مرگ و مصدومیت دو کارگر ساختمانی در دو حادثه

به گزارش خبرنگار ایلنا، در حادثه اول که در شهرک صنعتی ربط (سردشت) در استان آذربایجان غربی رخ داد، یک کارگر ساختمانی حدود ۲۲ساله به نام «واحد شیرین پور» حین نصب داربست فلزی در یک ساختمان بر اثر برخورد یکی از میله‌های فلزی به سیم برق فشار قوی دچار حادثه شد و بلافاصله جان خود را از دست داد.

اما در حادثه دیگری که بازهم در سردشت رخ داده است یک کارگر حین انجام کار در یک ساختمان بر اثر بی‌احتیاطی و رعایت نشدن اصول ایمنی از ارتفاع ساختمان سقوط کرد و به شدت مصدوم شد.

گفته می‌شود این کارگر هم اکنون در یکی از بیمارستانهای خارج از استان آذربایجان غربی تحت درمان است.ایلنا۰۳/۰۹/۱۴۰۲

عاتکه رجبی جهت اجرای حکم حبس احضار شد

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شورای هماهنگی تشکل‌ های صنفی فرهنگیان ایران، عاتکه رجبی جهت اجرای حکم حبس احضار شد.

بر اساس این گزارش، خانم رجبی باید فردا شنبه چهارم آذرماه، خود را به اجرای احکام معرفی کند.

چندی پیش حکم شش ماه حبس خانم رجبی توسط شعبه سی و پنج دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی تایید شد. چهار ماه از این حکم به مدت پنج سال تعلیق شده و دو ماه حبس تعزیزی قابل اجراست.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عاتکه رجبی در تاریخ سی ام مردادماه در شعبه هفتم دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد.

خانم رجبی پیشتر جهت برگزاری جلسه دادگاه به شعبه هفتم دادگاه انقلاب مشهد احضار شده بود.

عاتکه رجبی در تاریخ نوزدهم اردیبهشت ماه سال جاری، به منظور شرکت در تجمع اعتراضی معلمان در مشهد از منزل خارج و لحظاتی بعد توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شد.

او نهایتا در تاریخ بیست و چهارم اردیبهشت با تودیع وثیقه یک میلیارد و پانصد هزار تومانی از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد.

عاتکه رجبی، معلم دبستان ابوذر واقع در یکی از روستاهای مشهد، در تاریخ پانزدهم دی ماه سال گذشته، به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، از آموزش و پرورش استان خراسان اخراج شد.هرانا۰۳/۰۹/۱۴۰۲

معوقات مزدی و بیمه ای کارگران شهرداری سنندج و کارخانه کاشی جم

خبرگزاری هرانا – جمعی از کارگران کارخانه کاشی جم لرستان از عدم پرداخت مطالبات مزدی چهار ماهه خود خبر دادند. از سوی دیگر، شماری از کارگران شهرداری سنندج به دلیل‌ عدم واریز چندین ماه حق بیمه توسط کارفرما، از بازنشسته شدن محروم مانده اند.

در این گزارش آمده است؛ این کارگران که شمار آن‌ها نزدیک به ۱۲۰ نفر است و در کیلومتر ۲ کمربندی بروجرد به ملایر مشغول کارند، به صورت متوسط سه تا چهار ماه مزایای مزدی پرداخت نشده طلبکارند.

همچنین، مسئولین کارخانه کمبود نقدینگی و بدهی‌های معوقه کارخانه به نهادهای مختلف دلیل اصلی این تاخیر عنوان کرده اند.

معوقات بیمه ای کارگران شهرداری سنندج

به گزارش ایلنا، بازنشستگی پیش از موعد شماری از کارگران شهرداری سنندج به دلیل‌ عدم واریز چندین ماه حق بیمه توسط کارفرما به تاخیر افتاده است.

به گفته این کارگران، “کارگرانی که به مرور از این واحد بازنشسته می‌شوند به دلیل آنکه کارفرمای آن‌ها چند ماه حق بیمه آن‌ها را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است، در وضعیت نامشخصی قرار دارند.”هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

مرگ و مصدومیت دو کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

خبرگزاری هرانا – در سایه فقدان ایمنی و شرایط نامناسب کار، دو کارگر در سردشت حین انجام کار دچار حادثه شدند. طی این حوادث یک کارگر جان خود را از دست داد و یک تن دیگر دچار مصدومیت شد.

رییس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی سردشت گفت: “یک کارگر ۲۲ ساله در یک واحد ساختمانی و در بخش نصب داربست فلزی مشغول به کار بود و بر اثر برخورد میله فلزی به سیم برق فشار قوی، جان خود را از دست داد.”

پیمان بریاجی ادامه داد: “در حادثه دیگری نیز در این شهرستان یک کارگر بر اثر سقوط از ارتفاع به شدت مصدوم شد و برای مداوا به یک مرکز بیمارستانی در خارج از استان اعزام شد که وضعیت وی مطلوب گزارش شده است.”

به گفته بریاجی، “از ابتدای امسال تاکنون بیش از ۴۰ مورد مصدومیت کارگران بر اثر حوادث ناشی هنگام کار گزارش شده است.”

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد

خبرگزاری هرانا – امروز پنجشنبه دوم آذرماه، جمعی از مالباختگان شرکت رضایت خودرو طراوت نوین قزوین در مقابل ساختمان دادگستری این استان و روز گذشته شماری از بازنشستگان صنعت نفت در شهرهای اصفهان و شاهین شهر در مقابل ساختمان های صندوق بازنشستگی صنعت نفت در این شهرها، با برگزاری تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

بر اساس ویدیوهای منتشر شده در شبکه های اجتماعی، تجمع این شهروندان معترض با دخالت نیروهای انتظامی به خشونت کشیده شده است.

00:00
00:20

تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت نفت در شهرهای اصفهان و شاهین شهر

به گزارش شورای بازنشستگان ایران، روز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، شماری از بازنشستگان صنعت نفت در شاهین شهر، با برگزاری تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی صنعت نفت در این شهر، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

همچنین اتحادیه آزاد کارگران ایران نیز از تجمع این بازنشستگان در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی صنعت نفت در شهر اصفهان خبر داد.

این بازنشستگان در اعتراض به دست درازی به صندوق بازنشستگی نفت، مصوبه دولت برای ادغام صندوق‌ های بازنشستگی و همچنین پرداخت نشدن حقوق قانونی‌ شان، دست به تجمع زده اند.

هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

معطلی برخی کارگران شهرداری سنندج برای بازنشستگی

به گزارش خبرنگار ایلنا، برخی منابع کارگری در شهرداری سنندج گزارش دادند: کارگرانی که به مرور از این واحد بازنشسته می‌شوند به دلیل آنکه کارفرمای آن‌ها چند ماه حق بیمه آن‌ها را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است، در وضعیت نامشخصی قرار دارند.

طبق اظهارات کارگران شهرداری سنندج؛ مدیریت شهری به دلیل ناتوانی مالی هزینه بازنشستگی این تعداد کارگر را پرداخت نکرده است.

به ادعای این کارگران؛ برخی از همکاران آن‌ها چند ماه از زمان بازنشستگی‌شان گذشته و برای بازنشسته شدن به دنبال پرداخت هزینه بازنشستگی از جیب خود هستند اما مسئولان آن را اقدامی غیرقانونی می‌دانند.

کارگران اعلام کردند: درخواست ما این است که شهرداری با مساعدت سازمان تامین اجتماعی مشکل پرداخت هزینه بازنشستگی کارگران مجموعه شهرداری سنندج را برطرف کند. با این وجود هنوز پاسخ روشنی به خواسته‌های کارگران نه از سوی کارفرما و نه تامین اجتماعی داده نشده است.

ایلنا۰۲/۰۹/۱۴۰۲

صندوق‌های بازنشستگی؛ «بمب‌های ساعتی» اقتصاد ایران/ امیر آقایی

ماهنامه خط صلح – سال‌هاست که کارشناسان در مورد ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی هشدار می‌دهند. این اتفاق تقریباً از ۱۰ سال پیش تاکنون کلید خورده و هر روز وضعیت بحرانی‌تر می‌شود. این‌که بازنشستگان برای دریافت حق و حقوق خود همواره با مشکل مواجه هستند هم یکی از دلایل ورشکستگی پنهان این صندوق‌ها به شمار می‌رود. اما اگر از منظر جمعیتی بخواهیم به این اتفاق نگاه کنیم با افزایش تعداد افراد بازنشسته و نبود اعتبارات مالی کافی در آینده‌ای نزدیک وضعیت بحرانی‌تر هم خواهد شد.

