تجمع اعتراضی کارکنان قوه قضائیه به رد افزایش حقوق خود در مجلس

کارکنان قوه قضائیه در بسیاری از شهرهای ایران در اعتراض به رد طرح افزایش حقوق آنها در مجلس تجمع اعتراضی برگزار کردند. کارکنان دادگستری در استان‌های مختلف کشور به وضعیت معیشتی خود اعتراض کردند.

رسانه‌های ایران از استعفا و اعتراض سراسری شماری از کارکنان دادگستری در استان‌های مختلف این کشور در پی تصویب نشدن طرح فوق‌العاده خاص کارکنان قوه قضائیه خبر دادند.

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر ایران نیز با انتشار توییتی فیلم اعتراض روز شنبه ۱۸ دی‌ (۸ ژانویه) کارکنان قوه قضائیه را به اشتراک گذاشته است.

نمایندگان مجلس در جلسه علنی روز چهارشنبه ۱۵ دی با کلیات طرح تعیین فوق‌العاده خاص کارکنان قوه قضائیه مخالفت کردند.

در پی این تصمیم مجلس، کارکنان دادگستری‌ در سراسر کشور دست به تجمع اعتراض‌آمیز زدند.

تجمع اعتراضی کارکنان قوه قضائیه به رد شدن افزایش حقوق خود در مجلس تجمع اعتراضی کارکنان قوه قضائیه به رد شدن افزایش حقوق خود در مجلس

جمعی از کارکنان دادگستری در بیانیه‌ای تلگرامی رد این طرح را “مفتضحانه” خوانده و اعلام کردند که قوه قضائیه همواره و در زمان حاکمیت دولت‌های مختلف قربانی کشمکش‌های جناح‌های سیاسی شده است. آن‌ها شرایط شغلی خود را “سخت” خوانده و اعلام کردند که “از حقوق و مزایای بسیار اندکی نسبت به کارکنان سایر دستگاه‌های دولتی برخوردارند.”

در این بیانیه شکوه شده که “کسی صدایشان را نمی‌شنود.”

اعتراض سراسری کارکنان قوه قضائیه به صورت مسالمت‌آمیز برگزار شده و در رسانه‌های داخل کشور به صورت گسترده انعکاس یافته است.

شادی گیلک جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد

امروز شنبه ۱۸ دی‌ماه، شادی گیلک شهروند ساکن تهران و همسر آرش جوهری فعال کارگری محبوس در زندان اوین جهت تحمل دوران محکومیت یک سال حبس خود، راهی زندان اوین شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۰، شادی گیلک جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد.

خانم گیلک پیشتر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری محاکمه و از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شده بود.

وی اخیرا توسط شعبه ۱ اجرای احکام دادسرای مقدس تهران جهت دوران محکومیت احضار شده بود.

همسر شادی گیلک، آزش جوهری نیز دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می کند. هرانا پیشتر در گزارشی به آخرین وضعیت آرش جوهری، فعال کارگری در زندان اوین پرداخته است.

اعتراض پیک‌های موتورسوار اسنپ فود به تغییرات بدون هماهنگی برنامه

شماری از پیک‌های موتورسوار ‌اسنپ ‌فود با نامنصفانه خواندن تغییرات صورت گرفته در برنامه، خواستار رفع مشکل موقعیت یاب و مشارکت خود در تغییرات آینده شدند. این نخستین بار نیست که پیک های اسنپ فود به تغییرات ناگهانی برنامه اعتراض می کنند اما این شرکت بدون هیچ اقدام عملی، تنها با وعده دادن منجر به شکستن اعتصاب می‌شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شماری از پیک‌های موتورسوار ‌اسنپ ‌فود با نامنصفانه خواندن تغییرات صورت گرفته در برنامه، خواستار رفع مشکل موقعیت یاب و مشارکت خود در تغییرات آینده شدند.

یکی از پیک های موتور سوار معترض در این خصوص به هرانا گفت: «شرکت در این مورد فوق‌العاده مخفی کار است و هیچگونه اطلاعی در خصوص تغییرات به پیک‌ها ارائه نمی‌دهد. گویا یکی از تغییرات جدید عدم نمایش مسافت فروشگاه تا مقصد در هنگام پذیرفتن سفارش است. به این معنا که پیک نمی‌داند بابت کرایه‌ای که شرکت تعیین کرده باید چه مسافتی را طی کند تا بتواند درباره منصفانه بودن آن تصمیم بگیرد.»

به علاوه به گفته معترضان موارد دیگری از جمله عدم نمایش زمان تاخیر در پنل کاربری، عدم نمایش آدرس و موقعیت مشتری به پیک در زمان سفارش، حذف نام و شماره تماس سفارش های پیشین و عدم نمایش مسیریابی برای محاسبه مسافت تضییع آشکار حقوق کارگران است.

به باور رانندگان معترض تغییرات در برنامه برای سوددهی بیشتر و بیگاری کشیدن از پیک‌ها صورت گرفته است. تعیین مواردی همچون سقف کنسلی که ممکن است منجر به محرومیت یک روزه از رانندگان شود، تحویل سفارشاتی با کرایه‌ نامتناسب با مسافت را به کارگران تحمیل میکند. همچنین معترضان سپرده شدن سفارش های سوپرمارکت از اسنپ‌فود بود به پیک‌های اسنپ‌باکس را فشاری در جهت تفرقه‌افکنی میان تمامی پیک‌ها و نمایش قدرت به کارگران می دانند.

این منبع در ادامه به هرانا گفت: «اسنپ‌فود بارها بصورت یکجانبه شرایط کار را به نفع خود تغییر داده است. این درحالی‌ است که علیرغم هویت زدایی از کارگران شرکت و به نوعی پیمانکار قلمداد کردن‌شان، اسنپ‌ فود حتی حاضر نیست این تغییرات را با پیک‌ها درمیان بگذارد و رفتاری برده‌وار با آنها دارد.»

عدم تناسب مزد کارگران با تورم، عدم تناسب کرایه‌ها با مسافت، عدم پرداخت سهمیه بنزین، محاسبه نشدن استهلاک موتور سیکلت‌ها، در نظر گرفته نشدن ایمنی کارگران حین کار و تعیین سقف کنسلی از سایر مواردی است که رانندگان نقض حقوق خود دانسته و خواهان اصلاح آنها هستند.

شرکت اسنپ از جمله شامل اسنپ‌فود و اسنپ‌باکس است. اسنپ‌فود با موتورهای صورتی رنگ غذا و میوه توزیع می‌کند و اسنپ‌باکس با جعبه‌های سبز رنگ به توزیع کالا اختصاص دارد. بیش از ۹۰۰ شهروند در مجموعه اسنپ‌فود مشغول به کار هستند. آن‌ها بیمه نیستند و نسبت به کارکنان سایر بخش‌های اسنپ مزد کمتری دریافت می‌کنند.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات هیراد پیربداقی فعال کارگری برگزار شد

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات هیراد پیربداقی، فعال کارگری، در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز چهارشنبه هشتم دی ماه 1400، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات هیراد پیربداقی، فعال کارگری، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

بر اساس این گزارش، آقای پیربداقی در تاریخ ۱۵ آبان‌ماه همراه با ضرب و شتم بازداشت و روز جمعه ۳ دیماه از بازداشتگاه وزارت اطلاعات به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

آقای پیربداقی در تاریخ ۱۶ آبان‌ماه در خصوص اتهام اجتماع و تبانی مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود اما تا لحظه تنظیم این گزارش از مصادیق اتهام این شهروند اطلاعی در دست نیست.

