هدف‌گیری سفره کارگران با حمله به صنایع فولادی/ متجاوزان چه می‌خواهند؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، در ماهی که گذشت، سایه‌ی شوم جنگ‌افروزی و تجاوز، بار دیگر بر شریان‌های حیاتی اقتصاد و تولید کشور سایه افکند. جنگنده‌های رژیم اسرائیل و ایالات متحده در حملاتی پیاپی و هدفمند، زیرساخت‌های کلیدی و به‌طور مشخص، صنایع پایه‌ی فولاد ایران را آماج تهاجمات خود قرار دادند. اما برای درک عمق این فاجعه، نباید تنها به تخریب ماشین‌آلات و سوله‌های صنعتی بسنده کرد؛ چرا که هدف اصلی این آتش‌افروزی‌ها، ضربه بر پیکره‌ی طبقات مولد و زحمتکش جامعه است.

صنعت فولاد تنها یک بخش تولیدی نیست، بلکه «صنعت پایه» و ستون فقرات سایر بخش‌های حیاتی از جمله خودروسازی، مسکن و زیرساخت‌های عمرانی به شمار می‌رود. توقف یا اخلال در چرخه‌ی تولید فولاد، به‌مثابه‌ی قطع شریان خون‌رسانی به کالبد صنعت کشور است. در این میان، نخستین و بزرگ‌ترین قربانیان این تهاجمات سیستماتیک، نه سرمایه‌داران، بلکه کارگرانی هستند که با دستمزد‌های ناچیز، چرخ‌های سنگین تولید ملی را به گردش درمی‌آورند. این حملات، در ماهیت خود، هجومی مستقیم به امنیت شغلی، سفره‌ی محقر خانواده‌های کارگری و ثبات معیشتی طبقه‌ی کارگر است تا با فلج کردن اقتصادِ پایه، فشار از پایین‌ترین دهک‌های جامعه آغاز شود.

برای واکاوی دقیق‌تر عواقب و ترکش‌های این حملات بر پیکره‌ی صنعت و نیروی کار و همچنین فهم چراییِ تمرکز ماشین جنگیِ امپریالیسم بر این صنایع بنیادین، پای صحبت‌های یکی از نمایندگان کارگری نشسته‌ایم. در ادامه، گفتگو با مجتبی حاجی‌زاده، رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران، دبیر اجرایی خانه کارگر شهر آران و بیدگل و دبیر کانون بازنشستگان این شهرستان را می‌خوانید.

ضربه به «صنعت مادر»؛ خنجری بر پیکره‌ی امنیت شغلی کارگران

مجتبی حاجی‌زاده، با اشاره‌ به هجمه‌های اخیر علیه شریان‌های صنعتی، به‌ویژه فولاد، گفت: «اکنون ما شاهد هستیم که اسرائیل و آمریکا صنایع، به‌خصوص صنایع فولاد را مورد هدف قرار می‌دهند. تا جایی که من اطلاع دارم، در این صنایع بالغ بر بیست تا سی هزار کارگر  و حتی بسیار بیشتر از این تعداد  مشغول به کارند و فعالانه حضور دارند.»

این فعال کارگری، در ادامه با تاکید بر جایگاه بی‌بدیل فولاد در قامتِ «صنعت مادر»، این‌گونه تبیین کرد: «صنعت فولاد، صنعتی پایه است؛ بدین معنا که تمامی صنایع، به‌نوعی به آن وابسته‌اند؛ از قبیل خودروسازی و هر ساختاری که به مواد فولادی و آلیاژها نیازمند باشد. این وابستگی تنها محدود به صنعت ساختمان نیست؛ بلکه صنعت اتومبیل‌سازی، صنایع مختلف دیگر و حتی صنایع کوچکی نظیر تولید تلفن همراه را نیز شامل می‌شود. اگر بخواهیم دقیق‌تر بررسی کنیم، صنایعی که در حوزه پرتودرمانی و پرتوگرافی فعالیت می‌کنند نیز به صنعت فولاد نیازمندند. تمامی این بخش‌ها به صنعت فولاد وابستگی دارند.»

