گزارشی از وضعیت حسین (داریوش) شهروی، کارگر زندانی: خوراندن «قرص» و نگهداری در «اتاق مرگ»

این کارگر اهل تهران در شب چهلم ژینا (مهسا) امینی، در حالی که از سر کار به خانه بازمی‌گشت، بازداشت شد. او را مورد شکنجه‌های جسمی و روحی به منظور اخذ اعتراف اجباری قرار داده‌اند.

این روایت محبوبه شهروی، خواهر حسین (داریوش) شهروی زندانی سیاسی است که از روز چهارم آبان ماه در بازداشت موقت به سر می‌برد.

خواهر این شهروند بازداشتی در ادامه این روایت در صفحه اینستاگرام خود، «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی و خارجی»، و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» را دو اتهام حسین شهروی اعلام کرده است.

حسین شهروی، کارگر «کار در ارتفاع» است و اکنون به گفته یک منبع مطلع، همین شغل بهانه‌ای برای پرونده‌سازی علیه او شده است. به گفته این منبع که با زمانه گفت‌وگو کرده، بازجویان برای اعتراف‌گیری از حسین شهروی، علاوه بر تزریق اجباری آمپول و خوراندن قرص، او را در «اتاق مرگ» انداخته‌اند که در ادامه خواهیم دید چگونه اتاقی است.

کارگران کار در ارتفاع، با بالا رفتن از ساختمان‌های بلند مرتبه، به وسیله بالابر و یا طناب، به کارهایی مثل رنگ‌آمیزی و تعمیر این ساختمان‌ها می‌پردازند.

منبع مطلع و نزدیک به خانواده حسین شهروی، در مورد جزئیات بازداشت این جوان ۲۸ ساله می‌گوید او روز چهارم آبان، به همراه صاحب کار و یکی از دوستان خود، در محله تهران‌پارس بازداشت شد. ما در این گزارش، برای رعایت مسائل امنیتی، برای صاحب کار حسین شهروی، از نام مستعار «علی» و برای فردی که آن روز در خودرو آن‌ها حضور داشت، از نام مستعار «شقایق» استفاده می‌کنیم.

بازداشت، به اتهام همراه داشتن سطل رنگ و آچار در خودرو

منبع مطلعی که با زمانه گفت‌وگو کرده می‌گوید:

«حسین روز چهارم آبان، حدود ساعت ۱۰ شب بعد از پایان کار، با ماشین علی صاحب کار خود به درب منزل صاحب کار او می‌روند. پشت ماشین، ابزارهای کار مثل تینر، بنزین، انواع آچار، سطل رنگ و بنزین بود. وقتی آن‌ها به درب منزل علی در تهران‌پارس رسیدند، او گفت می‌رود همسر خود را صدا می‌زند تا به همراه او حسین را به منزل خود برسانند.»

روز چهارم آبان، چهلمین روز مرگ مهسا امینی بود و بسیاری از شهرهای ایران، از جمله تهران، به صحنه برگزاری تجمعات گسترده تبدیل شد.

این منبع مطلع در ادامه روایت بازداشت همراه با ضرب و شتم حسین شهروی می‌گوید:

«همین که علی به داخل خانه خود می‌رود، تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی از روبه‌روی ماشینی که حسین داخل آن بود، رد شدند و یکی از لباس شخصی‌ها با اشاره به ماشین پیکاپی که حسین و شقایق سوار آن بودند، گفت این ماشین مشکوک است. همان لحظه علی، صاحب کار حسین از خانه بیرون آمد. لباس شخصی‌ها به ماشین حمله کردند و لباس حسین را روی سرش کشیده و به دستان خانم همراه آن‌ها هم دستبند زدند. هر چقدر که حسین توضیح داد که این ماشین متعلق به صاحب کار او است و وسایل داخل آن هم وسایل کار است، فایده نداشت و لباس شخصی‌ها پشت فرمان همان ماشین نشسته و حرکت کردند. بعدا فهیدیم شقایق، خانمی که سوار ماشین بود را وسط راه پیاده کردند که البته چند روز بعد دوباره او به همراه علی صاحب کار حسین در منزل بازداشت شدند.»

بازداشت حسین (داریوش) شهروی را حدود ساعت دو بامداد، علی با تماس تلفنی به خانواده او اطلاع می‌دهد. خانواده این زندانی تا صبح فردا به پاسگاه‌ها و نهادهای امنیتی محتلف برای پیدا کردن اثری از فرزند خود مراجعه می‌کنند، اما بی‌نتیجه بود. جمعه ششم آبان، یعنی دو روز بعد از بازداشت، زنگ تلفن منزل پدر و مادر حسین شهروی به صدا در آمد و صدای ضبط شده‌ای اعلام کرد: «این تماس از ندامتگاه تهران بزرگ است.»

از تهدید خانواده، تا «اتاق مرگ» برای اعتراف اجباری

جمعه شش آبان، تماسی که با خانواده حسین شهروی گرفته شد، پشت تلفن حسین بود که از انتقال خود به زندان تهران بزرگ، و شکنجه شدید خود خبر داد: «حسین در این تماس کوتاه گفت، خیلی کتک خوردم و نمی‌دانم به چه اتهامی بازداشتم کردند.»

حسین شهروی تا تقریباً دو هفته بعد در زندان تهران بزرگ نگهداری شد و بعد از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین که تحت نظارت وزارت اطلاعات است منتقل،و دوباره دوشنبه ۱۱ دی ماه، به زندان تهران بزرگ برگردانده شد.

از این منبع مطلع در مورد شکنجه جسمی و روحی حسین (داریوش) شهروی در زندان تهران بزرگ، در روزهای ابتدایی بازداشت او پرسیدیم. قرار گرفتن در «اتاق مرگ» و دادن اخبار دروغ در مورد اعتراف «علی و شقایق» علیه او تنها یکی از این شکنجه‌ها بود:

«دو سه روز بعد از اولین تماس، حسین دوباره با حال بد با منزل پدر و مادر خود تماس گرفت. او گفت من را به یک اتاق که خود مأموران به آن “اتاق مرگ” می‌گفتند، بردند. اتاقی با دیوارهای سفید بود که یک صدای بلند از پشت میکروفن می‌گفت فرزندم تو مُردی. حسین گفت من داد می‌زدم که نه من نمُردم. این‌ها را خیلی کوتاه گفت و تلفن را قطع کرد.»

به گفته این منبع، او در همان تماس از فشار زیاد بازجویان برای اعتراف سخن گفت:

«حسین در تماس‌هایی که چند روز بعد با خانواده داشت، گفت بازجویان مدعی شدند از او و همکارانش فیلم و عکس در حال شعار دادن در خیابان دارند که او قبول نکرده و گفته ما در حال بازگشت از محل کار خود بودیم. به او گفته بودند تو با وسایلی که در ماشین داشتی، مثل رنگ، آچار، بنزین، تینر و… قصد پشتیبانی از معترضان را داشتی. آن‌ها به دروغ به حسین گفتند علی و شقایق علیه او اعتراف کردند. حسین تحت فشار شکنجه‌های روانی و جسمی، گفته‌های بازجویان در مورد اعتراف دوستانش علیه خود را باور کرده بود. تا این حد که وقتی خانواده به او گفتند، علی و شقایق آزاد هستند، تعجب کرد.»

