سوختن کارخانه فوم سازی پردیس؛ آینده شغلی کارگران در هاله ای از ابهام + فیلم

کارخانه فوم سازی پردیس طعمه حریق شد و بیش از ۲۰ کارگر شاغل در این کارخانه بلاتکلیف شدند.

روز دوشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۰، کارخانه فوم سازی پردیس در منطقه صنعتی خرمدشت طعمه حریق شده و در آتش سوخت. رئیس آتش‌نشان پردیس در این باره گفت: «کارخانه تولید فوم بدلیل مشتقات نفتی توان حرارتی بسیار بالایی دارد. بهمین دلیل در کوتاه مدت مشتعل و ذوب می‌شود.»

مهدی درفکی افزود: «آتش سوزی این کارخانه ۳۵ دقیقه طول کشید تا اطفا شود. حرارت بالای آتش بدلیل قرارگیری انبار فوم و مواد اولیه بسیار زیاد بود. سقف کارگاه رنگ‌کاری و فوم‌سازی فرو ریخت و بدنبال آن کل سوله هزار متری مشتعل و در آتش سوخت.»

رئیس آتش نشانی شهر پردیس گفت: «انبار فوم ۱۰۰ درصد تخریب شد. در این آتش‌سوزی همه چیز ذوب شده بود. فقط دستگاه‌های بخار سالم ماندند که آنها هم در معرض حرارت تغییر شکل دادند.»

هرچند آتش سوزی در کارخانه فوم سازی پردیس تلفات جانی نداشت. اما سوله هزار متری بطور کامل در آتش سوخت و در مدت زمان کوتاهی از بین رفت. نیروهای آتش‌نشانی نیز تنها موفق شدند از سرایت آتش به سوله‌های نزدیک محل جلوگیری نمایند.

اکنون بیش از ۲۰ کارگر شاغل در این واحد تولیدی در شهرک صنعتی خرمدشت بلاتکلیف شدند.

به گفته یک منبع کارگری در پردیس، بعدازظهر روز گذشته در جریان آتش‌سوزی، کارخانه فوم‌سازی پردیس بطور کامل تخریب شد. اکنون پس از سوختن این کارخانه در شرق تهران، کارگران شاغل در آن بلاتکلیف شده‌اند.

این منبع کارگری به شرح وضعیت شغلی کارگران پس از این حادثه پرداخت. وی تصریح کرد: «در جریان آتش‌سوزی همه بخش‌های تولیدی این واحد تولیدی بطور کامل تخریب شده است. در نتیجه امکان کار کردن برای کارخانه و کارگران وجود ندارد. کارگران نیز بایستی تا مشخص شدن وضعیت کارخانه صبر کنند.»

وی در خاتمه افزود: «کارگران در تلاش بودند آتش را مهار کنند. خوشبختانه این حادثه که از اشتغال مواد آتش‌زا مانند رنگ و فوم رخ داد، خسارت جانی نداشت.»

اعتصاب رانندگان اتوبوس شهری شیراز + فیلم

اعتصاب رانندگان اتوبوس شهری شیراز به دلیل وضعیت بد معیشتی

امروز سه‌شنبه ۱۱ خرداد‌ماه ۱۴۰۰، رانندگان اتوبوس شهری شیراز در اعتراض به وضعیت بد معیشتی اعتصاب کردند. رانندگان اعتصابی با پارک اتوبوس‌های خود در ترمینال اتوبوسرانی شیراز، حاضر به رفتن بر سر کار نشدند. یکی از رانندگان اعتصاب کننده، فیلمی از این اعتصاب منتشر کرده است که در آن اتوبوس‌های پارک شده را نشان می‌دهد.

رانندگان اتوبوسرانی شیراز، از پایین‌بودن نرخ کرایه‌ها و خودداری شهرداری در پشتیبانی از آنها شکایت دارند.

با توجه به گسترش کرونا این رانندگان نسبت به سایر اصناف، بیشتر در معرض ابتلا به کرونا قرار دارند.

از سوی دیگر وضعیت معیشتی بد این رانندگان به دلیل گرانی و تورم بالا، مشکلات آنها را چندین برابر کرده است.

در شیراز، نزدیک به هزار دستگاه اتوبوس برای انتقال مسافران از طریق کارتخوان، مشغول فعالیت هستند. یادآوری می‌شود روز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت نیز تعدادی از رانندگان شرکت واحد، در مقابل شورای شهر تهران دست به تجمع زدند. این تجمع در اعتراض به عدم اجرای طرح طبقه‌‌بندی مشاغل، عدم پرداخت معوقات، و سایر مطالبات عقب افتاده بود.

بازنگری در طرح طبقه‌بندی مشاغل کارگران و رانندگان شرکت واحد از اصلی‌ترین مطالبات صنفی این تجمع می‌باشد. پیش از این درخواست بازنگری طرح طبقه‌بندی مشاغل از سوی تعدادی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به شورای شهر و شهرداری تهران ارسال شده بود.

در چند سال گذشته، بارها اعضای سندیکا با مراجعه یا نامه‌نگاری با شورای شهر و مدیریت شرکت واحد، پیگیر بازنگری در طرح طبقه‌بندی مشاغل شده بودند. شهرداری و شورای شهر تهران در خصوص اجرایی شدن این طرح قول‌‌هایی به رانندگان داده بود. اما بعد از گذشت بیش از یک سال هیچ اقدامی در این خصوص انجام نشده است.

اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه و تیراندازی هوایی برای متفرق کردن کارگران

سومین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به ندادن حقابه و دیگر مطالبات

روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ماه ۱۴۰۰، سومین روز از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه برای پیگیری مطالبات‌شان ادامه یافت.

در این تجمع، کارگران بخش کشاورزی و بخش زیربنایی خدمات شرکت نیشکر هفت تپه، حضور داشتند. تجمع‌کنندگان، روبروی گیت ورودی در برابر دفتر حراست شرکت، به اعتصاب و اعتراض خود ادامه دادند.

بنابه خبرهای منابع کارگری در نیشـکر هفت تپـه، ماموران نیروی انتظامی از ورود ۳ نفر از کارگران جلوگیری نمودند. همچنین یکی از ماموران پاسگاه که گفته می‌شود رئیس پاسگاه بوده، برای متفرق کردن کارگران اقدام به تیراندازی هوایی می‌کند. نیروهای امنیتی، همزمان، کارگران اعتصابی را به خارج از در ورودی شرکت فرستادند، اما کارگران به اعتراض خود ادامه دادند.

کارگـران نیشـکر هفت تپـه از شروع سال ۱۴۰۰، هیچ دستمزدی دریافت نکرده‌اند. علاوه بر این ندادن حقابه، کشاورزی این شرکت را با خطر نابودی روبرو کرده است. امری که شغل و معیشت کارگران را به خطر انداخته است.

اقدامات و توطئه‌های مدیرعامل سابق و مقامات حکومتی علیه کارگران نیشکر هفت تپه

بنابه گفته کارگران این مجتمع، عوامل اسدبیگی با پشتیبانی مقامات استانی، فشار بر کارگران را افزایش داده‌اند. آنها اقدام به دسیسه‌های مختلف از جمله نپرداختن دستمزدها، ندادن حقابه و خارج ساختن اموال شرکت نموده‌اند. تلاش حکومت، امنیتی کردن فضای شرکت و خنثی کردن موفقیت کارگران و ایجاد تفرقه در صفوف آنان است.

آنها برای پیشبرد اهداف خود حتی به تهدید جانی کـارگران هفت تپـه پرداخته‌اند. کارگران اعلام کرده‌اند اگر کوچکترین اتفاقی برای یکی از کارگران بیفتد، عواقب آن با دادستان و مقامات امنیتی استان است.

کارگران ادامه می‌دهند که هوشیارانه و با قدرت و متحدانه در برابر این دسیسه‌ها ایستاده‌اند. آنان اولین تلاش‌شان حفظ هفت تپه در دفاع از زندگی و معیشت‌شان می‌باشد.

از دیگر خواسته‌های کارگران، تعیین‌تکلیف فوری وضعیت مدیریت شرکت و فرستادن یک نفر از سوی دولت می‌باشد. همچنین اعلام کرده‌اند که اگر فورا معضل بی‌آبی حل نشود و دستمزدشان پرداخت نگردد، اعتراضات خود را گسترش خواهند داد.

بازگشت بکار همکاران اخراجی، بسته شدن پرونده‌های امنیتی و پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات، دیگر مطالبات فوری کارگران است.

هم اکنون وضعیت نیشکر هفت تپه اضطراری است و کارگران دیگر بخش‌های این مجتمع بایستی از این اعتصاب حمایت کنند

اعتراض کارگران ابنیه فنی تراورس نسبت به شرایط پس از واگذاری

کارگران ابنیه فنی تراورس به شرایط پس از واگذاری و ایجاد نشدن تغییری در وضعیت آنها معترض هستند

به گفته کارگران ابنیه فنی تراورس، فشارهایی که منجر به برگشت شرکت به راه‌آهن شد، تغییری در وضعیت کارگران ایجاد نکرد.

کارگران می‌گویند: «۷ ماه از صدور رای قطعی برگشت شرکت تراورس به راه‌آهن می‌گذرد. اما هنوز هیچ تغییری در وضعیت کارگران ایجاد نشده است. اولین موضوع مورد بحث کارگران این است که چرا شرکت راه‌آهن بدون اطلاع کارگران مجمع عمومی برگزار کرده است.»

کارگران ادامه می‌دهند: «شرکت راه‌آهن برای تغییر اعضای هیات مدیره و مدیرعامل تراورس به کارگران اطلاع نداده است. نتیجه عدم اطلاع کارگران و برگزاری مجمع عمومی، ابقا مدیرعامل سابق تراورس در پست قبلی خود بوده است.»

