به گزارش ایلنا و به نقل از ILO، بازرسان کار دریایی سازمان جهانی کار (ILO) خواستار اقدام فوری برای حفاظت از دریانوردانی شدند که در تنگه هرمز سرگردان ماندهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در حادثه آتشسوزی روز چهارشنبه کارخانه تصفیه روغن شهرضای اصفهان، دو کارگر حین خاموش کردن آتش دچار مصدومیت شدهاند که یکی به بیمارستان منتقل شده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، نشست مشترک نمایندگان تشکلهای کارگری و کارفرمایی درباره تاب آوری کار و تولید در شرایط جنگ و پساجنگ، با حضور دبیرکل خانه کارگر، نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار و رئیس …
به گزارش خبرنگار ایلنا، نشست مشترک نمایندگان تشکلهای کارگری و کارفرمایی درباره تاب آوری کار و تولید در شرایط جنگ و پساجنگ، با حضور دبیرکل خانه کارگر، نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار و رئیس …
امروز شنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۱، ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران با صدور دادنامه ای، یلدا معیری را به حبس تعزیری، منع خروج از کشور و مجازاتهای تکمیلی محکوم کرد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، طی روزهای اخیر، یلدا معیری، روزنامهنگار و عکاس مطبوعاتی، ساکن تهران و از بازداشت شدگان در ارتباط با اعتراضات سراسری، پس از محاکمه توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری در مجموع به تحمل ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال منع خروج از کشور و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
براساس این گزارش، یلدا معیری، از بابت اتهام (اجتماع و تبانی) به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و به اتهام (تبلیغ علیه نظام) هم به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و ۲ سال منع خروج از کشور محکوم شد. همچنین، بعنوان مجازات تکمیلی هم به نگارش یک پژوهشنامه ۱۰۰ صفحه ای بصورت دست نویس از آثار آیتالله مرتضی مطهری، ۲ سال محرومیت استفاده از گوشی هوشمند و منع استفاده از شبکه های اجتماعی، ۲ سال تبعید یکی از استانهای غیرمجاور با تهران و ۲ ماه فعالیت بعنوان پاکبان در پارک بانوان محکوم شد.
یلدا معیری با انتشار یک ویدئو در صفحه شخصی خود در تشریح این حکم گفت:”بعد از ۲۳ سال کار عکاسی به دلیل عکاسی از اعتراضات ایران به مدت ۳۲ روز در سلول انفرادی بند ۲ الف سپاه پاسداران واقع در زندان اوین و پس از اتمام مراحل بازجویی و بازپرسی هم به مدت ۶۰ روز را در زندان قرچک ورامین بودم و در دادگاه بدوی به اتهام(اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی) و (فعالیت تبلیغی علیه نظام) محکوم شده ام.”
لازم به ذکر است، یلدا معیری، در تاریخ ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱، همزمان با شکل گیری اعتراضات سراسری در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از انتقال به بند ۲ الف سپاه پاسداران، واقع در زندان اوین و طی مراحل بازجوئی و سپس بازپرسی در دادسرای ناحیه ۳۳ اوین در نهایت به زندان قرچک ورامین منتقل و در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۱، با تودیع وثیقه از زندان قرچک ورامین آزاد شد.
همچنین، در تاریخ ۹ آذر ماه ۱۴۰۱، یلدا معیری، پس از انتقال به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، توسط ایمان افشاری، قاضی شعبه مذکور محاکمه شد.
همچنین برخورداری افراد از حق دادرسی عادلانه توسط قاضی، بازجو و بازپرس بیطرف از جمله حقوقی است که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن تاکید شده است.
در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون تاکید شده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از شرق، امروز شنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۱، سعید سیف علی، مدیرمسئول وبسایت خبری دیدبان ایران، ساکن تهران، در پی احضار به دادسرای زندان اوین بازداشت شد.
عسل اسماعیل زاده، همسر سعید سیف علی، ضمن اعلام این خبر افزود:”سعید، پس از چند بار احضار به دادسرای اوین جهت توضیحات بازداشت شد.”
تا لحظه تنظیم این خبر، از نام ارگان بازداشت کننده و مصادیق حقوقی اتهامات سعید سیف علی اطلاعی در دست نیست.
همچنین برخورداری افراد از حق دادرسی عادلانه توسط قاضی، بازجو و بازپرس بیطرف از جمله حقوقی است که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن تاکید شده است.
در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون تاکید شده است.
کانون صنفی معلمان ایران در رابطه با اعتراضات اخیر مینویسد: ما هشدار می دهیم که فریادهای امروز، نتیجه نادیده گرفتن و نشنیدن زمزمههای دیروز است و نتیجه بیتوجهی به فریادهای امروز، وقایعیست که پیشبینی آنها کار چندان دشواری نیست.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در رابطه با اعتراضات ماههای اخیر در کشور اطلاعیهای منتشر کرده و سرکوب مردم معترض تحت هر عنوان را محکوم میکند. در این اطلاعیه تاکید شده است که اعتراض به وضعیت موجود حق مردم است و هرگونه حمله به مردم غیرقانونی است. کانون صنفی معلمان در خاتمه به سران حکومت هشدار میدهد که فریادهای امروز، نتیجه نادیده گرفتن و نشنیدن زمزمههای دیروز است و نتیجه بیتوجهی به فریادهای امروز وقایعی است که پیشبینی آنها کار چندان دشواری نیست.
متن کامل بیانیه کانون صنفی معلمان ایران در زیر آمده است:
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران)؛ پیرامون وقایع ماههای اخیر در کشور
به نام خداوند رنگین کمان
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در رابطه با اعتراضات اخیر در کشور
هنگامی که در ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۱ خبر کشته شدن مهسا امینی منتشر گردید، کمتر کسی پیشبینی میکرد که شهادت مظلومانه این دختر جوان، روزها و ماهها، مردم ایران و بلکه جهانیان را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد و نام مهسا امینی، به رمز و نماد مبارزات زنان و مردان ایران تبدیل شود.
بیش از سه ماه از شهادت این دخت ایران میگذرد و بر خلاف تمامی تحلیلها، تهدیدها و هزینههای سنگینی که از سوی حکومت به معترضان تحمیل شده، نه تنها این اعتراضات خاموش نگردید، بلکه سطح خواستهها هم از موضوع انحلال گشت ارشاد و لغو قانون تبعیضآمیز حجاب اجباری، فراتر رفت و بحث تغییر بنیادی ساختار نظام سیاسی حاکم به جدیترین خواسته و مطالبه معترضان و حامیان خاموش، اما بیشمار آنها بدل گردید.
این بار، نه تنها زنان و مردان و دختران و پسران از هر طبقه و صنفی، بلکه کودکان و در مواردی خردسالان نیز وارد صحنه شدند و به شکلهای مختلف همراهی خود را با معترضان به تصویر کشیدند.