تا تقریباً یک هفته بعد حسین شهروی حتی از اتهامات خود خبر نداشت. یک هفته بعد، یعنی در اواسط آبان ماه، دو اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی و خارجی» و «بر هم زدن نظم عمومی» از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای شهید مقدسی به او اطلاع داده شد.

دهم آبان ماه، دوستان حسین که شب چهارم آبان به همراه او در خودرو بودند، بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. آن‌ها البته چند روز بعد از زندان آزاد شدند.

حسین شهروی در تماس دیگری با خانواده از زندان تهران بزرگ، نشانه‌هایی از تهدید پدر و مادر خود از سوی بازجویان را بروز می‌دهد:

«حسین در یک تماس دیگر گفت، یک برگه گذاشتند رو به روی‌اش و گفتند که علی، صاحب کار او در برگه بازجویی نوشته خودرو و ابزار کار متعلق به خود او است. خانواده حسین که از بازداشت علی و شقایق تا آن روز بی‌اطلاع بودند، به او گفتند که هیچ کدام از دوستانت بازداشت نیستند. از صحبت‌های حسین پشت تلفن مشخص بود که پدر و مادر او را تهدید کرده‌اند. مثلا او بارها با نگرانی پرسید حال مامان و بابا خوب است؟»

بعد از آزادی علی، صاحب کار حسین شهروی و شقایق از زندان اوین، مشخص شد که آن‌ها هیچ اعترافی علیه او نکرده‌اند.

حسین شهروی از ۱۷ آبان از زندان تهران بزرگ، به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او در نخستین تماس تلفنی با خانواده از زندان اوین گفت که «در یک اتاق» به صورت انفرادی نگهداری می‌شود.

آن‌گونه که این منبع می‌گوید، حسین شهروی دست کم دو بار از خوراندن اجباری قرص و تزریق آمپول به خود از سوی زندانبانان در زندان اوین سخن گفته است. نخستین بار تقریباً سه هفته پیش بود:

«خانواده حسین پنج‌شنبه ۲۴ آذر به ملاقات او در اوین رفتند. ملاقات کابینی بود. حال روحی او خیلی بد به نظر می‌رسید و پشت تلفن گریه کرد. خواهر او از پشت شیشه با ایما و اشاره دست پرسیده به تو آمپول می‌زنند؟ داریوش این موضوع را تایید کرد. دوباره خواهر او با اشاره درباره خوراندن قرص پرسیده که باز هم او پاسخ مثبت داد.»

این بار حسین شهروی از طرح اتهامات جدید به خود حرف زده بود:

«حسین به خانواده خود گفت در جلسه بازپرسی به او فشار آوردند که بپذیرد خود و همکارانش با یک تیم کار می‌کنند و با رسانه‌های بی‌بی‌سی فارسی و دیگر رسانه‌های خارج از کشور در ارتباط هستند.»

از روز ۲۹ آذر بازجویی حسین شهروی به پایان رسیده و بازجو وعده داده که در روزهای آینده به خانواده او برای تودیع وثیقه اطلاع داده می‌شود. هنوز چنین اتفاقی رخ نداده است.

پایان بازجویی امّا پایان شکنجه این جوان بازداشتی نبود. حسین شهروی، کارگر زندانی مجددا سه‌شنبه ششم دی‌ماه در تماس تلفنی با خانواده، از حال وخیم خود خبر داد:

«اصلا حال خوبی نداشت. از خواهرش پرسیده تو می‌دانی من چرا این‌جا هستم؟ هاله سیاهی در ذهنم است. سرم سنگین است. خواهرش او یاداوری کرده که روز چهارم آبان در حال بازگشت از محل کار در محله تهران‌پارس بازداشت شده است.»

حسین (داریوش) شهروی، از روز دوشنبه ۱۱ دی، برای بار دوم به زندان تهران بزرگ بازگردانده شد. او در تماسی با خانواده از قول زندانبانان گفته می‌تواند با ارائه وثیقه به صورت موقت از زندان آزاد شود. با این حال خانواده این زندانی که برای تودیع وثیقه به این دادسرا مراجعه کردند، با درهای بسته روبه‌رو شدند. از آن‌سو در همین روز دوشنبه ۱۱ دی‌ماه، کیفرخواست این زندانی سیاسی با اتهاماتی که خواهر او قبلاً در اینستاگرام اعلام کرده بود، صادر شده است، امّا هیچ خبری از تاریخ و تعیین شعبه دادگاه او نیست. همه این‌ها به معنی تداوم بازی روانی دستگاه امنیتی با یک شهروند زندانی و خانواده او است، آن هم در روزهایی که دادگاه‌های فرمایشی، در حال صدور احکام سنگین برای معترضان هستند.

۱۳ دی ۱۴۰۱ رادیو زمانه

مشکل معوقات مزدی کارگران سیمان آباده ادامه دارد

هستند.

مشکل معوقات مزدی کارگران سیمان آباده ادامه دارد

به گزارش ایلنا، از قرار معلوم کارگران شاغل در کارخانه سیمان آباده در استان فارس برای دریافت حقوق با مشکل مواجه هستند. میثم خداد داد (فرماندار شهرستان آباده) در تشریح مشکلات این کارخانه و کارگران آن در گفتگو با سایر رسانه‌ها گفت: کارخانه سیمان آباده دچار مشکلات مدیریتی است و مدیریت ضعیف باعث شده جدا از پرداخت نشدن سود سهام سهامداران، معوقات مزدی ۹ ماهه کارگران نیز پرداخت نشود.

به گفته وی، در پیگیری مطالبات هیچیک از مسئولان کارخانه  به کارگران پاسخگو نیستند و زمانی که ما به اتفاق مقامات امنیتی و قضائی شهرستان برای پیگیری مشکلات ایجاد شده به کارخانه سیمان آباده مراجعه کردیم، با بی‌اعتنایی مدیران کارخانه مواجه شدیم.

او با بیان اینکه وضعیت تولیدات این کارخانه خوب است و توانایی مالی پرداخت حقوق کارگران را دارد، افزود: میزان فروش سیمان در این کارخانه در سال۹۸ حدود ۳۰۸ هزار تن، در سال ۹۹ حدود ۲۹۹ هزار تن، در سال ۱۴۰۰ حدود ۲۱۱ هزارتن و در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۷۸ هزار تن بوده است که بر این اساس می‌شود گفت این کارخانه با برنامه‌ریزی بهتر؛ امکان پرداخت حقوق کارگران را داشته است.

خداداد گفت: ️طی سالیان گذشته کمک‌ها و مساعدت‌های فراوانی به این کارخانه در حوزه پرداخت معوقات آب، برق و گاز و همچنین موضوعات مالیات و بیمه‌ای صورت گرفته اما متاسفانه بعضا معوقات ۹ماهه کارگران پرداخت نشده که جای تاسف است.

