیر با افزایش تعداد قابل توجه حوادث مربوط به آتش سوزی، سوختگی یا استنشاق دود مواد اشتغالزا یا سایر گازها نیز مواجه بودهایم. این افزایش آن هم در شرایطی که دولتها همواره مدعی بهبود و کاهش مشکلات ایمنی کار هستند، به نوعی امری متناقض با ادعاها محسوب میشود و انگشت اتهام در این زمینه بیش از هر نهادی به سمت شورای عالی حفاظت فنی و وزارت کار و بهداشت گرفته میشود.
امید کلاتپور (کارشناس ارشد حفاظت فنی در حوزه آتش سوزی و مواد شیمیایی) در رابطه با آمار اخیری که از سوی رئیس بیمارستان سوانح سوختگی پیرامون آمار ۱۰۰ هزار نفری سوختگی در محیط کار و افزایش تعدد مسمومیت ناشی از استنشاق گازهای ناشی از سوختن مواد اعلام شده است، اظهار کرد: در زمینه کمیت سوانح و آمارهای موجود در مورد آسیبهای ناشی از سوختگی در میان کارگران و شاغلین وزارت کار بیش از سایر نهادها دارای آمار و ارقام است و باید مسئولان این وزارتخانه و اعضای شورای عالی حفاظت فنی در این زمینه آمارهای لازم را ارائه دهند، اما ما کارشناسان حوزه حفاظت فنی بیشتر از هرچیز تنها میتوانیم در زمین کیفی علل بروز حوادث این چنینی صحبت کنیم.
این کارشناس ارشد حفاظت فنی با اشاره به اینکه برای اشتعال مواد باید سه عامل اکسیژن، ماده سوختنی و احتراق اولیه موجود باشد، بیان کرد: بیشتر تمرکز کارشناسان حفاظت فنی بر شرایط بروز حادثه از طریق مورد دوم یعنی مواد اشتعالزا و امکان احتراق است و مواد، ماشین آلات و لوازم فنی فردی بیش از هرچیز مورد تحقیق و نظارت ماست.
وی با تاکید بر این نکته که «در ایران و به ویژه در شرکتهای تولیدی بخش خصوصی؛ وضعیت ایمنی دربرابر نشت و انتشار گازهای قابل اشتعال یا قابل ایجاد مسمومیت مناسب نیست و ایمنی در برابر آتش سوزی نیز در واحدها وضعیت مناسبی ندارد» گفت: این واقعیت را از میزان چندین برابری آتش سوزی و مسمومیت کارگران در محیط کار ایران در مقایسه با آمارهای متوسط جهانی میتوان فهمید.
این استاد دانشگاه در حوزه ایمنی فنی ادامه داد: درباره حوادث مربوط به سوختگی و مسمومیت با گازهای سمی هنوز کار تحقیقی منسجمی در ایران نشده و این یکی از خلاءهای ما است، به ویژه اینکه ایران از نظر فنی کشوری نفتخیز و متصل با صنایع شیمیایی و پتروشیمی است و در این زمینه به عنوان یک کشور در حال توسعه باید توجه ویژه داشت. ضمن اینکه مشکلات اقتصادی، صنعتی و حتی آموزشی-فرهنگی در زمینه بروز این حوادث کاملا موثر است.
کلاتپور در رابطه با علت افزایش این حوادث در کشور تصریح کرد: یکی از مشکلات اصلی ما در ایران در زمینه حفاظت فنی و ایمنی کار بحث بازرسیها است که به شکل آشکاری کم کیفیت و اندک است. کارشناسان فنی ما به ویژه در بحثهای بسیار تخصصی خاص مثل ایمنی در برابر آتش سوزی و ایمنی در برابر مسمومیت گازها از کمبود آموزش و تجهیزات شناسایی رنج میبرند.
این کارشناس ایمنی و حفاظت فنی در ارتباط با مشکلات ناشی از آتش سوزی در واحدهای تولیدی و خدماتی گفت: تعداد بازرسان وزارت کار و وزارت بهداشت به نسبت نقاط و مراکز تحت پوشش کافی نیست و ممکن است بسیاری از واحدهای نا ایمن و خطرناک تا مدتها تحت پوشش یک دوره بازرسی نیز قرار نگیرند.
وی در رابطه با جزئیات بازرسیها و مشکلات آن توضیح داد: بازرسیها از واحدها و محیطهای کار در ایران به صورت سمپلینگ و نمونه گیری تصادفی کاملا موردی و محدود از یک یا دو نقطه از واحد انجام میپذیرد. یعنی ممکن است یک یونیت یا یکی از ماشین آلات یا یکی از سولهها از یک واحد بزرگ مورد بررسی قرار بگیرد و کل یک واحد مورد بازرسی قرار نگیرد. اینکه بازرسان از ابزارهای به روز و مناسب برای چنین بررسیهایی بهرهمند باشند نیز مورد سوال بوده و در این زمینه شبهه وجود دارد.
کلاتپور افزود: علاوه بر کامل نبودن بازرسیها، اثربخشی و ضمانت اجرایی توصیههای بازرسی نیز در ایران به ویژه در زمینه ایمنی در برابر آتش سوزی و نشت سموم و گازها مناسب نیست و موارد زیادی از وقوع حادثه در واحدهای دریافتکننده تذکر و اخطاریه حاکی از همین عدم ضمانت اجرایی لازم و بازدارندگی در برابر عدم توجه به توصیههای ایمنی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به مشکلات اقتصادی منجر به بکارگیری ماشین آلات و تجهیزات کهنه و مستهلک در ایران اظهار کرد: یکی از دلایل بروز حادثه آتش سوزی و نشت، استفاده از ماشین آلات، ابزارهای دچار استهلاک و قدیمی است و برخی از آنها اصلا ایمن نیستند. ضمن اینکه تجهیزات حفاظت فردی نیز نقش بسیار مهمتری در برابر بروز حادثه دارند. ما در علم حفاظت فنی این را مطرح میکنیم که باید اساسا زمینه بروز خطر مسدود شود اما در بسیاری از موارد نبود تجهیزات حفاظتی در واحد برای کارگران باعث افزایش تلفات و خسارات به نیروی کار میشود.
وی با تاکید بر این نکته که «هر تجهیزات و ماشینی در محیط کار باید تاییدیه فنی از وزارت کار و واحدهای بازرسی آن در ادارات کار را دریافت کرده باشد» اضافه کرد: تجهیزات فردی و ماشین آلات همگی باید به تایید حفاظت فنی برسند ولی وسایل حفاظت فنی متاسفانه در ایران در اولویت آخر است. ما در تولید این تجهیزات حفاظت فنی نیز ضعیف هستیم و حتما باید در این رابطه اقدامی کرد.
کلاتپور پیرامون روند افزایشی حوادث منجر به سوختگی و مسمویت گفت: بسیاری از ماشین آلات و تجهیزات که یک بار تاییدیه فنی و حفاظتی دریافت کردند، دیگر مورد بازرسی و تایید قرار نگرفتند و این باعث شده بسیاری از یونیتها و اشیاء و ابزارها تا حتی یک دهه نیز تجدید تاییدیه نشده باشند، در صورتی که تاییدیه حفاظت فنی ابزارها و ماشین آلات باید به صورت ادواری و حداقل دوسالانه به روز شود. ضمن اینکه علاوه بر تجهیزات و به روزرسانی آنها، طراحی واحدها نیز باید متناسب با اصول حفاظت فنی باشد و در زمینه استانداردسازی طراحی واحدها نیز ضعف قابل توجهی داریم. این مسئله باعث شده که هر چه زمان بیشتر میگذرد، تعداد وقوع حوادث به جای کاهش، روند افزایشی داشته باشد و همزمان با افزایش مدت زمان استهلاک ابزار و وسایل، سوانح بیشتری متوجه نیروی کار کشور شود.
این کارشناس حفاظت فنی با تاکید بر آموزش و تهیه دستورالعملهای حفاظت فنی به منظور فرهنگسازی مقابل خطر بروز حادثه، اظهار کرد: تجهیزات حفاظتی نیز باید به صورت دورهای تست و بازبینی شوند. این شامل کپسولهای اطفاء حریق تا کیفیت لباس کار نیز میشود. دیگهای بخار، کمپرسورها و ابزارهای حساس قابل اشتعال و نشت در فرآیند تولید نیز وجود دارد که دورههای بازرسی و نظارت آنها باید کوتاهتر باشد، اما در ایران هنوز این استانداردها رعایت نمیشود و همین امر باعث روند افزایشی حوادث شده است.
تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که شعارنویسی نیروهای وابسته به حکومت بر درهای رستوران پلمب شده نواب ابراهیمی، مدرس بازداشت شده آشپزی را نشان میدهد.
نواب ابراهیمی، مدرس آشپزی روز ۱۴دی در مقابل محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
ماموران پس از بازداشت این مدرس آشپزی، رستوران نوژ، محل کار او را پلمب کرده و اینستاگرامش با ۲.۷ میلیون فالوئر نیز از دسترس خارج شد.
بازداشت نواب ابراهیمی پس از آن صورت گرفت که این مدرس آشپزی ویدیویی از آموزش پخت کتلت را در اینستاگرام خود منتشر کرد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تاکنون درباره علت بازداشت آقای ابراهیمی توضیحی نداده، اما به نظر میرسد که حکومت ایران آموزش پخت کتلت در سالروز کشته شدن قاسم سلیمانی را توهین به این فرمانده سابق سپاه قدس تلقی کرده است.
در سالهای گذشته پس از آن که قاسم سلیمانی با موشکهای آمریکا در عراق کشته شد، کاربران شبکههای اجتماعی با نگاهی طنز در اشاره به نحوه کشته شدن او از غذای کتلت نام بردهاند.
مهدی بیک، دبیر سیاسی روزنامه اعتماد را هم بازداشت کردند. او بنا به برخی گزارشها شصت و پنجمین روزنامهنگاری است که به خاطر اطلاعرسانی بازداشت میشود. بیک صدای خانواده دردمند برخی از محکومان به اعدام را بازتاب داده بود.
حکومت سرکوبگر به روزنامهنگار متعهد به حقیقت نیاز ندارد. به خبرنگاران و مجریان صدا و سیما نیاز دارد که صرفاً با لبخندی بر لب و تأییدکنان صدای دولتمردان را بازتاب دهند. روزنامهنگاری درباره حال و هوای تحریریهها در این روزها پردلهره و تشویش مینویسد:
«این چندماه تقریبا هر روز یکی از ما کم شده است. هر روز دوستان و خانواده عدهای از ما دَرِ زندان یا بازداشتگاهی است و عزیزان همکاران دیگری دربهدر وثیقه و دنبال راهی به رهایی.»
شامگاه پنجشنبه ۱۵ دی نوبت به مهدی بیک، دبیر سرویس سیاسی روزنامه اعتماد رسید. همسر این روزنامهنگار با اعلام خبر بازداشت او در توییتر نوشت: ماموران امنیتی موبایل، لپتاپ و وسایل مهدی بیک را در جریان بازداشتش ضبط کردهاند.
از محل نگهداری دبیر سیاسی روزنامه اعتماد و اتهامات او فعلا اطلاعی در دست نیست. بیک گزارشهای موثری درباره اعدامیان و خانوادههای آنان و معترضان به احکام اعدام منتشر کرده بود. او یک روز قبل از بازداشتش با مادر محمد مهدی کرمی، از معترضان محکوم به اعدام گفت وگو کرده بود. در این گفتوگو که بسیار هم پربازتاب بود، مادر محمد مهدی کرمی خواهان تعیین وکیل تعیینی برای پسرش شده بود. مادر این ورزشکار محکوم به اعدام که فرزند یک دستفروش هم هست با بغض و گریه گفته بود:
«چه میشود من بمیرم؟ من میمیرم. تو را به خدا اگر کاری از دستتان برمیآید کوتاهی نکنید. وکیل تسخیری به جای وکیل تعیینی، این چه عدالتی است؟»
محمدمهدی کرمی یکی از ۱۶ متهم پرونده موسوم به قتل یک بسیجی به نام روحالله عجمیان است. حکومت ادعا میکند که او در چهلم حدیث نجفی در کرج کشته شد. کرمی را در یک دادگاه نمایشی بدون اینکه به وکیل مستقل دسترسی داشته باشد، به اعدام محکوم کردند. وکیل تسخیری که دادگاه برای او تعیین کرد حتی به تماسهای تلفنی خانوادهاش نیز پاسخ نداد. حساب کاربری ۱۵۰۰ تصویر در توییتر در ۱۹ آذر از شکنجه جسمی و روحی کرمی در زندان خبر داده بود. او در ملاقات با خانوادهاش گفته بود: «هنگام بازداشت او را طوری کتک زدهاند که بیهوش شده بود و نیروهای حکومتی فکر کردند که او مُرده و “جنازهاش” را اطراف دادگاه نظرآباد انداختند، اما موقع ترک آنجا متوجه شدند که هنوز زنده است».
مهدی بیک با سهند نورمحمدزاده، ورزشکاری که به اعدام محکوم شده و در اعتراض به این حکم اعتصاب غذا کرده بود نیز مصاحبه کرد. او همچنین با فاطمه قره حسنلو، خواهر حمید قره حسنلو، رادیولوژیست ایرانی که در پرونده روحالله عجمیان به اعدام محکوم شده بود اما بعدها حکم اعدام او در دیوان عالی تأیید نشد نیز گفتوگویی انجام داده بود. مصاحبه شونده اما زیر فشار نیروهای امنیتی اظهارات خود را پس گرفت اما روزنامه اعتماد اعلام کرد فایل صوتی را در اختیار دارد و با اینحال بنا به مصلحت متهم آن را منتشر نمیکند.
هر روز یک روزنامهنگار کم میشود
انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران در اطلاعیهای اعلام کرده است که «آمار روزنامهنگاران بازداشتشده از آغاز اعتراضات اخیر بر مبنای گزارشهای رسمی و غیررسمی حدود ۷۰ نفر بوده که تعدادی از این افراد با قرار وثیقه آزاد شدهاند.»
افشین غلامی، سردبیر ماهنامه تفکر انتقادی، از تاریخ ۲۰ مهر سال جاری تاکنون مفقودالاثر شده است.
مدیر مسئول روزنامههای «جامعه فردا» و «عطریاس»، به دلیل انتشار مطالب انتقادی پیرامون قیام ملت ایران، با حکم نیابت قضایی از دادسرای تهران و توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شد.
بنابر گزارش کانال خبری «امتداد»، داود باقری، مدیر مسئول روزنامههای «جامعه فردا» و «عطر یاس» به دلیل انتشار مطالب انتقادی در نقد عملکرد سیاسی و اقتصادی دولت و نحوه برخورد با معترضان و حوادث اخیر با حکم نیابت قضایی از دادسرای تهران، و توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شد.
اطلاعات سپاه این روزنامهنگار و فعال سیاسی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» بازداشت کرده است. همزمان با سرکوب روزنامهنگاران از هفته گذشته برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح موسوم به «پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی» را با هدف جرمانگاری خبررسانی آزاد در یک سکوت خبری مطرح کردهاند. لایحه جامع روزنامهنگاری دولت نیز به زودی تقدیم مجلس میشود.
پیش از بازداشت مهدی بیک، یکشنبه ۱۱ دی نیروهای امنیتی میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق را که به دادسرا رفته بود، بازداشت کردند.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران اعلام کرده است که میلاد علوی شصت و چهارمین روزنامهنگاری است که از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی در ایران بازداشت میشود. نیمی از روزنامهنگاران بازداشتشده را از زمان بازداشت همچنان در زندان حبس کرده و به تحمل کیفر محکوم کردهاند. اگر این آمار صحیح باشد، مهدی بیک شصت و پنجمین روزنامهنگار بازداشتی است. انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران چنانکه گفته شد، تعداد روزنامهنگاران بازداشتی بیشتر از این اعلام کرده است.
علی ورامینی در روزنامه هممیهن با انتشار نوشتهای در پاسخ به انتقادات صدا و سیمای جمهوری اسلامی از نحوه چیدمان تیترهای صفحه اول این روزنامه در سالگرد قتل سلیمانی طرحی از فضای حاکم بر مطبوعات ایران در دوران بالا گرفتن سرکوبها را به دست داده و نوشته است: « در این چند ماه تقریبا هر روز یکی از ما کم شده است.»