تصاویر فراوانی که از اعتراضات دانشآموزان دختر و پسر از مدارس نقاط مختلف کشور منتشر گردید و خشونتی که از سوی حاکمان سرکوبگر، نسبت به آنها روا داشته شد، دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
طبعا، معلمان و تشکلهای صنفی منسوب به آنها که پیش از این ماجرا و طی سالها و ماههای گذشته تجمعات سراسری و گستردهای را سامان داده بودند، نمیتوانستند و نباید نسبت به این حجم از خشونت، دروغپراکنی، جعل و سناریوسازی و بیاعتنایی نسبت به بدیهیترین خواستههای اقشار مختلف و فجایعی که شاهدش بودهاند، بیتفاوت باشند و سکوت اختیار کنند. اما در شرایطی که بخش عظیمی از جوانان کشور در خون خود غوطهور و درگیر اعتراضاتی خونین بودند و به ویژه به دلیل ماهیت عمدتا صنفی این تشکلها که ورود به حوزههای غیرصنفی را دشوار میسازد، طرح مطالبات معیشتی و برگزاری تجمعات به منظور رسیدن به این گونه مطالبات که عمدتا هم به نتیجه نرسیده است، کاملا غیرمنطقی ، غیراخلاقی و غیرمسئولانه بود.
با این اوصاف، وظیفه و تکلیف ملی و اخلاقی معلمان و تشکلهای صنفی، همدلی و همراهی با دانشآموزان، دانشجویان و به صورت عام، مردمی بود که به دلیل بیاعتنایی عمیق حکومت نسبت به ابتداییترین خواستههایشان و بستن راه هرگونه امکان تأثیرگذاری در سیاستگذاریهای شکستخورده حکومتی، به ناچار و در اعتراض به ظلم و بیعدالتی حاکم، به شکلی کاملا مسالمتآمیز و خشونتپرهیز وارد عرصه خیابان شده بودند و توقع داشتند که حاکمان را وادار به پاسخگویی نمایند.
از همین منظر، بسیاری از معلمان به صورت مستقل و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران، به نمایندگی از تمامی تشکلهای صنفی عضو این شورا، تلاش نمودند تا سهمی هر چند اندک در حمایت از این خیزش دامنهدار مردم ایران داشته باشند.
بیانیههای پی در پی، انتشار اخبار مربوط به اعتراضات به ویژه اعتراضات دانشآموزی، انتشار اخبار موثق در رابطه با حوادثی که در مدارس سرتاسر کشور رخ میدهد، انتشار اسامی بازداشتیها و کشته شدهها و…
تنها بخشی از همراهیهای تشکلهای صنفی معلمان با این خیزش بوده و هست؛ هر چند با وجود حمایتهای این شورا از فراخوانها و هزینه هایی که به واسطه همین حمایتها به اعضای شورا و تعداد قابل توجهی از معلمان سراسر کشور تحمیل گردید، مجموعه این حمایتها، باعث جلب رضایت جوانان به ستوه آمده نگردید و نقدهایی نسبت به عملکرد تشکلهای صنفی معلمان و به صورت عام جامعه فرهنگیان انجام گرفته و میگیرد که هرچند برای بخشی از این نقدها پاسخهای منطقی وجود دارد، اما باید پذیرفت که به دلیل انتظار منطقی جامعه به ویژه جوانان، از فرهنگیان به عنوان یکی از گروههای مرجع و تاثیرگذار، لازم است که سطح تعامل خود را با این خیزش تاریخی مردم، گسترش دهیم و این کار جز با تلاش و پاسخ مسئولانه همکاران شاغل و بازنشسته، نسبت به فراخوانهایی که چه به صورت مستقل و یا به صورت حمایتی داده میشود ممکن نیست.
ما معتقدیم که اعتراض به تورم افسارگسیخته، فقر رو به گسترش، تبعیض، بیعدالتی، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی قانونی و ظلمی که هر روز عمیقتر میشود، حق مردم است و آنها که با حمله به تجمعات قانونی مردم و سرکوب غیرقانونی معترضان، خشونت را ترویج میکنند، مقصران اصلی به وجود آمدن شرایط موجود و وقایع آینده هستند.
ما هشدار میدهیم که فریادهای امروز، نتیجه نادیده گرفتن و نشنیدن زمزمههای دیروز است و نتیجه بیتوجهی به فریادهای امروز، وقایعیست که پیشبینی آنها کار چندان دشواری نیست.
دادگاه انقلاب کرمانشاه در حکمی علی حسین شمایلی و کیومرث واعظی، دو تن از معلمان شهر سنقر، را به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری در مجموع به ۱۱ سال و ده ماه حبس تعزیری محکوم کرد و همزمان دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی کاشان نیز در احکامی حمید جعفری نصرآبادی از معلمان این شهر را به ۵ سال زندان محکوم کردند.
طبق گزارش سایت حقوق بشری ههنگاو، حکم زندان این دو معلم سنقری از سوی مسعود نوری، رئیس شعبه دوم دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شده است.
در حکم دادگاه انقلاب کرمانشاه، کیومرث واعظی بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوای مردم» به ۶ سال حبس تعزیری و علی حسن شمایلی نیز به همین اتهام به ۵ سال و ١٠ ماه حبس تعزیری محکوم شدهاند.
این دو معلم در پی کشته شدن مهسا امینی و آغاز اعتراضات سراسری در ایران روز ۱۷ مهر ماه پس از یورش نیروهای امنیتی به منازلشان و بدون ارائه هرگونه حکم یا برگه قضایی بازداشت شدند.
حسین شمایلی و کیومرث واعظی پس از نزدیک به یک ماه در ۱۴ آبان ماه با تودیع قرار وثیقه از زندان دیزلآباد کرمانشاه آزاد شدند اما با صدور حکم دادگاه انقلاب باید برای تحمل مدت حبس تعیین شده در حکم دادگاه انقلاب کرمانشاه به زندان بازگردند.
سایت حقوق بشری ههنگاو تاکید کرده است که این دو معلم در طول دوره بازداشت در زندان دیزلآباد کرمانشاه، از حق دسترسی به وکیل محروم بودهاند.
همزمان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز گزارش داد که حمید جعفری نصرآبادی، معلم، نویسنده و مربی فوتبال در کاشان که ۲۷ مهر ماه در مدرسه محل کارش بازداشت شده بود از سوی دادگاه عمومی این شهر به ۳ سال حبس، علاوه بر محکومیت قبلی در دادگاه انقلاب، محکوم شده است.
دادگاه انقلاب کاشان نیز حمید جعفری نصرآبادی را به ۱۵ ماه و یک روز حبس به اتهام «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، ۷ ماه و یک روز حبس به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، و دو سال ممنوع الخروجی، انفصال از خدمت و محرومیت از خدمات عمومی محکوم کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان افزود که این معلم در حالی در مجموع به نزدیک به ۵ سال حبس محکوم شده که مصادیق اتهامات او «صرفا دست نوشتەها و شعرهایش در فیسبوک، واتس اپ و تلگرام بوده و اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی نیز مربوط به چتهای او در گروەهای کوچک دوستان و خانوادگی» است.
این شورا همچنین گزارش داد که سمیه معصومی ۳۸ ساله، یکی از ۱۵ زنی که در زندان کچویی اعتصاب غذا کردهاند «دبیر زبان انگلیسی» اهل کرج است که ۱۲ آبان طبق معمول هر هفته به سر خاک برادر، پدر و مادرش در بهشت سکینه رفته بود «فقط به خاطر حضور در محل چهلم حدیث نجفی» بازداشت و بدون حق داشتن وکیل همچنان تحت بازداشت است.
