لینک نشریه بشریت کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به شماره ۲۸۸

ادامه‌ی مطلب

«ریل میرجاوه» یک برهوتِ جهنمی‌ست/ چای و غذا زیر ظلِ آفتاب!

به گزارش خبرنگار ایلنا، از سختی‌های کارگران نگهداری خطوط راه‌آهن بارها نوشته‌ایم؛ این کارگران شرکتی در دشوارترین شرایط ممکن به سر می‌برند. در مناطق بد آب و هوا مثل سیستان و بلوچستان، کار کردن در بیابان‌های تفتیده و مقابل موج‌های داغِ طوفان، شبیه یک جهنم است، جهنمی که حتی تصورش در خیال مدیران تهران‌نشینِ راه‌آهن که در اتاق‌های خنک زیر سرمای دستگاه‌های تهویه‌ی مطبوع نشسته‌اند، نمی‌گنجد.

«میرجاوه» یکی از محروم‌ترین و بد آب و هواترین نقاط کشور در استان سیستان و بلوچستان در مجاورت مرز پاکستان است و کارگرانی که نگهداری خطوط راه آهن این محدوده، از زاهدان تا  نقطه مرزیِ میل ۷۲ را ناچاراً برعهده دارند، در یک فضای بسته و داغ شبیه میدان جنگ به کشور خدمت می‌کنند؛ در بیابانی برهوت و بی‌‌انتها که نه سایه‌ای هست و نه درختی، حتی یک چادر برای صرف چای و غذا نیست. آنجا در گرمای بالای ۴۰ درجه، قطارهای باری از راه می‌رسند و روی ریل‌های فرسوده که عمرشان بیش از ۹۰ سال است، به هزار مشکل دچار می‌شوند؛ این کارگران ابزار و ادوات به دست، در آن گرمای جانسوز، بی‌سرپناه گاهی تا نیمه‌های شب، مشغول تعمیر و نگهداری می‌شوند آنهم وقتی که قراردادهایشان ۴۵ روزه تا سه ماهه است و دستمزدشان، ۱۵ یا ۱۶ میلیون تومان، مزایای مزدی هم نمی‌گیرند.

اینبار برای اینکه بدانیم کار سخت در یکی از صعب‌ترین نقاط جغرافیای ایران، واقعاً چه طعمی دارد و چگونه کام این کارگران همیشه تلخ است، به سراغ یکی از آن‌ها رفتیم، کارگری که ۱۵ سال است شرکتی‌ست و شرکت راه آهن التفاتی به او ندارد، پدر ۷ فرزند که بعد ۱۵ سال کار، هنوز قرارداد مستقیم نشده و شرح دردهایش را با این جمله شروع می‌کند: «ببخشید بازهم مزاحم شما شدیم بالاخره باید صدایمان را یک‌طوری بلند کنیم».

«میرجاوه کار می‌کنیم، خطی که ما کار می‌کنیم، دستی هست مکانیزه نیست، فرسوده هم هست، کار کردن با آن خیلی خیلی سخت است، در اصل مثلاً یک خط بین‌المللی‌ست اما به این حال و روز افتاده، کامل فرسوده شده است و نفس‌های آخرش را می‌کشد. ما از چنین خطی نگهداری می‌کنیم در حالیکه برایمان اصلاً امکانات نمی‌آورند؛ مثلاً برای این خط، تراورس چوبیِ کار کرده از کرمان یا طبس‌ می‌اورند، تراورسی که سال‌های مدید زیر خط ریل بوده و کهنه شده؛ ریل‌ها خراب است، مال ۹۰ سال پیش است، ریل خراب است، همین دیروز، قطار باری از ریل خارج شد و از خط بیرون افتاد، نه دسته بیل برایمان آوردند نه امکانات، ما خودمان در این گرما به یک نحوی قطار را کشیدیم بیرون و دوباره روی خط برگرداندیم. با اینهمه تهدید به بیکاری می‌شویم، مدیر ناحیه به ما گیر داده که اگر من این خط را جمع بکنم، زن و بچه شما از نان خوردن می‌افتند. ما پرسیدیم به چه دلیل می‌خواهید ما را از نان خوردن بیندازید، پاسخ دادند چون کار نمی‌کنید..»

این کارگر اینها را که می‌گوید، کمی درنگ می‌کند و ادامه می‌دهد: «ما کار نمی‌کنیم یا آنها که پشت میز می‌نشینند؟ چطور به ما می‌گویند کار نمی‌کنید؟! ما در گرمای ۴۰ درجه از صبح زود پای کار می‌آییم و گاهی مثل دیروز تا نیمه‌های شب در بیابان داغ کار می‌کنیم و عرق می‌ریزیم. نه موتور برق، نه تراورس، نه تراورس سوراخ‌کن، هیچ چیز برایمان نمی‌آورند، هیچ امکاناتی نمی‌دهند، ریل فرسوده، مالِ عصر بوق است، تراورسی برایمان می‌آورند که سال‌ها کار کرده و پیچش سه بار سوراخ شده، همین که می‌بندیم زیر ریل، از جا درمی‌رود و قطار می‌افتد؛ دورریزهای شهرهای دیگر را برای این خط ریلی می‌آورند. این شرایط کار است و با اینهمه سختی فقط ما را تهدید می‌کنند چون ما امنیت شغلی نداریم و قراردادمان موقت است؛ خیلی دردناک است، ما هر کدام ۱۵، ۱۶ سال سابقه کار داریم، خیلی از همکارهایمان با همین قراردادهای موقت شرکتی بازنشسته شدند و رفتند».

نزدیک ۳۰ کارگر در خط میرجاوه، از زاهدان تا نقطه صفر مرزی کار می‌کنند؛ صبح ساعت ۴ سر کار می‌روند تا نیمه‌های شب جان می‌کنند، از اضافه کار و امکانات هم خبری نیست؛ کارگر باسابقه اما دردمند این خط می‌گوید: «امکانات رفاهی نداریم، حتی یک چادر نداریم که وقتی می‌خواهیم صبحانه و چایی بخوریم، زیر سایه‌اش بنشینیم. بیابان خداست بدون یک سایه‌ی درخت، در همین بیابان زیر ظل آفتاب می‌نشینیم و غذا و چایی می‌خوریم. اما در شرایط غیرقابل تحمل، کارمان را انجام می‌دهیم، به نحو احسن هم انجام می‌دهیم».

سخت و جانکاه در بیابان، بدون کوچک‌ترین تسهیلات و امکانات، نگران آن روزی که زود می‌رسد و قرارداد باید تمدید شود، اینگونه است که صبح در رنجی مداوم به شب گره می‌خورد. کار پایانی ندارد، روزهای تعطیل هم کار تعطیل نمی‌شود، حتی روزهای تاسوعا و عاشورا هم قطار باری روی ریل در حرکت است و کار برقرار.  شرح این قصه‌ی تلخ، گفتنی نیست، سینه شرحه شرحه می‌شود از این زخم‌های تاریخی که بر تن این کارگران مظلوم در این منطقه محروم، در این برهوت خالی نشسته است.