و در ادامه به تبعیض بین روزنامهنگاران مستقل و کارکنان صدا و سیمای جمهوری اشاره کرده و نوشته است:
«تقریبا هیچکدام از ما نه اینترنت بدون فیلتر دارد، نه ویپیان طبقه خاص. ما این روزها برای آپلود شدن هرکدام از محتواهایمان، مو سفید میکنیم و برای دانلود شدن چیزکی، عمر میدهیم. البته که مثل همه دیگر مردمان. ما همکار شما نیستیم، شما هر روز تنتان نمیلرزد که آیا امروز هم برقرار هستید؟ آیا نهادی ما را به بهانهای توقیف نخواهد کرد؟»
ورامینی این یادداشت را با این سطرها به پایان میبرد:
«هر آینه ما را بعضی که از قضا همکار میخوانند، مورد لطف قرار میدهند و سعی میکنند به لطافالحیلی حذفمان کنند. نمیدانم ما جز جای خودمان در فضای تنگ تحریریه، جای چهکسی را تنگ کردیم که دوست دارند نباشیم؟»
روزنامه اعتماد در یک تحقیق مستقل گزارش داده بود که در ۲۸۳ روز از سال جاری ۲۳ کارگر به دلیل فقر، اخراج یا طلبهای مزدی خودکشی کردهاند و ۶۵ درصد قربانیان، ساکن استانهای مرزی بودهاند. چنین گزارشهایی را در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمیتوان سراغ گرفت.
۲ کولبر بدلیل سقوط از کوه و ضرب و شتم توسط نیروهای هنگ مرزی کشته و زخمی شدند. این دو کولبر در منطقه مرزی «صوفی جانه» شهرستان نوسود در حال تردد بودند. آرام محمدی کولبر ۳۵ ساله و اهل شهرستان سروآباد بر اثر سقوط از کوه کشته شد. کـولبر دوم نیز آرش محمدی نام دارد و اهل پاوه میباشد. وی پس از دستگیری توسط نیروهای هنگ مرزی بشدت مضروب شده است. آثار کبودی بروی بدن وی بوضوح دیده میشود. ماموران هنگ مرزی پس از دستگیری و مضروب کردن، اموال وی را نیز مصادره کردهاند.
۲ کولبر در منطقه مرزی نوسود کشته و زخمی شدند
بنا به آمار منتشره در سال میلادی ۲۰۲۲ بیش از ۲۵۰ کـولبر در منطقه مرزی کردستان کشته و زخمی شدهاند. از این تعداد ۴۳ کـولبر با تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به قتل رسیدهاند. درسال میلادی گذشته ۱۸۹ کـولبر با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به قتل رسیده و یا زخمی شدهاند.
صدور حکم قتل کولبران توسط فرمانده مرزبانی
فرمانده مرزبانی کل کشور پیش از این در ۳۰ اردیبهشتماه ضمن بازدید از مناطق مرزی گفته بود، طرحهایی برای جلوگیری از تردد کـولبران دارد که احتمالا در آینده نزدیک به اجرا درخواهد آمد. وی در سخنانش هیچ اشاره به علت کـولبری نکرده و تنها به سرکوب آنها اشاره کرده بود.
از ابتدای سال ۱۴۰۱ نیروهای امنیتی با تفنگ ساچمهای، کـولبران را در ابعاد وسیع مورد هدف قرار میدهند. هدف از این اقدام ضدانسانی از کار انداختن و زخمی کردن شمار بیشتری از آنها است.
مخیر کردن مردم بین ۲ راهی مرگ و گرسنگی
دیکتاتوری حاکم، مردم این مناطق را بین دو راهی گرسنگی و مرگ مخیر کرده است. کـولبران ترجیح میدهند، در حین تلاش برای کسب نان خانوادههایشان، جانشان را از دست بدهند. آنها انسانهای زحمتکشی هستند که غم نان دیگران را دارند. همه آنها پدر، همسر، نانآور خانواده و… هستند. پایان کشتار کـولبران بیگناه زمانی است که بنیانهای این نظام فاسد و چپاولگر نابود شده باشد.
دامنه اعتراض هماهنگ کارکنان رسمی سکوهای گازی گسترده است. ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در آن شرکت دارند و آن را ادامه خواهند داد.
کارکنان سکوهای گازی که در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان چندی پیش از ارائه گزارش تولید خودداری کرده بودند، از روز چهارشنبه ۱۴ دی در اقدامی هماهنگ تحریم گزارشدهی درباره تولید را از سر گرفتهاند. یکی از معترضان میگوید کارکنان ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در این اقدام اعتراضی شرکت دارند.
هفته گذشته معاون وزارت نفت در سفر به مناطق عملیاتی گاز، اجرای قانون ماده ۱۰ (مصوب سال ۱۳۹۱) را به سال بعد موکول کرد و گفت در سال آینده در این باره تصمیم گیری خواهد شد.
این سخنان، به علاوه موضع گیری برخی نمایندگان مجلس، مسئولان سازمان اداری و استخدامی که معترضان از آن به عنوان «دخالتهای بیجا و بی ربط» یاد میکنند به اعتراض کارکنان رسمی دامن زد.
کارکنان رسمی صنعت نفت خواستار «اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت مصوب سال ۱۳۹۱ در مجلس هستند. آئین نامه اجرایی این قانون نیز سال ۱۳۹۴ تصویب شده است.
یکی از تازهترین موارد اعتراض کارکنان سکوهای گاز، ۱۶ آبان به صورت امتناع از دریافت غذا و عدم ارائه گزارش تولید به مسئولان توسط کارکنان مناطق عملیاتی نفت و گاز پارس در آغاز شد و کارکنان عملیاتی در مناطق دیگری به آن پیوستهاند. اعتراض در برخی مناطق بیش از ۴ روز ادامه یافت و با وعده مدیران نفت پایان یافت.
کارکنان سکوهای گازی در دور تازه اعتراض نمایدن خود، تاکید کردند به دلیل «انتفاع مردم از انرژی» در تولید خللی وارد نخواهند کرد و «فقط در مرحلهی اول اعتراض، گزارش میزان تولید گاز را ارائه نمیدهند همانگونه که مسئولین در کمال بیخیالی از پیگیری و اجرای قوانین، گزارشی نمیدهند».
یکی از کارکنان سکوهای گازی که ۲۲ سال سابقه کار دارد، میگوید نیمی از این مدت از خانواده دور بوده و در شرایطی کار کرده که با خطر انفجار، خفگی و مسمومیت گازی روبرو بوده است. گفته است تعدادی از همکارانش به دلیل بدقولی ۱۰ ساله مسئولان و عدم اجرای قانون، در خواست انتقال به محل زندگی خود را دادهاند.
این کارگر معترض سکوهای گاز نوشته است دامنه اعتراض هماهنگ گسترده است. ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در آن شرکت دارند و آن را ادامه خواهند داد.
او نوشته است: «همه همکاران هم قسم شدیم دیگه کوتاه نیایم. البته بگم از ۳۸تا سکو یکی دوتا سکو راهشون رو جدا کردن که واگذارشون میکنم به وجدان و غیرت خودشون ولی ۳۵سکو که تقریبا ۸۰درصد گاز کشور رو تولید میکنیم در اعتراض به وضعیت کنونی گزارش تولید نخواهیم داد تا اینکه مشکلات برطرف بشه».
شورای سازماندهی کارکنان پیمانی نفت از اقدام اعتراضی کارکنان رسمی صنعت نفت پشتیبانی کرده است.
به گفته یکیاز جوانان معترض، پتروشیمی دهدشت که دردشت «کلاچو» شهرستان کهکیلویه واقع شده، از سال ۸۶ در حال ساخت است و بعد از یک دوره تعطیلی سال ۹۵ عملیات ساخت آن از سر گرفته شده است. در حال حاضر اهالی منطقه و شمار زیادی از جوانان جویای کار خواستار تسریع در حل مشکلات و رفع موانع راهاندازی پروژه سیمان دهدشت بعداز ۱۶ سال از کلنگ زنی شدند. وی همچنین با بیان اینکه این پروژه به عنوان یکی از مراکز مهم صنعتی استان قرار بود برای حدود ۲۵۰ نفر اشتغال مستقیم بسازد، گفته است: چندین پروژه عمرانی در شهرستان کهکیلویه در حال ساخت است که همچنان به دلایل واهی متوقف شده اند.
