
خبرگزاری هرانا – گزارش میدانی پیشرو به بحران کمبود دارو در ایران پس از جنگ و گسترش بازار غیررسمی فروش دارو میپردازد؛ بحرانی که بیماران را از صف داروخانهها به کانالها و گروههای تلگرامی کشانده است.
گزارش حاضر بر پایه روایت بیماران، خانوادهها و کارکنان داروخانهها، تصویری از دشواری روزانه تهیه دارو، افزایش قیمتها، نگرانی درباره اصالت داروهای بازار آزاد و شکلگیری شبکههای غیررسمی تأمین دارو ارائه میکند:
بعد از ساعت ۹ شب است اما صف مقابل داروخانه شبانهروزی خیابان طالقانی هنوز تمام نشده. بعضی بیماران نسخههای کاغذی را در دست دارند و بعضی دیگر عکس جعبه دارو را روی تلفن همراهشان نشان میدهند. زن میانسالی هر چند دقیقه یک بار نام داروی همسرش را زیر لب تکرار میکند؛ مرد جوانی کنار در ورودی مدام با چند داروخانه دیگر تماس میگیرد و پاسخ همه تقریباً یکسان است: «نداریم.»
بحران کمبود دارو که در ماههای پس از جنگ شدت گرفته، حالا مسیر تهیه بسیاری از داروها را از داروخانههای رسمی به بازارهای غیررسمی و کانالهای تلگرامی کشانده است. بیمارانی که تا چند ماه پیش داروی خود را با نسخه پزشک و از شبکه رسمی تهیه میکردند، اکنون ساعتها میان داروخانهها سرگردان میشوند و در نهایت اغلب به بازار آزاد پناه میبرند؛ بازاری که در آن قیمتها چند برابر است و هیچ تضمینی برای اصالت دارو وجود ندارد.
پشت شیشه بعضی داروخانهها برگههایی نصب شده که روی آنها نوشتهاند: «داروی انسولین موجود نیست»، «تحویل فقط با کد ملی بیمار»، «از پاسخگویی تلفنی درباره موجودی معذوریم». اما تنها چند ساعت بعد همان داروها در کانالها و گروههای تلگرامی با قیمت آزاد آگهی میشوند. برخی فروشندگان حتی نام دارو را علنی نمینویسند و فقط در پیام خصوصی قیمت اعلام میکنند.
سودابه، زن ۳۵ سالهای که برای پیدا کردن داروی قلب پدرش سه روز است میان داروخانههای مختلف تهران رفتوآمد میکند، به هرانا میگوید در نهایت یکی از مراجعهکنندگان لینک یک کانال تلگرامی را برایش فرستاده است.
«اول گفتن سهمیه تموم شده، بعد گفتن شاید هفته بعد توزیع بشه. هر جا رفتیم یا نداشتن یا میگفتن معلوم نیست کی دوباره برسه.»
او میگوید در نهایت همان دارو را از بازار غیررسمی پیدا کرده اما با قیمتی تقریباً سه برابر نرخ قبلی.
«وقتی دارو رو پیدا کردیم خوشحال شدیم، ولی بعد ترسیدیم نکنه تقلبی باشه. هیچ راهی هم برای مطمئن شدن نداشتیم.»
بررسی چندین کانال و گروه تلگرامی مرتبط با فروش دارو نشان میدهد نام داروهای بیماران خاص، داروهای دیابت، برخی داروهای شیمیدرمانی، آمپولهای هورمونی و اقلام وارداتی تقریباً هر روز در این فضاها خرید و فروش میشوند. بعضی فروشندگان ادعا میکنند داروها را «مستقیم از داروخانه» یا «از مسافر خارجی» تهیه کردهاند. در برخی آگهیها حتی از عبارتهایی مثل «تعداد محدود»، «آخرین موجودی» یا «فقط تهران» استفاده میشود؛ عباراتی که بیشتر به بازار ارز و کالاهای قاچاق شباهت دارد تا دارو.
رضا، راننده تاکسی ۴۶ ساله، به هرانا میگوید برای پیدا کردن قلم انسولین مادرش چندین داروخانه در نقاط مختلف تهران را جستوجو کرده است.
«بعضی داروخانهها اصلاً نمیذاشتن اسم دارو رو کامل بگیم. تا میفهمیدن چی میخوایم میگفتن نداریم. آخرش توی همون کانالها پیدا کردیم، ولی قیمتش خیلی بیشتر بود.»
او میگوید خانوادهاش دیگر چارهای جز خرید از بازار غیررسمی ندارد.
«وقتی مریضت هر روز به دارو احتیاج داره، نمیتونی صبر کنی شاید هفته بعد دوباره توزیع بشه.»
پس از جنگ، فشار بر نظام دارویی کشور از چند جهت همزمان افزایش یافت. اختلال در واردات مواد اولیه، دشواری نقلوانتقال ارز، آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای حملونقل، بدهی انباشته بیمهها و افزایش ناگهانی تقاضا برای برخی داروها باعث شد کمبودها بهتدریج گستردهتر شوند. داروهایی که پیشتر تنها گاهی نایاب میشدند، حالا به اقلامی تبدیل شدهاند که بیماران باید برای پیدا کردنشان ساعتها جستوجو کنند.
یکی از کارکنان یک داروخانه در مرکز تهران که نخواست نامش منتشر شود به گزارشگر هرانا میگوید فشار کمبود دارو در ماههای اخیر بهوضوح بیشتر شده است.
«بعضی داروها اصلاً به تعداد کافی به داروخانه نمیرسه. برای بعضی اقلام دستور دادن محدود تحویل بدیم یا فقط با مدارک کامل بیمار ارائه کنیم.»
