وضعیت فاجعه‌بار معیشت کارگران؛ چشم‌انداز چیست؟

در میانه سرکوب، دستگیری، شکنجه و قتل معترضانی که از فقر، تبعیض، سرکوب و بی‌عدالتی به تتگ آمده‌اند، بحث تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۲ در رسانه‌های ایران آغاز شده است. سال‌های گذشته رسانه‌های دولتی و نیمه‌دولتی صحنه نمایش اعضای شورای عالی کار بود که می‌خواستند این ذهنیت را جا بیاندازد که دستمزد کارگران بر مبنای «سه‌جانبه‌گرایی» در مذاکرات میان نمایندگان کارفرمایان بخش خصوصی، دولت و کارگران بر اساس نرخ تورم تعیین می‌شود، اما امسال بحث از نقطه دیگری آغاز شد.

دولت در لایحه بودجه ۲۰ درصد افزایش دستمزد برای «کارکنان» در نظر گرفته است. وزارت کار با انتشار گزارشی پرسش‌برانگیز از خط فقر و هزینه خانوار زمینه‌ی سرکوب مزدی بیشتر و تعیین دستمزد به صورت منطقه‌ای را فراهم کرده است. روسای تشکل‌های «کارگری» دولت‌ساخته که در چهار دهه گذشته در سرکوب مزدی کارگران همدست دولت بوده‌اند، تلاش می‌کنند تا آن جا که ممکن است اعتراض به وخامت روزافزون سطح معیشت را در میان معدود کسانی که از سر توهم یا فرصت‌طلبی در این تشکل‌ها باقی مانده‌اند فرونشانند. اما غُر و لُندهای رسانه‌ای آن‌ها در میان فریاد معترضان که در خیابان شعار می‌دهند «فقر فساد گرونی، می‌ریم تا سرنگونی» گم می‌شود.

دستمزد سال ۱۴۰۲ چگونه، توسط کدام نهاد، و بر چه مبنایی تعیین خواهد شد؟ پیش‌تر دولت اعلام کرده بود دستمزد کارگران نیز مانند کارکنان دولت ۲۰ درصد افزایش می یابد. خبرگزاری تسنیم به نقل از صولت مرتضوی وزیر کار نوشته است جلسه شورای عالی کار تعیین حداقل دستمزد ۱۴۰۲ «به زودی برگزار خواهد شد.»

هنوز مشخص نیست حداقل دستمزد کارگران همان میزان درنظر گرفته شده برای کارکنان دولت است توسط شورای عالی کار تعیین خواهد شد؟ دستمزد ۱۴۰۲منطقه‌ای است یا سراسری؟ بر مبنای خط فقر تعریف شده در گزارش وزارت کار تعیین می‌شود یا هزینه سبد معیشت کمیته مزد شورای عالی کار؟

تعیین دستمزد توسط کدام نهاد، بر کدام مبنا؟

مطابق ماده ۴۱ قانون کار، شورای عالی کار (متشکل از نمایندگان دولت، کارفرمایان و نمایندگان تشکل‌های اسلامی کار) موظف است هر سال حداقل دستمزد کارگران را متناسب با افزایش نرخ تورم و به نحوی ترمیم کند که هزینه سبد معیشت یک خانواده (با معیار کنونی ۳,۳ نفره) را پوشش دهد.

در چند سال اخیر، شورای عالی کار برای دور زدن آمار تورم رسمی، اعلام کرد خود هزینه معیشت خانوار را تعیین خواهد کرد. کمیته تعیین دستمزد زیر مجموعه شورای عالی کار تشکیل و هر سال هزینه سبد معیشت را تعیین کرد. اما شورای عالی کار حتی به هزینه معیشت تعیین‌شده توسط ارگان زیرمجموعه خود هم وفادار نماند و هر سال درصدی از رقم پیشنهادی کمیته دستمزد را به عنوان مزد سال بعد کارگران تعیین کرد.

دولت رئیسی بدعت جدیدی گذاشت. هیات وزیران دولت سیزدهم تابستان امسال حداقل دستمزد ۱۴۰۱ تعیین شده توسط شورای عالی کار را زیر پا گذاشت و اعلام کرد دستمزد کارگران بخش دولتی به همان میزانی افزایش می‌یابد که حقوق کارمندان، یعنی ۱۰ درصد. دولت می‌گوید حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۲ را نیز خود تعیین می‌کند و در لایحه بودجه برای کارگران همانند کارمندان ۲۰ درصد افزایش حقوق درنظر گرفته است.

هفته گذشته آمار و ارقام مربوط به هزینه معیشت و خط فقر در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به نقل از گزارش معاونت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر شد که حاکی است، میزان خط فقر در سال ۱۴۰۰ به نسبت سال ۱۳۹۹، ۵۰ درصد رشد داشته است.

گزارش وزارت کار نتیجه گرفته است که «خط فقر برای سال ۱۴۰۱ بر اساس برآوردها به طور متوسط در کل کشور به طور سرانه ۸۵. ۲ میلیون تومان و برای خانوار چهارنفره در حدود ۷. ۷ میلیون تومان است. این عدد برای خانوار چهارنفره و سه‌نفره در شهر تهران برای سال ۱۴۰۱ در حدود ۱۴. ۷ و ۱۱. ۹ میلیون تومان برآورد می‌شود». گزارش بر مبنای این برآورد، افزوده ۳۵ درصد کل جمعیت زیر خط فقر هستند.

ارقام گزارش وزارت کار در ارتباط با خط فقر از یک سو، و تفاوت عجیب میان خط فقر اعلام شده برای تهران و سایر نقاط از سوی دیگر تردید بسیاری درباره صحت آن ایجاد کرده است. ارقام چنان با واقعیت فاصله دارند که صدای خودی‌های نظام هم بلند شده است.

به عنوان نمونه، می‌توان به گفته‌ی ولی اسماعیلی، نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس اشاره کرد. او که اذعان دارد حداقل دستمزد هیچگاه با میزان تورم سالانه هماهنگ نبوده و «همیشه میزان حقوق‌ها پایین‌تر از تورم تعیین شده است» درباره خط فقر می‌گوید: «خط فقر ‌در تهران برای هر نفر ۸ میلیون است یعنی برای یک خانواده چهار نفره ۳۲ میلیون است البته خط فقر در کلان‌شهرها با شهرهای کوچک متفاوت است.»

در حالی که دولت مدعی است با افزایش ۲۰ درصدی دستمزد کارگران و حقوق کارمندان برای سال ۱۴۰۲ افزایش تورم جبران می‌شود، روزنامه همشهری ۱۸ دی نوشت اگر قرار باشد سال آینده سطح معیشت کارگران در سطح کنونی حفظ شود، حداقل دستمزد باید ۵۱ درصد افزایش یابد.

حسن صادقی معاون دبیرکل خانه کارگر ارقام گزارش وزارت کار و تفاوت فاحش میان هزینه زندگی در تهران و سایر مناطق را غیر واقعی خوانده و می‌افزاید:

«در ماه‌های گذشته برخی کارشناسان زبده و شناخته شده حاضر در میان اعضا و نمایندگان کارگری شورای عالی کار با محاسبات دقیق خود نشان دادند که خط فقر ادعایی دولت در واقع باید چیزی حدود ۱۸ میلیون تومان باشد. این میزان که سبد حداقل معیشت نیز باید برای خانوار ۳ نفره نزدیک به آن باشد، رقمی بود که برای شهرستان‌ها نیز مطرح بوده و فاصله محاسبه منطقه‌ای آن با محاسبه کشوری این رقم چندان قابل اعتنا نیست؛ اما دولت مدعی وجود یک فاصله نجومی است!»

صادقی می‌افزاید که سازمان برنامه و بودجه و رئیس آن حتی به این گزارش انتقاد دارند و مدعی رقم‌های دیگری هستند.

دولت سال‌هاست با زدن مهر محرمانه بر اطلاعات و آمار از جمله درباره فقر و آسیب‌های اجتماعی، اطلاعات واقعی را لاپوشانی می‌کند تا ارقام مهندسی شده دلبخواه خود را به افکار عمومی حٌقنه کند.

به گفته‌ی صادقی معاون دبیرکل خانه کارگر «۵۷ درصد مزدبگیران کشور حداقل بگیر هستند که هم‌اکنون بین ۵ میلیون و نیم تا هفت میلیون تومان دریافتی دارند.»

به جمعیت شاغل حداقل بگیر، باید میلیون‌ها بیکار، مستمری بگیران کمیته امداد و سازمان بهزیستی و پاره وقت کارانی را افزود که گاه دستمزدی معادل نیمی از حداقل دستمزد دریافت می‌کنند.

مزد منطقه‌ای؟

در سال‌های اخیر کارفرمایان بخش خصوصی و لابی پرقدرت «موسسات خیریه» وابسته به نهادهای مذهبی-حکومتی در مجلس و دولت خواستار حذف مزد سراسری و تعیین دستمزد بر اساس هزینه معیشت در مناطق مختلف کشور شده‌اند. اینان استدلال می‌کنند که هزینه زندگی در شهرهای کوچک و روستاها پائین‌تر از کلان شهرها است. تعیین دستمزد سراسری هزینه سنگینی روی دست کارفرمایان گذاشته و ضد اشتغال است. استدلال تکمیلی این است که کاهش سطح دستمزد در مناطق روستایی و شهرهای کوچک مشوق کارفرمایان به سرمایه گذاری در این مناطق است و می‌تواند با رکود اقتصادی مقابله کند.

گروهی در مخالفت با این بحث استدلال می‌کردند که دستمزد منطقه‌ای به‌دلیل عدم وجود زیرساخت‌ها قابل اجرا نیست.

سال گذشته در جریان مباحث تعیین حداقل دستمزد، اعلام شد کمیته‌ای در وزارت کار برای بررسی زمینه‌های اجرای مزد منطقه‌ای ایجاد شده است.

آنگونه که از گزارش مباحث حول حداقل دستمزد سال ۱۴۰۲ در وزارت کار پیداست، تعیین مزد منطقه‌ای امسال جدی تر از سال‌های گذشته در دستور کار قرار دارد.

رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار می‌گوید گزارش وزارت کار شکاف میان خط فقر مناطق شهری و روستایی را به گونه‌ای اغراق آمیز بزرگ جلوه داده و این ذهنیت را ایجاد می‌کند که وزارت کار با تنظیم چنین گزارشی، ملزومات تصویب مزد منطقه‌ای را فراهم کرده است.

فرامرز توفیقی می‌گوید:

«در شرایط فعلی، فاصله‌ی خط فقر در تهران و شهرستان‌ها در نهایت یک فاصله‌ی ۱۰ یا ۱۵ درصدی‌ست؛ در این سال‌ها در محاسبات رسمی سبد معیشت که براساس داده‌های رسمی اعلامی مرکز آمار و نیازمندی‌های خوراکی انستیتو پاستور ایران تهیه می‌شود، به این نتیجه رسیدیم که فاصله‌ی خط فقر در تهران و شهرستان‌ها در نهایت همان ۱۰ تا ۱۵ درصد است و نه بیشتر؛ بنابراین اگر خط فقر در تهران، ۱۴,۴ میلیون تومان است، در شهرستان‌ها باید حدود ۱۲,۷ میلیون تومان باشد نه کمتر.»

توفیقی به افزایش بهای مسکن، آموزش و درمان در شهرستان‌ها هم اشاره کرده و می‌افزاید:

«در سال‌های اخیر، به همان میزان که مسکن در تهران گران شده، با همان جهش تند در شهرستان‌ها هم گران شده؛ هزینه خوراکی‌ها نیز همه جا بالا رفته؛ گرانی آموزش و درمان و کالایی شدن آن نیز یک معضل همه جایی‌ست و مختص تهران نیست. به این ترتیب، فاصله‌ای که اعلام کرده‌اند «منطقی» نیست؛ و چون این اعداد از ناحیه‌ی وزارت کار بیرون آمده این نگرانی را به وجود می‌آورد که به نوعی خوراک مهیا کردن برای “مزد منطقه‌ای” باشد.»

گزارش روزنامه اعتماد درباره پراکندگی جغرافیایی خودکشی کارگران از ابتدای سال ۱۴۰۱ تا ۸ دی، نشان می‌دهد که ۱۵ مورد از ۲۳ مورد خودکشی کارگران (۶۵ درصد) در این بازه زمانی نه در تهران که در استان‌های مرزی ایلام، خوزستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان رضوی، گیلان و گلستان رخ داده است.