طبق گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان تعداد دیگری از معلمان از جمله اسماعیل عبدی، محمد حبیبی، رسول بداقی، جعفر ابراهیمی، جواد لعل محمدی، محمدحسین سپهری، مسعود فرهیخته، ژیلا خیر، مهدی فتحی، و محمود ملاکی نیز همچنان زندانی یا تحت بازداشت هستند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حوادث و سوانح در محیط کار همواره یکی از موارد تهدیدکننده نیروی کار محسوب میشود. در این میان طی دو ماه اخیر با افزایش تعداد قابل توجه حوادث مربوط به آتش سوزی، سوختگی یا استنشاق دود مواد اشتغالزا یا سایر گازها نیز مواجه بودهایم. این افزایش آن هم در شرایطی که دولتها همواره مدعی بهبود و کاهش مشکلات ایمنی کار هستند، به نوعی امری متناقض با ادعاها محسوب میشود و انگشت اتهام در این زمینه بیش از هر نهادی به سمت شورای عالی حفاظت فنی و وزارت کار و بهداشت گرفته میشود.
امید کلاتپور (کارشناس ارشد حفاظت فنی در حوزه آتش سوزی و مواد شیمیایی) در رابطه با آمار اخیری که از سوی رئیس بیمارستان سوانح سوختگی پیرامون آمار ۱۰۰ هزار نفری سوختگی در محیط کار و افزایش تعدد مسمومیت ناشی از استنشاق گازهای ناشی از سوختن مواد اعلام شده است، اظهار کرد: در زمینه کمیت سوانح و آمارهای موجود در مورد آسیبهای ناشی از سوختگی در میان کارگران و شاغلین وزارت کار بیش از سایر نهادها دارای آمار و ارقام است و باید مسئولان این وزارتخانه و اعضای شورای عالی حفاظت فنی در این زمینه آمارهای لازم را ارائه دهند، اما ما کارشناسان حوزه حفاظت فنی بیشتر از هرچیز تنها میتوانیم در زمین کیفی علل بروز حوادث این چنینی صحبت کنیم.
این کارشناس ارشد حفاظت فنی با اشاره به اینکه برای اشتعال مواد باید سه عامل اکسیژن، ماده سوختنی و احتراق اولیه موجود باشد، بیان کرد: بیشتر تمرکز کارشناسان حفاظت فنی بر شرایط بروز حادثه از طریق مورد دوم یعنی مواد اشتعالزا و امکان احتراق است و مواد، ماشین آلات و لوازم فنی فردی بیش از هرچیز مورد تحقیق و نظارت ماست.
وی با تاکید بر این نکته که «در ایران و به ویژه در شرکتهای تولیدی بخش خصوصی؛ وضعیت ایمنی دربرابر نشت و انتشار گازهای قابل اشتعال یا قابل ایجاد مسمومیت مناسب نیست و ایمنی در برابر آتش سوزی نیز در واحدها وضعیت مناسبی ندارد» گفت: این واقعیت را از میزان چندین برابری آتش سوزی و مسمومیت کارگران در محیط کار ایران در مقایسه با آمارهای متوسط جهانی میتوان فهمید.
این استاد دانشگاه در حوزه ایمنی فنی ادامه داد: درباره حوادث مربوط به سوختگی و مسمومیت با گازهای سمی هنوز کار تحقیقی منسجمی در ایران نشده و این یکی از خلاءهای ما است، به ویژه اینکه ایران از نظر فنی کشوری نفتخیز و متصل با صنایع شیمیایی و پتروشیمی است و در این زمینه به عنوان یک کشور در حال توسعه باید توجه ویژه داشت. ضمن اینکه مشکلات اقتصادی، صنعتی و حتی آموزشی-فرهنگی در زمینه بروز این حوادث کاملا موثر است.
کلاتپور در رابطه با علت افزایش این حوادث در کشور تصریح کرد: یکی از مشکلات اصلی ما در ایران در زمینه حفاظت فنی و ایمنی کار بحث بازرسیها است که به شکل آشکاری کم کیفیت و اندک است. کارشناسان فنی ما به ویژه در بحثهای بسیار تخصصی خاص مثل ایمنی در برابر آتش سوزی و ایمنی در برابر مسمومیت گازها از کمبود آموزش و تجهیزات شناسایی رنج میبرند.
این کارشناس ایمنی و حفاظت فنی در ارتباط با مشکلات ناشی از آتش سوزی در واحدهای تولیدی و خدماتی گفت: تعداد بازرسان وزارت کار و وزارت بهداشت به نسبت نقاط و مراکز تحت پوشش کافی نیست و ممکن است بسیاری از واحدهای نا ایمن و خطرناک تا مدتها تحت پوشش یک دوره بازرسی نیز قرار نگیرند.
وی در رابطه با جزئیات بازرسیها و مشکلات آن توضیح داد: بازرسیها از واحدها و محیطهای کار در ایران به صورت سمپلینگ و نمونه گیری تصادفی کاملا موردی و محدود از یک یا دو نقطه از واحد انجام میپذیرد. یعنی ممکن است یک یونیت یا یکی از ماشین آلات یا یکی از سولهها از یک واحد بزرگ مورد بررسی قرار بگیرد و کل یک واحد مورد بازرسی قرار نگیرد. اینکه بازرسان از ابزارهای به روز و مناسب برای چنین بررسیهایی بهرهمند باشند نیز مورد سوال بوده و در این زمینه شبهه وجود دارد.
کلاتپور افزود: علاوه بر کامل نبودن بازرسیها، اثربخشی و ضمانت اجرایی توصیههای بازرسی نیز در ایران به ویژه در زمینه ایمنی در برابر آتش سوزی و نشت سموم و گازها مناسب نیست و موارد زیادی از وقوع حادثه در واحدهای دریافتکننده تذکر و اخطاریه حاکی از همین عدم ضمانت اجرایی لازم و بازدارندگی در برابر عدم توجه به توصیههای ایمنی است.
این استاد دانشگاه با اشاره به مشکلات اقتصادی منجر به بکارگیری ماشین آلات و تجهیزات کهنه و مستهلک در ایران اظهار کرد: یکی از دلایل بروز حادثه آتش سوزی و نشت، استفاده از ماشین آلات، ابزارهای دچار استهلاک و قدیمی است و برخی از آنها اصلا ایمن نیستند. ضمن اینکه تجهیزات حفاظت فردی نیز نقش بسیار مهمتری در برابر بروز حادثه دارند. ما در علم حفاظت فنی این را مطرح میکنیم که باید اساسا زمینه بروز خطر مسدود شود اما در بسیاری از موارد نبود تجهیزات حفاظتی در واحد برای کارگران باعث افزایش تلفات و خسارات به نیروی کار میشود.