کارگری که ۷ فرزند در خانه دارد و سال‌ها بی‌حاصل و بی‌نتیجه دنبال یک خانه از تعاونی مسکن راه‌آهن دویده، در نقطه اوجِ شرح این قصه‌ی تلخ، از دردی که از تیغ تبعیض بر جان می‌نشیند می‌گوید: «عید قربان پرسنل راه آهن دو میلیون تومان عیدی گرفتند ما خطی‌ها نگرفتیم، عید غدیر دوباره ۳ میلیون تومان دادند، ما کارگران تراورس نگرفتیم، روز کارگر هم مهندس‌ها پاداش گرفتند ما کارگر بودیم و چیزی نگرفتیم.».ایلنا۰۵/۰۴/۱۴۰۳

گزارش صوتی و تصویری جلسه عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ ۲۱ جولای ۲۰۲۴

ادامه‌ی مطلب

کلیپ صدای زندانیان باشیم،محمد نوری زاد، مستند ساز، فیلمنامه نویس، فعال مدنی و زندانی سیاسی

ادامه‌ی مطلب

برنامه شماره ۶۲۶ رادیو هفتگی اینترنتی بشریت کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

ادامه‌ی مطلب

گزارش نقض حقوق کار و کارگر، تیر ‌ماه ۱۴۰۳

ادامه‌ی مطلب

معوقات مزدی کارگران بیکار شده یک واحد صنفی/ اخراج هفت کارگر شاغل در کارخانه ون کردستان

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران بیکار شده کارخانه روغن جهان مطالبات مزدی دارند.

بر اساس این گزارش، حدود ۹۰ کارگر کارخانه روغن جهان، با وجود گذشت ۲۱ ماه بعد از تعطیلی این واحد تولیدی و صدور حکم توقیف اموال کارخانه، هنوز نتوانسته‌اند مطالبات معوقه حقوقی و حق سنوات خدمت خود را دریافت کنند.

یکی از این کارگران در این خصوص گفت: ” کارفرما در زمان اخراج کارگران مرتبا وعده پرداخت مطالباتشان را می‌داد اما بعدا به بهانه‌های مختلف از جمله مشکلات مالی از پرداخت مطالبات کارگران طفره رفت.”

به گفته این کارگر، میانگین مطالبات مزدی و سنواتی هریک از کارگران براساس سوابق کاری حدود ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان است که کارفرما به بهانه نداشتن منابع مالی، توان پرداخت آن را ندارد. همچنین، کارگران بیکار شده علارغم دریافت نکردن سنوات، حدود ۴ ماه مطالبات معوقه مزدی دارند که مربوط به زمان اشتغالشان می‌شود.

این کارگر با بیان اینکه جدا از حقوق، پرداخت حق شیفت، مرخصی و اضافه کاری‌ها که از سال ۹۰ به تاخیر افتاده است، گفت: صرف‌ نظر از تلنبار شدن حجم معوقات مزدی کارگران، نهادهای دولتی و خصوصی نیز از کارفرمای روغن جهان طلبکار هستند.

اخراج هفت کارگر شاغل در کارخانه ون کردستان

به گزارش کولبرنیوز، در روزهای اخیر هفت کارگر شاغل در کارخانه ون کردستان، از محل کار خود اخراج شدند.

هویت این کارگران، شیدا صراحی پور، سمیه فتحی، آرینا شیخ نصراللهی، دلنیا فیضی، شکوه اسدی، سیران شیخ‌ الاسلامی و فاروق حسینی گزارش شده است.

بنا بر این گزارش، این کارگران به بهانه های مختلف توسط مدیر کارخانه و مدیر تولید این مجموعه، از کار اخراج شده اند.هرانا ۰۴/۰۵/۱۴۰۳

روایت بلاتکلیفی ۹۰ کارگر «روغن جهان» برای دریافت مطالبات معوقه

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارخانه «روغن جهان» واقع در کیلومتر ۱۶ جاده زنجان به تهران از شهریورماه سال ۱۴۰۱به دلیل آنچه از سوی کارفرما «مشکلات مالی» خوانده می‌شد، تعطیل اعلام شد و از آن زمان تاکنون هنوز بخش عمده‌ای از مطالبات حدود ۹۰ کارگر اخراجی این واحد تولیدی پرداخت نشده است.

به گفته یکی از کارگران بیکار شده، کارفرما در زمان اخراج کارگران مرتبا وعده پرداخت مطالباتشان را می‌داد اما بعدا به بهانه‌های مختلف ازجمله مشکلات مالی از پرداخت مطالبات کارگران طفره رفت.

این کارگر درباره روند پیگیری حقوقی دریافت مطالبات خود و سایر همکارانش گفت: بعد از بدقولی کارفرما؛ همه کارگران به صورت مجزا به اداره کار زنجان شکایت کردند و اداره کار حکم به پرداخت مطالبات ما داد اما کارفرما تمکین نکرد و پرونده برای اجرای احکام به سایر مراجع قضایی انتقال پیدا کرد.

این کارگر «روغن جهان» افزود: باوجود آنکه در این دو سال، کارگران اخراجی با دریافت حکم توقیف از مراجع قضایی، اموال کارخانه را برای فروش به مزایده گذاشته‌اند اما جلوتر از کارگران، بانک‌ها و نهادهای دولتی اموال کارخانه را توقیف کرده‌اند و کارگران هنوز به مطالبات خود نرسیده‌اند.

به گفته کارگران روغن جهان؛ در آخرین پیگیری‌های قضایی حدودا یکسال است یک دستگاه ژنراتور برق قرار است به نفع کارگران فروش برسد تا از این طریق امکان پرداخت مطالبات معوقه کارگران فراهم شود اماتاکنون این حکم اجرایی نشده است.

او در ادامه درباره جزئیات مطالبات خود و همکارانش گفت: میانگین مطالبات مزدی و سنواتی هریک از ما کارگران براساس سوابق کاری حدود ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان است که کارفرما به بهانه نداشتن منابع مالی، توان پرداخت آن را ندارد.

به گفته وی؛ کارگران بیکار شده روغن جهان علارغم دریافت نکردن سنوات، حدود ۴ ماه مطالبات معوقه مزدی دارند که مربوط به زمان اشتغالشان می‌شود.

او با بیان اینکه جدا از حقوق، پرداخت حق شیف، مرخص و اضافه کاری‌ها از سال ۹۰ به تاخیر افتاده است، گفت: صرف‌نظر از تلنبار شدن حجم معوقات مزدی کارگران، نهادهای دولتی و خصوصی نیز از کارفرمای روغن جهان طلبکار هستند.