دولت تصمیم گرفته، در پی کسر بودجه ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی صندوق‌های بازنشستگی و افزایش بدهی‌های خود به این صندوق‌ها، ۱۸ صندوق بازنشستگی را در هم ادغام کند.

صندوق‌های بازنشستگی در ایران را «بمب‌های ساعتی» می‌خوانند، نه به آن جهت که همه‌ی آن‌ها به‌نوعی ورشکسته‌ قلمداد می‌شوند بلکه به این دلیل که همراه با ورشکستگی می‌توانند هم برای اقتصاد و هم جامعه‌ی ایران ویرانی به بار بیاورند.

بیش از یک دهه است که دولت جمهوری اسلامی بحران صندوق‌های بازنشستگی را با ترفندهایی مانند اختصاص سهام، واگذاری کارخانه‌ها و حتی هبه کردن اراضی به صندوق‌ها بابت بدهی عقب می‌اندازد؛ با این حال گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که از مجموع ۱۸ صندوق بازنشستگی در ایران، ۱۷ صندوق ورشکسته هستند و یا در آستانه‌ی ورشکستگی قرار دارند.

به‌تازگی در لایحه برنامه‌ی هفتم توسعه پیشنهاد شده که سن بازنشستگی برای زنان در مشاغل سخت و زیان‌آور ۴۵ سال و برای مردان به ۵۰ سال کاهش یابد؛ پیشنهادی که به‌ گفته‌ی کارشناسان می‌تواند شمارش معکوس برای انفجار بمب‌های ساعتی صندوق‌های بازنشستگی باشد. در بسیاری از کشورها، سیاست گذاری‌ها در جهت افزایش سن بازنشستگی است، در ایران اما سن بازنشستگی بین ۴۵ تا ۵۳ برای زنان و ۵۰ تا ۵۶ برای مردان در نظر گرفته شده است.(۱)

پایین بودن سن بازنشستگی در ایران یکی از مهم‌ترین عواملی است که بار مالی صندوق‌ها را سال به سال افزایش می‌دهد. عامل خطرناک دیگر کاهش نسبتِ پشتیبانی به افراد شاغل است؛ یعنی شاخص نسبتِ بازنشسته به افراد شاغل در حال کاهش است.

پشتیبانی به معنای «نسبت بیمه‌پردازان به مستمری‌بگیران» است. کم‌ترین نسبت پشتیبانی برای آن‌که یک سازمان بیمه‌ای به مرز ورشکستگی نرسد، عدد ۳ است. حالا این نسبت در صندوق‌های بازنشستگی کشور تا حدی کاهش یافته که می‌توان وضعیت کنونی اغلب صندوق‌ها را «ورشکسته» نامید.

با ادامه‌ی پیری جمعیت و روند کاهشی نسبت پشتیبانی، در کنار افزایش میزان بازنشستگی‌های پیش از موعد، فشار بر صندوق‌های بازنشستگی نیز بیشتر می‌شود. در حال حاضر نسبت پشتیبانی در صندوق بازنشستگی کشوری ۶۵ صدم درصد و نیروهای مسلح ۸۳ صدم درصد است. این در حالی است که این نسبت در دنیا ۶ درصد است (به‌ زبان ساده، در حالت استاندارد در یک صندوق باید شش نفر کار کنند تا یک نفر بازنشسته شود).

حال و روز صندوق‌های بازنشستگی را عمدتاً با «نسبتِ تکفل» می‌سنجند؛ شاخصی که بر مبنای آن مشخص می‌شود زندگی چند نفر وابسته به دستمزد فرد شاغل است. براساس گزارش مرکز آمار ایران، در بهار امسال تعداد شاغلان ۲۳ میلیون و ۵۷۷ هزار و ۶۳۸ نفر گزارش شده است. با توجه به جمعیت نزدیک به ۸۸ میلیون نفری ایران، زندگی و حیات نزدیک به ۶۴ میلیون و ۳۴۰ هزار نفر از مردم وابسته به کار و فعالیت افراد شاغلی است که کار می‌کنند.

از تقسیم جمعیت ایران بر تعداد شاغلان نسبت تکفل به دست می‌آید که عامل دیگری برای سنجش اوضاع صندوق‌های بازنشستگی است. این عدد در ایران ۳.۷ درصد است. یعنی هر فرد شاغل، به‌جز خودش، باید به‌طور متوسط هزینه‌های زندگی ۳.۷ نفر دیگر را هم تأمین کند.

حال ناخوش بازنشسته‌ها

ارزش واقعی دستمزد به دلیل شوک نرخ دلار به پایین‌ترین سطح خود در یک دهه‌ی اخیر رسیده است. با این‌که هم‌اکنون حداقل دستمزد تقریباً ۸ میلیون تومان است، اما ارزش واقعی این میزان دستمزد، چیزی کم‌تر از ۱۷۰ دلار می‌شود. بحران‌های اقتصادی که با رشد تورم تا سطح ۵۰ درصد و افزایش رکود همراه بوده، حالا بسیاری از شاغلان را بر آن داشته تا درخواست «بازنشستگی پیش از موعد» بدهند.

به گفته‌ی مرکز پژوهش‌های مجلس، نسبت بازنشستگی زودهنگام در سازمان تأمین اجتماعی طی یک دهه از حدود ۱۴ درصد به بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. در واقع اتفاق عجیبی در این صندوق افتاده و نسبت بازنشستگی زودهنگام به عادی، «نصف- نصف» شده. به این موضوع هم باید توجه داشت که شاخص «امید به زندگی» ایرانی‌ها در ۶۰ سال اخیر رو به بالا بوده، اما در کنار آن، میانگین سن بازنشستگی رو به پایین است. این اتفاق فشار زیادی را به صندوق‌های بازنشستگی وارد می‌کند.(۲)

تورم و افزایش خط فقر بیش از همه بازنشسته‌ها را تهدید می‌کند. اگرچه امسال افزایش حقوق بازنشسته‌ها ۲۷ درصد برای افراد تحت پوشش تأمین اجتماعی و ۲۰ درصد برای سایر صندوق‌ها اعمال شده، اما این گروه بیش از همه‌ی اقشار جامعه تحت فشار تورم و مشکلات معیشتی قرار دارند.

خط فقر در ایران بنا به گزارش‌های غیررسمی به ۳۰ میلیون تومان رسیده، این در حالی است که حداقل دستمزد بازنشستگان در سال ۱۴۰۲ حدود پنج میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام شده است.

۱۸ صندوق بازنشستگی ایران در مجموع ۲۵ میلیون بازنشسته و مستمری‌بگیر را تحت پوشش خود دارند. با توجه به نسبت تکفل، بحران منابع در صندوق های بازنشستگی می‌تواند زندگی ۵۰ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار دهد. امسال کسری بودجه‌ی این صندوق‌ها رقمی در حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده و پیش‌بینی شده که تا سال ۱۴۰۵ کسری منابع این صندوق‌ها به ۸۰۰ هزار میلیارد تومان برسد.

دولت برای برخی از صندوق‌ها تکلیف قانونی دارد که ۸ تا ۱۰ درصد منابع صندوق را تأمین اعتبار کند، برخی از این صندوق‌ها در بودجه‌های سنواتی ردیف بودجه دارند و از منابع بودجه عمومی پول دریافت می‌کنند. در لایحه بودجه سال جاری نیز دولت ۳۳۰ هزار میلیارد تومان برای جبران کسریِ بودجه‌ی صندوق‌های بازنشستگی اختصاص داده که ۱۱۳ هزار میلیارد تومان بیش‌تر از پارسال است.

اعداد و ارقام بودجه‌های سالانه طی ۱۰ سال گذشته نشان می‌دهد سهم صندوق‌های بازنشستگی از بودجه عمومی از حدود ۱۲ درصد در سال ۱۳۹۳ به بیش از ۱۵ درصد منابع عمومی در بودجه امسال افزایش پیدا کرده است.

این اعداد وقتی در کنار کسری بودجه و بدهی‌های دولت به صندوق‌ها قرار می‌گیرد، عمق فاجعه‌ی صندوق‌های بازنشستگی را نمایان می‌کنند؛ به‌طوری که در صورت ادامه‌ی روند کنونی می‌توان انتظار داشت که ظرف سه سال آینده پنج صندوق بازنشستگی بیش از نیمی از بودجه‌های دولت را به خود اختصاص دهند.

از جزیره‌فروشی تا پیشنهاد ادغام

طرح ادغام صندوق‌های بازنشستگی از دو سال پیش مطرح شده، اما به‌دلیل پیش‌بینی بحران‌های اجتماعی احتمالی، تصمیم‌گیری برای اجرای این طرح به تعویق افتاده است.