استان ایلام (از محرومترین و فقیرترین مناطق کشور) با ۵ مورد خودکشی بیشترین، کهکیلویه و بویر احمد، خوزستان و کرمانشاه هر یک با ۳ مورد خودکشی در رده‌های بعد قرار داشته‌اند. علت خودکشی فقر، معوقات و طلب‌های مزدی یا تعدیل و اخراج از محل کار بوده است.

این گزارش خط بطلانی است بر استدلال طرفداران «مزد منطقه‌ای» که مدعی‌اند هزینه زندگی در شهرستان‌ها و مناطق روستایی پائین تر است. آن‌ها که در واقع می‌خواهند از فقر و گرسنگی مردم مناطق محروم و عقب نگهداشته شده بهره ببرند و دستمزد بازهم کمتری به آنان بپردازند.

دولت در این زمینه نیز با پنهانکاری زمینه ارائه اطلاعات و آمار دلبخواهی را تسهیل کرده است.

گزارش ایلنا از نشستی که چهارشنبه ۱۴ دی با شرکت وزیر کار، وزیر بهداشت و درمان و رئیس سازمان برنامه و بودجه در وزارت کار برگزار شده حاوی یک نکته درخور توجه است. در این نشست با موضوع «تامین منابع درمان رایگان در مناطق روستایی کمتر برخوردار» قرار بود «مباحثی درباره خط فقر و معیشت به خصوص در مناطق روستایی و محروم کشور نیز قرار بود مطرح شود» اما به خواست وزیر بهداشت، خبرنگاران را از جلسه بیرون کردند.

دستمزد واقعی کجا و چگونه تعیین می‌شود؟

قانون کار فعلی در توازن قوای میان کارگران و حکومت اسلامی در نیمه دوم دهه ۶۰ تدوین و تصویب شد. به فاصله کوتاهی از تصویب، به زیان کارگران جرح و تعدیل شد. ابتدا با افزودن یک تبصره به مبحث قرارداد کار راه برای تحمیل قراردادهای کوتاه مدت به کارگران هموار شد. جراحی قانون کار با افزودن تبصره‌های دیگر و از طریق مصوبات جانبی از قبیل آئین نامه‌ها، ادامه یافت. محرومیت قانونی کارگران از ایجاد تشکل‌های مستقل و سرکوب هر گونه تلاش برای ایجاد تشکل‌های کارگری مستقل دست دولت و سرمایه داران را در سرکوب مزدی کارگران و حذف حقوق قانونی آنان بازتر کرد. تا جایی که امروز بیش از ۹۰ درصد کارگران از امنیت شغلی بی بهره‌اند.

شکاف میان حداقل دستمزد و هزینه واقعی سبد معیشت روز به روز بیشتر شده و کارگران بسیاری با سال‌ها سابقه کار و تخصص با قرارداد موقت و یا بدون قرارداد و دستمزد بخور و نمیر کار می‌کنند.

امروز نبود تشکل‌های مستقل کارگری، گسترش فقر و جمعیت چند میلیونی بیکاران توازن قوا میان کارگران و دولت و کارفرمایان را به شدت به زیان کارگران تغییر داده است. در این نبرد نابرابر دولت و کارفرمایان می‌توانند نیروی کار کارگران را به نازل‌ترین بهای ممکن بخرند و در ناامن‌ترین شرایط به کار بگیرند بدون آن که حتی مطابق قانون کار فعلی پاسخگو باشند. قانون کار حتی در شکل کنونی و بدون تغییر هم نقش چندانی در تنظیم روابط کار ندارد. کارگران می‌توانند با سازماندهی خود در تشکل‌های مستقل توازن قوای ناعادلانه موجود را بر هم بزنند و در راه پایان دادن به فقر، تحقیر و تبعیض گام بردارند.

۲۳ دی ۱۴۰۱ رادیو زمانه

اعتراضات سراسری؛ هاشم موذن‌ زاده به ۴ سال حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شد

خبرگزاری هرانا – هاشم موذن‌ زاده، دکتر جراح، توسط دادگاه انقلاب به ۴ سال حبس تعزیری و سایر مجازات های تکمیلی محکوم شد. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر، با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۳ سال حبس برای وی قابل اجرا خواهد بود.

دادگاه انقلاب آقای موذن زاده را از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” به سه سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال زندان محکوم کرده است. وی همچنین به‌ عنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت خروج از کشور، عضویت در احزاب، دسته‌ جات و گروه‌ های سیاسی و اجتماعی و فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر، با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۳ سال حبس برای وی قابل اجرا خواهد بود.

این فعال صنفی پزشکان پیشتر در جریان اعتراضات سراسری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

دکتر هاشم موذن‌ زاده، مدیر مسئول خبرگزاری پالنا و هماهنگ‌ کننده سابق گروه تلگرامی پزشکان است.

۱۴۰۱/۱۰/۲۴ هرانا

چهارشنبه اعلام می‌کنند از شنبه اخراجی!

وقتی کارگران «بی‌ثبات کار» و قرارداد موقتند و تشکل صنفی مستقل به عنوان یک پشتوانه جمعی برای حفظ حقوق اولیه خود ندارند، بدیهی است که کارفرما دست بالا را دارد و هر وقت سودش اقتضا کند، کارگران را به اسمِ‌ عدم نیاز اخراج و بیکار می‌کند.

چهارشنبه اعلام می‌کنند از شنبه اخراجی!

به گزارش خبرنگار ایلنا، «اخراج» بلای جان کارگران است؛ هر کارگری که این روزها با یک قرارداد موقت چندماهه مشغول به کار است، از بلیه‌ای به نام «اخراج» که نام خوش و آب و رنگِ تعدیل بر آن گذاشته‌اند تا از بار منفیِ فاجعه بکاهند، بیش از هر چیز دیگری واهمه دارد.

اوضاع اقتصاد وقتی به سمت رکود پیش می‌رود، اولین گروهی که تاوان می‌پردازند، کارگران هستند؛ آن‌ها از یکسو، ناداری و مشکلات معیشتی را تحمل می‌کنند و از سوی دیگر، قربانیِ بهره‌برداری به مقصودِ کارفرمایان می‌شوند؛ در چنین شرایطی، اگر حاشیه سود کارفرمایان –حتی به میزان خیلی ناچیز- کم شود، اخراج به عنوان اولین راهکار روی میز می‌آید؛ اخراج‌های فردی و گروهی، یک مصیبت تمام عیار است؛ کار، سر جای خود است و ادامه دارد، اما تعدادی از کارگران دیگر در کارگاه نیستند؛ کارگرانی با سال‌ها سابقه با یک نامه‌ی ساده‌ی «دیگر به شما نیاز نداریم» کار و آینده‌ی خود را از دست می‌دهند و آن‌ها که می‌مانند باید بار همکاران اخراجی خود را هم بر دوش بکشند، با همان حقوق سابق، دو برابر یا حتی سه برابرِ قبل کار کنند و البته راه اعتراض هم معمولاً به تمامی مسدود است!

کارگرانی که حمایت نمی‌شوند!

وقتی کارگران «بی ثبات کار» و قرارداد موقتند و تشکل صنفی مستقل به عنوان یک پشتوانه جمعی برای حفظ حقوق اولیه خود ندارند، بدیهی است که کارفرما دست بالا را دارد و هر وقت سودش اقتضا کند، کارگران را به اسمِ‌ عدم نیاز اخراج و بیکار می‌کند؛ اما مساله اینجاست که کارگران نه در درون کارگاه و نه در برون کارگاه، حامی قدرتمندی ندارند تا جلوی اخراج‌های بی‌قانون و بی‌رویه گرفته شود؛ درون کارگاه، تشکل مستقل نیست و بیرون کارگاه، مراجع حل اختلاف آن چنان که باید، پشت و پناه کارگران نیستند و از حقِ «اشتغال دائم در کارهای با ماهیت مستمر» دفاع نمی‌کنند.

فعالان کارگری همگی از این رنج‌های دسته جمعی به چشم بسیار دیده‌اند، گروه گروه کارگرانی که ناخواسته اخراج می‌شوند و قدرتی برای اعتراض و بازگشت به کار ندارند. حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) از افزایش نرخ اخراج در ماه‌های اخیر انتقاد می‌کند و می‌گوید: نوزدهم دیماه، تعدادی از کارگران شاکی از صدور احکام مراجع حل اختلاف و رفتار غیر قانونی کارفرمایان، به دفتر کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران مراجعه کردند؛ این کارگران همه باسابقه بودند اما بعد از اخراج غیرقانونی یا تعارضات دیگر در کارگاه، نتوانسته بودند رای عادلانه و مطابق قانون بگیرند.

او معتقد است وقتی کار، مستمر است و اخراج غیرقانونی، باید رای بازگشت به کار توسط مراجع حل اختلاف صادر شود، ضمن آنکه هیات‌های حل اختلاف باید نسبت به پرداخت حق السعی موضوع ماده ۳۴ و وفق ماده ۱۶۵ قانون کار نیز از تاریخ اخراج، حکم صادر نمایند، درصورتی که مبلغ رای، مزد مبنا باشد تخلف آشکار و برخلاف ماده ۱۶۵ است و اگر دیوان عدالت اداری نیز رای هیات حل اختلاف مبنی بر پرداخت مزد مبنا را تایید نماید، مرتکب تخلف شده که کارگر شاکی با اعتراض خود حق درخواست تجدید نظرخواهی دارد.

کم شدن از حقوق شغلی بدون رضایت!

در موارد بسیاری دیده‌ایم که قبلاً قراردادها یکساله بوده اما در سال جدید به یک ماهه یا سه ماهه تنزل پیدا کرده است آنهم بدون رضایت کارگر؛ در هفته‌های گذشته کارگران بسیاری با ما تماس گرفتند و از این تغییر در مدت قرارداد که یکی از مهم‌ترین بندهای قرارداد کار است، انتقاد کردند؛ برای نمونه، در بعضی شهرداری‌ها این تغییرات غیرقانونی در قراردادهای کارِ کارگران رخ داده است.

 حبیبی این تغییرات را تماماً غیرقانونی توصیف می‌کند و می‌گوید: وفق ماده ۸ قانون کار، شروط مذکور در قرارداد کار یا تغییرات بعدی آن درصورتی نافذ خواهد بود که برای کارگر مزایایی کمتر از امتیازات مقرر دراین قانون (کار) منظور ننماید. یکی از این «شروط مذکور» مدت قرارداد است که نمی‌تواند یکجانبه کاهش یابد.

«جابجایی درون کارگاهی کارگران» معضل دیگری است که در ماه‌های اخیر شدت گرفته است؛ کارگری که طرح طبقه‌بندی دارد و در موقعیت شغلی متناسب با تخصصش کار می‌کند، ناخواسته به بخش دیگری درون همان کارگاه منتقل می‌شود که این انتقال به منزله‌ی «پایین آمدن جایگاه شغلی» است؛ حالا یا کارفرما از بی‌تشکلی کارگران سوءاستفاده کرده و به خیال خود قصد تنبیه کارگر را داشته یا بحث این است که گروهی از کارگران که کارشان برای ادامه حیات کارگاه الزامی بوده، اخراج شده‌اند و دیگران باید جای رفته‌ها را بگیرند؛ درهر حال، حبیبی معتقد است؛ مدیریت حق ندارد نسبت به تغییر و جابجایی شغلی کارگران و یا تغییرِ شرح وظایف شغلی آن‌ها برخلاف نظر کمیته طبقه‌بندی و کتاب ضوابط اجرایی طرح طبقه‌بندی مشاغل اقدام نماید چراکه تخلف محسوب شده و کارگر حق دادخواهی در مراجع حل اختلاف خواهد داشت.

او ادامه می‌دهد: این نکات ظریف قانونی نباید از نظر مراجع حل اختلاف مخفی بماند؛ کارگر علی القاعده در یک رتبه و جایگاه شغلی قرار دارد و براساس طرح طبقه‌بندی کارگاه، حقوق و مزایایِ مربوط به آن جایگاه را دریافت می‌کنند؛ جابجایی ناخواسته مناسبات شغلی و مزدی کارگر را به هم می‌ریزد؛ این کار هویت شغلی کارگر را نیز خدشه دار می‌سازد؛ اما بسیاری از کارگران که ناخواسته جابجا شده‌اند، رای عادلانه برای بازگشت به جایگاهِ قبلی خود دریافت نمی‌کنند.

وقتی کارفرما «سلطه تام» دارد!