او میگوید شکلگیری بازار غیررسمی در چنین شرایطی تقریباً اجتنابناپذیر است.
«وقتی تقاضا بالاست و دارو کم پیدا میشه، طبیعیه که واسطهها وارد بشن. بیمار هم چون نیاز فوری داره مجبور میشه از هر راهی تهیه کنه.»
در برخی داروخانهها، تنش میان بیماران و کارکنان به بخشی از فضای روزمره تبدیل شده است. مردی که برای تهیه داروی ضدتشنج دخترش به داروخانه مراجعه کرده، بعد از شنیدن پاسخ منفی مسئول نسخه چند دقیقهای با صدای بلند اعتراض میکند و میگوید: «اگر دارو نیست پس این همه آدم چرا هر شب میان اینجا؟»
چند نفر در صف سر تکان میدهند. زنی که کودک خردسالش را در آغوش گرفته آرام میگوید: «همه دنبال یک چیزیم؛ امید اینکه شاید اینجا پیدا بشه.»
بیماران میگویند مشکل فقط کمبود دارو نیست، بلکه افزایش شدید هزینهها نیز فشار سنگینی بر خانوادهها وارد کرده است. بسیاری از داروهایی که قبلاً با بیمه قابل تهیه بودند، حالا یا اصلاً پیدا نمیشوند یا فقط با نرخ آزاد در بازار غیررسمی به فروش میرسند.
سودابه میگوید هزینه دارویی که برای پدرش تهیه کردهاند تقریباً معادل یک هفته درآمد خانواده بوده است.
«قبلاً با بیمه قابل پرداخت بود، ولی الان اگر پیدا بشه باید آزاد بخریم. خیلیها واقعاً از پسش برنمیان.»
اسکرین شاتی از یک نمونه کانال تلگرامی فروش غیرمجاز دارو
در کنار افزایش قیمت، نگرانی درباره اصالت داروها نیز رو به افزایش است. نبود نظارت مشخص بر شرایط نگهداری و توزیع داروهای فروختهشده در بازار غیررسمی باعث شده بسیاری از بیماران ندانند دارویی که مصرف میکنند اصل است یا تقلبی، تاریخ مصرف گذشته است یا در شرایط مناسب نگهداری شده است.
یکی از بیماران مبتلا به سرطان که برای تهیه داروی شیمیدرمانی به بازار آزاد مراجعه کرده میگوید:
«وقتی دارو رو تحویل گرفتم حتی جعبهاش هم کمی آسیب دیده بود. نمیدونستم باید اعتماد کنم یا نه. ولی انتخاب دیگهای نداشتم.»
فعالان حوزه سلامت هشدار میدهند ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای گستردهتری برای سلامت عمومی داشته باشد. به گفته آنها، گسترش بازار غیررسمی دارو فقط به معنای افزایش قیمت نیست، بلکه خطر ورود داروهای قاچاق، تقلبی و فاقد استاندارد را نیز افزایش میدهد.
یکی از پزشکان داخلی در تهران که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش منتشر شود به هرانا میگوید بسیاری از بیماران حالا درمان خود را نیمهکاره رها میکنند یا دوز دارو را کاهش میدهند تا مدت بیشتری دوام بیاورد.
«وقتی بیمار نمیتواند دارویش را پیدا کند یا هزینه آن را بپردازد، درمان عملاً مختل میشود. این فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ یک بحران مستقیم سلامت عمومی است.»
او میگوید در هفتههای اخیر موارد متعددی از مراجعه بیماران با وضعیت وخیمتر نسبت به گذشته مشاهده کرده است.
«بعضی بیماران چند روز داروشون قطع شده چون نتونستن تهیه کنن. برای بیماریهای مزمن یا خاص، همین وقفه کوتاه میتونه بسیار خطرناک باشه.»
در همین حال، مسئولان بارها از مشکلات تأمین ارز، محدودیتهای واردات و فشار اقتصادی بهعنوان دلایل اصلی کمبود دارو نام بردهاند. اما برای بسیاری از بیماران، بحران دارو نه در آمارها بلکه در تجربه روزانه آنها معنا پیدا میکند؛ در ساعتهای طولانی جستوجو میان داروخانهها، در صفهای شبانه، در تماسهای بیپاسخ و در پیامهای کانالهای تلگرامی.
شب که جلوتر میرود صف داروخانه کوتاهتر نمیشود. بعضی بیماران ناامید برمیگردند و بعضی دیگر هنوز امیدوارند شاید موجودی جدیدی برسد. مرد جوانی که نسخهای در دست دارد، پیش از ترک داروخانه شماره تلفنش را به فردی در صف میدهد و میگوید: «اگر جایی پیدا کردی به منم خبر بده.»
در روزهایی که بحران دارو به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده، بسیاری از بیماران حالا شبکهای غیررسمی از آشنایان، کانالها و گروههای مجازی ساختهاند؛ شبکهای برای پیدا کردن دارویی که تا همین چند وقت پیش تهیه آن بخشی عادی از روند درمان بود.
برای کسانی که هر روز از این داروخانه به آن داروخانه میروند، بحران دارو دیگر فقط یک خبر یا آمار اقتصادی نیست. این بحران حالا بخشی از زندگی روزمره آنهاست؛ زندگیای که در آن پیدا کردن چند قرص، یک آمپول یا قلم انسولین گاهی از خود درمان دشوارتر شده است.
خبرگزاری هرانا – ۱۴۰۵/۰۲/۱۹