اردیبهشت امسال اظهارنظر جنجالی یک مقام وزارت کار –که به قیمت برکناری او تمام شد—، زنگ خطر را درباره‌ی وخامت حال صندوق‌های بازنشستگی به صدا درآورد. سجاد پادام، مدیرکل بیمه‌های وزارت کار، گفته بود «به‌زودی مجبور می‌شویم قشم و کیش و خوزستان را بفروشیم تا بتوانیم حقوق بازنشستگان را بدهیم». اشاره‌ی او به فروش ۱۲۰ جزیره در یونان به‌ دنبال بحران صندوق‌های بازنشستگی در این کشور بود. هرچند این‌گونه اظهارنظرها برای مقامات جمهوری اسلامی به ‌نوعی ساختارشکنی محسوب می‌شود، با این حال سرعت اقدام برای برکناری این مقام وزارت کار نشان‌دهنده‌ی سرپوش گذاشتن بر بحرانی بود که هر روز بر شدت آن افزوده می‌شود.(۳)

این در حالی است که تجمعات اعتراضی معیشتی بازنشستگان که در دوران اعتراضات جنبش «زن زندگی آزادی» تحت تأثیر این اعتراضات تا حدی کاهش یافته بود، از آغاز سال جاری تشدید شده است.

این روزها دولت به ‌دنبال راهکاری برای پوشش کسری بودجه صندوق‌های بازنشستگی است و همزمان طرح ادغام آن‌ها را در دستور کار دارد.

به اعتقاد برخی کارشناسان اقتصادی، دلیل ادغام صندوق‌ها کاهش ریسک ورشکستگی و پوشش منابع این صندوق‌ها برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی است.

در میان نامه‌های لورفته از هک وب‌سایت نهاد ریاست‌جمهوری، نامه‌ای به‌تاریخ پنجم دی ۱۴۰۱ با امضای قائم‌مقام وزیر اطلاعات به معاون اول رئیس‌جمهور دیده می‌شد مبنی بر این‌که با توجه به «ناتوانی» صندوق بازنشستگی خاص وزارت اطلاعات در پرداخت حقوق مستمری‌بگیران خود، «مبلغ هزار میلیون تومان دیگر در قانون بودجه سال ۱۴۰۲ برای صندوق ویژه بازنشستگی وزارت اطلاعات اختصاص یابد». برخی مقام‌های دولتی و حکومتی در سال‌های اخیر بارها از ورشکستگی برخی صندوق‌های بازنشستگی خبر داده‌اند. با این اوصاف، این نامه‌ی وزارت اطلاعات نیز گواه دیگر وضعیت متزلزل صندوق‌های بازنشستگی در ایران است که بسیاری از آن‌ها ورشکسته شده‌اند و تأمین مالی مستمری‌بگیران آن‌ها با مخاطرات جدی روبه‌رو شده است.

ورشکستگی و فساد؛ دو روی یک سکه

وضعیت صندوق‌های بازنشستگی در ایران مانند کوه یخی است که آن‌چه از بحران آن گفته می‌شود، تنها نوک قله است که به چشم می‌آید، اما تمام ابعاد آشفتگی این صندوق‌ها هنوز برای عموم مردم کاملاً آشکار نشده است؛ شرایطی نگران‌کننده برای آینده‌ی معیشت و اقتصاد که نتایج ویرانگر آن جبران‌ناپذیر است.

شاید اگر سخنان معاون سابق وزیر کار مبنی بر این‌که «برای جلوگیری از ورشکستگی این صندوق‌ها باید کیش و قشم و خوزستان را بفروشیم» نبود، هم‌چنان توجهی به فاجعه‌ی ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی در جامعه نمی‌شد. همان‌طور که اشاره شد، سخنان سجاد پادام، با برکناری او همراه شد، اما معضل بدهی دولت به صندوق‌های بازنشستگی و شرایط وخیم این صندوق‌ها که اقتصاددانان آن را «ابرچالش» اقتصادی می‌نامند، چیزی نیست که با حکم و دستور و جابه‌جایی مدیران حل شود.

در ایران ۱۸ صندوق بازنشستگی وجود دارد که «صندوق بازنشستگی کشوری» و «تأمین اجتماعی» با میزان شرکت‌های تابعه، عملاً دولت‌هایی کوچک در دل دولت‌ به شمار می‌روند. این دو دولت کوچک در فساد، بدهی و زیان‌ انباشته غوطه‌ورند. اگرچه حال وخیم این صندوق‌ها به‌تنهایی برای نابودی اقتصاد ایران کفایت می‌کند، بد نیست بدانیم که باقی صندوق‌ها نیز حال‌وروز بهتری ندارند.

علاوه بر این دو صندوق (صندوق بازنشستگی کشوری و تأمین اجتماعی)، «صندوق بیمه‌ی اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر»، «سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح»، «صندوق بازنشستگی مستخدمین وزارت اطلاعات ایران»، «صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد ایران»، «صندوق بازنشستگی، پس‌انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت»، «صندوق بازنشستگی بانک مرکزی ایران»، «صندوق بازنشستگی بیمه‌ی مرکزی ایران»، «صندوق بازنشستگی بیمه‌ی ایران»، «صندوق بازنشستگی سازمان بنادر و دریانوردی»، «صندوق بازنشستگی شهرداری تهران»، «صندوق بازنشستگی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران»، «صندوق بازنشستگی شرکت صنایع ملی مس ایران»، «صندوق بازنشستگی کارکنان صداوسیما»، «صندوق بازنشستگی کارکنان بانک‌ها»، «صندوق حمایت و بازنشستگی آینده‌ساز» و «صندوق بازنشستگی وکلای دادگستری» ۱۸ صندوق بازنشستگی کشورند و حال‌وروز هیچ‌‌یک مساعد نیست. باید در نظر داشت که هرچند صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان در این فهرست قرار نمی‌گیرد، با کارکردی نسبتاً مشابه، شرایطی بحرانی‌تر از بقیه صندوق‌ها دارد.

مهم‌ترین عامل بحران این صندوق‌ها، دخالت دولت در اداره و استفاده از منابع آن‌ها و وابستگی‌ صندوق‌ها به بودجه دولت است. رقم کمک دولت به صندوق‌های بازنشستگی کشور که در ۱۳۸۸ معادل سه هزار میلیارد و ۶۰۶ میلیارد تومان بود، در ۱۳۹۸ به ۷۳ هزار میلیارد و ۳۵۰ میلیارد، در ۱۴۰۰ به ۱۷۹ هزار میلیارد و ۹۴۰ میلیارد، در ۱۴۰۱ به ۲۱۴ هزار میلیارد و ۵۸۰ میلیارد، و در بودجه ۱۴۰۲ به رقم نجومی ۳۵۱ هزار میلیارد و  ۴۶۰ میلیارد تومان رسیده است که در عمل به استناد گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، فقط در خصوص صندوق بازنشستگی کشوری، ارزش تعهدات این صندوق حدود ۲۲۴ درصد از تولید ناخالص داخلی، ارزش دارایی‌ها حدود ۳۷ درصد تولید ناخالص داخلی، و جمع کل کسری صندوق‌ها حدود ۱۸۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را در بر می‌گیرد و برای جبران کسری این صندوق باید نزدیک به ۸.۱ برابر تولید ناخالص داخلی کشور هزینه شود. (۴)

هم‌چنین، ۷۶ درصد مطالبات صندوق‌ها از دولت مربوط به مطالبات سازمان تأمین اجتماعی، ۱۲ درصد مطالبات مربوط به مؤسسه‌ی صندوق حمایت و بازنشستگان کارکنان فولاد، ۱۰ درصد نیز مربوط به صندوق بازنشستگی کشوری است. این حجم بدهی که به‌صورت شیبی تند در حال افزایش است، سبب شده که اقتصاد ایران در سه سال آینده فلج شود؛ چرا که میزان کسری صندوق‌ها و تأثیری که بر شرکت‌های تابعه‌ی خود می‌گذارند، موجب تعطیلی بخش مهمی از صنایع کشور خواهد شد.

اخبار این فساد در ۲۰ سال گذشته در مقاطع مختلف به بیرون درز کرده، اما به نظر می‌رسد که حکومت به دلیل همان ساختار مافیایی، فاقد توان مبارزه با آن است. فساد گسترده در صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان، از بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد در این مجموعه‌ها است. پرونده‌ی فساد این صندوق در میانه‌ی دهه‌ی ۱۳۹۰ مطرح شد و نخست «فساد هشت هزار میلیارد تومانی» نام گرفت، ولی رقم آن بعدها ۱۵ هزار میلیارد تومان هم اعلام شد. در روز برگزاری دادگاه نیز نماینده‌ی دادستان اعلام کرد که رقم فساد در پرونده‌ی صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان و بانک سرمایه، ۱۴هزار میلیارد تومان است.