از قرار معلوم کارگران این کارخانه در ۲۱ماهی که بیکار بوده‌اند، در جستجوی کار به واحدهای صنعتی و خدماتی زیادی مراجعه کرده‌اند اما به دلیل شرایط سنی که دارند تا این لحظه کاری برای آن‌ها پیدا نشده است.

او که به نمایندگی از سایر همکاران تعدیلی خود سخن می‌گفت، تاکید کرد: آنچه کارگران کارخانه روغن جهان از مسئولان می‌خواهند دریافت مطالباتشان است.ایلنا۰۴/۰۵/۱۴۰۳

فقدان ایمنی کار به مرگ و مصدومیت سه کارگر انجامید

 

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کولبرنیوز، روز چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳، یک کارگر در مریوان در حین انجام کار جان خود را از دست داد.

هویت این کارگر، صادق درستکار، اهل روستای دله‌مرز مریوان، ۴۰ ساله، متاهل و پدر دو فرزند گزارش شده است.

بر اساس این گزارش، این کارگر به دلیل سقوط از یک ساختمان در حال ساخت، جان خود را از دست داده است.

مصدومیت دو آتش نشان در تهران

به گزارش ایرنا، روز چهارشنبه سوم مردادماه، دو آتش نشان در تهران مصدوم شدند.

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران در این خصوص گفت: حادثه آتش سوزی در انبار لوازم آشپزخانه در خیابان مجیدیه، خیابان بنی هاشم تهران به سامانه ۱۲۵ اعلام و آتش نشانان به محل حادثه اعزام شدند.

سیدجلال ملکی با بیان اینکه مسیر محل حادثه بسیار سخت بود، افزود: در طبقه منهای یک ساختمان ۲ طبقه انباری وجود داشت که مقدار زیادی لوازم آشپزخانه در این انبار قرار داشت و تنها مسیر تردد در این انبار از طریق بالابر بود. آتش نشانان سقف و ۲ دیوار انبار را برش دادند و موفق شدند خود را به کانون آتش برسانند.

سخنگوی سازمان آتش نشانی با اشاره به اینکه آتش این انبار مهار شده، گفت: دو همکار آتش نشان که دچار دود گرفتگی شده بودند، تحت مداوای عوامل اورژانس قرار گرفتند.

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.هرانا ۰۴/۰۵/۱۴۰۳

شماری از وکلای دادگستری کرمانشاه خواستار آزادی محسن برهانی شدند

خبرگزاری هرانا – یکصد و بیست و چهار تن از وکلای دادگستری کرمانشاه، با نگارش بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشت محسن برهانی حقوقدان و استاد دانشگاه تهران، خواستار آزادی این وکیل دادگستری شدند. در بخشی از این بیانیه آمده است “به واقع آنچه ضرورت همراهی و همسویی با دکتر برهانی و مجموعه وکلای بازداشتی را ایجاب کرده احساس نگرانی شدید از نقض حقوق ملت و تخطی از اصولی همچون اصل آزادی بیان، حاکمیت قانون و دادرسی عادلانه است.”

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از وکلای دادگستری کرمانشاه، با نگارش بیانیه ای خواستار آزادی محسن برهانی، حقوقدان و استاد دانشگاه تهران شدند.

متن کامل این بیانیه را که نسخه ای از آن جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است، در پی می‌آید:

“حکم محکومیت دکتر محسن برهانی وکیل دادگستری و استاد دانشگاه و کیفیت امر بازداشت و محاکمه ایشان و بویژه انگیزه ها و دلائل سیاسی آن، جامعه حقوقی کشور را در شوک و نگرانی عمیقی فرو برد. فارغ از درستی یا نادرستی موضع دکتر برهانی در قبال انتخابات، بدون شک نقش و جایگاه تاریخی ایشان در تحلیل و تببین احکام ناعادلانه پس از جنبش اعتراضی ۱۴۰۱ فراموش ناشدنی است.

امروزه جامعه حقوقدانان آگاه کشور بیش از گذشته و با نگرانی عمیق، پیگیر وضعیت وکلای بازداشتی است که جز عمل به ذات وکالت و دفاع از حقوق راستین ملت، برای خود نقشی و رسالت دیگری قائل نیستند. از این رو، بیانیه حاضر مختص دکتر برهانی نیست و مجموعه ی وکلای بازداشتی را نیز در بر می گیرد. به واقع آنچه ضرورت همراهی و همسویی با دکتر برهانی و مجموعه وکلای بازداشتی را ایجاب کرده احساس نگرانی شدید از نقض حقوق ملت و تخطی از اصولی همچون اصل آزادی بیان، حاکمیت قانون و دادرسی عادلانه است.

به طور خاص می‌توان نقض این اصول مسلم را در پرونده دکتر برهانی در چند مورد مشاهده کرد. از جمله بر پایه ی شواهد و اظهار نظر خود ایشان پیش از بازداشت، پرونده وی فاقد عناصر و شرایط لازم برای محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت بوده و هیچ‌ یک از قیود و شرایط مندرج در ماده ۱۶ آیین نامه دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت شامل وی نشده اما با تفسیری فراتر از نص و برخلاف اصل صلاحیت عام محاکم عمومی، پرونده وی به دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت ارجاع شده حال آنکه این مرجع از فقدان سازوکار نظارتی و قانونی رنج می برد و خارج از حیطه نظارت قوه قضائیه نیز قرار دارد و گسترش دامنه صلاحیت آن به تمایزگذاری میان مردم و روحانیت و ترویج دیدگاه های قشری گرایانه دامن می زند.

جدای از این مطلب و با فرض درستی صلاحیت این دادگاه اختصاصی، بی تردید این نهاد نیز ملزم به رسیدگی وفق اسباب و مبانی قانونی و صدور حکم به صورت مستدل و مستند می باشد. اما با رجوع به مجموعه ی مطالب و اظهارات دکتر برهانی که در فضای مجازی نیز قابل دسترسی است ایشان هیچ مطلب کذبی بیان ننموده و مطالب گفته شده تماما از روی دغدغه مندی و صداقت کامل و با دیدگاهی انتقادی نسبت به احکام بی رویه و ناعادلانه از جمله حکم اعدام و حبس های طویل المدت معترضان در سال ۱۴۰۱ و یا در نقد رویه ها و طرح های غیرقانونی در رابطه با حجاب اجباری از جمله طرح نور بیان شده است و ما همگی درستی مطالب و‌ مواضع حقوقی ایشان و انطباق آن با قوانین کیفری را تصدیق می کنیم بلکه اساسا فرض تشویش اذهان عمومی از طریق بیان مطالب درست جرم نیست.