نقض آشکار معاهدات جهانی و عبور از خطوط قرمز انسانی

حاجی‌زاده یادآور شد: «در این ساختار، ما با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها مواجه هستیم که منع قانونی بین‌المللی دارند. پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که سازمان ملل متحد تشکیل شد و کشورها در معاهدات صلح مشارکت کردند، مواردی را ممنوع ساختند؛ اما اکنون به‌وضوح مشاهده می‌کنیم که تمامی این قوانین در حال نقض شدن است. به عبارت دیگر، با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها در کشورهایی نظیر ایران، کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل عملاً از این خطوط قرمز عبور می‌کنند.»

او تصریح کرد: «در واقع، هدف آن‌ها صرفاً صنعت فولاد نیست؛ بلکه هدف اصلی‌شان فلج‌کردن صنعت پایه کشور است. از سوی دیگر، این مسئله مستقیماً به ساختار کارگری ما بازمی‌گردد. این ساختار همانند زنجیری است که حلقه‌های آن به یکدیگر متصل‌اند. هنگامی که صنعت فولاد وجود نداشته باشد، صنعت قطعه‌سازی نیز دچار نقص می‌گردد و در غیاب صنعت قطعه‌سازی، صنعت خودروسازی با مشکل مواجه خواهد شد. تمامی این بخش‌ها به‌صورت زنجیروار به یکدیگر وابسته‌اند.»

دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل، با ترسیم گستره‌ی وسیع اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در این پهنه‌ی صنعتی، خاطرنشان ساخت: «آماری که مطرح می‌شود، اشتغال مستقیم بیست تا سی هزار نفر است؛ اما در مجموع، شاید بالغ بر پنجاه هزار نفر به‌طور مستقیم در صنعت فولاد مشغول به کار باشند و از این طریق کسب درآمد کنند. با این حال، شاغلان غیرمستقیم حداقل سه تا چهار میلیون نفر را شامل می‌شوند که به‌نوعی با این صنعت ارتباط و وابستگی دارند. بنابراین، این موضوع تنها به یک بخش خاص محدود نمی‌گردد، بلکه مسئله‌ای ملی و حتی فراملی محسوب می‌شود.»

وی در تکمیل این زنجیره‌ی درهم‌تنیده افزود: «این بدان معناست که موضوع مذکور به جامعه کارگری، یا به بیان دقیق‌تر، به کل جامعه کارگری ارتباط پیدا می‌کند. در نهایت، مقصود من این است که از صنعت ساختمان‌سازی تا هر بخش دیگری که در نظر بگیرید، صنعت فولاد در آن ایفای نقش می‌کند.»

سفره‌های جهانی کارگران زیر آتش؛ مرگِ خاموشِ عدالت

این نماینده‌ی  کارگران در ادامه نوک پیکان نقد را به سوی نهادهای منفعل بین‌المللی نشانه رفت و بیان داشت: «در این مقطع است که ما تأکید می‌کنیم سازمان‌های جهانی نظیر سازمان بین‌المللی کار، نهادهای مختلف بین‌المللی، کنگره‌های جهانی، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (WFTU) و انواع کنفدراسیون‌های کارگری مرتبط و غیرمرتبط حضور دارند که به‌نحوی گرد هم می‌آیند و تصمیم‌گیری می‌کنند. باید توجه داشت که وقتی از جامعه کارگری سخن می‌گوییم، منظور تنها کشور ایران نیست؛ سراسر جهان دارای نیروی کار است و در تمام دنیا شرایط حوزه کارگری تقریباً در سطحی مشابه قرار دارد. به عبارت دیگر، قوانین کارگری در سراسر جهان، به‌استثنای برخی جزئیات، تقریباً یکسان هستند.»