فقط تعداد پرونده‌های فساد در صندوق‌های بازنشستگی در دولت‌های نهم و دهم، برای درک دلایل ویرانی اقتصاد ایران کفایت می‌کند. فساد ارزی ۱۲۰ میلیون ‌دلاری، واگذاری غیرقانونی زمین ۱۵۰ میلیارد تومانی و واگذاری رانتی املاک، فقط گوشه‌ای از پرونده‌های افشاشده در صندوق‌های بازنشستگی کشور است. فساد هزار میلیارد تومانی شستا، پرونده‌ی خسارت ناشی از تخلف و فساد ۱۰ میلیون یورویی، پرونده‌ی فساد در واردات گوشی آیفون و پرونده‌های تخلف‌های متعدد شرکت‌های تابعه به ارزش ۹۰۰ میلیارد تومان، گوشه‌ای از ده‌ها پرونده‌ی فساد در این مجموعه‌ها است.

این‌ها البته ورای موارد فساد در دوران مدیریت سعید مرتضوی بر سازمان تأمین اجتماعی است که فقط در دو پرونده، ۵.۳ میلیون یورو و ۸۲ میلیارد ین ژاپن تخلف ثبت شده است. در پرونده‌ی اول، سعید مرتضوی در تفاهم‌نامه‌ای با بابک زنجانی تعهد کرده بود که در ازای مبلغ نزدیک به چهار میلیون یورو، ۱۳۸ شرکت تابعه‌ی تأمین اجتماعی به او واگذار شوند. ارزش واقعی این شرکت‌ها ده‌ها برابر رقمی بود که توافق شده بود. روند تخلف در دولت‌های بعدی نیز البته ادامه‌ یافت که نشان می‌دهد اصل مسئله در کنار فساد مدیران، بستر فسادزای این مجموعه‌ها است.

نکته‌ی کلیدی در مسئله‌ی صندوق‌های بازنشستگی، همین است که در کشوری غرق در فساد و رانت، چرا دولت‌ها باید چنین بستر مطلوبی برای فساد را به شکل حقیقی به مجموعه‌های خصوصی واگذار کنند، و از سوی دیگر، چرا باید سرمایه‌گذاران بخش خصوصی حاضر به خرید مجموعه‌هایی باشند که تمام بافت آن‌ها آلوده به ضرر و زیان و رانت است.

تمامی این چالش‌ها است که اقتصاددانان را به این باور رسانده که کوه یخ در حال آب‌شدن صندوق‌های بازنشستگی، با چنان سرعتی در حال سرازیرشدن است که به‌زودی اقتصاد ایران را غرق خواهد کرد.

دخالت دولت بیشتر می‌شود؟

در حالی که اعتراض‌های مستمر بازنشستگان دوباره‌ اوج گرفته، به گفته‌ی دولت ابراهیم رئیسی، سهم صندوق‌های بازنشستگی در بودجه، اکنون به اندازه‌ی سهم بودجه عمرانی کشور است.

سهم صندوق‌ها از بودجه دولت طی سال‌ها روندی افزایشی داشت و از ۱۲ درصد در حدود یک دهه پیش، به ۱۵ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. واقعیت این است که صندوق‌های بازنشستگی در ایران ورشکسته‌اند و تنها با دخالت مستقیم و مداوم دولت است که ادامه‌ی حیات می‌دهند. در سال‌های آینده به چهار دلیل نیاز به این دخالت، شتاب بیش‌تری هم خواهد یافت. نخست این‌که اقتصاد ایران طی این سال‌ها رشد قابل‌توجهی نکرده است. در دهه‌ی ۹۰، رشد اقتصادی ایران صفر بوده، چهار دهه تورم دورقمی، قدرت خرید ایرانیان را در هم شکسته و درآمد سرانه به نرخ ثابت هم‌چنان زیر نرخ پیش از انقلاب است. اکثریت مطلق ایرانیان در این سال‌ها توانایی پس‌انداز و کسب ثروت را نداشته‌اند. معنای این سخن این است که بازنشستگان با پس‌انداز و ثروت شخصی بسیار اندکی پا به بازنشستگی خواهند گذاشت و برای تأمین زندگی به‌شدت به حقوق ماهانه‌ی بازنشستگی وابسته خواهند بود. دوم اینکه فساد سازمان‌یافته در صندوق‌ها و ناکارآمدی مدیران، ثروت صندوق‌ها را یا آگاهانه به یغما برده یا با ناآگاهی به خاک سیاه نشانده است. سوم این‌که جمعیت ایران در حال پیرتر شدن است؛ به این معنا که در مقایسه با پیش‌تر، تعداد افرادی که به سن بازنشستگی می‌رسند بیش‌تر و تعداد افرادی که وارد بازار کار می‌شوند کم‌تر می‌شود. به عبارت دیگر، تعادل میان جمعیت بازنشسته و نیروی کار فعال به هم می‌خورد و در نتیجه منابع لازم برای تأمین هزینه‌های صندوق وجود ندارد. چهارم هم این‌که با پیشرفت‌های پزشکی‌-‌‌بهداشتی در سطح جهانی، افراد طولانی‌تر عمر می‌کنند. به عبارت دیگر در ایران نه تنها بر تعداد بازنشسته‌ها افزوده می‌شود بلکه بر تعداد سال‌هایی که هر بازنشسته باید حقوق بگیرد، نیز اضافه می‌شود.

مصوبه جدید مجلس؛ هزینهی اصلاحات از جیب مردم

مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه ۲۸ آبان ماه ۱۴۰۲، به افزایش سن بازنشستگی رأی داد. موضوعی که در همین مدت اندک حواشی فراوانی به دنبال داشته و برخی از آن با عنوان مصوبه‌ای ضد کارگران و بازنشستگان یاد کرده‌اند. روابط‌ عمومی مجلس اما در واکنش به انتقادها، افزایش ۱۲ ساله‌ی سن بازنشستگی را تکذیب کرد. این موضوع در جریان بررسی بند خ الحاقی ماده‌ی ۲۹ لایحه برنامه‌ی هفتم توسعه، ارائه شده از سوی دولت، در مجلس تصویب شد و قرار است برای تأیید نهایی به شورای نگهبان ارسال شود. جزییاتی که از مصوبه افزایش سن بازنشستگان مجلس منتشر شده حاکی از آن است که بیمه‌پردازانی با ۱۰ سال سابقه، به ازای هر سال تا زمان بازنشستگی پنج ‌ماه به سنوات اشتغالشان اضافه می‌شود که معادل ۱۲ سال افزایش در سن بازنشستگی است. یعنی اگر فردی به تازگی بیمه شده باشد، ۴۲.۵ سال طول می‌کشد تا بازنشسته شود.

سیاستی که در ورای چنین مصوباتی نهفته شده به طور کاملاً مشهود و روشن لاپوشانی و اصلاحات به قیمت جیب مردم است. اگر به طرح‌ها و برنامه‌های دولت در پاسخ به ناهنجاری‌ها و مصائب مختلف اقتصادی نگاهی کوتاه و گذرا داشته باشیم خواهیم فهمید که دولت ساده‌ترین و راحت‌ترین راهکارها را برای حل چالش‌های مختلف برگزیده که دود اکثر آن‌ها به چشم مردم فقیر و بی‌پناه کشور رفته است.

افزایش بهای بنزین با اسم رمز مدیریت سوخت در سال ۹۸، از جمله این طرح‌ها بود که پیامدی ناگوار برای کشور و به خصوص مردم داشت. پرداخت مطالبات سپرده‌گذاران صندوق‌های پولی و اعتباری در سال ۹۱  از طریق دست‌اندازی دولت به منابع صندوق بازنشستگی تأمین اجتماعی هم که پیامدش همین وضع اسفبار صندوق‌های بازنشستگی و جیب خالی بازنشستگان بوده است.

این‌که دولت در بودجه سنواتی منابع هنگفتی را به صندوق‌های بازنشستگی تخصیص می‌دهد یک تصمیم ساده ‌‌و راحت به هزینه‌ی جیب مردم خواهد بود، زیرا افزایش کسری بودجه دولت در پی چنین تصمیماتی به سادگی خود را به شکل تورم افسارگسیخته نشان خواهد داد که باری است همیشگی بر دوش ملت. اصلاحاتی که از جیب مردم عملیاتی گردد محکوم به شکست خواهد بود، زیرا اصولاً هزینه‌ی اصلاحات را بایستی متنفعان وضع موجود بپردازند نه کسانی که خود از بابت اجرای آن تصمیم متضرر شده‌اند. تصمیمات دولت همانند تزریق مُسکن موضعی به بیمار سرطانی است که تنها چند صباحی بیمار را سرخوش و بی حس‌ می‌کند اما بیماری با سرعت مرگبار به راه خود ادامه خواهد داد. در رابطه با مصوبه اخیر مجلس که در پاسخ به طرح دولت عملیاتی گردید نیز چنین وضعی حکم‌فرما بوده است. دولت بار ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی را روی دوش بازنشسته، کارگر و خانواده‌اش انداخته اما خود و تمام پدیدآورندگان وضع موجود هیچ هزینه‌ای بابت تصمیماتشان نمی‌پردازند که این به واقع فریب و کلاهبرداری آشکار از جیب مردم است.