وی با تاکید بر این نکته که «هر تجهیزات و ماشینی در محیط کار باید تاییدیه فنی از وزارت کار و واحدهای بازرسی آن در ادارات کار را دریافت کرده باشد» اضافه کرد: تجهیزات فردی و ماشین آلات همگی باید به تایید حفاظت فنی برسند ولی وسایل حفاظت فنی متاسفانه در ایران در اولویت آخر است. ما در تولید این تجهیزات حفاظت فنی نیز ضعیف هستیم و حتما باید در این رابطه اقدامی کرد.
کلاتپور پیرامون روند افزایشی حوادث منجر به سوختگی و مسمویت گفت: بسیاری از ماشین آلات و تجهیزات که یک بار تاییدیه فنی و حفاظتی دریافت کردند، دیگر مورد بازرسی و تایید قرار نگرفتند و این باعث شده بسیاری از یونیتها و اشیاء و ابزارها تا حتی یک دهه نیز تجدید تاییدیه نشده باشند، در صورتی که تاییدیه حفاظت فنی ابزارها و ماشین آلات باید به صورت ادواری و حداقل دوسالانه به روز شود. ضمن اینکه علاوه بر تجهیزات و به روزرسانی آنها، طراحی واحدها نیز باید متناسب با اصول حفاظت فنی باشد و در زمینه استانداردسازی طراحی واحدها نیز ضعف قابل توجهی داریم. این مسئله باعث شده که هر چه زمان بیشتر میگذرد، تعداد وقوع حوادث به جای کاهش، روند افزایشی داشته باشد و همزمان با افزایش مدت زمان استهلاک ابزار و وسایل، سوانح بیشتری متوجه نیروی کار کشور شود.
این کارشناس حفاظت فنی با تاکید بر آموزش و تهیه دستورالعملهای حفاظت فنی به منظور فرهنگسازی مقابل خطر بروز حادثه، اظهار کرد: تجهیزات حفاظتی نیز باید به صورت دورهای تست و بازبینی شوند. این شامل کپسولهای اطفاء حریق تا کیفیت لباس کار نیز میشود. دیگهای بخار، کمپرسورها و ابزارهای حساس قابل اشتعال و نشت در فرآیند تولید نیز وجود دارد که دورههای بازرسی و نظارت آنها باید کوتاهتر باشد، اما در ایران هنوز این استانداردها رعایت نمیشود و همین امر باعث روند افزایشی حوادث شده است.
تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که شعارنویسی نیروهای وابسته به حکومت بر درهای رستوران پلمب شده نواب ابراهیمی، مدرس بازداشت شده آشپزی را نشان میدهد.
نواب ابراهیمی، مدرس آشپزی روز ۱۴دی در مقابل محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
ماموران پس از بازداشت این مدرس آشپزی، رستوران نوژ، محل کار او را پلمب کرده و اینستاگرامش با ۲.۷ میلیون فالوئر نیز از دسترس خارج شد.
بازداشت نواب ابراهیمی پس از آن صورت گرفت که این مدرس آشپزی ویدیویی از آموزش پخت کتلت را در اینستاگرام خود منتشر کرد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تاکنون درباره علت بازداشت آقای ابراهیمی توضیحی نداده، اما به نظر میرسد که حکومت ایران آموزش پخت کتلت در سالروز کشته شدن قاسم سلیمانی را توهین به این فرمانده سابق سپاه قدس تلقی کرده است.
در سالهای گذشته پس از آن که قاسم سلیمانی با موشکهای آمریکا در عراق کشته شد، کاربران شبکههای اجتماعی با نگاهی طنز در اشاره به نحوه کشته شدن او از غذای کتلت نام بردهاند.
مهدی بیک، دبیر سیاسی روزنامه اعتماد را هم بازداشت کردند. او بنا به برخی گزارشها شصت و پنجمین روزنامهنگاری است که به خاطر اطلاعرسانی بازداشت میشود. بیک صدای خانواده دردمند برخی از محکومان به اعدام را بازتاب داده بود.
حکومت سرکوبگر به روزنامهنگار متعهد به حقیقت نیاز ندارد. به خبرنگاران و مجریان صدا و سیما نیاز دارد که صرفاً با لبخندی بر لب و تأییدکنان صدای دولتمردان را بازتاب دهند. روزنامهنگاری درباره حال و هوای تحریریهها در این روزها پردلهره و تشویش مینویسد:
«این چندماه تقریبا هر روز یکی از ما کم شده است. هر روز دوستان و خانواده عدهای از ما دَرِ زندان یا بازداشتگاهی است و عزیزان همکاران دیگری دربهدر وثیقه و دنبال راهی به رهایی.»
شامگاه پنجشنبه ۱۵ دی نوبت به مهدی بیک، دبیر سرویس سیاسی روزنامه اعتماد رسید. همسر این روزنامهنگار با اعلام خبر بازداشت او در توییتر نوشت: ماموران امنیتی موبایل، لپتاپ و وسایل مهدی بیک را در جریان بازداشتش ضبط کردهاند.
از محل نگهداری دبیر سیاسی روزنامه اعتماد و اتهامات او فعلا اطلاعی در دست نیست. بیک گزارشهای موثری درباره اعدامیان و خانوادههای آنان و معترضان به احکام اعدام منتشر کرده بود. او یک روز قبل از بازداشتش با مادر محمد مهدی کرمی، از معترضان محکوم به اعدام گفت وگو کرده بود. در این گفتوگو که بسیار هم پربازتاب بود، مادر محمد مهدی کرمی خواهان تعیین وکیل تعیینی برای پسرش شده بود. مادر این ورزشکار محکوم به اعدام که فرزند یک دستفروش هم هست با بغض و گریه گفته بود:
«چه میشود من بمیرم؟ من میمیرم. تو را به خدا اگر کاری از دستتان برمیآید کوتاهی نکنید. وکیل تسخیری به جای وکیل تعیینی، این چه عدالتی است؟»
محمدمهدی کرمی یکی از ۱۶ متهم پرونده موسوم به قتل یک بسیجی به نام روحالله عجمیان است. حکومت ادعا میکند که او در چهلم حدیث نجفی در کرج کشته شد. کرمی را در یک دادگاه نمایشی بدون اینکه به وکیل مستقل دسترسی داشته باشد، به اعدام محکوم کردند. وکیل تسخیری که دادگاه برای او تعیین کرد حتی به تماسهای تلفنی خانوادهاش نیز پاسخ نداد. حساب کاربری ۱۵۰۰ تصویر در توییتر در ۱۹ آذر از شکنجه جسمی و روحی کرمی در زندان خبر داده بود. او در ملاقات با خانوادهاش گفته بود: «هنگام بازداشت او را طوری کتک زدهاند که بیهوش شده بود و نیروهای حکومتی فکر کردند که او مُرده و “جنازهاش” را اطراف دادگاه نظرآباد انداختند، اما موقع ترک آنجا متوجه شدند که هنوز زنده است».
