مرگ یک کارگر آرماتور بند در ایلام بر اثرسقوط و برخورد با کابل فشار قوی

منابع کارگری در ایلام از مرگ یک کارگر آرماتور بند بر اثر سقوط از ارتفاع شش متری ساختمانی و با برخورد با کابل برق خبر دادند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، برخی منابع کارگری از مرگ یک کارگر کارگر آرماتور بند حین کار در یک پروژه ساختمانی بر اثر سقوط از ارتفاع وبرق گرفتگی خبر دادند.

به گفته این منبع خبری؛ بررسی‌های اولیه حاکی از آن بود که این کارگر هنگام کار به دلایل نامعلومی از ارتفاع شش متری ساختمانی در حال ساخت سقوط می‌کند و حین سقوط بر اثر برخورد با سیم‌های برق فشار قوی دچار برق گرفتگی شده و به همین دلیل امکان امدادرسانی به وی نبوده است. این کارگر بلافاصله در محل جان خود را از دست داده است.​

بیانیه کانون صنفی معلمان به مناسبت روز معلم/ معلمان غیررسمی در وضعیت بسیار نامناسبی به سر می‌برند

کانون صنفی معلمان به مناسبت دوازدهم اردیبهشت بیانیه‌ای صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در این بیانیه می‌خوانیم: اگرچه معلمان رسمی کشور همواره از پایین بودن حقوق خود و نامتناسب بود دریافتی خود با هزینه‌های زندگی در شرایط مزمن تورمی، ناراضی و معترض بوده‌اند، اما در سال‌های اخیر معلمان غیررسمی و قراردادی که در مدارس غیردولتی تدریس می‌کنند، عموما، با وضعیت بسیار بدتری دست به گریبانند. این معلمان نه‌تنها حقوق ناچیزی دریافت می‌کنند که از حداقل‌های رسمی نیز اغلب پایین‌تر است، بلکه به دلیل بیکاری گسترده در سطح کشور به خصوص در میان جوانان تحصیلکرده، از امنیت شغلی لازم نیز برخوردار نیستند و همواره باید پاسخگوی  انتظارات بسیار بیشتری از جانب مدیران مدرسه و حتی والدین دانش‌آموزان باشند. علاوه براین اغلب بیمه نمی‌شوند و ناچار هستند که در قراردادهای واقعی و نه صوری که بناچار با موسسین این مدارس می‌بندند به همین حداقل‌ها رضایت دهند و اعتراضی هم نکنند.

در این بیانیه به مشکلات معلمان به دلیل بروز بحران کرونا، تمرکزگرایی آموزشی، ناتوانی بخش عظیمی از دانش‌اموزان در تامین نیازهای آموزش مجازی و توجه به آموزش کیفی اشاره شده است.

درس دادن برای ماهی یک میلیون تومان/ نه رتبه‌بندی نصیب ما می‌شود نه مزایای مزدی/ از یاد رفتگانیم!

معلمان غیررسمی از شرایط کاری خود انتقاد بسیار دارند؛ به طور مشخص معلمان آزاد که در بخش خصوصی آموزش کار می‌کنند و ساعتی حقوق می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «بیمه نداریم؛ حقوق‌مان ساعتی است و حدود یک میلیون تومان است و در دوران کرونا در بسیاری از مدارس، عدم نیازِ ما را اعلام کرده‌اند». اینها را معلمان آزاد شاغل در بخش خصوصی می‌گویند؛ کسانی که به نوعی اولین قربانیان خصوصی‌سازی آموزش هستند.

این معلمان حقوق ساعتی وزارت کار را در پایان هر ماه به ازای ساعات تدریس می‌گیرند و بیمه ساعتی آن‌ها نیز به همین منوال به حساب تامین اجتماعی واریز می‌شود؛ با این حساب، این معلمان از منظر روابط کار و موقعیت شغلی، کارگرانِ زیرِ حداقل‌بگیر محسوب می‌شوند؛ چراکه در زمانه‌ای که حداقل دستمزد و مزایای کارگری حدود چهار میلیون تومان است، این کارگران در بسیاری از مدارس کشور، یک میلیون تومان یا حتی کمتر حقوق می‌گیرند!

مساله بعدی، فقدان امنیت شغلی و بی‌ثبات‌کاری گسترده‌ی معلمان غیررسمی است؛ در دوران کرونا، مدارس غیرانتفاعی کشور، معلم ورزش نمی‌خواهند؛ همچنین به بسیاری از کادر آموزشی در شاخه‌های دیگر، اعلام کرده‌اند فعلاً به شما نیازی نیست، بعداً کاری بود، خبرتان می‌کنیم.

بی‌ثبات‌کاری، این معلمان را از ابتدایی‌ترین حقوق و کمترین سطح از امنیت شغلی محروم کرده است؛ یکی از این معلمان می‌گوید: میزان امنیت شغلی ما از یک کارگر ساده شهرداری کمتر است؛ هر سال باید دنبال مدرسه‌ای بدویم که ما را بخواهد و با هزار منت، برای ما کلاس درس بگذارد!

معلمان غیررسمی، چه معلم آزاد باشند و شاغل در بخش خصوصی و چه معلم حق‌التدریس شاغل در بخش دولتی و چه معلم خرید خدمت یا همان به اصطلاح پیمانکاری، دستمزدشان از نصف حقوق معلمان رسمی نیز کمتر است؛ بیمه ثابتی ندارند و در نتیجه، امیدی به بازنشستگی در کار نیست؛ با کوچک‌ترین بحران و تزلزل نیز شغل خود را از دست می‌دهند؛ یک معلم خرید خدمتی که در استان یزد زندگی می‌کند؛ در این رابطه می‌گوید: روز معلم، روز ماست؛ ما که از حقوق اولیه خود محرومیم و هیچ کس صدای ما را نمی‌شنود؛ نه رتبه بندی نصیب ما می‌شود، نه افزایش حقوق و مزایا! ما معلمان غیررسمی، شهروند درجه دوم و سومِ نظام آموزشی کشور هستیم و این نظام کاست‌بندی‌شده، با عدالت هیچ همخوانی ندارد.

عامل اصلی روی آوردن مردم به سوختبری

سوختبری در استان سیستان و بلوچستان اصلی ترین منبع درآمد مردم محروم است. سوخت‌ ‌بری در سیستان و بلوچستان مانند کولبری در کردستان زاییده فقر و تنها راه معیشت مردم می‌باشد. مردمی که با وجود ثروت‌های فراوان کشوری همچون ایران در زیر سخت‌ترین فشارهای فقر و بیکاری قرار دارند. خشکسالی و بیکاری  امان از مردم  بلوچ بریده و ناگزیرند برای تهیه لقمه نانی به تجارت مرگ روی آورند

 پیش از این دولت با صدور کارت سوخت به مرزنشینان گفته بود که قصد قانونی کردن سوخت ‌بری را دارد. اما از پیش مشخص بودکه سپاه به اسم مرزنشینان درصدد قاچاق سوخت برای دور زدن تحریم‌ها است.

روزنامه شرق در گزارشی ناچار به عمق فاجعه در این منطقه از کشور اشاره دارد. در این گزارش چنین وانمود شده که سوخت ‌بری درآمد  بالایی دارد. دروغی که حاکمیت برای پوشاندن جنایتهایش از آن استفاده می‌کند. ۲۰ سال است که سیستان  و بلوچستان گرفتار خشکسالی است. مردم و جوانان این استان که هیچ منبع درآمدی ندارند مجبور به سوخت ‌بری هستند، تا بتوانند لقمه نانی بر سفره خود و خانواده‌شان ببرند. بیشترین سود متعلق به قاچاقچیان اصلی است که اکثر آنها ایادی و مزدوران سپاه پاسداران می‌باشند.

فقر عامل اصلی سـوختبری

سوختبری

 نماینده مردم سراوان در مجلس به وضعیت بد مردم این منطقه که ناچار به سوخت ‌بری هستند اشاره‌ای می‌کند. وی در این رابطه می‌گوید: «متأسفانه باید بگویم شاید تنها ۱۰ درصد از کسانی که در حوزه قاچاق سوخت کار می‌کنند زندگی مطلوبی داشته باشند. چون یک روستایی قدرت تحلیل اقتصادی ندارد که بتواند برای یک کسب‌وکار پیچیده برنامه‌ریزی کند. خیلی از آن‌هایی که وارد این چرخه شدند ضرر کردند. خیلی از خانواده‌هایی که به قاچاق روی آوردند؛ نان‌آور خود را از دست دادند.»