موخره

در سال‌های اخیر بسیاری از بازنشستگان در اعتراض به شرایط نامناسب معیشتی تجمع‌های هرروزه برگزار کرده‌اند. اعتراض بازنشستگان به عدم اجرای «همسان‌سازی» حقوق، وضعیت بد معیشتی و رسیدگی نشدن به مطالباتشان بوده است.

نتایج پیش‌بینی‌های سازمان برنامه ‌و بودجه نشان‌ می‌دهد که جمعیت بالای ۶۵ سال کشور با افزایش ۹.۵ میلیون نفری از ۵.۶ میلیون نفر فعلی به ۱۵.۲ میلیون نفر در سال ۱۴۲۵ خواهد رسید. یکی از پیامدهای افزایش تعداد سالمندان، اتفاقاتی است که در آینده برای صندوق‌های بازنشستگی رخ خواهد داد.

منابع داخلی صندوق‌ها در حال حاضر آن‌قدری نیست که بتواند شکاف هزینه و درآمد را پر کند، ۳ برابر شدن جمعیت سالمند کشور که اغلب آن‌ها مستمری‌بگیر و بازنشسته یکی از ۱۸ صندوق کشور خواهند بود، می‌تواند صندوق‌های بازنشستگی را در آینده‌ی نزدیک به ورشکستگی بکشاند.

با وجود وضعیت وخیم صندوق‌های بازنشستگی و سریز کردن حال ناخوش آن‌ها به بخش‌های دیگر اقتصاد، اما کارشناسان  چندین راهکار برای کم کردن تبعات این ناخوشی پیشنهاد می‌دهند.

راه‌حل کلیدی و ریشه‌ای بازگرداندن قطار کشور روی ریل ترقی و تمدن، تبدیل ایران به یک عضو معمولی جامعه‌ی جهانی، وصل شدن به اقتصاد بین‌الملل برای رونق اقتصاد، ایجاد فرصت‌های شغلی و فراهم کردن فرصت‌های سرمایه‌گذاری‌ است. بدون رشد اقتصادی امکان حل این بحران وجود نخواهد داشت.

در گام دوم، باید فساد و ناکارآمدی را از مدیریت این صندوق‌ها زدود و آن را با شفافیت و کارآمدی جایگزین کرد؛ اما چنین امری جز با حاکم کردن شفافیت و کارآمدی در چارچوب وسیع‌تر اقتصاد و سیاست در ایران ممکن نیست. جمهوری اسلامی نشان داده است نه توان ایجاد رشد اقتصادی را دارد و نه می‌تواند با فساد و ناکارآمدی مبارزه کند.

گام سوم افزایش سن بازنشستگی است، اما این راه‌حل جز در چارچوب یک دولت ملی مطلوب نیست. حاکمیت عادت دارد اصلاحات اقتصادی را تنها از جیب مردم انجام دهد. در حالی که دولت اسلامی انواع و اقسام حیف‌و‌میل‌ها را برای فربه کردن روحانیون و پاسدارها انجام می‌دهد، بالا بردن قیمت بنزین یا بالا بردن سن بازنشستگی چیزی جز زدن جیب مردم برای پر کردن جیب گشاد «خواص بابصیرت» نیست.

گام چهارم پس از ایجاد رونق اقتصادی و زدودن فساد و ناکارآمدی، ترمیم هرم جمعیتی با افزایش جمعیت جوان است، اما چنین گامی بدون ایجاد رونق اقتصادی سمی کشنده است؛ چرا که در نبود یک اقتصاد پویا، افزایش جمعیت به بروز بحران‌های بیش‌تر منجر خواهد شد. از این نظر اصرار رهبر جمهوری اسلامی بر افزایش جمعیت در شرایطی که فرصت‌های شغلی و سرمایه‌گذاری و پیشرفت وجود ندارد، خیانتی عظیم به کشور است.

پیش‌شرط حل مسئله‌ی صندوق‌های بازنشستگی هم‌چون همه‌ی مشکلات کلان ایران اصلاحات عمیق و ساختاری و قرار دادن دوباره‌ی کشور روی ریل ترقی و تمدن و آزادی است.

پانوشت‌ها:
۱- برندگان و بازندگان افزایش سن بازنشستگی چه کسانی هستند؟، خبرآنلاین، ۹ مردادماه ۱۴٠۲.
۲- ابعاد بحران در صندوق‌های بازنشستگی، روزنامه‌ی اعتماد، ۲۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴٠۲.
۳ -به جایی می‌رسیم که خوزستان، قشم و کیش را بفروشیم تا حقوق بازنشستگان را بدهیم!، آفتاب نیوز، ۱۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲.
۴- تسویه ۲۱۰ همت از بدهی دولت قبل به صندوق‌های بازنشستگی، ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۲.
۵- سالنامه‌ی آماری سال ۱۴۰۰ صندوق بازنشستگی کشوری، شناسنامه‌ی قانون، ۲۷ آذرماه ۱۴۰۱.هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

کارگران فاضلاب‌ نیازمند حمایت فوری هستند

به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از ILO، سازمان جهانی کار اعلام کرد تمامی کارگران بخش فاضلاب در کشورهای مختلف نیازمند حمایت‌های فوری در زمینه معیشتی، بهداشتی، ایمنی و کرامت انسانی هستند.

این سازمان طی گزارشی مشروح از زندگی یک کارگر مهاجر شاغل در شبکه فاضلاب، وضعیت تاسف‌بار این کارگران را در اقصی نقاط جهان به تصویر کشیده است.

«شفیق مسیح» یک کارگر پاکستانی‌الاصل در ژاپن است. وی می‌گوید: من یک کارگر فاضلاب در لاهور پاکستان هستم. در واقع نقاط انسداد سیستم فاضلاب را رفع می‌کنم. هر بار که وارد فاضلاب می‌شوم نمی‌دانم زنده بیرون خواهم آمد یا نه! من خطر بریده شدن توسط تیغه‌ها و شیشه‌های شکسته را تجربه می‌کنم؛ تکه‌هایی که فرو رفتن آن در بدن من و بریده شدن توسط آنان در محیط آلوده می‌تواند به مرگ من منجر شود. مجروح شدن بخشی عادی از کار من است. ترسناک‌ترین چیز گازهایی است که می‌توانند آزاد شوند و من را مسموم کنند. برخی از گازهای فاضلاب را نمی‌توان از بیرون ارزیابی کرد. تنها زمانی که داخل لجن هستید و پاهایتان را در لجن حرکت می‌دهید، آن گازها بالا می‌آیند. آن‌ها می‌توانند آنقدر سمی باشند که یک فرد در عرض چند ثانیه به وسیله آن‌ها کشته شود!

این کارگر فاضلاب ۴۵ساله در ادامه روایت مشکلات کارگران فاضلاب‌ها می‌گوید: پدر من هم کارگر نظافت سرویس بهداشتی بود و مادرم نظافتچی منازل! وقتی من پنج‌ساله بودم پدرم به خاطر بیماری ناشی از کار فوت کرد. از آن روز به بعد زندگی من سخت‌تر شد و تا امروز در فلاکت و مصیبت زندگی می‌کنم. وقتی هفت‌ساله بودم مادرم دوباره ازدواج کرد و من پیش عمویم در پاکستان زندگی کردم. معلم مدرسه خیلی به من لطف داشت و تا قبل از دبیرستان از من حمایت مالی کرد. قبلاً فکر می‌کردم که درس بخوانم و شغل خوبی پیدا کنم تا مجبور نباشم مانند پدر و مادرم در خانه مردم کار کنم، اما اینطور نشد. من در سازمان آب و فاضلاب که مسئول نگهداری فاضلاب است، شروع به کار کردم. من مأمور شدم در ایستگاه دفع فاضلاب کار کنم. ازدواج کردم و صاحب دو فرزند شدم. دخترم با سوراخی در قلبش به شکل مادرزادی به دنیا آمد. وقتی او دوساله بود، پزشکان به من گفتند که او نیاز به عمل جراحی دارد که هزینه آن (۳۹۰ دلار آمریکا) است. گرفتن چنین پولی برایم سخت بود، بنابراین مجبور شدم وام بگیرم و گرفتارتر شدم. روزی که او عمل شد سخت‌ترین روز زندگی من بود. هرگز فراموشش نخواهم کرد. همه می‌دانند که زندگی یک دختر چقدر برای یک پدر معنادار است. پزشکان عمل را کامل کردند اما شش ماه بعد دخترم فوت کرد. دوران بسیار سختی بود. دخترم رفته بود، وسیله نقلیه خود را فروخته بودم و بدهکار هم بودم. تا دو سال هر روز ۲۵ کیلومتر پیاده‌روی می‌کردم تا سر کار بروم. در آن زمان سقف خانه من گلی بود و نشتی داشت. سال‌ها ادامه داشت اما نتوانستم آن را درست کنم. وقتی باران می‌آمد، تمام شب را گوشه‌ای از تخت می‌نشستیم و دعا می‌کردیم که قطع شود تا بتوانیم بخوابیم و بیشتر وسایل خانه در باران نابود شد. در این شرایط بود که برای ادامه کار در فاضلاب به ژاپن مهاجرت کردم.