به گفته کارگران اگر چنین موضوعی درست باشد، آنهم با وجود نارضایتی کارگران، بزرگترین بی‌اعتنایی به ۶هزار کارگر تراورس است. علاوه بر این ۷ماه پس از صدور حکم دادگاه، هیچ تغییری در شرایط کاری، حقوقی و شغلی خود به نسبت قبل احساس نکرده‌اند. این خود دلیلی بر اعتراض کارگران ابنیه فنی تراورس نسبت به شرایط پس از واگذاری است.

بی‌توجهی مسئولین به مطالبات قانونی کارگـران ابنیـه فنی تـراورس

کارگران ابنیه فنی تراورس
کارگران ابنیه فنی تراورس

یکی از کارگران می‌گوید: «پس از واگذاری، نه مطالبات مزدی و بیمه عقب‌افتاده کارگران بروز شد و نه سنوات پرداخت شد. همچنین امنیت شغلی کارگران همانند قبل در بلاتکلیفی قرار دارد.»

کارگران می‌گویند: «ما می‌خواهیم بدانیم که با شرایط جدید تغییر تراورس از خصوص به دولتی چگونه باید همکاری کنیم؟ آن هم واگذاری که تنها در حرف ایجاد شده است. هم اکنون وضعیت شغلی کارگران مانند ۷ ماه قبل است. مدیران نیز همان افرادی هستند که پیش از این بودند. با این تفاوت که محکم‌تر از قبل بر کرسی مدیریت نشسته‌اند.»

به گفته کارگران ابنیه فنی شرکت تراورس، هم اکنون نگرانی آنها نامشخص بودن وضعیت شرکت تراورس است. شرکتی که از بخش خصوصی به راه‌آهن واگذار شد، اما عملا هیچ تغییری در وضعیت کارگران آن ایجاد نشده است.

کارگران عنوان کرده‌اند: «سال‌ها است این موضوع را پیگیری کرده‌ایم. متاسفانه مسئولان با بی‌توجهی به مطالبات قانون ما هنوز هیچ تصمیمی برای رفع مشکلات و تغییر نوع قرارداد کارگران نگرفته‌اند. این موضوعی است که هر روز نگرانی کارگران را بیشتر می‌کند.»

کارگران ابنیه فنی تراورس در خاتمه به سایر مطالبات خود اشاره می‌کنند. آنها تصریح می‌کنند: «اجرای طرح تجمیع و طبقه‌بندی مشاغل، رفع مشکلات بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی خواسته‌هایمان می‌باشد. همچنین پرداخت برخی مزایای قانونی و عرفی از دیگر مطالبات ما است. مزایایی همچون بن ماه رمضان و دادن لباس و کفش کار که هنوز بصورت کامل پرداخت نشده است. این مسائل امروز باعث گرفتاری‌هایی برای کارگران شده است.»

پیمان فرهنگیان، به دلیل تشکیل یک “گروه تلگرامی ۴ نفره” به ۳ سال زندان تعزیری محکوم شد

پیمان فرهنگیان، به دلیل تشکیل یک “گروه تلگرامی ۴ نفره” به ۳ سال زندان تعزیری محکوم شد، پیمان فرهنگیان ، شاعر و فعال کارگری به اتهاماتی از قبیل “تشکیل یک گروه تلگرامی چهار نفره” به 10 سال زندان محکوم شد که از این میزان حبس، ۷ سال به صورت تعلیقی خواهد بود و این فعال کارگری باید سه سال به زندان برود.

پیمان فرهنگیان، به دلیل تشکیل یک “گروه تلگرامی ۴ نفره” به ۳ سال زندان تعزیری محکوم شد

پیمان فرهنگیان ، شاعر و فعال کارگری به اتهاماتی از قبیل “تشکیل یک گروه تلگرامی چهار نفره” به 10 سال زندان محکوم شد که از این میزان حبس، ۷ سال به صورت تعلیقی خواهد بود و این فعال کارگری باید سه سال به زندان برود.

.به گزارش خبرگزاری هرانا ، آقای فرهنگیان  ، ساکن بندر کياشهر در استان گیلان ، در تاریخ ۳۱ خرداد ۹۹  توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و وی در تاریخ  تیرماه همان سال با وثیقه 400 میلیون تومانی از زندان لاهیجان آزاد شد. . .

وی در دادگاه بدوی با اتهامات زیادی روبرو شد و به 38 سال زندان محکوم شد ، اما دادگاه پس از بررسی پرونده وی ، به 11 سال زندان از جمله 7 سال تعلیق و 4 سال زندان محکوم کرد.

اتهامات عليه آقاى فرهنگیان

این پرونده پس از اعتراض حسین تاج ، وکیل وی به دادگاه تجدیدنظر گیلان ارجاع شد و سرانجام دادگاه تجدید نظر حکم 7 سال حبس تعلیقی وی را تأیید و به سه سال کاهش داد.

دادگاه آقای فرهنگیان را به تشکیل یک گروه تلگرامی به منظور “برهم زدن امنیت كشور” متهم کرد

مرگ و مصدومیت ۴ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

 طی روزهای گذشته و امروز چهارشنبه ۱۲ خرداد، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۴ کارگر در شهرهای سوادکوه، املش و سردشت در حین انجام کار دچار حادثه شدند. در این حوادث ۲ کارگر جان خود را از دست داده و ۲ تن دیگر دچار مصدومیت شدند. همچنین مدیرکل پزشکی قانونی استان سمنان از مرگ و مصدومیت ۳۵۹ کارگر در این استان طی سال گذشته خبر داد. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، یک کارگر در شهرستان املش طی حادثه‌ای در پروژه عمرانی در روستای لرداسرای بخش رانکوه شهرستان املش در استان گیلان، دچار مصدومیت شد.

بر اساس این گزارش، بخش زیادی از پل روستای لرداسرای رانکوه املش بر اثر سیلاب سال ۹۷ تخریب شده بود که اخیر کار احیا و بازسازی آن با نظارت اداره راهسازی، از سوی یک پیمانکار آغاز شده بود.

از قرار معلوم در روز حادثه کارگران برای هم‌سطح کردن عرشه‌ها مشغول جک زدن بودند که ناگهان یکی از عرشه‌ها از روی جک در رفته و منجر به مرگ یک کارگر و مصدومیت کارگر دیگر می‌شود.

 روز دوشنبه ۱۰ خرداد، مدیر عامل جمعیت هلال احمر گیلان از مرگ یک کارگر دیگر در این حادثه خبر داده بود.

مرگ و مصدومیت ۲ کارگر در سردشت

به گزارش ایلنا، روز سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰، سقوط بالابر حمل بار در یک کارگاه ساختمانی در سردشت، منجر به کشته و زخمی شدن دو کارگر شد.

بر اساس این گزارش، این حادثه در محدوده بلوار شلماش سردشت رخ داد که بر اثر آن یک کارگر ۴۰ ساله در دم فوت و یک کارگر دیگر نیز به شدت مجروح می‌شود.

محمد صالح‌پور، مسئول فوریت‌های پزشکی سردشت در این خصوص گفت: کارگر مصدوم که هم اکنون در بیمارستان امام خمینی شهرستان سردشت بستری است، متاسفانه دچار ضایعه نخاعی شده و در وضعیت وخیمی قرار دارد.

مرگ یک کارگر در سوادکوه

به گزارش رکنا، امروز چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، یک کارگر در کارگاه سنگ شکن در سوادکوه طی حادثه‌ای جان باخت.

رئیس جمعیت هلال احمر سواد کوه در اینباره گفت: ساعت ۱۳ امروز خبری مبنی بر سقوط شی بر سر یک کارگر در کارگاه سنگ شکن شن و ماسه جاده خطیرکوه به پایگاه امدادرسانی هلال احمر گزارش شد.

وی ادامه داد: سریعاً عوامل امدادی پایگاه ارفع‌ده سوادکوه به همراه خودروی نجات به محل حادثه اعزام شدند.

وی افزود: پس از رهاسازی این کارگر ۴۲ ساله با همکاری اورژانس ۱۱۵ از دستگاه، جسد وی در کاور جای‌گذاری و تحویل عوامل نیروی انتظامی شد. شنیده‌ها حاکی از این است که کارگر مورد اشاره در حال تعمیر و تجهیز ماشین آلات شرکت شن و ماسه بود.

مرگ و مصدومیت ۳۵۹ کارگر در استان سمنان طی سال گذشته

به گزارش ایرنا، مدیرکل پزشکی قانونی استان سمنان گفت: ۲۵ نفر سال گذشته در استان به دلیل حوادث کار جان باختند.

مهدی نوروزی اضافه کرد: همچنین سال گذشته تعداد ۳۳۴ نفر برای انجام معاینات بالینی به دلیل آسیب‌دیدگی حین کار به پزشکی قانونی استان سمنان مراجعه کردند.

در این گزارش آمده است، بیشترین حوادث کار در استان سمنان مربوط به مشاغل ساختمانی و معادن است.

دستکم دو تجمع اعتراضی برگزار شد

امروز چهارشنبه ۱۲ خرداد، شماری از کارگران بخش کشاورزی نیشکر هفت تپه در مقابل ساختمان مدیریت این مجموعه و همچنین جمعی از پرسنل آبفای اهواز در مقابل ساختمان این شرکت، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، امروز چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، شماری از کارگران بخش کشاورزی نیشکر هفت تپه، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، برای دومین روز متوالی در مقابل ساختمان مدیریت این مجموعه، دست به تجمع اعتراضی زدند.