«حقوق مکتسبه کارگران» طیف بسیار گسترده‌ای دارد؛ بخش مهمی از این حقوق به هویت و شان شغلی کارگر برمی‌گردد؛ اما تغییرات یکجانبه کارفرما درون کارگاه، در موارد بسیاری به مصداق تجاوز به این حقوق قانونی است؛ کارگری که ساعت پایان کار روزانه اش، چهار بعدازظهر بوده حالا به خاطر کم شدن نیرو و اخراج همکاران، مجبور است تا شش عصر سر کار بماند، مسلم است که این تغییر یکجانبه‌ی عرف کارگاه که بخشی از حقوق مکتسب او است، لطمات بسیار به برنامه‌های زندگی‌اش می‌زند؛ این مثال، ساده‌ترین حالت را نشان می‌دهد؛ کارگرانی داشته‌ایم که کارفرما به خیال خود قصد تادیب و تنبیه‌شان را داشته و آن‌ها را از سالن تخصصی تولید به نگهبانی انتقال داده! و وقتی پرسیده‌اند چرا، پاسخ داده «مدتی در نگهبانی بماند تا ادب شود»!

مشخص است وقتی کارگران نتوانند سازماندهی مستقل داشته باشند و با قدرت جمعی خود مقابل سودجویی و سلطه‌گری کارفرما بایستند، نظامِ برابری جایگاهیِ کارگر و کارفرما به یک نظامِ ناظم مابانه و سلطه‌گر بدل می‌شود؛ تنبیه نیروی کار، جابجا کردن و تنزل دادنش یا اخراج ناگهانی کارگر (چهارشنبه اعلام می‌کنند که از شنبه اخراجی)، همگی اتفاق می‌افتد؛ در چنین حالتی که قدرت درون کارگاهی به روابط شخصی و چانه زنی‌های فردی تقلیل پیدا کرده، مراجع حل اختلاف نیز روح قوانین و جایگاه انسانی کارگران را موضوعاتی فرعی می‌دانند و معمولاً یک خوانشِ سطحی و پیش پاافتاده از حقوق کارگر دارند و اینگونه است که مصیبت برای کارگرِ بی‌ثبات کار دوچندان می‌شود.

۲۴ دی ۱۴۰۱ ایلنا

نگرانی از وضعیت بیمه شدگان با تعطیلی داروخانه‌ای شیف شب تامین اجتماعی

دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین نسبت به کاهش خدمات درمانی و ادامه وضعیت تعطیلی داروخانه‌های شیفت شب درمانگاه‌های ملکی تامین اجتماعی ابراز نگرانی کرد.

نگرانی از وضعیت بیمه شدگان با تعطیلی داروخانه‌ای شیف شب تامین اجتماعی

به گزارش ایلنا، عیدعلی کریمی در چهارمین جلسه کمیته بیمه و درمان استان قزوین که با حضور برخی نمایندگان تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در شعبه سه تامین اجتماعی برگزار شد، گفت: زمزمه‌های ناخوشایندی درخصوص تعطیلی داروخانه‌های شیفت شب درمانگاه‌های تامین اجتماعی به گوش می‌رسد که موجب نگرانی تشکل‌های کارگری و نارضایتی بیمه شدگان تامین اجتماعی شده است.

این فعال کارگری با اشاره به اینکه شهرهای محمدیه و مهرگان قزوین با حداکثر جمعیت کارگری فقط یک درمانگاه ملکی شبانه روزی دارند، تصریح کرد: بسته شدن داروخانه‌های درمانگاه‌های ملکی استان در شب برای جامعه کارگری مشکلات عدیده‌ای ایجاد خواهد کرد و این موضوع خط قرمز تشکل‌های کارگری است.

وی در ادامه با اشاره به‌عدم قرارداد بیمارستان مهرگان با بیمه تامین اجتماعی تصریح کرد: با توجه به اینکه بیمه پایه وجود ندارد چگونه بیمه تکمیلی آتیه سازان با این‌ مجموعه قرارداد دارد و خدمات می‌دهد؟ این موضوع نیازمند بازرسی ویژه مسوولین مربوطه است.

این فعال کارگری با توجه به قرارداد بیمارستان دهخدا و پاستور با تامین اجتماعی تصریح کرد: ضرورت دارد مسوولین برای رفاه کارگران و مردم این مسایل را پیگیری کنند.

حمید کوزه گرها مدیر تامین اجتماعی استان قزوین در این‌جلسه ضمن تقدیر از همگامی و همراهی مجامع کارگری و کارفرمایی به عنوان شرکای اصلی سازمان در مسیر نیل به اهداف عالیه مخاطبین گسترده تحت پوشش تقدیر کرد و بر پیگیری خواست‌های مطروحه در حوزه‌ی بیمه‌ای.

وی با اشاره به اینکه معتقدیم در گذشته یک کار کارشناسی برای شبانه روزی شدن درمانگاه‌ها و داروخانه‌ها صورت گرفته است، ادامه داد: عواقب هرگونه اتفاقات درمانی برای کارگران به عهده این تصمیم‌گیران می‌باشد.

۱۴۰۱/۱۰/۲۴ ایلنا

بیانیه شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در رابطه با اوضاع خطیر جاری

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در رابطه با اوضاع انفجاری جامعه و نبرد مردم با حاکمیت و نیروهای سرکوبگر بیانیه‌ای منتشر کرد. در این بیانیه ضمن برشمردن وضعیت اقتصادی، اجتماعی جامعه و سرکوب بیرحمانه مردم خواستار پایان دادن به کشتار مردم و برقراری یک حکومت مردمی شده است.

در خواسته‌های این شورا، پایان دادن فوری به زندان و شکنجه معترضین شده و جدایی مذهب از تصمیم‌گیری‌های سیاسی شده است.

متن کامل بیانیه شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در زیر آمده است:

اعتراض کارگران قرارداد موقت مناطق عملیاتی صنعت نفت خوزستان

بیانیه در ارتباط با اوضاع خطیر جاری

بیش از صد روز است که در دفاع از زندگی و معیشت و کرامت انسانی‌مان در نبردی سخت بسر می‌بریم.

قتل مهسا امینی آتشی زد بر خشم و نفرت ما مردم.

در دفاع از زندگی بر باد رفته و حرمت و کرامت انسانی مان به خیابان آمدیم؛ اما با گلوله و زندان به ما پاسخ دادند.

زندان‌ها پر شده از وجود جوانان و نوجوانانی که جگرگوشه‌های ما مردم هستند. در همین مدت حدود ۶۰۰ نفر با شلیک گلوله و یا در زندان در اثر شکنجه جان خود را از دست داده اند. بسیاری از اینها جوانان، نوجوانان و حتی کودک ده ساله ای مثل کیان پور فلک هستند. نیروهای سرکوب در خیابان‌ها پخش و پراکنده هستند و گشت می‌زنند. بعلاوه اینکه در این مدت ده‌ها هزار نفر بازداشت شده اند و حکومت با دستگیر شدگان همچون اسرای جنگی برخورد کرده و با شکنجه، تجاوز و مرگ خاموش زندانیان سرکوب را به حد اعلای خود رسانده و هر روز احکام اعدام بیشتری را رو می‌کند. از جمله در هفدهم آذرماه چهار جوان انقلابی ، ۴ کارگر معترض به اسم محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی اعدام شدند و ما تاکید کردیم که پاسخ این اعدام‌ها و سرکوب‌ها گسترش اعتراضات و اعتصابات سراسری است. این در حالیست که در کنار این سرکوب‌ها، معیشت ما کارگران و مردم هر روز بیشتر مورد چپاول و غارت قرار می‌گیرد و خط فقر به سی میلیون رسیده و ابعاد فقر و گرسنگی و نداشتن مسکن و آوارگی فاجعه بار است.

ما کارگران از فقر و زندگی زیر خط فقر و بی‌تامینی، از افزایش چندرقازی دستمزدها و زندگی زیر خط فقر، از دویدن هر روزه دنبال دستمزدهای پرداخت نشده و جاده بستن‌ها، از زورگویی‌های پیمانکاران مفتخور و آخرش هم بیرون کشیدن پیکر همکارمان از کوره‌های ذوب آتش به عصیان آمده‌ایم و این وضع دیگر برای هیچ کس قابل دوام نیست. معیشت، منزلت، حق مسلم ماست.

مهسا امینی این دختر جوانی که هزار آرزو داشت فقط و فقط بخاطر حجاب دستگیر شد و به قتل رسید. زنان بسیاری به همین جرم جانشان را از دست داده اند و زندگی شان به خطر افتاده، زندانی شده و هم اکنون در بازداشت بسر می‌برند. اینهمه ستم و تبعیض و جنایت علیه زن را باید پایان داد و اینها همه دردهای مشترک ما مردمی است که به خیابان آمدیم و همه دردهایمان را و شعار زن، زندگی، آزادی را فریاد زدیم و این جنبشی است که سر باز ایستادن ندارد.

ما برده نیستیم که هر روزه شاهد اعمال قدرت و اراده از بالای سر خود بر کارمان و بر منش و روش زندگی‌مان باشیم. ما به معنای واقعی کلمه آزادی و رفاه و آسایش می‌خواهیم.

راه خلاصی از این وضعیت اتحاد و همبستگی و یکی شدن ما مردم است.

امروز وقت آن رسیده است که همه ما کارگران، ما معلمان، ما بازنشستگان، ما جوانان، دانشجویان، دانش آموزان، ما مدافعین حقوق زن و حقوق کودک و ال جی بی تی‌ها، مدافعین محیط زیست و ما همه طیف‌های به جان آمده و معترض صف واحدی را شکل بدهیم و با متحد شدن حول یکسری خواست‌های فوری سنگر محکمی بسازیم برای گام‌های بعدی و پیروزی نهایی.

در ارتباط با اوضاع خطیر جاری شورای هماهنگی سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت بر خواست‌های فوری قید شده در اینجا تاکید می‌کند.

شورای سازماندهی انتظار دارد که کارگران نفت و تمامی کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، مدافعین حقوق زن، مدافعین حقوق کودک حمایت خود را از این خواست‌ها اعلام کنند و به اتحاد و همبستگی برمحور شعار زن، زندگی، آزادی شکل دهند و به ما بپیوندند.

١- “آزادی، آزادی، آزادی” شعار ماست و ما خواستار آزادی فوری و بدون قیدو شرط همه بازداشت شدگان، همه انسان‌هایی که بخاطر عقیده و اعتراض در زندانند و پایان دادن به پرونده سازی‌های امنیتی علیه مخالفین و معترضین تحت عناوین محاربه، اخلال در نظم و امنیت جامعه و این دست اتهام‌ها هستیم.

۲- “زن زندگی آزادی” یعنی پایان دادن به احکام ارتجاعی “اعدام”، بدون هیچ چون‌وچرایی. تمامی احکام اعدام باید فورا و فورا لغو شوند. و همانطور که در جایی دیگر نوشتیم و فریاد زدیم اعدام یک قتل عمد حکومتی است و هیچ انسانی با هیچ دلیلی نباید اعدام شود. ما خواهان لغو کامل مجازات اعدام هستیم.

کارگران پیمانی نفت
وضعیت کارگران پیمانی نفت در پالایشگاه‌ها

٣- ما خواهان پایان دادن به هرگونه ستم و تحقیر و تبعیض علیه زنان و به آپارتاید جنسیتی در جامعه هستیم. بعلاوه اینکه ما بر جدایی مذهب از دولت و اداره جامعه هستیم. از نظر ما مذهب رسمی وجهی از اعمال دیکتاتوری بر جامعه است و مضرات آنرا بخوبی تجربه کرده ایم. انسان‌ها می‌توانند مذهب و از هر نوع آنرا داشته باشند یا اصلا مذهب نداشته باشند و به رسمیت شناختن این اصل یک شرط مهم آزادی عقیده و بیان در جامعه است.

۴- آزادی اعتراض، تجمع، اعتصاب، تظاهرات و آزادی بدون قید و شرط بیان و اندیشه حقوق پایه ای ما مردم است و باید بدون قید و شرط به رسمیت شناخته شوند. باید به امنیتی کردن مبارزات و به پدیده جرم سیاسی و زندان و زندانی سیاسی پایان داده شود.

۵- کرد، بلوچ، آذری، آزادی، برابری شعار اعتراضی ما علیه تبعیض و نابرابری و هرگونه تفرقه اندازی قومی است. ما خواهان برسمیت شناسی حقوق مساوی برای همه شهروندان کشور مستقل از عقیده و مذهب، قومیت، جنسیت، گرایشات جنسی، و از بین رفتن هرگونه تبعیض و نابرابری مدنی و اقتصادی و طبقاتی هستیم.

۶- ما هیچگونه اعمال قدرتی از بالای سر خود را چه در کار و چه در زندگی بر نمی تابیم. خواست ما اداره شورایی و جمعی جامعه است. اعلام این خواست‌های حداقلی اولین قدم برای اعمال اراده جمعی ما مردم برای اتحاد و رقم زدن به سرنوشت و آینده‌مان است. به اتحاد حول خواست‌های اعلام شده در این بیانیه بپیوندید و با ما همراه شوید.