وی می‌گوید: پس از مرگ دخترم، خواهرم از من و پسرم خواست که به ملاقات او برویم. از یکی از دوستانم وام ۱۰۰ روپیه‌ای (۰.۳۵ دلار آمریکا) گرفتم و یک موتورسیکلت کرایه کردم، ۸۰ روپیه بنزین گرفتم و ۲۰ روپیه نزد خودم نگه داشتم. تابستان بود و هوا خیلی گرم بود. آن روز از اینکه نمی‌توانم به پسرم غذا بدهم احساس درماندگی می‌کردم و تصمیم گرفتم که هر اتفاقی بیفتد، حتی اگر مجبور شوم فاضلاب را تمیز کنم یا زباله جمع کنم یا هر کاری که باید انجام دهم، هرگز فرزندم را گرسنه نگذارم. بعد از آن دوباره به کار در فاضلاب برگشتم تا بتوانم با شغل دوم در آشپزخانه زندگی خود و پسرم را حفظ کنم. الان ۲۳ سال است که در فاضلاب کار می‌کنم. هیچ کس با میل به فاضلاب نمی‌رود. اما وقتی بچه‌های شما از گرسنگی می‌میرند، این چیزها مهم نیست. فرزندان، همسر، خانواده، همه اینها اولویت دارند.

مسیح درباره شرایط کار در فاضلات می‌گوید: ممکن است چند ثانیه طول بکشد تا یک مرد در فاضلاب بمیرد زیرا گازها بسیار سمی هستند. او حتی نمی‌داند چه بر سر او آمده است. برخی از گازها می‌توانند با آتش گرفتن یک چوب کبریت منفجر شوند. نوع دیگری از گاز در داخل لجن وجود دارد که می‌تواند از زیر فوران کند و شما را بکشد. وقتی برای تمیز کردن فاضلاب می‌رویم، درب خانه‌های محله که لوله‌های آن به فاضلاب وصل است می‌کوبیم و به آن‌ها اطلاع می‌دهیم که کارگر ما برای تمیز کردن لوله‌های فاضلاب به داخل لوله‌های فاضلاب می‌رود، پس لطفا از آب و توالت استفاده نکنید اما گاهی مردم گوش نمی‌دهند. به عنوان مثال، اگر فردی توالت باشد، ممکن است مواد تخلیه شده مستقیماً به سمت کارگری که در داخل فاضلاب نشسته است سرازیر شود. اتفاق دیگری که جلوی چشمم افتاد زمانی بود که یکی داشت یک قابلمه کامل برنج را می‌جوشاند. آب جوش را به داخل زهکشی انداختند و آب جوش به بدن همکارم ریخت و بدنش سوخت. در مورد ایمنی، بخش ما لباس غواصی را از ژاپن خریداری کرد، اما تفاوت زیادی بین سیستم فاضلاب ژاپن و سیستم فاضلاب پاکستان وجود دارد.

این کارگر فاضلاب با ترس و لرز از کارش در ژاپن می‌گوید و به نمایندگان سازمان جهانی کار و گزارشگران آن می‌گوید: دو، سه سال پیش یک شبکه تلویزیونی آمد و با من مصاحبه کرد. من مصاحبه را انجام دادم که فکر می‌کردم بتوانم برای کارگرانی مثل خودم پیشرفت‌هایی ایجاد کنم و صدایم را برای آن‌ها بلند کنم، اما وقتی مصاحبه پخش شد پیامدهای منفی داشت. پس از مصاحبه پسرم مجبور شد مدرسه‌اش را ترک کند. دانشجویی مصاحبه را دید و به همه گفت که پدر همکلاسی آن‌ها فاضلاب را تمیز می‌کند. بعد از این پسرم مورد آزار و اذیت قرار گرفت. آن‌ها با او نمی‌نشستند و غذا می‌خوردند. ناهار او را در زباله‌ها انداختند. وقتی با او بازی می‌کردند، توپ را داخل توالت انداختند و به او گفتند که پدرش فاضلاب‌شوی است، بنابراین او هم می‌تواند این کار را انجام دهد و توپ را برگرداند. پسرم عصبانی شد و دعوا کرد. من به سراغ معلمان رفتم و از آن‌ها خواستم که بچه‌ها را از این کار منع کنند، اما نتیجه نداد. برخی از اقوام و اطرافیان با بغض به ما نگاه می‌کردند. یکی از دوستانم از همسرم خواست که من را از انجام این کار منع کند زیرا او در جامعه مورد احترام است و اگر مردم بدانند که او با یک کارگر فاضلاب دوست است، بر شهرت او تأثیر می‌گذارد.

شفیق مسیح ادامه می‌دهد: به طور کلی، جامعه به ما کارگران فاضلاب نگاه تحقیرآمیز دارد و ما را با القاب تمسخرآمیز خطاب می‌کند. من نمی‌گویم که همه مردم در برابر ما افراد بدی هستند. در شهر خانمی هست که هر وقت بیرون از خانه او کار می‌کنیم، اگر تابستان است به ما آب خنک یا آبمیوه می‌دهد و اگر زمستان است چای و بیسکویت با ظروفی خوب می‌دهد.

وی می‌گوید: در کار فاضلاب در سراسر جهان باید اقدامات ایمنی بیشتری باید انجام شود. زندگی من به اندازه زندگی دیگران ارزش دارد. در برخی کشورهای پیشرفته‌تر، کارگران فاضلاب هر ماه تحت معاینات بهداشتی مناسب قرار می‌گیرند. ما هم در آسیا و آمریکای جنوبی و دیگر نقاط جهان مانند کشورهای اروپای غربی باید این امکانات را داشته باشیم. لباس غواصی سبک‌تر باید تهیه شود. ما همچنین به کفش، دستکش و ماسک محافظ نیاز داریم که نه در پاکستان و نه در کره جنوبی و نه حتی در ژاپن نیز وجود نداشت. در چهار سال گذشته من سعی کرده‌ام تا مطالبات خود و همکارانم را از طریق کانال‌های مختلف برای بهبود ایمنی و حقوق کارگران فاضلاب و سایر کارکنان بهداشتی ارسال کنم. من با دولت و سازمان‌های غیردولتی یا (NGO)ها تماس گرفته‌ام. من همچنین درخواست کرده‌ام که سازمان بین المللی کار (ILO) روی این موضوع تمرکز کند. پیام من به همه آن‌ها این است که دولت‌ها و مردمان را از وضعیت ما در فاضلاب باخبر کنند و بخواهند که به ما کمک شود.

این کارگر فاضلاب در پایان می‌گوید: هیچ کاری به خودی خود بد نیست؛ بلکه این ذهنیت ما انسان‌ها است که باید تغییر کند. اگر من کار نکنم، دیگری کار خواهد کرد و او نیز مانند من انسان است. من از طریق کار سخت، مخاطره‌آمیز و صادقانه امرار معاش می‌کنم. من تمام تلاشم را می‌کنم و آینده بهتری برای پسرم و جامعه‌مان بخواهم. از مردم می‌خواهم که به نظافتچی‌ها و کارگران فاضلاب و سرویس‌های بهداشتی احترام بگذارند. اگر شما جامعه تمیزی می‌خواهید اما نظافتچی و نیروی خدماتی پاکسازی فاضلاب را نمی‌خواهید، قطعاً دچار تناقض شده‌اید، لذا باید حرمت تمامی کارگران جامعه را پاس‌داشت.