وی ادامه داد: ️وضعیت عمرانی و بهداشتی کارخانه نیز که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و محیط کاری کارگران بسیار نامناسب است و موضوع کارخانه سیمان و پرداخت معوقات کارگران را تا حصول نتیجه و بطور جدی پیگیری خواهیم کرد.

۱۴۰۱/۱۰/۱۳ ایلنا

میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق را بازداشت کردند

میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق در یازدهم دی ماه پس از احضار به دادسرای اوین بازداشت شد.

در ادامه سرکوب روزنامه‌نگاران در ایران صبح یکشنبه ۱۱ دی نیروهای امنیتی میلاد علوی، خبرنگار روزنامه شرق را که به دادسرا رفته بود، بازداشت کردند.

ماموران امنیتی پیش از این در ۲۲ آذر به خانه علوی رفته و در آنجا وسایل شخصی از جمله گوشی تلفن همراه و لپ‌تاپ او را ضبط کرده بودند.

بر بنیاد گزارش فدارسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران او شصت و چهارمین روزنامه‌نگاری است که از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی در ایران بازداشت می‌شود. نیمی از روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده را از زمان بازداشت همچنان در زندان حبس کرده و به تحمل کیفر محکوم کرده‌اند.

علی مجتهدزاده، وکیل ویدا ربانی، یکی از روزنامه‌نگاران بازداشتی، روز شنبه دهم دی ماه در توییتر از صدور حکم شش سال حبس بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و پانزده ماه حبس دیگر بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای موکل خود خبر داد.

نیروهای امنیتی دوم آبان این روزنامه‌نگار را بازداشت و در ۲۹ آذر او را در یک دادگاه غیر شفاف محاکمه کردند.

چندین روزنامه‌نگار دیگر از جمله الهه محمدی، نیلوفر حامدی و نازیلا معروفیان که در ارتباط با گزارش‌هایی از قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی بازداشت شدند، در انتظار صدور حکم هستند.

مجلس شورای اسلامی ایران همزمان با شدت گرفتن سرکوب روزنامه‌نگاران، طرحی را برای ایجاد محدودیت‌های بیشتر و جرم‌انگاری بسیاری از فعالیت‌های رسانه‌ای بررسی می‌کند. بر اساس طرح «پیگیری حقوقی و قضایی اخبار کذب در فضای مجازی» آنچه که نویسندگان این طرح «بزرگ‌نمایی» رویدادها خوانده‌اند، جرم‌انگاری خواهد شد.

در پیوند با همین موضوع هیئت وزیران نیز بر آن است «لایح جامع روزنامه‌نگاری» را تا پایان دی ماه امسال به مجلس شورای اسلامی بفرستد. جزئیات این لایحه و طرح نمایندگان مجلس هنوز فاش نشده است و همین موضوع انتقاد انجمن صنفی روزنامه‌نگاران که به یک نهاد صنفی غیرفعال و در بیشتر مواقع ساکت در برابر سرکوب روزنامه‌نگاران بدل شده است را هم برانگیخته است. این نهاد صنفی در انتقاد از غیرشفاف بودن طرح مجلس و لایحه دولت در یک بیانیه نوشته است: «به نظر می‌رسد تلاش بر این است که این مقررات مهم تا زمان طرح در صحن مجلس از دید مردم و خصوصاً اهالی رسانه و روزنامه‌نگاران مکتوم و پوشیده بماند و زمان مؤثری برای واکنش‌های کارشناسی منتقدان باقی نگذارد.»

بر بنیاد آخرین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز ایران بار دیگر به فهرست پنج زندان بزرگ روزنامه‌نگاران بازگشته است. این سازمان ناظر بر وضعیت آزادی رسانه و روزنامه‌نگاران در سراسر جهان، شمار روزنامه‌نگاران زندانی در ایران در سال ۲۰۲۲ را ۴۷ نفر اعلام کرده است که حداقل ۱۸ تن از آنان زنان روزنامه‌نگار هستند. ۱۵ تن از زنان روزنامه‌نگار پس از آغاز خیزش زن، زندگی، آزادی بازداشت و زندانی شده‌اند. مریم وحیدیان، خبرنگار حوزه کارگری از جمله روزنامه‌نگاران زندانی بود که به تازگی به قید وثیقه از زندان بیرون آمده است.

اخراج از کار و مشکلاتِ معیشتی و در یک کلام “استیصال”/ کارگرانی که از ادامه زندگی انصراف می‌دهند

انتشار خبر خودکشیِ دو کارگر در یک هفته و همچنین آمارِ بالای اخبار منتشر شده از خودکشیِ کارگران از ابتدای سال تا کنون را باید زنگِ خطری جدی دانست. خودکشی‌هایی که عمده‌ترین علت آن‌ها اخراج از کار و مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی است.

اخراج از کار و مشکلاتِ معیشتی و در یک کلام "استیصال"/ کارگرانی که از ادامه زندگی انصراف می‌دهند

به گزارش خبرنگار ایلنا، «آرش تبرک»، یکی از کارگران شرکتی پتروشیمی چوار ایلام، روز دوشنبه پنجم دی ماه، به زندگی خود پایان داد. این سومین خودکشیِ کارگریِ امسال در کارخانه‌ی پتروشیمی چوار است. «محمد منصوری» و «علی‌محمد کریمی» دو کارگرِ دیگر این کارخانه نیز پیشتر در شانزدهم و هفدهم مردادماه به فاصله‌ی یک روز دست به خودکشی زدند.

اگرچه روابط عمومی پتروشیمیِ چوار ایلام، علتِ خودکشیِ این کارگرِ جوان را بی‌ارتباط با کارخانه دانسته، اما برخی از کارگرانِ این کارخانه تأکید دارند که آرش درپیِ اخراجِ یک شبه، دست به خودکشی زده است. آن‌ها می‌گویند: برخی حتی برای بازگشتِ او به کار پادرمیانی کردند و از حالِ بد آرش گفتند اما با لغو ممنوع‌الورودی این کارگر مخالفت شد.

رامین اناری، نماینده کارگران قراردادی و شرکتی، نیز در تماس با «ایلنا» از پیگیریِ این موضوع خبر داد و گفت: مورد خودکشی در پتروشیمی چوار را پیگیری کردیم و متوجه شدیم آرش تبرک، وقتی برای کار به کارخانه مراجعه می‌کند، متوجه می‌شود که جای او کسی دیگر را جایگزین کرده‌اند! اناری همچنین از خودکشیِ راننده استیجاری شهرداری ارومیه خبر می‌دهد و می‌گوید: این راننده نیز به فاصله‌ی چند روز بعد از خودکشیِ کارگر پتروشیمیِ چوار به دلیلِ مشکلات اقتصادی و معوقات مزدی دست به خودکشی می‌‎زند.

انتشار خبر خودکشیِ دو کارگر در یک هفته و همچنین اخبار منتشر شده از خودکشیِ کارگران از ابتدای سال تاکنون را باید زنگِ خطری جدی دانست. خودکشی‌هایی که عمده‌ترین علت آن‌ها اخراج از کار و مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی است. از یکسو مشکلاتِ معیشتی کارگران را در تنگنا قرار داده و از طرفی دیگر نبودِ امنیتِ شغلی و آمار بالای بیکاران، موقعیتِ آن‌ها را در بازار کار متزلزل کرده است.