هیراد پیربداقی به همراه عسل محمدی در تاریخ ۱۵ آبان‌ماه با ضرب و شتم بازداشت شده و منزل آنان مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت.

احضار سه فعال صنفی معلمان به دادگاه انقلاب اهواز

پیروز نامی، علی کروشات و فرنگیس نسیم‌پور از فعالین صنفی معلمان استان خوزستان به دادگاه انقلاب اهواز احضار شدند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی،  به نقل از کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ۳ تن از فعالین صنفی معلمان خوزستان به دادگاه انقلاب اهواز احضار شدند.

پیروز نامی، علی کروشات و فرنگیس نسیم‌پور باید جهت رسیدگی به اتهامات مطروحه در شعبه ۲ دادگاه انقلاب اهواز حاضر شوند.

بر اساس این گزارش احضار این شهروندان در رابطه با فعالیت های صنفی و مطالبه گری آنان در خصوص امور صنفی صورت گرفته است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از مصادیق اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

علی کروشات و پیروز نامی پیشتر نیز در جریان تحصن سراسری معلمان در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان‌ماه سال ۹۷، توسط نهادهای امنیتی استان خوزستان بازداشت شد و پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه آزاد شدند.

فاطمه بهمنی، فعال صنفی معلمان شازند از بازداشتگاه آزاد شد

فاطمه بهمنی فعال صنفی معلمان، که پیشتر توسط نیروهای امنیتی شازند بازداشت شده بود با اتمام دروان بازجویی از بازداشتگاه آزاد شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، فاطمه بهمنی فعال صنفی معلمان، روز جمعه ۳ دی‌ ۱۴۰۰، در منزل شخصی خود بازداشت و پس چچند ساعت بازجویی آزاد شد.

بر اساس این گزارش، تلفن همراه این فعال صنفی که در جریان بازداشت وی توسط نیروهای امنیتی ضبط شده بود، کماکان در دست این نیروها است.

تاکنون از اتهامات مطروحه علیه این معلم و فعال صنفی، اطلاعاتی در دسترس نیست.

فاطمه بهمنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۷، در جریان تحصن معلمان در اراک به همراه همسرش محمد کرد بازداشت و به زندان این شهر منتقل شده بود.

مصدومیت دو کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

روز پنجشنبه ۱۶ دی ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، دو کارگر در ایلام بر اثر انفجار پمپ باد در یک تعمیرگاه تنظیم موتور دچار مصدومیت شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، روز پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰، دو کارگر در ایلام بر اثر پمپ باد در یک تعمیرگاه دچار مصدومیت شدند.

بر اساس این گزارش، این حادثه حوالی ساعت ۱۵:۱۵ دقیقه پنجشنبه در یک واحد صنفی تعمیرگاه تنظیم موتور واقع در ابتدای رسالت بعد از زیرگذر در ایلام رخ داد.

کارگران مصدوم به دنبال این حادثه توسط اورژانس ۱۱۶ شهری چالیمار به بیمارستان منتقل شدند.

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

احضار تلفنی شماری از کارگران شرکت واحد، توسط پلیس امنیت تهران

طی روزهای گذشته، شمار زیادی از کارگران شرکت واحد، به صورت تلفنی به مرکز پلیس امنیت تهران احضار شده‌اند. گفته می‌شود احضار این کارگران، در پی فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، جهت شرکت در تجمع اعتراضی روز شنبه ۱۸ دی‌ماه، صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، طی روزهای گذشته، ده‌ها تن از کارگران شرکت واحد، به صورت تلفنی به مرکز پلیس امنیت تهران احضار شده‌اند.

بنابر این گزارش، در پی این تماس تلفنی، ضمن تهدید کارگران از آنها خواسته شده در تجمع اعتراضی که قرار است روز شنبه ۱۸ دی‌ماه، در مقابل دفاتر مدیریت در سامانه‌ها صورت بگیرد شرکت نکنند.

کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در پی فراخوان قبلی، در نظر دارند در روز شنبه ۲۸ دی‌ماه، با روشن کردن چراغ اتوبوس ها و حرکت با سرعت ۳۰ کیلومتر و همچنین تجمع در مقابل دفاتر مدیریت در سامانه‌ها، نسبت به عدم رسیدگی به مطالباتشان اعتراض کنند.

گفته می‌شود شماری از این کارگران در پاسخ احضار تلفنی به پلیس گفته‌اند: به صورت قانونی پلیس نمی‌تواند بدون صدور احضاریه کتبی از سوی مقامات قضایی کسی را احضار کند. با این حال تعدادی از کارگران به مرکز پلیس امنیت مراجعه کرده و آنجا با تهدید مواجه شده‌اند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، این اقدام پلیس و حراست و مدیریت شرکت واحد را محکوم کرده و از کارگران خواسته است تا از مراجعه به مقر پلیس امنیت با احضار تلفنی امتناع کرده و در اعتراض روز شنبه ۱۸ دی‌ماه، شرکت کنند.

بیانیه کانون نویسنده‌گان ایران: به قتل نویسندگان آزادی‌خواه پایان دهید

کانون نویسنده‌گان ایران، در پی انتشار بیانیه‌ای با اشاره به بازداشت چهار نویسنده، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی)، کیوان باژن و آرش گنجی در زندان اوین، که اخیرا به بیماریی کرونا مبتلا شده اند، نوشت: « زندانبانان حکومت بکتاش آبتین را با وجود علائم آشکار بیماری، بی‌ هیچ درمان موثری چندین روز میان بند و بهداری سرگردان کردند و سرانجام انتقال شبانه‌ی آبتین به بیمارستان، در بی‌خبری هم‌بندان و خانواده‌اش، زمانی صورت گرفت که از او تنها جسمی نیمه‌جان باقی مانده بود.»

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز چهارشنبه 15 دی‌ماه 1400، کانون نویسنده‌گان ایران، با انتشار بیانیه‌ای از چهار زندانی در زندان اوین نام برد، و در بخشی از این بیانیه آمده است: «قاتلان پیشین نه تنها «خودسر» نبودند بلکه مدرسان بازجوها و زندانبانان امروز بوده‌اند و راه آنان همان است که تا دیروز بود؛ دیروز با کارد و طناب می‌کشتند و امروز با پرونده‌سازی، به قتلگاه بردن، رها کردن زندانی بیمار به حال خود و کشتن او با مرگی تدریجی. این سرنوشت شومی است که نه تنها برای نویسندگان زندانی بلکه برای همه‌ی زندانیان سیاسی از جمله زنان زندانی رقم خورده است.»

متن کامل این بیانیه عینا در ادامه می‌آید:

ماه پیش با‌خبر شدیم که چهار نویسنده‌ی عضو کانون نویسندگان ایران، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی)، کیوان باژن و آرش گنجی در زندان اوین به بیماری کرونا مبتلا شده‌اند. وضع دو تن از آنان، آبتین و خندان، نگران‌کننده بود. زندانبانان حکومت بکتاش آبتین را با وجود علائم آشکار بیماری، بی‌ هیچ درمان موثری چندین روز میان بند و بهداری سرگردان کردند و سرانجام انتقال شبانه‌ی آبتین به بیمارستان، در بی‌خبری هم‌بندان و خانواده‌اش، زمانی صورت گرفت که از او تنها جسمی نیمه‌جان باقی مانده بود. اما مأموران حکومت دست از آزار او‌ برنداشتند و همان جسم نیمه‌جان را هم در بیمارستان طالقانی تهران، با غل و زنجیر و در حضور سنگین نیروهای امنیتی، به تخت بستند.

