گفتگو با علیرضا میرغفاری، نماینده‌ی کارگری در شورای عالی کار/ علی کلائی

ماهنامه خط صلح – مسئله‌ی حداقل دستمزد و روند تصویب آن در شورای عالی کار در روزهای پایانی سال گذشته، بحث‌های بسیاری را موجب شد. برخی رسانه‌ها از روش تعیین آن با عنوان اتفاقی عجیب سخن گفتند و جمعی نیز از عبارت سرکوب مزدی برای آن استفاده کردند. در همین راستا و با توجه به اهمیت این مسئله، ماهنامه‌ی خط صلح با آقای «علیرضا میرغفاری»، نماینده‌ی کارگران در جلسات مذاکره در خصوص حداقل دستمزد در شورای عالی کار به گفتگو نشست تا روند روی داده را از زبان او بشنود. آقای میرغفاری نیز ضمن پاسخ به پرسش‌های ماهنامه‌ی خط صلح گفت که مصوبات شورای عالی کار در خصوص حداقل دستمزد «منتج به سرکوب مزدی و تشدید کاهش قدرت خرید جامعه‌ی کارگری شده ‌است.»

به گفته‌ی این عضو کانون عالی انجمن صنفی کارگران ایران، دولت اصولاً اعتقادی به سه جانبه‌گرایی و چانه‌زنی در خصوص حداقل دستمزد ندارد و موضوعاتی نیز مانند مزد توافقی و توافق کارگر و کارفرما، تنها به بهره‌کشی و استثمار نیروی کار در شرایط فعلی خواهد انجامید.

این فعال کارگری هم‌چنین ضمن غیرمستقل و تأثیرپذیر خواندن ابزار تشکل‌های کارگری به خط صلح گفت که «امیدوارم این فضا شکسته شود و این قدرت و اجازه‌ی تشکل‌یابی به صورت مستقل و نظام‌مند به جامعه‌ی کارگری داده شود.»

مشروح گفتگوی ماهنامه‌ی خط صلح با علیرضا میرغفاری، فعال کارگری و نماینده‌ی کارگران در شورای عالی کار را در زیر می‌خوانید:

افزایش ۳۵ درصدی حداقل دستمزد در سال۱۴۰۳ بر چه اساس صورت گرفته و طبق چه محاسباتی این درصد افزایش حقوق لحاظ شده‌ است؟

حداقل دستمزد با توجه به ماده‌ی۴۱ قانون کار تعیین می‌شود. دو شاخص معیار محاسبه‌ی آن است. یکی این‌که این حداقل دستمزد می‌بایست نیازهای خانواری که بُعدش را مراجع رسمی اعلام می‌کنند، تأمین کند و دیگری این‌که متناسب با نرخ تورم باشد. بر اساس این دو معیار و مطابق با ماده‌ی۴۱ قانون کار، شورای عالی کار هرساله موظف است جلسات خود در مورد این موضوع را برگزار کند و حداقل دستمزد را تعیین کند.

قانون صراحتاً مبانی محاسبه را بیان نکرده‌ است. به همین دلیل ما شاخص‌هایی چون سبد معیشت را با معیارهای خودش در نظر می‌گیریم. یکی از این معیارها، بُعد خانوار یعنی ۳.۳ نفر است. این عدد مطابق با سرشماری نفوس و مسکن است که اعلام شده. معیار دیگر هم تورم اعلامی مرکز آمار، مربوط به ماهی است که منتج به محاسبه‌ی حداقل دستمزد می‌شود. این‌ها دو معیار اصلی هستند. البته معیارهای دیگری نیز هستند؛ مانند مبنا قرار دادن سبد غذایی که توسط مراجع رسمی مانند انستیتو تغذیه ایران و وزارت بهداست انجام می‌شود. در نهایت هم دهک محاسبه‌ای مشخص می‌شود. یعنی دهکی که بر اساس آن اهمیت اقلام غذایی مشخص شده‌ است. در آخر هم با توجه به درصد اهمیت اقلام غذایی مشخص شده و معیارهای دیگر، عدد کل سبد معیشت مشخص می‌شود.

چون مشخصاً در ماده‌ی۴۱ قانون کار، به شاخص‌ها و مبانی سبد معیشت اشاره‌ای نشده، با توجه به وضعیت کشور، چانه‌زنی‌های مزدی صورت می‌گیرد. متأسفانه در سال‌های زیادی حقوق و دستمزد نه تنها برابر با تورم و سبد معیشت که کم‌تر از نرخ تورم مصوب شده ‌است. مثال مشخص آن سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ است. در دو سال متوالی شاهد این قضیه هستیم که حداقل دستمزد به میزان ۲۷ درصد برای سال۱۴۰۲ و ۳۵ درصد برای سال۱۴۰۳ مصوب شده‌ است. مصوباتی که در نهایت به دستمزدی کم‌تر از نرخ تورم انجامیده و منتج به سرکوب مزدی و تشدید کاهش قدرت خرید جامعه‌ی کارگری شده‌ است.

یعنی به باور شما آن‌چه که اضافه شده، با تورم موجود و سبد معیشت شهروندان تناسبی ندارد؟ چرا این افزایش به این میزان بوده ‌است؟

بله تناسبی ندارد. مطابق با ماده‌ی ۱۶۷ قانون کار، ترکیب اعضای شورای عالی مشخص می‌شود و چانه‌زنی‌های مزدی در جلسات شورای عالی کار صورت می‌گیرد. اما با فضایی در شورا روبه‌رو هستیم که دولت خود به عنوان کارفرمای بزرگ و ذینفع اصلی در آن حضور دارد. این در حالی است که قانون کار، قانونی حمایتی و آمره است. مطابق با این قانون، وزارت کار و دادگستری موظف هستند که نقش ناظر و تسهیل‌گر در روابط میان کارگر و کارفرما را داشته باشند. اما دولت در این‌جا به نقش خود به عنوان کارفرمای اصلی بر می‌گردد و به عنوان ذینفع تصمیم‌گیری می‌کند.

من در مذاکرات سال گذشته برای تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۳ حضور داشتم و این قضیه برایم به وضوح قابل مشاهده بود که طرف اصلی مذاکره و چانه‌زنی دولت است و کارفرماها پشت دولت پنهان می‌شوند. یعنی اساساً طرف مقابل ما دولت بود و مذاکرات در واقع نه سه جانبه که دو جانبه بود. در یک سو دولت و کارفرماها در کنار هم حضور داشتند و در سویی دیگر نماینده‌ی کارگران. قاعدتاً در چنین وضعیتی، نماینده‌ی کارگران از لحاظ سیاسی و اقتصادی قدرت چانه‌زنی برابری با طرف مقابل ندارد. به همین دلیل ساختار دستمزد مطابق با میل دولت و کارفرماها تعیین می‌شود.

گفتید که دولت در کنار کارفرماها قرار گرفته. بیش‌تر توضیح می‌دهید؟

من دولت را به عنوان کارفرمای اصلی می‌شناسم و دیدم؛ یعنی طرفی که ذینفع اصلی است. صراحتاً هم اعلام می‌کند. بخشی از نیروهایی که در بدنه‌ی دولت به صورت پیمانی و رسمی و قراردادی هستند، به صورت واسطه توسط شرکت‌های پیمانکاری و مقاطعه با دولت کار می‌کنند. با توجه به این‌که یکی از ذینفع‌های اصلی خود دولت است، اصل چانه‌زنی با دولت انجام می‌شود و نه با نماینده‌ی کارفرماها.