سازمان جهانی کار با آوردن روایت زندگی این کارگر اعلام کرده است که این سازمان پروژه «ارتقای حقوق و پوشش حمایت اجتماعی از طریق سازماندهی و رسمی‌سازی نیروی کار» را درمورد این کارگران خواهد کرد. قرار است در تعامل با وزارت بهداشت و وزارت کار و شهرداری‌های ژاپن، مطالبات این کارگران بخش فاضلاب توسط ILO پیگیری شود.ایلنا۰۲/۰۹/۱۴۰۲

بانه؛ یک کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی زخمی شد

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کولبر نیوز، شامگاه چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، در پی تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی در نوار مرزی “هنگه‌ ژال” بانه یک کولبر زخمی شد.

هویت این کولبر، “حسن فرجی، بیست و نه سالە و اهل سقز” گزارش شده است.

بر اساس این گزارش، کولبر مذکور توسط نیروهای نظامی مورد اصابت گلوله ساچمه ای قرار گرفته و زخمی شده است.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.
در بخشی از گزارش سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۱؛ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۱ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۳۳ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۲۶ کولبر زخمی شدند و ۲ کولبر جان باختند.

هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

انتظار کارگران کاشی جم برای دریافت معوقات مزدی

گروهی از کارگران کارخانه کاشی جم در تماس با خبرنگار ایلنا، از پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود خبر دادند.

این کارگران که شمار آن‌ها نزدیک به ۱۲۰ نفر است و در کیلومتر ۲ کمربندی بروجرد به ملایر مشغول کارند، به صورت متوسط سه تا چهار ماه مزایای مزدی پرداخت نشده طلبکارند.

از قرار معلوم، کمبود نقدینگی و بدهی‌های معوقه کارخانه به نهادهای مختلف دلیل اصلی این تاخیر عنوان شده است.

کارگران گفتند اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۲ واحد تولیدی کاشی جم واقع در شهرستان بروجرد به دلیل مشکلاتی همانند نداشتن دستگاه‌های مدرن به حالت رکود و تعطیلی درآمد که در نهایت سال ۹۸ فعالیت خود را با جذب کارگران قدیمی از سر گرفت.

این کارگران از مذاکرات و رایزنی‌ها با نماینده شهر بروجرد و سایر مقامات محلی جهت حل مشکل خود خبر دادند و اظهار امیدواری کردند که ظرف هفته آینده حداقل بخشی از معوقات مزدی آنها پرداخت می‌شود.ایلنا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

دو کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در بانه زخمی شدند

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کولبرنیوز، دو کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی بانه زخمی شدند.

هویت این کولبران “پرویز قادری، ۲۹ ساله و پژمان رمضانی، شهروند اهل بوکان” گزارش شده است.

بر اساس این گزارش، آقای قادری شامگاه سه شنبه سی آبان ماه و آقای رمضانی، شامگاه چهارشنبه یکم آذرماه توسط ماموران مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده اند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.هرانا ۰۲/۰۹/۱۴۰۲

در بخشی از گزارش سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۱؛ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۱ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۳۳ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۲۶ کولبر زخمی شدند و ۲ کولبر جان باختند.

بانه؛ چهار کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی زخمی شدند

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کولبرنیوز، در پی تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی در نوار مرزی “هنگه‌ ژال” بانه تعدادی کولبر زخمی شدند.

هویت این افراد “شاهین (فامیلی نامشخص) اهل بوکان، سلام (فامیلی نامشخص) اهل شهرستان سقز، محمد (فامیلی نامشخص) اهل روستای هویه از توابع سنندج و مراد (فامیلی نامشخص)” گزارش شده است.

گفته میشود، شامگاه سه شنبه و بامداد امروز چهارشنبه یکم آذرماه، این کولبران از ناحیه سر، دست و پا مورد اصابت گلوله ماموران نظامی قرار گرفته اند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۱؛ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۱ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۳۳ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۲۶ کولبر زخمی شدند و ۲ کولبر جان باختند.

هرانا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

انتقاد کارکنان نفت به سقف پاداش پایان خدمت در بودجه/ چرا سقف پاداش زیاد نشد؟

شماری از کارکنان رسمی نفت در تماس با خبرنگار ایلنا، نسبت به ثابت ماندن سقف پاداش پایان خدمت در بودجه ۱۴۰۳ انتقاد کردند.

این کارکنان گفتند: دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳ سقف پاداش پایان خدمت کارمندان را ۵۲۰ میلیون تومان تعیین کرد. نکته اینجاست سال گذشته نیز دقیقا همین مبلغ بعنوان سقف پاداش پایان خدمت تعیین شده بود!

این کارکنان می‌گویند: مدتهاست کارکنان سکوهای نفتی که در شرایط بسیار سخت و دور از خانواده کار می‌کنند نسبت به سقف حقوق و پاداش و محدودیت‌های حقوقی ناعادلانه اعتراض دارند اما دولت توجهی به آن نمی‌کند و صدای ما را نمی‌شنود!ایلنا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

دو کولبر در بانه و پیرانشهر جان خود را از دست دادند

خبرگزاری هرانا – یک کولبر در پی تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی در مناطق مرزی بانه جان باخت. به علاوه، یک کولبر دیگر در یکی از مناطق مرزی پیرانشهر، بر اثر شدت سرما جان باخت.

در این گزارش آمده است؛ اسعد حسن پور کولبر ۲۵ ساله و اهل روستای جعفرخان از توابع شهر سقز، شامگاه سه شنبه سی آبان، در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی “هنگه ژال” بانه، از ناحیه شکم دچار مصدومیت شد. این کولبر روز جاری بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

همچنینی بر اساس این گزارش، روز دوشنبه بیست و نهم آبان، یک کولبر با هویت رحمان معروفی، ۳۲ ساله، اهل گزگسک از توابع پیرانشهر و پدر دو فرزند، در حین کولبری در منطقه مرزی گانپه بر اثر سرمای شدید، جان خود را از دست داد.

پیکر این کولبر امروز چهارشنبه یکم آذرماه توسط کوهنوردان پیدا شد.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۱؛ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۱ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۳۳ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۲۶ کولبر زخمی شدند و ۲ کولبر جان باختند.هرانا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

دستکم ۱۰ تجمع اعتراضی برگزار شد / اعتصاب دانشجویان دانشگاه شریف و شهید بهشتی

خبرگزاری هرانا – امروز چهارشنبه یکم آذرماه، جمعی از بازنشستگان و شاغلین صنعت نفت شیراز در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی نفت در این شهر، شماری از پرستاران و کارکنان بیمارستان ولیعصر فسا، گروهی از کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری شاغل در واحد بهره برداری میدان پارسی دره نی، شماری از پرستاران در مقابل ساختمان استانداری در سنندج و گروهی از کارگران شرکت روی بندرعباس در مقابل ساختمان فرمانداری در این شهر دست به تجمع زدند. روز جاری، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر دانشگاه شریف در این دانشگاه، دست به اعتصاب زدند. از سوی دیگر روز گذشته گروهی از انبارداران صنف ضایعات در اصفهان، جمعی از پرستاران در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در رشت و گروهی از پرستاران بیمارستان بعثت سنندج در محوطه این بیمارستان تجمع اعتراضی برگزار کردند و جمعی از دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه “شهید بهشتی” در این دانشگاه دست به اعتصاب زدند. از سوی دیگر، شماری از پرستاران و کادر درمان بیمارستان “امام خمینی” صومعه‌ سرا واقع در استان گیلان با برگزاری تجمع خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. روز دوشنبه بیست و نهم آبان نیز، جمعی از کارگران شرکت روی بندرعباس، در مقابل ساختمان فرمانداری در این شهر، دست به تجمع زدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از پرستاران دست به تجمع زدند.

این تجمع در مقابل ساختمان استانداری در سنندج برگزار شد.

نمایشگر ویدیو

00:00
00:16

تجمع بازنشستگان و شاغلین صنعت نفت در شیراز

به گزارش شورای بازنشستگان ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از بازنشستگان و شاغلین صنعت نفت شیراز، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی نفت در این شهر، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

تجمع اعتراضی کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری شاغل در واحد بهره برداری میدان پارسی دره نی، دست به تجمع زدند.

کارگران معترض خواستار “حذف کامل سقف‌حقوق، حذف محدودیت حق‌سنوات بازنشستگی، عودت کسورات مازاد مالیات، اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت بک‌پی” شدند.

تجمع اعتراضی کارگران مجتمع روی بندرعباس

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از کارگران شرکت روی بندرعباس، در مقابل ساختمان فرمانداری در این شهر، دست به تجمع زدند.

بر اساس این گزارش، تجمع این کارگران در اعتراض به بلاتکلیفی و عدم پرداخت دستمزد آنها صورت گرفته است.

همچنین ایرنا از تجمع این کارگران در روز دوشنبه بیست و نهم آبان خبر داد. بر اساس این گزارش، حدود ۸۰ نفر از کارگران شرکت روی بندرعباس با تجمع در مقابل ساختمان فرمانداری، خواهان حل مسائل صنفی و مشکلات خود در این مجتمع شدند.