وی برای روشن‌تر شدن این هم‌سرنوشتیِ جهانی در میان طبقه‌ی کارگر، این‌گونه توضیح داد: «در کلیات، قوانین کارگری در سطح جهان رویه‌ای واحد دارند؛ هرچند در جزئیات ممکن است تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. به‌عنوان نمونه، مقررات ما در ایران پیرامون ساعت کاری مشخصات خود را دارد، در حالی که ممکن است در کشورهای دیگر این میزان هفت ساعت و چهل‌وپنج دقیقه یا شش ساعت تعیین شده باشد. یا در کشور ما روز پنجشنبه تعطیل محسوب می‌شود. باید در نظر داشت که مجموعه‌ای از قوانین پایه وجود دارند که در سراسر جهان تقریباً یکسان عمل می‌کنند. کلیات واحد است و جزئیات را نیز کشورها بر مبنای سیاست‌گذاری دولت‌های متبوع خود تعیین می‌نمایند.»

حاجی‌زاده ادامه داد: «هنگامی که کشوری اقدام به هدف قرار دادن صنعتی می‌کند که در پی آن، حداقل معیشت و امنیت شغلی شش الی هفت میلیون کارگر وابسته و غیرمستقیم تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد، از نگاه من این اقدام حاوی یک پیام روشن است. پیام آن این است که “ما به دنبال نابودی هستیم؛ ما در پی نابود کردن جهان و نابود کردن ایران هستیم”. باید توجه داشت که در پی بروز هر حادثه‌ای، حتی یک زلزله، ویرانی‌هایی به بار می‌آید؛ اما پس از آن مردم به یاری یکدیگر می‌شتابند و کسی از خطوط قرمز انسانی عبور نمی‌کند. با این حال، متأسفانه اکنون به‌وضوح مشاهده می‌کنیم که رژیم صهیونیستی از یک سو و استکبار جهانی از سوی دیگر، به‌راحتی این خطوط قرمز را زیر پا می‌گذارند.»

وی تاکید کرد: «امروز ما با جامعه کارگری سراسر جهان مواجه هستیم. صنایع همانند حلقه‌های زنجیر به یکدیگر متصل‌اند. با توجه به ساختار فضای مجازی در سطح بین‌الملل و شکل‌گیری دهکده جهانی، همان‌گونه که یک کارگر شاغل در واشنگتنِ ایالات متحده آمریکا به نیروی کار ایرانی نیازمند است، نیروی کار ایرانی نیز به او نیاز دارد. حداقل امر این است که حقوق و منافع ما مشترک است. اگر در نقطه‌ای حق فردی تضییع گردد، این‌گونه نیست که تبعات آن تنها در یک ساختار محدود باقی بماند؛ بلکه این مسئله بخشی از یک نظم جهانی است.»

حاجی‌زاده برای اثبات جهان‌شمول بودن دردها و اعتراضات کارگری، گریزِ تاریخیِ کوتاهی زد و یادآور شد: «به‌خاطر دارید که در همین دو سه سال گذشته، معترضان موسوم به جلیقه‌زردها در فرانسه تا پشت درهای کاخ الیزه پیش رفتند. دلیل این اقدام چه بود؟ دلیل آن بروز بی‌عدالتی بود؛ زیرا دولت فرانسه سیاستی را دنبال می‌کرد که از منظر ساختار کارگری، مصداق بارز بی‌عدالتی محض به شمار می‌رفت.»