از طرفی این حکم نه تنها مبتنی بر نوعی اعمال سلیقه است بلکه از روی یک خطای فاحش صادر گردیده، چرا که با حصول برائت از یک اتهام و خروج از مقوله تعدد جرم، بر اساس تبصره ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی بایستی حداقل مجازات اعمال گردد اما در پرونده وی دادگاه بدون کمترین استدلال و با فقد مبانی تشدید و تعدد جرم، حکم به مجازات اشد صادر نموده است و این با بدیهیات و مبانی حقوقی مخالفت آشکار دارد. لذا ما وکلای دادگستری ارجاع پرونده دکتر برهانی به دادگاه ویژه روحانیت را خلاف قانون دانسته و حکم صادر شده را نیز مغایر با اصول و موازین قانونی تلقی می کنیم و بار دیگر بر لزوم رعایت دادرسی عادلانه و اصل برائت و اصل آزادی بیان تأکید ورزیده و خواستار آزادی فوری ایشان و همچنین آزادی سایر وکلای بازداشتی هستیم.”

اسامی امضاکنندگان بیانیه فوق به شرح ذیل است:

۱_ مصطفی احمدیان ۲_ محمد مهدی رضایی ۳_ شهاب تجری ۴_ بهروز رستمی ۵_ اردشیر محمدی ۶_ جلال اسماعیلی ۷_مونا عبدی ۸_ مریم انصاری پور ۹_ بیژن قنبری ۱۰_ نجمه شاه آبادی ۱۱_ حامد بادفر ۱۲_محمدرسول خزاعی ۱۳_اردشیر ذوالفقاری ۱۴_ هادی اسدیان ۱۵_ محمدرضا وکیل ۱۶_ سهیلا درویشی ۱۷_ بصیر محمدنیا ۱۸_ وحید فتحی ۱۹_ نسیم محمدی ٢٠_ محمد کریمی ٢١_ رضا نادری ٢٢_ سمیرا کاظمی ٢٣_ رعنا رحیمی ٢۴_ حامد بهرام آبادی ٢۵_ مجید علیخانی ٢۶_ سرور فرهادی ٢٧_ مریم نوری ٢٨_ حامد اریس ٢٩_ میثم رضایی ٣٠_ شهرام حاتمی ۳۱_ غلامرضا جمور ۳۲_ شهین محمدی ۳۳_کاوه نیستانی ٣۴_ حامد آقایی ۳۵_ جمشید عزیزی ۳۶_ سعید تیموری ۳۷_ راحله مرادی ۳۸_ مریم فلاحی ۳۹_ سعیده طاهری ۴۰_کورش حیدری ۴۱_نادیا قنبری ۴۲_ هــادی فرجی ۴۳_ یزدان گل محمدی ۴۴_ جواد ظاهری ۴۵_ حامد سمائی ۴۶_ سجاد بهرام آبادی ۴۷_ محمد رجبی ۴۸_ شکیبا رضایی ۴۹_ معین اسدی ۵۰_ روح الله ارام دوست ۵۱_ حمزه ذاکری مهر ۵٢_ فرزاد کاکایی ۵٣ _ حدیث انگزی ۵۴_ پاکزاد محمودی ۵۵_ علی یوسفی فرد ۵۶_ افشین نوحی پیشه ور ۵٧_ سپهر الحاقی ۵٨_ نازنین مرادی ۵٩_ نسیم امیری۶٠_ بهاره ملکی ۶١_ صفورا درخشان ۶٢_ ناهید حسینی ۶۳_ مسعود زنگنه ۶۴_ فاطمه پارسااصل ۶۵_ علی صیادیان ۶۶_ امید جعفری ۶۸_ مهدی الماسی ۶۹_ روزبه فخری ۷۰_ سمیه احمدوند ۷۱_ کیانوش نصرتی ۷۲_ یوسف بهرامی ۷۳_ مهدی حیدری ۷۴_ زینب کرانیانی ۷۵ میثم فلاحی ٧۶_ میترا نوری ۷۷_ سهراب قزوینی کشتی ۷۸_ مهرداد ویسی ۷۹_ آرش امیری ۸۰_ هدایت خانی زاده ۸۱_ پریسا احمدی ۸۲_ محمدرضا احمدی ۸۳ _عثمان محمدزاده ۸۴_ ستاره فتاحی ۸۵_ حسن آذرکیان ۸۶_ فاطمه مولایی ۸۷_ علی کرمی ۸۸_ سروه مرادی ۸۹ شاپور نیک اندام ۹۰_ کیوان کیادی ۹۱_ فائزه مظفری ۹۲_ مریم خسروی مقدم ۹۳_ سعید یاری خواه ۹۴_ مینا علیخانی ۹۵_ پرویز امیریان ۹۶_ عیسی کریمی ۹۷_ حمیدرضا پیروزی نژاد ۹۸_ بیژن رستمی ۹۹_ مسعود فتاحی ۱۰۰_ سیدهادی رحمان زاده ۱۰۱_ نیلگون دایی زاده ۱۰۲_ ساناز دایی زاده ۱۰۳_ ساحل عباسی ۱۰۴_ فرشته پناهی ۱۰۵_ یوسف مرادی ۱۰۶_ علی شیخی ۱۰۷_ سمیرا پرنو ۱۰۸_ سیاوش محترمی ۱۰۹_ عبدالرضا سجادی ۱۱۰_ نسرین هاشمی زاده ۱۱۱_ مینا اسدی ۱۱۲_ وحید خسروی ۱۱۳_ شایگان رضایی ۱۱۴_ زهرا موسوی ۱۱۵_ رهام صفری ۱۱۶_ سمیرا کرم یار ۱۱۷_ حدیث منتی ۱۱۸_ رامین لطفی ۱۱۹_ مصطفی منصوری ۱۲۰_ ولی مرادی ۱۲۱_ زهره بیگ مرادی ۱۲۲_ علی محمد رجبی ۱۲۳_ جلیل مهدوی ۱۲۴_ پروانه شهسواری.هرانا ۰۴/۰۵/۱۴۰۳

اعتراض کارگران جویای کار هفت تپه به هشتادو ششمین روز متوالی وارد شد

به گزارش خبرنگار ایلنا، امروز،  چهارشنبه سوم مرداد ماه، تعدادی از جوانان جویای کار در هفت‌تپه برای هشتادو ششمین روز متوالی مقابل این شرکت تجمع کردند.

آن‌ها با اشاره به دمای بالای ۵۰ درجه‌ی هوا و رطوبتِ بالا در منطقه تأکید کردند که تا رسیدن به خواسته‌ی خود دست از تجمع بر نمی‌دارند.

