بزرگ‌ترین اکوکمپ کویری ایران به خاطر حجاب اجباری پلمب شد

در ادامه برخوردهای قضایی ایران با اماکن تجاری و گردشگری به خاطر وادار کردن زنان به حجاب اجباری، کمپ کویری متین‌آباد در نطنز پلمب شد.

خبرگزاری رکنا روز سه‌شنبه ۲۳ اسفند، خبر پلمب بزرگ‌ترین اکوکمپ کویری ایران را به نقل از بنیان‌گذار آن گزارش داد و این اتفاق را به مثابه «شوک اقتصادی» به مجموعه کمپ متین‌آباد دانست.

هادی اشرف واقفی اظهار داشت: «صبح شنبه به محل کمپ مراجعه کردند و ضمن دستور برای تخلیه مسافران حاضر در کمپ اعلام کردند که کمپ متین‌آباد به دلیل رعایت نکردن حجاب از سوی گردشگران پلمب است.»

این گزارش می‌گوید، کمپ کویری متین‌آباد برای نوروز قرار است پذیرای ۵ هزار مسافری باشد که از قبل رزرو کرده‌اند. اما اکنون مشخص نیست تکلیف مسافرانی که در این کمپ برای اقامت خود جایی رزرو کرده‌اند چه می‌شود.

آقای واقفی در پاسخ به این سئوال که آیا از قبل هشداری به مجموعه داده شده بود گفت: «همیشه تاکید بر رعایت حجاب بوده است. ما هم روی دیوار مجموعه رعایت حجاب را به مسافران تاکید کرده‌ایم، ولی نمی‌توانیم شخصا در این خصوص ورود کنیم.»

طی هفته‌ها و روزهای اخیر گزارش‌های متعددی حاکی از پلمب مجتمع‌ها و واحدهای تجاری و اماکن گردشگری به خاطر عدم رعایت حجاب اجباری مراجعان یا کارکنان آن منتشر شده که آخرین آن پلمب هتل سرای عامری‌ها در کاشان و مجتمع تجاری الماس در تهران بود، امری که به بی‌کاری صدها نفر در آستانه عید نوروز منجر شده است.

رادیو فردا  ۲۴ اسفند ۱۴۰۱

نبود وسایل ایمنی جان یک کارگر معدن زغال‌سنگ طبس را گرفت

خبرگزاری دولتی کار ایران (ایلنا) به نقل از منابع کارگری در معدن زغال‌سنگ طبس از مرگ یک کارگر حدودا ۵۰ ساله به نام مجید علیزاده خبر داد. منابع کارگری در طبس به ایلنا گفتند علیزاده بامداد شنبه ۲۹ بهمن هنگامی که مشغول کار در کارگاه استخراج زغال سنگ «معدن شماره یک» بود به دلیل نداشتن امکانات ایمنی، زیرغلطک نوار نقاله دستگاه اصلی کارگاه گیر کرد و در نتیجه آن جانش را از دست داد. رعایت نکردن اصول ایمنی کار در معادن از سوی کارفرمایان و چشم‌پوشی بازرسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیش از این نیز جان معدنچیان را گرفته بود. تنها در معدن زغال‌سنگ طبس از آغاز سال جاری چهار معدنکار جانشان را به دلیل حوادث کار از دست دادند. در ایران بر بنیاد گزارش سازمان پزشکی قانونی در سال ۱۴۰۰ بیش از ۲۸ هزار حادثه کاری منجر به مصدومیت یا مرگ رخ داد. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اما ادعا می‌کند طی سال گذشته حدود ۱۳ هزار حادثه کاری ثبت کرده است و کمتر از ۸۰۰ کارگر در جریان این حوادث جان خود را از دست دادند. رادیو زمانه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱

پلمب فروشگاه لباس زنانه به دلیل “کشف حجاب” در بهبهان

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه هجدهم اسفند ماه، فروشگاه لباس بهارگل واقع در بهبهان به دلیل “کشف حجاب” برای سومین بار پلمب شد. بهار خنیابپور، صاحب این فروشگاه، در اواخر آذر ماه پس از مراجعه به شعبه یک کیفری دادگستری بهبهان برای انجام مراحل فک پلمب محل کسب خود، بازداشت و پس از یک هفته با تودیع قرار وثیقه از زندان سپیدار اهواز آزاد شد.

یک منبع مطلع ضمن بیان اینکه این پلمب همچنان ادامه دارد افزود: “علت پلمب این فروشگاه، کشف حجاب و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.”

فروشگاه لباس بهارگل اولین بار از تاریخ چهارده آذر ماه سال جاری تا چهاردهم دی ماه به دلیل پیوستن به اعتصابات و انتشار مطالبی در صفحه مجازی پلمب و صاحب این کسب و کار، بهار خنیابپور در تاریخ سی آذرماه در حالی که برای انجام مراحل فک پلمب محل کسب خود به شعبه یک کیفری دادگستری بهبهان مراجعه کرده بود، به دستور بازپرس مرادی بازداشت و به زندان سپیدار اهواز منتقل و نهایتا در تاریخ ششم دی ماه با تودیع قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از این زندان آزاد شد.

این فروشگاه برای دومین بار در تاریخ بیست و هفتم بهمن ماه به مدت یک هفته و از تاریخ هجدهم اسفند ماه تاکنون برای سومین بار پلمب شد. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۲

پلمب هتل سرای عامری‌ ها در کاشان به دلیل “عدم رعایت حجاب”

خبرگزاری هرانا – با گزارش ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان کاشان و با دستور دادستان این شهرستان، هتل سرای عامری‌ ها به دلیل “عدم رعایت حجاب توسط گردشگران” پلمب شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شرق، هتل سرای عامری‌ ها با دستور دادستان کاشان پلمب شد.

این مکان با گزارش ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرستان کاشان به دلیل آنچه “عدم رعایت حجاب توسط گردشگران” عنوان شده، پلمب شد. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۲

محرومیت از ملاقات حسن سعیدی در زندان اوین

خبرگزاری هرانا – حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، محبوس در زندان اوین با دستور مسئولان زندان از ملاقات با خانواده محروم شد.

در این گزارش آمده است، “آقای سعیدی طی هفته های اخیر به علت عدم اطلاع از اتمام وقت ملاقات در زمان ملاقات با همسر و فرزند خود، روز شنبه بیستم اسفندماه، به دستور رئیس سالن با دریافت ابلاغیه ای ممنوع الملاقات شده است.”

حسن سعیدی پیشتر توسط دادگاه بدوی، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” مجموعا به ۶ سال حبس تعزیری و از بابت مجازات تکمیلی به ممنوعیت خروج از کشور، عضویت در احزاب و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و منع اقامت در تهران و استان‌های مجاور به مدت ۲ سال محکوم شده بود. نهایتا این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.

آقای سعیدی، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. ماموران پس از بازداشت او ضمن تفتیش منزل تلفن همراه وی و سایر اعضای خانواده را ضبط کردند. جلسه آخرین دفاع این فعال کارگری روز دوشنبه ۷ شهریورماه، در دادسرای اوین برگزار شده بود. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۲

زندان سنندج؛ سه فعال صنفی معلمان با تودیع قرار وثیقه آزاد شدند

خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه بیست و یکم اسفند ماه، وریا کریمی، کمال فکوریان و جبار پاکزاد از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان سنندج، با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت از زندان این شهرستان آزاد شدند.

آزادی این افراد با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.

این شهروندان روز سه شنبه شانزدهم اسفندماه، در رابطه با تجمع اعتراضی معلمان در سنندج که در اعتراض به مسمومیت سریالی دانش آموزان صورت گرفته بود، بازداشت شدند.

تاکنون از اتهامات مطروحه علیه این افراد اطلاعی حاصل نشده است. کمال فکوریان پیش از این نیز بواسطه فعالیت های صنفی خود، سابقه بازداشت و محکومیت دارد. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

دادگاه تجدیدنظر؛ کامیار فکور و سروناز احمدی به حبس محکوم شدند

خبرگزاری هرانا – محکومیت کامیار فکور، فعال کارگری و همسرش سروناز احمدی توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران مجموعا به چهار سال و دو ماه حبس تقلیل یافت. این دو شهروند در دادگاه بدوی در مجموع به هفت سال حبس محکوم شده بودند.

بر اساس حکمی که توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و به این افراد ابلاغ شده، محکومیت آقای فکور به هشت ماه حبس و همسرش خانم احمدی به سه سال و شش ماه حبس تعزیری تقلیل یافته است.

همچنین آقای فکور در این خصوص اعلام کرد: “علیرغم مختومه شدن شماری از پرونده های شهروندان بازداشتی و زندانی، پرونده من و همسرم مختومه نشد و این میزان محکومیت به حبس ما فقط تقلیل پیدا کرده است.”

 جلسه بدوی دادگاه رسیدگی به اتهامات این افراد، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

آقای فکور توسط این شعبه از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس و خانم احمدی بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” به پنج سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یکسال حبس مجموعا شش سال زندان محکوم شده بودند.

کامیار فکور، فعال کارگری در تاریخ ۱۵ آبان ماه، در جریان اعتراضات سراسری به همراه همسر خود بازداشت شد. چندی بعد حکم حبس این فعال کارگری در زندان اوین به اجرا در آمد و وی به بند ۸ این زندان منتقل شد. او نهایتا در تاریخ نوزدهم بهمن در ادامه آزادی شماری از زندانیان به دنبال صدور بخشنامه عفو، از زندان اوبن آزاد شد.

خانم احمدی نیز در تاریخ شانزدهم آذر ماه، با تودیع قرار وثیقه بصورت موقت آزاد شد. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

بازداشت محمد صادقی، فعال صنفی معلمان در اراک

بازداشت محمد صادقی، فعال صنفی معلمان در اراک

خبرگزاری هرانا – روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ماه، محمد صادقی، معلم بازنشسته و فعال صنفی معلمان توسط نیروهای امنیتی در اراک بازداشت و به بازداشتگاه پلیس امنیت این شهر منتقل شد.