مهدی بیک با سهند نورمحمدزاده، ورزشکاری که به اعدام محکوم شده و در اعتراض به این حکم اعتصاب غذا کرده بود نیز مصاحبه کرد. او همچنین با فاطمه قره حسنلو، خواهر حمید قره حسنلو، رادیولوژیست ایرانی که در پرونده روحالله عجمیان به اعدام محکوم شده بود اما بعدها حکم اعدام او در دیوان عالی تأیید نشد نیز گفتوگویی انجام داده بود. مصاحبه شونده اما زیر فشار نیروهای امنیتی اظهارات خود را پس گرفت اما روزنامه اعتماد اعلام کرد فایل صوتی را در اختیار دارد و با اینحال بنا به مصلحت متهم آن را منتشر نمیکند.
هر روز یک روزنامهنگار کم میشود
انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران در اطلاعیهای اعلام کرده است که «آمار روزنامهنگاران بازداشتشده از آغاز اعتراضات اخیر بر مبنای گزارشهای رسمی و غیررسمی حدود ۷۰ نفر بوده که تعدادی از این افراد با قرار وثیقه آزاد شدهاند.»
افشین غلامی، سردبیر ماهنامه تفکر انتقادی، از تاریخ ۲۰ مهر سال جاری تاکنون مفقودالاثر شده است.
مدیر مسئول روزنامههای «جامعه فردا» و «عطریاس»، به دلیل انتشار مطالب انتقادی پیرامون قیام ملت ایران، با حکم نیابت قضایی از دادسرای تهران و توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شد.
بنابر گزارش کانال خبری «امتداد»، داود باقری، مدیر مسئول روزنامههای «جامعه فردا» و «عطر یاس» به دلیل انتشار مطالب انتقادی در نقد عملکرد سیاسی و اقتصادی دولت و نحوه برخورد با معترضان و حوادث اخیر با حکم نیابت قضایی از دادسرای تهران، و توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شد.
اطلاعات سپاه این روزنامهنگار و فعال سیاسی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» بازداشت کرده است. همزمان با سرکوب روزنامهنگاران از هفته گذشته برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح موسوم به «پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی» را با هدف جرمانگاری خبررسانی آزاد در یک سکوت خبری مطرح کردهاند. لایحه جامع روزنامهنگاری دولت نیز به زودی تقدیم مجلس میشود.
پیش از بازداشت مهدی بیک، یکشنبه ۱۱ دی نیروهای امنیتی میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق را که به دادسرا رفته بود، بازداشت کردند.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران اعلام کرده است که میلاد علوی شصت و چهارمین روزنامهنگاری است که از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی در ایران بازداشت میشود. نیمی از روزنامهنگاران بازداشتشده را از زمان بازداشت همچنان در زندان حبس کرده و به تحمل کیفر محکوم کردهاند. اگر این آمار صحیح باشد، مهدی بیک شصت و پنجمین روزنامهنگار بازداشتی است. انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران چنانکه گفته شد، تعداد روزنامهنگاران بازداشتی بیشتر از این اعلام کرده است.
علی ورامینی در روزنامه هممیهن با انتشار نوشتهای در پاسخ به انتقادات صدا و سیمای جمهوری اسلامی از نحوه چیدمان تیترهای صفحه اول این روزنامه در سالگرد قتل سلیمانی طرحی از فضای حاکم بر مطبوعات ایران در دوران بالا گرفتن سرکوبها را به دست داده و نوشته است: « در این چند ماه تقریبا هر روز یکی از ما کم شده است.»
و در ادامه به تبعیض بین روزنامهنگاران مستقل و کارکنان صدا و سیمای جمهوری اشاره کرده و نوشته است:
«تقریبا هیچکدام از ما نه اینترنت بدون فیلتر دارد، نه ویپیان طبقه خاص. ما این روزها برای آپلود شدن هرکدام از محتواهایمان، مو سفید میکنیم و برای دانلود شدن چیزکی، عمر میدهیم. البته که مثل همه دیگر مردمان. ما همکار شما نیستیم، شما هر روز تنتان نمیلرزد که آیا امروز هم برقرار هستید؟ آیا نهادی ما را به بهانهای توقیف نخواهد کرد؟»
ورامینی این یادداشت را با این سطرها به پایان میبرد:
«هر آینه ما را بعضی که از قضا همکار میخوانند، مورد لطف قرار میدهند و سعی میکنند به لطافالحیلی حذفمان کنند. نمیدانم ما جز جای خودمان در فضای تنگ تحریریه، جای چهکسی را تنگ کردیم که دوست دارند نباشیم؟»
روزنامه اعتماد در یک تحقیق مستقل گزارش داده بود که در ۲۸۳ روز از سال جاری ۲۳ کارگر به دلیل فقر، اخراج یا طلبهای مزدی خودکشی کردهاند و ۶۵ درصد قربانیان، ساکن استانهای مرزی بودهاند. چنین گزارشهایی را در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمیتوان سراغ گرفت.
۲ کولبر بدلیل سقوط از کوه و ضرب و شتم توسط نیروهای هنگ مرزی کشته و زخمی شدند. این دو کولبر در منطقه مرزی «صوفی جانه» شهرستان نوسود در حال تردد بودند. آرام محمدی کولبر ۳۵ ساله و اهل شهرستان سروآباد بر اثر سقوط از کوه کشته شد. کـولبر دوم نیز آرش محمدی نام دارد و اهل پاوه میباشد. وی پس از دستگیری توسط نیروهای هنگ مرزی بشدت مضروب شده است. آثار کبودی بروی بدن وی بوضوح دیده میشود. ماموران هنگ مرزی پس از دستگیری و مضروب کردن، اموال وی را نیز مصادره کردهاند.
۲ کولبر در منطقه مرزی نوسود کشته و زخمی شدند
بنا به آمار منتشره در سال میلادی ۲۰۲۲ بیش از ۲۵۰ کـولبر در منطقه مرزی کردستان کشته و زخمی شدهاند. از این تعداد ۴۳ کـولبر با تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به قتل رسیدهاند. درسال میلادی گذشته ۱۸۹ کـولبر با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به قتل رسیده و یا زخمی شدهاند.
صدور حکم قتل کولبران توسط فرمانده مرزبانی
فرمانده مرزبانی کل کشور پیش از این در ۳۰ اردیبهشتماه ضمن بازدید از مناطق مرزی گفته بود، طرحهایی برای جلوگیری از تردد کـولبران دارد که احتمالا در آینده نزدیک به اجرا درخواهد آمد. وی در سخنانش هیچ اشاره به علت کـولبری نکرده و تنها به سرکوب آنها اشاره کرده بود.
از ابتدای سال ۱۴۰۱ نیروهای امنیتی با تفنگ ساچمهای، کـولبران را در ابعاد وسیع مورد هدف قرار میدهند. هدف از این اقدام ضدانسانی از کار انداختن و زخمی کردن شمار بیشتری از آنها است.
مخیر کردن مردم بین ۲ راهی مرگ و گرسنگی
دیکتاتوری حاکم، مردم این مناطق را بین دو راهی گرسنگی و مرگ مخیر کرده است. کـولبران ترجیح میدهند، در حین تلاش برای کسب نان خانوادههایشان، جانشان را از دست بدهند. آنها انسانهای زحمتکشی هستند که غم نان دیگران را دارند. همه آنها پدر، همسر، نانآور خانواده و… هستند. پایان کشتار کـولبران بیگناه زمانی است که بنیانهای این نظام فاسد و چپاولگر نابود شده باشد.