دومینوی ویرانی؛ ترکش‌های یک تهاجم بر بازار جهانی اقتصاد

وی در ادامه هشدار داد: «در مجموع، هنگامی که زیرساخت‌هایی نظیر شرکت‌های فولادی هدف قرار می‌گیرند، باید عواقب آن را در نظر بگیریم. این پیامدها تنها مختص ایران نخواهد بود. باید توجه داشته باشیم که طی سالیان اخیر، ما صادرات فولاد داشته‌ایم و این محصول را به کشورهای دیگر صادر کرده‌ایم. کشورهایی نظیر چین و روسیه شرکای تجاری کلان ما محسوب می‌شوند و عمده صادرات ما به چین و کشورهای هم‌جوار آن صورت می‌گیرد. بنابراین، صادرات ما محدود به یک کشور خاص نیست؛ از منظر صنعتی، هنگامی که صنایع ما دچار آسیب می‌شوند، این کشورها نیز متحمل ضرر و ضربه خواهند شد.»

او برای تبیین دقیق‌ترِ این درهم‌تنیدگیِ اقتصادی تصریح کرد: «دقیقاً مقصود من همین مسئله است؛ چراکه این زنجیره به هم پیوسته است. صرف‌نظر از داشتن یک شریک تجاری عمده، این‌گونه نیست که تمام مبادلات و تجارت ما منحصر به همان شریک باشد. ما به قاره اروپا صادرات داریم و حتی در آسیای غربی نیز فولاد صادر می‌کنیم. ما حتی به کشورهایی که خودشان به‌نوعی قطب تولید فولاد به شمار می‌روند نیز صادرات داریم، زیرا هزینه تولید در ایران مقرون‌به‌صرفه‌تر است. هنگامی که فولاد در ایران تولید می‌شود و آن کشورها از آن بهره‌برداری می‌کنند، با آسیب دیدن این صنعت، کارگران آن کشورها نیز متضرر خواهند شد.»

حاجی‌زاده ادامه داد: «اگر صنعت فولاد را به‌عنوان صنعت پایه و صنعت خودروسازی را در کنار آن در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که عمده‌ترین مواد اولیه مورد استفاده در صنعت خودروسازی و صنایع مشابه، فولاد است. هنگامی که یک چرخه هدف قرار می‌گیرد و حلقه‌ای از این مدار خارج می‌شود، کل زنجیره متحمل آسیب می‌گردد. ممکن است در این میان ضربه سنگین‌تری به ما وارد شود، اما این بدان معنا نیست که سایر کشورها از این آسیب مصون خواهند ماند؛ بلکه همه بخش‌ها متضرر می‌شوند.»

این مدافع حقوق کارگران افزود: «هنگامی که از سفره مردم سخن می‌گویم، مقصود این است که هرچند ما از برخی مسائل عبور کرده‌ایم، اما این سفره تنها متعلق به مردم ایران نیست، بلکه سفره مردم جهان است. این‌گونه نیست که تصور کنیم تنها معیشت مردم ایران دچار چالش شده است. رخدادهای یک ماه گذشته، معیشت و سفره کل جامعه کارگری در سطح جهان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.»

وی خاطرنشان ساخت: «در حال حاضر، جامعه کارگری ایران انتظار دارد که حداقل تشکل‌های کارگری بین‌المللی وارد عمل شوند و با استفاده از اختیارات و ابزارهایی که در دست دارند، اقدامات مؤثری انجام دهند. اگر قرار بر این باشد که در زمان برگزاری یک کنگره صرفاً به ایراد سخنرانی پرداخته شود و پس از آن همه‌چیز مسکوت بماند، این پرداخت هزینه‌ها چه توجیهی دارد؟ پرداخت این حق عضویت‌ها چه معنایی داشته و چه خروجی ملموسی به همراه دارد؟»

رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران، تأکید کرد: «وقتی عنوان می‌کنیم که جامعه کارگری متحمل ضربه می‌شود، این یک امر قطعی و مسلم است. ممکن است جامعه کارگری ایران آسیب بیشتری را متحمل شود، اما بدون شک، این مسئله معیشت نیروی کار در سراسر جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ چراکه صنعت فولاد یک صنعت پایه است و تمامی صنایع دیگر به آن وابسته‌اند.»