بعد از کشتار سوخت بران توسط سپاه پاسداران، درگیری‌ و اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای استان سیستان و بلوچستان بوقوع پیوست. این اعتراضات، موجی از حمایت هموطنان در سراسر کشور را بدنبال داشت.

درحال حاضر صدها سوخت‌بر محروم بلوچ در منطقه صفر مرزی گرفتار شده‌اند. این سوختبران مدت‌ها است که بدون آب و غذا دراین منطقه بسر می‌برند. چندی پیش یکی از سوخت‌بران گرفتار به نام فضل سبزل در اثر گرمازدگی و گرسنگی جان خودرا از دست داد. پیش از آن حداقل چهار شهروند بلوچ بدلیل نبود آب و غذا جان خودرا از دست داده بودند.

سوخت ‌بری و بازی با آتش توسط جوانان این سرزمین، نشان از وضعیت وخیم اقتصادی این میهن دارد. مردم بدلیل سیاستهای ضد مردمی و غارتگرانه این حکومت در فقر مطلق ناگزیر به انجام هر کاری هستند. جوانان بلوچ بدلیل بیکاری و نداشتن آینده روشن در مسیری می‌گذارند که پایان تلخ آن مشخص است.​

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال در شهرهای مختلف – فیلم‌ها

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری در شرایط شیوع موج چهارم کرونا

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری، از روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه در اصفهان و سپس در شهرهای دیگر همچنان ادامه دارد.

تجمع دانش آموزان در یزد و شهر کرد

تجمع دانش آموزان در قزوین

تجمع دانش آموزان در اصفهان

در سال گذشته دانش آموزان سال تحصلی ۹۹ ـ ۱۴۰۰ را به دلیل شیوع ویروس کرونا اغلب به شکل آنلاین شروع کردند. اکنون با نزدیک شدن به امتحانات پایان سال، وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده است که بایستی امتحانات پایه نهم و دوازدهم به شکل حضوری انجام گیرد.

این موضوع باعث اعتراض دانش آموزان شده و ابتدا روز شنبه ۱۱ اردیبهشت در اصفهان و امروز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه، در شهرهای مختلف از جمله اصفهان، یزد، قزوین، شهرکرد و لنجان اصفهان ادامه پیدا کرد.

تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال
تجمع دانش آموزان در اعتراض به برگزاری امتحانات حضوری پایان سال در لنجان اصفهان

با وجود تجمع دانش آموزان و اعتراض آنها به برگزاری امتحانات حضوری که همچنان ادامه دارد، وزیر آموزش و پرورش در برنامه «تیتر امشب» شبکه خبر اعلام کرد: «برای جلوگیری از ضایع نشدن حقوق دانش آموزان امتحانات نهایی حضوری برگزار می‌شود.»

محسن حاجی‌میرزایی، مدعی است که بایستی ارزیابی صحیح از تدریس دانش آموزان در ایام کرونا صورت گیرد و در این باره گفت: «ارزیابی در این شرایط بسیار پیچیده‌تر از گذشته است. در گذشته آموزش معلمان محدود به فضای کلاس و دانش آموزانشان بود، اما اکنون باید در فضای گسترده‌تری با جامعه‌ای نامحدود از دانش آموزان کار کنند.»

وی افزود: «بنابر این ارتباط با دانش آموزان و ارزیابی یادگیری آنها، در این شرایط سخت‌تر از قبل شده و زمان بیشتری از معلمان می‌گیرد.»

وی در ادامه گفت: «معلم و مدرسه جایگزین ندارد و تلاش خواهیم کرد با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در صورت امکان و در صورت صدور مجوزهای لازم از ستاد ملی کرونا، مدارس را در سال تحصیلی آینده نیز به صورت حضوری برگزار خواهیم کرد.»

بنا به ادعای حاجی‌میرزایی آزمون دانش آموزان در دو پایه نهم و دوازدهم به دلیل اهمیت و نقش آن در آینده دانش آموزان و جلوگیری از ضایع شدن حقوق آنها به صورت حضوری خواهد بود که از عید فطر تا ۲۴ خرداد ماه انجام خواهیم داد.

اما آنچه از نظر وزیر آموزش و پرورش چندان حائز اهمیت نیست شرایط کنونی جامعه و شیوع گسترده ویروس کرونا است. این موضوع در خصوص مدارس که جمعیت زیادی از دانش آموزان از نقاط مختلف در آن جمع خواهند شد، ضریب خواهد خورد.​

ماجرای نامیده شدن ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در ایران

۱۲ اردیبهشت روز معلم و سالروز جان باختن دکتر خانعلی گرامی باد

دکتر ابوالحسن خانعلی متولد ۱۳۱۱ از تهران بود. وی دارای دکترای معقول و منقول (فلسفه) از دانشگاه تهران و دبیر دبیرستانهای این شهر بود. دکتر خانعلی  هنگام هنگام سخنرانی در تجمع اعتراضی معلمان در میدان بهارستان در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ با گلوله اسلحه رئیس کلانتری بهارستان که شخصی به نام سرگرد ناصر شهرستانی بود به قتل رسید.

وی به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط داشت و چند کتاب نیز در رابطه با ناهنجاری‌های جامعه آن زمان تالیف نمود.

 ظلم وبیدادی که رژیم شاه برمردم وکشور تحمیل کرده بود دکتر را رنج می‌داد. او در تلاش برای ارتقاء سیستم تعلیم و تربیت و ایجاد مراکز علمی قابل استفاده در همه نقاط ایران، بدون تبعیض و برای همه اقشار بود. تلاشهای دکتر خانعلی برای سامان‌دهی وضعیت آموزشی کشور در سالهای ۳۹ و ۴۰ چشمگیربود.

وی زندگی خود را در جهت اعتلای فرهنگ و فرهنگیان گذاشته و از هیچ کوششی در این مسیر کوتاهی نکرد. دکتر طبعی بلند داشت و بیشتر حقوق خود را برای فقرا و مستمندان خرج می‌کرد.

تجمع اعتراضی معلمان و ماجرای قتل دکـتر خـانعلی

در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان بهمراه دانش‌آموزان‌شان یک تجمع اعتراضی در مقابل مجلس شورای ملی برگزار کردند. در این تجمع ابوالحسن خانعلی در حین یک سخنرانی عمیق و گیرا هدف گلوله رئیس کلانتری میدان بهارستان قرار گرفت و به قتل رسید و میدان بهارستان را با خون پاکش رنگین ساخت، در این ماجرا عده‌ای از دانش آموزان و معلمین شرکت کننده نیز مجروح شدند.

مراسم تشییع جنازه خانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸تبدیل شد. در پایان این تشیع جنازه باشکوه، قطعنامه‌ای قرائت شد که مهمترین بندهای آن، درخواست استعفای دولت شریف امامی، اجرای قطعنامه باشگاه مهرگان در مورد افزایش حقوق معلمان و مجازات قاتل خانعلی بود.

جعفر شریف‌امامی در خاطرات خود نوشت: «وقتی خانعلی تیر خورد ساعت ۱۱/۳۰ شب به کاخ شاه احضار شدم. شاه گفت قرار است فردا شیطنت کنند و جنازه را راه بیندازند و شلوغ کنند». امامی به شاه وعده می‌دهد که جلوی اخلالگری را بگیرد. با وجود قول نخست‌وزیر به شاه، تشییع جنازه خانعلی در روز ۱۳ اردیبهشت به بزرگترین تظاهرات خیابانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تبدیل شد. نه تنها معلمان که گروه‌های مختلف در تشیع جنازه او حضور یافتند و او را در ابن‌بابویه دفن کردند.

دکتر خانعلی
عکس تزئینی

در پایان این تشیع جنازه باشکوه، قطعنامه‌ای قرائت شد که مهمترین بندهای آن، درخواست استعفای دولت شریف امامی، اجرای قطعنامه باشگاه مهرگان در مورد افزایش حقوق معلمان و مجازات قاتل خانعلی بود.

واقعیت این بود که   علی‌رغم ممانعت رژیم شاه تشییع جنازه بی سابقه‌ای از سرچشمه تهران تا چهار راه سیروس صورت گرفت و تعداد انبوهی در آن شرکت کردند.

پیکر پاک ابوالحسن خانعلی در ابن بابویه در جوار مرقد شیخ صدوق در نزدیک حرم حضرت عبد العظیم حسنی  آرام گرفت، و تصویر برداران و خبرنگاران این حماسه معلمین را به ثبت رساندند.