آزادی انتخاب شغل و داشتن حق شغل (اصل ۲۸) برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره (اصل ۲۹) حق داشتن مسکن متناسب با نیاز (اصل ۳۱) حق انتخاب مسکن و محل اقامت (اصل ۳۳)حق برخورداری از نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده (اصل ۴۳)
اصل سوم
دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را برای امور زیر به كار برد: بند ۱۲- پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسكن و كار و بهداشت و تعمیم بیمه
معلمانِ خرید خدمات شهرستانهای استان تهرانروز دوشنبه 12 دیماه در اعتراض به شرایط جذب خود، دراداره آموزش و پرورش شهرستانهای کل استان تهران دست به تجمع زدند.
این در حالیست که در اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان شده :
ماده 22- هر كس از حيث اينكه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تامين اجتماعي برخوردار گردد و مي تواند به كمك كوشش ملي و ياري بين المللي با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با حيثيت و تكامل آزاد شخصيت انساني ملازمه داشته باشد بهره مند گردد.
ماده 23- الف) هر كس حق كار و حق برگزيدن آزادانه كار با شرايط عادلانه و ارضا كننده دارد و نيز حق دارد كه در مقابل بيكاري حمايت شود.
ب) هر كس در مقابل كار مساوي بدون هيچ گونه رعايت امتياز حق دستمزد مساوي دارد.
ج) هر كس در مقابل كار حق دارد دستمزدي منصفانه و ارضا كننده دريافت كند كه براي او و خانواده اش وجه معيشتي فراهم آورد كه شايسته حيثيت كمال يافته انساني باشد و در صورت مقتضي حق دارد از كليه وسايل حمايت اجتماعي استفاده نمايد.
به گفته معلمان معترض،طبق بخشنامهای که آموزش و پرورش صادر کرده، قرار شد معلمان خرید خدمت شهرستانهای استان تهران به صورت قرارداد کار معین در وزارت آموزش و پرورش جذب شوند اما برخلاف آنچه در بخشنامه آمده، برای تبدیل وضعیتِ معلمان شرط سنی گذاشتهاند. جمعی از این معلمان میگویند: برخی از آنها سابقهی کار بالای ۱۰ سال خدمت دارند اما به دلیلِ شرایط سنی نتوانسته اند تبدیل وضعیت شوند. این درحالیست که طبق این بخشنامه برخی از معلمان بدون شرایط سنی در استانهای دیگر قرارداد کار معین شدهاند و فقط آموزش و پرورش شهرستانهای کل استان تهران چنین شرطی برای معلمان گذاشته است.
این معلمان میگویند: ما در طول این سالها دورههای ضمن خدمت بسیاری گذراندهایم و جوانیمان را صرف خدمت در آموزش و پرورش کردهایم؛ بیانصافی است که به بهانهی سن و سال ما را کنار میگذارند تا نیروی دیگر را جایگزین کنند.
آنها همچنین به نوع قرارداد شرکتیِ خود اعتراض کردند و گفتند: معلمان خرید خدمات به دلیلِ اینکه حقوق خود را با واسطهی یک شرکت از وزارت آموزش و پرورش میگیرند، نسبت به معلمان قرارداد مستقیم حقوق کمتری میگیرند. این معلمان نه تنها حقوق خود را هرچند ماه یکبار دریافت میکنند بلکه حتی برای سه ماه تابستان حقوقی دریافت نمیکنند.
یکی از این معلمان میگوید: سال گذشته با ۴۰۰ دانشآموز، ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حقوق میگرفتم که چون سرپرست خانوار هستم، مجبور بودم بعد از کلاس در اسنپ هم کار کنم.
این معلمان میگویند: مدتهاست برای حل این مشکل به ادرات مختلف مراجعه میکنیم اما هنوز به نتیجه نرسیدهایم.
خبرگزاری هرانا – جمعی از روزنامە نگاران کردستان با انتشار بیانیه ای نسبت به توقیف نشریه ماف واکنش نشان داده و خواستار رفع توقیف این نشریه شدند. این روزنامه نگاران در بخشی از بیانیه خود اظهار داشتند که، محدودسازی رسانه های مستقل و حرفه ای، نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات آزاد، آزادی رسانه و حقوق روزنامه نگاری است.
متن کامل این بیانیه عینا در ادامه می آید:
“به گواه تاریخ، آینده را کنش های اکنون ما میسازد. رسانه ای بودن ما در گرو رسالت ماست، رسالتی که بر بنیان های آگاهی بخشی، کار حرفه ای و تعهد اجتماعی استوار است. متاسفانه در شرایط کنونی و در غیاب رسانه های مستقل و حرفه ای، فضا برای جولان رسانه های تک صدا و تندرو، مهیا گردیده است که نتیجه آن رویگردانی و عدم استقبال جامعه از رسانه های داخلی شده است.
مجله “ماف” از معدود نشریات تخصصی در زمینە حقوقی است که سالیانیست با تمرکز بر مسائل حقوقی در کردستان فعالیت میکند. ماف در طول این سالها علیرغم محدودیتها و محرومیتهای زیاد، توانسته است در حوزه خود، جایگاه خاصی را به خود اختصاص دهد. اما در روزهای اخیر و قبل از انتشار شماره جدید این نشریه، با اعلام شفاهی و تلفنی به صاحب امتیاز آن، توقیف و لغو امتیاز شده است.
ما جمعی از روزنامه نگاران و دست اندرکاران رسانه های کردستان، ضمن محکوم کردن این رویکردهای سلبی و رویه های قهریه نسبت به نشریات و ابراز نگرانی از رفتارهای سلیقه ای از سوی مسئولین فرهنگی، نه تنها خواستار رفع توقیف این نشریه هستیم بلکه این نکته را خاطرنشان میسازیم که هرگونه سیاست یکسانسازی و اعمال فشار و تشدید نظارت بر رسانه ها، غیر از آنکه پایه های لرزان رسانه آزاد به عنوان رکن چهارم دموکراسی را، در جامعه ما بیش از پیش به خطر می اندازد، بلکه مشکلات جامعه را نیز بغرنجتر مینماید.
در پایان اعلام میداریم محدودسازی رسانه های مستقل و حرفه ای، نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات آزاد، آزادی رسانه و حقوق روزنامه نگاری است.
لذا امیدواریم مسئولان مربوطه، با تجدید نظر در چنین تصمیماتی، امکان اطلاع رسانی میدانی و متعهدانه را محدود نسازند.”
امضاکنندگان:
جلیل آهنگرنژاد_کرمانشاه، ژیانا اسکندری_تهران، فرهاد امین پور_سقز، هوشیار بابایی_سنندج، حکیم بصیرت_ارومیه، اردلان جهانگیری_ارومیه، پژمان حبیبی_مریوان، هاشم حسامی_سنندج، سمیرا حسینی_تهران، مریم حسینی_پاوه، صلاح الدین خدیو_مهاباد، سیبر خوزان_ارومیه، کامران رحیمی_ایلام، ارشاد رستمی_تهران، آرمان سلیمی_مریوان، آذر طاهرآبادی_کرمانشاه، ایرج عبادی_سنندج، رامبد فرهودی مقدم_سنندج، مهران قامتی_ارومیه، عرفان کرمی_ایلام، خسرو کوردپور_مهاباد، هدیه گل محمدی_سلماس، رسول گلهبان_ارومیه، علی لکی زاد_تهران، آمانج محمدپور_بوکان، سحر محمدی_ارومیه، محمود محمودی_سنندج، ژینا مدرس گرجی_سنندج، فردین مصطفایی_سقز، کوهستان منبری_سنندج، احسان میرکی_تهران، فرهاد هادی_سنندج و آزاد یوسفی راد_ارومیه
پیشتر معاون فرهنگ و رسانه اداره ارشاد کردستان در تماس تلفنی با جبار طهماسبی، مدیر مسئول این مجله حقوقی از لغو مجوز این نشریه خبر داد.