بی‌خبری از آبتین در این وضعیت هم چندین روز ادامه داشت. کوشش اولیه‌ی خانواده و وکیل بکتاش برای گرفتن مرخصی استعلاجی از زندان برای پیگیری درمان او بی‌نتیجه بود، و این وجه دیگری از برخورد عامدانه‌ی حکومت بود که یکراست جان او را نشانه گرفته بود. سرانجام زندانبانان زمانی به او مرخصی دادند که ریه‌هایش درگیر بیماری شده و سلامتش سخت به وخامت گراییده بود و روزها، ساعت‌ها و چه بسا لحظه‌های ابتدایی مراقبت پزشکی که دوره‌ی حیاتی درمان است یکسر از دست رفته بود. سپس همین ماجرا بر رضا خندان (مهابادی) گذشت، با این تفاوت که اندکی زودتر به درخواست مرخصی او پاسخ دادند. امروز وضع بکتاش آبتین سخت نگران‌کننده است تا جایی که او در حال جنگیدن با مرگ است و چند روزی است که پزشکان او را به کمای مصنوعی برده‌اند، و این یعنی آخرین تقلاها برای زنده ماندن و جَستن از مرگ.

تازه از مراسم ناتمام یادبود بیست و سومین سالگرد ستم‌کشتگان راه آزادی، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، باز آمده بودیم که اخبار تکان‌دهنده یکی از پس دیگری بر سرمان آوار شد تا در خاطرمان مکرر شود که قاتلان پیشین نه تنها «خودسر» نبودند بلکه مدرسان بازجوها و زندانبانان امروز بوده‌اند و راه آنان همان است که تا دیروز بود؛ دیروز با کارد و طناب می‌کشتند و امروز با پرونده‌سازی، به قتلگاه بردن، رها کردن زندانی بیمار به حال خود و کشتن او با مرگی تدریجی. این سرنوشت شومی است که نه تنها برای نویسندگان زندانی بلکه برای همه‌ی زندانیان سیاسی از جمله زنان زندانی رقم خورده است.

در ماه‌های گذشته زندانیانی به دلیل بیماری، عدم اعزامِ به موقع به بیمارستان و در سکوت خبری، قربانی سیستم سرکوبگر حکومتی شده‌اند که جز کشتار، ستم، فقر و فساد و خرافات حاصلی ندارد و جامعه را به ورطه‌ی افسردگی و نیستی می‌برد. حکومتی که وقتی توان تبدیل جامعه به گورستان را ندارد، به جانِ زندانیان سیاسی می‌افتد و تا می‌تواند انتقام شکست‌هایش را از مخالفان، نویسندگان، و منتقدانِ در بند می‌گیرد.

حاکمان، آمران و عاملان ستمگر و سیاه‌کار جمهوری اسلامی به خیال خام خود با به بند کشیدن و قتل عمد و خاموش نویسندگان مستقل و آزادی‌خواه و زنان و مردان مبارز، به همه‌ی مردم معترض پیام می‌دهند که از اعتراض و آزادی‌خواهی دست بردارند. غافل از آنکه کانون نویسندگان ایران سر سوزنی از آرمان‌هایش پا پس نخواهد کشید.

کانون هرگز یاران خویش را تنها نخواهد گذاشت و تا درمان کامل، در کنارشان خواهد بود، گرچه این چیزی از مسئولیت حکومت نمی‌کاهد. بی‌تردید، وظیفه‌ی حفظ سلامت و درمان زندانیِ بیمار بر عهده‌ی زندانبان است و چنان که بارها گفته‌ایم حکومت جمهوری اسلامی، مسئول عواقب هر اتفاقی‌ست که برای نویسندگان زندانی به‌خصوص بکتاش آبتین پیش آید. حکومت عامدانه جان زندانیان سیاسی را به بازی گرفته است و آنان باید پیش از وقوع هر فاجعه‌ای آزاد شوند، خاصه آنکه همه می‌دانیم این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشده‌اند که بخواهد مجازاتی برایشان در کار باشد.

کانون نویسندگان ایران، پرونده‌سازی و قتل خاموش نویسندگان آزادی‌خواه را محکوم می‌کند، حکومت جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه‌ی آن را مسئول مستقیم هر اتفاق ناگواری می‌داند که برای بکتاش آبتین رخ دهد. کانون خواهان بستن پرونده‌های قضایی، آزادی کامل، بی قید و شرط و فوری اعضای دربند خود و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

کانون نویسندگان ایران

۱۵ دی ۱۴۰۰

مرگ یک مددجو در یکی از مراکز ترک اعتیاد گرگان

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان گلستان از فوت یک مددجو در یکی از مراکز ترک اعتیاد در گرگان خبر داد. وی با اشاره به شکایت خانواده مددجو، تشکیل پرونده و بررسی آن در شعبه دوم بازپرسی گرگان، علت قطعی فوت را به دریافت نتیجه گزارش پزشکی قانونی موکول کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان گلستان از فوت یک مددجو در یکی از مراکز ترک اعتیاد در گرگان خبر داد.

وی ضمن اعلام این خبر با بیان اینکه علت فوت وی در دادسرای گرگان در حال بررسی است، گفت: “صبح شنبه با شکایت خانواده متوفی، پرونده ای در همین باره در شعبه دوم بازپرسی گرگان تشکیل و بررسی آغاز شده است”.

اسپانلو افزود: “بازپرس پرونده همان روز جمعه از محل کمپ بازدید و در همان محل اظهارات شاهدان و مسئولان کمپ را ثبت کرد”.

دادستان گرگان ادامه داد: “با دستور بازپرس، حافظه دوربین های کمپ هم برای بررسی و بازیابی در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت”.

اسپانلو با بیان این که اظهار نظر درباره علت فوت مددجوی این کمپ هنوز زود است گفت: “منتظر نتیجه کالبدگشایی و نظر پزشکی قانونی هستیم”.

معتادان از منظر علمی افرادی بیمار و نیازمند کمک هستند که باید در سایه حمایت جامعه و خانواده از این بیماری رهایی یابند. در ایران مراکز ترک اعتیادی وجود دارد که به راحتی مجوز دریافت می کنند و هیچگونه نظارت مناسبی بر عملکرد و نحوه برخورد آنها با این دست از بیماران، توسط ارگانهای مربوطه صورت نمی‌گیرد.

(بدون عنوان)

دادگاه تجدید نظراهواز احکام صادره علیه دو فعال مدنی به نامهای صالح تامولى طرفى و عبدالله چلداوى غافلى را تاييد كرد، این حکم جهت اجرا به واحد اجرای احکام شعبه هشتم دادگاه اهواز ارسال شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، طی روزهای اخیر دادگاه تجدید نظراهواز احکام صادره علیه دو فعال مدنی به نامهای صالح تامولى طرفى فرزند رمضان و عبدالله چلداوى غافلى فرزند فرهود از ساكنان شهر اهواز صادر و جهت اجرای حکم به واحد اجرای احکام شعبه هشتم ارسال کرده است.

بر اساس این گزارش، آقای تامولى به سه سال حبس و آقای چلداوى غافلى به پنج سال حبس در دادگاه انقلاب اهواز محكوم شدند.این دو فعال مدنی، بعد از تجمع مردم عرب در كوى علوى(حى الثوره) شهر اهواز 17 آذرماه 1396 در اعتراض به مصادره زمين هاى كشاورزان روستاى جليزى دشت عباس(دچت العباس) جنوب عيلام توسط اداره اطلاعات به همراه ده‌ها نفر از فعالان عرب بازداشت شدند.