رئیس سازمان برنامه و بودجه از مفهومی به نام تورم انتظاری سخن گفته ‌است. این مفهوم به چه معناست و ارجاع تعیین نرخ دستمزد کارگران بر اساس این مفهوم راه به کجا خواهد برد؟

طرح تورم انتظاری موضوع کاملاً درستی است و من هم موافق هستم، ولی به شرطی که زمانی که در حال تعیین دستمزد هستیم، با توجه به بند دو ماده‌ی ۴۱ قانون کار این کار را انجام دهیم. به عنوان مثال، سبد معیشتی که گروه کارگری برای حداقل دستمزد سال ۱۴۰۳ محاسبه کرده، ۲۱میلیون و ۶۶۸ هزار تومان است. چون این عدد قرار است در سال آینده نیازهای یک خانوار کارگری را تأمین کند، باید تورم انتظاری سال آینده را هم در نظر گرفت. متأسفانه بخش اول مسئله در محاسبات مغفول می‌ماند و تلاش می‌شود تا با تنها مبنا قراردادن تورم انتظاری سال آینده، مزد تعیین شود. این اتفاق در سال۱۴۰۲ هم روی داد و مبنایش هم همین نوع تفکر بود. یعنی بر این مبنا که تورم انتظاری سال آینده مثلاً ۲۰ تا ۳۰ درصد است و دولت قرار است اقداماتی را انجام دهد تا تورم کنترل شود، مزد تعیین شد. به صورت عملی هم اثبات شد که دولت توانمندی کنترل تورم را ندارد. هزینه‌ی این تصمیم غلط را هم جامعه‌ی کارگری داد و آسیبی جدی به جامعه‌ی کارگری وارد شد.

ولی اگر از منظر دولت به موضوع نگاه کنیم، این تفکری اشتباه است. نباید فراموش کرد که برای تعیین دستمزدی که قرار است برای سال آینده باشد، باید بعد از مبنا قراردادن سبد معیشتی، تورم انتظاری را به آن اضافه کرد. نباید سانسور شده و گزینشی برخورد کرد.

در این‌جا تفاوت و اختلاف در نوع درک از مفهوم تورم انتظاری است و یا چگونگی محاسبه‌ی آن؟

مسئله نگاه گزینشی به این مفهوم است. ما متأسفانه به صورت گزینشی به قانون کار می‌پردازیم و هیچ وقت همه‌ی مواد این قانون را ملاک عمل قرار نداده‌ایم. هیچ وقت کارفرمایان در تمام کارگاه‌های موجود در کشور را با نظارت جدی از سمت مجلس و دولت، به اجرای کامل قانون کار مکلف نکرده‌ایم. این اتفاق در سنوات گذشته و در دولت‌های پس از جنگ روی داده و در نهایت فضا به گونه‌ای شده که امروز جامعه‌ی کارگری جرأت این را ندارد که درخواست کند که قانون کار به طور کامل اجرا شود. متأسفانه به دلیل عدم وجود امنیت شغلی، پشتوانه‌ی سیاسی و نداشتن صدا و ضریب رسانه‌ای، جامعه‌ی کارگری به راحتی سرکوب می‌شود.

نظر شما در خصوص دستمزد منطقه‌ای چیست؟ چرا دولت به دنبال چنین طرحی است؟

در ابتدای ماده‌ی ۴۱ قانون کار به این موضوع اشاره شده که هر ساله شورای عالی کار موظف است تا حداقل دستمزد را برای صنایع و نقاط مختلف کشور، با دو معیار تورم و تأمین نیازهای خانواده تعیین کند. در این موضوع صراحت قانونی وجود دارد. اما روش تعیین حداقل دستمزد از منظر ما دارای ایرادات جدی است و نیاز به زیرساختی اساسی دارد. اصلی‌ترین نیاز هم داشتن تشکل‌های کارگری مستقل و قدرتمند است. بسیاری از کارگاه‌های ما در کشور در حال حاضر یا تشکلی ندارد و یا اگر هم تشکلی هست، غالباً (و البته نه به صورت صددرصد) به صورت ابزار دست کارفرماها و برای پیشبرد اهدافشان مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع به هیچ وجه مستقل نیستند و از کارفرماها و دولت تأثیر می‌گیرند. این نیاز به تشکل‌های مستقل، الزامی اولیه است.

یک نکته هم این‌که وزیر اقتصاد دولت فعلی، آقای خاندوزی، جزو کسانی است که مخالف تعیین حداقل دستمزد است و موضع‌گیری‌هایی هم در این زمینه داشته. ایشان به دنبال حذف حداقل دستمزد و جایگزین کردن توافق دستمزدی برای کل کشور هستند. این موضوع هرساله از جانب دولت طرح می‌شود. بخشی از این مطرح کردن مسئله هم برای حذف نظام چانه‌زنی برای تعیین حداقل دستمزد است. به وضوح قابل مشاهده است که دولت اعتقادی به سه جانبه‌گرایی برای تعیین حداقل دستمزد ندارد. در واقع از صراحت قانونی ماده‌ ی۴۱ قانون کار سوء‌استفاده می‌کنند تا حداقل دستمزد را زیر سوال ببرند.

یعنی فکر می‌کنید که عدم و یا کمبود تشکل‌های مستقل کارگری است که به دولت فرصت چنین سوء‌استفاده‌ای را می‌دهد؟

ببینید، وزارت کار و وزارت اقتصاد مدام بر توافقی بودن دستمزد تأکید می‌کنند. این امر در حالی مطرح می‌شود که ما تشکل‌های مطابق با استانداردهای سازمان بین‌المللی کار نداریم. مقاوله‌نامه‌ی ۸۷ سازمان بین‌المللی کار در خصوص سندیکاهای کارگری صحبت می‌کند. ایران به این مقاوله‌نامه‌ها نپیوسته و این مقاوله‌نامه‌ها در داخل ایران لازم‌الاجرا نیستند. تشکل‌های موجود فعلی هم استانداردهای سازمان بین‌المللی کار را ندارند. ابزار تشکل، ابزار چانه‌زنی و مذاکره‌ی جامعه‌ی کارگری است. امروز این ابزار به شدت غیرمستقل و تأثیرپذیر است. پس مطرح کردن موضوعاتی مثل مزد توافقی و توافق کارگر و کارفرما کاملاً بی‌معنی است و منتج به بهره‌کشی و استثمار نیروی کار در شرایط فعلی می‌شود.

چرا به نظر شما امکان تشکیل تشکل‌های مستقل کارگری در ایران امروز وجود ندارد؟

این مسئله دلایل مختلفی دارد. شاید مسئله‌ی اساسی که بیش‌ترین وزن را هم دارد، موضوعات و رویکردهای مختلف سیاسی است که طی سال‌های گذشته از قبل از انقلاب و زمان جنگ و پس از آن در کشور حاکم بوده‌ است. این فضا در شرایطی وجود دارد که کشور در نقطه‌ای امن و مطمئن و بدون تعارض با کشورهای دیگر هم نیست. هم‌چنین ساختار سرمایه‌داری هم به شدت قدرتمند است. امیدوارم این فضا شکسته شود و این قدرت و اجازه‌ی تشکل‌یابی به صورت مستقل و نظام‌مند به جامعه‌ی کارگری داده شود.