تاکید ما همچنان بر اعتصابات سراسری است.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

۲۲ دی, ۱۴۰۱ ایران کارگر

سیستان و بلوچستان؛ کشته و زخمی شدن ۲ سوختبر در پی تعقیب و گریز نیروهای نظامی

خبرگزاری هرانا – امروز پنجشنبه ۲۲ دی‌ماه، در پی تعقیب و گریز نیروهای نظامی در محور راسک_پیشین، ‌خودروی سوختبران واژگون شده و بر اثر آن دو سوختبر جان باخته و زخمی شدند.

در این حادثه یک سوختبر جان باخته و یک تن دیگر نیز زخمی شد.

هویت سوختبر کشته شده “یاسین صلاحزهی، ۳۰ ساله، فرزند خلیل و ساکن بمپور” عنوان شده است.

از هویت دیگر شهروند زخمی شده که در حال حاضر در بیمارستان ایرانشهر بستری است،  اطلاعی در دست نیست.

در بخشی از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران ویژه سال ۲۰۲۲، به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

در سال ۲۰۲۲ مجموعا ۸۴۵ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند که از میان آنها ۵۷۱ شهروند جان خود را از دست دادند که این آمار شامل جان باختن ۲۲ کولبر، ۹ سوختبر و ۵۴۰ شهروند میشود. ۲۷۴ شهروند نیز به واسطه شلیک بی ضابطه ارگانهای نظامی مجروح شدند که از این تعداد ۱۳۴ نفر کولبر، ۱۲۸ شهروند عادی و ۱۲ نفر سوخت بر هستند.

۱۴۰۱/۱۰/۲۲ هرانا

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی حسین یزدی، خبرنگار بازداشتی در زندان دستگرد اصفهان

خبرگزاری هرانا – حسین یزدی، خبرنگار، علیرغم گذشت ۳۷ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی در زندان دستگرد اصفهان به سر میبرد. وی پیشتر در تاریخ ۱۴ آذر ماه، در منزل شخصی خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

سهیل یزدی برادر این خبرنگار با اشاره به اینکه تاکنون قرار وثیقه ای برای وی صادر نشده، گفت: “اتهامات بی اساسی از قبیل تحریک مردم علیه امنیت ملی و جنگ و کشتار، متوجه او است.”

حسین یزدی پیشتر در تاریخ ۱۴ آذر ماه، در منزل شخصی خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس به بند امنیتی زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. وی نهایتا در تاریخ ۵ دی ماه، به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.

قابل ذکر است که حسین یزدی به بیماری ترومبوفیلیا مبتلاست.

۱۴۰۱/۱۰/۲۱ هرانا

لیست جدید کتابهای منتشر شده در کتابخانه اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – ژانویه ۲۰۲۳ – قسمت اول

شعارهای اعتراضات سراسری، هفته دوم، ۳ الی ۹ مهر ۱۴۰۱

کارگران در اعتراضات سراسری؛ بازداشت‌، اخراج و ربایش در سکوت خبری

با گذشت بیش از یکصد و ده روز از شروع اعتراضات سراسری در ایران، همچنان ابعاد برخورد سلبی و خشونت‌بار حکومت جمهوری

اسلامی نسبت به گروه‌های مختلف معترضان در سراسر کشور روشن نیست. آنچنان‌ که سازمان‌های حقوق‌بشری، از بازداشت دست‌کم ۱۹هزار نفر و جان‌باختن بیش از۵۲۰ نفر خبر می‌دهند.

گزارش حاضر، پیرامون کارگران بازداشت شده در ایام اعتراضات و براساس اطلاعات موجود و از طریق منابع داخلی جمع‌آوری شده است. اطلاعاتی که نشان می‌دهد به رغم همه کمبودها در فقدان تشکل‌های صنفی استانی و جو امنیتی، تنها در اعتراضات کارگران پیمانی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی در مناطق نفتی جنوب، بیش از ۲۵۰ نفر بازداشت و مدتی بعد با اشکال گوناگونی چون کفالت، وثیقه، تعهد و جریمه نقدی آزاد شده‌اند. اما همان‌طور که از اسامی دقیق آن‌ها اطلاعی در دست نیست، مشخص نشده چه تعداد از آن‌ها پس از آزادی به سرکار خود بازگشته‌، یا اخراج شده‌اند.

«ایران‌وایر» تلاش کرده تا جزییات بیشتری از آنچه در جریان اعتراضات بر گروه‌های مختلف صنفی از جمله معلمان و کارگران رفته، منتشر کند. جدا از کارگرانی که به صورت فردی در اعتراضات حضور یافته و بازداشت شده‌اند، اطلاعات موجود نشان می‌دهد که به دلیل فقدان تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی، سرنوشت بسیاری از آن‌ها تا این لحظه رسانه‌ای نشده باشد.

۲۰ دی ۱۴۰۱ ایلنا

تایید حکم رضا شهابی و حسن سعیدی در دادگاه تجدیدنظر

حکم شش سال حبس تعزیری، دو سال تبعید و ممنوعیت از فعالیت صنفی در دادگاه تجدیدنظر علیه «رضا شهابی» و ‌«حسن سعیدی» تایید شد. با تایید این حکم وضعیت فعالان صنفی کارگران زندانی و مجموعه کارگران ایران در ماههای اخیر و با وجود اعتراضات سراسری با شرایط بدتری روبرو شده است.

حکم شش سال حبس تعزیری، دو سال تبعید و ممنوعیت از فعالیت صنفی در دادگاه تجدیدنظر علیه «رضا شهابی» و ‌«حسن سعیدی» تایید شد. با تایید این حکم وضعیت فعالان صنفی کارگران زندانی و مجموعه کارگران ایران در ماههای اخیر و با وجود اعتراضات سراسری با شرایط بدتری روبرو شده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد با اعلام خبر تائید حکم نوشته است: «در دادگاه بدوی و بدون حضور آنها، رضا شهابی و حسن سعیدی به اتهامات کلیشه‌ای فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، هر یک به مجموعاً ۶سال حبس تعزیری (۵سال اجرایی) محکوم شدند. در حکم صادره، مجازات تکمیلی مبنی بر ممنوعیت خروج از کشور و عضویت در احزاب و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و منع از اقامت در تهران و استان‌های مجاور به مدت ۲سال هم تعیین شده‌است.»

رضا شهابی کیست؟

رضا شهابی فعال حقوق کارگران و از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است. او در ۲۲اردیبهشت ماه در منزل شخصی خود توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد.

«رضا شهابی» در اولین تماس تلفنی پس از دور جدید بازداشتش در تماسی که با خانواده داشت خطاب به بازجویانش گفته بود: «دیدار ما با دو معلم فرانسوی یک دیدار بسیار معمولی بود. صحبتی هم جز مسائل صنفی در میان نبود. مگر ما به اسناد طبقه‌بندی شده محرمانه دسترسی داریم که این‌قدر مرا تحت فشار می‌گذارید؟» این سخنان او واکنش به اتهام جاسوسی است که پس از بازداشت او و جمع دیگری از فعالان صنفی به آنها وارد شده و کلیپی هم با همین اتهام درباره آنها از صداوسیما پخش شده است.

آقای شهابی ۲۹ خرداد در اولین تماس خود با خانواده از بازجویی‌های طولانی مدت و رفتارهای تحقیرآمیز بازجو و اعتصاب غذای خود خبر داد و اعلام کرد: «عمودی به زندان آمده‌ام و افقی هم از زندان بیرون خواهم رفت.»

در اردیبهشت ۱۴۰۱ پس از بازداشت رضا شهابی و سایر فعالان صنفی، صداوسیمای در گزارشی آقای شهابی و دیگران را به ارتباط با «سسیل کوهلر» و «ژاک پاری»، زوج معلم فرانسوی، متهم و اعلام شد: «این دو شهروند فرانسوی برای ارتباط‌گیری با فعالان معلم و کارگر با هدف ایجاد آشوب و بی‌ثبات‌سازی جامعه تلاش ‌کردند.»

حسن سعیدی کیست؟

حسن سعیدی متولد ۱۳۵۵ و متاهل است. همسر او، «نسرین رحیمی»، خانه‌دار است. آن‌ها دارای دو فرزند پسر به نام‌های «امیرحسین» و «پویان» هستند. این فعال کارگری که تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داده، از سال ۱۳۸۳ فعالیت سندیکایی خود را آغاز کرده است. این فعال صنفی که در حال حاضر دوباره با حکم دادگاه به حبس محکوم شده و در زندان حضور دارد، از سال ۱۳۸۴تاکنون بارها با پرونده‌سازی، از کار اخراج و دوباره به کار بازگشته است. او آخرین بار در سال ۱۳۹۱ از شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران اخراج شده است.

یکی از اعضای سندیکای کارگران اتوبوس‌رانی تهران و حومه به «ایران‌وایر» می‌گوید: «در سال ۱۳۸۷ در راستای فعالیت‌های سندیکایی، به دلیل نیاز این سندیکا به نیروی مسلط به قانون کار و تامین اجتماعی، با پشتکاری که از خود نشان داد، در فاصله کوتاهی به قوانین و مقررات کار و تامین اجتماعی کاملا مسلط شد. او در ادارات کار و تامین اجتماعی با وکالت‌نامه محضری به عنوان وکیل کارگران به دفاع از کارگران شرکت واحد پرداخت.

به گفته او آقای سعیدی در فاصله سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ که شرکت واحد اتوبوس‌رانی با بهانه‌های واهی اقدام به اخراج کارگران می‌کرد، موفق شد با استفاده از ظرفیت‌های قانونی، برای بیش از ۲۰۰ کارگر اخراجی از اداره کار رای بازگشت‌ به کار را دریافت کند. صدور آرای بازگشت به کار در این دوره مانع از گسترده‌تر شدن و اخراج سایر کارگران این شرکت شد تا جایی که سرانجام در سال ۱۳۹۰ این دست از اخراج ها در شرکت واحد متوقف شدند.

اتهامی تلویزیونی که در حکم دادگاه نیست

شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب تهران صادر کننده حکم بدوی «رضا شهابی» و «حسن سعیدی» بوده است.

در حکم دادگاه بدوی صادر شده اشاره‌ای به اتهام جاسوسی و اتهاماتی که پیشتر در مستند پخش شده از صداو سیمای جمهوری اسلامی به آنها نسبت داده شده بود، نشده است.

روز پنجشنبه اول دی‌ماه ۱۴۰۱ اتحادیه کارگران حمل و نقل ترکیه (TÜMTİS )برای همبستگی با رضا شهابی و حسن سعیدی دو عضو هیات‌مدیره سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران، در مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی در استانبول تجمع و بیانیه‌ای هم صادر کردند.

چهار کارگر اخراجی شهرداری شوش خواهان بازگشت به کار

چهار نفر از نیروهای پیمانکاری خدمات شهرداری شوش در گفتگو با ایلنا از اخراج خود در پی صدور نامه‌ای از سوی اداره‌ کل امور شهری و شورای استانداری خوزستان خبر دادند. این کارگران خواستار بازگشت به کار خود هستند.

کارگران اخراج شده می‌گویند: «خدمات شهرداری شوش از نیروهای شرکتی(پیمانکاری) تشکیل شده ‌است. سال‌ها شهرداری برای لایروبی فاضلاب، جمع‌آوری زباله‌های شهری و نظافت شهر با برنده مناقصه، بدون تغییر در نیروها، قرارداد می‌بندد. در سال‌های اخیر چند شرکت مختلف در مناقصه شهرداری برنده و‌ کار خدمات شهری را انجام دادند.»

به گفته آن‌ها، بعضی از پیمانکاران برای خدمات‌دهی بهتر، اقدام به جذب نیرو می‌کنند. شهردار را هم در جریان می‌گذارند. چرا که شهرداری شوش در بحث خدمات شهری کمبود نیرو دارد.

این کارگران که حدود یک تا سه سال سابقه کار دارند، می‌گویند: «ما از نیروهای حجمی پیمانکاری هستیم. درصورتی که در نامه‌ای که برای اخراج ما ابلاغ شده نام [ما بعنوان] نیروی انسانی شهرداری ذکر شده است.»

فرزاد شاه‌ولی مدیرکل امور شهری و شورای خوزستان در واکنش به این خبر اعلام کرد: «از روزهای ابتدایی شروع بکار، بخش‌نامه‌ای ابلاغ و بعد از ارسال چندین نامه به شهرداری‌ها اعلام کردیم به هیچ عنوان اجازه جذب نیرو در هیچ سطحی از جمله حجمی، پیمانکاری، قراردادی و نظایر آن را ندارند. این موضوع برای دیگر شهرداری‌ها نیز صدق می‌کند. مختص شهرداری شوش نیست. این قانون از سال‌های گذشته بوده ولی چندان اجرایی نشده و نظارت کاملی بر آن نبوده است.»