دامنه اعتراض هماهنگ کارکنان رسمی سکوهای گازی گسترده است. ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در آن شرکت دارند و آن را ادامه خواهند داد.
کارکنان سکوهای گازی که در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان چندی پیش از ارائه گزارش تولید خودداری کرده بودند، از روز چهارشنبه ۱۴ دی در اقدامی هماهنگ تحریم گزارشدهی درباره تولید را از سر گرفتهاند. یکی از معترضان میگوید کارکنان ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در این اقدام اعتراضی شرکت دارند.
هفته گذشته معاون وزارت نفت در سفر به مناطق عملیاتی گاز، اجرای قانون ماده ۱۰ (مصوب سال ۱۳۹۱) را به سال بعد موکول کرد و گفت در سال آینده در این باره تصمیم گیری خواهد شد.
این سخنان، به علاوه موضع گیری برخی نمایندگان مجلس، مسئولان سازمان اداری و استخدامی که معترضان از آن به عنوان «دخالتهای بیجا و بی ربط» یاد میکنند به اعتراض کارکنان رسمی دامن زد.
کارکنان رسمی صنعت نفت خواستار «اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت مصوب سال ۱۳۹۱ در مجلس هستند. آئین نامه اجرایی این قانون نیز سال ۱۳۹۴ تصویب شده است.
یکی از تازهترین موارد اعتراض کارکنان سکوهای گاز، ۱۶ آبان به صورت امتناع از دریافت غذا و عدم ارائه گزارش تولید به مسئولان توسط کارکنان مناطق عملیاتی نفت و گاز پارس در آغاز شد و کارکنان عملیاتی در مناطق دیگری به آن پیوستهاند. اعتراض در برخی مناطق بیش از ۴ روز ادامه یافت و با وعده مدیران نفت پایان یافت.
کارکنان سکوهای گازی در دور تازه اعتراض نمایدن خود، تاکید کردند به دلیل «انتفاع مردم از انرژی» در تولید خللی وارد نخواهند کرد و «فقط در مرحلهی اول اعتراض، گزارش میزان تولید گاز را ارائه نمیدهند همانگونه که مسئولین در کمال بیخیالی از پیگیری و اجرای قوانین، گزارشی نمیدهند».
یکی از کارکنان سکوهای گازی که ۲۲ سال سابقه کار دارد، میگوید نیمی از این مدت از خانواده دور بوده و در شرایطی کار کرده که با خطر انفجار، خفگی و مسمومیت گازی روبرو بوده است. گفته است تعدادی از همکارانش به دلیل بدقولی ۱۰ ساله مسئولان و عدم اجرای قانون، در خواست انتقال به محل زندگی خود را دادهاند.
این کارگر معترض سکوهای گاز نوشته است دامنه اعتراض هماهنگ گسترده است. ۳۵ سکو از ۳۸ سکوی گاز در آن شرکت دارند و آن را ادامه خواهند داد.
او نوشته است: «همه همکاران هم قسم شدیم دیگه کوتاه نیایم. البته بگم از ۳۸تا سکو یکی دوتا سکو راهشون رو جدا کردن که واگذارشون میکنم به وجدان و غیرت خودشون ولی ۳۵سکو که تقریبا ۸۰درصد گاز کشور رو تولید میکنیم در اعتراض به وضعیت کنونی گزارش تولید نخواهیم داد تا اینکه مشکلات برطرف بشه».
شورای سازماندهی کارکنان پیمانی نفت از اقدام اعتراضی کارکنان رسمی صنعت نفت پشتیبانی کرده است.
به گفته یکیاز جوانان معترض، پتروشیمی دهدشت که دردشت «کلاچو» شهرستان کهکیلویه واقع شده، از سال ۸۶ در حال ساخت است و بعد از یک دوره تعطیلی سال ۹۵ عملیات ساخت آن از سر گرفته شده است. در حال حاضر اهالی منطقه و شمار زیادی از جوانان جویای کار خواستار تسریع در حل مشکلات و رفع موانع راهاندازی پروژه سیمان دهدشت بعداز ۱۶ سال از کلنگ زنی شدند. وی همچنین با بیان اینکه این پروژه به عنوان یکی از مراکز مهم صنعتی استان قرار بود برای حدود ۲۵۰ نفر اشتغال مستقیم بسازد، گفته است: چندین پروژه عمرانی در شهرستان کهکیلویه در حال ساخت است که همچنان به دلایل واهی متوقف شده اند.
آزادی انتخاب شغل و داشتن حق شغل (اصل ۲۸) برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و غیره (اصل ۲۹) حق داشتن مسکن متناسب با نیاز (اصل ۳۱) حق انتخاب مسکن و محل اقامت (اصل ۳۳)حق برخورداری از نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده (اصل ۴۳)
اصل سوم
دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را برای امور زیر به كار برد: بند ۱۲- پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسكن و كار و بهداشت و تعمیم بیمه
معلمانِ خرید خدمات شهرستانهای استان تهرانروز دوشنبه 12 دیماه در اعتراض به شرایط جذب خود، دراداره آموزش و پرورش شهرستانهای کل استان تهران دست به تجمع زدند.
این در حالیست که در اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان شده :
ماده 22- هر كس از حيث اينكه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تامين اجتماعي برخوردار گردد و مي تواند به كمك كوشش ملي و ياري بين المللي با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با حيثيت و تكامل آزاد شخصيت انساني ملازمه داشته باشد بهره مند گردد.
ماده 23- الف) هر كس حق كار و حق برگزيدن آزادانه كار با شرايط عادلانه و ارضا كننده دارد و نيز حق دارد كه در مقابل بيكاري حمايت شود.
ب) هر كس در مقابل كار مساوي بدون هيچ گونه رعايت امتياز حق دستمزد مساوي دارد.
ج) هر كس در مقابل كار حق دارد دستمزدي منصفانه و ارضا كننده دريافت كند كه براي او و خانواده اش وجه معيشتي فراهم آورد كه شايسته حيثيت كمال يافته انساني باشد و در صورت مقتضي حق دارد از كليه وسايل حمايت اجتماعي استفاده نمايد.
به گفته معلمان معترض،طبق بخشنامهای که آموزش و پرورش صادر کرده، قرار شد معلمان خرید خدمت شهرستانهای استان تهران به صورت قرارداد کار معین در وزارت آموزش و پرورش جذب شوند اما برخلاف آنچه در بخشنامه آمده، برای تبدیل وضعیتِ معلمان شرط سنی گذاشتهاند. جمعی از این معلمان میگویند: برخی از آنها سابقهی کار بالای ۱۰ سال خدمت دارند اما به دلیلِ شرایط سنی نتوانسته اند تبدیل وضعیت شوند. این درحالیست که طبق این بخشنامه برخی از معلمان بدون شرایط سنی در استانهای دیگر قرارداد کار معین شدهاند و فقط آموزش و پرورش شهرستانهای کل استان تهران چنین شرطی برای معلمان گذاشته است.