اتهامات عنوان شده در كيفرخواست صادره دادگاه انقلاب شعبه 3  به رياست قاضى مسعود طهماسبى به صالح تامولى طرفى: فعاليت تبليغى عليه نظام جمهوري اسلامى ايران و اجتماع و تظاهرات به منظور ارتكاب جرائم عليه نظام جمهوری اسلامی ايران و اتهامات منتسب به عبدالله چلداوى غافلى: فعاليت تبليغى عليه نظام جمهوري اسلامى ايران و عضويت در گروه هاى معاند نظام از جمله “لجنة الوفاق”. اين دو فعال عرب بنا به مواد 499  و 500 فصل اول كتاب 5  قانون تعزيرات و مجازات باز دارنده مصوب 1375 و ماده 134 و تبصره ماده 286 قانون مجازات اسلامى در شعبه سوم دادگاه انقلاب محكوم شده اند.

در حكم صادره هر دوى اين فعالان متهم به برنامه ريزى براى برگزارى تجمعات غيرقانونى در عيد قربان و عيد فطر و شركت در تجمع اعتراضى به مصادره زمينهاى كشاورزان روستاى جليزى دشت عباس عيلام در سال 1396 شده اند.

لجنة الوفاق يا همان حزب الوفاق الاسلامی پس از انتخابات دوم خرداد 1376 با فعاليت هاى فرهنگى و مدنى و تاسيس NGO هاى متعدد توانست در دور دوم انتخابات شوراهای شهر و روستا در شهر اهواز به موفقیت دست يابد اما در آبان 1385 آن را ممنوع الفعاليت اعلام كردند و وابستگان به اين تشكل عربى را بازداشت يا از ايران خارج شدند. يكى از اتهام عبدالله چلداوى در حكم اخيرش عضويت در لجنة الوفاق كه در واقع ايشان هيچ ارتباطى با اين تشكل نداشته و اگر داشته اين تشكل فعاليتهايش مسالمت آميز بوده است و همچنين در تاريخ اعتراض به مصادره زمينهاى كشاورزى روستاى جليزى آذرماه 1396، عبدالله چلداوى در بازداشتگاه اداره اطلاعات بوده است! بنابراين حكم 5 سال حبس بنا به پرونده سازى اداره اطلاعات صادر شده است.

اين فعالان مدنى چندين ماه در بازداشتگاه هاى اداره اطلاعات زير شكنجه فيزيكى و روانى قرار گرفته بودند وسپس به زندان شيبان اهواز منتقل شده اند و هم اكنون با  قرار وثيقه آزاد شدند.

صالح تامولى طرفى چهار بار به دليل فعاليت هاى فرهنگى و مدنى سابقه بازداشت و حبس داشته است و عبدالله چلداوى 9 بار به دليل فعاليت هاى مدنى توسط ارگانهاى اطلاعات سپاه و اداره اطلاعات سابقه بازداشت و حبس داشته است. هر دوى اين فعالان عرب بعد از هجوم به رژه نيروهاى مسلح در اهواز در شهريورماه ماه 1397 نيز همراه صدها شهروند عرب بازداشت شدند و  پرونده ديگرى با اتهامات امنيتى دروغين در دادگاه انقلاب دارند كه حكم اين پرونده هنوز صادر نشده است.

تصادف سرویس حامل کارگران در شوش ۲ کشته و ۳ مصدوم داشت

در پی وقوع حادثه تصادف خودرو« ون» حامل کارگران یک شرکت صنعتی با یک کامیون در شوش، دو کارگر کشته و ۳ نفر دیگر مصدوم شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حادثه تصادف عصر روز گذشته (۱۴ دی ماه) حوالی ساعت ۱۶:۳۰، زمانی رخ داد که کارگران یک واحد صنعتی از محل کاربا یک ون راهی خانه‌های خود بودند که در محور شوش به چغازنبیل (نزدیکی شرکت تخته فشرده) با یک دستگاه خودرو کامیون کمپرسی برخورد می‌کنند.

یک منبع کارگری در شهرستان شوش به ایلنا گفت: کشته شدگان این حادثه دو کارگر به اسامی«حرمشاهی» (راننده) و «نبی موسوی» هستند که هر دو به علت شدت جراحت‌های وارده در محل حادثه جان باختند.

طبق اظهارات وی؛ سه نفر هم در این حادثه مصدوم شده‌اند که بلافاصله به بیمارستان مافی شهر شوش انتقال یافته‌اند.

وی ادامه داد: در مواردی غیراستاندار بودن جاده‌ها، رعایت نشدن قوانین رانندگی و فرسوده بودن برخی سرویس‌ها و نقص فنی آنها، باعث اتفاقات این چنینی می‌شود.

اهدای «نسوج» بدن یک کارگر رفتگر به بیماران نیازمند

نسوج بدن یک کارگر رفتگر در مشهد که دچار حادثه کار و مرگ مغزی شده بود، اهدا شد.

به گزارش ایلنا، بامداد روز ۱۲ دی ماه، یک کارگر رفتگر حدود ۳۴ ساله منطقه سه شهرداری مشهد، حین کار در بزرگراه شهید چراغچی، بر اثر برخورد وانت نیسان به کما رفت و دچار مرگ مغزی شد.

این کارگر جوان «محسن بهامین» تقریبا دو روز در بیمارستانی در مشهد بستری بود اما در حال او بهبودی حاصل نشد؛ در نهایت، با رضایت خانواده، «نسوج بدن» یعنی بافت‌های تشکیل دهنده قرنیه چشم، مغز استخوان، دریچه‌های قلبی، تاندون، پوست و … این کارگر قربانی حادثه، به واحد اهدای بافت مرکز تحقیقات پزشکی قانونی در تهران اهدا شد.

از قرار معلوم، فرایند برداشت نسج محسن بهامین که متاهل و دارای دو فرزند است، با موفقیت انجام شده و مرگ او توانسته به دیگران «زندگی» ببخشد.

گفتنی است؛ فرایند برداشت نسج با برداشت عضو تفاوت دارد؛ به این صورت که نسوج برداشت شده بعد از گذشت ۶ ماه هنگامی که فرآوری‌های لازم روی آن‌ها صورت گیرد، قابل استفاده هستند و مانند عضو، امکان استفاده از آن‌ها بلافاصله پس از برداشت وجود ندارد.

وقوع دو حادثه واژگونی مینی‌بوس حامل کارگران در شوش/ کارگران جان سالم بدر بردند

دو دستگاه مینی‌بوس حامل کارگران دو واحد صنعتی در شهرستان شوش در مسیر ترانزیتی شوش به اهواز از مسیر خود منحرف و دچار حادثه شدند.

به گزارش ایلنا، در حادثه اول که روز گذشته (۱۶ دی ماه) رخ داد، یک مینی بوس حامل کارگران در محور ترانزیتی شوش به اهواز به دلیل دید ناکافی از مه از مسیر خود منحرف شد و به درون زهکش جنب کوی ابوذر غفاری برخورد کرد.

اما در حادثه دیگر که بازهم زمان آن به روز گذشته (۱۶ دی ماه) مربوط می‌شود، مینی بوس دیگر حامل کارگران کارگاه دیگری در شهرستان شوش، در همان مکان و در فاصله چند متری از حادثه نخست، به دلیل دید ناکافی از مه از جاده منحرف شد.

از قرار معلوم؛ این دو حادثه هیچ گونه تلفات جانی نداشته و کارگران با وسایل نقلیه دیگر به محل کار خود اعزام‌ شدند.