چرا روند این افزایش دستمزد زمان برد و چرا در آخرین روزهای سال گذشته به تصویب رسید؟ چه موانعی در این راه دخیل بود؟ چرا نمایندگان جامعه‌ی کارگری زیر بار امضای آن نرفتند؟

متأسفانه بحث دستمزد و جلسات شورای عالی کار با موضوع تعیین حداقل آن همیشه به ماه‌های آخر سال کشیده می‌شود. در نهایت هم ساختاری که وجود دارد، ساختار چانه‌زنی است. مشخصاً هم گروه کارگری است که تلاش می‌کند دستاورد بیش‌تری داشته باشد. گروه کارفرمایی و دولت هم مواضع خاص خودشان را دارند. همین مسئله هم موجب می‌شود که بحث دستمزد به روزهای پایانی سال کشیده شود. در واقع مسئله‌ی اصلی تلاش گروه کارگری برای گرفتن حداقل‌ترین‌هاست. تلاش‌ها انجام می‌شود و کار به روزهای پایانی سال و بازه‌های زمانی کوتاهی که این مسئله در شورای عالی کار مطرح می‌شود، کشیده می‌شود. بعد هم در کمال ناباوری و متأسفانه مسئله به کلی فراموش می‌شود تا فرآیند سال بعدی که مجدداً چه پیش آید.

ملاک اولیه‌ی ما برای چانه‌زنی در گروه کارگری، تعیین سبد معیشت بود که مبانی آن را خدمت شما گفتم. یکی از اتفاقاتی که امسال روی داد، به روزرسانی شدن سبد غذایی ارائه شده توسط انستیتو تغذیه ایران بود. در گزارش قبلی که در سال ۱۳۹۲ ارائه شده بود، میزان کالری مصرفی ۲۵۷۳ کالری برای سبد غذایی مطلوب بود که در گزارش جدید به ۲۴۰۱ کالری کاهش یافته بود. هم‌چنین برای سبد غذایی مقرون به صرفه هم عدد دوهزار و سیصد و اندی کالری مطرح شده بود. دولت نیز با وجود کاهش کالری مورد نیاز در سبد غذایی مطلوب و سبد غذایی مقرون به صرفه، باز تاکید داشت که سبد غذایی مقرون به صرفه ملاک تعیین سبد اقلام غذایی و در نهایت سبد معیشت به صورت کلی باشد. هم‌چنین با تغییر سال مبنای محاسبات مرکز آمار ایران از ۱۳۹۵ به ۱۴۰۰، ضریب اهمیت اقلام غذایی در دهک ۴ از ۳۶.۶ درصد در سال گذشته به ۳۸.۹ درصد افزایش پیدا کرد. این دو پارامتر اصلی باعث شد که سبد معیشت اعلام شده توسط وزارت اقتصاد و کارفرماها به شدت دارای عدد پایینی باشد. تا روز آخر هم چالش اصلی ما این بود که مبنای محاسبه‌ی سبد معیشت باید درست و با واقعیت‌های جامعه منطبق باشد که متأسفانه این اتفاق نیفتاد. در نهایت هم دولت با پیشنهاد وزیر کار و بدون نظر مثبت گروه کارگری، افزایش ۳۵ درصدی حداقل دستمزد را مصوب کرد. در انتها هم توسط گروه کارفرمایی، عدد ۲۲ درصد برای سایر سطوح مزدی پیشنهاد شد که بالافاصله با اکثریت آرای گروه کارفرمایی و دولت مصوب شد و در نهایت بحث مزد برای سال ۱۴۰۳ فیصله پیدا کرد.

گفته می‌شود که دولت به دنبال اصلاح موادی از قانون کار مانند مواد ۴۱ و ۱۶۷ است. چرا دولت در چنین وضعیتی به چنین فکری افتاده‌است؟

همانطور که پیش‌تر هم گفتم، دولت مخالف بحث تعیین حداقل دستمزد در چهارچوب نظام چانه‌زنی سه‌جانبه است. گواه این موضوع هم موضع‌گیری‌های وزارت کار است. خوشبختانه با توجه به پخش زنده‌ای که امسال صورت گرفت، این مسئله به صورت عیان و شفاف برای جامعه قابل مشاهده بود. در نهایت هم شخصیت‌هایی مانند آقای خاندوزی، وزیر اقتصاد، صراحتاً اعلام کردند که حداقل دستمزد ساختاری غیرعادلانه دارد و حقوق و دستمزد باید در چهارچوب مشخصی تعیین شود. این چهارچوب مشخص مورد نظر آن‌ها هم قاعدتاً توسط دولت تعیین می‌شود. آن‌ها مخالف نظام چانه‌زنی سه جانبه هستند. دلیل اصلی اصلاح موادی از قانون کار که برشمردید هم همین است.

قانون کار در سال ۱۳۶۹ مصوب شد. در آن دوران غالب تشکل‌های کارگری موجود در سطح کشور، شوراهای اسلامی کار بودند. آن هم به دلیل تغییر شوراهای کارگری موجود در کارگاه ها به شوراهای اسلامی کار. غالب اختیارات جامعه‌ی کارگری از جمله همین بحث ماده‌ی۱۶۷ قانون کار که سه نفر نماینده کارگران توسط شوراهای اسلامی کار باید معرفی بشوند هم به شوراهای اسلامی کار واگذار شده‌ است. دو تشکل دیگر یعنی مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران و کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران فاقد نماینده‌ی اصلی هستند. اما به دلیل فضای موجود و طی سال‌های گذشته، شورای اسلامی کار از تشکل‌های مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران و کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران دو نفر علی‌البدل هم معرفی می‌کند. در مذاکرات مزدی برای دستمزد امسال هم من به نمایندگی از کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران به عنوان عضو علی‌البدل و بدون حق رای در جلسات حضور داشتم.

عده‌ای مدعی هستند که با افزایش حقوق کارگران، تورم ایجاد می‌شود. این ادعا به نظر شما تا چه میزان قابل پذیرش است؟

این ادعا همیشه مطرح است که افزایش دستمزد باعث افزایش تورم می‌شود. اصطلاحاتی چون مارپیچ دستمزد نیز همیشه مطرح می‌شوند. اول این‌که به صورت تجربی، سال‌هایی که افزایش دستمزد بالاتر از تورم داشته‌ایم، نرخ بسیار کمی از تورم مربوط به افزایش دستمزد بوده‌ است. به عنوان مثال در سال ۱۴۰۱، حداقل دستمزد ۵۷ درصد افزایش پیدا کرد. اما طبق اعلام سازمان برنامه و بودجه، کم‌تر از پنج درصد از تورم سال ۱۴۰۲ مربوط به افزایش دستمزد بود. مثال دیگر در سال ۱۳۵۷ است. در آن سال نرخ رشد دستمزد ۱۷۰ درصد بود و اما تورم سال بعدش تنها ده درصد بود. یعنی به صورت عملی و واقعی، افزایش دستمزد عملاً به تورم منتج نشده‌ است. هم‌چنین مقالات و داده‌های علمی بسیاری وجود دارد که این ادعا را رد می‌کند.

نکته‌ی خیلی مهم دیگر هم این است که طی سال‌های گذشته که سرکوب مزدی شکل گرفته، قدرت جامعه‌ی کارگری کم‌تر شده و این امر باعث از بین رفتن تقاضاهای مثبت جامعه شده ‌است. اگر دستمزدها با واقعیت‌ها و متناسب با شرایط موجود کشور افزایش پیدا کند، نه تنها حاصل تورمی نخواهد داشت، بلکه با ایجاد تقاضاهای مثبت، باعث رونق کسب و کارها می‌شود و تولید را افزایش خواهد داد. غالب نیازهای جامعه‌ی کارگری کالاها و اقلام اساسی هستند که توسط کارگاه‌های تولیدی داخلی تهیه و عرضه می‌شوند. پس اگر جامعه‌ی کارگری توان خرید این اقلام را داشته باشد، کارگاه‌ها هم مجبور نخواهند بود که با ۵۰ یا ۶۰ درصد توان تولیدی خود کار کنند. آن‌ها با ۱۰۰ درصد توان تولیدیشان کار خواهند کرد و فضای رونق کسب و کار را شاهد خواهیم بود.

