
رکنا، حمله موشکی آمریکا و اسرائیل به مجتمعهای پتروشیمی ایران تنها یک حادثه صنعتی نیست؛ این اتفاق زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و انسانی را ایجاد میکند که زندگی هزاران کارگر و خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این تأسیسات بخشی از زیرساختهای تولیدی غیرنظامی هستند که مواد اولیه صنایع مختلف و بخشهایی از کشاورزی را تأمین میکنند. آسیب دیدن آنها میتواند به کاهش تولید، فشار بر اشتغال و افزایش هزینههای زندگی منجر شود. چنین رخدادهایی باید مورد توجه جامعه جهانی و نهادهای بشردوستانه قرار گیرد، زیرا پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی غیرنظامیان اثر میگذارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، چهل روز گذشته برای بسیاری از مردم ایران با خبرهایی از انفجار، دود و توقف تولید در مجتمعهای پتروشیمی در اثر حملات نظامی همراه بوده است؛ اما آنچه در سطح جامعه جریان دارد فراتر از یک خبر صنعتی است. در شهرهای کارگری جنوب، از ماهشهر تا عسلویه، نگرانی آرامی در میان خانوادههایی شکل گرفته که زندگیشان به این صنعت گره خورده است. پتروشیمی برای آنها فقط یک کارخانه نیست؛ منبع درآمد، آینده فرزندان و ستون اقتصاد محلی است. وقتی واحدهای تولیدی خاموش میشوند، اضطراب به تدریج از محوطه صنعتی به خانهها، بازارها و خیابانهای شهر منتقل میشود؛ جایی که کارگران درباره شیفتهای کاری، پیمانکاران درباره پروژههای متوقفشده و مغازهداران درباره کاهش مشتریان صحبت میکنند. بحرانهای صنعتی اغلب پیش از آنکه در آمارهای اقتصادی دیده شوند، در همین گفتگوهای روزمره و در نگرانیهای آرام یک جامعه کارگری خود را نشان میدهند.
وقتی شریانهای صنعت قطع میشوند
در اقتصادهای مدرن، برخی صنایع فقط یک بخش تولیدی نیستند؛ آنها شریانهای حیاتیاند. اگر از کار بیفتند، ضربان بخش بزرگی از اقتصاد کند میشود. صنعت پتروشیمی در ایران یکی از همین شریانهاست. صنعتی که نه فقط در صادرات و درآمد ارزی نقش دارد، بلکه مواد اولیه هزاران کارخانه کوچک و متوسط را تأمین میکند.
در چهل روز گذشته، ده مجتمع بزرگ پتروشیمی ایران در نقاط مختلف کشور — از ماهشهر و عسلویه در جنوب تا تبریز در شمالغرب — هدف حملات موشکی قرار گرفتهاند و بخشهایی از ظرفیت تولید آنها از مدار خارج شده است. نام این مجتمعها برای بسیاری از مردم شاید صرفاً نام چند کارخانه صنعتی باشد: ماهشهر، پارس جنوبی عسلویه، تبریز، مرودشت، کنگان، مهر، کاویان، دماوند، برزویه و آپادانا. اما در ساختار اقتصاد ایران، این مجتمعها ستونهای یک زنجیره صنعتی عظیم به شمار میروند.
برای درک ابعاد واقعی این بحران، باید از دیوارهای این کارخانهها فراتر رفت؛ زیرا اثر توقف تولید پتروشیمی، بهصورت لایهبهلایه در اقتصاد پخش میشود، ابتدا در اشتغال، سپس در تولید صنعتی، بعد در قیمت کالاها و نهایتاً در زندگی روزمره مردم.
لایه اول بحران: کارگران و کارکنان صنعت
هر مجتمع بزرگ پتروشیمی در ایران معمولاً بین دو تا پنج هزار نیروی مستقیم دارد. این نیروها ترکیبی از کارگران ماهر، اپراتورهای واحدهای فرآیندی، مهندسان شیمی و مکانیک، تکنسینهای ابزار دقیق، کارکنان آزمایشگاهها، نیروهای ایمنی و آتشنشانی صنعتی، و کارکنان اداری و مالی هستند.
اما اشتغال در صنعت پتروشیمی فقط به همین افراد محدود نمیشود. این مجتمعها شبکهای گسترده از پیمانکاران و شرکتهای خدماتی را در اطراف خود شکل دادهاند. شرکتهای تعمیرات صنعتی، پیمانکاران پروژه، شرکتهای مهندسی، خدمات حملونقل جادهای و ریلی، شرکتهای بندری، خدمات تغذیه و اقامتی، و حتی خدمات شهری شهرهای صنعتی به فعالیت این مجتمعها وابستهاند.
در اقتصاد انرژی، یک قاعده شناختهشده وجود دارد، برای هر شغل مستقیم در صنایع بزرگ، چندین شغل غیرمستقیم ایجاد میشود. در مورد پتروشیمیها این ضریب معمولاً بین سه تا پنج برابر است.