شاه‌ولی گفت: بارها بر این موضوع تاکید داشتیم تا از حجم گسترده نیروهایی که بی رویه وارد بدنه شهرداری‌ها می‌شوند جلوگیری شود چرا که درآمد شهرداری‌ها به دلیل نیروی مازاد فقط در حوزه‌های جاری و حقوق هزینه شده و توانایی اجرای پروژه‌های عمرانی را ندارند.

وی اضافه کرد: به همین خاطر به شهرداری‌ها نامه‌ای ابلاغ شد که از این موضوع جلوگیری کنند و اگر در هر شهرداری خارج از دستورالعمل‌های ابلاغی نیرو وارد مجموعه شود قطعاً برخورد خواهیم کرد.

محسن برهانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران اخراج شد

محسن برهانی در جریان اعتراضات اخیر بارها با انتساب اتهاماتی نظیر محاربه و افساد فی‌الارض به معترضان انتقاد کرده و به احکام اعدام صادر شده اعتراض کرده است.

بر اساس نامه‌ای که «سمیه باغی»، خبرنگار ساکن ایران درحساب کاربری خود منتشر کرده است، دکتر «محسن برهانی»، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، وکیل دادگستری و دانش آموخته حوزه علمیه قم، از دانشگاه تهران اخراج شده است.

محسن برهانی در جریان اعتراضات اخیر بارها به انتساب اتهاماتی نظیر محاربه و افساد فی‌الارض به معترضان انتقاد کرده و به احکام اعدام صادر شده اعتراض کرده است.

این عضو هیات علمی دانشگاه تهران درجریان اجرای حکم اعدام «محسن شکاری»، اتهام محاربه برای او را مصداق سفک دماء به ناحق خواند.

این حقوقدان با انتشار متنی در صفحه کاربری اینستاگرامی خود، هفت اشکال مهم برای پرونده این معترض برشمرد و نوشت: «اگر تنها یک مورد از این موارد هفتگانه اثبات شود و یا حتی اگر تردید در یک مورد هم محقق شود، نمی‌توان شخص را محارب دانست.»

برهانی اقدام محسن شکاری در حمل چاقو را مصداق رفتار مجرمانه «سلاح‌کشیدن» ندانسته و در بخشی دیگر نیز توضیح داده که مجروح‌شدن مامور، مشمول ماده قضایی استناد شده در پرونده نیست.

این حقوقدان پس از اجرای حکم اعدام «محمدمهدی کرمی» و «محمد حسینی» در حساب کاربری توییتر خود نوشت که خون این جوانان «به ناحق» ریخته شده است

او در ادامه نوشت: «نه عنوان محاربه، نه عنوان افساد فی‌الارض و نه عنوان قتل عمد، بر رفتار این دو نفر انطباق نداشت.»

۲۲ دی ۱۴۰۱ ایلنا

«حقوق روزانه کارگران» پول نیم‌کیلو گوشت قرمز است/ سبد معیشت دو و نیم برابر شده!

امسال اوضاع معیشت از هر سال بدتر است اما تاخیر در برگزاری کمیته دستمزد از هر سال بیشتر، چرا؟

«حقوق روزانه کارگران» پول نیم‌کیلو گوشت قرمز است/ سبد معیشت دو و نیم برابر شده!

به گزارش خبرنگار ایلنا، «هر جور حساب کنیم، تا پایان آذر، سبد هزینه‌های زندگی دو و نیم برابر شده و حداقلی‌ترین معیارهای محاسبه هم این واقعیت  را نشان می‌دهد، اما مساله این است که چرا به پایان دی رسیده‌ایم ولی کمیته‌ی دستمزدِ شورایعالی کار تشکیل نمی‌شود!» فرامرز توفیقی (فعال کارگری) با بیان این جمله، نسبت به صعود تند هزینه‌های زندگی تا پایان آذر هشدار می‌دهد؛ هزینه‌هایی که به نظر می‌رسد در دیماه بازهم به میزان قابل توجهی بالا رفته‌اند.

با احتساب داده‌های آماری آذرماه، به هر شیوه‌ای که حساب کنیم نرخ سبد معیشت کمتر از هفده یا هجده میلیون تومان نمی‌شود؛ این واقعیت مسلم را نمی‌توان نادیده گرفت.

خوراکی‌ها در آذر

براساس داده‌های رسمی، دومین هزینه بزرگ خانوارها پس از مسکن، مربوط به هزینه خوراکی‌هاست. طبق گزارش مرکز آمار، قیمت خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در آذرماه ۱۴۰۱ نسبت به آذرماه ۱۴۰۰ با تورم ۶۳.۶ درصدی، روند افزایشی داشته است. براساس گزارش هزینه-درآمد این مرکز، طی سال ۱۴۰۰ از کل هزینه‌های خانوارهای شهری کشور حدود ۲۶.۷ درصد آن مربوط به هزینه‌های خوراکی بوده است. اما کدام اقلام خوراکی بیشترین بار تورمی را متحمل شده‌اند؟

اول از همه، «رشد ۷۳ درصدی قیمت لبنیات» است؛ بیشترین افزایش قیمت طی مدت یک‌ساله از آذر ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۱ مربوط به کره پاستوریزه و سس مایونز بوده که رشد نزدیک به ۱۰۰ درصدی را تجربه کرده‌اند یعنی قیمت آن‌ها دوبرابر شده است؛ در مرحله‌ی بعد، «رشد ۴۴ درصدی قیمت میوه و صیفی‌جات» است که  بیشترین افزایش قیمت در این گروه مربوط به پیاز بوده که رشد ۱۰۹ درصدی داشته است. «رشد ۱۲۳ درصدی قیمت برنج ایرانی» نیز یک معضل معیشتی دیگر است، هرچند تولیدات ماکارونی نیز ۱۳۸ درصد رشد قیمت داشته است. و البته «افزایش ۴۰ درصدی قیمت گوشت طی ۱۵ روز» رشد نامیمون دیگری بوده که موجب شده محصولات گوشتی از دسترس اکثریت مردم خارج شود؛ طی یک‌سال اخیر قیمت مرغ ماشینی با ۸۰ درصد افزایش از حدود ۳۲ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم به بیش از ۵۷ هزار تومان افزایش یافت که رتبه اول را در میان محصولات این گروه کسب کرد.

در همین گروه گوشت و پروتئین، ارقام قیمتی وجود دارد که باید نجومی و خارج از دسترس اکثریت مردم توصیف شود؛ برای نمونه گوشت قرمز که قیمت آن، مرزهای تحمل را مدتهاست پشت سر گذاشته است؛ هفدهم دیماه، رئیس اتحادیه دام سبک، میانگین قیمت دام زنده در هفته قبلتر را حدود ۱۱۰ هزار تومان اعلام کرد و افزود: قیمت گوشت با این نرخ دام زنده باید در بازار حداقل کیلویی ۲۶۰ تا ۲۸۰ هزار تومان باشد. در همان روز، نیما حبیب‌فر عضو هیات مدیره اتحادیه فروشندگان گوشت گاوی، میان افزایش نرخ یک محصول و کاهش مصرف آن نسبت برقرار کرد و گفت: لاشه گوشت گوسفندی کیلویی ۲۸۰ هزار تومان، و ران گوسفندی کیلویی ۳۳۰ تا ۳۴۸ هزار تومان و لاشه گوشت گاوی ۲۸۰ هزار تومان شده است. و اما مشاهدات میدانی در روزهای هفدهم و هجدهم دیماه: «ران گوسفندی کیلویی ۳۴۸ هزار تومان، سردست با دنده گوسفندی کیلویی ۲۹۵ هزار تومان، سردست گوساله ۲۸۸ هزار تومان، گوشت چرخ کرده ۳۰۵ هزار تومان، گوساله خالص ۲۷۸ هزار تومان و شقه گوساله کیلویی ۲۸۰ هزار تومان خرید و فروش می‌شود.»

«دستمزد روزانه» نیم کیلو گوشت قرمز می‌شود!

به این ترتیب، هر کیلو گوشت قرمز به طور متوسط ۲۹۰ هزار تومان قیمت دارد؛ حالا ببینیم با دستمزد روزانه‌ی کارگران چقدر می‌شود گوشت قرمز خرید؛ دستمزد روزانه کارگران برای سال ۱۴۰۱، در شورایعالی کار ۱.۳۹۳.۲۵۰ ریال تعیین شد؛ اگر مزایای مزدی همه شمول را به دستمزد روزانه بیفزاییم، دریافتی هر روزِ کارگران در بهترین حالت و با احتساب همه‌ی مولفه‌های مزدی، حدود ۱۶۰ هزار تومان می‌شود. با ۱۶۰ هزار تومان مزد روزانه دقیقاً می‌توان نیم کیلو گوشت قرمز یا به طور دقیق ۰.۵۵ کیلو گوشت خرید؛ در واقع حقوق یک روز کارگران فقط پول نیم کیلو گوشت است، آنهم نه ران گوسفندی بلکه گوشت گوساله!

 کارگران در تماس با ایلنا، از ناتوانی در خرید گوشت و پروتئین حتی گوشت مرغ انتقاد دارند؛ محمدزاده، یک خانم مستمری‌بگیر کارگری‌ست که از گرانی خرج‌های زندگی به خصوص خوراکی‌ها شکایت بسیار دارد؛ او می‌گوید: یک پسر و دو نوه دارم؛ فقط وقتی نوه‌هایم را دعوت می‌کنم آنهم ماهی یکبار، مرغ می‌خرم؟ گوشت که خیلی وقت است نخریده‌ام؛ وقتی دو میلیون و پانصد هزار تومان اجاره خانه در اسلامشهر است، چطور گوشت و مرغ بخرم؛ خوراک خودم بیشتر سبزیجات و تخم مرغ است، البته آن‌ها هم گران شده!

کمیته دستمزد تشکیل نشد

سبد معیشت حداقل ۲۰ میلیون تومان

در این اوضاع، یعنی دقیقاً وقتی که پول یک روز کارِ‌ کارگران، فقط نیم کیلو گوشت می‌شود، خبری از تشکیل کمیته دستمزد ۱۴۰۲ نیست؛ فرامرز توفیقی در این رابطه می‌گوید: دولتی‌ها می‌دانند که اگر وارد بحث سبد معیشت شوند، هرگونه جرح و تعدیل هم بکنند، نرخ سبد حداقل دو و نیم برابر سال قبل است؛ شاید به همین دلیل است که امسال هیچ اهتمامی برای شروع به کار کمیته دستمزد ندارند.

او ادامه می‌دهد: سبد معیشت آذرماه، تقریباً دو و نیم برابر سبد معیشت اسفند سال قبل است، یک واریانس پانزده درصدی بین سبد تهران و شهرستان‌ها وجود دارد، اما همه جا هزینه‌های زندگی حداقل دو و نیم برابر شده، البته اگر بخواهیم مسکن را به عنوان یک «مولفه مستقل» در محاسبات دخیل کنیم، نرخ صعود خیلی بیشتر از اینهاست.

توفیقی «تامین معاش» را رنج دائم می‌داند و با اشاره به ترافیک سنگین روزانه در مسیر حاشیه‌ها به کلانشهرها می‌گوید: کارگران به سخت‌ترین شرایط ممکن روی آورده‌اند، حاشیه‌نشینی مطلق؛ چراکه نمی‌توانند در پایتخت و شهرهای بزرگ، حتی در پایین‌ترین مناطق یک خانه ۴۰ متری کرایه کنند؛ صبح‌ها و شب‌ها ترافیک ورودی و خروجی تهران را ببینید تا همه چیز روشن شود!

«از همه‌ی هزینه‌ها زده‌ایم، تفریح که دیگر برایمان آرزو شده»؛ اینها را محمدزاده در توصیف زندگی خود می‌گوید؛ زندگی‌ای که به گفته‌ی او سال به سال سخت‌تر شده و نگرانی بابت فردا دغدغه‌ای تمام وقت است: «اول تهران بودم، شرق تهران، بعد آمدیم پایین‌‌تر، حالا اسلامشهرم، از اینجا به کجا بروم خوب است؟»

با این مختصات و در شرایطی که هیچ پاسخی برای استیصال کارگران در کار نیست، توفیقی می‌گوید: «عجبا که تشکل‌های کارگری و نمایندگان کارگری بر برگزاری کمیته دستمزد و به‌روزرسانی سبد معیشت اصرار نمی‌کنند؛ امسال اوضاع معیشت از هر سال بدتر است اما تاخیر در برگزاری کمیته دستمزد از هر سال بیشتر، خطاب به وزیر کار می‌پرسم: چرا؟…..»