کارگران حاضر در تجمع امروز گفتند: “در تجمع روز نخست که دیروز (سه شنبه ۱۱ خردادماه) در مقابل ساختمان مدیریت این مجتمع صورت گرفت به جز وعده‌ پیگیری هیچ پاسخ قاطعی از سوی مسئولان شنیده نشد و ما ناچار شدیم برای احقاق حقوق از دست رفته‌مان امروز نیز در مقابل ساختمان اداری مقابل دفتر مدیریت تجمع کنیم”.

کارگران معترض می‌گویند دلیل اعتراض ما کارگران بخش کشاورزی مجتمع نیشکر هفت تپه به ممنوعیت‌های اعلام‌ شده برای کشت و استفاده از آب برای مزارع است.

به گفته آنان، کارگران این واحد تولیدی به این دلیل پیگیر مطالبات خود هستند که دغدغه تامین معاش خانواده‌هایشان را دارند و از مدیریت کارخانه و مسئولان شهرستانی و استانی انتظار دارند که به دغدغه‌های آن‌ها احترام بگذارند.

معترضان با بیان اینکه تامین مخارج زندگی بسیار برایمان سخت شده، در ادامه گفتند: در صورتی که مشکل بی‌آبی مزارع زیر کشت هفت تپه مرتفع نشود جدا از به هدر رفتن زحمات یکساله‌مان، امنیت شغلی و حقوقی کارگران شاغل در مزارع همانند کارگران آب رسان و میراب با خشک شدن مزارع سر سبز به خطر خواهد افتاد.

تجمع پرسنل آبفای اهواز

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، جمعی از پرسنل آبفای اهواز، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان این شرکت، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس این گزارش، معترضین از جمله مطالباتشان را تبدیل وضعیت شغلی خود عنوان کردند.

مرگ و مصدومیت 3 کارگر در سواد کوه و سردشت

روز چهارشنبه ۱۲ خرداد، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، 3 کارگر در شهرهای سوادکوه  و سردشت در حین انجام کار دچار حادثه شدند. در این حوادث ۲ کارگر جان خود را از دست داده و یک تن دیگر دچار مصدومیت شدند.

برپایه گزارش منتشر شده،  سقوط بالابر حمل بار در یک کارگاه ساختمانی در سردشت، منجر به کشته و زخمی شدن دو کارگر شد. این حادثه در محدوده بلوار “شلماش سردشت رخ داد که بر اثر آن یک کارگر ۴۰ ساله در دم فوت و یک کارگر دیگر نیز به شدت مجروح شد. همچنین  یک کارگر 42 ساله در کارگاه سنگ شکن در سوادکوه حین انجام کار، به دلیل سقوط یک شی بر روی روی وی، به شدت مجروح و به پس از انتقال به بیمارستان به دلیل شدت جراحات وارده جان سپرد.

تجمع پرسنل آبفای اهواز

جمعی از پرسنل آبفای اهواز روز چهارشنبه 12 خرداد ماه، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان این شرکت، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

از قرار معلوم از سال گذشته که آبفا روستایی و شهری ادغام شد مشکلات کارگران دوچندان شده است، این کارگران علاوه بر پرداخت چندین ماه دستمزد و حق بیمه هایشان به سازمان تامین اجتماعی مهمترین خواسته خود را تبدیل وضعیت شغلی خود عنوان کردند. معترضان اعلام کرده اند که در صورت بی پاسخ ماندن خواسته هایشان در روزهای آینده دست به اعتصاب خواهند زد.

کدام کارفرمایان از پرداخت حق بیمه معاف هستند؟

مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی هرمزگان گفت: در راستای اجرای طرح مشوق بیمه کارفرمایی و همچنین حمایت از ایجاد اشتغال، کارفرمایانی که از بین فارغ التحصیلان دانشگاهی نیروی کار جدید جذب کنند، از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما معاف می‌شوند.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی هرمزگان، هادی ابراهیمی گفت: طرح مشوق بیمه کارفرمایی یکی دیگر از طرحهای اشتغالزا ذیل سیاست‌های فعال بازار کار است که با هدف تحرک بخشی به بازار کار کشور، حمایت از کارفرمایان و صاحبان کسب و کارهای آسیب دیده از شیوع ویروس کرونا و ایجاد اشتغال با ترغیب و تشویق کار فرمایان کارگاه‌های تولیدی و خدماتی به استفاده از نیروی کار جدید تهیه و ابلاغ شده که در راستای اجرای این طرح، کارفرمایان استان در صورت جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی، از پرداخت ۲۳ درصد حق بیمه سهم کارفرما معاف می‌شوند.

وی، مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر، داشتن حداکثر ۳۸ سال سن که مدت زمان خدمت وظیفه به حداکثر سن افراد ذکور اضافه می‌شود، ثبت نام در سامانه (کارورزی) و داشتن سابقه بیمه تامین اجتماعی که حداکثر از ۳۶ ماه تمام کمتر باشد را از شرایط احراز نیروی کار جدید و داشتن مجوز فعالیت از مراجع رسمی کشور و داشتن کد بیمه کارگاهی و ثبت نام در سامانه کارورزی را نیز از جمله شرایط کارفرما برای این طرح ذکر کرد.

ابراهیمی، سهمیه استان هرمزگان در این طرح را در سال جاری ۴۴۰ نفر عنوان و اضافه کرد: بنگاههای اقتصادی استان می‌توانند از این فرصت استفاده کنند.

سکوتِ فراکسیونِ کارگری در برابر قوانین استثمارآفرین/ اتاق بازرگانی و مجلس انقلابی درحال درهم شکستنِ اساس انقلاب در حمایت از مستضعفان هستند/ تحقیر نیروی کار در کشور تمامی ندارد

موجب تاسف است که اتاق بازرگانی به خود اجازه داد تا به بهره‌کشی از نیروی کار رسمیت ببخشد و جالب آنکه در این میان هیچ یک از نمایندگان مجلس انقلابی و حتی فراکسیون کارگری یا مقام‌های دولت واکنشی به این پیشنهادها نشان نمی‌دهند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «کار» در صفحه‌ی ذهنی بشر، تفاسیر مختلفی را به خود می‌گیرد اما ماهیت آن، چندان تفسیربردار نیست. کار به سبب ماهیتش که همانا فروش نیرویِ انسان، به ازای دریافت پول است، ذات خشنی را دارد اما معبد ذهن از آن یک «امر مقدس» برای تعالی بشر و رهایی از بیکارگی می‌سازد. مکاتب برخاسته از ذهن محدود بشر هم، به همین تعریف شاخ و برگ می‌دهند؛ تا جایی که برخی از این مکاتب کار را برابر  زندگی تعریف می‌کنند و فراغت از آن را مذموم می‌شمارند. در این فضا، ذهنی که از کار به مثابه پدیده‌ای مقدس‌تر  از زندگی و نه جزئی از آن یاد می‌کند، راه را برای ورود پرسش از چیستی کار و هدف آن، به خود می‌بندد.

امروزه گفتمان ارزشگذاری کار، در دست جریان اصلی سیاستگذاری اقتصادی است؛ جریانی که کارگزاران آن، کار را در خدمتِ امر مقدس سرمایه قرار می‌دهند و البته سرمایه را بر کار ترجیح می‌دهند؛ چراکه در این گفتمان کار به ماهو، فاقد ارزش است. از نظر آنها سرمایه موتور محرک کار است. به همین دلیل، کارگزارن سرمایه، از نیروی کار می‌خواهند که کار و سرمایه را دو منظومه جدا از یکدیگر تعریف نکنند. از این دیدگاه کارگر باید مطیع جریان پیش‌برنده‌ی سرمایه و انبوه‌ساز آن باشد؛ حالا فارغ از اینکه کار را دولت ایجاد می‌کند یا بخش خصوصی. اگر کارگر بخواهد به خلاف این گفتمان جریان‌سازی کند؛ مثلا با تشکلَ‌سازی، درخواست امنیت شغلی، مزد بیشتر و ساعت کار کمتر، کارگزار او را طرد می‌کند.

آماده‌سازی بسته‌های سیاستی برای دولت آینده 

تحت تاثیر این فضا، اقتصاد برای کار و سرمایه‌گذاری برای کار، سیاست‌گذاری را شکل می‌دهند. اگر بخش خصوصی، فرو ریزد، کار هم فرو می‌ریزد؛ پس دولت باید تسهیل‌گر عمل این بخش باشد. کارگزاران علاوه بر اینکه سرمایه را امر مقدس جایگزین کار می‌شمارند، تسهیل‌گری را هم مقدم بر کار و جزء راهبردی اقتصاد می‌شمارند. از منظر آن‌ها سیاست‌گذاری باید این منظومه را تقویت کند. پیشنهادهایی که در قالب بسته‌های سیاستی از جانب بخش خصوصی به دولت، ارائه می‌شوند، از همین جهت قابل تفسیر هستند. با توجه به اینکه سال ۱۴۰۰ چند انتخابات مهم در کشور برگزار می‌شود، کارگزاران سرمایه، بر همین بستر، بسته‌های سیاستی را برای دولت آینده آماده کرده‌اند.

در این بسته‌ها کار با دیدگاه تشریح شده تعریف شده است. در یکی از این بسته‌ها با عنوان «دیدگاه‌های رنج آفرین و دیدگاه‌های گنج آفرین در حوزه اقتصاد (بایدها و نبایدها در مطالبات اقتصادی)» که از سوی معاونت اقتصادی «اتاق بازرگانی ایران» تهیه شده، برای رونق گرفتن اقتصاد پیشنهاد شده است: «دولت می‌تواند مشاغل عمومی تعریف کند؛ یعنی کارهای ساده‌ای را تعریف کند که در ازای آن دستمزدی مثلا معادل ۳۰ درصد حداقل حقوق به جوانان کمتر از یک سن خاص پرداخت شود.»