لازم به یادآوری است؛ عصر روز سه شنبه هفته جاری، بدنبال برخورد یک دستگاه ون حامل کارگران کارخانه پاک چوب با یک دستگاه تریلی در محور شوش به چغازنبیل پنج کارگر کشته و زخمی شدند. چهارم دی‌ماه نیز بر اثر یک تصادف زنجیره‌ای در مسیر اهواز – خرمشهر، ۱۰ نفر از کارگران یک شرکت نفتی جان باختند.

پنج تصادف مرگبار در فاصله‌ی کمتر از دو هفته/ سرویس‌های فرسوده و جاده‌های ناایمن، جان کارگران را می‌گیرند

حادثه‌ی مرگبارِ چهارم دی ماه، در جاده‌ای اتفاق افتاده که محلی‌ها آن را «جاده شرکت‌های نفتی غرب کارون» می‌نامند. یعنی این جاده مسیرِ همیشگیِ کارگرانِ شرکتهای نفتی است؛ جاده‌ای که به گفته‌ی مردم و پلیس، بارها حوادث ناگواری به خود دیده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در فاصله‌‎ی کمتر از دو هفته، پنج تصادف مرگبار برای اتوبوس‌های کارگران رخ داده است. صبح شنبه چهار دی ماه، تصادف مرگبار اتوبوس حامل کارگران نفتی در محور اهواز – خرمشهر منجر به مرگ ده کارگر شد. حوالی ساعت هشت صبح روز سه‌شنبه، هشت دی ماه بر اثر واژگونی یک دستگاه وانت‌بار حامل کارگران فصلی در محور جاده دزفول به شوش در استان خوزستان، ۹ کارگر مصدوم شدند. دوازدهم دی ماه در استان خراسان رضوی تصادف مینی‌بوس حامل کارگران یک واحد معدنی در تایباد منجر به فوت ۲نفر و زخمی شدنِ ۱۴ نفر دیگر شد. فردای همان روز در سیزده دی ماه بر اثر واژگونی یک دستگاه مینی‌بوس حامل کارگران در محور سلماس به تسوج در استان آذربایجان شرقی، ۱۳ کارگر به بیمارستان سلماس منتقل شدند. عصر چهاردهم دی ماه نیز تصادف سرویس حامل کارگران در شوش ۲ کشته و ۳ مصدوم داشت.

مقصران اصلیِ حوادثِ مرگبار: 

سرویس‌های کارگریِ فرسوده، جاده‌هایِ ناایمن/ کارفرمایان، مسئولان

اگرچه هر کدام از این حوادث ممکن است دلایل متفاوتی داشته باشند اما نمی‌توان علل مشترکی که باعث بروز چنین تصادفاتی شده را نادیده گرفت. حوادث بسیاری که برای سرویس‌های کارگری در طول سال رخ می‌دهد به صورت توامان هم متوجه‌ی عملکرد کارفرمایان است و هم عملکرد مسئولان.

کارفرمایان برای کم کردن بار هزینه‌ی خود از ایمنی مایه می‌گذارند؛ آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای استفاده از ایمن‌ترین سرویس‌ها، ارزان‌ترین را انتخاب کنند. یکی از کارگرانِ حادثه‌دیده‌ی تصادف مرگبارِ چهارم دی ماه در مصاحبه‌ای می‌گوید: «شرکت از مینی‌بوس‌های قدیمی استفاده می‌کرد تا هزینه‌ی کمتری به راننده بدهد.» در معرضِ خطر قرار گرفتنِ هر روزه‌ی کارگران، همان چیزی است که از این نگاه سود محور، نصیب کارگران می‌شود.

در کنار سهم کارفرمایان در وقوع چنین حوادثی، نقش مسئولانِ مربوطه را نمی‌توان نادیده گرفت. جاده‌ها در خیلی از نقاط ایران به خصوص در نقاط دورافتاده ایمنی لازم را ندارند، از طرفی برای نوسازیِ و از رده خارج کردنِ وسایلِ نقلیه‌ی قدیمی اقدامی جدی صورت نگرفته است. سرویسی که به لحاظ ایمنی پُر از ایراد است وقتی در جاده‌های دورافتاده و ناایمن به حرکت درمی‌آید، تصادف‌های بسیار و واژگونی‌هایِ مرگبار به همراه می‌آورد.

حادثه‌ی مرگبارِ چهارم دی ماه، در جاده‌ای اتفاق افتاده که محلی‌ها آن را «جاده شرکت‌های نفتی غرب کارون» می‌نامند. یعنی این جاده مسیرِ همیشگیِ کارگرانِ شرکتهای نفتی است؛ جاده‌ای که به گفته‌ی مردم و پلیس، بارها حوادث ناگواری به خود دیده است اما تکرار حوادث در این جاده نشان می‌‎دهد فکری برای بهبود وضعیت این جاده‌ها نشده است.

قوانین، ضمانت اجرایی و کمیته‌ها، خروجیِ قابل قبول ندارند

احسان سهرابی (نماینده کارگران در شورایعالی حفاظت فنی و بهداشت کار وزارت کار) در خصوص حوادثی که برای سرویس‌های کارگری رخ می‌دهد به «ایلنا» می‌گوید: متاسفانه ما به صورت مرتب شاهد بروز این حوادث هستیم. برای بررسی علل این موضوع باید جوانب مختلف را دید. در واقع برای جلوگیری از وقوع چنین حوادثی هم ایمنیِ خودرو مهم است، هم سلامت راننده و هم ایمنی جاده‌ها. بنابراین سهم هر دستگاه در وقوع یک حادثه باید به درستی و دقیق مشخص شود و اقدامات جدی در این زمینه انجام شود.

سهرابی با اشاره به سهم کارفرمایان در بروز چنین حوادثی گفت: گاهی اوقات کار ایاب و ذهاب کارگران به شرکتهای پیمانکاری واگذار می‌شود. در قانون تاکید شده است که پیمانکاران باید دارای گواهی صلاحیت ایمنی باشند؛ در غیر این صورت از حضور در مناقصه منع می‌شوند و اگر در مناقصه حضور پیدا کننده و برنده شوند قرارداد با آن‌ها اعتباری ندارد و باطل است.

وی افزود: گاهی نیز کارفرمایان به طور مستقیم با شخص حقیقی که همان راننده است قراداد می‌بندند؛ خب در اینجا نیز کمیته‌ی حفاظت فنی در شرکتها، مسئول بررسیِ ایمنیِ سرویس کارگران است. بنابراین وضعیتِ سرویس کارگران باید مورد بازرسی قرار بگیرد و این مسئولیت برعهده‌ی کارفرماست. به لحاظ قانونی کارفرما موظف است در بستنِ قرارداد به ایمنی توجه کند و نمی‌تواند به بهانه‌ی پایین آوردنِ هزینه‌ها از سرویس‌های فرسوده استفاده کند و جان کارگران را به خطر بیندازد.

نماینده کارگران در شورایعالی حفاظت فنی و بهداشت کار وزارت کار تاکید کرد: بنابراین کسی که وسیله‌ی ایاب و ذهاب کارگران را تهیه می‌کند در قبال جان کارگران مسئولیت دارد. اگر حادثه‌ای برای سرویس کارگران پیش بیاید و این حادثه به دلیلِ نقض فنی سرویس باشد مقصر فقط راننده نخواهد بود بلکه کسی که وسیله را تامین کرده نیز مسئول است. بنابراین کارفرما یا پیمان‌دهنده نقشی در این جرم دارند و می‌توان از آن‌ها شکایت کرد.

سهرابی با اشاره به اینکه قانونگذار برای پیشگیری از این حوادث قوانین وضع کرده است، گفت: علی‌رغم وجود این قوانین و کمیته‌هایی که برای بررسی این حوادث تشکیل می‌شود، ما خروجیِ قابل قبولی برای پیشگیری از این حوادث نمی‌بینیم.