 

تداوم سرکوب معلمان با احضار، بازنشستگی اجباری، حبس و تبعید

با گذشت بیش از ۱۱۵ روز اعتراضات سراسری، برخورد و سرکوب معلمان ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

در روزهای اخیر، صدور حکم بازنشستگی اجباری برای «احمد علیزاده» معلم شاغل در شهر آبدانان، به رسانه‌ها راه یافته است. حکم بازنشستگی اجباری این معلم ساکن استان ایلام همراه با تقلیل گروه به او ابلاغ شده است. صدور این حکم، در پی حذف بی‌ضابطە مبلغ رتبەبندی از فیش حقوقی آذر تعدادی از معلمان این شهر، انجام شده است.

«حسین رمضان‌پور» از اعضای انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی هم، از تشکیل پرونده برای خودش در هیات تخلفات اداری آموزش‌و‌پرورش این استان خبر داد و نوشت: «تشکیل پرونده هیات تخلفات اداری آموزش‌و‌پرورش در راستای فعالیت‌های مجازی شخصی، امری غیرقانونی و خلاف اصل آزادی بیان و اظهار نظر قانون اساسی جمهوری‌اسلامی است. با تصویب قوانین زیر شاخه و جزیی، نمی‌توان اصول کلی را نقض و محدود نمود.» آقای رمضان‌پور در سا‌ل‌های گذشته همراه با دیگر اعضای هیات مدیره انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی، سابقه بازداشت و حبس و شلاق را هم دارد.

تداوم سرکوب معلمان با احضار، بازنشستگی اجباری، حبس و تبعید

حذف رتبه‌بندی فعالان صنفی گیلان با پیام شفاهی

گروه‌های صنفی معلمان با انتشار تصویر نامه‌ای از رییس آموزش‌وپرورش بندر انزلی، که خطاب به اداره کل آموزش‌وپرورش استان گیلان نوشته شده، از حذف غیرقانونی رتبه‌بندی فعالان صنفی به‌صورت «کاملا سلیقه‌ای و با دستور شفاهی مدیران اداره کل آموزش‌وپرورش» خبر دادند.

در این نامه مدیر آموزش‌وپرورش بندر انزلی خطاب به اداره کل استان، تایید کرده «پیرو اطلاع شفاهی آن اداره کل محترم به مدیریت آموزش شهرستان بندر انزلی در مورد قطع فوق‌العاده رتبه بندی ۴ نفر از پرسنل این مدیریت به استحضار می‌رساند دو نفر از آنها به نام‌های … با ارسال شکواییه‌ای به این مدیریت خواستار تعیین وضعیت فوق‌العاده رتبه‌بندی خود شده‌اند.»

تداوم سرکوب معلمان با احضار، بازنشستگی اجباری، حبس و تبعید

فعالان صنفی معلمان معتقدند: «این نامه، سند گویای ارجحیت حاکمیت سلیقه بر اجرای قانون، نزد مدیران برای حفظ جایگاه میز و صندلی‌شان و تضییع مسلم حقوق پرسنل تحت امر خود برای تسلیم شدن در برابر نهادهای خارج از حیطه اداری است.»

انتقال مسعود فرهیخته به زندان تهران بزرگ

«مسعود فرهیخته«، فعال صنفی معلمان که از ۱۲آذر۱۴۰۱ در بازداشت است، به تازگی از بند امینی دو-الف سپاه زندان اوین، به تیپ ۶ زندان تهران بزرگ منتقل شده است. پرونده تشکیل شده برای مسعود فرهیخته به دادسرای شهید مقدس زندان اوین انتقال یافته است. بر اساس پیگیری‌های «رامین صفرنیا» وکیل معلمان زندانی، پرونده این فعال صنفی معلمان استان البرز از روز ۲۹آذر، به شعبه چهارم بازپرسی این دادسرا منتقل شده است. اما همچنان به وکیل او اجازه ورود به پرونده داده نشده است.

معلمان بازداشتی و آزاد شده

در ادامه گزارش پیگیری وضعیت معلمان که در «ایران‌وایر» منتشر شد، بر اساس اطلاعاتی که روزهای اخیر منتشر شده، دست‌کم ۱۴ معلم دیگر با احکام حبس یا آزادی با قید وثیقه مواجه شده‌اند. با افزودن این تعداد، شمار معلمانی که در جریان اعتراضات با احکام مختلف تنبیهی و قضایی مواجه شده‌اند، به ۴۵۰ نفر رسید.

«علی حسین شمایلی» و «کیومرث واعظی»، دو معلم اهل سنقر، با اتهامات «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوای مردم» جمعا به ١١سال و ١٠ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند. به‌موجب این احکام که از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شده، «کیومرث واعظی» بابت اتهامات «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوا مردم» به ۶ سال حبس تعزیری و «علی‌حسن شمایلی» با همین اتهام، به ۵ سال و ١٠ ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این دو معلم، روز ۱۶مهر، توسط نیروهای امنیتی در شهر سنقر بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان منتقل شدند. آقای واعظی که از فعالان رسانه‌ای و مدیر کانال تلگرامی «امروز غرب» هم هست، پیش‌تر نیز، بارها توسط اداره اطلاعات سنقر احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است.

«مجتبی عباسی»، معلم ساکن بندر گناوه، روز هشتم دی، بعداز بیش از ۳۵ روز بازداشت، با تودیع قرار آزاد شده است. این معلم گناوه‌ای اوایل آذر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به‌صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی انجام شده است.

«صفا ملکی»، دبیر شیمی شاغل در دبیرستان «امام علی» بندر انزلی، صبح ۴ آبان، هنگام خروج از منزل برای رفتن به مدرسه بازداشت شده است.

به گفته شاهدان عینی هنگام بازداشت خانم ملکی توسط نیروهای امنیتی، او با فریاد از مردم تقاضای کمک کرده اما ماموران لباس شخصی حاضر در صحنه با اسلحه به طرف مردمی که قصد نجات این معلم را داشتند، حمله‌ور می‌شوند.

ماموران با یک پراید سفید به‌همراه چهار نفر مامور زن،‌با رفتاری که شاهدان عینی آن را شبیه آدم‌ربایی تصویر کرده‌اند، این معلم فرهیخته را دستگیر کرده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ضمن محکوم کردن این بازداشت ،خواهان آزادی فوری این معلم ساکن بندرانزلی شده و نوشته است: «مسولان اداره آموزش‌وپرورش انزلی بدانند که تاریخ معلمی، هم‌دستی آشکار آن‌ها با نیروهای امنیتی در تضییع حقوق علیه معلمان و همکاران خود را هرگز از یاد نخواهد برد.

«سارا سماواتی»، «پریا عبادی» و «معصومه رشیدی»، سه معلم سنندجی هستند  که بر اساس اعلام کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان، در کانون اصلاح و تربیت این شهر زندانی هستند. از وضعیت آن ها اطلاع دیگری در دست نیست.

«رضا شریفه» معلم بازنشسته و فعال صنفی معلمان سنندج هم که در روز ۳۰شهریور، در همین شهر بازداشت شده بود، ۲۴مهر با وثیقه آزاد شده است.

«جعفر ولدخانی» فعال صنفی معلمان بیجار است و روز دوشنبه ۲۸شهریور۱۴۰۱ بازداشت شده است. از سرنوشت این نویسنده و هنرمند اهل بیجار که توسط نهادهای امنیتی ربوده شده، اطلاعی در دست نیست.

«محمد عارف جهانگیری» معلم بازنشسته سقزی هم روز ۹مهر در سنندج بازداشت شده است.

«سیدمحمدکرم زمانی» عضو کانون صنفی فرهنگیان بیجار گروس-کردستان هم از صبح شنبه ۵مهر، پس از احضار بازداشت و به سنندج انتقال داده شده است.

«احمد نظامی‌پور»، فعال مدنی و معلم زبان انگلیسی هم در شهر قروه،  ۲۹شهریور بازداشت شده است. از سرنوشت او نیز اطلاعی در دسترس نیست.

«فهیمه سادات هاشمی» دبیر ریاضی آموزش‌وپرورش ناحیه‌ ۴ شیراز در ۱۴آذر بازداشت شد. او پس از ۹ روز بازجویی در بازداشتگاه سروش اداره اطلاعات، روز پنج‌شنبه‌۱۵دی، به‌صورت موقت آزاد شد.

«ژیلا خیر» فعال صنفی معلمان و دبیر هنر کازرون که اول آذر۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی کازرون بازداشت و به زندان عادل آباد شیراز منتقل شده بود، روز دوشنبه ۱۹دی‌ به قید وثیقه آزاد شد.

با گذشت بیش از ۱۱۵ روز اعتراضات سراسری، برخورد و سرکوب معلمان ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

در روزهای اخیر، صدور حکم بازنشستگی اجباری برای «احمد علیزاده» معلم شاغل در شهر آبدانان، به رسانه‌ها راه یافته است. حکم بازنشستگی اجباری این معلم ساکن استان ایلام همراه با تقلیل گروه به او ابلاغ شده است. صدور این حکم، در پی حذف بی‌ضابطە مبلغ رتبەبندی از فیش حقوقی آذر تعدادی از معلمان این شهر، انجام شده است.

«حسین رمضان‌پور» از اعضای انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی هم، از تشکیل پرونده برای خودش در هیات تخلفات اداری آموزش‌و‌پرورش این استان خبر داد و نوشت: «تشکیل پرونده هیات تخلفات اداری آموزش‌و‌پرورش در راستای فعالیت‌های مجازی شخصی، امری غیرقانونی و خلاف اصل آزادی بیان و اظهار نظر قانون اساسی جمهوری‌اسلامی است. با تصویب قوانین زیر شاخه و جزیی، نمی‌توان اصول کلی را نقض و محدود نمود.» آقای رمضان‌پور در سا‌ل‌های گذشته همراه با دیگر اعضای هیات مدیره انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی، سابقه بازداشت و حبس و شلاق را هم دارد.

تداوم سرکوب معلمان با احضار، بازنشستگی اجباری، حبس و تبعید

حذف رتبه‌بندی فعالان صنفی گیلان با پیام شفاهی

گروه‌های صنفی معلمان با انتشار تصویر نامه‌ای از رییس آموزش‌وپرورش بندر انزلی، که خطاب به اداره کل آموزش‌وپرورش استان گیلان نوشته شده، از حذف غیرقانونی رتبه‌بندی فعالان صنفی به‌صورت «کاملا سلیقه‌ای و با دستور شفاهی مدیران اداره کل آموزش‌وپرورش» خبر دادند.

در این نامه مدیر آموزش‌وپرورش بندر انزلی خطاب به اداره کل استان، تایید کرده «پیرو اطلاع شفاهی آن اداره کل محترم به مدیریت آموزش شهرستان بندر انزلی در مورد قطع فوق‌العاده رتبه بندی ۴ نفر از پرسنل این مدیریت به استحضار می‌رساند دو نفر از آنها به نام‌های … با ارسال شکواییه‌ای به این مدیریت خواستار تعیین وضعیت فوق‌العاده رتبه‌بندی خود شده‌اند.»

تداوم سرکوب معلمان با احضار، بازنشستگی اجباری، حبس و تبعید

فعالان صنفی معلمان معتقدند: «این نامه، سند گویای ارجحیت حاکمیت سلیقه بر اجرای قانون، نزد مدیران برای حفظ جایگاه میز و صندلی‌شان و تضییع مسلم حقوق پرسنل تحت امر خود برای تسلیم شدن در برابر نهادهای خارج از حیطه اداری است.»

انتقال مسعود فرهیخته به زندان تهران بزرگ

«مسعود فرهیخته«، فعال صنفی معلمان که از ۱۲آذر۱۴۰۱ در بازداشت است، به تازگی از بند امینی دو-الف سپاه زندان اوین، به تیپ ۶ زندان تهران بزرگ منتقل شده است. پرونده تشکیل شده برای مسعود فرهیخته به دادسرای شهید مقدس زندان اوین انتقال یافته است. بر اساس پیگیری‌های «رامین صفرنیا» وکیل معلمان زندانی، پرونده این فعال صنفی معلمان استان البرز از روز ۲۹آذر، به شعبه چهارم بازپرسی این دادسرا منتقل شده است. اما همچنان به وکیل او اجازه ورود به پرونده داده نشده است.