رسمیت بخشیدن به کار کودک 

نویسندگان این بسته سیاستی انگیزه پیشنهاد خود را «احساس بیکاری کمتر» برای جوانان می‌دانند؛ البته آنها پیشنهاد می‌دهند که بیمه بیکاری هم برای این گروه از کارگران کم سن و سال در نظر گرفته شود؛ به نحوی که «حس گداپروری» تقویت نشود اما درواقع پیشنهاد پرداخت ۳۰ درصد حداقل دستمزد، در مشاغل عمومی به افراد «کمتر از یک سن خاص» به معنای رسمیت دادن به «کار کودک» در سطح قانون است. در قانون کار مقوله‌ای به نام مشاغل عمومی و یا قائل شدن مزد نازل برای یک گروه سنی خاص از شاغلان وجود ندارد؛ حتی در ماده ۷۹ «قانون کار» به کار گماردن «افراد کمتر از ۱۵ سال تمام» ممنوع اعلام شده است.

چنین سیاست‌هایی همچنین می‌توانند موجب گسترش کارغیررسمی شوند. همین حالا در شهرداری به عنوان نهادهای زیرمجموعه‌ی دولت، کودکان کم سن و سال را به عنوان «زباله‌گرد» استخدام می‌کنند و با ناچیزترین دستمزدها به کار می‌گمارند. پیشتر از این، محمدرضا جوادی یگانه، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، گفته بود: «برآوردی از تعداد کودکان زباله‌گرد نداریم اما بر اساس برآوردهای آماری ناشی از زباله‌های شهر تهران، توان کودک در حمل پسماندهای خشک و… عنوان می‌شود که حدود ۴۰۰۰ کودک زباله‌گرد داریم.» 

بر همین اساس، اقتصاد ایران به سمت استفاده از نیروهای کم سن و سال، طی طریق می‌کند و یک بازار کار غیررسمی در بخش رسمی اقتصاد به وجود می‌آورد؛ بازاری که خود راسا مزد را نرخ گذاری می‌کند و کاری با مصوبات شورای عالی کار ندارد. در همین حال باید دید که منظور اتاق بازرگانی از مشاغل عمومی چیست؛ آیا مشاغلی باید به وجود بیایند که تاکنون وجود نداشته‌اند و حالا باید این مشاغل را با پرداخت دستمزدهای پایین در بدنه‌ی دولت مستقر کرد؟ آیا منظور اتاق بازرگانی این نیست که دولت در مشاغلی مانند مشاغل شهری و خدماتی (مشاغل غیرتخصصی) که همین حالا هم زیردست پیمانکاران شهری دارند، افراد زیر ۱۵ سال یا زیر ۱۸ سال را استخدام کنند؟

ناتوانی در تامین هزینه زندگی 

با احتساب گفتمان پایان دادن به گداپروری که کارگزاران سرمایه در اتاق بازرگانی و نهادهای دیگر آن را ساخته‌اند، می‌توان دریافت که هر فردی که در حد مشخصی توان تکان دادن دست و پاهایش را دارد، فارغ از اینکه چه سنی داشته باشد، باید بدون اتکا به یارانه‌های نقدی و غیرنقدی که توسط دولت در بخش‌های مختلف تزریق می‌شوند، به حیات خود به ازای دریافت چند صد هزار تومان دستمزد ادامه دهند. اما قاعدتا فردی که چنین دستمزدی دریافت می‌کند، نمی‌تواند در اجتماع با حداقل قدرت خرید، ظاهر شود. برای نمونه همین امروز ۳۰ درصد حداقل مزد معادل ۷۹۵ هزار تومان است. در شهری مانند تهران در سال ۱۴۰۰ باید تنها همین رقم را صرف رفت و آمد در شهر و پرداخت قسمت بسیار کوچکی از هزینه‌های بهداشت روزانه‌ی خود کرد.

چنین دستمزدی، عملا هزینه‌های اجتماعی بسیاری را ایجاد می‌کند و گرهی از مشکلات عمومی باز نمی‌کند اما البته به دولت این فرصت را می‌دهد که هزینه‌های جاری خود را بکاهد و بدنه‌ی انسانی خود را در مشاغل غیرتخصصی و ساده، کوچک کند؛ در ضمن پیمانکاران بخش‌های خدماتی نهادهای وابسته می‌توانند با کمترین هزینه، نیرو استخدام کنند! اینها همه نتیجه طرحی است که رسمیت یافتن کار ارزان را هدفگذاری می‌کند.

نمایندگان مجلس به کارگران پشت کردند

ناصر چمنی، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران، گرچه به رفتار اتاق بازرگانی انتقاد دارد اما معتقد است که باید به زمینه‌های بروز این رفتار هم توجه کرد. وی در این مورد به ایلنا، گفت: «طرحی که پارلمان بخش خصوصی ارائه کرده، زمینه‌هایی دارد. بدون توجه به این زمینه‌ها متوجه رفتار اتاق بازرگانی نمی‌شویم. در این راستا باید به رفتارهای نمایندگان ادوار مختلف مجلس و دولت‌های روی کار آمده در چند سال اخیر هم نگاه کنیم. در این سال‌ها دولت‌ها به منظور ارزان‌سازی نیروی کار پیش‌قدم شدند و مستقل از اتاق بازرگانی یا هر نهاد دیگر، طرح‌های مختلفی را ارائه کردند.»

وی افزود: «برای نمونه می‌توان به طرح‌هایی نظیر کاج یا استاد شاگردی اشاره کرد. در همین حال نمایندگان مجلس به کارگران پشت کردند. آن‌ها به جای درمان عفونتی که به دست و پای جامعه‌ی کارگری زده است، به تقسیم‌بندی قدرت در مجلس پرداختند و بر سر اینکه کدام کمیسیون باید به آن‌ها برسد، با یکدیگر می‌جنگیدند! آن‌ها دائم از ضرورت برداشتن موانع صحبت کردند و قوانین کار و تامین اجتماعی را مانع رونق کسب و کار معرفی کردند. در نتیجه امروز اتاق بازرگانی این جسارت را به خود می‌دهد که برای ارزان‌سازی نیروی کار طرح ارائه کند؛ آنهم در شرایطی که بازار کار نامتعادل‌ترین شکل عرضه و تقاضا را دارد. اتاق بازرگانی از این فرصت برای ضربه زدن به تمام ابزارهای چانه‌زنی نیروی کار استفاده کرده است تا دیگر اثری از حداقل مزد در مشاغل ساده وجود نداشته باشد. اتاق بازرگانی به خود اجازه داد تا به بهره‌کشی از نیروی کار رسمیت ببخشد و جالب آنکه در این میان هیچ یک از نمایندگان مجلس انقلابی و حتی فراکسیون کارگری یا مقام‌های دولت واکنشی به این پیشنهادها نشان نمی‌دهند.» 

رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران با بیان اینکه نگاهی که به نیروی کار غیرمتخصص و جوان این کشور وجود دارد، تحقیرآمیز است، گفت: «کارگران ساده و خانواده‌های آن‌ها در مقام شهروند، جایگاهی در این کشور ندارند؛ آن‌ها شهروندان دون پایه محسوب می‌شوند که نباید فرصت‌های رشد را به آن‌ها داد. نتیجه نهادینه شدن این دیدگاه ارائه‌ی چنین طرح‌هایی است. برای مطرح کنندگان این دیدگاه چه فرصتی از این بهتر که اتاق بازرگانی پیش قدم شود؛ چراکه آن را با «درخواستِ تولیدگران» توجیه می‌کنند. متاسفم که پس از گذشته ۴۲ سال از انقلاب، چنین طرح‌هایی ارائه می‌شوند؛ در حالی که پایه و اساس این انقلاب، حمایت از مستضعفان و طبقه‌ی درهم شکسته‌ی جامعه بود. متاسفانه بخش اعظم حمله‌ها به حقوق نیروی کار، از سال ۶۹ آغاز شد؛ یعنی در سال تصویب قانون کار. در ۳ دهه‌ی گذشته، اجزای مختلف تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در این کشور، حقوق کار را برنتابیدند.»

چمنی افزود: «به همین دلیل، امروز، حتی پیشنهاد می‌شود که افرادی کمتر از یک سن خاص هم لباس کارگر به تن بپوشند با ۳۰ درصد حداقل مزد کار کنند. اتاق بازرگانی این کشور در شرایطی که تحصیل‌کردگان این کشور بیکارند و حاضر هستند به جای رشته‌ی خود در رشته‌های دیگری یا شغل‌های غیرتخصصی کار کنند، طرحی ارائه می‌دهد که همین اندک دستمزد مصوب شورای عالی کار را هم از میان برداشته شود. در واقع کاهش حجم عرضه در بازار کار، به دلیلی برای از بین بردن حقوق نیروی کار تبدیل می‌شود. قاعدتا طرح‌های استثمارگرایانه نباید در حکومت اسلامی جایی داشته باشد. اخیرا بارها و بارها دیده‌ایم که «خیریه نذر اشتغال» هم از همین رویکرد استفاده کرده است و نمایندگان مجلسِ انقلابی هم از آن پشتیبانی کرده‌اند.» 