هر ساله با مسئله‌ی تعیین دستمزد سال جدید درگیر هستیم. مشکل کجاست؟ قوانین است یا عملکرد مسئولان؟

این به نگاه دولت در فضای موجود بر می‌گردد. در سال۱۴۰۰، افزایش دستمزد ۵۷ درصدی برای سال ۱۴۰۱ تصویب شد و با نگاه مثبت وزیر وقت کار، آقای عبدالملکی، این قضیه در نوزدهم اسفند، یعنی ده روز مانده به پایان سال بسته شد. این مصوبه فضای مثبتی را به وجود آورد و بخشی از عقب افتادگی سال‌های گذشته را جبران کرد. اگر ما با همان نگاه وزارت کار زمان آقای عبدالملکی ادامه می‌دادیم، فضا خیلی بهتر می‌شد.

اولین جلسه‌ی شورای عالی کار که در سال گذشته شرکت کردم در دی ماه بود. در همان جلسه‌ گروه کارگری درخواست داشت که دولت به موضوع مزد بپردازد. در نهایت هم ذیل شورای عالی کار، جلسات کمیته‌ی مزد با طرح همان بحث مزد منطقه‌ای پیشنهادی وزارت اقتصاد برگزار شد. در تمام جلسات هم موضع‌گیری گروه کارگری این بود که مزد منطقه‌ای بحثی حاشیه‌ای است و بهتر است که به اصل داستان یعنی تعیین حداقل دستمزد بپردازیم. این موضوع اما توسط دولت نادیده گرفته شد. چون دبیر شورای عالی کار و وزیر کار که رئیس شورای عالی کار هم محسوب می‌شود، تصمیم‌گیری می‌کنند. این موضوع و این نقد بر دولت وارد است و مورد اعتراض نمایندگان جامعه‌ی کارگری هم هست.

با سپاس از وقتی که در اختیار ماهنامه‌ی خط صلح قرار دادید.هرانا۰۹/۰۲/۱۴۰۳

کارگران نگهداری راه‌آهن زاهدان: قرارداد سه ماهه داریم/ سختی کار را خودمان واریز می‌کنیم!

نمایندگان کارگران پیمانکاری نگهداری راه‌آهن زاهدان در تماس با خبرنگار ایلنا، از شرایط شغلی و حقوقی خود انتقاد کردند.

این کارگران می گویند: متاسفانه دوباره اول سال قرارداد سه ماهه با ما منعقد کرده‌اند در حالیکه کار ما دائمی و مستمر است؛ قرارداد جدید فقط تا آخر خرداد اعتبار دارد؛ در روزهای گذشته حقوق فروردین نیز به حساب‌مان واریز شد اما کامل نبود؛ تقریباً نصف حقوق معوق مانده است.

انتقاد اصلی این کارگران از قراردادهای شرکتی‌ست؛ آن‌ها طرف قرارداد شرکت تراورس هستند اما انتظار دارند با خود شرکت راه‌آهن قرارداد ببندند. آن‌ها می‌گویند: چون شرکتی هستیم، اجازه نمی‌دهند از مزایا و امکانات برخودار شویم؛ مثلاً از عضویت ما در تعاونی مسکن کارگران راه آهن جلوگیری شده است.

کارگران شرکتی نگهداری راه‌آهن زاهدان با بیان اینکه ما هر کدام ۱۰ یا ۱۵ سال سابقه کار داریم، افزودند: هنگامی که می‌خواهیم بازنشست شویم، شرکت هیچ مسئولیتی برعهده نمی‌گیرد؛ مجبوریم ۴ درصد سختی کار را از جیب بپردازیم و مدتها دوندگی کنیم تا بازنشست شویم.

کارگران شرکتی نگهداری و تعمیر راه‌اهن زاهدان حدود ۲۰۰ نفر هستند که مدتهاست برای انعقاد قرارداد مستقیم با راه‌آهن مطالبه‌گری می‌کنند.ایلنا۰۹/۰۲/۱۴۰۳

تجمع بازنشستگان کارگری در چند شهر/ افزایش مستمری‌ها چه شد؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز (نهم اردیبهشت)، جمعی از بازنشستگان کارگری در شهرهایی مانند اراک و شوش، به مشخص نشدن افزایش مستمری سال جدید تجمع اعتراض کردند.

بازنشستگان می‌گویند: خواسته ما افزایش قانونی مستمری‌ها براساس ماده 96 قانون تامین اجتماعی‌ست و انتظار داریم مدیرعامل سازمان به سرعت افزایش قانونی مستمری‌ها را برای اجرا شدن در اردیبهشت ماه ابلاغ کند.ایلنا۰۹/۰۲/۱۴۰۲

 

دستمزد کارگران به نسبت تورم افزایش پیدا نکرد

جواد کمیزی در گفتگو با خبرنگار ایلنا اظهار کرد: متاسفانه معیشت کارگران اصلا خوب نیست و دستمزد آنها برای سالجاری نسبت به تورم به صورت مناسب افزایش پیدا نکرد.

وی ادامه داد: حفظ قدرت خرید کارگران باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد و مزد با لحاظ کردن تورم واقعی تعیین شود که همسان با رشد سبد معشیت باشد. اما باز هم امسال این اتفاق نیفتاد. چندین بار مزد منطقه‌ای مطرح شد که این موضوع به نفع کارگران نخواهد بود.

کمیزی بیان کرد: اکثر کارگران مستاجر هستند که به علت تورم ودیعه مسکن به شدت افزایش پیدا کرده است. مسئولین و نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌دانند که با وام مسکن هم این مشکل حل نخواهد شد.

وی گفت: اکثر کارگران فرزند مدرسه‌ای دارند و بیشتر آن‌ها بیمه ندارند و تورم در جامعه رو به افزایش است و با این دستمزد اندک دیگر نمی‌توانند زندگی کنند.

وی افزود: متاسفانه مسئولان در آستانه هفته کارگر به فکر جامعه کارگری افتاده و معمولا برنامه‌هایی هم برای رضایتمندی آن‌ها برپا می‌کنند و مشکلات را پیگیری می‌کنند. ولی تجربه نشان داده است که در پایان این هفته مشکلات کارگران و پیگیری‌های مسئولین برای یکسال دیگر به فراموشی سپرده می‌شود.

وی اظهار کرد: ما از مسئولین می‌خواهیم که با کارگران دیدار و جلساتی با آن‌ها برگزار کنند و حرف‌های آن‌ها را بشنوند و مشکلات آن‌ها را در جهت رضایتمندی و اعتماد برطرف کنند.ایلنا۰۸/۰۲/۱۴۰۳

جعفر ابراهیمی از زندان قزلحصار کرج آزاد شد

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جعفر ابراهیمی، فعال صنفی معلمان از زندان آزاد شد.

آزادی آقای ابراهیمی از زندان قزلحصار کرج، با پایان محکومیت حبس وی صورت گرفته است.

یک منبع مطلع ضمن تایید این گزارش به هرانا گفت: “دوران محکومیت حبس آقای ابراهیمی در پی تجمیع احکام قضایی وی پایان یافته است.”