معلمان بازداشتی و آزاد شده

در ادامه گزارش پیگیری وضعیت معلمان که در «ایران‌وایر» منتشر شد، بر اساس اطلاعاتی که روزهای اخیر منتشر شده، دست‌کم ۱۴ معلم دیگر با احکام حبس یا آزادی با قید وثیقه مواجه شده‌اند. با افزودن این تعداد، شمار معلمانی که در جریان اعتراضات با احکام مختلف تنبیهی و قضایی مواجه شده‌اند، به ۴۵۰ نفر رسید.

«علی حسین شمایلی» و «کیومرث واعظی»، دو معلم اهل سنقر، با اتهامات «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوای مردم» جمعا به ١١سال و ١٠ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند. به‌موجب این احکام که از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شده، «کیومرث واعظی» بابت اتهامات «تبلیغ علیه نظام و تحریک و اغوا مردم» به ۶ سال حبس تعزیری و «علی‌حسن شمایلی» با همین اتهام، به ۵ سال و ١٠ ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این دو معلم، روز ۱۶مهر، توسط نیروهای امنیتی در شهر سنقر بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان منتقل شدند. آقای واعظی که از فعالان رسانه‌ای و مدیر کانال تلگرامی «امروز غرب» هم هست، پیش‌تر نیز، بارها توسط اداره اطلاعات سنقر احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است.

«مجتبی عباسی»، معلم ساکن بندر گناوه، روز هشتم دی، بعداز بیش از ۳۵ روز بازداشت، با تودیع قرار آزاد شده است. این معلم گناوه‌ای اوایل آذر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به‌صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی انجام شده است.

«صفا ملکی»، دبیر شیمی شاغل در دبیرستان «امام علی» بندر انزلی، صبح ۴ آبان، هنگام خروج از منزل برای رفتن به مدرسه بازداشت شده است.

به گفته شاهدان عینی هنگام بازداشت خانم ملکی توسط نیروهای امنیتی، او با فریاد از مردم تقاضای کمک کرده اما ماموران لباس شخصی حاضر در صحنه با اسلحه به طرف مردمی که قصد نجات این معلم را داشتند، حمله‌ور می‌شوند.

ماموران با یک پراید سفید به‌همراه چهار نفر مامور زن،‌با رفتاری که شاهدان عینی آن را شبیه آدم‌ربایی تصویر کرده‌اند، این معلم فرهیخته را دستگیر کرده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ضمن محکوم کردن این بازداشت ،خواهان آزادی فوری این معلم ساکن بندرانزلی شده و نوشته است: «مسولان اداره آموزش‌وپرورش انزلی بدانند که تاریخ معلمی، هم‌دستی آشکار آن‌ها با نیروهای امنیتی در تضییع حقوق علیه معلمان و همکاران خود را هرگز از یاد نخواهد برد.

«سارا سماواتی»، «پریا عبادی» و «معصومه رشیدی»، سه معلم سنندجی هستند  که بر اساس اعلام کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان، در کانون اصلاح و تربیت این شهر زندانی هستند. از وضعیت آن ها اطلاع دیگری در دست نیست.

«رضا شریفه» معلم بازنشسته و فعال صنفی معلمان سنندج هم که در روز ۳۰شهریور، در همین شهر بازداشت شده بود، ۲۴مهر با وثیقه آزاد شده است.

«جعفر ولدخانی» فعال صنفی معلمان بیجار است و روز دوشنبه ۲۸شهریور۱۴۰۱ بازداشت شده است. از سرنوشت این نویسنده و هنرمند اهل بیجار که توسط نهادهای امنیتی ربوده شده، اطلاعی در دست نیست.

«محمد عارف جهانگیری» معلم بازنشسته سقزی هم روز ۹مهر در سنندج بازداشت شده است.

«سیدمحمدکرم زمانی» عضو کانون صنفی فرهنگیان بیجار گروس-کردستان هم از صبح شنبه ۵مهر، پس از احضار بازداشت و به سنندج انتقال داده شده است.

«احمد نظامی‌پور»، فعال مدنی و معلم زبان انگلیسی هم در شهر قروه،  ۲۹شهریور بازداشت شده است. از سرنوشت او نیز اطلاعی در دسترس نیست.

«فهیمه سادات هاشمی» دبیر ریاضی آموزش‌وپرورش ناحیه‌ ۴ شیراز در ۱۴آذر بازداشت شد. او پس از ۹ روز بازجویی در بازداشتگاه سروش اداره اطلاعات، روز پنج‌شنبه‌۱۵دی، به‌صورت موقت آزاد شد.

«ژیلا خیر» فعال صنفی معلمان و دبیر هنر کازرون که اول آذر۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی کازرون بازداشت و به زندان عادل آباد شیراز منتقل شده بود، روز دوشنبه ۱۹دی‌ به قید وثیقه آزاد شد.

ادعای دولت در مهار بیکاری صحت ندارد/ نمایندگان به لایحه کولبری رای مثبت دهند

شهریار حیدری گفت: از نظر رئیس جمهور تورم مهار شده، بیکاری و گرانی کاهش پیدا کرده و درآمدها افزایش یافته اما مردم از وضعیت فعلی بیش از هر زمانی گلایه‌مند هستند.

ادعای دولت در مهار بیکاری صحت ندارد/ نمایندگان به لایحه کولبری رای مثبت دهند

به گزارش ایلنا، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: امروز رئیس جمهور در مورد بودجه ۱۴۰۱ اظهاراتی را مطرح کردند و به نظر می رسد که اطلاعات غلط در اختیار ایشان قرار داده می شود؛ درخواست ما به عنوان نمایندگان مجلس این است که حداقل اخبار و اطلاعات درست برای ایشان تهیه شود؛ از نظر رئیس جمهور تورم مهار شده، بیکاری و گرانی کاهش پیدا کرده و درآمدها افزایش یافته اما مردم از وضعیت فعلی بیش از هر زمانی گلایه مند هستند.

شهریار حیدری (نماینده مردم قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب) در صحن علنی امروز (چهارشنبه، ۲۱ دی ماه) مجلس با اشاره به بودجه ۱۴۰۲، گفت: امروز رئیس جمهور در مورد بودجه ۱۴۰۱ اظهاراتی را مطرح کردند و به بودجه ۱۴۰۲ هم گریزی زدند؛ به نظر می‌رسد که اطلاعات غلط در اختیار رئیس جمهور قرار داده می‌شود و در این رابطه درخواست ما به عنوان نمایندگان مجلس این است که حداقل اخبار و اطلاعات درست برای ایشان تهیه شود؛ از نظر رئیس جمهور تورم مهار شده، بیکاری و گرانی کاهش پیدا کرده و درآمدها افزایش یافته است؛ اگر این وضعیت حاکم است پس چرا جوانان از وضعیت فعلی بیشتر از هر زمانی گلایه‌مند هستند.

وی خطاب به رئیسی تصریح کرد: چرا تمام نمایندگان مجلس گرفتار بیکاری و وضعیت نابسامان اقتصادی هستند؛ شما کدام تورم را مهار کردید؟ این چه اطلاعاتی است که در اختیار شما قرار می‌گیرد در این رابطه می‌طلبد مسئولان ذیربط اطلاعات درست را در اختیار رئیس جمهور قرار دهند تا درست تصمیم گیری کند.

نماینده مردم قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب در مجلس یازدهم یادآور شد: در زمان جنگ تحمیلی کارمندان دولت در کنار رزمندگان اسلام در چند استان جنگی از جمله بوشهر، خوزستان، ایلام، کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی خدمت کردند اما متاسفانه خدمت این افراد غیرایثارگری محسوب می‌شود؛ وزارت دفاع در این رابطه لایحه‌ای به مجلس ارائه کرد و امیدواریم دولت آن را در اسرع وقت در دستور کار قرار دهد تا بخشی از خدمات آن‌ها ایثارگری محسوب شود.

حیدری افزود: ۶۷ نماینده مجلس از یک سال گذشته به موضوع کولبری ورود و طرحی را تدوین کردند و دولت به موازات آن لایحه‌ای تنظیم کرد و پیش از این دو آیین نامه در مورد کولبری در دولت تصویب شد و از دولت انتظار داریم موضوع معیشت مرزنشینان را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد؛ ۱۶ استان مرزی با ۱۵ کشور همسایه هستند و دسترسی به آب‌های آزاد و جغرافیای مناسب داریم اما با کمال تاسف مردم مرزنشین از کمترین امکانات بهره‌مند هستند؛ ما انتظار داریم قاچاق مهار شود اما تا زمانی که دولت به مرزنشینان توجه نکند نباید انتظار داشته باشیم که قاچاق مهار شود؛ مرزنشینان قاچاقی نیستند و مخالف قاچاق هستند اما برای یک لقمه نان حلال ناچار هستند از مرزها عبور کنند و دنبال تامین معیشت خود باشند بنابراین انتظار می‌رود توجه جدی به این موضوع در دستور کار قرار گیرد و نمایندگان نیز به لایحه کولبری رای مثبت دهند.

 

آتش‌سوزی در کارخانه «سیانس» قزوین چهار کارگر را کُشت

برای سومین بار در فاصله یک ماه استفاده از وسایل گرمایشی غیراستاندارد در محیط کار جان کارگران را گرفت. چهار کارگر در دم جان باختند و دو کارگر با درجه مصدومیت بالا به بیمارستان منتقل شدند.

آتش‌سوزی در کارخانه سیانس قزوین موجب مرگ چهار کارگر و مصدومیت دو کارگر شد.- ۲۰ دی ۱۴۰۱آتش‌سوزی در کارخانه سیانس قزوین موجب مرگ چهار کارگر و مصدومیت دو کارگر شد.- ۲۰ دی ۱۴۰۱

سه‌شنبه ۲۰ دی یک حادثه مرگ‌بار دیگر برای کارگران رخ داد. در این حادثه که در شرکت «لابراتورهای سیانس» در شهر صنعتی البرز قزوین رخ داد، چهار کارگر در دم جان باختند و دو کارگر دیگر هم مصدوم شدند. حال یکی از مصدومان وخیم گزارش شده است.

رسانه‌های داخلی ایران علت این حادثه «انفجار گاز پروپان ناشی از سوراخ نمودن ظروف اسپری‌های تتراسایکلین برگشتی» اعلام کردند.

خبرگزاری دولتی کار ایران (ایلنا) به نقل از یک «منبع کارگری» نوشت:

«در روز حادثه مقداری از محصولات اسپری ارسالی برای مشتری حدود ۵۰۰ عدد به دلیل داشتن نشتی برگشت خورده بود و این شش کارگر مشغول بازیابی و خالی کردن مایه درون ظروف با یک قطعه فلزی شبیه گوه بوده‌اند تا گاز آن‌ها تخلیه شود که ناگهان با حرارتی که از بخاری هیزمی که آنها برای گرم کردن محیط کار خود ایجاد کرده بودند، این ظروف یکی پس از دیگری منفجر می‌شوند».

در این حادثه چهار کارگر در دم کشته شدند و دو کارگر نیز به شدت مصدوم. هویت کارگران قربانی این حادثه «محمد دهقان نژاد»، «جواد کریمی زند»، «رضا رستم خانی»، «نبی‌اله امینی»، «حسن زارعی» و «مصطفی معاریف غیاثوند» اعلام شده است.

دو کارگر مصدوم به بیمارستان «شهید رجایی» قزوین اعزام شدند. به گفته «منبع کارگری» حال یکی از کارگران مصدوم که دچار ۷۰ درصد سوختگی شده وخیم است.

شمار کل کارگران این شرکت که در حوزه تولید مکمل‌های غذایی دام و طیور فعالیت می‌کند ۴۲ نفر اعلام شده است. با وجود تعداد کارگران کم اما مدیران کارخانه از تامین وسایل گرمایشی استاندارد امتناع کرده‌اند و کارگران مجبور شده‌اند برای گرم کردن محیط کار از بخاری هیزمی استفاده کنند.

آتش‌سوزی و انفجار یا خفگی در محل کار به دلیل استفاده از لوازم گرمایشی غیراستاندارد در فاصله یک ماه گذشته موجب مرگ دست‌کم ۱۰ کارگر دیگر نیز شده بود. در ۲۱ آذر ماه کارگران سردخانه بهار بروجن به دلیل استفاده از پیک‌نیکی برای گرم کردن ونی که آنها را به سر کار می‌برد، دچار حادثه شدند. پنج تن از این کارگران جان‌شان را از دست دادند. شش کارگر دیگر هم مصدوم شدند.

چهارم دی ماه استراحتگاه کارگران معدن فلورین روستای توسه در شمال شهرستان دامغان به دلیل استفاده از لوازم گرمایشی غیراستاندارد آتش گرفت. در این حادثه دو کارگر در دم جان باختند و پنج معدنکار هم با مصدومیت بالا به بیمارستان انتقال داده شدند.