کشه شدن معلم آزاده دکتر خانعلی دولت وقت را سرنگون کرده و مملکت را تکان داد و معلمین مدارس اروپایی در کلاس‌های درس خود دانش آموزان را به احترام شهادت دکتر خانعلی امر به دقایقی سکوت کردند.

با جان باختن ابوالحسن خانعلی رژیم شاه به ناچار اقداماتی به عمل آورد و تغییر وتحولاتی در آموزش و پرورش کشور صورت گرفت وبا ایجاد سپاه دانش سواد آموزی ، علم به جای جای کشور راه پیدا کرده و از خون پاک وتاثیرگذار او ، ایران افراد با سواد و فرهیخته‌ای را به جامعه و جهان تقدیم داشت.​

کارگران غیر رسمی قربانی سیاستهای ضد کارگری حکومت

کارگران غیر رسمی رها شده در ورطه وخیم اقتصادی و بدون پشتیبانی قانونی

آمار کارگران غیر رسمی در کشور نشان دهنده وضعیت ناگوار طبقه کارگر در ایران است. تعداد کارگران غیر رسمی در کشور بیش از ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر می‌باشد. آنها ۵۰ درصد کارگران کشور و ۸۸ درصد کارگران روستایی را شامل میشوند و به کارگران زیرپله‌ای هم شناخته می‌شوند. این کارگران از کلیه مزایای کارگری شامل بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی محرومند. دولت همواره این کارگران و مشکلاتشان را نادیده گرفته و حتی آمار رسمی درستی از آنها در دسترس نیست. برآورد‌های غیر رسمی آمار این کارگران را تا ۷ میلیون نفر هم تخمین می‌زند.

آنها در شورای عالی کار نماینده‌ای ندارند و به همین دلیل در طراحی قوانین دستمزد بیشترین اجحاف در حق آنها صورت می‌گیرد.

این کارگران شامل: زندانیان آزاد شده، روستاییان مهاجر به شهرها که حرفه خاصی ندارند، دانشجویان، زنان سرپرست خانوار، کارگران اصناف، و… می‌باشند.

شیوع کرونا و بیکاری ناشی از آن باعث بالارفتن آمار کارگران غیر رسمی شده است. به گفته معاون اشتغال وزیر تعاون  در سال ۹۷ سهم اشتغال غیر رسمی از بازار کار نزدیک به ۵۰ درصد بود. با توجه به شرایط وخیم اقتصادی و تعطیلی اکثر مشاغل بدلیل کرونا افزایش سهم آنها در بازار کار حتمی است.

کرونا عامل افزایش کـارگران غـیر رسمی در بازار کار

کارگران غیر رسمی

وضعیت وخیم اقتصادی، تورم و بیکاری گسترده باعث افزایش کارگران غیر رسمی شده است. این کارگران با دستمزدهای بسیار پایین هم حاضر بکار هستند تا بتوانند حداقل معیشت خود و خانواده‌شان را تامین کنند.

عضو کانون عالی شوراهای کار به دستمزد ناچیز این کارگران اشاره‌ای دارد. وی در این رابطه گفت: « در حال حاضر کارگرانی داریم که در فروشگاه‌ها، تراشکاری‌ها، نانوایی‌ها و مطب‌های پزشکان کار می‌کنند و ماهی یک و دویست و حتی ۸۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرند و کسی از آنها حمایت نمی‌کند.»

تاوان سیاستهای مخرب و ضد کارگری حکومت را کارگران بخصوص کارگران غیر رسمی می‌دهند.

افزایش ۴۰ درصدی حقوق، حتی کارگران رسمی را از زیر خط فقر نجات نمی‌دهد، چه رسد به گارگران غیر رسمی. آنها مجبورند به تمام شرایط کارفرما تن دهند وگرنه از کار اخراج شده و بایستی به ارتش بیکاران بپوندند.

تا زمانی که قوانین ضد کارگری بر این جامعه تحمیل می‌شود، نبایستی انتظار بهبود وضعیت کارگران را داشت. کارگران ارکان اصلی ارتش گرسنگان و بیکاران هستند که حکومت  و سیاستهای ضد کارگری‌اش را مقصر وضعیت خود می‌دانند. این خشم فروخورده تا نهایت ادامه ندارد و بزودی به فریاد در خیابان تبدیل می‌شود.​

آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم و مصدومیت ۶ نفر تاکنون + فیلم

آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم و امکان سمی بودن دود + فیلم

صبح امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، آتش سوزی مهیب کارخانه الکل قم در شهرک صنعتی شکوهیه بوقوع پیوست.

با توجه به اینکه تمام منطقه شهرک صنعتی و اطراف آن در حصار دود این آتش سوزی قرار گرفته است، احتمالا شهرک صنعتی شکوهیه بطور کامل تعطیل و تخلیه شده است.

علاوه بر این با توجه به اینکه زمینه فعالیت شرکت، تولید محصولات شیمیایی می‌باشد، دود برخاسته از این آتش سوزی ممکن است سمی باشد.

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی قم با اشاره به اینکه آتش سوزی از ساعت ۶ صبح شروع شده است، گفت: «با توجه به حجم و شدت این آتش سوزی و وجود مواد قابل اشتعال بالا، امکان سریع مهار آتش پایین است و به دلیل مواد اولیه فتالیک کار به سختی پیش می‌رود.

وی با اشاره به شدت آتش سوزی و انفجارهای رخ داده گفت: «یکی از خودروهای آتش نشانی در این عملیات به کلی دچار حریق شد و دو تن از همکاران آتش نشان نیز به شدت دچار مصدومیت شده‌اند که جهت درمان به بیمارستان منتقل شده‌اند.

گزارش‌های اولیه حاکی از این است که چندین کارخانه هم زمان در شهرک صنعتی شکوهیه در آتش سوختند و چند تن نیز کشته و مجروح شده‌اند، اما در خبرهایی که تاکنون گزارش شده است، ۶ نفر مصدوم شده‌اند که ۲ نفر آتش نشان می‌باشند.

منابع محلی گزارش کرده‌اند که آتش تا کنار جاده پیش‌روی کرده و تعداد زیادی از خودروها که در محل یا کنار جاده بوده‌اند، بطور کامل سوخته و از بین رفته‌اند.

سخنگوی اورژانس قم نیز درباره این حادثه گفت: «در مجموع ۶ نفر در این حادثه دچار سوختگی شدند که ۴ نفر کارگر و ۲ نفر نیز از نیروهای آتش نشانی بودند که ۴ نفر بصورت سرپایی درمان و ۲ نفر که یکی کارگر و یک آتش نشان می‌باشد، به بیمارستان منتقل شده‌اند.»​

۳۰ درصد کاهش قدرت خرید مردم فقط در فروردین ماه

تورم افسار گسیخته عامل اصلی کاهش قدرت خرید مردم

افزایش نرخ تورم و گرانی افسار گسیخته، قدرت خرید مردم را کم و انتخاب را برایشان بسیار مشکل کرده است. اجناس در بازار فراوان است اما با قیمت گران. اقشار کم درآمد پول کافی برای خرید‌های ضروری خود را ندارند. آنها بدلیل فقر مجبور شده‌اند که الگوی مصرف خود را تغییر دهند. سیاستهای دولت در راستای حل این مشکل بی‌نتیجه بوده و فقط عامل گران شدن دوباره اجناس می‌شود. مردم ساعتها و حتی روزها در این شرایط کرونایی بایستی بدنبال روغن و شکر در خیابان‌ها سرگردان باشند.

دبیر اتحادیه بنکداران مواد غذایی در گفتگو با اقتصاد ۲۴ به تاریخ۱۲ فروردین۱۴۰۰  سیاستهای غارتگرانه دولت را علت نابسامانی‌ بازار مواد غذایی  دانست. وی دراین رابطه گفت: « تا زمانی که ارز‌های دولتی از گردونه مواد غذایی حذف نشود ما چالش کمبود و نبود کالای تنظیم بازاری را شاهدیم. بزرگترین عامل و مزاحمت برای عرضه و تقاضا، ارز‌های دولتی است که گریبان چای، برنج، روغن، شکر و حبوبات را گرفته است.»

حسنی به رشد قیمت مواد غذایی در۳ سال گذشته اشاره کرد و آنرا در یک قرن گذشته بی‌سابقه دانست.

کاهش ۳۰ درصدی قدرت خریـد مصرف کنندگان

قدرت خرید مردم

وی در ادامه گفت: « قدرت خرید مصرف کنندگان در سه سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

افزایش قیمت‌ها از ابتدای سال ۱۴۰۰ همچنان ادامه دارد. در این مدت برنج بیش از ۳ هزار تومان در هر کیلو افزایش قیمت داشته است. حبوبات بیش از ۱۰ درصد گران شده و چای هم تا هر کیلو ۱۶۰ هزار تومان بفروش می‌رسد.