هویت وی “محمد صادقی از فعالین صنفی معلمان استان مرکزی” عنوان شده است.

بر اساس این گزارش، در پی تجمع شماری از معلمان در روز ۱۶ اسفند ماه در اعتراض به مسمومیت دانش آموزان، آقای صادقی صبح روز پنجشنبه ۱۸ اسفند بازداشت و سپس به پلیس امنیت اراک منتقل شده است.

تاکنون از اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی حاصل نشده است. هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۱

دستکم سه تجمع اعتراضی برگزار شد

خبرگزاری هرانا – امروز شنبه بیستم اسفند ماه، شماری از کارکنان و کادر درمان دانشگاه علوم پزشکی ایلام، جمعی از کارکنان بیمارستان تهران کلینیک و تعدادی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات و مطالباتشان، دست به اعتصاب زده و تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس این گزارش تجمع این شهروندان در پی عدم رسیدگی به مطالباتشان صورت گرفته است.

تجمع اعتراضی جمعی از کارکنان بیمارستان تهران کلینیک

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه بیستم اسفند ماه، جمعی از کارکنان بیمارستان تهران کلینیک مقابل ساختمان این بیمارستان تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس این گزارش این کارکنان در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان دست به تجمع زده اند.

اعتصاب کارگران مجتمع هفت تپه

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز شنبه بیستم اسفند ماه، تعدادی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، تجمع اعتراضی برگزار کردند.

این کارگران در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، دست به اعتصاب زده و از انجام فعالیت های روزانه خود امتناع کردند.  هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۲۰

اعتراضات کارگری: تداوم یکشنه‌های اعتراضی بازنشستگان و تجمع کارگران بخش دولتی

بازنشستگان تأمین اجتماعی و صندوق فولاد در شش شهر، کارگران بخش دولتی در تهران و پرستاران در قزوین در اعتراض به وضعیت معیشتی تجمع کردند.

بازنشستگان فولاد در اصفهان تجمع کردند. ۲۱ اسفند ۱۴۰۱

کارگران بخش دولتی در اعتراض به افزایش اندک دستمزد در بودجه سال ۱۴۰۲ مقابل ساختمان شورای نگهبان تجمع کردند. بازنشستگان هم در چند شهر بار دیگر به خیابان آمدند.

در اصفهان بازنشستگان صندوق حمایت از کارکنان فولاد در مقابل ساختمان این صندوق یک سفره خالی نمادین پهن کردند و شعار دادند: «سفره ما خالیه، وعده وعید کافیه». بازنشستگان معترض دست‌نوشته‌هایی که خواستار «تکمیل همسان‌سازی برای بازنشستگان فولاد»، «رفع مغایرت‌های قانونی» و «تسریع در پرداخت مطالبات قانونی» بودند را به همراه داشتند.

همزمان با تجمع بازنشستگان فولاد در اصفهان، بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز در چند شهر به خیابان آمدند. در استان خوزستان بازنشستگان کارگری در اهواز، شوش و شوشتر با راهپیمایی یا تجمع خواستار اجرای همسان‌سازی و افزایش حقوق دوره بازنشستگی، برخورداری از بیمه درمان کاملا رایگان و پرداخت عیدی برابر با شاغلان شدند.

در یک ویدئو از راهپیمایی بازنشستگان در اهواز، صدای شعار «گرانی، تورم، بلای جان مردم» به گوش می‌رسد. آن‌ها همچنین ابراهیم رئیسی، رئیس دولت جمهوری اسلامی را دروغگو خواندند و خواستار استعفای «وزیر بی‌لیاقت» تعاون، کار و رفاه اجتماعی شدند.

در شوش هم بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل ساختمان این سازمان تجمع کردند. آن‌ها نیز پلاکاردهایی در دست داشتند که بر آن نوشته شده بود «همسان سازی حق مسلم ماست». این گروه معترض شعار دادند: «فقط کف خیابون به دست میاد حق‌مون».

بازنشستگان در شوشتر هم شعار دادند: «تا کی سرافکندگی، یا مرگ یا زندگی».

در کرمانشاه نیز ده‌ها بازنشسته تأمین اجتماعی یک سفره خالی نمادین را در خیابان پهن کردند و شعار دادند: «سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن».

در یک ویدئو از کرمان نیز صدای بازنشستگان که خواستار استعفای میرهاشم موسوی، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی هستند، به گوش می‌رسد. بازنشستگان کرمانی همچنین شعار دادند: «میرهاشم موسوی این آخرین پیام است، این قشر بازنشسته آماده قیام است. بر اساس اظهارات مدیران کانون‌های بازنشستگان تامین اجتماعی بیش از ۶۵ درصد بازنشستگان درآمدی کمتر از خط فقر دارند. دولت ابراهیم رئیسی زمستان ۱۴۰۰ لایحه دایمی‌سازی همسان‌سازی حقوق بازنشستگان را از مجلس پس گرفت و در لایحه پیشنهادی امسال نیز اعتباری برای پرداخت بدهی ۶۰۰ هزار میلیارد تومانی به سازمان تأمین اجتماعی پیش‌بینی نکرده است.

تجمع کارگران بخش دولتی

کارگران بخش دولتی هم در اعتراض به میزان افزایش دستمزد پیش‌بینی شده در لایحه بودجه مقابل ساختمان شورای نگهبان تجمع کردند. دولت در لایحه بودجه «حقوق و دستمزد مشمولان قانون کار در دستگاه‌های اجرایی» را هم به اندازه کارمندان بخش دولتی افزایش داده است. کارگران نهادهای دولتی اما معتقدند دستمزد آن‌ها باید بر اساس مصوبه شورای عالی کار تعیین شود.

بر اساس پیشنهاد دولت در لایحه بودجه حقوق کارکنان بخش دولتی در سال ۱۴۰۲، ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت. این میزان افزایش کمتر از نرخ رسمی تورم است که در بهمن ماه همچنان بالاتر از ۴۰ درصد گزارش شد.

کارگران نهادهای دولتی که به گفته خبرگزاری دولتی کار ایران (ایلنا) کلاه‌زردهای وزارت نیرو و کارگران وزارت نفت بودند، خواستار حذف عبارت ««حقوق و دستمزد مشمولان قانون کار در دستگاه‌های اجرایی» از متن بند الف تبصره ۱۲ لایحه nv بودجه ۱۴۰۲ هستند.

تجمع پرستاران در قزوین

در قزوین نیز گروهی از پرستاران مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند تا به پرداخت نشدن حقوق‌ و استثمار در محل کار اعتراض کنند. در یک ویدئو از تجمع پرستاران صدای آن‌ها که فریاد می‌زنند: «پرستار داد بزن حقت‌رو فریاد بزن» و ما «حقوقمون رو می‌خوایم، وعده وعید نمی‌خوایم» به گوش می‌رسد.

پرستاران در روزهای قبل نیز در چند شهر دیگر به نشانه اعتراض به دستمزد اندک، تاخیر در پرداخت دستمزد، استثمار خشن در محل کار، قراردادهای موقت و سودجویی شرکت‌های پیمانکاری تجمع کرده بودند. رادیو زمانه

حداقل دستمزد باید چقدر باشد؟

یک کارگر معدن با چهره‌ای خسته و پوشیده از زغال.

هزینه خوراکی یک خانوار ۳٬۳ نفره در بهمن ۱۴۰۱ معادل شش میلیون و ۵۲۰ هزار تومان برآورد شده است. اگر مواد غذایی یک چهارم سبد هزینه غذایی را تشکیل بدهد آنوقت سبد معیشت کارگری به ۲۴ میلیون تومان رسیده است.

استان ایلام – تجمع اعتراضی کادر درمان و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی

امروز شنبه ۲۰اسفند ماه ۱۴۰۱، جمعی از پرسنل شاغل در دانشگاه علوم پزشکی و مراکز بهداشتی و درمانی استان ایلام تجمع اعتراضی برگزار کردند.
این شهروندان با تجمع در مقابل ساختمان دانشگاه علوم پزشکی ایلام نسبت به سوءمدیریت و عدم‌توجه مسئولان به مطالبات صنفی آنها نارضایتی شان را ابراز کردند.  پرداخت نشدن حقوق و مزایای شغلی آنها، متناسب نبودن میزان حقوق ماهیانه با تورم جاری در کشور و عدم رفع مشکلات صنفی از جمله این تجمع اعتراضی عنوان شده است.  حقوق بشر در ایران ۲۰ اسفند ۱۴۰۱

محکومیت شش تن از معلمان شهرستان مریوان به جریمه، غیبت و حذف رتبه بندی

خبرگزاری هرانا – شش تن از معلمان شهرستان مریوان به نام های سامان کوشش، تحسین مصطفی، فاروق سعید زاده، شیدا شمس، فاطمه غلامی و علی دلاویز، به دلیل “مطالبه گری صنفی” به جریمه، غیبت و حذف رتبه بندی محکوم شدند.

بر اساس این گزارش، سامان کوشش، تحسین مصطفی، فاروق سعید زاده، شیدا شمس، فاطمه غلامی و علی دلاویز شش تن از معلمان شهرستان مریوان توسط مدیر کل آموزش و پرورش استان کردستان و مدیر آموزش و پروش این شهرستان به دلیل “مطالبه گری صنفی” به “جریمه، غیبت و حذف رتبه بندی” محکوم شدند.

همچنین در این گزارش آمده است: “علاوه بر کسر حقوق رتبه بندی از خقوق آذرماه به اتهام غیبت غیرقانونی و کسر رتبه‌ بندی، این معلمان تمام بندهای فوق‌ العاده حقوق اسفند ماه آقای تحسین مصطفی نیز حذف شده است.” هرانا ۱۴۰۱/۱۲/۱۹

همکاری با نهادهای امنیتی؛ پیش‌شرط عفو برای برخی از فعالان کارگری

«هیراد پیربداقی» فعال کارگری است که از مرداد ۱۴۰۱ و پیش از آغاز اعتراضات سراسری در ایران، با یورش ماموران امنیتی به منزلش بازداشت شد (راست) «عسل محمدی»، فعال حقوق کارگران و همسر هیراد که خودش نیز به تازگی آزاد شده است (چپ)

کمتر از یک‌ ماه قبل و در آستانه چهل و چهارمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷، دستگاه قضایی جمهوری‌اسلامی با صدور بخشنامه‌ای، از «عفو» شماری از زندانیان سیاسی و مدنی در ایران خبر داد. 