 تهدید معرفی کردن حقوق نیروی کار

مسائلی از این دست به فعالان صنفی ثابت کرده که نباید در مقابل امواج تهاجم به حقوق نیروی کار، عقب نشینی کنند؛ البته ارائه‌ی طرح‌هایی از این دست، هیچگاه متوقف نمی‌شوند. قانون کار همچنان به عنوان ابزار اعمال زور علیه کارفرما و تحدید حقوق او معرفی می‌شود. امروز در لوای قربانی نشان دادن کارفرمایان و تهدید معرفی کردن حقوق نیروی کار، هر پیشنهادی توجیه‌پذیر است؛ حتی اگر آن پیشنهاد رسمیت دادن به اشتغال افراد کم سن و سال باشد.

فراخوان جلسه سخنرانی کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر در تاریخ 5 یونی 2021

کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر برگزار میکند

سخنرانی، پرسش و پاسخ، گفتگو و تبادل نظر

سخنرانان و موضوع سخنرانی :

مهدی افشار زاده

گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق کار و کارگر در اردیبهشت  ماه ۱۴۰۰

نرگس مباشری فر

بررسی کنوانسیون ۹۵ مربوط به حمایت از  مزد

و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

ماریا هری

زنان کارگر و مشکلات آنها

عوض حاجیانی

با موضوع زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران

آذر ارحمی

وضعیت صیادان در ایران

در پایان هر بخش پرسش و پاسخ برگزار میشود

بحث آزاد :

حق دموکراسی

و درانتها، بررسی پیشنهادات و تصمیم گیری های لازم

زمان: شنبه ۲ ژوئن ۲۰۲۱ ساعت ۱۶:۰۰ به وقت اروپای مرکزی

محل برگزاری:

  1. اتاق زووم کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

https://zoom.us/j/8057930858?pwd=bnExNzRiK2R3YzhFOExMaHNORk5HZz09

  1. در یوتیوب کانون و اپلیکشن پخش خواهد شد

https://www.youtube.com/channel/UCcEgwhyDjX8eJAgN0KgEoMw

3 . اپلیکیشن کانون (پخش مستقیم از تلویزیون)

همکاران و فعالینی که در برگزاری این نشست ما را یاری میکنند:

مسئول جلسه : محسن سبزیان

منشی جلسه: نرگس مباشری فر

صدا بردار: احسان  احمدی خواه، حمید رضائی آذریانی

ادمین ها:  رسول عباسی زمان آبادی، مهدی افشار زاده، حمید رضائی آذریانی، ٰآذرارحمی

 کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر

کارخانه «فوم‌سازی پردیس» سوخت/ ابهام درباره آینده شغلی کارگران

بیش از ۲۰ کارگر شاغل در کارخانه فوم‌سازی پردیس در شهرک صنعتی خرمدشت در پی وقوع آتش‌سوزی گسترده در این واحد تولیدی بلاتکلیف شدند.

منابع کارگری در شهرستان پردیس به خبرنگار ایلنا گفتند: بعداز ظهر روز گذشته (۱۰ خرداد ماه) در جریان حادثه آتش‌سوزی، کارخانه فوم‌سازی پردیس در شرق تهران به طور کامل تخریب شد و کارگران شاغل در آن بلاتکلیف شدند.

او در خصوص وضعیت شغلی کارگران بعد از حادثه تصریح کرد: با توجه به اینکه در جریان آتش سوزی همه بخشهای تولیدی این واحد تولیدی به طور کامل تخریب شده است امکان کار کردن برای کارخانه و کارگران وجود ندارد و کارگران باید تا مشخص شدن وضعیت کارخانه صبر کنند.

او در پایان اضافه کرد: در جریان این آتش سوزی کارگران در تلاش بودند آتش را مهار کنند و خوشبختانه این حادثه که از اشتعال مواد آتش‌زا همانند رنگ وفوم رخ داده، خسارات جانی نداشته است.

خواسته‌های کارگران عسلویه و کنگان از رئیس جمهور آینده/ با وعده‌های پوپولیستی مثلِ «چند برابر کردن یارانه» مشکلات‌مان حل نمی‌شود!

کارگران منطقه ویژه پارس جنوبی، درخواست‌های مشخصی دارند؛ آن‌ها می‌گویند: از قانون‌گریزی و تبعیض به امان آماده‌ایم!

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران عسلویه و کنگان، در ارتباط با خواسته‌های خود از رئیس جمهور آینده به موارد مشخصی اشاره می‌کنند. این کارگران که عموماً پیمانکاری هستند و با مشکلات معیشتی بسیار دست و پنجه نرم می‌کنند، اولویت‌های خود را به ترتیب زیر برمی‌شمارند:

حذف کامل پیمانکاران و عقد قرارداد مستقیم با تمام نیروهای چارتی صنعت نفت، چه در سرزمین اصلی و چه در مناطق آزاد.

اجرای طرح طبقه بندی مشاغل بر اساس قانون کار برای تمام نیروهای شاغل در صنعت نفت بدون استثنا.

اجرای طرح مزایای اقلیمی برای تمام کارکنان از جمله قراردادی‌ها و پیمانکاری‌ها

 پرداخت یکسان مزد و مزایای مزدی به تمام نیروها برای نمونه یکسان‌سازی عیدی‌های پایان سال.

این نیروها با تاکید بر اینکه با وعده‌های پوپولیستی مانند چند برابر کردنِ یارانه یا حل مشکلات بورس، کارگران نفت و گاز متقاعد نمی‌شوند که یک کاندیدای خاص، مدافع آن‌هاست و باید به او رای بدهند؛ می‌گویند: دغدغه‌های بخش عظیمی از کارگران صنعتی کشور، همین موارد بالاست و اگر کاندیدایی می‌خواهد حمایت کارگران صنعت نفت را داشته باشد باید برای این موارد، برنامه مشخص و مدون داشته باشد؛ از شعار و حرف‌های بی‌پشتوانه خسته شده‌ایم!

نساجی بروجرد نیازمند مدیری دلسوز و متعهد است/ کارگران خواهان انتخاب فردی همانند «شیرالی» هستند

مهمترین نگرانی حال حاضر کارگران نساجی بروجرد، انتخاب فردی به عنوان مدیرعامل این واحد تولیدی است که مشابه مدیر سابق، دلسوز کارخانه و کارگران باشد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، شماری از کارگران شاغل در نساجی بروجرد با ابراز تاسف از درگذشت مجتبی شیرالی (مدیرعامل کارخانجات نساجی بروجرد) که اخیرا بر اثر ابتلا به بیماری کرونا جان خود را از دست داد، گفتند: درخواست ما از هیات مدیره کارخانه این است که هرچه سریعتر فردی همانند آقای شیرالی را برای مدیرعاملی نساجی بروجرد انتخاب کنند که دلسور کارخانه و کارگران باشد.

یکی از کارگران با اشاره به اینکه کارگران به راحتی مطالبات و دغدغه‌های خود را با مدیریت سابق خود مطرح می‌کردند، افزود: هر چند زمان مدیریت آقای شیرالی در نساجی بروجرد بسیار کوتاه بود اما چنان تحولی در وضعیت کارخانه ایجاد کردند که رضایت کارگران جلب شد.

او گفت: آقای شیرالی مدیری دلسوز بود و در این چارچوب، برای بهبود وضعیت مادی و کرامت انسانی کارگران تلاش‌های بسیاری انجام داد هرچند که مدیریت ایشان بسیار کوتاه بود ولی این اطمینان وجود دارد که که ایشان می‌توانست با توجه به تجربه‌های خود بهتر از پیش عمل کند.

وی افزود: در حال حاضر نداشتن مدیر در کارخانه باعث شده یک نوع بی‌ثباتی را در کارخانه نساجی بروجرد شاهد باشیم که اگر این روند ادامه پیدا کند نگرانی کارگران برای امنیت شغلی و افزایش معوقات مزدی هر روز بیشتر می‌شود.

این کارگر با بیان اینکه نساجی بروجرد سالهاست در سایه حوادث مختلف دستخوش بحران‌های شدید مدیریتی، تولیدی و مهم‌تر از همه بحران بی‌پولی شده است، اظهار داشت: متاسفانه در طول چند سال گذشته که با مالک فعلی نساجی بروجرد همکاری داشته‌ایم، این شرکت به طور کامل به تعهدات خود در قبال کارگران عمل نکرده و درنتیجه کارگران با مشکلاتی روبرو شدند.

او با طرح این سوال که چرا دولت مسئولیت رسیدگی به مهمترین بخش نساجی کشور را که نبض اشتغال و اقتصاد محسوب می‌شود، به اشخاص خصوصی واگذار می‌کند، گفت: نساجی بروجرد حدود ۹۴۰ کارگر دارد که در طول همه این سال‌ها مخالف حضور کارفرمای بخش خصوصی بودند و مرتب دست به اعتراض صنفی می‌زدند.

او با بیان اینکه در حال حاضر یکسال است با فشار کارگران و برخی مسئولان این مجموعه دوباره راه‌اندازی شده و مطالبات کارگران به موقع پرداخت می‌شود، همچنین گفت: انتظار کارگران در شرایط فعلی و اگر قرار است طی چند روز آینده تصمیمی برای انتخاب مدیرعاملی آن اتخاذ شود، انتخاب مدیری لایق و دلسوز است که با کارگران تعامل داشته باشد.

این کارگر در خاتمه گفت: با حمایت بیشتر دولت از مجموعه نساجی بروجرد که در گذشته یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدی در استان لرستان بوده است و با انتخاب مدیران لایق، می‌توان تضمین امنیت شغلی کارگران فعلی و زمینه اشتغال هزاران نیروی جویای کار کشور را فراهم کرد.