بالا رفتن قیمت‌ها باعث کم شدن قدرت خرید خانواده‌ها می‌شود. حسنی دراین رابطه می‌گوید:« در یک ماهه ابتدای سال ۱۴۰۰ نسبت به مدت مشابه سال گذشته، فروش مواد غذایی به دلیل گرانی و افزایش قیمت‌ها ۳۵ درصد کاهش داشته است.»

حسنی در پایان بر ضرورت جبران قدرت خرید مردم تاکید کرد و آنرا وظیفه حاکمیت دانست. وی دراین رابطه گفت: «برای حل این مشکل باید درآمد اقشار آسیب پذیر اصلاح و برخی از یارانه‌ها همانند یارانه روغن، مستقیم به خود خانوار‌ها پرداخت شود.»

کم شدن روزانه قدرت خرید مردم بدلیل تورم و گرانی باعث بروز نارضایتی در اقشار متوسط و ضعیف کشور شده است. این اقشار کلیه هزینه های جانبی را حذف کرده تا بتوانند حداقل معیشت خود و خانواده‌شان را تامین کنند. اما با این وضعیت در حل وفصل حداقل معیشت هم درمانده‌اند. این روزها شاهد پیوستن هر چه بیشتر مردم به لشگر گرسنگان هستیم، لشگری که سنگ بنای اعتراضات گسترده می‌باشد.​

ریزش معدن زغال سنگ طرزه و محبوس ماندن دو کارگر معدن

نجات برای جان دو کارگر محبوس در معدن زغال سنگ طرزه ادامه دارد

ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، حدود ساعت ۱۲ ظهر معدن زغال سنگ طرزه، از معادن چهارگانه شرکت زغال سنگ البرز شرقی ریزش کرد و دو کارگر معدن در آن محبوس شدند.

تلاش برای نجات این دو کارگر پیمانکاری شرکت بنام‌های میلاد روشنائی و سیداصغر افضلی همچنان ادامه دارد.

ریزش در تونل ۴۲ معدن زغال سنگ طرزه در عمق ۳۵ متری زمین بوقوع پیوست که این دو کارگر در محل محبوس و عملیات نجات و آواربرداری از روز شنبه ادامه دارد.

بنابه گفته منابع کارگری در معـدن زغـال سنگ طرزه، هنگام استخراج و به دلیل ریزش ناگهانی سقف کارگاه، راه خروج بر روی این دو کارگر پیمانکاری شرکت بسته شده است و در محل محبوس شده‌اند.

بنا به اطلاع کارگران این واحد معدنی، کارگاه استخراج این تونل ۷۰ متر طول دارد که این دو کارگر در عمق ۳۵ متری زیر آوار مانده‌اند.

معدن زغال سنگ طرزه
ریزش معدن زغال سنگ طرزه دامغان

بنا به آخرین اطلاعات، یگانگاهی ویژه امداد و نجات در محل حادثه حضور داشته و برای نجات این افراد، از ۳ مکان تونل فرعی حفر کرده‌اند و تاکنون ۳۰ متر پیشروی داشته‌اند. علاوه بر این گروه‌های تخصصی نیز اقدام به حفر تونل‌های فرعی برای دسترسی و یافتن کارگران محبوس نموده‌اند.

تاکنون اطلاعاتی از وضعیت جسمی کارگران محبوس در معدن زغـال سنگ طـرزه در دست نیست، اما بنابه گفته کارگران این واحد، اکسیژن‌رسانی به حادثه دیدگان از طریق شلنگ‌های مخصوص در داخل معدن ریزش کرده در حال انجام است و نگرانی از بابت کمبود اکسیژن وجود ندارد.

کارگران معدن از محیط و شرایط ایمنی مناسبی برخوردار نیستند و همواره با حوادث ریزش معدن در مناطق مختلف روبرو بوده‌اند که حتی به جان باختن تعدادی از کارگران معدن منجر شده است.​

۹۵ درصد مردم قادر به افزایش مصرف نیستند/ افزایش سرمایه در گردش جوابگوی صنایع رو به مرگ نیست/ قدرت خرید نسبت به تورم ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته/ کاهش یک چهار هزارمی ارزش ریال در ۴۳ سال گذشته

اقتصاددان و پژوهشگر حوزه‌ی صنعت، گفت: در شوک‌های ارزی واحدهای کوچک و متوسط به شدت تضعیف می‌شوند و از بین می‌روند اما اوضاع به کام واحدهای خصولتی مثل فولاد‌ و فلزات اساسی و پتروشیمی‌ها است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، با اینکه اقتصاد ایران برای خروج از سایه‌ی سنگین بحران اقتصادی یک دهه‌ی گذشته، شوق زیادی را دارد و هر آن منتظر یک خبر خوشحال کننده از جنس برداشته شدن تحریم‌ها یا  پیوستن به FATF است، اما قریب به اتفاق کارشناسان اقتصادی معتقدند که رهایی از این بحران، نیازمند ریز شدن در ریشه‌های پیدایش آن است. آنها سیاست‌زدگی اقتصاد ایران، رفتارهای هیجانی سیاست‌گذار پولی و درک نشدن مقوله‌ی امنیت اقتصادی را دلیل تشدید بحران اقتصادی بویژه در دهه‌ی ۹۰ می‌دانند و همواره به دولت‌ها توصیه می‌کنند که برنامه‌ریزی‌های کلان را با سیاست‌های علمی پیش ببرد اما می‌بینیم که آن چنان سیاست‌‌های نابهنجاری شکل گرفته‌اند که اجزای اقتصاد امکان هماهنگی با یکدیگر را ندارند. برای نمونه با وجود اینکه شاهد افزایش سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و صنعتی هستیم اما به دلیل اینکه مردم قدرت خرید ندارند و تقاضای واقعی شکل نمی‌گیرد، موجودی انبار افزایش و فروش به شدت کاهش یافته است. در گفتگو با احسان سلطانی (اقتصاددان و پژوهشگر حوزه‌ی صنعت) به بررسی بحران ناشی از سیاستگذاری اقتصادی در حوزه صنعت پرداختیم.

وزیر صنعت، معدن و تجارت فرودین ماه امسال از رشد صنعتی ۷ درصدی کشور در ۹ ابتدای سال ۹۹ خبر داد و گفت که این رشد با توجه به شرایط اپیدمی کرونا و جنگ تحمیلی و تحریمی اقتصادی برای خانواده بزرگ صنعت افتخارآمیز است. با این حال عده‌ای در تحقق این میزان رشد تردید دارند و آن را با شرایطی که توصیف شده غیرممکن می‌‌دانند و زیر سوال می‌برند. با توجه به اینکه ما شاهد رشد اقتصادی در حد نرخ‌های بسیار پایین هستیم و قیمت دلار هم حول ۲۴ هزار تومان می‌چرخد که برای صنایع تکیده‌ی ایران رقم زیادی محسوب می‌شود و با توجه به امیدواری که در صحبت‌های وزیر صمت به چشم می‌خورد، آیا می‌توان از شرایط اقتصادی ایران، رشدی مثبت را در حوزه صنعت استخراج کرد؟  

ابتدا باید در نظ داشته باشیم که افزایش بی‌رویه و غیرمنطقی نرخ ارز، برای حفظ منافع بنگاه‌های رانتی صورت گرفته است. ارقامی را که در اینجا به آنها اشاره می‌کنم، بر اساس کشورهای صادر کننده است. در سال ۱۳۹۰، ۵۶ میلیارد دلار واردات مواد غذایی، مواد اولیه و واسطه‌ای و کالاهای سرمایه‌ای داشته‌ایم؛ تنها ۳۲ میلیارد دلار آن مواد اولیه صنعتی بوده است. از آن زمان تحریم‌ها کمتر و کمتر می‌شود اما پیش از کلید خوردن افزایش نرخ ارز، این رقم به ۴۸ میلیارد دلار می‌رسد که ۲۵ میلیارد دلار آن مواد اولیه صنعتی است. در سال ۱۳۹۸ میزان واردات مواد غذایی، مواد اولیه کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای به ۳۰ میلیارد دلار می‌رسد و سهم مواد اولیه از ۲۵ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار کاهش می‌یاید. قطعا این آمار در سال ۹۹ پایین‌تر هم آمده است. طبق آمارهایی که به دست آوردیم، در سال ۹۹ نسبت به سال ۹۶، واردات مواد اولیه و قطعات صنعتی نصف شده است. بنابراین اتفاقی که رخ داده این است که حجم تولید صنعتی ایران در ۳ سال کاهش یافته است اما یک عده آمار می‌دهند که تولید صنعتی ایران در ۹ ماه اول سال گذشته، ۷ درصد افزایش پیدا کرده است!