گفتنی است نشریه ماف، که ارگان موسسه حقوقی “دانشپژوهان ماف کردستان” است که از مهرماه سال ۹۷ و در راستای آموزش های حقوقی و بشر دوستانه منتشر شد.
کارگران پتروشیمی چوار ایلام در تماس با خبرنگار ایلنا، از تجمع صنفی امروز صبح خود (14 دی) خبر دادند.
این کارگران میگویند: بیش از صد نفر از کارگران به دلیل عدم تعیین تکلیف، در محوطه مجتمع و سپس مقابل فرمانداری چوار جمع شدیم؛ در مرحلهی بعد به اداره کار رفتیم؛ در فرمانداری به ما گفتند نباید پیگیر باشیم!
این کارگران خواستههای خود را تبدیل وضعیت و جذب در پتروشیمی میدانند و میگویند: حدود سیصد نفر از ما از ابتدای ساخت این پالایشگاه با مجموعه همکاری داشتهایم و قرار بود سال قبل تبدیل وضعیت شویم که این اتفاق نیفتاد؛ اکنون با سیستم پانزده- پانزده با حداقل حقوق و مزایا کار میکنیم و علیرغم سابقه کار و تخصص، همچنان «کارگر ساده» هستیم.
آنها افزودند: هشتاد نفر از ما نیروی مکانیک واحد الفین هستیم که با شرایط سخت کار میکنیم؛ اما همگی در لیست بیمه کارگر ساده هستیم.
این کارگران از مقامات مسئول درخواست دارند به مطالبات آنها رسیدگی شود؛ کارگران میگویند: خواستار آن هستیم که جذب و قرارداد مستقیم شویم و مزدمان افزایش یابد.
خبرگزاری هرانا – کارگران مجتمع تجاری کنزالمال منطقه آزاد اروند در استان خوزستان، از معوقات مزدی ۲ ماهه خود و کارگران شاغل در کارخانه سیمان آباده از عدم پرداخت حقوق معوقه و بلاتکلیفی ٩ ماه گذشته خبر دادند. همچنین حدود هزار و ۲۰۰ کارگر سیمبان شرکت توزیع برق استان تهران خواستار بازگرداندن تعطیلکاریها و افزایش اضافه کاریها به منظور افزایش میزان حقوق خود از کارفرما هستند.
این کارگران با اشاره به اینکه حدود ۸۰ نفر هستیم که در بخش نگهبانی، تاسیسات، خدمات و فضای سبز مجتمع تجاری کنزالمال، مجموعه ورزشی مرتضی علی و سازمان قدیم منطقه آزاد و شرکت اصلی (توسعه سرمایهگذاری اروند) یا به عبارتی اروند مال خرمشهر تحت مسئولیت یک پیمانکار تامین نیرو و با نظارت شرکت توسعه تعاون منطقه آزاد تجاری اروند مشغول کار هستند، افزودند: “در حال حاضر ۳ ماه حقوق ما کارگران پرداخت نشده است”.
آنها با اشاره به اینکه از ابتدای سال جاری سه بار مدیریت شرکت توسعه و سرمایهگذاری اروند تغییر کرده و این موضوع با تغییر مدیران میانی و پایین دستی، مشکلات زیادی را برای کارگران شاغل در مجموعه به وجود آورده است، گفتند: “از مدیرعامل جدید شرکت توسعه و سرمایه گذاری اروند که از سه ماه پیش منصوب شده، انتظار داریم مطالبات مزدی کارگران را در موعد مقرر پرداخت کند”.
گفتنی است، از مدتها قبل کارگران پیگیر دریافت حداقل بخشی از طلب خود از پیمانکار و سایر مسئولان بودند اما به نتیجه قابل قبولی نرسیدهاند.
به گفته آنها؛ باتوجه به اینکه مبلغ طلب کارگران از پیمانکار هر ماه بیشتر میشود، بنابراین از مدیران منطقه آزاد تجاری اروند درخواست داریم همانند قبل تمهیدات قابل قبولی برای به روز شدن مطالبات کارگران زیرمجموعه شرکت توسعه و سرمایهگذاری اروند انجام دهند.
معوقات مزدی کارگران کارخانه سیمان آباده
به گزارش ایلنا، میثم خداداد، فرماندار آباده از عدم پرداخت حقوق معوقه و بلاتکلیفی ٩ ماه گذشته کارگران کارخانه سیمان خبر داد.
وی ضمن اشاره به میزان فروش این کارخانه گفت: ” ️تاکنون و در طی سالیان گذشته کمکها و مساعدتهای فراوانی به این کارخانه در حوزه پرداخت معوقات آب، برق و گاز و همچنین موضوعات مالیات و بیمهای صورت گرفته اما متاسفانه بعضا معوقات ٩ ماهه کارگران پرداخت نشده و ️وضعیت عمرانی و بهداشتی کارخانه نیز که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و محیط کاری پرسنل بسیار نامناسب است.”
مطالبات کارگران سیمبان برق تهران
به گزارش ایلنا، حدود هزار و ۲۰۰ کارگر سیمبان شرکت توزیع برق استان تهران خواستار بازگرداندن تعطیلکاریها برای افزایش میزان حقوق خود از کارفرما هستند.
یکی از این کارگران گفت: “بخش عمدهی از مطالبات ما به افزایش عادلانه حقوق و مزایای دریافتی بازمیگردد؛ به گونهای که میزان دریافتی یک کارگر سیمبان با معیشت او همخوانی ندارد.”
وی با بیان اینکه حقوق دریافتی سیمبانان با حداقل دریافتی مصوب شورای عالی کار مخارج زندگی را تامین نمیکند، افزود: “با کاهش اضافه کاریها و تعطیل کاریها و برخی دیگر از مزایاهای قانونی دیگر، برای تامین مخارج دچار مشکل شدهایم”.
خبرگزاری هرانا – ندا ناجی، فعال کارگری توسط دادگاه انقلاب تهران به ۸ ماه حبس، ۶۰ ضربه شلاق، ممنوعیت خروج از کشور، منع استفاده از تلفن همراه، پرداخت جزای نقدی و دیگر مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
براساس این حکم که در تاریخ ۱۶ آذرماه، توسط دادگاه انقلاب صادر و به خانم ناجی ابلاغ شده است، وی از بابت اتهام “اختلال در نظم” به ۸ ماه حبس تعزیری و ۶۰ ضربه شلاق و به اتهام “نشر اکاذیب” به پرداخت ۱۵ میلیون تومان جزای نقدی و مجازتهای تکمیلی از جمله ۲ سال منع خروج از کشور، ۲ سال منع استفاده از تلفن هوشمند و شبکه های اجتماعی و همچنین تهیه پژوهشنامه ی ۸۰ صفحه ای به صورت دستنویس محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامات ندا ناجی در تاریخ ۲۸ آبان ماه، بدون دسترسی به وکیل برگزار شده بود.
مهرانه قاسمی، مادر ندا ناجی روز سه شنبه ۱۳ دی ماه، با اعلام این خبر در صفحه شخصی خود نوشت: “ندا فردا برای ابلاغ رای نهایی به دادگاه انقلاب خواهد رفت.”
خانم ناجی، در تاریخ ۱۰ مهرماه، در مقابل بیمارستان کسری توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی نهایتا در تاریخ ۵ آبان ماه، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد و صد میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.
ندا ناجی، پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد.
خبرگزاری هرانا – امروز چهارشنبه ۱۴ دی ماه، یک کولبر در پی سقوط از ارتفاع در مناطق مرزی نوسود، جان خود را از دست داد.
هویت این کولبر “آرام محمدی، ۳۵ ساله و اهل شهرستان سروآباد” عنوان شده است.
کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند.
به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.
لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.
انفجار کوره ذوب آهن در کارخانه «ذوب ریزان شرق پایتخت» واقع در بخش ایوانکی شهرستانگرمسار منجر به مرگ یک کارگر و مصدومیت پنج کارگر دیگر شد.