بیکار کردنِ کارگران هم آسان است و هم قانونی؛ کافیست زمانِ قرارداد – که معمولا یه ماهه تا سه ماهه است – به پایان برسد، آنوقت هیچ اراده‌ای نمی‌تواند مقابل کارفرما بایستد و مانع اخراج کارگر شود! به همین دلیل وقتی کارگری یک شبه بیکار می‌شود و جای او را کارگری دیگر می‌گیرد، کارگرِ اخراج شده دیگر امیدی برای بازگشت به کار ندارد. حالا تصور کنید کارگرِ اخراج‌شده در شهری مثل ایلام زندگی کند و احتمال پیدا کردنِ کار برایش محدود باشد. کنار همه‌ی اینها، مشکلاتِ معیشتیِ را هم قرار بدهید؛ تصور کنید یک شبه متوجه می‌شوید که از فردا دیگر قرار نیست همین حداقل حقوقی که کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد، دریافت کنید. شاید «آرش تبرک»، کارگرِ جوانِ کارخانه‌ی چوار ایلام را باید در چنین موقعیتی دید.

بیش از ۹۰ درصدِ کارگران به دلیلِ قانونی بودنِ قراردادهای موقت، در معرضِ اخراج‌های یک شبه قرار دارند و ممکن است فردا همین حداقل حقوق را هم نداشته باشند! کارگرانی که به دلیلِ موقت بودنِ قراردادهایشان حتی نمی‌توانند ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق خود را مطالبه کنند.

اتفاقی که برای آرش تبرک، محمد منصوری و علی‌محمد کریمی افتاد برای برخی دیگر از کارگران نیز افتاده است؛ اوایل امسال سه کارگرِ یک کارخانه‌ی پتروشیمی، با سابقه‌ی بالای ۱۵ سال کار، به دلیلِ نوشتنِ نامه‌‎ای به استاندار و درخواست برای افزایش حقوق خود، از کار بیکار شدند و با وجود نامه‌های بسیاری که به وزیر و وکیل و نماینده‌ی شهرشان نوشتند، هنوز نتوانسته‌اند به کار برگردند. به جرأت می‌توان گفت که کارگران زیادی چنین موقعیتی را تجربه کرده‌اند؛ کارگرانی که بعد از اخراجِ یک شبه، به استیصال افتاده‌اند.

اینجاست که مدافعانِ سیاستِ تعدیل اقتصادی و موافقانِ موقت‌سازیِ قراردادهای کار، فریز مزدی، آزادسازی قیمتها، و حامیانِ حضورِ پرقدرتِ پیمانکاران باید به این سوال پاسخ بدهند که آنچه تا به امروز اجرایی شده جز ناامیدی و بیچارگی برای کارگران چه دستاوردِ دیگری داشته است؟ تولید افزایش یافته یا رشد اقتصادی حاصل شده؟! آن‌ها که سوار شدن بر گرده‌ی کارگران را تنها راه پیشرفت می‌دانند، به کدام یک از اهداف خود رسیده‌اند؟

کسانی که افزایشِ حداقلیِ دستمزد را عامل تورم می‌دانند و معتقدند باید به سیاستِ انقباضِ دستمزدها ادامه داد، بگویند برای کارگری که با سه شیفت کار باز هم نمی‌تواند از پسِ حداقلی‌ترین هزینه‌های زندگی بربیاید، چه برنامه‌ای دارند؟ آن‌ها که می‌گویند قوانینِ تضعیف‌شده‌ی کار و تأمین اجتماعی به ضرر کارفرما و تولید است و در پیِ اصلاحِ آن هستند بگویند برای کارگری که بعد از ۱۵سال کار اخراج می‌شود، و یا کارگری که بعد از ماه‌ها کار نمی‌تواند دستمزدِ خود را از کارفرما بگیرد چه برنامه‌ای دارند؟ مخالفانِ حذف پیمانکاران و سروسامان دادن به قراردادهای کار بیایند و بگویند نسخه‌شان برای کارگرانی امنیتِ شغلی ندارند، چیست؟

 

اعتراض کارکنان رسمی صنعت نفت به عدم محقق شدن وعده‌های مسئولین

کارکنان رسمی صنعت نفت پس از محقق نشدن وعده‌های مسئولین اقدام به اعتراض و دست کشیدن از کار کردند

کارکنان رسمی صنعت نفت در اعتراض به محقق نشدن وعده‌های مسئولین از انجام کارهای جاری خود امتناع کردند. این اقدام در اعتراض به محقق نشدن وعده‌های مسئولین در ماه‌های گذشته است. طبق فراخوان کارکنان رسمی صنعت نفت هیچ کار تعمیراتی انجام نخواهد شد و نیروهای ایمنی نیز مجوزی پرمیتی صادر نخواهند کرد. واحدهای ستادی نیز تنها اقدامات مربوط به پرسنل را انجام می‌دهند.

کارکنان رسمی صنعت نفت خواهان اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت و پرداخت بک پی ‌می‌باشند. آنها همچنین خواهان حذف مالیات اضافه بر حقوق و حذف سقف حقوقی می‌باشند. پیش از این کارکنان صنعت نفت خواهان افزایش حقوق و دستمزد و پرداخت پاداش بازنشستگی شده بودند. این کارکنان پیش از این خواستار بهبود خدمات رفاهی، بهداشت، درمان و ابطال اساسنامه صندوق نفت شده بودند.

اعتراضات ادامه دار کارکنان رسمی صنعت نفت

کارکنان رسمی صنعت نفت پیش از این در شهریور و مهر، آبان و آذرماه نیز در اعتراض به محقق نشدن وعده‌های مقامات وزارت نفت چندین روز در اعتصاب بودند. اما هر بار مقامات دولتی به آنها وعده محقق کردن خواسته‌هایشان را داده بودند.

این اعتصاب در حال گسترش است که در صورت دریافت، خبر را تکمیل می‌کنیم.

اعتراض کارکنان رسمی صنعت نفت به عدم محقق شدن وعده‌های مسئولین
اعتراض کارکنان رسمی صنعت نفت به عدم محقق شدن وعده‌های مسئولین

خیزش سراسری همچنان ادامه دارد

خیزش سراسری صدمین روز خود را پشت سر گذاشت. اکنون بر همگان واضح شده است، شرایط هیچگاه به قبل از آغاز قیام برنخواهد گشت. اعدام معترضین نشان داد که این حکومت تنها زبان قهر را می‌فهمد و هرگونه مماشات با آن تنها به جری‌تر شدن و پیشروی خامنه‌ای خواهد انجامید.

با استمرار قیام، آتش زدن مراکز حکومت و مجازات نیروهای سرکوبگر افزایش چشمگیری داشته است. این وضعیت نشان‌دهنده تغییر فاز و تعرضی شدن اقدامات جوانان معترض است. گسترش و تعمیق اعتراضات نشان می‌دهد، حکومت در بن‌بست قرار گرفته و مردم عزم جزم برای تغییر این حکومت دارند.