اگر تشکل‌های مستقل کارگری داشتیم…

اگرچه نمی‌توان تمام قد از قانون کار دفاع کرد اما همین حداقل حقوقی که در قانون کار آمده نیز ضمانت اجرایی لازم را ندارد. همانطور که احسان سهرابی و بسیاری از فعالان کارگری می‌گویند، قوانین برای پیشگیری از وقوع این حوادث وجود دارد اما اجرایی نمی‌شود.

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین دلایلِ بی‌اعتبار شدنِ قوانینِ حمایتی را عدم برخورداریِ کارگران از تشکل‌های مستقل و قدرتمند کارگری دانست. تشکل‌هایی که اگر وجود داشتند، می‌توانستند با واکنش نسبت به بروز چنین حوادثی و نظارت بر اجرای دقیق قوانین از وقوع حوادث بعدی تا حدود زیادی جلوگیری کنند. وقتی حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و کسی بازخواست نمی‌شود، وقتی خشن‌ترین و دردناکترین اتفاقات دائم تکرار می‌شود و از تکرار، عادی می‌شود، نمی‌توان امیدی به بهبود وضعیت داشت.

سخن آخر اینکه کارگران جانِ خود را به بهای اندکی می‌فروشند. کار کردن در شرایط ناایمن با حقوق‌هایی که کفاف هزینه‌های ابتدایی زندگی را نمی‌دهد، سهم آن‌ها از زندگی است. وقتی کارگران در سلامت کامل جسمانی و با چند شیفت کار نمی‌توانند از پسِ مخارج زندگی بربیاند، مشخص است که بعد از وقوع حوادثی این چنینی و در نبودِ حمایتهایِ کافیِ بیمه‌های اجتماعی چه بر سر آن‌ها و خانواده‌هایشان خواهد آمد.

انفجار مین در مهران منجر به مجروحیت شدید چهار نوجوان شد

هه‌نگاو: چهار نوجوان اهل شهرستان مهران واقع در استان ایلام در اثر انفجار مین به شدت مجروح شده‌اند. 

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰ (۶ ژانویه ۲۰۲۲)، در اثر انفجار مین در مناطق مرزی شهرستان مهران از توابع ایلام دست‌کم ۴ نوجوان که  نسبت برادری با هم دارند به نام‌های ذوالفقار مرادخانی ١٤ ساله، سامان مرادخانی ١٢ ساله ، عرفان فرضی ١٤ ساله و ذوالفقار فرضی  ١٥ ساله به‌شدت مجروح شده‌اند.

به نوشته رسانه‌های محلی این مین در منطقه کنجاچم بان‌چرمگ از توابع مهران منفجر شده و این چهار نوجوان که سن آن‌ها مابین ۱۳ و ۱۴ سال می‌باشد همگی از عشایر و دامداران منطقه بوده‌اند.

این چهار کودک دچار جراحات شدید و قطع عضو شده و جهت مداوا به بیمارستان «امام حسین» مهران منتقل شده‌اند.

آذر نفیسی، نویسنده، به کارزار برای آزادی بکتاش آبتین، هم‌صنفی خود، پیوست

آذر نفیسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «لولیتاخوانی در تهران»، روز پنج‌شنبه در پیامی تازه با بکتاش آبتین، شاعر زندانی، اعلام همبستگی کرده و خواستار آزادی او شد.

این نویسنده ایرانی در پیام خود نوشت: «در درخواست برای آزادی بی قید و شرط آبتین، همکاران او در کانون نویسندگان ایران و دیگر نویسندگان که به‌ناحق در ایران زندانی هستند به انجمن قلم آمریکا (معروف به پن) می‌پیوندم.»

بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و عضو کانون نویسندگان ایران که به شش سال زندان محکوم شده، در پی ابتلا به کرونا اکنون در کمای مصنوعی است و انجمن قلم آمریکا برای آزادی او عریضه‌ای را خطاب به ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، تنظیم کرده است.

کانون نویسندگان ایران نیز در بیانیه‌ای تأکید کرده است مسئولیت جان آقای آبتین و دیگر نویسندگان زندانی، مستقیماً متوجه حکومت جمهوری اسلامی و برخی نهادهای وابسته به آن است.

در این بیانیه که روز چهارشنبه ۱۵ دی‌ماه منتشر شد، آمده است وضعیت جسمانی بکتاش آبتین به دلیل عدم رسیدگی و دسترسی به‌موقع به مراقبت‌های پزشکی و همچنین اعزام دیرهنگام به بیمارستان توسط مسئولان زندان، به این مرحله «سخت نگران‌کننده» رسیده است.

بکتاش آبتین با اتهاماتی چون عضویت در کانون نویسندگان ایران و حضور بر مزار جان‌باختگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای به شش سال زندان محکوم و از پنجم مهر ۱۳۹۹ و در اوج بحران شیوع کووید ۱۹ برای اجرای حکم خود به زندان اوین منتقل شد.

این نویسنده در طول یک سال گذشته دو بار به کرونا مبتلا شده و خانواده او سرانجام موفق شدند، ۲۲ آذر امسال با دریافت مرخصی او را از زندان به بیمارستان منتقل کنند.

وضعیت سلامتی آقای آبتین روز ۱۱ دی به وخامت گذاشت و در پی انجام «آزمایش گازهای خونی و اسیدوز تنفسی»، پزشکان تصمیم گرفتند او را به کمای مصنوعی ببرند./منبع خبری

«رتبه‌بندی» یا «بهسازی حقوق‌» معلمان؟

یک معلم و کارشناس حوزه آموزش و پرورش به برخی زوایا و ابعاد مصوبه رتبه بندی معلمان اشاره کرد و گفت: به نظر می رسد رتبه بندی با شکل فعلی، از مسیرش خارج و بیشتر به یک نوع ترمیم و بهسازی حقوق تبدیل شده است.

محمدرضا نیک نژاد در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به سیر تصویب طرح رتبه‌بندی معلمان اظهار کرد: از زمان مطرح شدن نظام رتبه بندی معلمان، سال‌ها گذشته و حدود ۱۰ سال است که درباره آن صحبت شده، ولی جدی گرفته نشده بود و به بهانه‌های مختلف دولت‌ها از اجرای آن شانه خالی می‌کردند.

وی افزود: در نهایت لایحه رتبه‌بندی اسفندماه سال گذشته به مجلس شورای اسلامی رسید که با توجه به فشارها و چالش هایی که میان مجلس و دولت وجود داشت، علی رغم آنکه بنا بود از ابتدای سال ۱۴۰۰ اجرایی شود اما تصویب آن تا ماه گذشته به طول انجامید.

این معلم و کارشناس حوزه آموزش و پرورش با بیان اینکه مهمترین بخش رتبه‌بندی در حوزه مالی طبق تصمیم مجلس، تراز شدن حقوق معلمان تا ۸۰ درصد حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها بود گفت: قرار بود معلمان به پنج رتبه تقسیم شوند و مشابهت های اسمی با پنج عنوان در دانشگاه نیز درنظر گرفته شد و بر این اساس دریافتی معلم در هرپایه به ۸۰ درصد دریافتی استاد دانشگاه در همان پایه می رسید.