منابع کارگری با اعلام این خبر به ایلنا گفتند؛ صبح امروز سه شنبه (۱۳ دی ماه) انفجار کوره ذوب در کارخانه ذوب ریزان شرق واقع در شهرک صنعتی پایتخت شهرستان گرمسار استان سمنان، منجر به مرگ یک کارگر با هویت «محمدباقر عزیزی» ۵۲ساله و مصدومیت ۵ کارگر دیگر شد.
او با بیان اینکه جزئیات این حادثه در دست برسی است،گفت: از مجموع پنج مصدوم این حادثه ، سه کارگر به دلیل وخامت حال، با اورژانس هوایی به بیمارستان کوثر سمنان اعزام شده وتحت درمان هستند و دو مصدوم دیگر حادثه برای درمان به تهران اعزام شده اند.
گفتنی است؛ این دومین حادثه کار در استان سمنان طی هفته اخیر است در حادثه مشابه در یک معدن در تویه دروار دامغان نیز دو نفر کشته و پنج نفر به شدت مجروح شدند.
این کارگر اهل تهران در شب چهلم ژینا (مهسا) امینی، در حالی که از سر کار به خانه بازمیگشت، بازداشت شد. او را مورد شکنجههای جسمی و روحی به منظور اخذ اعتراف اجباری قرار دادهاند.
امروز از صبح منتظر تماسش بودیم… گوشی مامان زنگ خورد و گفتم سلام حسین. سلامش سخت بود و حرف زدنش سرد. گفت یادش نمیاد چی شده و چه اتفاقاتی افتاده. نمیدونه چرا تو زندانه، میگفت توی ذهنم یه هاله تاریک هست اما هیچی یادم نیست.
این روایت محبوبه شهروی، خواهر حسین (داریوش) شهروی زندانی سیاسی است که از روز چهارم آبان ماه در بازداشت موقت به سر میبرد.
خواهر این شهروند بازداشتی در ادامه این روایت در صفحه اینستاگرام خود، «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی و خارجی»، و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» را دو اتهام حسین شهروی اعلام کرده است.
حسین شهروی، کارگر «کار در ارتفاع» است و اکنون به گفته یک منبع مطلع، همین شغل بهانهای برای پروندهسازی علیه او شده است. به گفته این منبع که با زمانه گفتوگو کرده، بازجویان برای اعترافگیری از حسین شهروی، علاوه بر تزریق اجباری آمپول و خوراندن قرص، او را در «اتاق مرگ» انداختهاند که در ادامه خواهیم دید چگونه اتاقی است.
کارگران کار در ارتفاع، با بالا رفتن از ساختمانهای بلند مرتبه، به وسیله بالابر و یا طناب، به کارهایی مثل رنگآمیزی و تعمیر این ساختمانها میپردازند.
منبع مطلع و نزدیک به خانواده حسین شهروی، در مورد جزئیات بازداشت این جوان ۲۸ ساله میگوید او روز چهارم آبان، به همراه صاحب کار و یکی از دوستان خود، در محله تهرانپارس بازداشت شد. ما در این گزارش، برای رعایت مسائل امنیتی، برای صاحب کار حسین شهروی، از نام مستعار «علی» و برای فردی که آن روز در خودرو آنها حضور داشت، از نام مستعار «شقایق» استفاده میکنیم.
بازداشت، به اتهام همراه داشتن سطل رنگ و آچار در خودرو
منبع مطلعی که با زمانه گفتوگو کرده میگوید:
«حسین روز چهارم آبان، حدود ساعت ۱۰ شب بعد از پایان کار، با ماشین علی صاحب کار خود به درب منزل صاحب کار او میروند. پشت ماشین، ابزارهای کار مثل تینر، بنزین، انواع آچار، سطل رنگ و بنزین بود. وقتی آنها به درب منزل علی در تهرانپارس رسیدند، او گفت میرود همسر خود را صدا میزند تا به همراه او حسین را به منزل خود برسانند.»
روز چهارم آبان، چهلمین روز مرگ مهسا امینی بود و بسیاری از شهرهای ایران، از جمله تهران، به صحنه برگزاری تجمعات گسترده تبدیل شد.
این منبع مطلع در ادامه روایت بازداشت همراه با ضرب و شتم حسین شهروی میگوید:
«همین که علی به داخل خانه خود میرود، تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی از روبهروی ماشینی که حسین داخل آن بود، رد شدند و یکی از لباس شخصیها با اشاره به ماشین پیکاپی که حسین و شقایق سوار آن بودند، گفت این ماشین مشکوک است. همان لحظه علی، صاحب کار حسین از خانه بیرون آمد. لباس شخصیها به ماشین حمله کردند و لباس حسین را روی سرش کشیده و به دستان خانم همراه آنها هم دستبند زدند. هر چقدر که حسین توضیح داد که این ماشین متعلق به صاحب کار او است و وسایل داخل آن هم وسایل کار است، فایده نداشت و لباس شخصیها پشت فرمان همان ماشین نشسته و حرکت کردند. بعدا فهیدیم شقایق، خانمی که سوار ماشین بود را وسط راه پیاده کردند که البته چند روز بعد دوباره او به همراه علی صاحب کار حسین در منزل بازداشت شدند.»
بازداشت حسین (داریوش) شهروی را حدود ساعت دو بامداد، علی با تماس تلفنی به خانواده او اطلاع میدهد. خانواده این زندانی تا صبح فردا به پاسگاهها و نهادهای امنیتی محتلف برای پیدا کردن اثری از فرزند خود مراجعه میکنند، اما بینتیجه بود. جمعه ششم آبان، یعنی دو روز بعد از بازداشت، زنگ تلفن منزل پدر و مادر حسین شهروی به صدا در آمد و صدای ضبط شدهای اعلام کرد: «این تماس از ندامتگاه تهران بزرگ است.»
از تهدید خانواده، تا «اتاق مرگ» برای اعتراف اجباری
جمعه شش آبان، تماسی که با خانواده حسین شهروی گرفته شد، پشت تلفن حسین بود که از انتقال خود به زندان تهران بزرگ، و شکنجه شدید خود خبر داد: «حسین در این تماس کوتاه گفت، خیلی کتک خوردم و نمیدانم به چه اتهامی بازداشتم کردند.»
حسین شهروی تا تقریباً دو هفته بعد در زندان تهران بزرگ نگهداری شد و بعد از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین که تحت نظارت وزارت اطلاعات است منتقل،و دوباره دوشنبه ۱۱ دی ماه، به زندان تهران بزرگ برگردانده شد.
از این منبع مطلع در مورد شکنجه جسمی و روحی حسین (داریوش) شهروی در زندان تهران بزرگ، در روزهای ابتدایی بازداشت او پرسیدیم. قرار گرفتن در «اتاق مرگ» و دادن اخبار دروغ در مورد اعتراف «علی و شقایق» علیه او تنها یکی از این شکنجهها بود:
«دو سه روز بعد از اولین تماس، حسین دوباره با حال بد با منزل پدر و مادر خود تماس گرفت. او گفت من را به یک اتاق که خود مأموران به آن “اتاق مرگ” میگفتند، بردند. اتاقی با دیوارهای سفید بود که یک صدای بلند از پشت میکروفن میگفت فرزندم تو مُردی. حسین گفت من داد میزدم که نه من نمُردم. اینها را خیلی کوتاه گفت و تلفن را قطع کرد.»
به گفته این منبع، او در همان تماس از فشار زیاد بازجویان برای اعتراف سخن گفت:
«حسین در تماسهایی که چند روز بعد با خانواده داشت، گفت بازجویان مدعی شدند از او و همکارانش فیلم و عکس در حال شعار دادن در خیابان دارند که او قبول نکرده و گفته ما در حال بازگشت از محل کار خود بودیم. به او گفته بودند تو با وسایلی که در ماشین داشتی، مثل رنگ، آچار، بنزین، تینر و… قصد پشتیبانی از معترضان را داشتی. آنها به دروغ به حسین گفتند علی و شقایق علیه او اعتراف کردند. حسین تحت فشار شکنجههای روانی و جسمی، گفتههای بازجویان در مورد اعتراف دوستانش علیه خود را باور کرده بود. تا این حد که وقتی خانواده به او گفتند، علی و شقایق آزاد هستند، تعجب کرد.»