قوه قضاییه روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ اعلام کرد با موافقت «علی‌خامنه‌ای»، ده‌ها هزار متهم و محکوم شامل عفو و بخشش می‌شوند، به‌ جز آن‌ها که اظهار کنند ما پشیمان نیستیم و تعهد کتبی نمی‌دهیم. 

«ایران‌وایر» اما به اطلاعاتی دست‌ پیدا کرده است که نشان می‌دهند مقامات امنیتی شرط بهره‌مندی برخی از فعالان کارگری و اعضای زندانی جامعه مدنی از بخشنامه عفو را «همکاری با نهادهای امنیتی» اعلام کرده‌اند.

شکنجه سفید؛ آزار روحی و روانی هیراد پیربداقی

«هیراد پیربداقی» فعال کارگری است که از مرداد ۱۴۰۱ و پیش از آغاز اعتراضات سراسری در ایران، با یورش ماموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. او با اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به چهار سال و هشت ماه حبس محکوم شده و هم‌اکنون در زندان «اوین» محبوس است.

«عسل محمدی»، فعال حقوق کارگران و همسر هیراد که خودش نیز به تازگی آزاد شده است، درباره پرونده هیراد پیربداقی به «ایران‌وایر» می‌گوید:‌ «مطابق گفته قاضی ایمان افشاری، پرونده هیراد فاقد مستندات است. یک‌بار هم برای ارایه ادله بیشتر به بازپرسی مرجوع شده، با این‌ همه او از مرداد با اعمال خشونت شدید و بدون ابلاغ احضاریه، بازداشت و به بند هشت زندان اوین منتقل شده است. خانواده این فعال کارگری امیدوار بودند که او هم مانند دیگر فعالان سیاسی و مدنی، با بهره‌مندی از بخشنامه موسوم به عفو در آستانه نوروز از زندان آزاد شود اما نه تنها چنین نشد بلکه به جای آزادی، او را مجددا به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و از او بازجویی کرده‌اند.»

به گفته محمدی، یکی از پیش‌شرط‌هایی که برای بهره‌مندی هیراد پیربداقی از بخشنامه عفو و آزادی توسط بازجو مطرح شده، «همکاری با وزارت در حد مامور عالی‌رتبه» بوده است.

ممانعت از آزادی هیراد پیربداقی توسط بازجویان در حالی رخ داده که این فعال کارگری با احتساب ایام بازداشت و عناوین اتهامی و هم‌چنین اعلام قاضی اجرای احکام به خانواده و نزدیکانش، شرایط آزادی منطبق با بخشنامه قوه قضاییه را دارا است و علاوه بر این، اعتراض وکیل او به دیوان عالی هم پذیرفته شده است.

محمدی در ادامه می‌گوید: «دیوان عالی کشور حکم صادره دادگاه برای هیراد را غیرمتناسب با محتویات پرونده اعلام کرده است و طبق قانون، هیراد می‌تواند تا زمان قطعی شدن حکم، با وثیقه آزاد باشد. اما دادسرا به بهانه‌ بررسی پرونده‌ مشمولین آزادی، از پذیرفتن خانواده و وکیل او سرباز می‌زند.»

به گفته او، قاضی اجرای‌ احکام در پاسخ به پی‌گیری نزدیکان و خانواده هیراد در خصوص انتقال مجدد او به بند ۲۰۹ و بازجویی مجددش اظهار بی‌اطلاعی کرده است: «انتقال چند ساعته هیراد به بند ۲۰۹ در شرایطی‌ بوده که قاضی اجرای احکام از این بازجویی و دلایل آن اظهار بی‌اطلاعی کرده است. پس از آن، تاکنون بارها مقامات زندان به این فعال کارگری گفته‌اند که نامه آزادی‌ او آمده است و تا ساعتی دیگر آزاد خواهد شد، در حالی که چنین اتفاقی طبق اظهارات قاضی اجرای‌ احکام رخ نداده است.»

به گفته عسل محمدی، «مهردادی»، قاضی اجرای‌احکام به نزدیکان هیراد گفته است: «او آرام و متنبه نشده است. تا زمانی که متنبه نشود، خبری از آزادی نیست.»

این بازی روانی نه تنها زندانی، که خانواده او را نیز مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.

آرش جوهری و رضا شهابی تحت فشار برای اعتراف اجباری

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «آرش جوهری» و «رضا شهابی»، دو تن از فعالان کارگری نیز علی‌رغم دارا بودن شرایط بهره‎مندی از بخشنامه قوه قضاییه، به‌ دلیل تن ندادن به اعترافات اجباری در خصوص اتهامات انتسابی، مشمول آزادی از زندان نشده‌اند.

آرش جوهری، فعال کارگری به اتهام «اداره گروه و تبلیغ علیه نظام» به هفت سال و نیم حکم قابل اجرا محکوم شده است.

او از مهر ۱۳۹۹ و پس از بازداشت از سوی ماموران، به زندان منتقل و تحت انواع فشار و آزار از طرف نهادهای امنیتی قرار داشته است.

این فعال کارگری محبوس در بند هشت زندان اوین در جریان آتش‌سوزی این زندان در ۲۳ مهر ۱۴۰۱، از ناحیه سر به‌ شدت آسیب دیده و تاکنون علی‌رغم جراحات فراوان، به‌ویژه در ناحیه‌ سر، به زندان «رجایی‌شهر» منتقل شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، مقامات زندان با وجود داشتن علایمی هم‌چون درد در ناحیه سر، تهوع و استفراغ تا یک هفته پس از آتش‌سوزی در زندان اوین، هیچ اقدام درمانی برای او انجام نداده‌اند. تنها پس از یک هفته عکسی از ناحیه سر از او گرفته شده است.

مقامات قضایی و نهادهای امنیتی برای تحت فشار قرار دادن این فعال کارگری و گرفتن اعترافات اجباری، نسبت به پرونده‌سازی برای «شادی گیلک»، همسر آرش که از پرستاران نمونه در دوران همه‌گیری کرونا بود، اقدام کرده است و او را هم به یک‌سال حبس محکوم کرده‌اند.

«ایران‌وایر» از طریق منابع خود مطلع شده که شرایط جسمی آرش جوهری به دلیل صدمات فراوان ناشی از حمله و هجوم گارد در شب آتش‌سوزی زندان اوین بسیار نامناسب است. اما او نه تنها از عفو و آزادی بهره‌مند نشده است که حتی به مرخصی درمانی هم اعزام نمی‌شود.

منابع «ایران‌وایر» می‌گویند: «مقامات زندان و قوه قضاییه ورود خانواده  جوهری به دادسرای اوین را هم ممنوع کرده‌اند.»

«رضا شهابی»، عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه هم یکی دیگر از زندانیانی است که به دلیل تن ندادن به اعترافات اجباری، مشمول آزادی در موج آزادی زندانیان سیاسی نشد. شهابی که از اردیبهشت‌ماه در زندان است، چهار ماه از دوران حبس خود را در سلول انفرادی و تحت فشار برای اعتراف اجباری گذرانده است.

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، این فعال کارگری که بر اثر اعتصاب غذای طولانی در دوره‌های قبلی زندان به مشکلات کلیه مبتلا شده و علی‌رغم داشتن تاییدیه پزشکی قانونی در مورد لزوم درمان موثر برای دیسک مهرهای گردنی، نه تنها آزاد نشده که حتی از مرخصی درمانی محروم مانده است.

نسرین جوادی و فرح نساجی

«نسرین (اعظم)جوادی» و «فرح نساجی» هم دو فعال کارگری زندانی بالای ۶۰ سال هستند که علی‌رغم دارا بودن شرایط، مشمول بخشنامه عفو نشده‌اند.

فرح نساجی، از فعالان کارگری به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت‌ملی» به پنج سال حبس محکوم شده است.

این فعال صنفی به آسم پیشرفته‌ و بیماری ریوی‌ مبتلا است و مطابق دستور پزشک، باید هر روز در بهداری اوین تحت اکسیژن‌تراپی باشد.

وضعیت حملات آسم فرح نساجی به قدری شدید بوده که به گفته یک شاهد عینی، تا مرز خفگی ادامه پیدا کرده و به همین علت چهار روز در بیمارستان «طالقانی» تهران بستری و تحت درمان قرار گرفته است‌.

منابع «ایران‌وایر» تایید کرده‌اند: «پزشک معالج این فعال کارگری و پزشکی‌قانونی بر آزادی او برای ادامه درمان تاکید دارند. اما نه تنها عفو زندانیان سیاسی شامل او نشده است که اکیسژن‌تراپی روزانه او نیز انجام نمی‌شود. هر تحرک و هیجان هم به حملات شدید تنفسی او منجر خواهد شد.»

نسرین جوادی، کارگر بازنشسته و زندانی ۶۴ ساله به اتهام «شرکت در تجمع روز جهانی کارگر در سال ۱۳۹۸»، از تیر ۱۴۰۱ برای گذراندن دوران پنج ساله محکومیت خود در بند زنان زندان اوین است.

این زندانی سیاسی که مبتلا به آسیب‌دیدگی شدید و بیرون‌زدگی دیسک گردن است، در فهرست زندانیان واجد شرایط و با اولویت برای آزادی و مشمول شرایط بخشنامه قوه‌قضاییه قرار دارد اما امکان پی‌گیری و درمان و آزادی برای او فراهم نشده است.

بر پایه اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، جوادی مدتی قبل به دلیل ابتلا به آنفلوآنزای شدید در زندان، از شدت تب هوشیاری خود را از دست داد و با تعلل چندین ساعته مقامات زندان به بیمارستان اعزام شد.