این جوانان می‌گویند: «از بسیاری از مسئولانِ کشور برای کار در شرکت هفت‌تپه نامه گرفته‌‎ایم؛ بومی بودنِ ما ثابت شده و تأکید شده که از جوانانِ بومی برای کار در شرکتِ نیشکرِ هفت‌تپه استفاده شود، اما مدیرانِ شرکتِ هفت‌تپه نه به این نامه‌ها توجه می‌کنند و نه به تجمعِ ما»

آن‌ها با ارسال تصاویری از آتش زدنِ مزارع نیشکر می‌گویند: «خانه‌های ما در چند قدمیِ شرکتِ هفت‌تپه بنا شده اما حقی برای کار کردنِ ما در این شرکت قائل نیستند و تنها مشکلاتِ شرکت به ما رسیده است. حرارتِ آتش زدنِ مزارع در گرمای هوای بالای ۵۰ درجه را تحمل می‌کنیم و حق کار کردن در هفت‌په را نداریم.»

این نیروها می‌گویند: «تنها چیزی که می‌خواهیم کار است تا بتوانیم خرجِ خانواده‌ی خود را تأمین کنیم. در هفت‌تپه جز کارهای روز مزد و عملگی، کار دیگری نیست. بسیاری از ما کارهای تخصصیِ پروژه‌ای انجام داده‌ایم و به راحتی می‌توانیم در شرکت هفته‌تپه کار کنیم.»ایلنا۰۳/۰۵/۱۴۰۳

تجمع نیروهای شرکتی مخابرات آذربایجان شرقی

به گزارش خبرنگار ایلنا، جمعی از نیروی‌های شرکتی مخابرات منطقه آذربایجان شرقی، تحت قرارداد شرکت اقماری شسکام در اعتراض به آنچه بی‌عدالتی دانسته‌اند، روز گذشته و امروز، ۳ تیرماه، تجمع کردند.

نداشتنِ امنیت شغلی، مشکلات ناشی از عدم پرداختِ حق بیمه از سوی کارفرما و اجبار به پرداخت هزینه خدمات دارویی و درمانی، نارضایتی از بیمه تکمیلی، حقوق‌های پایین، عدم تغییر گروه‌های شغلی، عدم واریز مزایا به صورت مستمر، تغییر حکم افراد نور چشمی به صورت سلیقه‌ای، عدم اجرای قانون رتبه‌‎بندی و طرح طبقه‌بندی مشاغل براساس طرح کارفرما، عدم پرداخت معوقات پایان کار (سنوات ۲ سال گذشته) و مانده مرخصی و غیره، عدم اجرای قانون تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و شرکتی، عدم پرداخت حق لباس برای تعدادی از نیروها و… از جمله مسائلی است که به آن اعتراض دارند.

نیروهای شرکتی مخابرات آذربایجان شرقی می‌گویند: تا احقاق کامل حقوق خود، از این عدالت‌جویی دست نخواهیم کشید.ایلنا۰۳/۰۵/۱۴۰۳

نمایی از زندگیِ سیاه کارگران در «چوار» / سه خودکشی در طول یک هفته

به گزارش خبرنگار ایلنا، «فلاکت» واژه‌ی دقیقی برای توصیف وضعیت برخی از مردمان این سرزمین است. «فلاکت» به معنای بیچارگی، بدبختی، فقر و استیصال، واژه‌ی درستی برای توصیف زندگیِ کارگران بیکارشده‌ی پیمانکاریِ پتروشیمیِ ارغوان‌گستر چوار ایلام است؛ کارگرانی که این روزها اخبار اعتراضاتشان در میان اخبار دیگر گم شده و امیدی به شنیدن صدایشان ندارند. خودشان می‌گویند: «چوار آخر دنیاست. خوش به حال هر کسی که اینجا نیست.»

سه خودکشی در طول یک هفته

در چوار ایلام، تنها در طول یک هفته، سه نفر دست به خودکشی زده‌اند. دو نفرشان کارگران پیمانکاریِ پتروشیمیِ ارغوان گستر هستند که به تازگی از کار بیکار شده‌اند و نفر سوم، همسر یکی دیگر از کارگران بیکارشده‌ی همین پتروشیمی است. فقر و بیچارگی، وجه اشتراک زندگیِ هر سه است و بیکاری، کابوسِ محقق‌شده‌ای است که خبر از سیاه‌تر شدن زندگیِ سیاه‌شان می‌دهد.

حدود ۱۲۰ نفر از کارگرانِ پیمانکاریِ این پتروشیمی، طی ۴۰ روز گذشته، با نزدیک شدن به پایان پروژه‌ی راه‌اندازی و البته رسیدن موعد فعالیت خط تولید کارخانه، کنار گذاشته شدند. مدیران می‌گویند پروژه‌ی ساخت تمام شده و دیگر به کارگران نیازی نیست و اصلا ظرفیت جذب هم نداریم. کارگران اما این حرف‌ها را قبول ندارند. آن‌ها می‌گویند اگر به کارگر جدید نیاز نیست، چرا در طول چند ماه گذشته، کارگر غیر بومی استخدام شده است؟

بومیان داشتن کار در کارخانه را حق خود می‌دانند و می‌گویند برای ما که زمین‌های کشاورزی‌مان را در همجواری با پتروشیمی از دست داده‌ایم، تنها راهِ امرار معاش، کارگری کردن در پتروشیمی است. می‌گویند حتی کارگری کردن در «چوار» هم پارتی می‌خواهد؛ استادکار، نزدیکان خود را برای کارگری انتخاب می‌کند و دیگران هیچ راهی برای پول درآوردن ندارند.

یک قابِ به شدت سیاه و بدونِ بزرگنمایی

یک قاب سیاه از چوار و روستاهای اطرافش: فقر در منطقه بیداد می‌کند و کارگرانی که شغلشان را از دست داده‌اند، نگران تأمین خرج روزمره‌اشان هستند. آن‌ها البته فقط شغل خود را از دست نداده‌اند، تداوم این بیکاری برای آن‌ها مساویست با از دست دادنِ خانواده‌اشان. یک زن دست به خودکشی زده و ۱۱ زن هم درخواست طلاق خود را ثبت کرده‌اند. موفق نشدم با هیچ کدام از این زنان صحبت کنم، اما کارگرانی که با ما تماس گرفتند گفتند جز پولِ یارانه، درآمد دیگری ندارند و برخی از زنان از فرط فقر و نداری درخواست طلاق داده‌اند. یک نفر از کارگران فرزند سه ساله‌اش را تا بهزیستی برده و گفته نمی‌توانم هزینه‌اش را تأمین کنم، شما بزرگش کنید….

فقر و فلاکت 

این نمای سیاه از زندگیِ کارگران به هیچ وجه بزرگ‌نمایی نشده است. کارگری که ۲۷ تیرماه با ریختن بنزین به روی خود قصد خودکشی داشت، اکنون به دلیلِ عفونتِ شبکیه‌ی چشم و عفونت لوزه‌هایش نیازمند درمان است. همکارانش می‌گویند برای ۸۱۲ هزار تومان پول قطره‌ی چشم‌اش، درِ خانه‌ی دوستان و آشنایان را زده‌اند و تنها ۴۸۳ هزار تومان جمع کرده‌اند. از اوضاعِ بدِ زندگی‌اش می‌گویند، از اینکه در یکی از روستاهای اطراف «چوار» زندگی می‌کند و حالا که بیکار شده حتی برای تأمین یک وعده غذای روزانه هم به کمک نیاز دارد. می‌گویند جمع شدیم و رفتیم بهزیستی تا شاید کمکی کنند. او حتی در خانه‌اش یک اجاق گاز ساده هم ندارد و همسرش روی آتش غذا درست می‌کند.