تا تقریباً یک هفته بعد حسین شهروی حتی از اتهامات خود خبر نداشت. یک هفته بعد، یعنی در اواسط آبان ماه، دو اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی و خارجی» و «بر هم زدن نظم عمومی» از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای شهید مقدسی به او اطلاع داده شد.
دهم آبان ماه، دوستان حسین که شب چهارم آبان به همراه او در خودرو بودند، بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. آنها البته چند روز بعد از زندان آزاد شدند.
حسین شهروی در تماس دیگری با خانواده از زندان تهران بزرگ، نشانههایی از تهدید پدر و مادر خود از سوی بازجویان را بروز میدهد:
«حسین در یک تماس دیگر گفت، یک برگه گذاشتند رو به رویاش و گفتند که علی، صاحب کار او در برگه بازجویی نوشته خودرو و ابزار کار متعلق به خود او است. خانواده حسین که از بازداشت علی و شقایق تا آن روز بیاطلاع بودند، به او گفتند که هیچ کدام از دوستانت بازداشت نیستند. از صحبتهای حسین پشت تلفن مشخص بود که پدر و مادر او را تهدید کردهاند. مثلا او بارها با نگرانی پرسید حال مامان و بابا خوب است؟»
بعد از آزادی علی، صاحب کار حسین شهروی و شقایق از زندان اوین، مشخص شد که آنها هیچ اعترافی علیه او نکردهاند.
حسین شهروی از ۱۷ آبان از زندان تهران بزرگ، به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او در نخستین تماس تلفنی با خانواده از زندان اوین گفت که «در یک اتاق» به صورت انفرادی نگهداری میشود.
آنگونه که این منبع میگوید، حسین شهروی دست کم دو بار از خوراندن اجباری قرص و تزریق آمپول به خود از سوی زندانبانان در زندان اوین سخن گفته است. نخستین بار تقریباً سه هفته پیش بود:
«خانواده حسین پنجشنبه ۲۴ آذر به ملاقات او در اوین رفتند. ملاقات کابینی بود. حال روحی او خیلی بد به نظر میرسید و پشت تلفن گریه کرد. خواهر او از پشت شیشه با ایما و اشاره دست پرسیده به تو آمپول میزنند؟ داریوش این موضوع را تایید کرد. دوباره خواهر او با اشاره درباره خوراندن قرص پرسیده که باز هم او پاسخ مثبت داد.»
این بار حسین شهروی از طرح اتهامات جدید به خود حرف زده بود:
«حسین به خانواده خود گفت در جلسه بازپرسی به او فشار آوردند که بپذیرد خود و همکارانش با یک تیم کار میکنند و با رسانههای بیبیسی فارسی و دیگر رسانههای خارج از کشور در ارتباط هستند.»
از روز ۲۹ آذر بازجویی حسین شهروی به پایان رسیده و بازجو وعده داده که در روزهای آینده به خانواده او برای تودیع وثیقه اطلاع داده میشود. هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است.
پایان بازجویی امّا پایان شکنجه این جوان بازداشتی نبود. حسین شهروی، کارگر زندانی مجددا سهشنبه ششم دیماه در تماس تلفنی با خانواده، از حال وخیم خود خبر داد:
«اصلا حال خوبی نداشت. از خواهرش پرسیده تو میدانی من چرا اینجا هستم؟ هاله سیاهی در ذهنم است. سرم سنگین است. خواهرش او یاداوری کرده که روز چهارم آبان در حال بازگشت از محل کار در محله تهرانپارس بازداشت شده است.»
حسین (داریوش) شهروی، از روز دوشنبه ۱۱ دی، برای بار دوم به زندان تهران بزرگ بازگردانده شد. او در تماسی با خانواده از قول زندانبانان گفته میتواند با ارائه وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شود. با این حال خانواده این زندانی که برای تودیع وثیقه به این دادسرا مراجعه کردند، با درهای بسته روبهرو شدند. از آنسو در همین روز دوشنبه ۱۱ دیماه، کیفرخواست این زندانی سیاسی با اتهاماتی که خواهر او قبلاً در اینستاگرام اعلام کرده بود، صادر شده است، امّا هیچ خبری از تاریخ و تعیین شعبه دادگاه او نیست. همه اینها به معنی تداوم بازی روانی دستگاه امنیتی با یک شهروند زندانی و خانواده او است، آن هم در روزهایی که دادگاههای فرمایشی، در حال صدور احکام سنگین برای معترضان هستند.
به گزارش ایلنا، از قرار معلوم کارگران شاغل در کارخانه سیمان آباده در استان فارس برای دریافت حقوق با مشکل مواجه هستند. میثم خداد داد (فرماندار شهرستان آباده) در تشریح مشکلات این کارخانه و کارگران آن در گفتگو با سایر رسانهها گفت: کارخانه سیمان آباده دچار مشکلات مدیریتی است و مدیریت ضعیف باعث شده جدا از پرداخت نشدن سود سهام سهامداران، معوقات مزدی ۹ ماهه کارگران نیز پرداخت نشود.
به گفته وی، در پیگیری مطالبات هیچیک از مسئولان کارخانه به کارگران پاسخگو نیستند و زمانی که ما به اتفاق مقامات امنیتی و قضائی شهرستان برای پیگیری مشکلات ایجاد شده به کارخانه سیمان آباده مراجعه کردیم، با بیاعتنایی مدیران کارخانه مواجه شدیم.
او با بیان اینکه وضعیت تولیدات این کارخانه خوب است و توانایی مالی پرداخت حقوق کارگران را دارد، افزود: میزان فروش سیمان در این کارخانه در سال۹۸ حدود ۳۰۸ هزار تن، در سال ۹۹ حدود ۲۹۹ هزار تن، در سال ۱۴۰۰ حدود ۲۱۱ هزارتن و در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۷۸ هزار تن بوده است که بر این اساس میشود گفت این کارخانه با برنامهریزی بهتر؛ امکان پرداخت حقوق کارگران را داشته است.
خداداد گفت: ️طی سالیان گذشته کمکها و مساعدتهای فراوانی به این کارخانه در حوزه پرداخت معوقات آب، برق و گاز و همچنین موضوعات مالیات و بیمهای صورت گرفته اما متاسفانه بعضا معوقات ۹ماهه کارگران پرداخت نشده که جای تاسف است.
وی ادامه داد: ️وضعیت عمرانی و بهداشتی کارخانه نیز که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و محیط کاری کارگران بسیار نامناسب است و موضوع کارخانه سیمان و پرداخت معوقات کارگران را تا حصول نتیجه و بطور جدی پیگیری خواهیم کرد.
در ادامه سرکوب روزنامهنگاران در ایران صبح یکشنبه ۱۱ دی نیروهای امنیتی میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق را که به دادسرا رفته بود، بازداشت کردند.
ماموران امنیتی پیش از این در ۲۲ آذر به خانه علوی رفته و در آنجا وسایل شخصی از جمله گوشی تلفن همراه و لپتاپ او را ضبط کرده بودند.
بر بنیاد گزارش فدارسیون بینالمللی روزنامهنگاران او شصت و چهارمین روزنامهنگاری است که از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی در ایران بازداشت میشود. نیمی از روزنامهنگاران بازداشتشده را از زمان بازداشت همچنان در زندان حبس کرده و به تحمل کیفر محکوم کردهاند.
علی مجتهدزاده، وکیل ویدا ربانی، یکی از روزنامهنگاران بازداشتی، روز شنبه دهم دی ماه در توییتر از صدور حکم شش سال حبس بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و پانزده ماه حبس دیگر بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای موکل خود خبر داد.
نیروهای امنیتی دوم آبان این روزنامهنگار را بازداشت و در ۲۹ آذر او را در یک دادگاه غیر شفاف محاکمه کردند.
چندین روزنامهنگار دیگر از جمله الهه محمدی، نیلوفر حامدی و نازیلا معروفیان که در ارتباط با گزارشهایی از قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی بازداشت شدند، در انتظار صدور حکم هستند.
مجلس شورای اسلامی ایران همزمان با شدت گرفتن سرکوب روزنامهنگاران، طرحی را برای ایجاد محدودیتهای بیشتر و جرمانگاری بسیاری از فعالیتهای رسانهای بررسی میکند. بر اساس طرح «پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی» آنچه که نویسندگان این طرح «بزرگنمایی» رویدادها خواندهاند، جرمانگاری خواهد شد.