۱۰ دی, ۱۴۰۱ ایران کارگر

لینک نشریه بشریت کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، به شماره ۲۶۵

کلیپ صوتی و تصویری صدای زندانیان باشیم، پیام ولی ۵ دی ۱۴۰۱

اطلاعیه شماره ۱۵۲۱ در حمایت از اعتراضات سراسری مردم ۱۴۰۱

کارکنان رسمی پالایشگاه نفت آبادان دست به تجمع اعتراضی زدند

See the source image

بنا بر گزارش اتحادیه آزاد گارگران، امروز شنبه ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۱، کارکنان رسمی شاغل در پالایشگاه نفت آبادان در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان مجدداً و مطابق فراخوان از پیش اعلام شده مقابل ساختمان مرکزی شرکت پالایش نفت آبادان گرد هم آمدند. اتحادیه آزاد کارگران افزوده است که مطابق فراخوان اعتصاب، قرار است که امروز همزمان با برگزاری تجمعاتی، پرسنل بهره‌برداری هیچگونه درخواست کار تعمیراتی صادر نکنند، همکاران تعمیراتی هیچگونه کار تعمیراتی انجام ندهند، نیروهای ایمنی هیچگونه مجوز پرمیتی صادر نکنند و واحدهای ستادی تنها به اعمالی که مستقیماً به پرسنل مربوط است بپردازند. کارکنان رسمی صنعت نفت خواستار اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت و پرداخت بک‌پی آن، حذف مالیات زیاد از حقوق‌ها، حذف سقف حقوقی، افزایش حقوق و دستمزد، پرداخت پاداش بازنشستگی، بهبود خدمات رفاهی و وضعیت بهداشت و درمان، ابطال اساسنامه صندوق نفت و رسیدگی به دیگر مطالباتشان هستند.

۱۰ دی ۱۴۰۱ رادیو زمانه

لیست کتابهای جدید منتشر شده در کتابخانه اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در دسامبر ۲۰۲۲ ، قسمت ۲

 

اختلال در فعالیت ذوب آهن «سپهر شرق» به دلیل قطعی برق/ نگرانی‌کارگران برای ادامه کار

منابع کارگری در استان آذربایجان شرقی می‌گویند به دنبال قطعی مکرر برق، فعالیت شغلی کارگران شاغل در کارخانه ذوب آهن «سپهر شرق» عجب‌شیر با تهدید مواجه شده است.

اختلال در فعالیت ذوب آهن «سپهر شرق» به دلیل قطعی برق/ نگرانی‌کارگران برای ادامه کار

به گزارش خبرنگار ایلنا، منابع کارگری در استان آذربایجان شرقی گفتند: حدود ۴۵۰ کارگر در کارخانه ذوب آهن «سپهر شرق» واقع در شهرک صنعتی خضرلو در شهرستان عجب‌شیر مشغول کارند که امنیت شغلی کارگران آن به دلیل قطعی مکرر برق به خطر افتاده است.

طبق گزارش یکی از کارگران این کارخانه؛ دلیل قطعی برق این واحد تولیدی اختلاف قدیمی بر سر مالکیت پست توزیع برق این کارخانه با یکی دیگر از واحد‌های فولادی همجوار است که امنیت شغلی کارگران را به خطر انداخته است.

به گفته وی؛ همزمان با قطعی برق این واحد تولیدی، برخی رسانه‌های محلی در فضای مجازی دلیل قطعی مکرر برق این کارخانه را ناشی از افزایش مصرف برق اعلام کرده بودند اما در واقع برق این کارخانه به دلیل پاره‌ای از مشکلات حقوقی با یکی از شرکت‌های همجوار و از طرف همین شرکت قطع شده است.

بر اساس اظهارات این کارگر شاغل در کارخانه ذوب آهن سپهر شرق؛ از روز گذشته فعالیت روزانه محل کارمان با قطعی برق متوقف شده است.

این کارگر در ادامه اضافه کرد: قطعی برق موجب اختلال فعالیت تولیدی محل کارمان شده و اگر همین روال ادامه یابد، قطعا با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو خواهیم شد.

به گفته این کارگر شاغل در شرکت ذوب آهن سپهر شرق؛ مدیران این واحد در حال حاضر در تلاش هستند از طریق نهادهای دولتی همانند استانداری و فرمانداری شهرستان عجب شیر به نوعی مشکلی که برای این واحد صنعتی بوجود آمده را مرتفع کنند.

 

نارضایتی کارگران ابنیه فنی قم از تاخیر در پرداخت حقوق

دارند.

نارضایتی کارگران ابنیه فنی قم از تاخیر در پرداخت حقوق

تعدادی از کارگران ابنیه فنی قم در تماس با خبرنگار ایلنا، از تاخیر دو ماهه در پرداخت حقوق خود خبر دادند. این کارگران می‌گویند: کارگران شاغل در خطوط راه‌آهن «ناحیه قم» تقریبا هر ماه حقوق خود را با تاخیر دو ماهه دریافت می‌کنند.

آن‌ها با بیان اینکه تاخیر در پرداخت حقوق، کارگران ابنیه فنی قم را به تنگنا کشانده است، افزودند: متاسفانه پیمانکار یک روز قبل از شب یلدا یک میلیون تومان علی‌الحساب از حقوق آبان ماه سال جاری را به حساب کارگران ابنیه فنی قم آنهم با تاخیر دو ماهه واریز کرد.

این کارگران ابنیه فنی قم با طرح این سوال که چرا کارفرمای شرکت پیمانکاری به فکر معیشت و گذران زندگی کارگران تحت مسئولیت خود نیست، در ادامه گفتند: با حضور پیمانکار در بخش‌های مختلف راه آهن، کارگران علاوه بر دریافت حداقل حقوق از بسیاری از مزایای قانونی، عرفی و مناسبتی هم محروم شده‌اند.

آن‌ها با اشاره به اینکه دیون کارگران علی‌الخصوص کارگران ابنیه فنی که زحمت نگهداری و مراقبت از خطوط ریلی راه آهن را برعهده دارند، جزء دیون ممتازه است و راه آهن موظف است که در برنامه‌ریزی‌های مالی، پرداخت این دیون را در اولویت اول قرار دهد.

کارگران افزودند: شرکت راه آهن به جای اینکه پروژه‌های به این مهمی را با بودجه‌های کلان به پیمانکاران بسپارند، بایستی با کنار گذاشتن پیمانکاران، به وضعیت پرداخت‌های قطره چکانی مزد این کارگران خاتمه دهد.

کارگران ابنیه فنی قم با بیان اینکه ما کارگران پایان ماه درآمد پایدار نداریم، ادامه دادند: در عین حال ما ثبات شغلی نداریم و امنیت شغلی‌مان در خطر است.

۱۴۰۱/۱۰/۰۶ ایلنا

محکومیت سه معلم دیواندره‌ای به زندان تعلیقی و حکم ۵ سال تعزیری برای یک معلم دیگر

شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در حکمی سه معلم شهر دیواندره و از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان را به پنج سال حبس تعلیقی و یک معلم دیگر را به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرد.