در تاریخ دهم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱، جعفر ابراهیمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

آقای ابراهیمی در اوایل آبان ماه همان سال، توسط دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام اجتماع و تبانی به چهار سال زندان و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس، همچنین از بابت مجازات تکمیلی به دو سال محرومیت از فعالیت و عضویت در گروه ها و منع خروج از کشور محکوم شد. این حکم در آذرماه همان سال توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

وی در مهرماه سال گذشته نیز با رای هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری اداره کل آموزش پرورش استان تهران به بازخرید خدمت محکوم شد.

جعفر ابراهیمی، معلم، عضو کانون صنفی معلمان تهران و بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، پیش از این نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت را داشته است.هرانا ۰۸/۰۲/۱۴۰۳

فوت و مصدومیت ۹نفر از کارکنان سازمان آب و برق خوزستان بر اثر تصادف

به گزارش خبرنگار ایلنا، این حادثه روز گذشته (جمعه ۷اردیبهشت ماه) برای ۹ نفر از کارکنان سازمان آب و برق خوزستان زمانی رخ داد که این ۹نفر به قصد زیارت امام زاده عبدالله به شهرستان باغملک رفته بودند که حین بازگشت دچار حادثه واژگونی مینی بوس شدند.

از قرار معلوم؛ سرنشینان این خودرو مینی بوس که از کارکنان سازمان آب و برق خوزستان بودند، حین بازگشت از زیارت امام زاده عبدالله باغملک به اهواز در محورجاده صیدون بر اثر سقوط مینی بوس به دره دچار حادثه می‌شوند که در نتیجه آن یکی از کارکنان با ۵۰ سال سن در محل حادثه و دیگری با ۵۳ سال سن، حین انتقال به بیمارستان جان خود را از دست دادند.

مصدومان حادثه در حال حاضر به بیمارستان بستری‌اند و حال یکی از آن‌ها وخیم گزارش شده است.

ایلنا۰۸/۰۲/۱۴۰۳

بررسی سرگذشت کارگران چیت‌سازی بهشهر در یک نشست

به گزارش خبرنگار ایلنا، نشست سوم «حقوق ادبیات» از سوی موسسه فرهنگی هنری حقوق و هنر با همکاری گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی و حمایت موسسه پژوهش تعالی حقوق، با موضوع روایتی از کتاب «خاک کارخانه»: از تار و پود کارگران چیت‌سازی بهشهر برگزار می‌شود.

در این نشست؛ نوید پورمحمدرضا (نویسنده و پژوهشگر مطالعات شهری)، شیوا خادمی (عکاس و نویسنده کتاب)، الهام کردا (بازیگر تئاتر و سینما)، خسرو معصومی (نویسنده و کارگردان سینما) و وحید آگاه (عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی) سخنرانمی می‌کنند.

این نشست سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۸ تا ۱۹:۳۰در سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات اللهی، نبش خیابان ورشو برگزار خواهد شد.ایلنا۰۸/۰۲/۱۴۰۳

مرگ کارگر خدماتی شهرداری گرگان بر اثر تصادف

یک منبع کارگری با اعلام خبر درگذشت یک کارگر خدماتی شهرداری گرگان به خبرنگار ایلنا گفت: این حادثه صبح روز پنجشنبه برای یکی از کارگران خدماتی شاغل در منطقه سه شهرداری گرگان حین کار در حاشیه کمربندی شهر بر اثر برخورد با خودرو سواری اتفاق افتاده است.

او با بیان اینکه پاکبان جان‌باخته «رضا خمر» ۳۳ سال سن داشت و متاهل بود، گفت: وی تحت مسئولیت یک شرکت پیمانکاری در بخش خدمات شهرداری گرگان کار می‌کرد که متاسفانه بر اثر شدت ضربه وارده یک خودرو سواری جان خود را از دست می‌دهد.

از قرار معلوم؛ راننده خودرو سواری به دلیل خواب آلودگی با سرعت زیاد به آقای «خمر» برخورد کرده است.ایلنا۰۸/۰۲/۱۴۰۳

تجمع اعتراضی مالباختگان شرکت رضایت خودرو طراوت نوین در تاکستان

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز پنجشنبه ششم اردیبهشت ماه، جمعی از مالباختگان شرکت رضایت خودرو طراوت نوین مقابل ساختمان دادسرای تاکستان دست به تجمع زدند.

این افراد، علیرغم پرداخت وجه خودرو ثبت نامی به این شرکت، تاکنون موفق به دریافت خودرو و یا پس گرفتن مبالغ پرداختی خود نشده اند.هرانا ۰۷/۰۲/۱۴۰۳

بیانیه جمعی از وکلای دادگستری؛ برخورد خشونت آفرین‌ پلیس با زنان در خصوص حجاب را محکوم میکنیم

خبرگزاری هرانا – شصت و یک تن از وکلای دادگستری ضمن نگارش بیانیه ای در حمایت از زنان، اقدامات خشونت آمیز نیروی انتظامی موسوم به “گشت ارشاد” در برخورد با حجاب اجباری را محکوم کردند. این وکلای دادگستری، در بیانیه خود اجرای طرح موسوم به “نور” را خلاف قانون و آزادی های عمومی و در تعارض با قانون اساسی و اسناد بین المللی حقوق بشر دانسته ‌و اعلام کردند که “بطور قطع تداوم این سیاست ها‌، به ستیز و برخورد و ناامنی بیشتر در جامعه دامن زده و جنبه های ایذایی بیشتری را برای زنان فراهم می آورد.”

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از وکلای دادگستری با صدور بیانیه‌ای خشونت‌های نیروی انتظامی موسوم به گشت ارشاد را محکوم کرده و از حقوق زنان در مقابله با سیاست‌های امنیتی و خشونت آمیز حاکمیت دفاع کردند. این بیانیه در پی افزایش فشارها و محدودیت‌های جدید اعمال شده بر زنان از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی منتشر شده است.

متن کامل این بیانیه عینا در ادامه می آید:

“در اعتراضات سال ۱۴۰۱ انبوهی از خواسته ها و مطالبات عمیق و ریشه دار زنان شامل حق آزادی و انتخاب نوع پوشش و مصونیت از هر گونه تعرض، بازخواست و بازداشت بواسطه اختیار عمل آزادانه در زندگی شخصی و آزادی عقیده و اندیشه در قالب شعارهای اعتراضی مطرح شد و به موازات جنبش اعتراضی، دستاوردهای خوبی نیز برای زنان بدست آمد که کمترین آن همراهی و همسویی بیشتر جامعه مردان با زنان بود که به عنوان یک دستاورد تاریخی و گرانسنگ بدان نگریسته می شود.