او با رد هرگونه توجیه واهی برای حمله متجاوزانه، چنین استدلال کرد: «اگر استدلال شود که این صنعت در ایران به دلیل تولید قطعاتی خاص باید مورد هدف قرار گیرد، این به‌هیچ‌وجه توجیه قابل‌قبولی نیست. اگر چنین منطقی حاکم باشد، باید تمامی صنایع جهان به نابودی کشانده شوند؛ زیرا در نهایت، هر کشوری برای دفاع از خود، صنایعی نظیر برق، نیرو، آب، فولاد، نساجی و شیمیایی را به کار می‌گیرد و تمامی این بخش‌ها درگیر خواهند بود. بنابراین، با پذیرش این منطق، باید کل صنعت جهان را نابود کرد و به دورانی بازگشت که جوامع تنها به دامداری و کشاورزی اشتغال داشتند!»

وی با اشاره به حق مشروع دفاع و پیوند ناگسستنیِ آن با صنعت، اظهار داشت: «هر کشوری از این حق و اختیار برخوردار است که برای حفاظت از مرزهای خود، به سیاست‌گذاری پرداخته و تحرکات دفاعی داشته باشد. در این راستا نیز، علم و صنعت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. حال اگر امروز صنعت فولاد را هدف قرار دهید، فردا قصد دارید شرکت دیگری را مورد حمله قرار دهید. در این صورت، چه پاسخی برای آیندگان خواهید داشت؟ آیا می‌توانید ادعا کنید که این مسائل ارتباطی به شما نداشته است؟ در حالی که تمامی این اجزا به‌صورت ارگانیک به یکدیگر مرتبط‌اند.»

وی با اشاره به جایگاه و استحکام درونی ایران، کلام خود را چنین ادامه داد: «اگر معیشت کارگران در سراسر جهان و در هر کشور کوچک و بزرگی به نسبت خود تحت فشار قرار گیرد، این مسئله دیگر موضوعی نیست که نیازمند بزرگ‌نمایی باشد، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر است. ایران کشوری بزرگ و پهناور است که حداقل در منطقه خود حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و این توانمندی را به اثبات رسانده است. فارغ از نظام سیاسی حاکم بر آن، ایران دارای مردمی بزرگ است؛ مردمی که با سراسر جهان در ارتباط بوده و دارای مراودات و تبادلات تجاری هستند. جامعه کارگری و کارفرمایی جهان نیز بر اساس همین منطق و ارزیابی واقع‌بینانه مسائل را تحلیل می‌کنند.»

او با کالبدشکافیِ روابط بنیادینِ کار در عرصه‌ی جهانی، چنین توضیح داد: «فارغ از بحث تجارت، رابطه بنیادین، روابط میان کارگر، کارفرما و دولت است. اگر دولت‌ها و پیشبرد سیاست‌های مختص به آن‌ها را در نظر نگیریم، ساختار به این شکل است که کارگر و کارمند باید برای کارفرما فعالیت کنند تا دستمزد دریافت نمایند؛ بدین معنا که عموماً نیروی کار مستقیماً برای دولت کار نمی‌کند که حقوق خود را بی‌واسطه از آن دریافت نماید. در نود درصد از کشورهای جهان، ساختار بر همین منوال است؛ نیروی کار برای کارفرما به فعالیت‌های تولیدی یا خدماتی می‌پردازد و در قبال آن مستحق دریافت دستمزد می‌گردد.»

وی برای ملموس‌تر شدن این بحرانِ جهانی، مثالی از تاریخِ نه‌چندان دور آورد و افزود: «اکنون تصور کنید شرکتی که ما تأمین‌کننده فولاد آن هستیم، در صورت بروز کمبود در زیرساخت‌های ایران، با چه چالشی مواجه خواهد شد؟ آیا کشور دیگری قادر است به‌سادگی جایگزین ما شود؟ با یک شبیه‌سازی می‌توان پرسید که در زمان تحریم صادرات نفت ایران، آیا کشورهایی نظیر عربستان توانستند خلأ سهمیه‌ای را که ما پیش‌تر تأمین می‌کردیم، به‌طور کامل جبران نمایند؟ هر کشوری متناسب با منابع طبیعی خدادادی خود، دارای نظام استخراج و ظرفیت تولیدی مشخص و محدودی است.»