این چهار معلم به نام‌های امید شاه‌محمدی، پرویز احسنی، کاوه محمدزاده و هیوا قریشی، از اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان هستند که روز بیست و پنجم خرداد ماه سال جاری، یک روز پیش از تحصن سراسری معلمان در بیست و ششم خرداد، به دست نیروهای اداره اطلاعات شهر دیواندره در استان کردستان بازداشت شده بودند.

این معلمان بعد از ٧٦ روز بازداشت موقت در روز سه‌شنبه هشتم شهریور، با وثیقه‌های یک میلیارد و پانصد میلیون تومانی، به صورت موقت از این بازداشتگاه آزاد شدند.

به گزارش سایت حقوق بشری هه‌نگاو، حسین سعیدی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج، اکنون طی حکمی پرویز احسنی، کاوه محمدزاده و هیوا قریشی، را به «۵ سال حبس تعلیقی» و همچنین معلم دیگر، امید شاه‌محمدی، را به «۵ سال حبس تعزیری» محکوم کرده است.

دادگاه انقلاب اتهام این چهار معلم دیواندره‌ای و عضو انجمن صنفی معلمان کردستان را «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در حزب حیات آزاد کردستان، پژاک» عنوان کرده است.

سایت حقوق بشری هه‌نگاو یادآوری کرده است که نیروهای اداره اطلاعات هنگام بازداشت این چهار معلم در روز بیست و پنجم خرداد ماه، به خانه‌های آنها «هجوم برده و ضمن ضرب و شتم و بازداشت آنها» اقدام به «تفتیش منازل و برخورد فیزیکی با همسران دو تن از این معلمان» کرده‌ بودند.

در حال حاضر معلمانی چون اسماعیل عبدی دبیرکل پیشین کانون صنفی معلمان، محمد حبیبی سخنگوی این کانون، جعفر ابراهیمی، هاشم خواستار، مسعود فرهیخته، عبدالله رضایی و محمود ملاکی از فعالان حقوق فرهمگیان همچنان بازداشت و زندانی هستند.

معوقات مزدی کارگران شهرداری ایرانشهر و معلمان روستای سورگاه

خبرگزاری هرانا – شماری از کارگران خدماتی و فضای سبز شهرداری ایرانشهر و جمعی از معلمان روستای سورگاه دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج از معوقات مزدی چندین ماه خود خبر دادند. معلمان روستای سورگاه در اعتراض مطالبات مزدی خود، دست به اعتصاب زدند.

یکی از این کارگران گفت: “بی‌توجهی به مطالباتمان باعث شده جدا از ۵ ماه حقوق، حق عیدی سال‌های گذشته نیز پرداخت نشود. ما کارگران با روزی ۸ تا ۱۲ساعت کار سخت از حداقل‌های مزدی محروم هستیم و مسئولان شهرداری به جای پیگیری مطالبات‌مان، معوقات مزدی پنج ماهه کارگران را تکذیب می‌کنند.”

وی افزود: “سالهاست پیگیر وضعیت شغلی‌ مان از مسئولان شهری هستیم اما تاکنون تصمیم جدی تامین منابع مالی و حل مشکلات گرفته نشده و این موضوع نگرانی ما را بیشتر می‌کند چراکه جدا از ناکافی بودن مزد، در سال‌های اخیر به دلیل نبود نظارت بر عملکرد مدیران شهری، در مقاطعی حق بیمه ما با تاخیر پرداخت شده است.”

او در خاتمه با بیان اینکه ما کارگران شهرداری ایرانشهر هستیم گفت: “انتظار داریم شهرداری ایرانشهر حداقل بخشی از مطالبات ما کارگران را بپردازد تا معیشت و چرخ زندگی ما هم بچرخد.”

معوقات مزدی معلمان قلعه گنج

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز شنبه ۳ دی ماه ۱۴۰۱، معلمان روستای سورگاه دهستان رمشک از توابع شهرستان قلعه گنج، به دلیل تاخیر سه ماه پرداخت حقوق، دست به اعتصاب زدند.

بر اساس این گزارش، این معلمان علیرغم گذشت سه ماه فقط دو میلیون تومان وجه نقد دریافت کرده اند و وضعیت معیشتی نامناسبی دارند.

همچنین گفتنی است: “در طول سه ماه اخیر چندین بار معلمان این روستا جایگزین شدند و دانش آموزان این روستا وضعیت درسی نامناسبی دارند و ممکن است با اعتصاب معلمان، روستای سورگاه دهستان رمشک، دانش آموزان این روستا از تحصیل بازمانده و این چندمین سال پیاپی بعد از بیماری کرونا است که باعث تعطیلی مدارس و بازماندن بسیاری از دانش آموزان این مناطق از تحصیل شده که دسترسی به امکاناتی از قبیل موبایل و فضای مجازی را نداشته اند.”

۵ دی ماه ۱۴۰۱ هرانا

در سه حادثه کاری دو کارگر جان باختند، سه کارگر مصدوم شدند

مرگ یک کارگر نگهبان در پروژه ساخت تونل تنگ هونی

طی یک روز حداقل دو کارگر حین انجام کار جانشان را از دست دادند و سه کارگر نیز مصدوم شدند. بنا بر گزارش خبرگزاری دولتی کار ایران (ایلنا)، در حادثه نخست یک کارگر ۲۹ ساله پروژه تونل «تنگ هونی» در روستای گراب بازفت از توابع کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری به دلیل ریزش آوار در دهانه تونل دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد. هویت این کارگر اسماعیل علیجانی اعلام شد. او در استخدام یک شرکت پیمانکاری بود و شغلش نگهبانی از تاسیسات و ماشین‌آلات ساخت تونل. این حادثه بامداد سوم دی ماه رخ داد. حادثه مرگبار دوم ساعت ۱۰ صبح شنبه دهم دی در معدن ذغال‌سنگ طبس رخ داد. روابط عمومی معدن زغال‌سنگ طبس با تایید این حادثه که به مرگ جواد کوهی انجامید، جزئيات آن‌را « ریزش سقف کارگاه زغالی که به روش سنتی در دست استخراج بود» اعلام کرد. حادثه سوم هم صبح یکشنبه چهارم دی در تهران رخ داد و سه کارگر بر اثر ریزش ساختمان قدیمی در دست بازسازی زیر آوار ماندند. بنا بر اعلام سازمان اورژانس تهران هر سه کارگر از زیر آوار بیرون آورده شدند. ایران یکی از بلاخیزترین کشورها برای کارگران به شمار می‌رود. سالانه بیش از ۲۸ هزار کارگر دچار حادثه می‌شوند. منابع دولتی شمار کارگران جان باخته بر اثر حوادث کاری را ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر گزارش کرده‌اند. این آمار اما تنها حوادث کاری در کارگاه‌های تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی را در بر می‌گیرد. شاغلان در کارگاه‌های خارج از شمول قانون کار، کارگران فصلی و مشاغل «غیررسمی» فاقد بیمه در گزارش‌های رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نادیده گرفته می‌شوند.