توقع بر این بود که این حقوق و آزادی‌های عمومی ریشه دار، در سطح قانون و سیاست نیز انعکاس و بازتاب شایسته ای داشته باشد و زمینه های عینی اصل مدارا و تساهل بیشتر در مواجهه با مقوله حجاب از سوی حاکمان فراهم گردد، اما بازگشت دوباره گشت ارشاد و برخوردهای خشونت آمیز و محدودیت های جدیدی که هر ازگاهی در سطح جامعه برای زنان اعمال می شود، نشان از بی اعتنایی به اصل مدارا و تساهل و شروع دوره جدیدی از سیاست های قهرآمیز در قبال زنان دارد، بنحوی که حاکمیت نه تنها هیچ‌ توجهی به حقوق راستین و مطالبات بدست آمده زنان ننموده بلکه کماکان بر سیاست های التهاب آفرین مدنظر خود اصرار ورزیده و‌ حتی شدیدتر هم شده و ما شاهد یک عقب گرد تاریخی به‌ گذشته هستیم. نمونه آن دستورالعمل های داخلی و غیرقانونی پلیس در رابطه با مقوله حجاب و ناامن شدن فضای سیاسی برای زنان است و از جمله این سیاست ها یکی طرح‌ حجاب و عفاف است که مسیر قانونی شدن در مجلس را دور از نظارت و دیده بانی جامعه طی می‌کند و دیگری طرح‌ نور که به یکباره بدون طی کردن مسیر قانونی، در دستور کار پلیس قرار گرفته است. فاجعه آنجاست که در طرح حجاب و عفاف موارد جنجالی زیادی وضع و شناسایی شده و قرار است امر قضا در رابطه با بی حجابی در مواردی به پلیس سپرده شود و از همین امروز نیز نشانه های آن را شاهد هستیم که پلیس بدون حکم قانونی‌ و یا تشکیل پرونده، زنان بی حجاب را به گونه ای بازداشت کرده و یا با خشونت با آنها برخورد می کند. حال آنکه طبق موازین قانونی جاری کشور، پلیس حتی حق تذکر زبانی به زنان را نیز ندارد چرا که اتهام موسوم به بی حجابی در نهایت امر مشمول مجازات های سبک و جریمه نقدی درجه ۸ است و مستقیم باید در دادگاه رسیدگی شود.

از این رو ما وکلای دادگستری، این طرح ها را خلاف قانون و آزادی های عمومی و در تعارض با قانون اساسی و اسناد بین المللی حقوق بشر می دانیم ‌و بطور قطع تداوم این سیاست ها‌، به ستیز و برخورد و ناامنی بیشتر در جامعه دامن زده و جنبه های ایذایی بیشتری را برای زنان فراهم می آورد و تاکید می‌کنیم تصویب و اجرای چنین طرحهایی از حیطه صلاحیت پلیس خارج است و در قانون اساسی کشور نیز جان، مال، ناموس و شغل افراد مصون از هر گونه تعرض است و برخورد با زنان و بازداشت آنها و یا پلمب مراکز فرهنگی و خدماتی و مغازه ها به بهانه ترویج بی حجابی بدون حکم قضایی، خلاف تمام موازین و مقررات قانونی است و دولت حقی برای تحمیل عقیده و الگوی پوشش مدنظر خود به زنان و جامعه ندارد.  امروز وظیفه همه ماست در این راه کنار زنان باشیم و‌ نسبت به عواقب چنین طرحها و تصمیماتی هشدار داده و به حاکمان نیز انذار و هشدار می دهیم که بجای این سیاست ها، زمینه اجرای اصول امنیت، رفاه، آزادی‌ و عدالت را در جامعه برای همگان فراهم آورند.

و در پایان ضمن محکومیت اقدامات خشونت آفرین پلیس موسوم به گشت ارشاد و اعلام انزجار از هر نوع هتک حرمت به شأن والای زنان اعلام می کنیم در راه رهایی و آزادی زنان از هیچ کوششی فروگذار نکرده و همبستگی عمیق خود را با آنها اعلام داشته و خواستار مدارا و تساهل بیشتر حاکمان در این راستا و پایان دادن به سیاست های تخریبی نسبت به زنان هستیم.‌

اسامی امضا کنندگان: ۱- مصطفی احمدیان ۲- مریم انصاری پور ۳- شهاب تجری ۴- محمد مهدی رضایی ۵- جلال اسماعیلی ۶- بهروز رستمی ۷- اردشیر محمدی ۸_مونا عبدی ۹:محمد رسول خزاعی ۱۰ : سعید کتابی ۱۱: هادی اسدیان ۱۲: نگین غلامی ۱۳: سهیلا درویشی ۱۴ : سمیرا کاظمی ۱۵: رضا نادری ۱۶: آرش امیری ۱۷: سعید تیموری ۱۸:شهرام حاتمی ۱۹: کورش حیدری ۲۰- نجمه شاه آبادی ۲۱ -شکیبا رضایی ۲۲_ کاوه نیستانی ۲۳ نگار زنگنه ۲۴ مسعود زنگنه ۲۵ – غلامرضا جمور ۲۶- حامد بهرام آبادی ۲۷- عثمان مزین ۲۸- آزاد اشراقی ۲۹- آرش رجبی کرمانشاهی ۳۰- حامد آقایی ۳۱- پیام درفشان ۳۲- فرمن جعفری ۳۳- علی شریف زاده اردکانی ۳۴- مصطفی نیلی ۳۵- محمدرضا کارگر پیشه مقدم ۳۶- حسین رضایی ۳۷- زهرا کاظمی ۳۸- شهلا اروجی ۳۹-جواد ظاهری ۴۰- بابک حیدریان ۴۱- یزدان گل‌محمدی ۴۲-محمد کریمی ۴۳- شهین محمدی ۴۴-محسن تقی نژاد ۴۵- ناصر یارمحمدی ۴۶-راحله مرادی ۴۷- پاکزاد محمودی ۴۸-محمد علی اثنی عشری ۴۹-مریم‌نوری ۵۰- مجید علیخانی ۵۱- مریم‌ میرعزیزی ۵۲_ پروانه شهسواری ۵۳_ مریم کارگر کرمی ۵۴_ حمزه ذاکری مهر ۵۵_ محمد رجبی ۵۶_ الهام الماسی ۵۷- حامد بادفر ۵۸- محمدرضا وکیل ۵۹- سیدهادی رحمانزاده ۶۰- جمشید عزیزی ۶۱- وحید محمدی”هرانا ۰۷/۰۲/۱۴۰۳

زخمی شدن سه کولبر با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی در مرز نوسود

هەنگاو؛ جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

سه کولبر که هویت یکی از آنها طاهر کریمی احراز شده است، با شلیک مستقیم نیروهای هنگ‌مرزی جمهوری اسلامی ایران در مرز نوسود زخمی شدند.

براساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنجشنبه ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ (۲۵ آوریل ۲۰۲۴)، سه کولبر که هویت یکی از آنان به‌نام طاهر کریمی، ۳۴ ساله و اهل پاوه احراز شده است و هویت دو فرد دیگر در دست بررسی است، در مرز نوسود با شلیک مستقیم نیروهای مسلح حکومتی زخمی شدند.

به گفته منابع آگاه، این کولبرها با سلاح ساچمه‌ای و از ناحیه پشت، دست و ران مورد اصابت گلوله این نیروها قرار گرفته‌اند.

دستکم دو تجمع اعتراضی برگزار شد

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از حال وش، امروز جمعه هفتم اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، شماری از شهروندان ساکن شهر سیریک در اعتراض به راه اندازی بزرگترین آب شیرین کن انتقال آب دریا به اصفهان تجمع کردند.

شهروندان معترض با در دست داشتن پلاکارد و بنرهای پارچه ای، مخالفت خود از اجرای این طرح نشان دادند.

تجمع اعتراضی شهروندان در رمشک

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، شماری از شهروندان اهل رمشک واقع در استان کرمان در مقابل معدن مس این شهر دست به تجمع و تحصن زدند.

براساس این گزارش، این شهروندان در اعتراض به مصادره زمین های خود توسط ارگان های دولتی از دو هفته گذشته در مقابل این معدن دست به تجمع و تحصن زدند.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است؛ “شهروندان رمشک حدود دو سال است که سند زمین های کشاورزی خود را دریافت کردند اما این زمین ها توسط معدن مس و ارگان های دولتی مصادره شدند.”