کارگران شاغل در مزارع کشت هفت تپه تجمع کردند

در ادامه مشکلات کشاورزان خوزستان، امروز تجمعی ازسوی کارگران شاغل در مزارع کشت هفت تپه در محوطه داخلی مجتمع برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، صبح امروز (۱۱ خرداد) تجمعی از سوی کارگران شاغل در مزارع کشت هفت تپه در اعتراض به وضعیت بی‌آبی مزارع زیر کشت در محوطه داخلی مقابل دفتر مدیریت مجتمع برگزار شد.

یکی از کارگران کشاورز حاضر در تجمع اظهار داشت: امروز کارگران شاغل در مزارع کشت هفت تپه که کارگران آبرسان و میراب نیز آنها را همراهی می‌کردند، در مقابل ساختمان مدیریت مجتمع هفت تپه در اعتراض به ممنوعیت‌های اعلام‌شده برای کشت و استفاده از آب برای مزارع زیر کشت تجمعی برگزار کردند.

وی افزود: از آنجا که نیشکر و سایر محصولاتی که در مزارع هفت تپه همانند کلزا و چغندر کشت می‌شوند برای کاشت، داشت و حتی قبل از برداشت نیاز به آب در دفعات مشخص شده دارند، با وجود آنکه محصول کلزا به بهره‌برداری رسیده اما سایر محصولات نیاز به آب دارند و این مساله موجب نگرانی کشاورزان مزارع هفت تپه شده است.

او گفت: من سال گذشته ۹۰ هکتار زمین، زیر کشت کلزا و چقندر از هفت تپه اجاره کردم، اما امسال مشکل بی‌آبی باعث شده به بخش زیادی از مزارع زیر کشت چغندر آب نرسد و به زودی مزارع از سرسبزی تبدیل به ویرانه خاکی می‌شوند.

او گفت: من به عنوان یک کشاورز ندیدم دولت از کشاورزان و تولیدکنندگان حمایت کند. ما حتی در شرایط اضطراری همانند بی‌آبی امروز امیدی به کمک دولت نداریم و به حال خود رها می‌شویم. در حال حاضر میلیارد‌ها تومان از محصولات تولیدی کشاورزان در استان خوزستان و در هفت تپه زیر کشت نیشکر، کلزا، جغندر، برنج و دیگر محصولات زراعی و باغی رفته که بر اثر بی‌آبی در حال نابودی هستند و چاره‌ای برای آن اندیشید.

این کارگر افزود: جدا از بحث بی‌آبی مطالبات کارگران بخش کشاورزی به تاخیر افتاده و قرار بود دیروز پرداخت شود که هنوز انجام نشده است.

ثبت سومین شرکت تعاونی سهامی عام نزد سازمان بورس و اوراق بهادار

مدیرکل دفتر تعاونی‌های خدماتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از ثبت سومین شرکت تعاونی سهامی عام نزد سازمان بورس و اوراق بهادار خبر داد.

به گزارش ایلنا به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، «علیرضا ناطقی» از ثبت شرکت پست پیشگامان بادپا (تعاونی سهامی عام) با شماره ثبت ۱۱۸۲۹ مورخ ۲۱/۰۱/۱۴۰۰ در فهرست شرکت‌های ثبت شده نزد سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان ناشر اوراق بهادار خبر داد.

وی افزود: این شرکت تعاونی به عنوان سومین شرکت تعاونی سهامی عام ثبت شده نزد سازمان بورس، بعد از شرکت بیمه تعاون و خدمات فنی فولاد یزد (تعاونی سهامی عام) است و در نظر دارد نسبت به پذیرش و عرضه سهام خود در تابلوی اول فرابورس اقدام کند.

ناطقی با اشاره به نقش اساسی شرکت‌های تعاونی نوع جدید و به خصوص شرکت‌های تعاونی سهامی عام خاطرنشان کرد: شرکت پست پیشگامان بادپا اولین شرکت تعاونی اپراتور پست غیردولتی دارنده پروانه ایجاد و بهره‌برداری از شبکه ارائه خدمات پستی در کشور است که در قالب شرکت تعاونی سهامی عام موفق به دریافت پروانه فعالیت کارور (اپراتور) پستی غیردولتی از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی شده است.

مدیرکل دفتر تعاونی‌های خدماتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: این تعاونی همچنین در زمینه ایجاد بازار مجازی تولید و واردات و نصب و نگهداری دستگاه‌های فروش هوشمند ATM فعالیت دارد و از مهمترین فعالیت‌های دیگر آن می‌توان به انجام مطالعات و ارائه طرح امور زیربنایی ISP و فیبرنوری و خدمات IT و ICT اشاره کرد.

وی افزود: ارائه تمام خدمات پستی در زمینه‌های فیزیکی، الکترونیکی، مالی و لجستیک با استفاده از فناوری‌های نوین اطلاعات، سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به عنوان هلدینگ در تمام موارد مرتبط با ارتباطات و فن، تامین و تجهیز نیروی انسانی برای اجرای خدمات پستی و حمل و نقل، تجارت الکترونیک و تجارت سیار و پرداخت و دریافت اینترنتی و فریندهای چهارگانه قبول، جمع آوری، رهسپاری و توزیع با استفاده از فن‌آوریهای نوین اطلاعات از دیگر فعالیت‌های آن است.

ناطقی تاکید کرد: این شرکت تعاونی قصد دارد درشرکت‌های دانش بنیان، نوآور و استارت‌آپ‌ها در حوزه تخصصی پست و لجستیک و زنجیره تامین فراگیر و همچنین کارآفرینی و شتابدهی کسب و کارهای نو و کارآفرینانه در بخش تعاون نیز سرمایه‌گذاری و فعالیت مستمر داشته باشد.

شرکت پست پیشگامان بادپا (تعاونی سهامی عام) با سرمایه‌ای بالغ بر ۳ هزار میلیارد ریال موفق شده است تعداد ۱۱۵ نفر را بطور مستقیم و بیش از ۳ هزار نفر را بطور غیرمستقیم مشغول به کار کند.

متوسط حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی چه قدر است؟/ بازنشستگان لشکری و کشوری بیش از ۷ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند

سازمان برنامه و بودجه متوسط حقوق بازنشستگان صندوق‌ها را اعلام کرد.

 به گزارش ایلنا، بر اساس اعلام رسمی سازمان برنامه و بودجه هم اکنون بیش از ۳.۵ میلیون نفر بازنشسته کشوری و لشکری از صندوق های مختلف حقوق دریافت می‌کنند.

بر این اساس متوسط حقوق بازنشستگان لشکری و کشوری از حدود ۳.۳ میلیون تومان به بیش از ۷ میلیون تومان افزایش یافتهَ و رشد ۱۲۰ درصدی تجربه کرده است.

همچنین دریافتی بازنشستگان تامین اجتماعی از ۲.۱ میلیون تومان به حدود ۵ میلیون تومان افزایش یافته و رشد ۱۳۸ درصدی داشته است.

مرگ یک پاکبان یاسوجی بر اثر حادثه تصادف

منابع کارگری در شهر یاسوج، از مرگ یک کارگر خدماتی شهرداری یاسوج بر اثر حادثه تصادف خبر دادند.

یک منبع کارگری با اعلام خبر درگذشت یک کارگر پاکبان شهرداری یاسوج به خبرنگار ایلنا گفت: این حادثه برای یکی از کارگران خدماتی شاغل در شهرداری یاسوج روبروی پمپ بنزین منصوری یاسوج حین کار  نظافت بر اثر حادثه تصادف اتفاق افتاده است.

او با بیان اینکه پاکبان جان‌باخته شده «حسن قلندری» نام داشت و متاهل بود، گفت: متاسفانه کارگر مذکور بر اثر شدت جراحات وارده پس از انتقال به بیمارستان شهید بهشتی یاسوج جان خود را از دست داد.

به گفته وی، نامناسب بودن محیط کار و اینکه اکثر پاکبانان در معابر خطرناک کار می‌کنند، انجام کارهای سخت و طاقت‌فرسا و عواملی مثل نداشتن امنیت شغلی و از همه مهمتر تامین نشدن معیشت کارگر همه دست به دست هم می‌دهد و شرایط نامساعد محیط کار برای کارگران به وجود می‌آورد.

نستهن مقدم، شهردار یاسوج با صدور پیامی درگذشت پاکبان خدوم شهرداری یاسوج را تسلیت گفت.

عده‌ای می‌خواهند دولتی در ضدیت با اقشار محروم تربیت کنند/ اقدامی وحشتناک با افزایشِ نارضایتی عمومی در شرفِ وقوع است/ مجلسی‌ها طرح‌های ضد منافع عمومی را در خفا برنامه‌ریزی می‌کنند

طرح‌های مختلفی آماده‌ی کنار زدن قوانین کار و تامین اجتماعی شده‌اند؛ اتفاقی که جامعه‌ی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفری بازنشستگان و جامعه‌ی حدود ۱۴ میلیون بیمه‌پردازان را که در صف بازنشستگی زنبیل گذاشته‌اند، به طور کلی از عملکرد دولت آینده ناامید می‌سازد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «صندوق‌های بازنشستگی در گذر زمان پیر می‌شوند» این گزاره کلی می‌تواند معانی مختلفی را به ذهن متبادر کنند؛ برخی تصور می‌کنند که منظور بیان کننده‌ی آن، بالارفتن میانگین سن حقوق‌بگیران این صندوق‌هاست اما کارشناسان اکچوئریال پیری صندوق‌ها را ناشی از انباشته شدن حجم تعهدات آن‌ها و کاهش تعداد بیمه‌پردازان می‌دانند. به زبان ساده پیری صندوق ناشی از برهم خوردن تعادل منابع و مصارف است؛ بیماری که بر تن صندوق‌های جوان هم می‌نشیند. به همین دلیل یک صندوق در ۱۰ سالگی هم می‌تواند با بحران پیری مواجه شود و به صورت تدریجی بمیرد. به همین دلیل هر تعهد جدید یک پشتوانه‌ی پایدار می‌خواهد. از دهه‌ی ۷۰ که سیاست‌های استخدامی دولت‌ها رو به موقتی‌سازی قراردادهای کار کارکنان دولت و نهادهای شبه‌دولتی گذاشت، آن‌ها از چتر صندوق‌های دولتی و نیمه دولتی خارج شدند و به پوشش صندوق تامین اجتماعی درآمدند؛ امری که صدها هزار کارمند این نهادها را به جای بهره‌مندی از قوانین استخدامی خاص، مشمول قانون کار و تامین اجتماعی کرد.