این زندانی ۶۴ ساله در نهایت ۴۸ ساعت بعد، بدون این که بهبودی در وضعیتش حاصل شده باشد، به بند زنان بازگردانده شد. از آزادی او علی‌رغم ضعف شدید جسمی و افت فشار خون دایمی و ناراحتی حاد گوارشی بدون ارایه دلیل معین ممانعت به عمل آمده است.

طاهره بجروانی؛ جرم دادخواهی

«طاهره بجروانی» که همسر «علی فتوحی»، از جان‌باختگان آبان ۱۳۹۸ است، از ۳۰ آبان‌ و در میانه اعتراضات سراسری پس از کشته‌ شدن «مهسا(ژینا) امینی» در بازداشت موقت است.

این زن جوان از زمان بازداشت تاکنون، بلاتکلیف و بدون حکم قضایی و تمدید قرار بازداشت موقت، در بند زنان زندان اوین نگه‌داری می‌شود.

منابع «ایران‌وایر» می‌گویند: «بازجویان دادسرای‌ امنیتی شهر قدس به او گفته‌اند تا زمانی که از دادخواهی خون همسرش دست نکشد، در زندان خواهد ماند.»

بخشنامه موسوم به عفو رهبری توسط نهادهای حقوق بشری، «ریاکارانه» و «تبلیغاتی» توصیف شده است.

«سازمان حقوق بشر ایران» با تاکید بر این که معترضان از حق خود برای اعتراض استفاده کرده‌اند، اعلام کرد: «عفو ریاکارانه معترضان به دست علی خامنه‌ای، یک اقدام تبلیغاتی است. آنان از حق خود برای اعتراض استفاده کرده‌اند، بازداشت و احکام‌شان وجاهت ندارد. نه‌ تنها تمام معترضان باید بدون قیدوشرط آزاد شوند بلکه در راه اجرای عدالت، محاکمه آمران و عاملان سرکوب یک حق همگانی است.»  ایران وایر ۱۶ اسفند ۱۴۰۱

سبد معیشت بهمن، ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان/ دستمزد ده روز از ماه را کفاف می‌دهد/ صد درصد افزایش حقوق کافی نیست

سبد معیشت بهمن، ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان/ دستمزد ده روز از ماه را کفاف می‌دهد/ صد درصد افزایش حقوق کافی نیست

به گزارش خبرنگار ایلنا، «سبد معیشت خانوارهای کارگری» تنها مولفه‌ی قابل احصا برای نرخ‌گذاریِ شاخص هزینه‌های زندگی کارگران است. از میانه‌ی دهه نود، عرف بر این شد که مذاکرات مزدی با محاسبه‌ی سه‌جانبه‌ی سبد معیشت، در کمیته‌ای ذیل شورایعالی کار، آغاز شود؛ بند دوم ماده ۴۱ قانون کار- تنها بند الزام‌آور مزدی در قانون- نیز چیزی جز این نمی‌گوید.

امسال اوضاع کاملاً متفاوت از قبل است. برای مذاکرات مزدی ۱۴۰۲، هنوز سبد معیشت خانوارهای کارگری محاسبه نشده است و این در حالیست که نیمه‌ی اسفند را هم پشت سر گذاشته‌ایم؛ به نظر می‌رسد دولتی‌ها و کارفرمایان اهتمامی برای ورود جدی به مبحث سبد معیشت ندارند در واقع نمی‌خواهند ابزاری برای مطالبه‌گری مزدی در دست کارگران باشد؛ ابزاری که نشان دهد حتی صد درصد افزایش دستمزد هم جوابگوی هزینه‌های پرشتاب زندگی نیست و نمی‌تواند حداقل‌بگیران را به خط فقر برساند.

با این حال، در سال‌های گذشته، محاسبه‌ی سبد معیشت خانوارهای کارگری، فرمول‌ها و راهکارهای مشخصی داشته است؛ جداول مرکز آمار برای قیمت خوراکی‌ها و میزان کالری مصرفی براساس استانداردهای انستیتو پاستور ایران، مبنایی برای محاسبه‌ی سبد خوراکی‌های خانوار فراهم می‌آورد و در گام بعدی، با اعمال یک ضریب مربوط به دهک درآمدی کارگران، سبد معیشت کلی استخراج می‌شود.

نرخ سبد معیشت بهمن؟

فرامرز توفیقی (فعال کارگری) براساس همین استانداردها، با استناد به داده‌های آماری بهمن ۱۴۰۱، نرخ سبد معیشت خانوارهای کارگری را به طور مستقل محاسبه کرده است، ضمن تاکید بر اینکه «این سبد چندان واقعی نیست چون اقلام خام خوراکی را مبنا قرار می‌دهد و به نتیجه‌ی واقعی برای سبد خوراکی‌های خانوار نمی‌رسد اما در هر حال معیاری‌ست که در سال‌های اخیر در شورایعالی کار پذیرفته شده است»؛ او نام این سبد را «سبد غیر عملیاتی بهمن ۱۴۰۱» گذاشته است.

توفیقی توضیح می‌دهد: «سبد غذائی ذیل برای یک فرد بدون در نظر گرفتن فعالیت بدنی و براساس معیارهای یک سبد حداقلی محاسبه شده است؛ در یک روندِ واقعی‌سازی، بایستی میانگین سنی خانوار ۳.۳ نفره، جنسیت، فعالیت بدنی و.. دخیل می‌شد که سهم ۲۵۷۳کیلوکالری میانگین هر فرد را می‌توانست دستخوش تغییر نماید اما به دلیل توافق سه جانبه، این عدد حداقلی مبنا قرار گرفت.»

محاسبه‌ی این فعال کارگری براساس نیازهای خوراکی اعلامیِ انستیتو پاستور ایران در جدول زیر انجام شده است:

1

در نهایت، با استناد به جدول یک مرکز آمار ایران ایران برای بهمن ماه، سبد غذایی خانوارهای کارگری، براساس جدول زیر، ۶ میلیون و ۵۳۲ هزار تومان محاسبه می‌شود.

2

محاسبه‌ی سبد خوراکی فوق، نشان می‌دهد که در بهمن ماه ۱۴۰۱، سبد غذایِ خانوارهای کارگری ۳.۳ نفره، ۶ میلیون و ۵۳۲ هزار تومان است و این در حالیست که حداقل دستمزد بهمن ماه کارگران به اضافه‌ی تمام ملحقات برای یک خانواده‌ی کارگری با یک یا دو فرزند، فقط دویست یا سیصد هزار تومان بیشتر از سبد خوراکی‌های خانوار است؛ به عبارت ساده‌تر، کل حداقل دستمزد ماهانه پایِ خوراکی‌ها می‌رود آنهم خوراکی‌های ساده و حداقلی.

توفیقی با استناد به این سبد خوراکی‌ها و با اعمال یک ضریب توافق شده‌ی قبلی (۳۶.۶) سبد معیشت خانوارهای کارگری را محاسبه کرده است؛ با این توضیح که «به دلیل افزایش چشمگیر تورم مسکن، دهک خانوارهای کارگری به دهک پنجم سوق پیدا کرده است لذا سهم خوراکیها باید۳۴.۳ درصد لحاظ شود که بازهم به دلیل توافقات استاندارد شورایعالی کار، این تغییر را کنار گذاشته‌ایم و به همان سهم غیرواقعی بسنده نموده‌ایم». و اما محاسبه سبد معیشتِ کلی با این ضریب:

۱۷۸,۴۸۳,۷۷۰=   ۳۶.۶ /  ۱۰۰ × ۶۵,۳۲۵,۰۶۰ ریال در ماه

در واقع، سبد معیشت خانوارهای کارگری براساس داده‌های آماری بهمن ۱۴۰۱ (داده‌های رسمی مرکز آمار ایران) و با اتکا به سبد خوراکی‌های حداقلی خانوار، نزدیک به ۱۸ میلیون تومان است؛ به طور دقیق‌تر، ۱۷ میلیون و ۸۴۳ هزار تومان.

میزان افزایش هزینه‌های زندگی؟

حال سوال این است که افزایش هزینه‌های زندگی در یازده ماه سپری شده از سال ۱۴۰۱ با استناد به تورم سبد معیشت چقدر بوده است؛ توفیقی با بیان اینکه، سبد معیشت مذاکرات مزدی ۱۴۰۱، رقم دقیق ۸۹۷۹۸۲۰۵ ریال بوده، محاسبات فوق نشان می‌دهد که تا بهمن، هزینه‌های زندگی ۸۸,۶۸۵,۵۶۵ ریال افزایش یافته است.

در طول سال ۱۴۰۱، هزینه‌های حداقلی زندگی کارگران حداقل ۸ میلیون و ۸۶۸ هزار تومان افزایش یافته؛ این در حالیست که دستمزد با مزایا به زحمت به ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان می‌رسد؛ در واقعیت، جهش هزینه‌های زندگی در یازده ماه سال جاری، بیش از صد درصدِ دستمزد بوده است؛ و دقیقاً به همین دلیل است که صد درصد افزایش دستمزد هم دیگر جوابگو نیست و کارگران را به خط فقر حداقلی بازنمی‌گرداند.

سطح پوشش دستمزد؟

سطح پوشش دستمزد به کمترین میزان ممکن رسیده است؛ توفیقی می‌گوید: مساله این است که حداقل دستمزد ۱۴۰۱ در بهمن ماه، به سختی ۳۶ درصد سبد معیشت یا همان هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد؛ در واقع حداقل دستمزدِ بهمن، به سختی برای ده روز از ماه کفایت می‌کند.