از طرفی دیگر، شاهد افزایش موجودی انبار هستیم چراکه مردم قدرت خرید ندارند؛ این گفته به معنای بالا نرفتن میزان مصرف است. طبق آمار از ۱۳ آبان سال ۹۹ تا ۱۴ فرودین ۱۴۰۰، یعنی در یک بازه‌ی زمانی ۵ ماهه، ۲.۹۸ میلیون تن شمش فولادی در بورس عرضه شده است، که ۱.۶۷ میلیون تن آن معامله شده و بقیه آن به فروش نرسیده است؛ این یعنی کاهش حجم معاملات. این آمارها به نشان می‌دهند که آنچه در اقتصاد ایران اتفاق افتاده، کاهش محسوس سطح قدرت خرید است. از آن طرف صادرات هم رشد نکرده و متناسب با رشد قیمت‌ها، دستمزد کارگران افزایش نیافته است.

در این میان ۹۵ درصد مردم قادر به افزایش مصرف خود نیستند. همین قدرت خرید مردم نسبت به تورم ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است؛ به ویژه برای بخش کالایی چراکه بخش خدمات تا این اندازه تورم ندارد. در حال حاضر قدرت خرید مردم کمتر از نصفِ ۳ سال پیش است؛ حالا چطور تولید بالا رفته است؟ از آنطرف واردات مواد اولیه از خارج نصف شده است. 

وزات صمت مدعی است که توانسته در سال ۹۹، دستکم ۱۵۰۰ واحد صنعتی راکد را نجات بدهد و حتی توانسته اندکی از هدف‌گذاری  قبلی فراتر برود. برداشت شما چیست؟ 

بانک مرکزی آمارها را منتشر نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و یکسری آمارهای کلی و منتخب را منتشر می‌کند. اگر مقام مسئولی یا بانک مرکزی مدعی هستند که افزایش ۷ درصد نرخ رشد صنعتی رخ داده و بر سر این حرف هستند و از آن دفاع می‌کنند، آمار رشد تولید در هر یک از زیرشاخه‌های صنعت را اعلام کنند تا ببینم و باورمان شود که رشد اتفاق افتاده است؛ وگرنه ادعا کردن کار راحت است.

همین حالا اگر  به آمار تولید فولاد نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که از سال ۹۰ تولید فولاد ۲ برابر شده است اما تولید محصولات فلزی کمترشده که بیشتر نشده است. بر اساس آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، آمار تولید صنایع بالادستی رشد کرده است اما صنایع کوچک و بخش خصوصی ضعیف شده‌‌‌‌‌‌اند. 

کارشناسان اقتصادی یکی از موانع شکل‌گیری تولید در ایران را رفتارهای بنگاه‌های رانتی می‌دانند؛ مانند همین موردی که شما در زمینه‌ی نرخ ارز به آن اشاره کردید اما به نظر می‌رسد که موضوع فراتر از توزیع صدها هزار میلیارد تومان رانت ارزی میان صنایع بالادستی باشد.  

بله، قدرت اقتصادی در دست آنهاست. در حال حاضر قیمت ارز باید پایین بیاید اما چرا با وجود کاهش‌های مقطعی همواره در حال افزایش است. شرکت‌های خصولتی و رانتی و صنایع بالادستی به بهانه‌ی دفاع از تولید مانع پایین آمدن نرخ ارز می‌شوند؛ اما کدام تولید؟ از سال ۵۶ تا به حال، ارزش ریال یک چهار هزارم پایین‌تر آماده است؛ در واقع هر دلار ۶ تومانی به ۲۴ هزار تومان رسیده، یعنی ۴ هزار برابر شده است از آنطرف ارزش ۲۴ هزار تومان سال ۱۴۰۰ یک پنجم یا یک چهارم سال ۵۶ است؛ در حالی که قیمت واقعی دلار ۱۰ هزار تومان است. از سال ۴۰ تا ۱۴۰۰ یعنی در عرض ۶۰ سال، رشد صادرات کالای غیرنفتی و رشد تولید ناخالص صنعتی برای دوره‌هایی اتفاق افتاده، که نرخ دلار ثابت بوده است؛ مثالش ۴۵ تا ۵۵، مثالش ۷۸ تا ۸۰. حتی اگر به خاطر قیمت نفت بوده باشد هم به هر حال اتفاق افتاده است؛ اما چرا تولید صنعتی ایران بالا نمی‌رود؟

در شوک‌های ارزی واحدهای کوچک و متوسط به شدت تضعیف می‌شوند و از بین می‌روند اما اوضاع به کام واحدهای خصولتی مثل فولاد‌ و فلزات اساسی و پتروشیمی‌ها است. دستمزد کارگر در این ۳ سال چه قدر بالا رفته است؟  قیمت برق، حمل و نقل و هزینه‌های استفاده از خدمات بین ۲ تا ۴ برابر شده است اما قیمت فروش محصولات اینها ۷ برابر شده است. بالا نگه داشتن نرخ ارز به بهانه‌ی حمایت از تولید حقه است؛ چراکه اینها هزینه‌هایشان به ریال و تولیدشان به نرخ دلار است. 

در ۷ سال و چند ماهی که از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، خیلی زیاد از افزایش سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و صنعتی سخن گفته شده است اما تعداد زیادی از این واحدها پس از چند نوبت تزریق نقدینگی هم نتوانستند سرپا بمانند و مالکیت زمین و ابزار تولید خود را به طلبکاران واگذار کردند. به چه علت تزریق نقدینگی هم جوابگوی نیازهای روبه‌ رشد صنعت نیست؟ 

ما می‌دانیم که سرمایه در گردش واحدها نسبت به سال پیش ۲ برابر شده است؛ یعنی این افزایش سرمایه در گردش هم جوابگوی صنایع رو به مرگ نیست. فرض کنید یک تولیدکننده پلاستیک قبلا از پتروشیمی‌ها در یک مهلت پرداخت ۲ تا ۳ ماهه مواد اولیه می‌خرید و در این مدت هم می‌‌فروخت تا پول پتروشیمی را برگرداند اما الان قیمت مواد اولیه ۶ برابر شده است و سرمایه در گردش واحدها هم که چند برابر شده، پاسخگوی هزینه‌ها نیست. از طرفی میزان کل تسهیلات شبکه بانکی کشور کاهش یافته و از ۳ سال پیش تاکنون بر اساس نرخ برابری با دلار، به نصف رسیده است. از آن طرف قیمت فروش مواد اولیه و کالاهای واسطه‌‌ای هم نصف شده است که این به قدرت خرید مردم نزدیک‌تر است اما آمار دولت با سطح قدرت خرید مردم هماهنگ نیست.

زمانی که از راهکارهای نجات صنایع کوچک و متوسط از بحران سخن می‌گوییم می‌بینیم که آنچنان بحران عمیق و چند لایه‌ای به دست و پای واحدهای تولیدی و صنعتی گره خورده است که امکان نجات آنها با تزریق تامین سرمایه در گردش وجود ندارد. اگر بخواهیم دقیق‌تر در بحران ریز شویم، حلقه‌ی مفقوده‌ی آن کجاست؟  

بحرانی حقیقی که ما با آن مواجه هستیم کاهش قدرت مصرف مردم است. برای بنگاه‌های پتروشیمی، فولادی و مواد اولیه و خام این مورد مهم نیست؛ چراکه رانت منابع دارند و سودهای کلان می‌برند و به زیرقیمت صادر می‌کنند اما بنگاه‌های بخش خصوصی کدام بازار دارای تقاضا را در اختیار دارند؟ اینها نابود می‌شوند؛ چراکه با بحران تقاضا مواجه هستند. کالاها در کشور از اول ۹۷ تا به حال حداقل ۶ برابر شده‌اند؛ حالا ما می‌گوییم میانگین ۵ برابر. در این ۳ سال درآمد مزدبگیران چند برابر شده؟ بیشتر از ۲ برابر که نشده است.

در این مدت قیمت کالاها حداقل ۵ برابر شده است. قدرت خرید مردم هم دقیقا در بخش کالایی نصف شده است اما در بخش خدمات قدرت خرید مردم به کمتر از نصف سال پیش رسیده است. زمانی که رهبری از رونق تولید سخن می‌گویند، منظورشان صنایع کوچک و متوسط است نه اینها که نجومی سود کرده‌اند. آنهایی که منابع کشور را ارزان گرفتند و محصولاتشان را به صنایع داخلی گران فروختند به خارج از کشور ارزان صادر کردند، در دایره‌ی حمایت از تولید نمی‌گنجند.