نیک نژاد ادامه داد: نهایی شدن این مصوبات در صحن علنی از حیث پیش بینی بار مالی سنگین آن، چندماهی طول کشید و به کمیسیون آموزش ارجاع می شد تا اینکه در نهایت آن همتزاری ۸۰ درصدی را نگه داشتند، اما طرح را از محتوا خالی‌ کردند و گفتند “برابری ۸۰ درصدی حقوق با مربی دانشگاه”. در واقع می خواهند معلمان را با کمترین پایه دانشگاه بسنجند و گویی این گونه حقوق‌ها را در خود جامعه معلمان همسان‌سازی می‌کنند.

وی با اشاره به اینکه از جنبه دیگر، رتبه بندی قرار بود در راستای کیفیت بخشی به آموزش اجرا شود گفت: تجارب و مطالعات بین المللی، کارآمدی سیستم تشویق و تنبیه در فرآیند آموزش را مورد تردید قرار داده‌اند و این فرضیه را رد می کنند. باید معلم را در فضایی قرار دهند که بتواند در چارچوبی حرکت خود را کیفیت بخشی و درونی کند و درون‌زا باشد. برقراری سیستم تشویق و تنبیه دیگر جواب نمی‌دهد، اما باز شاهدیم که همین را برای معلمان اجرا می‌کنند. با این حال اگر این فرض را هم بپذیریم باید به این نکته توجه کنیم که قرار بود یک لایحه و یا طرحی ارائه و به قانون تبدیل شود که برونداد آن کیفیت افزایی باشد و معلمانی که خوب کار می کنند تشویق شوند و افزایش حقوق داشته باشند؛ اما رتبه بندی با این شکل خود، از مسیرش خارج و بیشتر به یک نوع ترمیم و بهسازی حقوق تبدیل شده است.

این معلم و کارشناس حوزه آموزش و پرورش ادامه داد: برخلاف باور عموم که سطح حقوق معلم ها در سطح جهان بسیار بالا و در رده پزشکان و … است درست نیست و به جز یکی دو کشور، عموما معلمان  در سطح میانگین حقوقی جامعه، حقوق می گیرند و  اینطور نیست که معلمی در دنیا شغلی پردرآمد داشته باشد. ولی یک نکته کلیدی وجود دارد مبنی بر اینکه حقوق معلمان در کشورهای دیگر، از میانگین حقوقی آن جوامع، پایین تر نیست.

نیک نژاد با بیان اینکه اما در ایران حتی میان دریافتی معلم با سایر دستگاه های دولتی اختلاف هایی وجود دارد گفت: البته شاید حقوق پایه و مانند آن یکسان باشد، اما میانگین دستگاه های دیگر این اجازه را دارند که از محل درآمدهای خود، مزایا و رفاهیاتی را به کارکنان خود اختصاص دهند، اما چون آموزش و پرورش نهادی درآمدزا نیست و نباید هم باشد، از این بخش محروم است. در واقع ممکن است فیش حقوقی یک کارمند دیگر با منِ نوعی برابر باشد، اما خب مزایایی که دریافت می کنیم یکسان نیست.

وی در ادامه درباره علت اعتراضات معلمان در هفته های اخیر پیرامون رتبه بندی نیز گفت: بدنه معلمان قبول ندارند که بودجه ای برای آموزش و پرورش وجود ندارد. شاهدیم که بودجه برای بخش های دیگر هست اما وقتی به آموزش و پرورش می رسد می‌گویند بودجه نیست. در سطح جامعه هم خبر ندارند که افزایش حقوق هایی که درباره آن اطلاع رسانی می شود یا اتفاق نمی‌افتد، یا دروغ است یا در سطحی نیست که از آن سخن می گویند. به عنوان مثال یک مرتبه افزایش فوق العاده برای معلمی با ۳۰ سال سابقه و دارای مدرک فوق لیسانس ۴۰۰ هزار تومان شده بود، در حالی که مانور تبلیغاتی روی آن بسیار زیاد بود.

این معلم و کارشناس حوزه آموزش و پرورش افزود: یا یک مرتبه اعلام کردند که حقوق معلمان را به  ۸۰ درصد پایه حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه ها می رسانند اما آن را تا سطح مربی کاهش دادند. اینها ناراحت کننده است. درباره زمان اجرای رتبه بندی هم که قرار بود از ابتدای سال ۱۴۰۰ اجرا شود تغییراتی به وجود آمد. منِ معلم معترض ام، زیرا از یک سو جامعه این تفکر را دارد که معلم ها مرتب افزایش حقوق دارند و دولت و مجلس هم روی آن مانور می دهند؛ مثلا رئیس کمیسیون آموزش یک مرتبه اعلام کرده بود که حقوق معلم ها کمتر از ۱۶ میلیون نمی شود. اما حالا رتبه بندی آن چیزی نشده که درباره اش اطلاع رسانی کردند. چرا جامعه را مقابل ما قرار می دهند؟ اینها را می‌گویند ولی انجام نمی‌دهند.

نیک نژاد ادامه داد: اینگونه اقدامات و اطلاع رسانی‌ها، سرخوردگی را در جامعه معلمان گسترش می دهد؛ آن وقت معلم با همین سرخوردگی سر کلاس می رود. به ویژه معلمان مرد با شغل معلمی روزگارشان نمی چرخد و عمدتا باید شغل دوم داشته باشند. من خودم در مدرسه‌ای معلم بودم که دو سه نفر از همکاران، سرویس دانش‌آموز بودند. تصور کنید این معلم چه طور می‌خواهد در کلاس درس بدهد؟. اگر این مسائل حل شود، بخش بزرگی از نگرانی های موجود پیرامون این موضوعات از بین می رود .

اُفت رتبه معلمان با عدم اجرای همترازی حقوق‌ها

یک معلم و کارشناس آموزش و پرورش به تبیین برخی چالش‌های رتبه بندی معلمان پرداخت و گفت: انتظار این بود که دولت برای همسان سازی حقوق کارکنان خود نظامی طراحی و اجرا و در مرحله بعد، آموزش و پرورش قانون جامعی برای اداره خود تدوین کند که موضوع رتبه بندی و توسعه حرفه‌ای معلمان نیز بخشی از آن قانون باشد.

شهرام جمالی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به نابرابری ها در نظام پرداخت کارکنان دولت اظهار کرد: این مسئله بدون شک حس تبعیض و اینکه معلمان خودشان را از نظر میزان دریافتی و برخورداری از امتیازات رفاهی با برخی کارکنان همترازشان (به لحاظ سابقه، مدرک تحصیلی، شرایط شغلی، و … ) در دستگاه های دیگر دولتی مقایسه می کنند، اثر منفی روی انگیزه های شغلی و عملکرد آنان داشته است.

وی رتبه‌بندی را نه مطالبه فرهنگیان از دولت بلکه مطالبه دولت از فرهنگیان بیان و عنوان کرد که به همین دلیل دولت در جزء ۲ بند (الف) ماده ۶۳ قانون برنامه ششم توسعه، موضوع ارزشیابی صلاحیت‌های معلمی را به نظام‌ پرداخت گره زد.

این معلم و کارشناس آموزش و پرورش با بیان اینکه با این وجود مجلس همین کار را هم به شکل ناقص انجام داد و نهایتاً در تصویب لایحه رتبه‌بندی، تبصره ۳ ماده ۲۹ قانون برنامه ششم، مبنی بر همترازی حقوق مشاغل یکسان مانند معلمی و استادی دانشگاه نادیده گرفته شد گفت: مطالبه اصلی فرهنگیان از دولت، برخورداری از یک نظام جامع جبران خدمات و تأمین رفاه متناسب با شأن و منزلت خودشان بوده است. این در حالی است که ضعیف‌ترین نظام جبران خدمات در میان کارکنان دولت، متعلق به فرهنگیان است.