۴ دی ۱۴۰۱ رادیو زمانه

ده‌ها کارگر در پی انفجار در یک کارخانه رنگ‌سازی در آذرشهر مصدوم شدند

عکسی که خبرگزاری‌های ایران از انفجار در یک کارخانه رنگسازی در آذرشهر منتشر کردند
عکسی که خبرگزاری‌های ایران از انفجار در یک کارخانه رنگسازی در آذرشهر منتشر کردند

رسانه‌های ایران از مصدوم شدن ده‌ها نفر در پی انفجار در یک کارخانه رنگسازی در آذرشهر واقع در استان آذربایجان شرقی خبر داده‌اند.

حمید منجم، مدیرعامل هلال‌احمر آذربایجان شرقی، اعلام کرد این انفجار حوالی ظهر روز دوشنبه پنجم دی‌ در کارخانه رنگ‌سازی صنایع اطلس فوم سهند در شهرک سلیمی شهرستان آذرشهر رخ داد.

او تعداد کل مصدومان این انفجار را «۶۵ نفر» اعلام کرد که از این تعداد ۲۲ نفر در محل درمان شدند و مابقی به مراکز درمانی انتقال یافتند.

‌مدیرعامل هلال‌احمر آذربایجان شرقی افزود سه تیم شامل پانزده امدادگر و نجاتگر به همراه دو دستگاه آمبولانس و خودروی نجات به محل حادثه اعزام شدند.

به گفته او، عملیات اطفاء حریق توسط تیم‌های آتش‌نشانی ادامه دارد.

شهرک صنعتی شهید سلیمی از شهرک‌های صنعتی شمال غرب ایران است که حدود ۲۸ هزار نفر در ۷۹۰ واحد تولیدی در آن مشغول به کارند.

انفجار در این شهرک، یک روز پس از وقوع انفجار در معدن فلورین دامغان رخ می‌دهد که ۲ کشته و ۵ مجروح برجای گذاشت.

هفته گذشته نیز رسانه‌های ایران از وقوع انفجار و آتش‌سوزی در جایگاه سوخت گاز طبیعی فشرده (سی‌ان‌جی) در بازار یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، خبر دادند.

در سال‌های اخیر انفجارها و آتش‌سوزی‌های متعددی در مراکز صنعتی و پالایشگاه‌های ایران گزارش شده که در اغلب موارد نتیجه تحقیقات درباره این انفجارها به صورت علنی منتشر نشده است.

دی ۰۵, ۱۴۰۱ رادیو فردا

پلمب دو فروشگاه در بروجرد به دلیل «بی‌حجابی فروشندگان»

امین گودرزی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری بروجرد، شامگاه یک‌شنبه چهارم دی ماه گفت که دستکم دو فروشگاه در مجتمع تجاری «دیپلمات سنتر» این شهر به دلیل «بی‌حجابی فروشندگان» با دستور دادستان پلمب شده است. معاون فرمانداری بروجرد در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا گفت که «با تصمیم شورای تامین» این شهر، از مدیران مجتمع تجاری دیپلمات سنتر بروجرد نیز به خاطر «کشف حجاب» برخی از فروشندگان تعهد گرفته شده است تا موضوع بی‌حجابی فروشندگان را بررسی و رفع کند. به گفته این مقام دولتی، پلمب فروشگاه‌های مجتمع تجاری دیپلمات سنتر در جریان بازدید سرزده شامگاه یک‌شنبه از مجتمع تجاری دیپلمات سنتر و پس از آن انجام شد که «فروشندگان دو واحد صنفی اقدام به کشف حجاب» کرده بودند. معاون فرمانداری بروجرد تاکید کرد که «حجاب یک قانون است و به احترام خون شهدا و عمل به قانون اساسی کشف حجاب در اماکن تجاری و عمومی ممنوع و جرم محسوب می‌شود» و با آن «برخورد قانونی» خواهد شد. پیش از این، در روز جمعه دوم دی ماه نیز «مجتمع گردشگری مهر و ماه» قم با ٧٠٠ پرسنل شاغل به دلیل «بی‌حجابی» پلمب شده بود. این مجتمع بزرگ گردشگری رفاهی در کیلومتر ۶ بزرگراه قم – تهران قرار دارد. خبرگزاری دولتی ایرنا چهارم دی ماه نوشت این مجتمع که به خاطر بی‌حجابی به دستور مقام قضایی پلمب شده بود «پس از برگزاری جلسات توجیهی و آموزشی برای مسئولین و کارکنان مبنی بر رعایت قوانین و مقررات مرتبط با عفاف و حجاب و پس از اخذ تعهد» شامگاه یک‌شنبه فک پلمب شده است. طی یک هفته گذشته در چند شهر دیگر نیز تعدادی از فروشگاه‌ها و اماکن تجاری به اتهام «کشف حجاب» کارکنان زن پلمب شده‌اند. از جمله حسین رجبی، دادستان قزوین، روز بیست و هشتم آذر گفت که پنج واحد صنفی در قزوین به دلیل «کشف حجاب در آنها و ارائه سرویس و خدمات به افراد بی‌حجاب» تعطیل و پلمب شده‌اند.

۰۵/دی/۱۴۰۱ رادیو فردا

انفجار در معدن دامغان دو کشته و پنج مجروح برجای گذاشت

گزارش‌ها از ایران حاکی است که وقوع انفجار در معدن فلورین دامغان در بعد از ظهر یکشنبه چهارم دی‌ماه، ۲ کشته و ۵ مجروح برجای گذاشته است.

به گفته یک مقام دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان، چهار تن از مجروحان به دلیل شرایط «ناپایدار قلبی» در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری هستند.

محمود یحیایی افزوده: «شدت سوختگی مصدومان بین ۸۰ تا ۹۰ درصد درجه ۲ است.»

شایق سعیدی ۲۷ ساله و مختار میرزایی ۲۵ ساله به عنوان جان‌باختگان این انفجار اعلام شدند.

خبرگزاری تسنیم به نقل از مدیرکل مدیریت بحران استانداری سمنان نوشت که «این انفجار در اتاق محل استراحت کارگران معدن فلورین و در زمان استراحت آنان رخ داده و ارتباطی با نحوه استخراج ماده معدنی یا فعالیت معدن نداشته است».

در همین حال مهدی بندرآبادی، فرماندار دامغان، نیز به خبرگزاری مهر تصریح کرده: «طبق نظر کارشناسان وسیله گرمایشی اتاق استراحت کارگران علت بروز این حادثه بوده است.»

معدن فلورین روستای توسه در شمال شهرستان دامغان در استان سمنان واقع است. خاک به دست آمده از فلورین برای جوشکاری و مات‌سازی شیشه استفاده می‌شود.

دی ۰۴, ۱۴۰۱ رادیو فردا

 

اعتراضات سراسری؛ تداوم بازداشت ۳۰ تن از روزنامه‌ نگاران

خبرگزاری هرانا – ۳۰ تن از روزنامه‌ نگاران بازداشت شده در جریان اعتراضات سراسری، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرند.