در چنین شرایطی، باید پرسید آیا اهتمامی برای عمل به تنها بند الزام آور دستمزد در قانون کار یا همان بند دوم ماده ۴۱ وجود دارد؛ آیا طرف‌های دولتی‌ «می‌پذیرند» آنچه برای کارگران اهمیت دارد، هزینه‌های ریالی زندگی‌ست که سر به فلک کشیده و درصدهای صوری افزایش به هیچ کاری نمی‌آید؟! ایلنا ۱۴۰۱/۱۲/۱۸

آخرین اخبار مزد ۱۴۰۲/ بازهم اجماع بر سر رقمِ «سبد معیشت» حاصل نشد

آخرین اخبار مزد ۱۴۰۲/ بازهم اجماع بر سر رقمِ «سبد معیشت» حاصل نشد

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته (شانزدهم اسفند) یک جلسه دیگر از کارگروه سه جانبه مزد ذیل شورایعالی کار برگزار شد؛ قرار بود در این نشست سه جانبه، رقم سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری با امضای نمایندگان هر سه طرف (دولت، کارگران و کارفرمایان) تعیین شود اما گویا این اتفاق بازهم نیفتاده است.

محمدرضا تاجیک (نماینده کارگران در کمیته سه جانبه دستمزد) در این رابطه با بیان اینکه بازهم نرخ سبد معیشت مشخص نشد؛ می‌گوید: در نشست عصر شانزدهم اسفند بازهم اجماع بر سر رقم معیشت به دست نیامد.

او دلیل نرسیدن به توافق را اینگونه بیان می‌کند: طرفین به توافق بر سر اعداد و ارقام نرسیدند و داده‌های یکدیگر را قبول نداشتند؛ نیاز هست که هر سه گروه تحقیق بیشتری صورت بدهند و با داده‌های قابل اجماع به نشست بعدی بازگردند.

تاجیک تاکید می‌کند: در کمیته دستمزد، اصل بر سه جانبه گرایی است و تا وقتی هر سه طرف ماجرا به اجماع نرسند، نتیجه نهایی حاصل نمی‌شود. در نشست دیروز همچنان اختلافات زیاد بود و نتوانستیم به یک توافق سه جانبه برسیم.

رقم سبد معیشت کی مشخص می‌شود؛ نماینده کارگران در پاسخ می‌گوید: قرار شد در نشست بعدی کمیته دستمزد، رقم سبد معیشت نهایی شود؛ این نشست قرار است قبل از نشست بعدی شورایعالی کار برگزار شود؛ سبد معیشت باید در کمیته دستمزد نهایی شده و به شورایعالی کار برای تصمیم‌سازی مزدی فرستاده شود.

تاجیک در ارتباط با زمان دقیق برگزاری این «نشست بعدی» می‌گوید: زمان دقیق را مشخص نکرده‌اند اما قرارشد به زودی نشست بعدی کمیته دستمزد برگزار و نرخ سبد معیشت نهایی شود. ایلنا ۱۴۰۱/۱۲/۱۷

هنوز عیدی نگرفته‌ایم!

هنوز عیدی نگرفته‌ایم!

به گزارش خبرنگار ایلنا، مساله عیدی پایان سال به یک دغدغه‌ی جدی برای گروهی از کارگران شاغل کشور تبدیل شده است؛ کارگران در بسیاری از واحدهای متوسط و کوچک، هنوز عیدی پایان سال خود را نگرفته‌اند و از آن مهم‌تر اینکه، هیچ تضمینی برای پرداخت عیدی مطابق قانون نیست.

در استان تهران، واحدهای خدماتی، تولیدی و پوشاک بسیاری هستند که پای ناظران کار هیچ زمان به آن‌ها باز نشده است؛ علی، کارگر یکی از این واحدهاست که ده روز به پایان سال، هنوز عیدی نگرفته؛ او می‌گوید: شب عید جیب‌مان خالی‌ست و هیچ پولی برای خرید نداریم؛ نمی‌توانم برای فرزندانم یک لباس ساده بخرم؛ مساله این است که کارفرما گفته اگر فروش خوب نباشد، اینور سال از عیدی خبری نیست.

به گفته وی، اصلاً مشخص نیست، عیدی چه زمانی و چه مبلغی پرداخت می‌شود: «هیچ امیدی به دریافت عیدی براساس قانون قبل از پایان سال نداریم.»

مریم، کارگر یک واحد خیاطی است که او نیز می‌گوید: سنت پرداخت عیدی در محل کار ما اصلاً به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ کارفرما دلش بخواهد دو یا سه میلیون تومان در آخرین روزها به حساب‌مان می‌ریزد؛ این در حالیست که حقوق‌ها هم معمولاً به موقع پرداخت نمی‌شود.

پرداخت عیدی پایان سال به تمام کارگران مشمول قانون کار حداقل به اندازه‌ی دو پایه حقوق کارگری، الزام قانون است؛ اما کارگران واحدهای کوچک، برای دریافت این حق قانونی راه به جایی ندارند؛ علی می‌گوید: برویم برای عیدی شکایت کنیم؟ بعد با بیکار شدن چه کنیم؟! ایلنا  

نقدی بر حذف یک تبصره قانونی/ نیروهای قرارداد کار معین بلاتکلیف می‌شوند

نقدی بر حذف یک تبصره قانونی/ نیروهای قرارداد کار معین بلاتکلیف می‌شوند

 عباس اورنگ (کارشناس تأمین اجتماعی) در خصوص حذف تبصره ۳۲ قانون مدیریتِ خدمات کشوری به خبرنگار ایلنا گفت: در پیِ تصویب طرح ساماندهی کارکنان دولت، مجلس یکی از تبصره‌های ذیل ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری را حذف کرده است. این تبصره به امکانِ دستگاه‌های دولتی برای به کارگیریِ نیروی قرارداد کار معین اشاره می‌کرد.

وی ادامه داد: پیشتر حول این تبصره و نیروهای مشمولِ آن، بین اداره کل حقوقی ریاست جمهوری و دیوان عدالت اداری اختلاف نظر وجود داشت، به طوریکه نهاد حقوقی ریاست‌جمهوری تأکید داشت این افراد ذیل قانون کار هستند اما دیوان عدالت اداری نیروهایِ ذیلِ تبصره‌ی ۳۲ را مشمول قانون خدمات کشوری می‌دانست.

اورنگ گفت: این اختلاف‌ها وجود داشت اما اخیرا مجلس این تبصره را به کل حذف کرده است؛ یعنی دیگر در قانون خدماتی مدیریتِ کشوری چیزی به نام نیروی قرارداد کار معین نداریم. حذف این تبصره برای نیروهای بازنشسته‌ای که ذیل این قانون مشغول خدمت در سازمان‌‎های دولتی هستند، مشکل‌ساز می‌شود.

این کارشناس تأمین اجتماعی بیان کرد: به طور کلی، هم بودنِ این تبصره ذیل ماده ۳۲ قانون مدیریتِ خدماتِ کشوری ابهام داشت و هم حذف این تبصره ابهامی بیشتر ایجاد می‌کند.

اورنگ در ادامه به ماده ۹۵ قانون مدیریتِ خدمات کشوری اشاره کرد و گفت: طبق این ماده قانونی «به کارگیری بازنشستگان متخصص (با مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر) در موارد خاص به عنوان اعضاء کمیته‌ها، کمیسیون‌ها، شوراها، مجامع و خدمات مشاوره‌ای غیرمستمر، تدریس و مشاوره‌های حقوقی مشروط بر این که مجموع ساعت اشتغال آن‌ها در دستگاههای اجرائی از ۳ /۱ [یک سوم] ساعت اداری کارمندان موظف تجاوز نکند بلامانع می‌باشد»، با حذف تبصره‌ی ذیل ماده ۳۲ در واقع این نیروها بلاتکلیف می‌مانند.

وی تأکید کرد: کار درست، تبیین و رفع ابهاماتِ تبصره ذیل ماده ۳۲ بود و نه حذفِ کاملِ آن! تبیین این تبصره به این معنا که عنوان می‌کردند که دستگاه‌ها برای گرفتنِ نیروی کار از قانون کار و برای به کارگیریِ نیروی بازنشسته‌ی متخصص از تبصره‌ی ذیل ماده ۳۲ تبعییت کنند. ایلنا  

کارگران از نفس افتادند. تاثیر آلودگی‌های پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های نفت و گاز بر زندگی مردم عسلویه

«کارگری که تازه به عسلویه آمده بود بعد از مدتی پرسید چرا اینجا پرنده ندارد؟ به شوخی از او پرسیدم، تو باشی در این آسمان آلوده پرواز می‌کنی؟» این را واله زمانی، کارگر نقاش که ۹ سال در مقاطع زمانی مختلف در عسلویه مشغول به‌کار بود، می‌گوید. یک‌سال‌ونیم از آن روزی می‌گذرد که نام او در کنار چندین کارگر اعتصابی دیگر در بلک‌لیست قرار گرفت و اخراج شد.

از شیرینو تا نخل تقی، عسلویه، بیدخون و کنگان به فاصله حدود ۱۰۰کیلومتر، کوه‌هایی قد برافراشته که اجازه گذر آلودگی‌های پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های نفت و گاز را از این مناطق نمی‌دهند. کارگران و ساکنان شهرها و روستاهای این مناطق محبوس در هوایی آلوده از انواع گازها و ترکیبات شیمیایی آسیب‌زا شده‌اند. مشعل‌های بلند گازسوز سال‌هاست که بی‌توجه به هشدار فعالان محیط‌زیست، هوای شهرهایی مثل عسلویه را تیره و تار کرده‌اند و منطقه را به گازهای مرگباری چون so2، CO2، H2S آکنده‌اند. طبق قانون برنامه ششم توسعه، با توجه به اثرات محیط‌زیستی مخرب فلرها باید گازهای همراه مشعل نفت، جمع‌آوری می‌شد اما این برنامه تاکنون عملی نشده است.