چرا رشد صنعتی که به آن استناد می‌شود، دارای ساز و کارهای اجرایی مشخص و ریز شده‌ای نیست؟ 

همین‌ها که می‌گویند رشد ۷ درصدی اتفاق افتاده، باید توضیح دهند ساز و کار تحقق این رشد چگونه بوده است. من می‌توانم بگویم ۱۰ سال است که نرخ رشد تشکیل سرمایه ما هر سال کمتر از سال قبل است. آیا می‌توان از کاهش این نرخ، افزایش تولید بیرون آورد؟ شعبده بازی که نیست! چه شاهکاری در زمینه‌ی فناوری رخ داده که شاهد رشد صنعتی باشیم؟ سازمان صمت یکی از استان‌ها ابتدای سال آمار می‌دهد که امسال ۵۰ واحد صنعتی را احیا می‌کنیم. بعد این آمارها در انتهای سال استان به استان تجمیع می‌شوند و انتهای سال وزارت صمت گزارش می‌دهد که  مثلا ۱۵۰۰ واحد احیا شده‌اند.

می‌خواهم بگویم که پشت آمار احیای واحدها منطقی وجود ندارد؛ در واقع هدف‌گذاری می‌شود و بعد این  هدفگذاری به آمار تبدیل می‌شود. این یعنی دستکاری و مطلوب ارائه کردن آمار. ضمن اینکه افرادی که به عنوان رئیس سازمان‌های صمت انتخاب می‌شوند، کم تجربه هستند و هدف‌گذاری‌های کلی را پیگیری می‌کنند و بر همین اساس گزارش کار ارائه می‌دهند. رشد صنعتی در کشور باورپذیر نیست. باید باور کنیم که نمی‌توان با اقتصاد قرن هجدمی در قرن ۲۱ زندگی کرد.  

پاسخ به پرسش‌هایی در خصوص متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان/ برای تنظیم دادخواست، احراز رابطه‌ی کارگری و کارفرمایی الزامی است/ بیمه نکردنِ کارگر در دوران آزمایشی خلاف است

برنامه کارگر ایرانی، در آخرین ساعات روز (یکشنبه ۱۲ اردیبهشت) از طریق اینستاگرام پخش و میهمان این برنامه به پرسش‌هایی در مورد حقوق کار و تامین اجتماعی و تناسب‌سازی حقوق بازنشستگان پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، برنامه «کارگر ایرانی» طبق روال یکشنبه‌های هر هفته، ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه (۱۲ اردیبهشت ماه) برگزار شد و مهمان این برنامه به پرسش‌هایی در مورد حقوق کار و تامین اجتماعی و همچنین تناسب‌سازی حقوق بازنشستگان پاسخ داد.

در این برنامه؛ اکبر قربانی (کارشناس روابط کار و تامین اجتماعی) در خصوص تنظیم دادخواست در ادارات کار گفت: یکی از مباحثی که برای تنظیم دادخواست مطرح می‌شود، احراز رابطه‌ی کارگری و کارفرمایی است. رابطه‌ی حقوقی بین کارگر و کارفرما به معنایِ مشخص شدن این موضوع است که کارگر بنا به درخواست کارفرما کار کرده و رابطه‌ی اقتصادی نیز به این معناست که کارگر با دریافت مزد و با ابزاری که کارفرما در اختیار او قرار داده، کار کرده است. اگر چنین رابطه‌ای احراز نشود، دادخواست مفهومی پیدا نمی‌کند.

این کارشناس روابط کار در خصوص کارگران خدماتِ منزل و یا سرایداران ساختمانی گفت: در مورد کارگرانی که به عنوان سرایدار کار می‌کنند، قطعا کارفرمای آنها، ساکنان ساختمان هستند و آنها مکلفند قانون کار را در خصوص کارگر خود اعمال نمایند. یعنی این کارگران به لحاظ مزد و بیمه و سایر حقوق و مزایا با کارگران دیگر هیچ فرقی ندارند و چنانچه دچار مشکل شوند، می‌توانند به ادارت کار مراجعه کرده و دادخواست تنظیم نمایند. متاسفانه برخی افراد فکر می‌کنند کارگرانی که به عنوان سرایدار کار می‌کنند، مشمول قانون کار نمی‌شوند اما این تلقی، بسیار اشتباهی است.

قربانی در پاسخ به این سوال که اگر کارفرمایی حقوق کارگر را چندین ماه متوالی پرداخت نکند، کارگر می‌تواند کار را ترک کرده و شکایت کند، گفت: اولین کاری که این کارگر باید انجام دهد این است که به اداره کار مراجعه کند و همانطور که قبلا گفتم، دادخواستی تنظیم نماید. پیشنهاد من این است که در ابتدا ترک کار نکند و این مسئله را به هیئت‌های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار واگذار کند. درواقع با نظر آنها تصمیم لازم را در این خصوص بگیرد.

وی در خصوص ممانعت کارفرما از دادنِ گواهیِ لازم برای دریافت بیمه بیکاری گفت: کارگر می‌تواند دادخواست تنظیم نماید. اگر کارفرما به هر دلیلی گواهی اشتغال ندهد، تخلف محسوب می‌شود و کارگر می‌تواند به هیئت‌های تشخیص و حل اختلاف برود و شکایت کند.

قربانی گفت: در حال حاضر این موضوع ابزاری در دست برخی از کارفرمایان شده است؛ متاسفانه برخی از آنها نامه‌ی عدم نیاز را به کارگر نمی‌دهند و کارگر برای استفاده از بیمه بیکاری دچار مشکل می‌شود. چنین رفتارهایی به هیچ وجه در شان یک کارفرما نیست. کارگر در این‌صورت باید به واحد بیمه بیکاری اعلام نماید که به ناچار کار خود را از دست داده است.

وی همچنین گفت: در بحث بیمه بیکاری کارگر باید در آخرین کارگاهی که در آن کار می‌کند یک سال سابقه‌ی بیمه‌پردازی داشته باشد تا مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری شود. میزان استفاده از مقرری بیمه بیکاری نیز به میزان سابقه‌ی کل بیمه‌پردازی فرد بستگی دارد.

این کارشناس قانون کار در خصوص دوران آزمایشی کار و همچنین عدم بیمه‌ی کارگر در سه ماه شروع به کار گفت: ما در قانون کار چیزی به عنوان دوران آزمایشی داریم؛ طبق ماده ۱۱ قانون کار، طرفین می‌توانند با توافق یکدیگر مدتی را به عنوان دوران آزمایشی تعریف کنند که برای کارگران ساده یک ماه و برای کارگران حرفه‌ای تا سه ماه می‌تواند باشد. اما طبق همین قانون در دوران آزمایشی هم باید تمام حقوق کارگر اعم از بیمه، مزایای شغلی مثل حق مسکن، کمک هزینه، حق خواروبار و … پرداخت شود.

وی در ادامه گفت: اینکه برای برخی از کارفرمایان عرف شده و اعتقاد دارند که سه ماه اول دوران آزمایشی است و در آن دوران کارگر را بیمه نمی‌کنند خلاف قانون است. برخی از کارفرمایان متاسفانه از این هم فراتر رفته‌اند؛ یعنی از کارگری به اسم سه ماه دوران آزمایشی کار می‌کشند و بعد او را اخراج می‌کنند و کارگر دیگری را می‌آورند. این یعنی بهره‌کشی از نیروی کار و در این‌صورت کارگر می‌تواند دادخواستی تنظیم کند و موضوع را به اطلاع مراجع نظارتی برساند.

قربانی در بخش دیگری از صحبت‌های خود در خصوص وضعیت متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: در حال حاضر حداقل حقوق بازنشستگان، کمی بیشتر از سه میلیون و هفتصدهزار تومان است که این شامل حقوق پایه و سایر مزایا از جمله حق اولاد، عائله‌مندی، معیشت و مسکن می‌شود و در صورتی که فرد بازنشسته هر کدام از اینها را نداشته باشد، یعنی مثلا مشمول دریافت حق فرزند و یا عائله‌مندی نباشد، مقداری از این مبلغِ حداقل حقوق  کسر می‌شود.

وی ادامه داد: کسانی که با بیست سال سابقه، بازنشست شده‌اند یا بازماندگانِ فردی که با یک سال سابقه‌ی بیمه‌پردازی فوت کرده است و یا افراد از کارافتاده و به طور کلی تمام کسانی که مشمول ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی هستند، حداقل حقوق را دریافت می‌کنند.