به این ترتیب، اگر ده مجتمع بزرگ پتروشیمی از مدار تولید خارج یا دچار اختلال شوند، حدود بیست تا چهل هزار شغل مستقیم و چیزی در حدود صد تا دویست هزار شغل غیرمستقیم ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.
در شهرهایی مانند ماهشهر، بندر امام، عسلویه و کنگان که اقتصاد محلی آنها بهشدت به صنعت انرژی وابسته است، چنین اختلالی فقط یک مسئله صنعتی نیست؛ بلکه به سرعت به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود. کاهش فعالیت مجتمعها میتواند به معنای کاهش قراردادهای پیمانکاری، کاهش شیفتهای کاری و در برخی موارد تعلیق پروژههای صنعتی باشد. این تغییرات بهطور مستقیم بر درآمد خانوادههای کارگری اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، نخستین نشانههای بحران در زندگی روزمره کارگران دیده میشود، کاهش اضافهکاریها، تأخیر در پروژهها و محدود شدن فرصتهای شغلی در منطقه.
لایه دوم بحران: صنایع پاییندستی
اگر صنعت پتروشیمی را به یک درخت تشبیه کنیم، مجتمعهای بزرگ تنه اصلی آن هستند و صنایع پاییندستی شاخههای گسترده آن. توقف تولید در تنه، به سرعت شاخهها را نیز خشک میکند.
مواد اولیه بسیاری از صنایع ایران از همین مجتمعها تأمین میشود. پلیاتیلن، پلیپروپیلن، PVC، PET، انواع رزینها و مواد شیمیایی پایه، خوراک تولید هزاران کارخانه در کشور هستند.
در ایران حدود ده تا پانزده هزار واحد صنعتی کوچک و متوسط وجود دارد که بهطور مستقیم از محصولات پتروشیمی استفاده میکنند. این واحدها در حوزههای مختلف فعالیت دارند، تولید ظروف پلاستیکی، بستهبندی مواد غذایی، تولید الیاف مصنوعی، قطعات پلاستیکی خودرو، لولهها و اتصالات ساختمانی، انواع رنگ و چسب، فومها و عایقهای صنعتی.
برای بسیاری از این کارخانهها، مواد اولیه پتروشیمی بیش از نیمی از هزینه تولید را تشکیل میدهد. بنابراین هرگونه اختلال در عرضه این مواد میتواند تولید آنها را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد.
در هفتههای نخست چنین بحرانی، کارخانهها معمولاً تلاش میکنند با استفاده از موجودی انبارها به تولید ادامه دهند. اما اگر اختلال در تأمین مواد اولیه ادامه پیدا کند، برخی از خطوط تولید ناچار به کاهش ظرفیت یا توقف موقت میشوند.این همان نقطهای است که بحران صنعتی از سطح کارخانههای بزرگ به سطح اقتصاد ملی منتقل میشود.
لایه سوم بحران: فشار بر بازار و قیمتها
مواد پتروشیمی در زندگی روزمره مردم حضور گستردهای دارند، حتی اگر این حضور کمتر دیده شود. از بطری آب و بستهبندی مواد غذایی گرفته تا لولههای ساختمانها و قطعات خودروها، بسیاری از کالاهای مصرفی و صنعتی به این مواد وابستهاند.در نتیجه، کاهش تولید پتروشیمی میتواند به سرعت به افزایش قیمت در طیف وسیعی از کالاها منجر شود.
در بخش کالاهای مصرفی، نخستین افزایش قیمتها معمولاً در محصولاتی دیده میشود که وابستگی مستقیم به پلاستیک دارند، بطریهای نوشیدنی، ظروف یکبار مصرف، کیسهها و نایلونها، محصولات بهداشتی مانند پوشک و برخی لوازم خانگی پلاستیکی.
در بخش صنعت، افزایش هزینه مواد اولیه به سرعت بر قیمت کالاهایی مانند لولههای ساختمانی، قطعات پلاستیکی خودرو، رنگها، چسبها، عایقها و تجهیزات بستهبندی اثر میگذارد.
افزایش قیمت در این بخشها اغلب به صورت زنجیرهای عمل میکند. هنگامی که هزینه مواد اولیه بالا میرود، تولیدکنندگان ناچارند قیمت محصول نهایی را افزایش دهند. این افزایش قیمت سپس در مراحل بعدی زنجیره تأمین — از توزیع تا خردهفروشی — تقویت میشود.
در چنین شرایطی، حتی صنایعی که بهطور مستقیم با پتروشیمی مرتبط نیستند نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. برای مثال، افزایش قیمت بستهبندی میتواند هزینه تولید مواد غذایی را افزایش دهد.
لایه چهارم بحران: کشاورزی و امنیت غذایی
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده اختلال در صنعت پتروشیمی، تأثیر آن بر کشاورزی است. بسیاری از کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی، بهویژه کودهای نیتروژنی مانند اوره، در مجتمعهای پتروشیمی تولید میشوند.