پژوهشی که توسط جمعی از دانشگاهیان از دانشگاه‌های علوم پزشکی بوشهر، علوم پزشکی تهران و خلیج فارس بوشهر با عنوان «بررسی آلودگی‌های زیست‌محیطی ناشی از صنایع گاز و پتروشیمی و اثرات آن بر سلامت ساکنین منطقه عسلویه، پایتخت انرژی ایران: یک مطالعه مروری» در سال ۱۳۹۷ انجام شده، نشان می‌دهد که صنایع گاز و پتروشیمی در منطقه عسلویه انواع مختلفی از آلاینده‌ها شامل ذرات معلق فلزات سنگین و آلاینده‌های خطرناک در هوا مانند هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای، بنزن، هگزان، تولوئن، گزیلن و پروپیلن، نیکل، سرب و کادمیوم را به محیط انتشار می‌دهند. این آلاینده‌ها اثرات سوء جبران‌ناپذیری بر سلامت انسان و اکوسیستم دارند. حضور آلاینده‌های خطرناکی مثل فلزات سنگین و هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای در رسوبات ساحلی منطقه پارس جنوبی در مطالعات متعددی ردیابی شده است. مطالعات انجام شده روی ساکنان منطقه عسلویه نشان داده، سطح ادراری فلزات سنگین آرسینیک، وانادیوم، منگنز و نیکل افزایش قابل‌ملاحظه‌ای دارد. بیماری‌های آسم، آلرژی بینی و اگزما نیز در منطقه عسلویه نسبت به سایر شهرهای ایران شیوع بالاتری دارد.

باران‌های اسیدی و بیماری‌های پوستی

انواع آلودگی‌های صنعتی و گردوغبار دست‌به‌دست گرما و رطوبت طاقت‌فرسای جنوب کشور داده تا کارگران دستمزد زیر خط فقر خود را سخت‌تر از زیر سنگ بیرون بکشند. رضا، یکی از کارگران بازنشسته که سال‌ها در عسلویه مشغول به کار بوده در گفت‌وگو با هم‌میهن می‌گوید: «زمانی که ضایعات هیدروکربنی یا نفتی و گازی از دستگاه‌ها بیرون می‌آید، به ناحیه‌ای با نام برن پیت یا چاله‌سوزان می‌رود و در آنجا سوخته می‌شود که دود بسیاری دارد و ایجاد آلودگی می‌کند. این فرآیند یکی از دلایل آلودگی هوا در عسلویه و شهرهای صنعتی همجوار آن است. عامل دیگر آلودگی در این منطقه، به فلرسوزی‌هایی برمی گردد که امکان جلوگیری از آن وجود دارد اما نیازمند بودجه و هزینه زیادی است. در حال حاضر تنها در جزیره سیری و آبادان از فلرسوزی خودداری می‌شود.»

رضا می‌گوید، هم فلر و هم برن پیت، شعاعی حدود یک‌کیلومتر از محیط خود را داغ می‌کنند، به‌صورتی‌که هیچ موجود زنده‌ای نمی‌تواند اطراف آن دوام بیاورد: «در گذشته در کوه‌های احمدسلمان در این منطقه پلنگ هم زندگی می‌کرده، اما امروز حتی کبک‌ها و زنبورها نیز از آنجا رخت بربسته‌اند.» این کارگر بازنشسته با اشاره به اینکه در مقابل فازهای ۴و ۵ عسلویه، مایعات گازی از طریق اسکله بارگیری به کشورهای دیگر حمل می‌شود، می‌گوید: «حمل این مایعات گازی هم در همان اسکله آلودگی‌های خاص خود را به وجود می‌آورد، به شکلی که تلف شدن ماهی‌ها و آمدن آنها بر سطح آب تصویری معمول شده است. همچنین زمانی که به سمت کنگان می‌رویم با آلودگی‌های کارخانه‌های سیمان، پتروپالایش‌ها و پالایشگاه‌های گاز روبه‌رو می‌شویم و در آنجا نیز می‌بینیم که فلرها بدون فیلتر کار می‌کنند.» رضا می‌گوید: «زمانی که در این منطقه کار می‌کردم شاید در یک زمستان ۱۰بار مریض می‌شدم و ریه‌ام ضعیف شده بود. سنگینی هوا در عسلویه به‌قدری است که کشیدن سیگار دیگر نفس آدم را می‌برد و به همین دلیل سیگار را ترک کردم. معمولا شاخص آلودگی هوا در عسلویه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ است و یکی از مشکلاتی که کارگران و ساکنان این منطقه با آن روبه‌رو می‌شوند، بیماری‌های پوستی است. حتی به‌خاطر آلودگی هوا و باران‌های اسیدی، مشکل ریزش موی سر افراد بسیار شایع است. بارها اتفاق می‌افتاد که روی دست خود عارضه‌ها و التهابات پوستی ببینم.»

جانبازان شیمیایی کار

یکی از پزشکان در عسلویه که روابط عمومی مرکز درمانی که در آن مشغول به کار است، اجازه آوردن نام او را به دلیل «امکان ایجاد ناآرامی» نمی‌دهد، در گفت‌وگو با هم‌میهن می‌گوید: «فعالیت‌های صنعتی در منطقه عسلویه در زمینه گاز، نفت و پتروشیمی نتایج و تبعاتی دربردارد که وضعیت هوا، خاک و آب را آلوده کرده و به‌تبع بر سلامت مردم ساکن در منطقه عسلویه و شهرهای اطراف تاثیر گذاشته است.» او ادامه می‌دهد: «انواع مختلفی از گازها و مواد شیمیایی از طریق پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها متصاعد می‌شود که برای محیط‌زیست و سلامت افراد مشکل‌ساز است. گرچه هنوز بررسی‌های صورت‌گرفته نشان نداده که آمار بیماری‌های جدی که فکر می‌کنیم ناشی از این آلودگی‌ها باشد بالا رفته است، اما احتمالا تاثیر این آلودگی‌ها بر سلامت افراد پس از سال‌های متمادی بروز پیدا کند. همانطور که جانبازانی داریم که بیش از ۳دهه پیش در معرض مواد شیمیایی قرار گرفتند و امروز دچار بیماری‌های عدیده‌ای مثل سرطان شده‌اند. با این همه شاهدیم که در این مناطق بیماری‌هایی مثل آلرژی و بیماری‌های تنفسی شایع است.»

او گردوغبار و فلرسوزی در منطقه عسلویه را از دیگر آلودگی‌های هوا می‌شمارد: «در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم که دولت‌ها وعده‌هایی برای جلوگیری از فلرسوزی داده‌اند، اما همچنان این شعله‌ها در حال سوختند و هوای منطقه را آلوده می‌کنند. از طرف دیگر، با توجه به اینکه عسلویه یک شهر ساحلی است و رطوبت بالایی دارد، ترکیب این آلودگی‌ها با رطوبت، خطر بیشتری برای سلامت کارگران و ساکنان این منطقه ایجاد می‌کند. اما مجموعه این مسائل باعث نمی‌شود که وضعیت منطقه را قابل حل‌شدن، ندانیم. بستن فلرها به‌خودی‌خود تاثیر بسیار زیادی بر رفع آلودگی خواهد گذاشت و خوشبختانه تکنولوژی آن هم در کشور وجود دارد.»

این پزشک می‌گوید: «اگرچه نیروهای بهداشت و درمان در جنوب استان بوشهر بیش از توان‌شان برای خدمات‌رسانی به افراد انرژی می‌گذارند، اما وضعیت درمانی در این منطقه اصلا خوب نیست. تورم اقتصادی در سال‌های گذشته وضعیت را بغرنج‌تر کرده و شاهد این هستیم که تنها در ۶ماه گذشته هزینه‌های دارو تا ۷ برابر افزایش‌قیمت داشته است. سیستم بهداشت و درمان کشور آمادگی چنین تنش و تورم بزرگی را نداشته است. در حال حاضر وزارت بهداشت، سازمان تامین اجتماعی و بهداشت و درمان صنعت نفت درخصوص ارائه خدمات درمانی در جنوب استان بوشهر حضور دارد. بیشتر کارگران و افراد ساکن در این منطقه، بیمه‌گذار تامین اجتماعی‌اند. بیمارستان تامین اجتماعی در منطقه تمام تلاش خود را برای خدمات‌رسانی می‌کند اما برای این جمعیت کافی نیست.»

او در ادامه می‌گوید: «در عسلویه و شهرهای اطراف، نزدیک به ۷۰ هزار نفر تحت پوشش تامین اجتماعی هستند که یک بیمارستان با این ظرفیت محدود نمی‌تواند جوابگوی آنها باشد. درمانگاه‌های تخصصی فوق‌العاده شلوغ است. معمولا تخت‌های بیمارستان پر است و بسیاری از خدمات را هم نمی‌تواند ارائه دهد. بیمارستان تامین اجتماعی عسلویه که درست در قلب قضیه است، یک ساختمان برای پلی‌کلینیک خود ندارد. مسئله خدمات درمانی در این منطقه تبدیل به گره کوری شده است. برای یک منطقه صنعتی با این حجم از درآمد، چنین مسائلی قابل قبول نیست. متاسفانه دید مسئولان و پیمانکاران به این شکل بوده که پروژه‌های صنعتی را بسازند، افتتاح کنند و بروند. درصورتی‌که باتوجه به مسائل و مشکلات محیط‌زیستی و بهداشتی، صنعتگران باید توجه بیشتری نسبت به مسئولیت اجتماعی در قبال بخش درمان می‌کردند.»

هوایی برای پرواز نیست

«کارگری که تازه به عسلویه آمده بود بعد از مدتی پرسید چرا اینجا پرنده ندارد؟ به شوخی از او پرسیدم، تو باشی در این آسمان آلوده پرواز می‌کنی؟» این را واله زمانی، کارگر نقاش که ۹ سال در مقاطع زمانی مختلف در عسلویه مشغول به‌کار بود، می‌گوید. یک‌سال‌ونیم از آن روزی می‌گذرد که نام او در کنار چندین کارگر اعتصابی دیگر در بلک‌لیست قرار گرفت و اخراج شد. او می‌گوید: «هر کارگری پیش از اینکه وارد پتروشیمی شود ابتدا به مراکز بهداشتی می‌رود. من نیز آخرین باری که برای رنگ‌کاری لوله‌های زیردریایی و ساختمان‌ها به عسلویه رفتم، در این مراکز بهداشتی آزمایش‌های سلامتم را دادم و از لحاظ جسمی سالم بودم. پس از اینکه اخراج شدم و به تهران برگشتم، تازه بیماری‌ها خود را بروز داد. نه‌تنها من، بلکه بسیاری از همکارانم دچار مشکلات کبدی و کلیوی شدند. خیلی از کارگران در زمان کرونا دچار مشکلات ریوی شدند و آلودگی هوای عسلویه وضعیت آنها را وخیم‌تر کرد.»