 

هرانا ۰۷/۰۲/۱۴۰۳

«کولبری» نه شغل است و نه شریف/ مردم از ناچاری بار بر دوش می‌گیرند

به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای آغازین سال جدید، چندین کولبرِ مریوانی، جان خود را از دست دادند؛ بالا رفتن آمار مرگ و میر کولبران به گفته عبدالله بلواسی، فعال صنفی کارگران مریوان، باید یک زنگ خطر جدی تلقی شود.

او در این رابطه گفت: همانگونه که همگان می‌دانیم و رسانه‌ها با اقتدارِ بسیار اعلام می‌کنند، بعد از نفت، مرز باشماخ مریوان بیشترین میزانِ درآمد را برای ایران و خزانه بیت‌المال دارد اما باید پرسید سودهای هزاران میلیاردی روزانه‌ی مرز باشماخ کجا و به جیب چه کسانی می‌رود؟ آیا حاصل این همه تجارت در مرز باشماخ، به غیر از ارابه‌های مرگ، خطرآفرینی جاده‌های کردستان و  مرگ روزانه کولبران چیز دیگری هم بوده است؟! این تجارت عظیم، سودی برای مردم نداشته است حتی رانندگان ترانزیت‌، قربانیان سیستم سرمایه‌داری و استثمار صاحبان ترانزیت‌ها هستند.

بلواسی ادامه داد: درحالیکه اگر مدیران محلی دلسوز بودند، با اختصاص فقط یک درصد از درآمد باشماخ می‌توانستند صدها شغل ایجاد کنند، مریوان را با داشتن پتانسل فوق العاده گردشگری قطب گردشگری ایران کنند و به تبع آن هزاران شغل ایجاد شود تا هیچکس محتاج کولبری نشود.

به گفته این فعال کارگری، سیاست‌های فقیرسازیِ دولت‌های پیاپی، گروه زیادی از جوانان و تحصیلکردگان و حتی ورزشکاران را مجبور به کولبری کرده است.

او «شغل دانستن کولبری» را یک رویکرد ناعادلانه  در جهت پاک کردن صورت مساله دانست و گفت: اشتباه نکنیم کولبری نه شغل است و نه شریف، مردم از روی ناچاری باری را که باید حیوانات حمل کنند بر دوش می‌گیرند و در برابر دریافت چند ریال پول، جان را برای نان می‌دهند.

بلواسی در پایان گفت: به راستی تا کی باید هر روز شاهد مرگ جوانان در جاده‌های مرگ و سقوط کولبران جوان و پیر و جان باختنِ دلخراشِ آنان باشیم؟ تا کی باید شاهد در عزا نشستن مادرانی باشیم که فرزندانشان برای یک لقمه نان خالی به کوهستان می‌زنند و دیگر هرگز برنمی‌گردند؟ایلنا۰۷/۰۲/۱۴۰۳

میناب؛ تیراندازی نیروهای نظامی به کشته شدن یک شهروند انجامید

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، امروز پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۳، تیراندازی نیروهای نظامی به کشته شدن یک شهروند انجامید.

هویت وی، موسی ملاحی، بیست و شش ساله، اهل کرگان واقع در شهرستان میناب گزارش شده است.

بر اساس این گزارش، نیروهای دریابانی به سمت چندین قایق صیادی تیراندازی کرده و این اقدام موجب اصابت مرمی گلوله به آقای ملاحی و در نهایت جانباختن وی شده است.

در بخشی از گزارش سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در سال ۱۴۰۲، به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

در طول سال ۱۴۰۲، مجموعا ۵۴۰ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند، که از میان آنها ۱۲۹ شهروند جان خود را از دست دادند، که این آمار شامل جان باختن ۲۹ کولبر، ۲۹ سوختبر و ۷۱ شهروند دیگر میشود. ۴۱۱ شهروند نیز به واسطه شلیک بی ضابطه اعضای ارگانهای نظامی مجروح شدند که از این تعداد ۳۵۳ نفر کولبر، ۳۳ شهروند عادی و ۲۵ نفر سوختبر هستند.هرانا ۰۷/۰۲/۱۴۰۳

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی آتنا فرقدانی در زندان اوین

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آتنا فرقدانی در بازداشت بسر میبرد.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، این فعال مدنی با گذشت سیزده روز از زمان دستگیری، کماکان به صورت بلاتکلیف در بند زنان زندان اوین بسر میبرد. اتهامات مطروحه علیه وی اهانت به مقدسات، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.
شامگاه شنبه بیست و پنجم فروردین ماه، خانم فرقدانی در اقدامی اعتراضی قصد داشت که یکی از نقاشی های خود را بر دیواری در خیابان پاستور تهران به نمایش بگذارد، در حین انجام این کار، وی توسط نیروهای امنیتی با اعمال خشونت بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

او همچنین در تاریخ هفدهم خرداد ۱۴۰۲ پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود. چند روز بعد وی توسط شعبه یکم دادسرای اوین از بابت اتهام اخلال در نظم عمومی تفهیم اتهام شده و نهایتا با قرار تامین کیفری آزاد شد.

آتنا فرقدانی، کارتونیست و فعال مدنی پیش از این نیز از بابت فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت را داشته است.هرانا ۰۷/۰۲/۱۴۰۳

ملایر؛ احضار و محاکمه داوود مهدیان معلم بازنشسته

هه‌نگاو؛ پنج‌شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

یک معلم بازنشسته اهل ملایر از توابع استان همدان باشکایت اطلاعات سپاه این شهر، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران احضار و مورد محاکمه قرار گرفت.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ٢١ فروردین ماه ١٤٠٣ (٩ آوریل ٢٠٢٤)، داوود مهدیان، معلم اهل ملایر با اتهام “تبلیغ علیه حکومت” به دادگاه انقلاب این شهرستان احضار شد.

به گفته یک منبع مطلع، جلسه رسیدگی به اتهام داوود مهدیان چند روز پس از ارسال ابلاغیه در شعبه ٤ دادسرای عمومی و انقلاب ملایر به ریاست امیر ستایش ولی‌پور برگزار شد.

مصداق اتهام این معلم بازنشسته انتشار پست‌های اینستاگرامی در نقد وضعیت مسائل فرهنگی و اجتماعی کنونی ایران بوده است. اطلاعات سپاه ملایر از این معلم بازنشسته شکایت کرده بود.

فقدان مطالعه علمی از اثر تحولات محیط زیستی و اقلیمی بر کارگران ایران را داریم

به گزارش خبرنگار ایلنا، وبینار کشوری روز جهانی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار به مناسبت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای (28 آوریل) با مشارکت تشکل‌های کارگری، کارفرمایی، دولت و نمایندگان مجلس و کارشناسان ایمنی و بهداشت حرفه‌ای به همت انجمن متخصصین بهداشت حرفه ای ایران برای بررسی رفع موانع و ارتقاء فرهنگ و رشد محیط کار ایمن و بهداشت و حرفه‌ای صبح امروز برگزار شد.

حامد اکبری (مسئول کمیته ارزیابی ایمنی و مشاور کمیسیون بهداشت و درمان مجلس) در این نشست اظهار کرد: ما در حوزه اقلیمی بدون قانون و کنترل رفتار می‌کنیم و به محیط زیست اهمیتی نمی‌دهیم و جا دارد کمیته سلامت و ارزیابی ایمنی ما کارگروهی برای حوزه آلاینده‌ها و مخرب‌های محیط زیستی موثر بر محیط کار تشکیل دهند.