کارگرِ دیگری که شبانه در قبرستان، قصد پایان دادن به زندگی‌اش را داشت وضعیتی به مراتب بدتر دارد. در مورد او می‌گویند حقوق کارگری‌اش را خرج مادر بیمار و برادر معلولش می‌کرده و پول یارانه هم یکجا به حسابِ نانوای محل واریز می‌شده. کارگران می‌گویند در «چوار» خیلی‌ها کارت یارانه‌اشان را به نانوا یا سوپرمارکت محل می‌دهند و برای خرید نان و مایحتاج زندگی‌اشان دفتر حساب و کتاب دارند.

جوانِ ۲۹ساله‌ای که بعد از مدت‌ها اعتراض به بیکاری‌اش، مرگِ خودخواسته در قبرستانِ «چوار» را به زندگیِ ترجیح داده بود، در روز حادثه تماسی از سویِ نانوایِ محل دریافت می‌کند که آقا به حسابِ کارتِ یارانه‌تان پول واریز نمی‌شود. آنطور که کارگران می‌گویند ماجرا از این قرار بوده که جوان بعد از بیکاری، حسابِ یارانه‌اش را تغییر می‌دهد تا پول یارانه را خرجِ دوا و درمان کند. نانوا که زنگ می‌زند، مستاصل از اینکه دیگر حتی با خیال راحت نمی‌تواند نانِ خانواده را تأمین کند، آن تصمیمِ کذایی را می‌گیرد: شب به قبرستان می‌رود به امیدِ آنکه دیگر از آنجا بیرون نیاید. جوان اما به دستِ آن‌هایی که برای روشنِ کردنِ فانوس شبِ سومِ عزیزِ تازه فوت‌شده‌اشان به قبرستان رفته بودند، نجات پیدا می‌کند.

سومین خودکشی هم مربوط به همسر یکی از کارگران اخراج شده‌ی کارخانه است. در مورد او چیز زیادی نمی‌دانیم اما کارگران تاکید می‌کنند که فقر و ناتوانی در تهیه‌ی نیازهای اساسیِ زندگی دلیل این خودکشیِ نافرجام است. آن‌ها می‌گویند بیکاریِ مرد و ترس از تداوم فلاکت ناشی از این بیکاری، زن را به جایی رساند که ترجیح داد برای همیشه به زندگیِ خود پایان دهد.

مردم با کمک خیرها روزگار را سپری می‌کنند

این میزان از فقر و فلاکت در «چوار» گسترده است و خیلی‌ها تجربه‌اش می‌کنند. یکی از کارگرانِ جوشکار که درآمدش ماهی بین ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان و نسبت به دیگران از اوضاع و احوال بهتری برخوردار است می‌گوید: «دیدنِ این همه بیچارگی، افسرده‌امان کرده است. تا در اینجا زندگی نکنید، این حجم از نداری را نمی‌توانید درک کنید.» او که گاهی برای کمک به کارگران بیکار شده و تامین مواد غذایی خانواده‌ها فعالیت خیرانه انجام می‌دهد به ما از تجربه‌اش می‌گوید: «اینجا بعضی‌ها حتی یک وعده غذا هم به زور تأمین می‌کنند. به آشپزهایی که برای پیمانکارانِ تهیه‌ی غذا کار می‌کنند گفته‌ایم باقیمانده‌ی غذا را دور نیندازند، ما می‌بریم و به خانواده‌های نیازمند می‌دهیم.»

او می‌گوید: «تلفنم از مخابرات هم بیشتر زنگ می‌خورد! مردم برای زنده ماندن از من کمک می‌خواهند. دنبالِ خیر تا ایلام و مهران و سرابله هم رفته‌ام. برخی از مدیران و پیمانکاران را می‌شناسم و از آن‌ها برای مردم کمک جمع می‌کنم.»

«پتروشیمی» آخرین امیدشان است

با این اوصاف، ماندن در «پتروشیمی» برای کارگران مسئله‌ی مرگ و زندگی است. بیکاری برای آن‌ها همان رنگ بالاتر از سیاهی است. بیکاری یعنی تدوامِ فلاکت، یعنی فرو رفتنِ هر روزه در باتلاق فقر و بیچارگی. کارگران پیمانکاری که تا پیش از بیکارشدنشان، به سختی روزگار می‌گذراندند، بعد از بیکار شدن، تصویری جز فروپاشی از آینده‌ی خود و خانواده‌اشان ندارند.

به همین دلیل است که کارگران دست از اعتراض بر نمی‌دارند. آن‌ها چند هفته‌ی پیش با یارانه‌اشان بلیت خریدند و به تهران آمدند تا با مدیران هلدینگ خلیج فارس دیدار کنند، اما جز وعده‌ی بخش حراست، چیز دیگری نصیبشان نشد. برخی از کارگران چند روزی را هم در زندان و – آنطور که خودشان می‌گویند – در بند دزدان و قاتلان سپری کردند و با قرار وثیقه آزاد شدند. تعدادی از کارگران هم احضار شده‌اند، تعهد داده‌اند و برایشان پرونده تشکیل شده است.

با همه‌ی اینها، کارگران خواسته‌اشان را تکرار می‌کنند: کار در پتروشیمی. برای آن‌ها فرقی ندارد در تهران چه می‌گذرد و چه کسانی قرار است وزیر و وکیل شوند. در هیاهویِ اتفاقات اخیر، آن‌ها از جایی که به قول خودشان آخر دنیاست، فریاد می‌زنند و کار می‌خواهند. برای این کارگران، «پتروشیمی» اولین و آخرین امیدشان است. ایلنا۰۴/۰۵/۱۴۰۳

دستکم یازده تجمع اعتراضی برگزار شد

خبرگزاری هرانا – امروز چهارشنبه سوم مردادماه، گروهی از کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری، جمعی از کارکنان شرکت نفت فلات قاره شاغل در منطقه عملیاتی بهرگان، شماری از نیروی‌های شرکت مخابرات منطقه آذربایجان شرقی در تبریز، جمعی از شهروندان جویای کار در مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت تپه، جمعی از مالباختگان مجتمع تجاری تفریحی گلباران در دزفول، گروهی از متقاضیان مسکن ملی و جمعی از اعضای مجتمع فن‌آوران در شهرکرد، شماری از کارگران شرکت ذوب آهن ششدار در ایلام، جمعی از تراکتورداران در کهنوج، گروهی از کارکنان و بهورزان مراکز بهداشتی درمانی در رفسنجان و گروهی از نیروهای نهضت سواد آموزی در تهران برای سومین روز متوالی با برگزاری تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳، گروهی از کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، در مقابل ساختمان مدیریت این شرکت، دست به تجمع زدند.