کاهش تولید یا اختلال در عرضه این کودها میتواند هزینههای کشاورزی را افزایش دهد. در کشوری که بخش مهمی از تولید محصولات کشاورزی به کودهای شیمیایی وابسته است، افزایش قیمت این نهادهها ممکن است در نهایت به افزایش قیمت محصولات غذایی منجر شود.
لایه پنجم بحران: صادرات و اقتصاد کلان
پتروشیمی یکی از مهمترین بخشهای صادرات غیرنفتی ایران است. در سالهای اخیر، این صنعت سهم قابل توجهی از درآمد ارزی کشور را تأمین کرده است.
اختلال در تولید مجتمعهای بزرگ پتروشیمی میتواند به کاهش صادرات محصولات شیمیایی و پلیمری منجر شود. این کاهش صادرات در شرایطی که اقتصاد کشور به ارز حاصل از صادرات نیاز دارد، میتواند فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کند.
در اقتصادهای وابسته به صادرات منابع طبیعی یا محصولات انرژیبر، چنین شوکهایی گاهی به سرعت در شاخصهای کلان اقتصادی نیز دیده میشوند، کاهش درآمد ارزی، افزایش فشار بر نرخ ارز و در نهایت تشدید تورم.
لایه ششم بحران: فقر و نابرابری
در نهایت، اثر همه این تحولات در سطح زندگی مردم آشکار میشود. افزایش قیمت کالاها، کاهش فرصتهای شغلی در برخی بخشها و نااطمینانی اقتصادی میتواند فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد وارد کند.
کارگران صنایع پاییندستی و کارکنان پیمانکاری از نخستین گروههایی هستند که در چنین بحرانهایی آسیب میبینند. این گروهها معمولاً حاشیه امنیت اقتصادی کمتری دارند و هرگونه اختلال در بازار کار میتواند به سرعت معیشت آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
اگر چنین شرایطی برای مدت طولانی ادامه یابد، احتمال افزایش نرخ فقر و گسترش نابرابری اقتصادی وجود دارد.
بحرانهای صنعتی چگونه گسترش مییابند
برخلاف بحرانهای ناگهانی مانند زلزله یا سیل، بحرانهای صنعتی اغلب به آرامی گسترش پیدا میکنند. در ابتدا ممکن است تنها چند کارخانه با کاهش تولید مواجه شوند. اما با گذشت زمان، اثرات آن در بخشهای مختلف اقتصاد ظاهر میشود، در کارخانههایی که مواد اولیه پیدا نمیکنند، در بازارهایی که قیمتها بالا میرود، و در خانوادههایی که با افزایش هزینههای زندگی روبهرو میشوند.
آنچه در چهل روز گذشته رخ داده است، ممکن است تنها آغاز یک دوره پیچیده از پیامدهای اقتصادی باشد. بازسازی مجتمعهای صنعتی بزرگ فرآیندی زمانبر است و بازگشت کامل به ظرفیت تولید ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.
در اقتصاد جهانی امروز، صنایع بزرگ مانند پتروشیمی فقط مراکز تولید نیستند؛ آنها گرههای حیاتی در شبکههای پیچیده اقتصادیاند. هنگامی که این گرهها آسیب میبینند، موجی از اختلال در سراسر شبکه گسترش پیدا میکند.
چهل روز گذشته نشان داده است که خاموش شدن چند مجتمع صنعتی میتواند فراتر از یک حادثه صنعتی باشد. این اتفاق میتواند به بحرانی تبدیل شود که اثرات آن از سواحل خلیج فارس تا کارخانههای کوچک در شهرهای دوردست و در نهایت تا سفره خانوادهها امتداد پیدا میکند اگر برای بحران رخ داده، برنامه ریزی نشود.
در نهایت، حمله به تأسیسات پتروشیمی تنها ضربهای به چند واحد صنعتی نیست. این مجتمعها ماهیتاً زیرساختهای غیرنظامیاند؛ مراکزی که کارکرد اصلی آنها تولید مواد اولیه برای صنعت، کشاورزی و کالاهای مصرفی است و هزاران کارگر، مهندس و کارمند زندگی خود را به فعالیت آنها گره زدهاند. هدف قرار دادن چنین زیرساختهایی، فراتر از یک اقدام نظامی، انتخابی است که بهطور مستقیم معیشت غیرنظامیان را نشانه میگیرد. پیامد آن تنها توقف تولید نیست؛ زنجیرهای از بیکاری، افزایش قیمت کالاها، فشار بر صنایع کوچک، کاهش درآمد خانوارها و گسترش نااطمینانی اقتصادی در جامعه شکل میگیرد. به همین دلیل، آسیب به زیرساختهای تولیدی یک کشور اغلب پیش از آنکه در میدانهای جنگ دیده شود، در زندگی روزمره مردم عادی و بر سفره خانوادهها آشکار میشود و هم در حال حاضر یک جنایت جنگی است و هم اثرات آن فجایع انسانی در جامعه هدف را ایجاد می کند که باعث می شود نیاز باشد نهادهای بشردوستانه جهان به این حملات واکنش نشان داده و ضمن بررسی ابعاد آن میزان محکومیت را اعلام کنند.