به گفته یکی از کارگران، شرکت یک ماه کار می کند و ده ماه تعطیل می شود. دلیل این تعطیلی نیز کمبود مواد اولیه اعلام شده و به بهانه تعطیلی، حقوق کارگران با تاخیر های طولانی مدت و به صورت حداقلی پرداخت می شود.

تجمع اعتراضی پرستاران در فسا

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از پرستاران و کارکنان بیمارستان ولیعصر فسا، دست به تجمع زدند.

بر اساس این گزارش، تجمع این پرستاران در اعتراض به پرداخت نشدن عادلانه‌ تعرفه، کارانه و اضافه‌کاری آنها صورت گرفته است.

اعتصاب دانشجویان دانشگاه شریف

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز چهارشنبه یکم آذر ۱۴۰۲، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر دانشگاه شریف در حمایت از دانشجویان دانشگاه بهشتی در این دانشگاه، دست به اعتصاب زدند.

تجمع اعتراضی پرستاران در رشت

به گزارش خبرگزاری دانشجو، روز سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲، جمعی از پرستاران، در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در رشت، دست به تجمع زدند.

در این گزارش آمده است، تعداد سی تن از این پرستاران با در دست داشتن دست نوشته هایی اعتراضی با عناوین “اجرای فوق‌ العاده خاص، تعرفه و معوقات ۱۶ ماهه” خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند.

تجمع اعتراضی پرستاران در سنندج

به گزارش ایلنا، روز سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲، جمعی از پرستاران بیمارستان بعثت در سنندج، در محوطه این بیمارستان، دست به تجمع زدند.

این تجمع در اعتراض به اجرایی نشدن تعرفه گذاری عادلانه و برآورده نشدن حق و حقوق مزدی این پرستاران صورت گرفت.

 اعتصاب دانشجویان دانشگاه “شهید بهشتی”

به گزارش شوراهای صنفی دانشجویان کشور، روز سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲، شماری از دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه “شهید بهشتی” در اعتراض به ایجاد فضای امنیتی و حمله غیرقانونی کارمندان حراست به دانشجویان و کلاس درس با عدم حضور و تحریم کلاسها در این دانشگاه دست به اعتصاب زدند.

براساس این گزارش، روز دوشنبه بیست و نهم آبان، “تعدادی از نیروهای حراست فیزیکی دانشگاه به کتابخانه و کلاس‌ های درس دانشکده روانشناسی حمله کرده و زمانی که استاد مشغول تدریس بوده کارت دانشجویان دختر که مقنعه از سرشان افتاده بود را ضبط کردند.”

تجمع اعتراضی پرستاران در  صومعه‌ سرا

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، جمعی از پرستاران و کادر درمان بیمارستان “امام خمینی” صومعه‌ سرا واقع در استان گیلان، دست به تجمع زدند.

تجمع اعتراضی انبارداران صنف ضایعات در اصفهان

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، روز سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲، جمعی از انبارداران صنف ضایعات در اصفهان تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس این گزارش، تجمع این شهروندان در اعتراض به  پلمب انبار های خرید ضایعات صورت گرفته است.

هرانا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

مرگ و مصدومیت ۵ کارگر بر اثر گازگرفتگی

به گزارش خبرنگار ایلنا، حادثه زمانی رخ داد که ۵ کارگر در زمان استراحت در اتاقک یک کارگاه صنعتی در شهرک صنعتی شمس‌آباد واقع در جنوب شهر تهران؛ به دلیل گازگرفتگی با گاز سمی منوکسیدکربن دچار حادثه شدند.

پس از اعلام فوریت‌های پزشکی تهران با حضور گروهای امداد و نجات، پیکر بی جان این دو کارگر از محل استراحتگاه به بیرون انتقال یافت و سه کارگر مصدوم نیز به بیمارستان منتقل شدند.ایلنا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

حادثه مصدومیت برای سه کارگر «سیمبان»

یک منبع کارگری با اعلام خبر مصدومیت سه کارگر سیمبان در سه حادثه جداگانه به خبرنگار ایلنا گفت: سه نفر از کارگران سیمبان شاغل در شرکت توزیع برق استانهای کرمانشاه به نام «پوریا مرادی»، «جاسم» از کرمان و «امیر شادپور» از گیلان طی یک ماه گذشته حین انجام کار دچار حادثه برق گرفتگی شده و به بیمارستان منتقل شدند.

این کارگر شرکت توزیع برق کشور در تشریح جزئیات این سه حادثه گفت: «پوریا مرادی» از کارگران سیمبان اداره برق کرمانشاه است که به دلیل سقوط از پایه تیرک برق ازناحیه پا دچار آسیب دیدگی شده و اکنون در بیمارستان بستری است.

او درباره حادثه دوم نیز گفت: یکی دیگر از همکاران شاغل در شرکت توزیع برق کرمان که نامش «جاسم » است، در روزهای گذشته بر اثر برق گرفتگی حین کار با تابلو برق دچار مصدومیت و سوختگی شده و در حال حاضر تحت درمان است.

وی همچنین درباره حادثه سوم نیز گفت: آقای «امیر شادپور» سیمبان جوان شرکت توزیع برق گیلان در شهرستان لاهیجان است که حدود یک ماه پیش حین کار با تابلو برق دچار برق گرفتگی و سوختگی شدید شد و همچنان درمان وی ادامه دارد.

این کارگر شرکت توزیع برق کشور افزود: هرچند همکاران ما از مرگ حتمی نجات پیدا کرده و مصدوم شدند اما شرایط برای کار سیمبانان ایمن نیست و وسایل و تجهیزات ایمنی خوب و باکیفیت در اختیار آن‌ها قرار نمی‌گیرد.ایلنا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

 

طی هفت ماه سال جاری؛ مرگ و مصدومیت نزدیک به ۱۸۰۰ کارگر در اصفهان

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مدارا، مدیرکل پزشکی قانونی استان اصفهان اظهار داشت: “در هفت ماه سال جاری ۱۰۴ نفر که در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست داده و در اداره کل پزشکی قانونی استان اصفهان معاینه شده‌اند حدود یک زن و ۱۰۳ مرد بوده است.”

منصور فیروزبخت سقوط از بلندی و اصابت جسم سخت را بیشترین سهم در آمار تلفات حوادث کار دانست و ادامه داد: “در هفت ماه امسال نیز ۳۷ نفر از قربانیان حوادث کار به دلیل سقوط از بلندی و ۲۳ نفر دیگر نیز به دلیل اصابت جسم سخت جان خود را از دست داده‌اند.”

فیروزبخت در ادامه در خصوص آمار کارگران مصدوم شده در هفت ماه سال جاری، گفت: “در این مدت یک هزار و ۶۸۰ مصدوم حوادث کار به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند که صد نفر آنان زن و یک هزار و ۵۸۰ نفر آنان مرد بودند.”

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.هرانا ۰۱/۰۹/۱۴۰۲

اعتراض پرستاران بیمارستان بعث سنندج به عدم اجرای قانون

شماری از پرستاران بیمارستان بعثت سنندج در تماس با خبرنگار ایلنا، از برآورده نشدن حق و حقوق مزدی خود انتقاد کردند.

این پرستاران با بیان اینکه تعرفه‌گذاری عادلانه اجرایی نشده و فوق‌العاده خاص بر زمین مانده؛ از اعتراض صنفی روز گذشته خود خبر دادند و گفتند: آقای رئیس جمهور که در روز پرستار سال قبل تاکید کرد باید تعرفه‌گذاری پرستاران اجرایی شود، بدانند که بعد از گذشت یک سال هنوز تعرفه‌گذاری اجرا نشده؛ امسال هم روز پرستار گذشت و هنوز حقوق قانونی ما اعاده نشده است.ایلنا۰۱/۰۹/۱۴۰۲

گزارشی از بازداشت کوتاه مدت اسماعیل گرامی، فعال کارگری

خبرگزاری هرانا – اسماعیل گرامی، فعال کارگری صبح روز سه شنبه سی آبان ماه، در جریان تجمع بازنشستگان در تهران بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شد.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: “آقای گرامی روز گذشته در جریان تجمع بازنشستگان مقابل ساختمان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تهران توسط پلیس امنیت بازداشت و عصر همان روز به زندان اوین منتقل شد. این فعال کارگری نهایتا شب گذشته از زندان اوین آزاد شد.”

گفتنی است، روز گذشته شماری از بازنشستگان تامین اجتماعی و کشوری در شهرهای مختلف دست به تجمع اعتراضی زدند.

اسماعیل گرامی، فعال کارگری پیش از این به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.هرانا۰۱/۰۹/۱۴۰۲