وی طراحی یک نظام پرداخت عادلانه را انتظار جامعه معلمان از دولت دانست و گفت: انتظار این است که دولت برای همسان سازی حقوق کارکنان خود، نظامی طراحی و اجرا و در مرحله بعد، آموزش‌وپرورش قانون جامعی برای اداره خود تدوین کند که موضوع رتبه‌بندی و توسعه حرفه‌ای معلمان نیز بخشی از آن قانون باشد.

این معلم و کارشناس آموزش و پرورش ادامه داد: لایحه‌ای که با عنوان رتبه‌بندی به تصویب مجلس رسیده به‌گونه‌ای طراحی شده که چنانچه به شکلی که گفته شده، اجرا شود، می‌تواند رضایت نسبی معلمان جدید و تازه استخدام را جلب کند و از این منظر می‌توان این موضوع را نقطه قوت این طرح تلقی کرد، اما از سوی دیگر هم می‌توان آن را یکی از نقاط ضعف این لایحه به شمار آورد چراکه معلمانِ باسابقه بالا، به میزان کمتری نسبت به معلمان جدید از منافع این قانون بهره‌مند می‌شوند.

جمالی ادامه داد: این موضوع با یکی از اهداف رتبه‌بندی که در ماده یک لایحه هم بر آن تأکید شده، یعنی افزایش عملکرد رقابتی و تقویت انگیزه ارتقای شغلی معلمان به‌نوعی در تضاد است. هرچند سابقه خدمت را نمی‌توان و نباید به‌عنوان تنها عامل مؤثر در برخورداری از امتیازات شغلی دانست، اما شکی نیست که تجربیات شغلی معلمان به‌عنوان عاملی مؤثر در ارتقای کیفی آموزش، از رهگذر سوابق خدمت حاصل می‌شود و به همین دلیل، توقع آنکه فرآیند رتبه‌بندی با افزایش سابقه خدمت و احراز رتبه‌های بالاتر، امکان برخورداری از امتیازات شغلی بیشتری را برای معلمان فراهم کند، انتظاری معقول و منطقی است.

تعدیل شاخص‌های رتبه‌بندی معلمان به نفع محدودیت‌های بودجه‌ای

این معلم و کارشناس آموزش و پرورش با اشاره به اینکه موضوع رتبه‌بندی معلمان به‌شدت با مسئله بودجه گره خورده و همین امر سبب شد که در طول بررسی و تصویب این لایحه در مجلس، شاخص‌های رتبه‌بندی چندین مرتبه به نفع محدودیت‌های بودجه‌ای، تعدیل شوند گفت: یکی از مهم‌ترین تغییرات در لایحه اولیه دولت که توسط مجلس تغییر کرد، این بود که حقوق معلمان از ۸۰ درصد حقوق اعضای هیئت‌علمی در رتبه‌های متناظر با آنها در آموزش عالی کمتر نباشد که متأسفانه با فشارهای دولت، این همترازیِ پایه به پایه به نفع بودجه حذف شد و دریافتی معلمان بر اساس مرتبه‌ای شغلی به نام “مربی پایه‌یک دانشگاه تهران” تعریف شد.

جمالی در ادامه گفت: علت انتخاب این عنوان شغلی – که البته مشخص نیست هم‌اکنون در سیستم آموزش عالی چنین مرتبه شغلی وجود خارجی داشته باشد یا نه!  – به این دلیل بود که دریافتی معلمان با ۸۰ درصد حداقل دریافتی در آموزش عالی که حدود ۱۱ میلیون تومان اعلام‌شده بود، معادل‌سازی شود که بر اساس همین برآورد، حدود ۸ میلیون تومان می‌شود.

وی تصریح کرد: هرچند در مورد رتبه‌های پایین و با توجه به میزان درصد حاصل از افزایش رتبه‌بندی، ممکن است باز هم حقوق معلمان به همان ۸۰ درصد حقوق مربی پایه‌یک نرسد که بر اساس این لایحه، مابه‌التفاوت تا آن مبلغ با استفاده از سازوکاری تعدیلی با عنوان “تفاوت تطبیق رتبه‌بندی” در حکم حقوقی معلمان در نظر گرفته می‌شود. با این سازوکار تعدیلی، از آنجا که دریافتی همه معلمان و با هر رتبه‌ای با ۸۰ درصد حقوق مربی پایه‌یک دانشگاه همتراز می‌شود، در سال‌های بعدی و با احراز شرایط رتبه‌های بعدی، اثر افزایش درصدهای حاصل از رتبه‌های جدید تا حد زیادی با اِعمال کاهش تفاوت تطبیق رتبه‌بندی، خنثی می‌شود.

رشد شکاف حقوقی با افزایش سابقه شغلی

این معلم و کارشناس آموزش و پرورش با بیان اینکه به‌این‌ترتیب هرچند معلمی که رتبه اول را احراز کرده ۸۰ درصد دریافتی رتبه همترازش در دانشگاه را دریافت می‌کند اما در سال‌های بعد و با احراز رتبه‌های بالاتر، فاصله دریافتی این معلم با رتبه فرد متناظرش در آموزش عالی بیشتر می‌شود گفت: با افزایش سابقه شغلی، این شکاف حقوقی نیز به شکلی پلکانی در رتبه‌های بالاتر نمایان می‌شود تا جایی که مثلاً یک معلم با مدرک دکتری و ۳۰ سال سابقه که رتبه استادمعلمی را کسب کرده آن‌طور که گفته‌شده حداکثر ۱۶ میلیون تومان دریافتی دارد که حدود ۳۰ درصد دریافتیِ فعلی رتبه دانشیار در هیئت‌علمی یک دانشگاه است.

جمالی افزود: البته رسیدن به این رتبه و با این میزان دریافتی هم با توجه به شاخص‌های تعیین‌شده برای احراز رتبه‌ها، مشمول درصد بسیار کمی از معلمان خواهد شد. این در حالی است که بر اساس آمار اعلام شده از سوی آموزش‌وپرورش بر اساس سابقه شغلی معلمان، می‌توان گفت که در نظام فعلیِ ارزشیابی شغلی که بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری اعمال می‌شود، معلمان دارای بالاترین رتبه‌های شغلی – یعنی رتبه ارشد و عالی – بیشتر از نیمی از پرسنل آموزش‌وپرورش را تشکیل می‌دهند و در صورت اجرای لایحه رتبه‌بندی باکیفیت فعلی و عدم اجرای همترازی پایه به پایه، این گروه از معلمان ممکن است با اُفت رتبه و محرومیت از امتیازات و درصدهای آن مواجه شوند.

این معلم و کارشناس آموزش و پرورش تأکید کرد که به همین دلیل، اجرای لایحه مصوب مجلس باکیفیت فعلی، ممکن است در کوتاه‌مدت موجب رضایت‌مندی نسبی گروهی از معلمان باسابقه شغلی کمتر شود، ولی در بلندمدت الزاماً به افزایش انگیزه‌های خود ارتقایی همان گروه هم منجر نخواهد شد.

کشته و زخمی شدن دو کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود

شامگاه پنجشنبه ۱۶ دی‌، دو کولبر در مناطق مرزی نوسود، بر اثر  تیراندازی نیروهای نظامی کشته و زخمی شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، شامگاه پنجشنبه ۱۶ دی‌‌ماه ۱۴۰۰، در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مرز نوسود، دو کولبر کشته و زخمی شدند.

اسامی این کولبران اهل شهرستان روانسر، “فریدون و سیروس” عنوان شده است.

از وضعیت عمومی کولبر زخمی شده اطلاعی در دست نیست.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران؛ ویژه سال ۲۰۲۱ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.