حاجی‌زاده بر قانون‌مندیِ نظم حاکم بر جهان تأکید ورزید و گفت: «خلاصه کلام من این است که تمامی امور دارای نظمی مشخص هستند. حال اگر ساختاری مداخله کرده و قصد برهم‌زدن این نظم را داشته باشد، باید تاوان و تبعات آن را نیز بپذیرد. نمی‌توان نظم جهانی را مختل کرد و سپس از پذیرش مسئولیت شانه خالی نمود. مجامع بین‌المللی یا باید به وظایف ذاتی خود عمل نمایند، یا در صورتی که تمایلی به این کار ندارند، فعالیت آن ساختارها را متوقف سازند و رسماً اعلام کنند که چنین نهادهایی وجود خارجی ندارند تا هر کشوری در مرزهای خود پناه بگیرد.»

او با یادآوری الزامات و مقتضیات قرن بیست‌ویکم، رفتارهای بدوی و تهاجمی را مردود دانست و بیان کرد: «ما در قرن بیست‌ویکم زیست می‌کنیم. در این دوران دیگر پذیرفته نیست که کشوری به‌طور خودسرانه و بدون منطق تصمیم بگیرد نظام حاکم بر کشور دیگری را تغییر دهد، یا مقامات کشوری بر اساس تمایلات شخصی و ناگهانی خود نسبت به کشوری دیگر ابراز خصومت کنند. این‌گونه اظهارات و رفتارها، بیشتر به داستان‌های عامیانه و بی‌اساس شباهت دارد که افکار عمومی جهان دیگر پذیرای آن‌ها نیستند.»

نماینده‌ی جامعه‌ی کارگری، خواستار شکستن چرخه انفعال شد و خاطرنشان ساخت: «از یک سو، مردم و کارگران ایران این انتظار را دارند که اگر کارگران دیگر نقاط جهان قادر به انجام اقدامات عملی نیستند، حداقل با قلم‌فرسایی، مصاحبه و اعلام موضع، از آن‌ها حمایت کنند. روشنفکران جهان باید وارد میدان شده و دیدگاه‌های خود را بیان نمایند. چنانچه مواضع ما نادرست است، با استدلال ما را توجیه کنند. ما در این کشور درون ساختاری پرورش یافته‌ایم که پایبند به گفتمان و منطق است. اگر در رویه ما اشتباهی وجود دارد، با شفافیت می‌گوییم که آماده شنیدن هستیم تا ما را قانع سازند؛ اما این امر نباید مستمسکی برای انجام اقدامات خصمانه تحت پوشش توجیه قرار گیرد.»

او با ابراز تأسف از سکوت مصلحت‌اندیشانه‌ی جهان تأکید کرد: «همه جهانیان به‌خوبی آگاه‌اند که مقصر اصلی کیست و ریشه این اتفاقات در کجاست؛ اما با این وجود سکوت اختیار کرده‌اند. اگر در آینده چنین حادثه‌ای برای کشور دیگری رخ دهد، بی‌شک ایران نخستین کشوری است که از آن انتظار یاری خواهند داشت. بنابراین، اگر کشورها امروز قادر به حمایت از یکدیگر نباشند، این همبستگی در چه زمانی محقق خواهد شد؟ اساساً مفهوم یاری‌رسانی چه معنایی پیدا خواهد کرد؟ خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گونه نیازی به کمک‌های مالی، تسلیحاتی یا نیروی نظامی دیگر کشورها ندارد و به اندازه کافی از امکانات و توانمندی‌های لازم برخوردار است.»