این معلمان میگویند: ما در طول این سالها دورههای ضمن خدمت بسیاری گذراندهایم و جوانیمان را صرف خدمت در آموزش و پرورش کردهایم؛ بیانصافی است که به بهانهی سن و سال ما را کنار میگذارند تا نیروی دیگر را جایگزین کنند.
آنها همچنین به نوع قرارداد شرکتیِ خود اعتراض کردند و گفتند: معلمان خرید خدمات به دلیلِ اینکه حقوق خود را با واسطهی یک شرکت از وزارت آموزش و پرورش میگیرند، نسبت به معلمان قرارداد مستقیم حقوق کمتری میگیرند. این معلمان نه تنها حقوق خود را هرچند ماه یکبار دریافت میکنند بلکه حتی برای سه ماه تابستان حقوقی دریافت نمیکنند.
یکی از این معلمان میگوید: سال گذشته با ۴۰۰ دانشآموز، ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان حقوق میگرفتم که چون سرپرست خانوار هستم، مجبور بودم بعد از کلاس در اسنپ هم کار کنم.
این معلمان میگویند: مدتهاست برای حل این مشکل به ادرات مختلف مراجعه میکنیم اما هنوز به نتیجه نرسیدهایم.
خبرگزاری هرانا – جمعی از روزنامە نگاران کردستان با انتشار بیانیه ای نسبت به توقیف نشریه ماف واکنش نشان داده و خواستار رفع توقیف این نشریه شدند. این روزنامه نگاران در بخشی از بیانیه خود اظهار داشتند که، محدودسازی رسانه های مستقل و حرفه ای، نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات آزاد، آزادی رسانه و حقوق روزنامه نگاری است.
متن کامل این بیانیه عینا در ادامه می آید:
“به گواه تاریخ، آینده را کنش های اکنون ما میسازد. رسانه ای بودن ما در گرو رسالت ماست، رسالتی که بر بنیان های آگاهی بخشی، کار حرفه ای و تعهد اجتماعی استوار است. متاسفانه در شرایط کنونی و در غیاب رسانه های مستقل و حرفه ای، فضا برای جولان رسانه های تک صدا و تندرو، مهیا گردیده است که نتیجه آن رویگردانی و عدم استقبال جامعه از رسانه های داخلی شده است.
مجله “ماف” از معدود نشریات تخصصی در زمینە حقوقی است که سالیانیست با تمرکز بر مسائل حقوقی در کردستان فعالیت میکند. ماف در طول این سالها علیرغم محدودیتها و محرومیتهای زیاد، توانسته است در حوزه خود، جایگاه خاصی را به خود اختصاص دهد. اما در روزهای اخیر و قبل از انتشار شماره جدید این نشریه، با اعلام شفاهی و تلفنی به صاحب امتیاز آن، توقیف و لغو امتیاز شده است.
ما جمعی از روزنامه نگاران و دست اندرکاران رسانه های کردستان، ضمن محکوم کردن این رویکردهای سلبی و رویه های قهریه نسبت به نشریات و ابراز نگرانی از رفتارهای سلیقه ای از سوی مسئولین فرهنگی، نه تنها خواستار رفع توقیف این نشریه هستیم بلکه این نکته را خاطرنشان میسازیم که هرگونه سیاست یکسانسازی و اعمال فشار و تشدید نظارت بر رسانه ها، غیر از آنکه پایه های لرزان رسانه آزاد به عنوان رکن چهارم دموکراسی را، در جامعه ما بیش از پیش به خطر می اندازد، بلکه مشکلات جامعه را نیز بغرنجتر مینماید.
در پایان اعلام میداریم محدودسازی رسانه های مستقل و حرفه ای، نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات آزاد، آزادی رسانه و حقوق روزنامه نگاری است.
لذا امیدواریم مسئولان مربوطه، با تجدید نظر در چنین تصمیماتی، امکان اطلاع رسانی میدانی و متعهدانه را محدود نسازند.”
امضاکنندگان:
جلیل آهنگرنژاد_کرمانشاه، ژیانا اسکندری_تهران، فرهاد امین پور_سقز، هوشیار بابایی_سنندج، حکیم بصیرت_ارومیه، اردلان جهانگیری_ارومیه، پژمان حبیبی_مریوان، هاشم حسامی_سنندج، سمیرا حسینی_تهران، مریم حسینی_پاوه، صلاح الدین خدیو_مهاباد، سیبر خوزان_ارومیه، کامران رحیمی_ایلام، ارشاد رستمی_تهران، آرمان سلیمی_مریوان، آذر طاهرآبادی_کرمانشاه، ایرج عبادی_سنندج، رامبد فرهودی مقدم_سنندج، مهران قامتی_ارومیه، عرفان کرمی_ایلام، خسرو کوردپور_مهاباد، هدیه گل محمدی_سلماس، رسول گلهبان_ارومیه، علی لکی زاد_تهران، آمانج محمدپور_بوکان، سحر محمدی_ارومیه، محمود محمودی_سنندج، ژینا مدرس گرجی_سنندج، فردین مصطفایی_سقز، کوهستان منبری_سنندج، احسان میرکی_تهران، فرهاد هادی_سنندج و آزاد یوسفی راد_ارومیه
پیشتر معاون فرهنگ و رسانه اداره ارشاد کردستان در تماس تلفنی با جبار طهماسبی، مدیر مسئول این مجله حقوقی از لغو مجوز این نشریه خبر داد.
گفتنی است نشریه ماف، که ارگان موسسه حقوقی “دانشپژوهان ماف کردستان” است که از مهرماه سال ۹۷ و در راستای آموزش های حقوقی و بشر دوستانه منتشر شد.
کارگران پتروشیمی چوار ایلام در تماس با خبرنگار ایلنا، از تجمع صنفی امروز صبح خود (14 دی) خبر دادند.
این کارگران میگویند: بیش از صد نفر از کارگران به دلیل عدم تعیین تکلیف، در محوطه مجتمع و سپس مقابل فرمانداری چوار جمع شدیم؛ در مرحلهی بعد به اداره کار رفتیم؛ در فرمانداری به ما گفتند نباید پیگیر باشیم!
این کارگران خواستههای خود را تبدیل وضعیت و جذب در پتروشیمی میدانند و میگویند: حدود سیصد نفر از ما از ابتدای ساخت این پالایشگاه با مجموعه همکاری داشتهایم و قرار بود سال قبل تبدیل وضعیت شویم که این اتفاق نیفتاد؛ اکنون با سیستم پانزده- پانزده با حداقل حقوق و مزایا کار میکنیم و علیرغم سابقه کار و تخصص، همچنان «کارگر ساده» هستیم.
آنها افزودند: هشتاد نفر از ما نیروی مکانیک واحد الفین هستیم که با شرایط سخت کار میکنیم؛ اما همگی در لیست بیمه کارگر ساده هستیم.
این کارگران از مقامات مسئول درخواست دارند به مطالبات آنها رسیدگی شود؛ کارگران میگویند: خواستار آن هستیم که جذب و قرارداد مستقیم شویم و مزدمان افزایش یابد.