از آن زمان تا اوسط دهه‌ی ۸۰ که بحران در صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی رو آمد و حسابی جلوه‌گر شد، تصور بر این بود که سازمان تامین اجتماعی به خوبی توانسته از فرصت موقتی‌سازی کارکنان دستگاه‌های دیگر و هل دادن آن‌ها به سمت استخدام در شرکت‌های اقماری این دستگاه‌ها، استفاده کند؛ چراکه صدها هزار نفر از کارمندان دولتی بازنشسته مشمول «قانون تامین اجتماعی» مشترک تامین اجتماعی شدند. با این حال تعداد آن‌ها در قیاس با مشمولان قوانین کار و تامین اجتماعی در بخش خصوصی، عددی محسوب نمی‌شود و تنها به صدها هزار نفر می‌رسد؛ درحالیکه بیش از ۱۳ میلیون نفر از آن‌ها بیمه شده اجباری و اختیاری هستند. در نتیجه همین هم برای تامین اجتماعی کافی نبود و صرفا دولت و شبه دولتی‌ها توانستند بدنه‌ی انسانی خود را کوچک کنند.

روی همین حساب سازمان تامین اجتماعی برای خروج از بحران در تنگنا قرار دارد. سازمان برای خروج از این بحران، نیازمند برنامه‌های عملیاتی جدی مانند پرداخت مطالبات انباشته و جاری خود از سوی دولت و انجام اصلاحات گام به گام در ساختار اقتصادی کشور است. با این حال گروهی تصور می‌کنند که می‌توانند با رویه‌هایی چون استمرار بحران در حوزه برنامه‌ریزی جمعیت، تورم قوانین، اجرا نشدن بندهای حمایت از تولید و… صندوق‌های بازنشستگی را اداره کنند. اخیرا محمد شریعتمداری، وزیر رفاه با اشاره به مخالفت‌ها با تصویب FATF در توییتر نوشت: «بنده با۴۰۰ شرکت در زیرمجموعه مرتبطم، و ریسک و هزینه‌های انتقال پول را می‌دانم، آیا مخالفان هم حجم خسارت را می‌دانند؟»

اصلاح ساختار تامین اجتماعی به اصلاحات اقتصادی

با این حال نمایندگان مجلس به جای حل مشکلاتی از این دست، به محدودسازی بازنشستگی بر اساس قانون مشاغل سخت و زیان‌آور و تغییر مبنای محاسبه مستمری روی آورده‌اند. برای نمونه اخیرا تعدادی از نمایندگان مجلس برای اصلاح ساختار تامین اجتماعی، طرحی به نام «توانمندسازی و پایداری سازمان تامین اجتماعی» را تهیه کرده‌اند. بخشی از این طرح به اصلاحات مربوط به بازنشستگان برمی‌گردد. بر این اساس، نمایندگان پیشنهاد داده‌اند که تبصره ماده ۷۷ قانون تامین اجتماعی اصلاح شود. بر اساس این پیشنهاد، از ابتدای ۱۴۰۱ هر سال ۱ سال به سنوات مبنای محاسبه حق بیمه اضافه می‌شود، تا از ۱۴۲۰ به جای ۲ سال آخر بیمه‌پردازی، ۲۰ سال مبنا قرار گیرد. پیش از این در قانون برنامه ۵ ساله ششم توسعه، ۵ سال آخر بیمه‌پردازی هم ملاک قرار گرفته بود اما همان زمان به این تغییر اعتراض شد.

مورد دیگری که در این طرح، مطرح شده، این است که افرادی که حداقل ۲۰ سال به صورت متوالی و یا ۲۵ سال به صورت متناوب در کارهای سخت و زیان‌آور اشتغال داشته و حق بیمه دوره مربوطه را به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کرده باشند به ازاء هر سال سابقه اشتغال و بیمه‌پردازی در مشاغل سخت و زیان آور، از سوابق ارفاقی بهره‌مند می‌شوند؛ البته این بخش از طرح ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی را تشریح می‌کند اما شرطی بر آن ضمیمه شده، که امکان بازنشستگی را بر اساس قانون، محدود می‌کند؛ «میزان این ارفاق با توجه به نوع شغل و ماهیت و شرایط آن توسط کمیته‌هایی که در سازمان تامین اجتماعی تشکیل می‌گردد، خواهد بود.»

طرح مجلس چه در آستین دارد؟ 

وضع این شرط، دست سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار را برای سلیقه‌ای اجرا کردن مقررات مربوط به مشاغل سخت و زیان‌آور باز می‌گذارد. تا پیش از این به طور مثال کارگر شاغل در بخش استخراج یک معدن تحت الارضی از مزایای بازنشستگی با ۲۰ سال به صورت متوالی و یا ۲۵ سال به صورت متناوب بهره‌مند می‌شد اما پس از تصویب این طرح و تبدیل آن به قانون، کمیته‌ها می‌توانند از انعطاف‌پذیر شدن قانون استفاده و شرایط بازنشستگی را برای کارگر دشوار کنند؛ وانگهی نمایندگان در این طرح، نوعی تفکیک میان شغل کارگران شاغل در کارگاه‌های دارای صفت «جدانشدنی» سخت و زیان‌آور و شغل کارگران شاغل در کارگاه‌های دارای صفت «جداشدنی» سخت و زیان‌آور قائل شده‌اند.

بر همین پایه، سنوات ارفاقی مشاغل سخت و زیان‌آور، تعدیل می‌شود؛ بدین معنی که حداکثر میزان سوابق ارفاقی در مشاغلی که صفت سخت و زیان‌آوری آن‌ها قابل حذف تعریف شده، ۳ ماه به ازای هرسال و تا سقف ۵ سال و درخصوص مشاغلی که صفت سخت و زیان آوری آن‌ها قابل حذف نیست، حداقل یک تا حداکثر شش ماه به ازای هر سال و تا سقف ۵ سال خواهد بود. 

در نتیجه دست کمیته‌های تشخیص مصادیق سخت و زیان‌آور برای تعیین حداقل و حداکثر سنوات ارفاقی بازگذاشته شده است تا مجری قانون، آن را تفسیر کند. این در حالی است که قانون باید «جامع» و «مانع» باشد تا حقوق مشمول قانون تضییع نشود؛ البته قانونگذار باید تکلیف این پرسش روشن کند؛ سوابق سخت و زیان‌آور کارگران در کارگاه‌هایی که مشاغل جاری در آن‌ها از صفت سخت و زیان‌آوری جدا می‌شوند، تا پیش از این جداسازی، مشمول کدام نوع از سنوات ارفاقی می‌شود. به نظر می‌رسد که گنجاندن ابهام در طرح، حربه‌ای برای حاکم‌ساختن اراده‌ی مجری باشد.

طرح اتاق بازرگانی برای دستمزد و بازنشستگی 

در کنار طرح توانمندسازی و پایداری سازمان تامین اجتماعی، به تازگی طرحی هم توسط معاونت اقتصادی اتاق بازرگانی ایران، به دولت پیشنهاد شده است. عنوان این طرح «دیدگاه‌های رنج آفرین و دیدگاه‌های گنج آفرین در حوزه اقتصاد (بایدها و نبایدها در مطالبات اقتصادی)» است. در این طرح پیشنهادهایی همچون تعریف مشاغل عمومی، تعیین دستمزد منطقه‌ای، منع پایین آوردن سن بازنشستگی، منع بالابردن بی‌رویه دستمزدها، افزایش تدریجی سن بازنشستگی، ایجاد تناسب بین حقوق بازنشستگی با دوره‌ی طولانی‌تری از بیمه‌پردازی، منع افزایش تعداد مشاغل سخت و زیان‌آور، منع بازنشستگی زودهنگام، منع سرمایه‌گذاری صندوق‌ها در عرصه‌هایی با نیت فقرزدایی یا اشتغال‌زایی، منع افزایش حقوق بازنشستگان بدون توجه به مناسبات بیم‌سنجی، ارائه شده است.

با مقایسه پیشنهادهای عنوان شده در این طرح با طرح نمایندگان برای سازمان تامین اجتماعی، متوجه چند نقطه اشتراک میان آن‌ها می‌شویم؛ از جمله محدودسازی بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان‌آور، افزایش تدریجی سن بازنشستگی و کاهش تدریجی مستمری بازنشستگان در لوای تعریف فرمول جدید برای محاسبه مستمری و بازگذاشتن دست قانونگذار برای تفسیر حدود شمولیت قانون.

در همین حال باید عواقب تعریف مشاغل عمومی با پرداخت ۳۰ درصد حداقل مزد، تعیین دستمزد منطقه‌ای و منع بالابردن بی‌رویه دستمزدها در حوزه بازنشستگی را در نظر داشت؛ چراکه هرچه مزد کارگر منجمد شود، حجم وصولی‌های سازمان تامین اجتماعی از محل کسر ۳۰ درصد حق بیمه از کل مزد کارگر کاهش می‌یابد. این امر در کوتاه مدت آثار خود را در ناتوانی سازمان تامین اجتماعی در ایفای تعهدات نشان خواهد داد. بدین واسطه مزد کارگر در زمان اشتغال و مستمری او در زمان پیرانه‌سری، سرکوب می‌شود؛ تا جایی که از مزد و مستمری جزء نام و یک صورت بی‌محتوا، چیزی باقی نمی‌ماند. اینگونه شاخص واقعی مزد، شاخص اسمی آن را می‌بلعد.