این کارکنان معترض خواستار “حذف مدیران نالایق، ناعادلانه بودن سقف‌ حقوق، اصلاح کف‌ حقوق برای کارکنان جدید، حذف محدودیت حق‌ سنوات بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات، اجرای کامل ماده ۱۰، پرداخت بک-پی ماده ۱۰، عدم تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی و عدم دست‌ درازی به صندوق بازنشستگی نفت”‌ هستند.

تجمع اعتراضی کارکنان شرکت نفت فلات قاره در منطقه عملیاتی بهرگان

به گزارش هرانا، امروز چهارشنبه سوم مردادماه، جمعی از کارکنان شرکت نفت فلات قاره شاغل در منطقه عملیاتی بهرگان سکوی بهرگانسر، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، در محل کار خود تجمع کردند.

“حذف مدیران نالایق، ناعادلانه بودن سقف‌ حقوق، اصلاح کف‌ حقوق برای کارکنان جدید، حذف محدودیت حق‌ سنوات بازنشستگی و پرداخت کامل سنوات، اجرای کامل ماده ۱۰، پرداخت بک-پی ماده ۱۰، عدم تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی و عدم دست‌ درازی به صندوق بازنشستگی نفت”‌ از جمله مطالبات کارگران معترض به شمار می آید.

تجمع کارکنان شرکت مخابرات در تبریز

به گزارش ایلنا، امروز چهارشنبه سوم مردادماه و روز سه شنبه دوم مردادماه، شماری از نیروی‌های شرکت مخابرات منطقه آذربایجان شرقی، تحت قرارداد شرکت اقماری شسکام در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان، در مقابل ساختمان این سازمان در تبریز، دست به تجمع زدند.

بر اساس این گزارش، تجمع این کارکنان در اعتراض به نداشتن امنیت شغلی، عدم پرداخت حق بیمه از سوی کارفرما، نارضایتی از بیمه تکمیلی، حقوق‌های پایین، عدم تغییر گروه‌های شغلی، عدم واریز مزایا به صورت مستمر، عدم اجرای قانون رتبه‌‎بندی و طرح طبقه‌بندی مشاغل براساس طرح کارفرما، عدم پرداخت معوقات پایان کار (سنوات ۲ سال گذشته) و مانده مرخصی و غیره، عدم اجرای قانون تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و شرکتی، عدم پرداخت حق لباس برای تعدادی از نیروها صورت گرفته است.

تجمع شهروندان جویای کار در مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت تپه

به گزارش ایلنا، امروز چهارشنبه سوم مردادماه، جمعی از شهروندان جویای کار در مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت تپه، تجمع کرده و خواستار اشتغال جوانان بومی شدند.

این شهروندان معترض که بسیاری از آنها کارهای تخصصی پروژه ای انجام داده اند، خواستار اشتغال در شرکت هفت تپه هستند.

تجمع نیروهای نهضت سواد آموزی در تهران

به گزارش صدای آمریکا، امروز چهارشنبه سوم مردادماه، گروهی از نیروهای نهضت سواد آموزی در تهران، برای سومین روز متوالی در مقابل وزارت آموزش و پرورش دست به تجمع اعتراضی زدند.

این نیروهای معترض خواهان تعیین تکلیف وضعیت شغلی خود و جذب در آموزش و پرورش هستند.

تجمع اعتراضی سرمایه گذاران گلباران در دزفول

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، جمعی از مالباختگان مجتمع تجاری تفریحی گلباران در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان دادگستری دزفول دست به تجمع زدند.

تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن ملی در شهرکرد

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، گروهی از متقاضیان مسکن ملی در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان دادگستری در شهرکرد تجمع کردند.

بر اساس این گزارش، عدم تحویل واحد ها بعد از گذشت ۵ سال، عدم قیمت گذاری درست و منصفانه، کیفیت بد مصالح و ساخت و تهدید متقاضیان از سمت مسئولین منجر به اعتراض این شهروندان شده است.

تجمع اعتراضی اعضای فن‌آوران در شهرکرد

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، جمعی از اعضای مجتمع فن‌آوران در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان دادگستری در شهرکرد دست به تجمع زدند.

در این گزارش آمده است؛ این شهروند خواستار واگذاری زمین هایشان بعد از ۱۳ سال هستند.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت ذوب آهن ششدار در ایلام

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، شماری از کارگران شرکت ذوب آهن ششدار در ایلام در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان تجمع کردند.

بنابراین گزارش، شهرداری ایلام با درخواست پرداخت ۱۰۰۰ تومان به ازای ورود هر کیلو آهن به این‌ مجتمع باعث تعطیلی و بیکاری بیش از ۵۰ نفر از کارگران این واحد صنعتی استان شده است.

تجمع اعتراضی تراکتورداران در کهنوج

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، جمعی از تراکتورداران در اعتراض به عدم تخصیص سهمیه سوخت در کهنوج دست به تجمع زدند.

تجمع اعتراضی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی رفسنجان

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، گروهی از کارکنان و بهورزان مراکز بهداشتی درمانی رفسنجان در محوطه مرکز بهداشت این شهرستان با خواسته‌ی پرداخت معوقات سال گذشته و امسال دست به تجمع زدند.

هرانا ۰۳/۰۴/۱۴۰۳

فقدان ایمنی کار به مرگ سه کارگر انجامید

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳، یک کارگر حین تمیزکاری در یک ساختمان در حال ساخت، به داخل چاه آسانسور سقوط کرده و جان خود را از دست داد.

روابط عمومی آتش نشانی سقز در این خصوص اعلام کرد: یک کارگر شصت ساله حین انجام کار در یکی از محلات شهر سقز، بر اثر سقوط به داخل چاه آسانسور یک ساختمان، جان خود را از دست داد.

جسد این کارگر توسط نیروهای آتش نشانی به سردخانه بیمارستان شفا سقز منتقل شد.

مرگ یک محیط بان در کامیاران

به گزارش کولبرنیوز، یک نیروی منابع طبیعی حین انجام کار جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، اسماعیل کریمی متاهل و پدر دو فرزند روز دوشنبه یکم مردادماه، که طی حادثه آتش سوزی در روستای کانی گیشه شهرستان کامیاران مصدوم و به بیمارستان کوثر سنندج منتقل شده بود، روز جاری بر اثر شدت جراحات سوختگی هشتاد درصد، جان خود را از دست داد.

مرگ یک کارگر در مشهد

به گزارش ایلنا، یک کارگر در مشهد حین انجام کار جان خود را از دست داد.