واله زمانی با اشاره به اینکه اکثر فصول سال، گرمی هوا در عسلویه امان کارگران را می‌برد، می‌گوید: «یک سری قوانین درباره کار در گرمای هوای این منطقه وجود دارد. مثلا اگر دما بالاتر از ۵۰درجه باشد، پتروشیمی‌ها باید تعطیل شوند. اما عملا هواشناسی به کمک پیمانکاران و پتروشیمی‌ها می‌آید و به‌طور مثال دمای هوا را ۴۹ درجه اعلام می‌کند. درصورتی‌که بارها اتفاق افتاده خودروی کارگران دمای هوا را بالای ۵۰ درجه نشان داده است. در سال شاید اصلا نبینید که یک پتروشیمی بابت گرما تعطیل شود. وقتی گرما و رطوبت با آلودگی هوا ترکیب می‌شود تاثیر سخت‌تری بر سلامت کارگران می‌گذارد.» او می‌گوید، در بسیاری از روزها وقتی ۶ صبح سوار مینی‌بوس‌ها می‌شدیم که به محل کار برویم، شدت آلودگی آنچنان زیاد بود که حتی ۲۰-۱۰متری خود را هم نمی‌دیدیم: «حال با وجود این گرما و رطوبت و آلودگی، کار ما هم با رنگ‌های پلی اورتان بود که به‌شدت سمی است. شرایط کاری برای کارگران به‌حدی سخت می‌شد که در بسیاری از روزها چند نفر از کارگران در حین کار از حال می‌رفتند و بیهوش می‌شدند. این بیهوشی‌ها می‌توانست منجر به خطرات جسمی و جانی برای کارگران شود.» زمانی ادامه می‌دهد: «کلمن‌های یخی داشتیم و وقتی کارگری از هوش می‌رفت، روی صورتش آب می‌ریختیم تا به هوش بیاید. این اتفاق بارها نیز برای خود من افتاد. کلمن‌های یخ باید از صبح نزدیک ما می‌بود. اما گاهی یخ را هم نمی‌آوردند یا دیر می‌رسید. کارگر چاره‌ای نداشت که به کار خود ادامه دهد چراکه اختیار او توسط مزد آخر برج تصاحب شده بود. تانکرها مدام جلبک می‌بستند و کارگران پس از اتمام کار، زمانی که به کمپ‌ها برمی‌گشتند، تازه مشغول شستن تانکرها می‌شدند.»

این کارگر نقاش در مورد شرایط بهداشتی کمپ‌ها نیز می‌گوید: «در بسیاری از کمپ‌ها برای ۱۰۰ نفر، دو دستشویی و دو حمام بیشتر وجود ندارد و ممکن است کارگر تا ساعت ۱۲ شب در صف حمام منتظر بایستد. از طرفی در کمپ‌ها ممکن است در یک اتاق ۱۰ متری، تا ۹ نفر آدم بدون هیچ امکاناتی، جز یک موکت و کولر گازی، کنار هم بخوابند. حال تصور کنید در دوران کرونا شرایط چطور بوده است. بسیاری از کارگران به شوخی می‌گفتند، مرکز اصلی شیوع کرونا در جهان عسلویه است. از طرف دیگر هیچ‌گونه ماسک، الکل و وسایل بهداشتی برای این دست از کارگران که غالبا از بخش پیمانی بودند، وجود نداشت. در هر کمپی می‌رفتیم، شاهد این بودیم که چند نفر در بدترین وضعیت بیماری کرونا قرار دارند. در تمام عسلویه نیز تنها یک بیمارستان وجود دارد. آمار فوت عسلویه هیچ‌وقت به‌طور دقیق اعلام نشد.»

واله زمانی می‌گوید، سوای سختی‌ای که خود به‌عنوان کارگر در عسلویه متحمل می‌شوی، دیدن رنج کارگران و ساکنان عسلویه رنج تو را نیز چند برابر می‌کند: «زمانی که به شهر می‌آیی، سالمندان و کودکانی را می‌بینی که به‌خاطر اینکه گاز شهری وجود ندارد، در آن هوای آلوده و گرم کپسول‌ها را کشان‌کشان می‌آورند و بر سکوهای گازی می‌نشینند تا آن را پر کنند. نه‌تنها گاز، بلکه آب تصفیه‌شده مناسبی هم در شبکه شهری وجود ندارد. خیلی از کارگران و مهندسان می‌دانند که یک‌سال بیشتر در این مناطق کار نمی‌کنند و بالاخره به شهرهای خودشان برمی‌گردند اما مردمی آنجا متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و در چنین شرایطی، زندگی سخت خود را می‌گذرانند.»

او با اشاره به اینکه مطالبات، اعتراضات و اعتصابات با فراز و نشیب‌هایی در این مناطق صنعتی همراه بوده است، می‌گوید: «کاهش ساعات کاری، پرداخت دستمزدهای معوقه، افزایش دستمزدها، افزایش روزهای مرخصی، تامین وسایل حمل‌ونقل جایگزین، مسائل رفاهی و بهداشتی ازجمله شرایط کمپ‌ها و… همواره از مسائلی بوده که کارگران برای آن مطالبه‌گری کرده اند و در بسیاری از موارد تهدید و اخراج شده‌اند. این مطالبات انباشت‌شده، برای سال‌های متمادی سرکوب شده و بی‌پاسخ مانده است، اما از طرفی آگاهی بسیاری از کارگران و فعالان کارگری امروز به سطحی رسیده است که نه‌تنها تلاش می‌کنند با اتحاد و همبستگی بر مطالبات پیشین خود پافشاری کرده و به خواسته‌های خود برسند، بلکه تلاش می‌کنند با آگاه‌سازی هرچه بیشتر مطالبات محیط‌زیستی را به اولویت‌های خود اضافه کنند، چراکه می‌دانند با وجود این شرایط خود قربانی تخریب محیط‌زیست خواهند شد.»

بار سرمایه به دوش پرولتاریای محیط‌زیستی

محمدرضا جعفری، پژوهشگر توسعه و محیط‌زیست در گفت‌وگو با هم‌میهن می‌گوید: «منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) در سال ۱۳۷۷ برای بهره‌برداری از منابع نفت و گاز حوزه پارس جنوبی و انجام فعالیت‌های اقتصادی در محدوده نوار ساحلی عسلویه و خلیج نایبند، به وسعت ۳۰ هزار هکتار تأسیس شد. امروزه ۷۰ هزار کارگر در منطقه عسلویه و کنگان به‌طور دائم یا فصلی مشغول به‌کار هستند. شرایط کاری و کارگری در مناطق صنعتی به‌طور عام و عسلویه به‌طور خاص به‌شدت وخیم است.» او در ادامه می‌گوید: «ساعات کار طولانی ۱۲ساعت و حتی بیشتر و کار پرمشقت و پرخطر و بروز بیماری‌های جسمی و روانی ناشی از آن، روزهای کاری متوالی بدون مرخصی و اسکان در کمپ‌های فرسوده، شلوغ و غیراستاندارد، فقدان تسهیلات رفاهی و تفریحی، کیفیت و کمیت پایین غذا، نبود زمان کافی و مکان استراحت و غذاخوری نیمروزی، شیوع بالای اعتیاد، طبقه‌بندی کارگران به رده اول و دوم و تحمیل تبعیض‌های شدیدتر در رده‌های پایین‌تر، تکرار حوادث کارگاهی منجر به آسیب جدی و مرگ، پرداخت نامنظم حقوق و حق‌بیمه کارگران و بی‌ثباتی شغل و از همه مهم‌تر دستمزدهای ناچیز، به‌واقع ناچیز، ماتریس کار در این مناطق را می‌سازد.»

او با اشاره به اینکه کارگران عسلویه به مدت ۹ ماه از سال، در دمای بالای ۵٠ درجه کار می‌کنند و رطوبت موجود در هوای داغ در ترکیب با آلودگی‌های شیمیایی به ‌شدتی می‌رسد که تنفس را برای کارگران دشوار می‌کند، می‌گوید: «نبود حمایت قانونی، گاه همدستی پنهان مدیران و شرکت‌های خصوصی، فقدان امکان تشکل‌یابی و چانه‌زنی کارگری، وضعیت را رو به بدتر شدن سوق داده است. در این وضعیت اعتراضات کارگری با خواسته‌های ابتدایی و بدیهی مثل حذف پیمانکاران و دلالان کار، عقد قرارداد مستقیم، برابری و عدالت مزدی، برخورداری از حق تشکل، دستمزد شایسته‌، رعایت اصول ایمنی و بهداشت کار و برخورداری از امنیت شغلی با برخوردهای انضباطی و امنیتی مانند کسر از حقوق و نزول مرتبه شغلی و اخراج و زندان پاسخ داده می‌شود.»

جعفری معتقد است، وخامت وضعیت کارگری و شرایط کاری را عوارض آلایندگی‌ تشدید کرده است: «پس از تأسیس منطقه ویژه، به علت آلودگی ناشی از تأسیسات صنعتی که در دنیا بی‌رقیب است، بیماری‌های ناشناخته و مادرزادی در میان نوزادان و ساکنین منطقه به‌شدت شیوع یافته ‌است. از سوی دیگر وجود بیش از ۲۰ آلاینده خطرناک مانند بنزن و فلرهای غیراستاندارد برای سوزاندن گازهای مختلف، وقوع و شیوع سرطان و بیماری‌های تنفسی را افزایش داده است. فلزات سنگین خطرناک و هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای به‌عنوان محصولات سمی پتروشیمی و گاز عسلویه اثرات سوء خود را در رسوبات ساحلی، آلودگی‌های نفتی خلیج‌فارس، شیوع فوق‌العاده بالای بیماری‌های آسم و به‌تبع آن بیماری‌های حساسیتی دیگر نشان داده است. علاوه بر این فعل و انفعال‌های حاصل از واکنش اکسید‌های سولفور و نیتروژن با رطوبت هوا، بارانی اسیدی را موجب شده که علاوه بر آسیب رساندن به پوشش گیا‌هی و جانوری منطقه، آلودگی خاک و آب‌های زیرزمینی را نیز به دنبال داشته است؛ به‌‌طوری‌که اخیراً میعانات گازی وارد آب‌های زیرزمینی عسلویه شده است.»