خبرگزاری هرانا – کارگران مجتمع تجاری کنزالمال منطقه آزاد اروند در استان خوزستان، از معوقات مزدی ۲ ماهه خود و کارگران شاغل در کارخانه سیمان آباده از عدم پرداخت حقوق معوقه و بلاتکلیفی ٩ ماه گذشته خبر دادند. همچنین حدود هزار و ۲۰۰ کارگر سیمبان شرکت توزیع برق استان تهران خواستار بازگرداندن تعطیلکاریها و افزایش اضافه کاریها به منظور افزایش میزان حقوق خود از کارفرما هستند.
این کارگران با اشاره به اینکه حدود ۸۰ نفر هستیم که در بخش نگهبانی، تاسیسات، خدمات و فضای سبز مجتمع تجاری کنزالمال، مجموعه ورزشی مرتضی علی و سازمان قدیم منطقه آزاد و شرکت اصلی (توسعه سرمایهگذاری اروند) یا به عبارتی اروند مال خرمشهر تحت مسئولیت یک پیمانکار تامین نیرو و با نظارت شرکت توسعه تعاون منطقه آزاد تجاری اروند مشغول کار هستند، افزودند: “در حال حاضر ۳ ماه حقوق ما کارگران پرداخت نشده است”.
آنها با اشاره به اینکه از ابتدای سال جاری سه بار مدیریت شرکت توسعه و سرمایهگذاری اروند تغییر کرده و این موضوع با تغییر مدیران میانی و پایین دستی، مشکلات زیادی را برای کارگران شاغل در مجموعه به وجود آورده است، گفتند: “از مدیرعامل جدید شرکت توسعه و سرمایه گذاری اروند که از سه ماه پیش منصوب شده، انتظار داریم مطالبات مزدی کارگران را در موعد مقرر پرداخت کند”.
گفتنی است، از مدتها قبل کارگران پیگیر دریافت حداقل بخشی از طلب خود از پیمانکار و سایر مسئولان بودند اما به نتیجه قابل قبولی نرسیدهاند.
به گفته آنها؛ باتوجه به اینکه مبلغ طلب کارگران از پیمانکار هر ماه بیشتر میشود، بنابراین از مدیران منطقه آزاد تجاری اروند درخواست داریم همانند قبل تمهیدات قابل قبولی برای به روز شدن مطالبات کارگران زیرمجموعه شرکت توسعه و سرمایهگذاری اروند انجام دهند.
معوقات مزدی کارگران کارخانه سیمان آباده
به گزارش ایلنا، میثم خداداد، فرماندار آباده از عدم پرداخت حقوق معوقه و بلاتکلیفی ٩ ماه گذشته کارگران کارخانه سیمان خبر داد.
وی ضمن اشاره به میزان فروش این کارخانه گفت: ” ️تاکنون و در طی سالیان گذشته کمکها و مساعدتهای فراوانی به این کارخانه در حوزه پرداخت معوقات آب، برق و گاز و همچنین موضوعات مالیات و بیمهای صورت گرفته اما متاسفانه بعضا معوقات ٩ ماهه کارگران پرداخت نشده و ️وضعیت عمرانی و بهداشتی کارخانه نیز که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و محیط کاری پرسنل بسیار نامناسب است.”
مطالبات کارگران سیمبان برق تهران
به گزارش ایلنا، حدود هزار و ۲۰۰ کارگر سیمبان شرکت توزیع برق استان تهران خواستار بازگرداندن تعطیلکاریها برای افزایش میزان حقوق خود از کارفرما هستند.
یکی از این کارگران گفت: “بخش عمدهی از مطالبات ما به افزایش عادلانه حقوق و مزایای دریافتی بازمیگردد؛ به گونهای که میزان دریافتی یک کارگر سیمبان با معیشت او همخوانی ندارد.”
وی با بیان اینکه حقوق دریافتی سیمبانان با حداقل دریافتی مصوب شورای عالی کار مخارج زندگی را تامین نمیکند، افزود: “با کاهش اضافه کاریها و تعطیل کاریها و برخی دیگر از مزایاهای قانونی دیگر، برای تامین مخارج دچار مشکل شدهایم”.
خبرگزاری هرانا – ندا ناجی، فعال کارگری توسط دادگاه انقلاب تهران به ۸ ماه حبس، ۶۰ ضربه شلاق، ممنوعیت خروج از کشور، منع استفاده از تلفن همراه، پرداخت جزای نقدی و دیگر مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
براساس این حکم که در تاریخ ۱۶ آذرماه، توسط دادگاه انقلاب صادر و به خانم ناجی ابلاغ شده است، وی از بابت اتهام “اختلال در نظم” به ۸ ماه حبس تعزیری و ۶۰ ضربه شلاق و به اتهام “نشر اکاذیب” به پرداخت ۱۵ میلیون تومان جزای نقدی و مجازتهای تکمیلی از جمله ۲ سال منع خروج از کشور، ۲ سال منع استفاده از تلفن هوشمند و شبکه های اجتماعی و همچنین تهیه پژوهشنامه ی ۸۰ صفحه ای به صورت دستنویس محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامات ندا ناجی در تاریخ ۲۸ آبان ماه، بدون دسترسی به وکیل برگزار شده بود.
مهرانه قاسمی، مادر ندا ناجی روز سه شنبه ۱۳ دی ماه، با اعلام این خبر در صفحه شخصی خود نوشت: “ندا فردا برای ابلاغ رای نهایی به دادگاه انقلاب خواهد رفت.”
خانم ناجی، در تاریخ ۱۰ مهرماه، در مقابل بیمارستان کسری توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی نهایتا در تاریخ ۵ آبان ماه، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد و صد میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.
ندا ناجی، پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد.
خبرگزاری هرانا – امروز چهارشنبه ۱۴ دی ماه، یک کولبر در پی سقوط از ارتفاع در مناطق مرزی نوسود، جان خود را از دست داد.
هویت این کولبر “آرام محمدی، ۳۵ ساله و اهل شهرستان سروآباد” عنوان شده است.
کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند.
به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.
لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.
انفجار کوره ذوب آهن در کارخانه «ذوب ریزان شرق پایتخت» واقع در بخش ایوانکی شهرستانگرمسار منجر به مرگ یک کارگر و مصدومیت پنج کارگر دیگر شد.
منابع کارگری با اعلام این خبر به ایلنا گفتند؛ صبح امروز سه شنبه (۱۳ دی ماه) انفجار کوره ذوب در کارخانه ذوب ریزان شرق واقع در شهرک صنعتی پایتخت شهرستان گرمسار استان سمنان، منجر به مرگ یک کارگر با هویت «محمدباقر عزیزی» ۵۲ساله و مصدومیت ۵ کارگر دیگر شد.
او با بیان اینکه جزئیات این حادثه در دست برسی است،گفت: از مجموع پنج مصدوم این حادثه ، سه کارگر به دلیل وخامت حال، با اورژانس هوایی به بیمارستان کوثر سمنان اعزام شده وتحت درمان هستند و دو مصدوم دیگر حادثه برای درمان به تهران اعزام شده اند.
گفتنی است؛ این دومین حادثه کار در استان سمنان طی هفته اخیر است در حادثه مشابه در یک معدن در تویه دروار دامغان نیز دو نفر کشته و پنج نفر به شدت مجروح شدند.