جانشین فرمانده انتظامی مشهد در این خصوص گفت: روز سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳، یک کارگر چهل و سه ساله هنگام کار با دستگاه پمپ کفکش داخل چاه، در یکی از روستاهای حاشیه شهر مشهد دچار برق گرفتگی شده و پیش از رسیدن نیروهای امدادی جان خود را از دست داد.

محمد چراغ افزود: در خصوص این حادثه پرونده قضائی تشکیل شده است.

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.هرانا ۰۳/۰۴/۱۴۰۳

عبدالرزاق امیری، فعال صنفی معلمان آزاد شد

خبرگزاری هرانا – عبدالرزاق امیری، فعال صنفی معلمان استان فارس که در حال تحمل محکومیت خود تحت نظارت پابند الکترونیکی بود، به صورت مشروط آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانال صنفی معلمان ایران، عبدالرزاق امیری آزاد شد.

براساس این گزارش، با آزادی مشروط آقای امیری پس از گذراندن بیش از یک سوم از دوران محکومیت اش، موافقت شده و پابند الکترونیکی از پای وی باز شد.

آقای امیری در اردیبهشت سال ۱۴۰۱ و در آستانه هفته معلم در ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی در خرداد سال گذشته توسط دادگاه انقلاب شیراز به دوسال حبس تحت نظارت پابند الکترونیکی محکوم شد. این حکم پس از چندی در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. 

در آبان سال گذشته شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، از اجرای دو سال حبس تحت نظارت پابند الکترونیکی عبدالرزاق امیری خبر داده بود. آقای امیری تحت نظارت پابند الکترونیکی تا محدوده ۱۰۰۰ متری از محل سکونت اجازه تردد داشت.هرانا ۰۳/۰۴/۱۴۰۳

مصدومیت نیروی منابع طبیعی در جریان اطفا حریق کوه های کامیاران

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کردستان از وقوع آتش سوزی در کوه های لاین و کانی گشه شهرستان کامیاران خبر داد.

بهزاد شریفی پور در تشریح این حادثه گفت: این آتش سوزی حوالی ساعت ۱۰ صبح روز اول مردادماه آغاز و پس از چند ساعت تلاش، مهار شد.

وی با اشاره به اینکه در این آتش سوزی یکی از کارکنان منابع طبیعی در حین عملیات اطفاء حریق دچار سوختگی شدید شد، ادامه داد: مصدوم به وسیله بالگرد اورژانس به بیمارستان کوثر سنندج اعزام شده و در بخش مراقبت‌های ویژه تحت نظر است.

به گفته شریفی پور، حادثه مذکور به دلیل سهل انگاری یکی از افراد محلی رخ داده و در اثر آن ۲۰ هکتار از مراتع طعمه حریق شده است.هرانا ۰۲/۰۵/۱۴۰۳

محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان به حبس محکوم شد

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه قعالان حقوق بشر در ایران، محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران به حبس محکوم شد.

براساس حکمی که در تاریخ سی و یکم تیرماه، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب شهرستان شهریار صادر و به آقای حبیبی ابلاغ شده است، وی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام محمد حبیبی در تاریخ نهم تیرماه سال جاری در شعبه مذکور برگزار شده بود.

محمد حبیبی اواسط فروردین‌ماه ۱۴۰۲، به‌ دلیل انتشار مطالبی اعتراضی در رابطه با مسمومیت‌های سریالی دانش‌آموزان، توسط ماموران امنیتی در محل کار خود در تهران بازداشت شد. وی نهایتا در تاریخ سی و یکم اردیبهشت همان سال با قرار تامین کیفری از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.

لازم به ذکر است، این سخنگوی کانون صنفی معلمان پیشتر نیز در تاریخ دهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، در آستانه هفته معلم در ایران و تجمع اعتراضی فرهنگیان توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و در تاریخ نوزدهم بهمن ماه همان سال، از زندان اوین آزاد شده بود.

وی نهایتا در آبان ماه ۱۴۰۱، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام اجتماع و تبانی به سه سال و هفت ماه، بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس، دو سال محرومیت از فعالیت و عضویت در گروه ها و منع خروج از کشور محکوم شد.

محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان پیش از این نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.هرانا ۰۱/۰۵/۱۴۰۳

گزارشی از آخرین وضعیت نسرین حسنی، روزنامه نگار در زندان بجنورد

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نسرین حسنی، در زندان بجنورد بسر میبرد.

یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: محکومیت خانم حسنی چندی پیش به رای باز تغییر کرد و وی پنجشنبه و جمعه ها را به مرخصی اعزام میشد. اما اوایل تیر ماه هنگامی که وی در مرخصی بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به دلیل انتشار مطالبی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری مورد بازجویی قرار گرفت. وی پس از یک روز به زندان بجنورد منتقل شد و از آن زمان رای باز این شهروند لغو و ملاقات های وی با خانواده نیز محدود شده است. همچنین خانم حسنی تنها زندانی سیاسی زن زندان بجنورد است که بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار زندانیان جرایم عمومی نگهداری میشود.
این منبع مطلع در ادامه افزود: با کارشکنی مسوولان تاکنون تجمیع احکام در خصوص محکومیت های خانم حسنی صورت نگرفته است.

این روزنامه نگار در تاریخ بیستم آبان ماه سال گذشته، توسط شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری دو شهرستان بجنورد از بابت اتهام نشر اکاذیب به هفت ماه حبس و از بابت عدم رعایت حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی به یک میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.

همچنین وی در آذرماه سال ۱۴۰۲ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب بجنورد به ریاست حبیب الله پیرگزی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق بارگذاری عکس و فیلم و پست در فضای مجازی” به یک سال حبس محکوم شد. چندی بعد، این حکم توسط شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی عینا تایید شد.

نسرین حسنی مورخ پانزدهم بهمن ماه سال ۱۴۰۲، پس از مراجعه به شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب بجنورد، جهت تحمل حبس بازداشت و به زندان بجنورد منتقل شد.هرانا ۰۱/۰۵/۱۴۰۳

مصدومیت یک کارگر انبار LPG بر اثر انفجار کپسول

به گزارش ایلنا، صبح امروز دوشنبه انفجار کپسول LPG  دریک انبار محل نگهداری کپسول‌های گاز مایع درباغ فردوس اصفهان به مصدومیت و سوختگی یک کارگر انجامید که با حضور امدادگران به بیمارستان منتقل شد.

این انفجار موجب وارد شدن خسارت به کارگاه و سیلندرهای گاز مایع ۱۱ کیلویی شد اما نیروی‌های امداد و نجات با خنک‌سازی سیلندها مانع انفجار مابقی سیلندرها شدند.ایلنا۰۱/۰۵/۱۴۰۳