ناامیدی کارگران و بازنشستگان از نظام تامین اجتماعی

در کنار این طرح، طرح دیگری هم با همکاری «اتاق بازرگانی تهران»، «پژوهشکده سیاست‌گذاری دانشگاه شریف» و «اندیشکده کسب و کار شریف» طراحی شده که عنوان آن با توجه به عواقب محتوایش، جنجال‌برانگیز شده است؛ طرح «بنای ایران» بسته‌ای سیاستی برای پیشنهاد به دولت آینده است. تهیه‌کنندگان بنای ایران پیشنهاد داده‌اند که دولت آینده برای برداشتن انحصار از سازمان تامین اجتماعی، آن را با «سازمان امور مالیاتی» ادغام کند؛ موضوعی که می‌تواند همین اندک امید کارگران و بازنشستگان را به کارکردهای حمایتی نظام تامین اجتماعی نقش بر آب کند.

بدین ترتیب طرح‌های مختلفی آماده‌ی کنار زدن قوانین کار و تامین اجتماعی شده‌اند؛ اتفاقی که جامعه‌ی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفری بازنشستگان و جامعه‌ی حدود ۱۴ میلیون بیمه‌پردازان را که در صف بازنشستگی زنبیل گذاشته‌اند، به طور کلی از عملکرد دولت آینده ناامید می‌سازد. 

آن نگاه مترقی کجا و این نگاه واپسگرا کجا

سیدحسن هاشمی (رئیس کانون بازنشستگان و مستمری‌بگیران تامین اجتماعی کلانشهر اصفهان) با توجه به این نگرانی‌ها، به ایلنا، گفت: «باید دید این طروشات ذهنی از کجا نشات می‌گیرد. اینکه پیشنهاد می‌دهند سازمان تامین اجتماعی با سازمان امور مالیاتی ادغام شود، تفکر عمیقی را می‌طلبد! من نمی‌دانم که اینها با خود چه فکری کرده‌اند و کارکرد دولت و سازمان تامین اجتماعی را چه فرض کرده‌اند که پیشنهاد ادغام دو حوزه‌ی به کل بی‌ارتباط با یکدیگر را می‌دهند! قاعدتا دولت باید از کسب و کارها حمایت کند و قوانین مالیاتی را مشوق سرمایه‌گذاری قرار دهد اما این چه ارتباطی با سازمان تامین اجتماعی دارد که همین حالا هم با مشکلات عدیده‌ای برای پاسخگویی به مطالبات ذی‌نفعان خود مواجه است. چنین نگاهی به تامین اجتماعی را با نگاه کسانی مقایسه کنید، که در سال ۱۳۰۱ شمسی یعنی ۹۹ سال پیش اولین قانون بازنشستگی را در ایران تعریف کردند؛ یا مقایسه کنید با نگاه کسانی که در سال ۱۳۰۹ «صندوق احتیاط کارگران راه‌آهن» را راه اندختند.»

وی افزود: «آن نگاه مترقی کجا و این نگاه واپسگرا کجا! آن زمان صنعتی شدن ایران با شکل‌گیری نظام تامین اجتماعی برای کارگران معنا یافت اما امروز می‌گویند کارگر را چه به داشتن بیمه‌ی درمانی و بازنشستگی. بزرگان ما با کمترین سواد قوانین مترقی تامین اجتماعی را از اروپا به ایران آوردند اما تحصیل‌کردگان امروز که خود را عالم به دانش اقتصاد و خود را دارای فضیلت و کمال وافر می‌دانند، بهره‌مندی کارگران از حق بازنشستگی زودتر از موعد و مستمری مکفی را یک عقب‌گرد تاریخی می‌خوانند و ایران را با کشورهای مترقی مقایسه می‌کنند که کارگران آن‌ها دستکم ۵۰ سال است که به رفاه نسبی دست یافته‌اند. می‌گویند ببیند آن‌ها چگونه سن بازنشستگی را پایین آورده‌اند و در برخی از کشورها متناسب با اوضاع بحرانی دخل و خرج کشور، مستمری بازنشستگان را افزایش نمی‌دهند! این تفکر ماهی گرفتن از آب گل‌آلود را به دولت‌ها می‌آموزد و البته به آن‌ها آدرس غلط می‌کند؛ به گونه‌ای که فکر کنند به جای اصلاحات اقتصادی عمیق‌، معیشت کارگر و بازنشسته را محدود کنند. آن‌ها می‌خواهند این تفکر را تابلوی حکمرانی خوب در ایران جلوه دهند و دولتی در ضدیت با اقشار محروم، تربیت کنند.»

وی با بیان اینکه نشانه‌گرفتن نظام تامین اجتماعی و نابود کردن سازمان تامین اجتماعی برای جلوگیری از بهره‌مندی کارگران از بیمه، از بی‌علاقگی به منافع ملی نشات می‌گیرد، گفت: «افرادی که این خواست ضدمردمی را نمایندگی می‌کنند، نه عِرق ملی دارند و نه عِرق مذهبی. نمایندگان مجلس این کشور، پیشنهاد می‌دهند که مبنای محاسبه‌ی مستمری بازنشستگی تغییر کند و هر سال، ۱ یک سال به ۲ سال آخر بیمه‌پردازی اضافه شود؛ این به چه معناست؟ اگر به طور مثال هر سال به طور ثابت ۲۰ درصد به دستمزد کارگران اضافه شود و در هنگام بازنشستگی مستمری فرد به جای ۲ سال آخر بیمه‌پردازی بر اساس ۵ سال آخر ملاک گرفته شود، تا ۱۰۰ درصد مستمری وی کاهش می‌یابد و فرد با حداقل مستمری بازنشسته می‌شود. این کار خلاف قانون و غیرانسانی است. با توجه به اینکه اکثر کارگران حداقل مزد را دریافت می‌کنند و مشمول سایر سطوح مزدی نمی‌شوند، پس از تبدیل پیشنهاد اضافه شدن هر سال یک سال به مبنای ۲ سال آخر بیمه‌پردازی، به قانون، هر سال بر تعداد کارگران بازنشسته حداقلی‌بگیر اضافه می‌شود. در نتیجه چنین پیشنهاداتی را علاوه بر اینکه انسانی نمی‌دانم اسلامی هم نمی‌دانم. اقدام وحشتناکی در شرف رخ دادن است. تبدیل این طرح‌ها به قانون موجبات ناراضیتی عمومی را فراهم می‌کند.» 

رئیس کانون بازنشستگان و مستمری‌بگیران کلان شهر اصفهان، افزود: «اصلاح سرانه درآمدی و افزایش تولید ناخالص داخلی با این حرکت‌های ایذایی ممکن نمی‌شود و تنها نارضایتی‌های اجتماعی را تشدید می‌کند. تشدید ناراضایتی‌ها هم به واکنش‌های اجتماعی منتهی می‌شود. مشکلات بازنشستگان و بیمه‌شدگان تامین اجتماعی چه ارتباطی با اتاق بازرگانی دارد؟ مشکل اشتغال چه ارتباطی با اتاق بازرگانی دارد؟ این طرح‌ها استثمار علنی کارگر و پاک کردن حقوق از صفحات قانون محسوب می‌شود؛ در حالی که همین حالا هم عرضه و تقاضا در بازار کار کشور همخوان نیست؛ اگر شرکتی ۵۰ نفر نیرو بخواهد، ۵ هزار نفر درخواست می‌دهند. در نتیجه شرکت‌ها قراردادهای کار را متناسب با منافع خود ترسیم می‌کنند اما اتاق بازرگانی پیشنهاد می‌دهد که دولت مشاغل ارزان قیمت تعریف کند و به کارگرانی که در آن استخدام می‌شوند، ۳۰ درصد حداقل مزد را پرداخت کند. آیا بازاری که در کنار بازار کار رسمی، کارگر ارزان قیمت پرورش می‌دهد، نمی‌تواند محلی برای استثمار افراد معلول، سالمندان، زنان سرپرست خانوار، دانش‌آموزان بی‌سرپرست باشد؟»

منافع ملی در مجلس خریدار ندارد

پرسش‌هایی از این دست، قاعدتا باید از سوی متولیان طرح این برنامه‌ها پاسخ داده شود اما آن‌ها هیچگاه پیامی برای گفتگو پیرامون نظرهای خود مخابره نکرده‌اند و طرح‌های از این دست را یکی پس از دیگری فهرست می‌کنند. برای نمونه مجلس شورای اسلامی که باید نمایندگیِ نگهداری از منافع عمومی باشد، به ضدیت با آن می‌پردازد. بهارستان‌نشینان به جای اینکه طرح‌های خود را به تریبونِ گفتگو تبدیل کنند، آنها را در خفا تنظیم می‌کنند. اینکه چرا منافع ملی در مجلس خریدار ندارد به مسئله‌ی اصلی «عموم» تبدیل شده است؛ با این وضعیت از نهادهایی که منافع بخش خصوصی را طرح‌ریزی می‌کنند و برای تحدید حیات و ممات بازنشسته و کارگر، به رئیس دولت بعد که هنوز بر سر کار نیامده و خطوط حرکت سیاسی‌اش مشخص نیست، نقشه‌ی راه می‌فرستند، چه انتظاری می‌توان داشت؟