سیزدهم دی ماه نیز خبرگزاری‌های داخلی ایران از مرگ سه کارگر گچ‌کار به دلیل استنشاق گاز دی‌اکسید کربن در هنگام استراحت در شهرک «سنقرآباد» از توابع هرسین کرمانشاه خبر دادند.

حوادث کار سالانه جان صدها کارگر را در ایران می‌گیرد. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اما مدعی است که نرخ حوادث کاری مرگ‌بار کاهش یافته است. این وزارتخانه شمار کارگران فوت کرده بر اثر حوادث کار در سال ۱۴۰۰ را کمتر از ۸۰۰ نفر اعلام کرده است. آمار وزارت کار تنها حوادث کاری رخ داده در کارگاه‌های مشمول قانون کار را در برمی‌گیرد. حوادث کار منجر به مصدومیت و معلولیت دایمی کارگران و یا مرگ آن‌ها در کارگاه‌های خارج از شمول قانون کار در آمارهای رسمی نادیده گرفته می‌شوند.

 رادیو زمانه

کمبود نیروی پرستار در هوای آلوده و موج‌ هشتم کرونا: شیفت‌های اجباری و صدمات جبران‌ناپذیر بر پرستاران

عضو شورای عالی سازمان نظام پرستاری اعلام کرد ایران با کمبود شدید نیروی انسانی پرستار در مراکز درمانی روبه‌روست و این مسئله به بخش پرستاری و مراکز درمانی «صدمات جبران‌ناپذیری» وارد کرده است.

پرستاران

این مقام نظام پرستاری ایران در مصاحبه‌ای که سه‌شنبه ۲۰ دی/۱۰ ژانویه منتشر شد، گفت:

«کمبود نیرو باعث می‌شود پرستاران مجبور به اشتغال در چند شیفت شوند و گاهی شیفت اجباری هم داشته باشند، این موضوع باعث خستگی بیش از اندازه پرستاران می‌شود و علاوه بر صدمات جسمی و روحی از نظر دوری از خانواده نیز دچار مشکل و آسیب می‌شوند.»

علیرضا سعادت‌جو «مهاجرت پرستاران، ابتلا به کرونا و شهید خدمت شدن آن‌ها، بازنشسته شدن پرستاران و افزایش تخت‌های بیمارستانی» را عوامل کاهش قابل‌توجه تعداد پرستاران نسبت به هر تخت بیمارستانی خواند که به تا‌ٔیید او به صورت متقابل به مهاجرت پرستاران از ایران دامن زده است. او خواهان توجه ویژه «مسئولان» به مشکلات معیشتی و مطالبات پرستاران شد و گفت:‌

«کمبود نیروی انسانی در پرستاری می‌تواند باعث کاهش کیفیت خدمات در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی شود، زیرا وقتی نیرو خسته باشد، طبیعتا نمی‌تواند خدمات مطلوبی هم ارائه دهد و از این نظر نیز بیمار دچار آسیب می‌شود و هم پرستار پیش از موعد فرسوده خواهد شد. البته این موارد به نوبه خود می‌تواند دلیلی برای مهاجرت پرستاران باشد.»

به گفته محمد میرزابیگی، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، نظام سلامت و درمان ایران با ‌بیش از صد هزار نفر کمبود پرستار روبه‌روست. به تأیید او در حالی که طبق استانداردهای جهانی سرانه تعداد پرستار به ازای هر تخت بیمارستانی حداقل ۲,۵ نفر تعیین شده است، این رقم در ایران کمتر از یک و ۰,۸ است.

سه‌شنبه هفته گذشته سیف‌الله مرادی، مدیرکل منابع انسانی وزارت بهداشت هم هشدار داده بود که کمبود نیرو در وزارت بهداشت، می‌تواند به «آشفتگی در بیمارستان‌های کشور» منجر شود. او گفته بود در حوزه درمان بیش از ۲۴ هزار نفر، در حوزه بهداشت بیش از ۶۰ هزار نفر و در سایر حوزه‌ها نزدیک به ۱۷ هزار نفر کمبود نیرو وجود دارد.

پرستاران سال‌هاست خواهان اجرا شدن قانون تعرفه‌گذاری خدمات درمانی و رفع تبعیض میان پرستاران شرکتی و رسمی‌اند. مطالبه‌هایی که نادیده‌گرفته شده است. پرستاران به‌واسطه قراردادهای موقت، شرکت‌های پیمانکاری که پرستاران را با حقوق اندک در برابر ساعات کار طولانی استثمار می‌کنند، تأخیر در پرداخت‌های فوق‌العاده و مزایای شغلی، نداشتن حق شیفت و سختی کار پرستاران از حقوق خود از جمله در همه‌گیری سخت و مرگبار کرونا در ایران محروم نگه‌داشته شده‌اند.

طبق گزارش‌های رسمی بالغ بر ۱۲۵ هزار پرستار در موج‌های متعدد همه‌گیری کرونا در ایران و در حالی که با کبود وسائل پیشگیری درگیر بودند، به کووید۱۹ مبتلا شدند. مقام‌های مسئول تنها مرگ نزدیک به ۱۲۰ پرستار را گزارش کرده‌اند. وضعیت وخیم کار پرستاران، بدون هیچ توجه ویژه‌ای «ایثار» خوانده شده و نظام سلامت و درمان دست‌کم پنج‌هزار تن از آن‌ها را که اغلب با قراردادهای ۸۹ روزه مشغول به کار بودند، پس از فروکش‌کردن همه‌گیری اخراج کردند.

محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار این اخراج‌ها را «اوج بی‌اخلاقی» خواند اما اعتراض او نتوانست جلوی خانه‌نشین‌شدن پرستاران را بگیرد.

محمد شریفی مقدم در آخرین مصاحبه خود با روزنامه رسالت اعلام کرد‌ وزارت بهداشت و سازمان امور استخدامی با تکیه بر قراردادهای موقت در ۹سال، نزدیک به ۱۰۰هزار پرستار را بیکار کردند و تنها در سال ۹۹، ۱۲ تا ۱۳ هزار پرستار را استخدام کردند، «در این مدت، ۴۰هزار تخت به بیمارستان‌ها اضافه شد».

او با اشاره به این‌که طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی کمبود نیروی پرستار ارتباط مستقیمی با افزایش مرگ‌ومیر دارد تأکید کرد:

«نیروی انسانی مهم‌ترین نقش را در نظام سلامت ایفا می‌کند و به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی شناخته می‌شود. اگر تعداد پرستاران ما به میزان دو برابر افزایش یابد، تازه مردم ما در شرایط معمولی حداقل مراقبت‌ها را دریافت می‌کنند. اما شما می‌بینید که امسال هیچ آزمونی برای جذب نیروی پرستار برگزار نشده و در ۷ سال اخیر تنها سال ۱۳۹۹ حدود ۱۳ هزار پرستار جذب شدند.»

شریفی مقدم درباره وضعیت کنونی کمبود پرستار گفت:

«پرستاران ما به‌ویژه در موج‌های اول تا سوم باوجود کمبود تجهیزات و امکانات جانشان را کف دست گرفتند، اما وزارت بهداشت آن‌ها را در قالب قراردادهای ۸۹ روزه استثمار کرد، درصورتی‌که با انعقاد قرارداد ۹۰ روزه، آن‌ها از حداقل‌های قانون کار بهره‌مند می‌شدند، لذا پرستاران ما اکنون با آغاز موج هشتم به‌شدت بی‌انگیزه و فرسوده‌اند و تمایلی به ایفای نقش ندارند.»

به گفته او در حالی که بیشتر بار همه‌گیری‌ها بر پرستاران تحمیل می‌شود، ۸۰ درصد آن‌ها در مراکز درمانی مورد خشونت‌‌‌های کلامی و فیزیکی قرار می‌گیرند و به خاطر انجام کار سخت و پرتنش به واریس، دیسک کمر و دردهای مفاصل مبتلا می‌شوند.

دبیرکل خانه پرستار همچنین به شیوع افسردگی و اضطراب در میان پرستاران و تبعیض مضاعف بر زنان پرستاری که مادرند اشاره کرد و گفت:

مشکل جامعه بهداشت و درمان، تبعیض، بی عدالتی، تعارض منافع و عدم شفافیت و پاسخگو نبودن است.

بیمارستا‌ن‌های ایران در شرایط کنونی علاوه بر افزایش شیوع زیرسویه‌های جدید ویروس کرونا با افزایش مراجعه بیماران مبتلا به بیماری‌های تنفسی از جمله کودکان روبه‌رو هستند. وزارت بهداشت در آخرین گزارش روز سه‌شنبه خود از ابتلای ۱۰۹ نفر به کووید۱۹ و مرگ هفت تن از مبتلایان در فاصله ۲۴ گذشته خبر داد. این وزارتخانه اما از مراجعه شهروندانی که مازوت‌سوزی و آلودگی هوا در شهرهای بزرگ و صنعتی راهی بیمارستان می‌کند یا جانشان را می‌گیرد آماری ارائه نمی‌کند. با این‌حال مقام‌های محلی به تأثیرات آلودگی ‌هوا بر سلامتی شهروندان و چندبرابر شدن مراجعه و مرگ و میر بیماران تنفسی و قلبی اذعان می‌کنند. وضعیتی که فشار کاری را بر پرستاران تحت استثمار و تبعیض افزایش داده است.

محکومیت نازنین کی نژاد، از حبس و ممنوع الخروجی تا محرومیت های اجتماعی

نازنین کی نژاد، مترجم توسط دادگاه انقلاب تهران، به ۴ سال حبس، ٢ سال ممنوعیت خروج از کشور و سایر مجازات های تکمیلی محکوم شد.

به گفته بابک رضاخانی، همسر خانم کی نژاد، وی توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، به تحمل ۴ سال حبس، ٢ سال ممنوعیت خروج از کشور، ٢ سال ممنوعیت عضویت در احزاب و گروه‌ ها و ٢ سال ممنوعیت فعالیت در شبکه‌های اجتماعی محکوم شد.

نازنین کی نژاد، مترجم در تاریخ ۱۶ مهر ماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی مدتی بعد به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

۱۴۰۱/۱۰/۲۰ هرانا

احسان پیربرناش، روزنامه نگار به ۱۸ سال حبس محکوم شد

امروز سه شنبه ۲۰ دی ماه، احسان پیربرناش، روزنامه‌ نگار و طنزنویس توسط دادگاه انقلاب ساری به ۱۸ سال حبس محکوم شد. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر، با اعمال ماده ۱۳۴ مجازات قانون اسلامی، ۱۰ سال حبس برای وی قابل اجرا خواهد بود.

بهناز میرمطهریان، همسر آقای پیربرناش اعلام کرد: “احسان پیربرناش علیرغم تایید پزشکان مبنی بر عدم توانایی تحمل حبس، توسط دادگاه انقلاب ساری به ۱۸ سال حبس محکوم شده که ۱۰ سال از آن قابل اجراست.”

احسان پیربرناش در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۱، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۱۸ آبان ماه، به زندان قائم شهر منتقل شده بود.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی حاصل نشده است.

۱۴۰۱/۱۰/۲۰ هرانا

امیر چمنی، فعال مدنی و کارگری اهل تبریز را کماکان در زندان نگه داشته‌اند

امیر چمنی، فعال مدنی ساکن‌ تبریز بازداشت شد

امیر چمنی یکی از فعالان مدنی و کارگری روز یکشنبه ۱۵ آبان‌ ۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی شهر تبریز در خیابان بازداشت و به زندان تبریز منتقل شده است. امیر چمنی را بعد از بازجویی برای اجرام حکم یک سال حبس، که سال ۹۷ صادر شده بود، به زندان مرکزی تبریز منتقل کرده‌اند. پیش‌تر همزمان با انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، به اتهام توهین به ریاست جمهوری، حکم چهل ضربه شلاق امیر چمنی به اجرا در آمد. این شهروند تبریزی به جرم نوشتن مطالب انتقادی و فعالیت‌هایش میدانی‌اش بارها بازداشت شده است. از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» او نیز در کنار بسیاری از کنشگران، خبرنگاران، هنرمندان و شهروندانی که خواستار آزادی و برابری و رفع اسثتمارند بازداشت شده‌ است تا نتواند به فعالیت‌های مدنی‌اش در جنبش جاری ادامه دهد. حاکمیت با دستگیری‌ها، تهدیدها، کشتارها و اعدام‌ها کوشیده قیام ژینا را خاموش کند اما تلاش‌هایش تاکنون بیهوده بوده است.

۱۹ دی ۱۴۰۱ رادیو زمانه