باقری افزود: از بیست سال تا سی سال، به ازای هر سال ۴۰هزار تومان اضافه می‌شود. یعنی کسی که سی سال سابقه‌ی بیمه‌پردازی داشته باشد حقوق او چیزی حدود چهارمیلیون و سیصدهزار تومان می‌شود.

این کارشناس در خصوص افزایش حقوق در سایر سطوح مزدی گفت: در متناسب‌سازی سایر سطوح مزدی، افزایش قابل توجهی داشته‌ایم و بابت این موضوع  باید از تمام کسانی که زحمت کشیده‌اند، تشکر کنیم.​

تلاش امدادگران برای نجات ۲ کارگر معدنچی طزره ادامه دارد

طی دو روز گذشته امدادگران برای نجات دو معدنچی که بر اثر ریزش آواز در عمق معدن محبوس شده‌اند، در تلاش هستند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، روابط عمومی شرکت البرز شرقی از تلاش امدادگران برای نجات ۲ کارگر معدن زغالسنگ در منطقه طزره شاهرود که بر اثر ریزش آوار در داخل تونل محبوس شده‌اند، خبر می‌دهد.

طبق گزارش این منبع خبری، این حادثه ظهر روز شنبه هفته جاری رخ داده و چهار تیم تخصصی امداد و نجات معدن طزره برای نجات این افراد، از ۳ مکان تونل فرعی حفر کردند و تاکنون حدود ۳۰ متر پیشروی داشته‌اند. همچنین گروه‌های تخصصی اقدام به حفر تونل‌های فرعی برای دسترسی و یافتن کارگران محبوس کرده‌اند.

در عین حال طبق گزارش کارگران معدن زغالسنگ البرز شرقی؛ همزمان با ایجاد دستک در معدنِ ریزش کرده، عملیات تخلیه زغال هم در حال انجام است.

کارگران این واحد گفتند؛ اکسیژن‌رسانی به حادثه دیدگان به وسیله شلنگ‌های مخصوص در داخل معدنِ ریزش کرده در حال انجام است و نگرانی از بابت کمبود اکسیژن وجود ندارد.

همچنین «محمدتقی گلی » دادستان عمومی و انقلاب دامغان از تشکیل پرونده قضایی در خصوص حادثه معدن طزره دامغان خبر داده است.

گفتنی است؛ حادثه معدن زغال سنگ در حدود ساعت ۱۲ ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ در تونل شماره ۴۲ معدن بزرگ طزره از معادن چهارگانه شرکت زغال سنگ البرز شرقی در کارگاه استخراج k ۱۳ پیشرو، هنگام استخراج و به دلیل ریزش ناگهانی سقف کارگاه رخ داد که در این حادثه ۲ نفر کارگر پیمانکاری شرکت به نام‌های میلاد روشنائی و سید اصغر افضلی دچار حادثه و محبوس شده‌اند.​

محرومیت بیش از ده هزار کارگر در هرمزگان از دریافت بیمه بیکاری

به گزارش منتشرشده، چهارده هزار کارگر فصلی و ساختمانی در استان هرمزگان فاقد بیمه بیکاری هستند و از اردیبهشت ماه سال ۹۹، هیچ سهمیه‌ای بابت حق بیمه به آن‌ها پرداخت نشده است.

استان هرمزگان دارای ۱۴ هزار کارگر فصلی است که به کارهای ساختمانی مشغول هستند و کرونا اشتغال آنها را به شدت در مضیقه قرار داده است. این کارگران که عملا بیکار شده‌اند، به دلیل اینکه کارفرمای آنها دولت است، بیمه بیکاری شاملشان نمی‌شود.  دولت از کارگران فصلی و کارگران ساختمانی حمایت نمی‌کند و از اردیبهشت ماه سال گذشته تاکنون هیچ سهمیه‌ای بابت حق بیمه به این کارگران پرداخت نکرده است.​

مرگ و مصدومیت ۱1 کارگر در شهرهای مختلف

روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۱۰ کارگر در شهرهای قم، تهران، دامغان، ایلام و فاریاب دچار حادثه شدند. در این حوادث 3 کارگر جان خود را از دست دادند و ۸ کارگر از جمله دو آتش نشان دچار مصدومیت شدند.

به گزارش منتشر شد، در پی آتش سوزی در یک کارخانه الکل در قم، چهار کارگر و ۲ آتش نشان دچار مصدومیت شدند. در حادثه دوم یک کارگر 40 ساله ساختمانی  تبعه افغانستان هنگام کار در یک ساختمان پنج طبقه در حال ساخت در تهران به دنبال سقوط در چاهک آسانسور جان خود را از دست داد. در حادثه ایی دیگر، بر اثر ریزش تونل شماره ۴۲ معدن زغال سنگ طزره در معدن زغال سنگ البرز شرقی ۲ کارگر در عمق ۳۵ متری زمین محبوس شدند. گفته میشود عملیات امداد و نجات آن‌ها با آوار برداری همچنان ادامه دارد. تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت جسمانی این دو کارگر در دست نیست. در حادثه چهارم، یک کارگر 28 ساله معدن کرومیت سبزان واقع در بخش مرکزی شهرستان فاریاب به نام “امید رئیسی” در حین کار به دلیل ریزش تونل جان خود را از دست داد. همچنین  یک کارگر به نام “نورالدین فهیمی” در شهر ایلام  هنگام کار در یک ساختمان در حال ساخت بر اثر سقوط از طبقه دوم در دم جانباخت.​

برگزاری روز کارگر در روستای تێژ تێژ سنندج

بنا به گزارش دریافتی ، روز شنبه اول ماه مه جمعی از کارگران و مردم روستا تیژ تیژ سنندج مراسم روز جهانی کارگر را برگزار کردند .

در این گردهمایی ضمن خواندن سرود انقلابی، یکی از کارگران حاضر در مراسم  در مورد روز کارگر و شرایط سخت کار و زندگی  کار گران و برخورد حاکمیت بر طبقه کارگر  سخنانی ایراد کرد. این مراسم با بحث عمومی حاضرین در مورد مسائل عمومی جامعه به پایان رسید​

فقدان ایمنی کار؛ مرگ و مصدومیت ۸ کارگر از جمله یک کارگر معدن / محبوس شدن دو کارگر معدن در دامغان

طی روز گذشته و امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۸ کارگر در شهرهای قم، تهران و فاریاب دچار حادثه شدند. در این حوادث ۲ کارگر از جمله یک کارگر معدن جان خود را از دست دادند و ۶ کارگر از جمله دو آتش نشان دچار مصدومیت شدند. همچنین بر اثر ریزش تونل ۴۲ معدن زغال سنگ طزره دامغان ۲ کارگر در عمق ۳۵ متری زمین محبوس شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت‌ ۱۴۰۰، در پی آتش سوزی در یک کارخانه الکل در قم، چهار کارگر و ۲ آتش نشان دچار مصدومیت شدند.

دادستان قم در این خصوص گفت: ساعت ۶ صبح امروز یک واحد کارخانه تولید مواد شیمیایی واقع در شهرک صنعتی شکوهیه به علت نامعلوم دچار حریق شد و بلافاصله اقدامات اطفاء حریق توسط نیروهای امدادی آغاز شد.

حسن غریب افزود: در پی این اتش سوزی گسترده ۲ آتش نشان و چهار کارگر این کارخانه دچار مصدومیت شدند که حال عمومی آتش نشانان مطلوب و سایر افراد نیز به صورت سرپایی مداوا شدند.

مرگ یک کارگر ساختمانی در تهران

به گزارش آفتاب نیوز، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، یک کارگر ساختمانی در تهران به دنبال سقوط در چاهک آسانسور جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، در پی این حادثه و تماس با سامانه ۱۲۵ در ساعت ساعت ۹ صبح امروز، ستاد فرماندهی آتش‌نشانی تهران، ایستگاه ۱۰۲ نیروهای عملیات را به همراه تیم نجات سه به خیابان “آیت‌الله کاشانی”، خیابان شالی، گلستان هفتم اعزام کرد.

افسر آماده منطقه یک عملیات آتش‌نشانی تهران درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: در یک ساختمان پنج طبقه در حال ساخت، یک کارگر ۴۰ ساله تبعه افغانستان در حال کار بود که به دلیل نامعلومی از طبقه چهارم به چاهک آسانسور افتاده و تا انتهای چاهک در طبقه زیرین سقوط کرد.