او ادامه می‌دهد: «از طرفی تخلیه پسماند‌های صنعتی و مواد خنک‌کننده تاسیسات که مستقیماً وارد محیط‌زیست خشکی و دریایی می‌شود، تعادل و نظم اکولوژیک منطقه را بر هم زده که از بروز فاجعه محیط‌زیستی خبر می‌دهد. گسترش فاز‌های مختلف منطقه ویژه پارس، رابطه معکوسی با گسترش فضای سبز و پوشش درختی منطقه دارد، به‌شکلی ‌که مناطق سرسبز و خوش آب‌وهوا و چشم‌اندازهای کوهستانی منتهی به نوار ساحلی، ویژگی‌های زیبای طبیعی خود را از دست داده‌اند.» از نظر این پژوهشگر توسعه و محیط‌زیست، این‌ موارد تنها بخشی از مسائلی است که در مکاتبات رسمی به ‌آن اشاره شده است: «نامه‌هایی که بعضاً شامل دستورالعمل‌هایی برای حفظ توان نیروی کار رسمی و شرکت‌های اصلی و مادر هستند بی‌آنکه اشاره‌ای به پیمانکاران و شرکت‌های خصوصی و کوچک کنند، در نبود نظارت و نوعی همدستی پنهان بدترین شرایط را برای کارگران رقم می‌زنند. کارگرانی که با شرایط پیمانی متفاوت و با شرایط کاری طاقت‌فرسا و مزایای کمتر در معرض آسیب جدی و بی‌علاج آلاینده‌های شیمیایی هستند. اگرچه این آسیب‌ها تنها به کارکنان صنایع پالایشگاهی و پتروشیمی ختم نمی‌شود و روی دیگر قضیه که همواره از سوی نهادهای مربوطه مغفول مانده، وضعیت سلامت و رفاه مردم محلی مناطق پیرامونی است.» او ادامه می‌دهد: «برای بررسی جامع وضعیت عسلویه باید از بعضی ابزارهای مفهومی مدد بگیریم. یکی از این مفاهیم، «پرولتاریای محیط زیستی» است که از ترکیب تخریب زیست‌بوم و معضلات اقتصادی در پایین‌ترین پله‌های نردبان اجتماعی پدیدار می‌شود. یعنی سرمایه‌داری هم‌زمان در حال غارت کار و زمین است و با سودجویی بی‌وقفه و بی‌مبالات، زیست‌بوم و در ادامه محیط‌زیست کارگران را تخریب می‌کند. ازاین‌رو سرمایه‌داری هم در کارِ استثمار کارگران است و همان‌زمان در کارِ تخریب طبیعت و تحمیل پیامدهای محیط‌زیستی بر سلامت و زندگی کارگرانی که در محیط کاری در ساعات طولانی حضور دارند و زندگی می‌کنند. پرولتاریای محیط‌زیستی در مواجهه با خشونت سرمایه و قانونی که حامی سرمایه است آسیب‌پذیرترین طبقه جامعه است. درنهایت رهایی طبقه کارگر، مبارزه‌ای توأمان است علیه شرایط استثمار صنعتی و علیه وخیم‌تر شدن شرایط محیط‌زیستی سیاره. ازاین‌رو هر تلاشی برای محو یک تضاد «تضاد کار و سرمایه» مستلزم تلاش برای حل تضاد دیگر یعنی «سرمایه و طبیعت» است.»

رادیو زمانه

ادامه‌ی مطلب

نیروهای امنیتی دست‌کم ۱۰ معلم را بازداشت کردند

نیروهای سرکوب در چند شهر به تجمع معلمان یورش بردند و معلمان را کتک زدند و شش عضو انجمن صنفی معلمان سنندج، دو معلم در شیراز و دو معلم در کرمانشاه و کرج را بازداشت کردند.

سه‌شنبه ۱۶ اسفند هم‌زمان با تجمع معلمان در بیش از ۲۸ شهر، نیروهای امنیتی دست‌کم ۱۰ معلم را در شهرهای مختلف بازداشت کردند. دو تن از معلمانی که در شیراز بازداشت شده بودند، در عصر همان روز آزاد شدند اما هشت تن از معلمان معترض را در بازداشتگاه حبس کرده‌اند.

کانال تلگرام «جوانان انقلابی سنندج» شامگاه سه‌شنبه از بازداشت شش معلم در این شهر خبر داد. نیروهای امنیتی صبح شانزدهم اسفند بهاءالدین ملکی و وریا کریمی را در تجمع معلمان، دانش‌آموزان و خانواده دانش‌آموزان در مقابل ساختمان آموزش و پرورش بازداشت و به بازداشتگاه پلیس امنیت این شهر منتقل کردند.

بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی در ادامه کمال فکوریان و جمال پاکزاد، دو عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان سنندج که برای پیگیری وضعیت همکاران بازداشت‌شده خود به پلیس امنیت مراجعه کرده بودند را نیز بازداشت کردند. نیروهای امنیتی همچنین شامگاه ۱۶ اسفند عابد احمدی را در مقابل ساختمان پلیس امنیت و مختار اسدی را در خانه‌اش بازداشت کردند. شمار معلمان بازداشت‌شده در سنندج طی روز ۱۶ اسفند، شش نفر است.

نیروهای سرکوب صبح روز سه‌شنبه به سمت معلمان معترض در مقابل ساختمان آموزش و پرورش گلوله ساچمه‌ای شلیک کردند. بر اساس گزارش «جوانان انقلابی سنندج»، شماری از معلمان مورد اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفتند.

در یک خبر دیگر «کولبر نیوز» از بازداشت صادق سامره‌ایی، معلم و فیلم‌ساز در شهر کرمانشاه خبر داد. ماموران وزارت اطلاعات پس از پایان تجمع معلمان در شهرهای مختلف به منزل سامره‌ایی یورش بردند و او را بازداشت کردند.

نیروهای امنیتی در استان البرز نیز رحمان عابدینی را در تجمع معلمان در مقابل ساختمان آموزش و پرورش کرج بازداشت کردند. در شیراز هم محمدعلی زحمتکش و غلامرضا غلامی کندزی به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

کانال صنفی معلمان شامگاه سه‌شنبه نوشت دو معلم بازداشت شده و هفت تن از دانش‌آموزان و اولیاء دانش‌آموزان که در تجمع مقابل ساختمان آموزش و پرورش شیراز بازداشت شده بودند، آزاد شدند.

معلمان صبح ۱۶ اسفند در اعتراض به مسموم‌ کردن دانش‌آموزان و «حمله بیولوژیک به مدارس»، «صدور احکام هیئت‌های تخلفات اداری علیه معلمان و فعالان صنفی»، «فروش فضاهای آموزشی، تفریحی، خدماتی و ورزشی متعلق به آموزش‌وپرورش در قالب طرح مولدسازی» و با مطالبه «رفع ممنوعیت تحصیل جهت دانش‌آموزانی که در ماه‌های گذشته بازداشت‌ شده‌اند»، «محکومیت برخوردهای تحقیرآمیز و بازداشت همکاران بازنشسته در تجمع روز ۹ اسفند و درخواست آزادی فوری همه پیشکسوتان» و «آزادی همه معلمان زندانی» در ۲۸ شهر تجمع کردند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی گزارش کرد پلیس و نیروهای امنیتی در شهرهای مشهد، سقز، شیراز، کرج، اصفهان، رشت، نیشابور و مریوان به تجمع معلمان حمله کردند.

بر اساس گزارش این شورا در تهران ماموران امنیتی با مسدود کردن مسیرهای منتهی به محل تجمع مانع شکل‌گیری تجمع شدند. در مریوان نیز نیروهای امنیتی همین شیوه را برای جلوگیری از شکل‌گیری تجمع به کار بردند. بر اساس گزارش انجمن صنفی معلمان مریوان «نیروهای امنیتی و لباس شخصی در چند لایه اداره آموزش و پرورش را محاصره کرده بودند»، سه معلم به نام‌های ناصر تاتلی، ادیب قادری و آرام قادری را کتک زدند.

در شهر رشت هم ماموران امنیتی با شلیک گاز اشک‌آور قصد داشتند معلمان معترض را متفرق کردند.

کانون صنفی معلمان استان اصفهان هم در بیانیه‌ای که عصر روز شانزدهم اسفند منتشر شد، از یورش نیروهای امنیتی به کلینیک فرهنگیان و «و ضرب و شتم و دستگیری معلمان» خبر داد. هویت معلمان بازداشت شده در اصفهان هنوز اعلام نشده است.

تشکل‌های صنفی معلمان به عنوان سازمان‌یافته‌ترین نهاد مدنی در ایران از نیمه دوم سال ۱۴۰۰ تا خرداد امسال، پیش از بازداشت گسترده معلمان در سراسر ایران، در اعتراض به کاهش بودجه رتبه‌بندی، خصوصی‌سازی آموزش و پرورش، برخورد امنیتی و پرونده‌سازی برای فعالان صنفی مجموعه‌ای از کنش‌های اعتراضی را سازمان داد. در فاصله اردیبهشت تا خرداد ۱۴۰۱ بیش از صد معلم در سراسر ایران به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدند. رسول بداقی که ۱۰ اردیبهشت بازاشت شده بود را از آن زمان در زندان حبس کرده‌اند. رادیو زمانه