وی با تکیه بر ایستادگیِ تاریخیِ ملت و طبقه‌ی کارگر ایران افزود: «واقعیت دیگری نیز وجود دارد که طی یک ماه و اندی گذشته، و پیش‌تر از آن در جریان جنگ دوازده روزه، به اثبات رسیده است؛ ایران کشوری است که به سهم خود دارای توان، انرژی و پشتوانه مردمی است و از حمایت همه‌جانبه جامعه کارگری و کارفرمایی برخوردار است. بدیهی است که اگر نظام جمهوری اسلامی از پایگاه مردمی محروم بود، شرایط به‌گونه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌خورد. امروز خوشبختانه سراسر جهان شاهد این اقتدار است. اکنون در مراحل ابتدایی بحران قرار نداریم و بیش از یک ماه از این تحولات سپری شده است. با این اوصاف، مدعیان روشنفکری در سطح جهان کجا ایستاده‌اند؟ چرا هیچ صدایی در حمایت از حق از سوی آنان به گوش نمی‌رسد و سکوت اختیار کرده‌اند؟»

وی تاکید کرد: «کاملاً مبرهن است که با هدف قرار دادن صنعت فولاد، کارگران داخلی متحمل آسیب می‌شوند؛ اما مقصود من این است که اگر نیروی کار ایرانی طی یک ماه گذشته آسیب دیده است، این پیامد تنها به کارگر ایرانی محدود نمی‌ماند؛ بلکه کارگران سراسر جهان نسبت به این رویداد، به‌طور قطع و یقین متضرر خواهند شد. ممکن است شدت آسیب برای کارگر ایرانی بیشتر باشد، اما دامنه این آسیب به کل نیروی کار در سطح بین‌الملل تسری خواهد یافت.»

حاجی‌زاده اضافه کرد: «همان‌گونه که مطلع هستید، قیمت فولاد، مشابه طلا، دارای یک نرخ و معیار جهانی است. هنگامی که در کشوری صاحبِ صنعت که دارای چندین شرکت معتبر فولادی است، رخدادی برای این صنایع به وقوع می‌پیوندد، بازارهای جهانی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند. ایران کشوری است که از صنعت بومی فولاد برخوردار است؛ بنابراین، هنگامی که این صنایع هدف قرار می‌گیرند، تأثیر مستقیم آن در نوسانات قیمت جهانی فولاد به‌وضوح قابل‌مشاهده خواهد بود.»

او با اشاره به شوکِ واردشده به بازار در پی حملات اخیر، تصریح کرد: «در همین چند روز گذشته که متأسفانه تعدادی از شرکت‌های فولادی ما مورد حمله قرار گرفتند، شاهد افزایش قیمت جهانی فولاد بوده‌ایم. هنگامی که قیمت جهانی فولاد با افزایش روبه‌رو می‌شود، تبعات آن در سراسر جهان نمایان گشته و مستقیماً بر معیشت و سفره کارگران در اقصی‌نقاط دنیا تأثیر می‌گذارد.»

این فعال کارگری گفت: «جامعه جهانی نمی‌تواند این وضعیت را بپذیرد که صنعت پایه یک کشور مورد هدف قرار گیرد، معیشت میلیون‌ها کارگر با تهدید مواجه شود و هیچ‌گونه واکنش جدی و بازدارنده‌ای صورت نپذیرد. مردم و کارگران ایران این انتظار را دارند که حداقل صدای حمایت کارگران جهان را در دفاع از عدالت و در مخالفت با چنین اقداماتی بشنوند. چنانچه ما در مسیر اشتباهی گام برمی‌داریم، با استدلال ما را قانع سازند؛ اما اگر حقانیت با ماست، سکوت در برابر این وضعیت، سکوتی شرم‌آور است که برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد.»

ایلنا – ۱۵ / ۰۱ / ۱۴۰۵