وی با اشاره به اینکه ما اطلاعات خوبی درباره عوامل مخرب محیط زیستی در محیط کار نداریم و تحقیقات کافی در این حوزه اصلا وجود ندارد، اظهار کرد: ما خواهش می‌کنیم که دوستان وزارت بهداشت و وزارت کار و انجمن متخصصین بهداشت حرفه‌ای اقدامات فنی و علمی لازم را در زمینه مطالعات آثار محیط زیستی بر بازار کار و تحولات اقلیمی و آلاینده‌های نوظهور بر نیروی کار اقدامات جدی انجام دهند.

اکبری تاکید کرد: حداقل در سطح دانشجویی در قالب مقاله مستند و پایان نامه خوب هم می‌توان کار تحقیقاتی در این حوزه شروع کرد. ما می‌توانستیم با هشدارهای لازمی که در این حوزه می‌دهیم، آگاهی اجتماعی از این خطرات را یادآوری کرده و جدیت آن را به سمع و نظر مردم بیاوریم.

مسئول کمیته ارزیابی ایمنی با اشاره به تلاش‌های مجلس در حوزه رصد مرکز سلامت کار گفت: در سال گذشته بیش از 50 مورد اشاره کردیم که مهندس جندقی در مرکز سلامت کار به آن‌ها دقت کردند.

وی افزود: ایجاد یک رویه واحد با پیشنهاد موضوع تشکیل وزارت ایمنی و بهداشت حرفه‌ای از جمله پیشنهادات ماست که باعث وحدت رویه و بهبود فرآیند بازرسی‌ها و ایمن‌سازی‌ها می‌شود.

وی تصریح کرد: ما باید تلاش کنیم که به بهبود اجرای دستورالعمل‌های این حوزه کمک کنیم و به نظارت‌ و بازرسی‌ها اهمیت دهیم.

ایلنا۰۶/۰۲/۱۴۰۳

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی مهدی افشارنیک در زندان اوین

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهدی افشارنیک کماکان در بازداشت بسر میبرد.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این روزنامه نگار ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “آقای افشارنیک علیرغم گذشت هشتاد و پنج روز از زمان دستگیری، کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان اوین بسر میبرد. همچنان از اتهامات مطروحه علیه وی اطلاعی حاصل نشده و تاکنون آزادی موقت وی نیز میسر نشده است. “

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، با دستور علی صالحی دادستان تهران، بازپرس پرونده از پذیرش قرار وثیقه و آزادی موقت آقای افشارنیک ممانعت به عمل آورده است.

پیش از این، پیگیری های مکرر خانواده آقای افشارنیک و وکیل مدافع وی از دادسرای اوین برای کسب اطلاع از وضعیت این شهروند، عدم پاسخگویی مسئولان مربوطه را در پی داشته بود.

این روزنامه نگار در تاریخ یازدهم بهمن ماه سال گذشته، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد.

مهدی افشارنیک که پیش از نیز سابقه برخوردهای قضایی را داشته، تاکنون با روزنامه هایی همچون اعتماد و شرق همکاری کرده است.ایلنا۰۶/۰۲/۱۴۰۳

در حوزه ایمنی و بهداشت کار نقش قانونگذاری و نظارت بسیار ضعیف است

به گزارش خبرنگار ایلنا، وبینار کشوری روز جهانی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار به مناسبت روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای (28 آوریل) با مشارکت تشکل‌های کارگری، کارفرمایی، دولت و نمایندگان مجلس و کارشناسان ایمنی و بهداشت حرفه‌ای به همت انجمن متخصصین بهداشت حرفه ای ایران برای بررسی رفع موانع و ارتقاء فرهنگ و رشد محیط کار ایمن و بهداشت و حرفه‌ای صبح امروز برگزار شد.

سمیه گلپور (رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران) در ادامه این نشست با تبریک هفته کارگر اظهار کرد: شعار امسال سازمان جهانی کار یک شعار بنیادین و قوی برای سال جاری است. ما ناشی از رشد حوادث ناشی از کاری هستیم که جان کارگران را تهدید می‌کند.

وی افزود: نقش رگولاتوری و سیاستگذاری در این فضا بسیار ضعیف است و ما تولید مناسب قوانین و دستورالعمل اجرایی و نظارت بر حسن اجرا در این حوزه را به خوبی نداشتیم.

این فعال کارگری تصریح کرد: متاسفانه به صورت خاص برای نمونه در حوزه ساختمان سازی بسیاری از اصول بهداشت حرفه‌ای و ایمنی شغلی رعایت نمی‌شود.

گلپور تاکید کرد: با تاسف زیاد باید بگوییم به دلیل ضعف صنعت بیمه و مشکل مبنایی آن در رابطه با بیمه گذار و بیمه شده، در زمینه حوادث و عوارض بهداشتی دچار مشکل هستیم.

وی پیشنهاد داد: به عنوان نماینده کارگری پیشنهاد می‌کنم در یک فضای سه جانبه بین نمایندگان کارگری و کارفرمایی و دولت، یک مجموعه تصمیم جدی برای ارتقای سطح ایمنی و بهداشت حرفه‌ای بدون توجه به مسئله سود و با محوریت جان نیروی انسانی بگیریم. ما با وجود پیری جمعیت و کاهش نرخ رشد از نیروی کار موجود مانند طلا باید به جان و سلامت نیروی کار موجود نگاه کنیم و اگر تخصصی وارد نشویم، جمعیت نیروی کار ما کم خواهد شد.

رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران در پایان تصریح کرد: حتی خود شرکت‌های بیمه‌ای ما به دلیل کثرت حوادث کار ما به دلیل هزینه‌هایش تمایلی به ورود به این حوزه ندارند و تعداد حوادث ما رو به فزونی می‌رود و ما در سطح ملی و جهانی باید در این حوزه حفاظت از جان نیروی انسانی حرفی برای گفتن در مجامع داشته باشیم.ایلنا۰۶/۰۲/۱۴۰۳

بانه؛ بازداشت سه کولبر و شکنجه آن‌ها توسط نیروهای انتظامی

هه‌نگاو؛ پنج‌شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

خالد محمودی، علی کریمیان و سعدالله امین‌زاده، سه کولبر اهل بانه توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران، بازداشت شدند. دست‌وپای این کولبران در طول مدت یک شب تا صبح روز بعد در محوطه یک پاسگاه با حالت ایستاده بسته شده بود.

‌بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، شامگاه سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ماه ١٤٠٣ (٢٣ آوریل ٢٠٢٤)، خالد محمودی، علی کریمیان و سعدالله امین‌زاده، کولبران اهل روستای “بله سَن” (ابولحسن) از توابع بانه توسط نیروهای پاسگاه “زله” این شهرستان بازداشت شدند.

به گفته یک منبع مطلع، نیروهای پاسگاه زله از اوایل شامگاه سه‌شنبه تا شروع وقت اداری چهارشنبه، این سه کولبر را با دست و پای بسته ایستاده نگه داشته و تحت شکنجه قرار داده‌اند.

این منبع افزود که در نهایت این کولبران به دادگاه بانه منتقل شده و روز چهارشنبه بدون فرآیند معمول قانونی، بلافاصله به پرداخت جریمه ٣٠ میلیون تومانی با اتهام “قاچاق کالا” محکوم شدند.

خالد محمودی، علی کریمیان و سعدالله امین‌زاده، پس از صدور حکم توسط دادگاه بانه آزاد و راهی منازل خود شدند.