در پیوند با همین موضوع هیئت وزیران نیز بر آن است «لایح جامع روزنامهنگاری» را تا پایان دی ماه امسال به مجلس شورای اسلامی بفرستد. جزئیات این لایحه و طرح نمایندگان مجلس هنوز فاش نشده است و همین موضوع انتقاد انجمن صنفی روزنامهنگاران که به یک نهاد صنفی غیرفعال و در بیشتر مواقع ساکت در برابر سرکوب روزنامهنگاران بدل شده است را هم برانگیخته است. این نهاد صنفی در انتقاد از غیرشفاف بودن طرح مجلس و لایحه دولت در یک بیانیه نوشته است: «به نظر میرسد تلاش بر این است که این مقررات مهم تا زمان طرح در صحن مجلس از دید مردم و خصوصاً اهالی رسانه و روزنامهنگاران مکتوم و پوشیده بماند و زمان مؤثری برای واکنشهای کارشناسی منتقدان باقی نگذارد.»
بر بنیاد آخرین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز ایران بار دیگر به فهرست پنج زندان بزرگ روزنامهنگاران بازگشته است. این سازمان ناظر بر وضعیت آزادی رسانه و روزنامهنگاران در سراسر جهان، شمار روزنامهنگاران زندانی در ایران در سال ۲۰۲۲ را ۴۷ نفر اعلام کرده است که حداقل ۱۸ تن از آنان زنان روزنامهنگار هستند. ۱۵ تن از زنان روزنامهنگار پس از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی بازداشت و زندانی شدهاند. مریم وحیدیان، خبرنگار حوزه کارگری از جمله روزنامهنگاران زندانی بود که به تازگی به قید وثیقه از زندان بیرون آمده است.
انتشار خبر خودکشیِ دو کارگر در یک هفته و همچنین آمارِ بالای اخبار منتشر شده از خودکشیِ کارگران از ابتدای سال تا کنون را باید زنگِ خطری جدی دانست. خودکشیهایی که عمدهترین علت آنها اخراج از کار و مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «آرش تبرک»، یکی از کارگران شرکتی پتروشیمی چوار ایلام، روز دوشنبه پنجم دی ماه، به زندگی خود پایان داد. این سومین خودکشیِ کارگریِ امسال در کارخانهی پتروشیمی چوار است. «محمد منصوری» و «علیمحمد کریمی» دو کارگرِ دیگر این کارخانه نیز پیشتر در شانزدهم و هفدهم مردادماه به فاصلهی یک روز دست به خودکشی زدند.
اگرچه روابط عمومی پتروشیمیِ چوار ایلام، علتِ خودکشیِ این کارگرِ جوان را بیارتباط با کارخانه دانسته، اما برخی از کارگرانِ این کارخانه تأکید دارند که آرش درپیِ اخراجِ یک شبه، دست به خودکشی زده است. آنها میگویند: برخی حتی برای بازگشتِ او به کار پادرمیانی کردند و از حالِ بد آرش گفتند اما با لغو ممنوعالورودی این کارگر مخالفت شد.
رامین اناری، نماینده کارگران قراردادی و شرکتی، نیز در تماس با «ایلنا» از پیگیریِ این موضوع خبر داد و گفت: مورد خودکشی در پتروشیمی چوار را پیگیری کردیم و متوجه شدیم آرش تبرک، وقتی برای کار به کارخانه مراجعه میکند، متوجه میشود که جای او کسی دیگر را جایگزین کردهاند! اناری همچنین از خودکشیِ راننده استیجاری شهرداری ارومیه خبر میدهد و میگوید: این راننده نیز به فاصلهی چند روز بعد از خودکشیِ کارگر پتروشیمیِ چوار به دلیلِ مشکلات اقتصادی و معوقات مزدی دست به خودکشی میزند.
انتشار خبر خودکشیِ دو کارگر در یک هفته و همچنین اخبار منتشر شده از خودکشیِ کارگران از ابتدای سال تاکنون را باید زنگِ خطری جدی دانست. خودکشیهایی که عمدهترین علت آنها اخراج از کار و مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی است. از یکسو مشکلاتِ معیشتی کارگران را در تنگنا قرار داده و از طرفی دیگر نبودِ امنیتِ شغلی و آمار بالای بیکاران، موقعیتِ آنها را در بازار کار متزلزل کرده است.
بیکار کردنِ کارگران هم آسان است و هم قانونی؛ کافیست زمانِ قرارداد – که معمولا یه ماهه تا سه ماهه است – به پایان برسد، آنوقت هیچ ارادهای نمیتواند مقابل کارفرما بایستد و مانع اخراج کارگر شود! به همین دلیل وقتی کارگری یک شبه بیکار میشود و جای او را کارگری دیگر میگیرد، کارگرِ اخراج شده دیگر امیدی برای بازگشت به کار ندارد. حالا تصور کنید کارگرِ اخراجشده در شهری مثل ایلام زندگی کند و احتمال پیدا کردنِ کار برایش محدود باشد. کنار همهی اینها، مشکلاتِ معیشتیِ را هم قرار بدهید؛ تصور کنید یک شبه متوجه میشوید که از فردا دیگر قرار نیست همین حداقل حقوقی که کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد، دریافت کنید. شاید «آرش تبرک»، کارگرِ جوانِ کارخانهی چوار ایلام را باید در چنین موقعیتی دید.
بیش از ۹۰ درصدِ کارگران به دلیلِ قانونی بودنِ قراردادهای موقت، در معرضِ اخراجهای یک شبه قرار دارند و ممکن است فردا همین حداقل حقوق را هم نداشته باشند! کارگرانی که به دلیلِ موقت بودنِ قراردادهایشان حتی نمیتوانند ابتداییترین و بدیهیترین حقوق خود را مطالبه کنند.
اتفاقی که برای آرش تبرک، محمد منصوری و علیمحمد کریمی افتاد برای برخی دیگر از کارگران نیز افتاده است؛ اوایل امسال سه کارگرِ یک کارخانهی پتروشیمی، با سابقهی بالای ۱۵ سال کار، به دلیلِ نوشتنِ نامهای به استاندار و درخواست برای افزایش حقوق خود، از کار بیکار شدند و با وجود نامههای بسیاری که به وزیر و وکیل و نمایندهی شهرشان نوشتند، هنوز نتوانستهاند به کار برگردند. به جرأت میتوان گفت که کارگران زیادی چنین موقعیتی را تجربه کردهاند؛ کارگرانی که بعد از اخراجِ یک شبه، به استیصال افتادهاند.
اینجاست که مدافعانِ سیاستِ تعدیل اقتصادی و موافقانِ موقتسازیِ قراردادهای کار، فریز مزدی، آزادسازی قیمتها، و حامیانِ حضورِ پرقدرتِ پیمانکاران باید به این سوال پاسخ بدهند که آنچه تا به امروز اجرایی شده جز ناامیدی و بیچارگی برای کارگران چه دستاوردِ دیگری داشته است؟ تولید افزایش یافته یا رشد اقتصادی حاصل شده؟! آنها که سوار شدن بر گردهی کارگران را تنها راه پیشرفت میدانند، به کدام یک از اهداف خود رسیدهاند؟
کسانی که افزایشِ حداقلیِ دستمزد را عامل تورم میدانند و معتقدند باید به سیاستِ انقباضِ دستمزدها ادامه داد، بگویند برای کارگری که با سه شیفت کار باز هم نمیتواند از پسِ حداقلیترین هزینههای زندگی بربیاید، چه برنامهای دارند؟ آنها که میگویند قوانینِ تضعیفشدهی کار و تأمین اجتماعی به ضرر کارفرما و تولید است و در پیِ اصلاحِ آن هستند بگویند برای کارگری که بعد از ۱۵سال کار اخراج میشود، و یا کارگری که بعد از ماهها کار نمیتواند دستمزدِ خود را از کارفرما بگیرد چه برنامهای دارند؟ مخالفانِ حذف پیمانکاران و سروسامان دادن به قراردادهای کار بیایند و بگویند نسخهشان برای کارگرانی امنیتِ شغلی ندارند، چیست؟