بر اساس این گزارش،  احسان پیربرناش، روزنامه‌نگار ورزشی و طنزنویس، در تاریخ ۶ آبان ماه، نیلوفر حامدی، روزنامه‌ نگار شرق در تاریخ ۳۱ شهریورماه،  ویدا ربانی، روزنامه‌نگار حق التحریر ۲ مهرماه، هاشم موذن زاده، فعال رسانه‌ای ۳۰ شهریورماه، اشکان شمی‌ پور، فعال رسانه‌ ای اهل خوزستان ۹ مهرماه، افشین غلامی، سردبیر ماهنامه تفکر انتقادی ۲۰ مهرماه، الهه محمدی، روزنامه‌ نگار هم‌میهن ۷ مهرماه، امید طحان بیدهندی، خبرنگار آزاد و سابق خبرگزاری مهر ۱۲ مهرماه، امید هرمزی، سازنده پادکست سرخابی و ورزشی نویس ۱۲ آبان ماه، آریا جعفری، عکاس خبرگزاری ایسنا اصفهان ۳ مهرماه، حسین یزدی، مدیر خبرگزاری ایران تایمز ۱۴ آذرماه، رضا اسدآبادی، خبرنگار حوزه کارگری ایلنا ۲ آذرماه، روح الله نخعی ۱ مهرماه، سجاد رحمانی، روزنامه‌ نگار و عضو خانه مطبوعات استان گیلان ۲۲ آبان ماه، شهریار قنبری، مدیر مسئول نشریه بادبان ۱۰ مهر ماه، صبا شعردوست، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان ۱۸ مهرماه، علی خطیب‌ زاده، روزنامه‌ نگار خبرگزاری موکریان، ۲۹ شهریورماه، علیرضا جباری دارستانی، خبرنگار اجتماعی مهر ۳ مهرماه، علیرضا خوشبخت، روزنامه‌ نگار حق التحریر ۱ مهرماه، فرخنده آشوری، خبرنگار ۲۵ مهرماه، فرزانه یحیی آبادی، خبرنگار محلی در آبادان ۲۷ مهرماه، فهیمه نظری، پژوهشگر تاریخ و روزنامه نگار  ۲۵ مهرماه، محمد زارع فومنی، دبیرکل حزب مردمی اصلاحات ۱۷ مهرماه، مرضیه طلایی، روزنامه‌نگار خبرگزاری موکریان ۲۹ شهریورماه، مریم وحیدیان، روزنامه‌نگار ۶ آذرماه، مسعود کردپور، مسئول آژانس خبری موکریان ۲۹ شهریورماه، ملیحه درکی، عکاس خبرنگار ۴ آبان‌ماه، مهرنوش طافیان، فعال رسانه‌ای ۶ مهر ماه، نازیلا معروفیان، خبرنگار  ۸ آبان ماه و نسرین حسنی، خبرنگار روزنامه محلی اتفاقیه ۸ مهرماه همچنان در بازداشت بسر میبرد.

به گفته کمیته و هیئت اجرایی پیگیری وضعیت روزنامه‌ نگاران بازداشتی، ۷۰ روزنامه نگار در طی اعتراضات سراسری اخیر بازداشت شدند که شماری از آنها از جمله، حسین اسماعیلی، فاطمه ناصر رنجبر، مرضیه امیری، مهدی امیرپور، نسترن فرخه، یغما فشخامی، یلدا معیری، زهرا توحیدی و هدی توحیدی تاکنون آزاد شده اند.

۱۴۰۱/۱۰/۰۴ هرانا

فقدان ایمنی کار؛ مرگ و مصدومیت ۱۲ کارگر در شهرهای مختلف

خبرگزاری هرانا – در سایه فقدان ایمنی و شرایط نامناسب کار، هفت کارگر در معدن تویه دامغان بر اثر انفجار در اتاق استراحت دچار حادثه شدند که از میان آنها دو کارگر جان خود را از دست داده و ۵ کارگر مصدوم شدند. در خبری دیگر، ۴ کارگر در شهرهای تهران، اصفهان مصدوم شده و یک کارگر در طبس جان باخت. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی استان سمنان در تشریح این حادثه گفت: در اثر این انفجار که در معدن فلورین روستای تویه دامغان رخ داد، دو معدنچی متأسفانه جان باختند.

محمدعلی طاهری همچنین اضافه کرد: این حادثه ظهر امروز یکشنبه ۴ دی ماه به مرکز هدایت عملیات اورژانس ۱۱۵ اطلاع داده شده و بلافاصله دو دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند. که متأسفانه دو نفر از معدنچیان در محل حادثه جان باخته و پنج نفر مصدوم نیز برای مداوا به بیمارستان ولایت دامغان منتقل شدند.

مرگ یک کارگر در طبس

به گزارش خبرگزاری مهر، ریزش سقف کارگاه استخراج سنتی زغال‌ سنگ در کارگاه شرکت معدنی کهن سرخس طبرستان در منطقه زغالی پروده طبس، موجب فوت یک معدنچی شد.

روابط عمومی شرکت کزغال در مورد جزئیات این حادثه گفت: در این حادثه که حدود ساعت ۱۰ صبح شنبه ۳ دی‌ماه رخ داد، ریزش سقف کارگاه زغالی که به روش سنتی در دست استخراج بود، موجب گرفتار شدن جواد کوهی، معدنکار شرکت کهن سرخس طبرستان شد.

در ادامه آمده است که هرچند با اطلاع از این حادثه، تیم امداد و نجات کزغال بلافاصله برای کمک به محل حادثه اعزام شدند و با سرعت مراحل ایمن سازی منطقه و ایجاد مسیر دسترسی را اجرا و معدنچی گرفتار را از زیر آوار خارج کردند، با این حال متأسفانه این‌ کارگر که از اهالی مینودشت استان گلستان بود جان خود را در این حادثه از دست داد.

مصدومیت سه کارگر در تهران

به گزارش فارس سه کارگر بر اثر ریزش ساختمان قدیمی در دست بازسازی زیر آوار ماندند.

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران در مورد حادثه گفت: ساعت ۱۱:۰۸ امروز یکشنبه چهارم دی، حادثه ریزش ساختمان در خیابان ملت به سامانه ۱۲۵ اعلام و ماموران ۲ ایستگاه آتش نشانی به محل حادثه اعزام شدند و یک ساختمان دو طبقه قدیمی که ظاهراً کارگران در آن مشغول به کار بودند به یکباره هر دو طبقه تخریب شد و اطلاعات اولیه حاکی از این بود که افراد زیر آوار محبوس هستند.

آتش‌نشانان توانستند هر ۳ نفر را که کاملاً زیر آوار محبوس بودند و از نقاط مختلف دچار مصدومیت و شکستگی شده بودند، زنده خارج کنند.

مصدومیت یک کارگر در اصفهان

به گزارش همشهری آنلاین، یک کارگر در چاه ۲۵ متری سقوط می کند.

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان با اشاره به وقوع این حادثه در ساعت ۸:۱۶ دقیقه گفت: آتش‌نشانان ایستگاه شماره ۹ ناجی کارگر در حال کار در عمق ۲۵ متری چاه داخل کارگاه شدند.

فرهاد کاوه آهنگران در ادامه افزود: ریزش دهانه چاه بر روی کارگر ۲۸ ساله تبعه افغان که در اثر بارندگی استحکام خود را از دست داده بود، عامل بروز این حادثه بود.

 ۱۴۰۱/۱۰/۰۴ هرانا