ایرج جعفری افزود: آتش‌نشانان بلافاصله در حضور عوامل اورژانس وارد چاهک آسانسور شدند و ایمن‌سازی اولیه محل حادثه را انجام دادند و پس از انجام معاینات اولیه توسط عوامل اورژانس حاضر در محل معلوم شد این کارگر بر اثر شدت جراحات وارده در همان لحظه اول جان خود را از دست داده است.

جعفری خاطرنشان کرد: نیروهای عملیات پس از آن جنازه کارگر مذکور را به عوامل پزشکی و انتظامی تحویل دادند.

محبوس شدن دو کارگر در پی ریزش تونل معدن زغال در دامغان

به گزارش ایلنا، بر اثر ریزش تونل ۴۲ معدن زغال سنگ طزره در معدن زغال سنگ البرز شرقی دامغان ۲ کارگر در عمق ۳۵ متری زمین محبوس شدند.

بر اساس این گزارش، در ساعت ۱۲ظهر روز گذشته (شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه) بر اثر وقوع یک مورد حادثه ریزش سقف در تونل شماره ۴۲ معدن بزرگ طزره از معادن چهارگانه شرکت زغال سنگ البرز شرقی در کارگاه استخراج ۱۳ پیشرو، ۲ کارگر پیمانکاری داخل تونل محبوس شده‌اند و عملیات امداد و نجات آن‌ها با آوار برداری از دیروز ادامه دارد.هویت این کارگران میلاد روشنائی و سید اصغر افضلی عنوان شده است.

همچنین طبق اطلاع کارگران این واحد معدنی، کارگاه استخراج این تونل ۷۰ متر طول دارد این ۲ کارگر در عمق ۳۵ متری زیر آوار مانده‌اند.

بنابر این گزارش، برای نجات این دو کارگر، از ۳ مکان تونل فرعی حفر کردند و تاکنون ۲۰ متر پیشروی داشته‌اند.

تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت جسمانی این دو کارگر در دست نیست.

جان باختن یک کارگر معدن در معدن کرومیت فاریاب

به گزارش رسانک، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، یک کارگر معدن کرومیت در حین کار در سبزان بخش مرکزی شهرستان فاریاب، جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، هویت این کارگر امید رئیسی و ۲۸ ساله عنوان شده است.

گفته می‌شود این کارگر در پی ریزش تونل مصدوم و سپس جان باخته است.

دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد

 امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۰، گروهی از فعالان کارگری، معلمان، وکلا، فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق بشر در مقابل ندامتگاه کرج، جمعی از مربیان پیش دبستانی و نهضت سوادآموزی شهرستان های استان خوزستان در ساختمان اداره کل آموزش و پرورش این استان در اهواز و تعدادی از رانندگان خط گلپایگان به خمین مقابل فرمانداری گلپایگان، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، همزمان با روز معلم گروهی از فعالان کارگری، معلمان، وکلا، فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق بشر با حضور در مقابل ندامتگاه کرج خواهان آزادی اسماعیل عبدی معلم زندانی و تمام کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شدند.

در این تجمع جعفر عظیم‌زاده و نرگس محمدی زندانیان سیاسی سابق، در نطقی کوتاه نسبت به حبس معلمان و کارگران و نقض حق برگزاری تجمعات اعتراض کردند.

نمایشگر ویدیو

00:00
03:33

تجمع مربیان پیش دبستانی و نهضت سوادآموزی خوزستان

به گزارش از عصرماخوزستان، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، همزمان با روز معلم، جمعی از مربیان پیش دبستانی و نهضت سوادآموزی  شهرستان های استان خوزستان با تجمع در ساختمان اداره کل آموزش و پرورش این استان در اهواز، خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند.

بر اساس این گزارش، معلمان در این تجمع خواهان تعیین وضعیت استخدامی براساس مصوبات مجلس شورای اسلامی و برنامه پنج ساله ششم شدند.

نمایشگر ویدیو

00:00
00:14

تجمع رانندگان خط گلپایگان

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، تعدادی از رانندگان خط گلپایگان-خمین، مقابل فرمانداری گلپایگان تجمع کردند و خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند.

بر اساس این گزارش، تجمع این شهروندان در اعتراض به تغییر ایستگاه این محور صورت گرفته است.

دو روز پس از حادثه ریزش معدن در دامغان؛ دو کارگر کماکان محبوس هستند

با گذشته ۲ روز از حادثه ریزش سقف تونل در یکی از معادن زغال سنگ البرز شرقی دامغان و محبوس شدن ۲ کارگر این معدن، تلاش ها برای نجات این کارگران تاکنون به نتیجه نرسیده است. دادستان عمومی و انقلاب دامغان نیز از تشکیل پرونده قضایی در خصوص این حادثه خبر داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، ساعت ۱۲ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، بر اثر ریزش تونل ۴۲ معدن زغال سنگ طزره در معدن زغال سنگ البرز شرقی دامغان ۲ کارگر در عمق ۳۵ متری زمین محبوس شدند.

بر اساس این گزارش، هویت این کارگران میلاد روشنائی و سید اصغر افضلی عنوان شده است که تلاش ها برای نجات این کارگران تا کنون به نتیجه نرسیده است.

دادستان عمومی و انقلاب دامغان در این خصوص گفت: پرونده قضایی در رابطه با حادثه معدن طزره دامغان تشکیل شد و تحقیقات قضایی در حال انجام است.

محمدتقی گلی تصریح کرد: بازرسان اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی و کارشناسان مربوطه پس از رسیدن به نتیجه، قصور، عدم رعایت نکات ایمنی و یا طبیعی بودن حادثه را بررسی و اعلام می‌کنند و در راستای تکمیل پرونده اقدام‌های لازم انجام می‌شود.

مجموعه معادن زغال سنگ البرز شرقی در منطقه طزره دامغان در مناطق سردسیر و کوهستانی جنوب رشته کوه‌های البرز و در فاصله ۵۰ کیلومتری شهرستان دامغان واقع شده است.

محرومیت ۱۴ هزار کارگر در هرمزگان از دریافت بیمه بیکاری/ کارگران ساختمانی سرجنگل فاقد بیمه‌اند

 بنابر اعلام دبیر اجرایی خانه کارگر استان هرمزگان، ۱۴ هزار کارگر فصلی و ساختمانی در این استان فاقد بیمه بیکاری هستند و از اردیبهشت ماه سال ۹۹، هیچ سهمیه‌ای بابت حق بیمه به آن‌ها پرداخت نشده است. همچنین کارگران شهرستان سرجنگل واقع در استان سیستان و بلوچستان نیز فاقد بیمه کارگری هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، دبیر اجرایی خانه کارگر استان هرمزگان، از محرومیت ۱۴ هزار کارگر در این استان از بیمه بیکاری خبر داد.

اسماعیل حاجی زاده در این خصوص گفت: بیش از ۵۰ درصد جمعیت استان هرمزگان را کارگران تشکیل می‌دهند و حتی صنایعی که در غرب استان داریم همراه جامعه کارگری نیستند و اوضاع طوری است که در سال فقط یک هفته به سراغ آن‌ها می‌رویم.

وی افزود: استان هرمزگان دارای ۱۴ هزار کارگر فصلی است که به کارهای ساختمانی مشغول هستند و کرونا اشتغال آنها را به شدت در مضیقه قرار داده است. این کارگران که عملا بیکار شده‌اند، به دلیل اینکه کارفرمای آنها دولت است، بیمه بیکاری شاملشان نمی‌شود.

 دبیر اجرایی خانه کارگر استان هرمزگان تصریح کرد: دولت از کارگران فصلی و کارگران ساختمانی حمایت نمی‌کند و از اردیبهشت ماه سال گذشته تاکنون هیچ سهمیه‌ای بابت حق بیمه به این کارگران پرداخت نکرده است.

کارگران ساختمانی شهر سرجنگل فاقد بیمه هستند

به گزارش ایلنا، کارگران ساختمانی شهر سرجنگل واقع در ۱۰۰ کیلومتری شهرستان زاهدان فاقد بیمه هستند.

آن‌ها می‌گویند به دلیل نزدیک بودن این شهر به مرکز استان سیستان و بلوچستان، فاقد شعبه تامین اجتماعی هستند و به دلیل پر شدن سهمیه بیمه کارگران ساختمانی در مرکز قادر به بهره مندی از بیمه کارگری نیستند.

بر اساس این گزارش، کارگران مورد اشاره به دنبال راه‌اندازی انجمن صنفی هستند تا پیگیری این مطالبات را تسریع کنند.